Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 21636

"حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید" (مولوی)

20 دسامبر 2008, 14:45, توسط بلوچستانی

جناب محترم ژورنالست ونويسنده وشاعر تواناآقای ميرهزار! نخست سلامهای صميمانهء خودرا بحضور شما ژورنالست موفق وبی نظير کشور تقديم می نمايم.
دوديگر اينکه مطالب نويسندهء توانا آقای توفيق رانقطه به نقطه تأييد می کنم واز خداوند برای ايشان وامثال شان توفيق بيشتر می خواهم.
سه ديگراينکه شخصی به نام ralia شعری رابه تأييدنوشتهء توهين آميزحسين زاهدی درهمين صفحه به نشر سپرده که مورد تحسين وتقدير جمعی از بی خدايان ويا مسيحی شدگان امثال نجيب کامل قرار گرفته است؛ ازآنجا که شما سانسور نمی کنيد واين همان راز موفقيت وهردل عزيزی تان است، لذا اميدوارم اين شعر را نيز که يکی از دوستان به جواب اين اشخاص وامثال شان سروده ومن برای تان می فرستم ، منتشر بسازيد.
تشکر

از طرف خدا به بی خدايان:
الا ای آدم بی عقل وکودن /
که مغزت هست کوچک تر زارزن/
زشعری می کنی تعيين تکليف /
برای من برای بندهء من/
نميدانی که سرتا پا تخيل /
بود آغاز تا انجام اين فن /
خود شاعر ندارد گاه باور /
دروغش را به هنگام سرودن /
اگر ابليس را من آفريدم /
نکردم حاکمش برمرد يازن /
ترا من عقل دادم تانباشی /
به راه زشت او گاهی قدم زن /
تومی بينی که آزادی ومختار /
نه يی کور وکر ومعلول والکن /
ترا باشد توانايی به اعضا /
به هرکاری که می خواهيش کردن /
به پايت قدرت رفتار داری /
به هرسويت که باشد قصدرفتن /
به چاهی گر بيندازی خودت را /
کنی آن را برای خويش مدفن /
ويابرقلهء کوهی برايت /
بسازی با مه وخورشيد مسکن /
نگيرم من زپايت قدرتش را /
نه جانت می شود مجبورنی تن /
به دستانت نگر هستند قادر /
به هرچيزی که خواهندش گرفتن /
به کف گيری قلم هستی نه مجبور /
وگرآتش بگيری ياکه آهن /
چراپس می کنی مارا ملامت /
به کارخويشتن ای شخص ارعن /
تو گرپشتت به شيطان می کنی خم /
که تا گردی الاغش ياکه توسن /
چرا باشم من ازاين کارمسئول /
چرا جرم تراگيرم به گردن /
من از بهر تو انگور آفريدم /
نه ازبهر شراب ازآن کشيدن /
توگرخوردی شراب ومست گشتی /
زپر خوردن شروع کردی به ريدن /
چنان ريدی که خود گشتی درآن غرق /
شدت آلوده پيش وپشتِ دامن /
همه همسايگان گشتند مرعوب /
زبس کردی رها باد مطنطن /
پليس آمد ببردت سوی زندان /
که آلودی هوای شهر وبرزن /
بگويی من نکردم اختياری /
چنين کاری که صادر گشت ازمن /
خدا مجبور کردم بهر اين کار /
بگويد گ.. مخورای مرد ارعن /
حسين زاهدی گرگشت مفعول /
وبر هم جنس بازی داد اگر تن /
اگر شد مفتخر زين کارنيکو /
دفاعش کرد باالفاظ روشن /
اگر خوابيد زيرپای مردم /
شدش زان پشت با زخمی مزين /
کجا انصاف باشد اينکه گويد/
توام کردی چنين ای رب ذوالمن /

جستجو در کابل پرس