گلنوربهمن مدیر مسئول "سپیده" و چندین نشریه دیگر پس از شمردن ارزشهای «پیام زن» نوشته بود:
«بی هیچ مداهنه و مبالغهیی باید اذعان كنم كه پیام زن برای من به عنوان یك سند معتبر تاریخی و یك نسخهء ماندگار آرشیفی ارزش استثنایی دارد و هیچ شمارهء آن را سراغ ندارم كه چندین روز متوالی با من صحبت نكرده باشد.
من در رودبار همیشه جاریِ اشكهای پیام زن كه از زخمهای خونین جامعه و آزادی سرچشمه میگیرد، اشك نه، كه چشمهای خود را جاری مـیبینـم و شـادمانـم از ایـن كه پیـام زن تنهـا بـه مـویه و مـاتـم اكتفـا نـمیكند.
زبان برا و غافلگیركنندهء پیام زن، برای پرندههای آشیان بر دوشی كه خانه و كاشانهء خویش را در لابلای شعلههای سركش آتش و پارههای تن فرزندان خویش را زیر رگبار گلولههای كور دشمنان ملت مشاهده كردهاند، مرهم التیام بخشی است كه تسكین میكند و آرامش میدهد ولی این زبان برای آنانی كه همواره ریگ در كفش داشتهاند و به عنوان دشمنان نابخشودنی آزادی و حیثیت ملت و سرزمین ما شناسایی شدهاند، زهرآلود و خشونتآمیز تلقی خواهد شد.
مطالب و مضامین مستدل و گزارشهای مستند و مصور پیام زن دقیقترین آثار و اسنادی اند كه در ده سال آخر در مورد جنایات تهوعانگیز و چندشآور تفنگداران و "پاتكچیان" حكومتهای ملوكالطوایفی نبشته و تهیه شدهاند.
خاطرهء كارنامههای جانبخش و امید آفرین پیام زن در امر اعادهء حقوق و آزادیهای از دست رفتهء زنان را تاریخ معاصر جامعهء ما هرگز به دست فراموشی نخواهد سپرد.
... من عمیقاً باورمندم به استثنای چند تن معدود، اكثر نویسندهگان و شاعرانی را كه پیام زن به سنگ ملامت و تهاجم كوبیده است، شخصیت برتری از سگ داستان بوف كور هدایت كه به امید تكه گوشت كثیفی با چاپلوسی نامحدودی كاردكشیهای قصاب را مداحی میكند و با هر حركت ابروی او دم میجنباند، نداشتهاند. برخی از این نویسندهگان و شاعران (!) تا كنون نیز بیشرمانه به گذشتههای ننگین خویش مباهات میكنند و به دلیل اینكه دار و دستهء فاسد و آدمكش ربانی و شركای حكومتیاش، كابل را به حمام خون مبدل كردهاند، خون ملت را مانند شیر مادر نوشیدهاند...
گلنوربهمن مدیر مسئول "سپیده" و چندین نشریه دیگر پس از شمردن ارزشهای «پیام زن» نوشته بود:
«بی هیچ مداهنه و مبالغهیی باید اذعان كنم كه پیام زن برای من به عنوان یك سند معتبر تاریخی و یك نسخهء ماندگار آرشیفی ارزش استثنایی دارد و هیچ شمارهء آن را سراغ ندارم كه چندین روز متوالی با من صحبت نكرده باشد.
من در رودبار همیشه جاریِ اشكهای پیام زن كه از زخمهای خونین جامعه و آزادی سرچشمه میگیرد، اشك نه، كه چشمهای خود را جاری مـیبینـم و شـادمانـم از ایـن كه پیـام زن تنهـا بـه مـویه و مـاتـم اكتفـا نـمیكند.
زبان برا و غافلگیركنندهء پیام زن، برای پرندههای آشیان بر دوشی كه خانه و كاشانهء خویش را در لابلای شعلههای سركش آتش و پارههای تن فرزندان خویش را زیر رگبار گلولههای كور دشمنان ملت مشاهده كردهاند، مرهم التیام بخشی است كه تسكین میكند و آرامش میدهد ولی این زبان برای آنانی كه همواره ریگ در كفش داشتهاند و به عنوان دشمنان نابخشودنی آزادی و حیثیت ملت و سرزمین ما شناسایی شدهاند، زهرآلود و خشونتآمیز تلقی خواهد شد.
مطالب و مضامین مستدل و گزارشهای مستند و مصور پیام زن دقیقترین آثار و اسنادی اند كه در ده سال آخر در مورد جنایات تهوعانگیز و چندشآور تفنگداران و "پاتكچیان" حكومتهای ملوكالطوایفی نبشته و تهیه شدهاند.
خاطرهء كارنامههای جانبخش و امید آفرین پیام زن در امر اعادهء حقوق و آزادیهای از دست رفتهء زنان را تاریخ معاصر جامعهء ما هرگز به دست فراموشی نخواهد سپرد.
... من عمیقاً باورمندم به استثنای چند تن معدود، اكثر نویسندهگان و شاعرانی را كه پیام زن به سنگ ملامت و تهاجم كوبیده است، شخصیت برتری از سگ داستان بوف كور هدایت كه به امید تكه گوشت كثیفی با چاپلوسی نامحدودی كاردكشیهای قصاب را مداحی میكند و با هر حركت ابروی او دم میجنباند، نداشتهاند. برخی از این نویسندهگان و شاعران (!) تا كنون نیز بیشرمانه به گذشتههای ننگین خویش مباهات میكنند و به دلیل اینكه دار و دستهء فاسد و آدمكش ربانی و شركای حكومتیاش، كابل را به حمام خون مبدل كردهاند، خون ملت را مانند شیر مادر نوشیدهاند...
باری، با آنچه گفتم و پیشمان نیستم.»
آنلاین : «سپیـده»ای كه نبـود (پیام زن)