جواب آقای میرهزار به نوشته راوا را خواندم. به نظرم آقاي ميرهزار اصلا به سوالات مطرح شده در آن نوشته نپرداخته است که اين براي خواننده ميرساند که «راوا» در طرح مسايلي در ارتباط به ايشان حق به جانب است. اگر آقاي ميرهزار واقعا خود را مبرا از آن لکه هایي ميداند که «راوا» به دامانش بسته بايد قاطع، مستدل و منطقي به پاسخ آن بپردازد. از جمله نبشته راوا در چندين جا ايشان را جاسوس رژيم ايران خطاب کرده اند درين مورد آقا چه عکس العملي دارند؟ «راوا» ايشان را متهم ميکنند که زير نام نوآوري در ادبيات، ميخواهد مبارزه مردم عليه تيره بختي ها را به کجراه کشاند. «راوا» ايشان را مرتجع در سياست خطاب کرده که ميخواهد در ادبيات انقلابي باشد، چيري که از نظر «راوا»—و اکثريت چيزدان ها—ناممکن است.
به نظرم نبشته «راوا»—بگذريم از لحن بسيار تند آن—مسايل مهم و حياتي در جامعه افغاني را مطرح کرده که از روي آن خير برداشتن و با چند جمله جوابش را دادن در واقع به اين معني است که فردي که مورد سوال قرار گرفته توان و منطق و يا بهتر بگويم جرئت رد آنرا ندارد.
جاسوس بودن و خادم بودن تعدادي از نويسندگان ما به رژيم ايران متاسفانه يک امر مسلم و روشن است، گريز مطبوعات ما از مسايل کليدي جامعه و خود سانسوري و پوشاندن ترس و هيبت شان از بنيادگرايان زير نام آزادي مطبوعات، غير سياسي بودن و .... امريست که جامعه ما از آن رنج ميشکد و علتي است که سياف و رباني و قانوني و دوستم و گلبدين و .... بهترين استفاده را از اين جو کرده اند.
جواب آقای میرهزار به نوشته راوا را خواندم. به نظرم آقاي ميرهزار اصلا به سوالات مطرح شده در آن نوشته نپرداخته است که اين براي خواننده ميرساند که «راوا» در طرح مسايلي در ارتباط به ايشان حق به جانب است. اگر آقاي ميرهزار واقعا خود را مبرا از آن لکه هایي ميداند که «راوا» به دامانش بسته بايد قاطع، مستدل و منطقي به پاسخ آن بپردازد. از جمله نبشته راوا در چندين جا ايشان را جاسوس رژيم ايران خطاب کرده اند درين مورد آقا چه عکس العملي دارند؟ «راوا» ايشان را متهم ميکنند که زير نام نوآوري در ادبيات، ميخواهد مبارزه مردم عليه تيره بختي ها را به کجراه کشاند. «راوا» ايشان را مرتجع در سياست خطاب کرده که ميخواهد در ادبيات انقلابي باشد، چيري که از نظر «راوا»—و اکثريت چيزدان ها—ناممکن است.
به نظرم نبشته «راوا»—بگذريم از لحن بسيار تند آن—مسايل مهم و حياتي در جامعه افغاني را مطرح کرده که از روي آن خير برداشتن و با چند جمله جوابش را دادن در واقع به اين معني است که فردي که مورد سوال قرار گرفته توان و منطق و يا بهتر بگويم جرئت رد آنرا ندارد.
جاسوس بودن و خادم بودن تعدادي از نويسندگان ما به رژيم ايران متاسفانه يک امر مسلم و روشن است، گريز مطبوعات ما از مسايل کليدي جامعه و خود سانسوري و پوشاندن ترس و هيبت شان از بنيادگرايان زير نام آزادي مطبوعات، غير سياسي بودن و .... امريست که جامعه ما از آن رنج ميشکد و علتي است که سياف و رباني و قانوني و دوستم و گلبدين و .... بهترين استفاده را از اين جو کرده اند.