Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 9235

بیدار شدن سرابی ازخواب غفلت

20 جنوری 2008, 08:51, توسط امیرالمومنین ملا نصرالدین

جوانای وطن سلام
امید که تمام ملیت ها از گذشته پند گرفته باشند و اینده را هشیار باشند که یک جنایت دیگه د ای مملکت بپا نشه ما و شما همگی باید هشیارانه به فکر ملی کردن اقوام باشیم امروز هرکس که اسم سویس را میشنود همزمان کلمه امنیت در ذهن اش حک میشود همین کشور سویس در طول سالیان متمادی در جنگ داخلی مصروف بود برای یاد گیری جنگ به مکتب میرفتن هزارن افراد بدست یک دیگر وحشیانه قتل عام میشدن چندین ایالت را به زور شمشیر از امپراتوری حابسبورگ جداکرده و ضمیمه خاک خویش کردن در این مملکت چهار ملیت با چهار زبان باهم زندگی میکنند امتیاز که این مملکت داره اینست که همیشه خبرگان ملت بدون در نظر کرفتن ملیت ان شخص از سوی مردم انتخاب میشود و شخص مسمول مامور اجرای قانون اساسی کشور است در قانون اساسی کشور برای هیچ کس امتیاز در نظر گرفته نشده در مورد تغییر قانون تمام افراد کشور به رفراندم شرکت کرده و حرف اخر را میزند در این کشور تمام تصمیم های کلان و کوچک مملکت با مشورت گرفته میشود حتی کابینه کشور یک شورای حکومتی هفت نفره هست . کشور سویس مثل افغانستان به دریا راه ابی ندارد از لحاظ معادن یک کشور فقیر است تقریبا تمام مواد اولیه را وارد میکنند افغانستان برعکس از لحاظ منابع زیر زمینی کشور غنی به حساب میاید خوب پس تفاوت ان در چی هست که ان همه چیز دارد غریب ترین و این هیچ چیز ندارد ثروتمند ترین . جواب این معما اینست که مردم سویس از امین ترین و لایق ترین و طن پرست ترین افراد جامعه اش را به سرنوشت مملکت میگمارد و شخص مسول در صورت کارائی و مدیریت درست میتواند دو باره به استخدام دستگاه حکومتی در اید در ضمن رقابت ها به خوب تر کردن بهتر کردن است نه تخریب و بربادی هیچ کس مادام العمر بر قدرت تکیه نمیزند و شخص مسول مثل تمام افراد عادی جامعه یک زندگی معمولی ولی کار زیاد دارداگر در برن پایتخت سویس بروید میتوانید با هریک از مقامات در خواست ملاقات کنید .

در افغانستان بر عکس ما میبینم که در عصر تمدن و مدنینت یک طالب بچه که در پس کوچه های شهر کویته پاکستان غذایش را گدائی در مدرسه دینی صرف و نحو را خواند بود زمام رهبری یک قوم بزرگ افغانستان در دست گرفت و پس از چندی خودش را امیرالمنین عالم خواند و جای تعجت این جاست که چیطور پشتونها که از لحاظ دانش از ملیت های دیگر بهره بیشتر داشتند این هیولا قرن بیست را قبول کردن و به راحتی دنبال اش را گرفتن این مردگ ان قدر نامعلوم بود که حتی خیلی از بزرگان قوم پشتون نه او را و نه عکس اش را دیده بودن ولی باز هم وقتی نام امیرالمنین را میشنیدن تن شان بلرزه در میامد چی قدر مردم بی گناه و ساده دل پشتون را به بهشت نزد حوری های بهشتی فرستادن .

به هیچ وجه قصد اهانت به شخص امیرالمونین و یا مردم پشتون را ندارم فقط این را میگویم که بیائید باهم یک فکر ملی را ایجاد کنیم که در ان امین ترین و لایق ترین فرد مملکت اداره امور کشور را در دست گیرد هیچ فرق نمیکند که نورستانی بلوچ دیگان مشرقی مغربی هزاره تاچیگ پشتون ازبگ سید کوچی .. باشد

در پایان اگه مه را به رهبری قبول داشته باشین که به نفع شما است به دو دلیل دلیل اول اینکه امیرالمونین هستم حق ولایت مثل محترم ملا عمر اخند سر تان دارم دوم اینکه همیشه برای تان قصه های خنده دار میگم و در تلویزیون هم فلم های چارلی چاپلین را میمانم که همگی غم ها را فراموش کنین

بقلم امیرالمونین ملا نصرالدین از سویس

جستجو در کابل پرس