با توجه به نظراتی که در این سایت از مخالفان "راوا" دیدم، به نظر میرسد که اکثر اینان (نه همه) عمدتا از افشاگری های راواست که رنج میکشند و در مقابل میخواهند تیری به سوی راوا پرتاپ کنند. اینان به چیز هایی در مورد سیاست های راوا نکته چینی میکنند، که اگر کمی به خود زحمت مرور نوشته های پیام زن را بدهند به روشنی درمی یابند که این چیزها به راوا نمی چسبد. اینان راوا را متهم به پشتونیزم میکنند، چیزی که راوا از سالهای طولانی علیه آن نوشته و بیش از هر سازمانی شوونیزم ملیتی را محکوم کرده و نمایندگان جریانهای مختلف را افشا و نقد نموده است.
مشخص خودت آقای میرهزار، با "جستجوی" سایت اکتفا کرده و پرسش مطرح میکنی و بالای آنان علامت سوال میگذاری. اولا اگر تکنیکی قضیه را مطرح کنیم، خودت شاید بدانی که مخصوصا در جستجوی کلمات فارسی بالای "جستجوی" اینترنتی نمیتوان اطمینان داشت که به همه چیز رسیدهایم چون در حروف یونیکد فارسی 4 نوع "ی" داریم که اگر خودت یای متفاوت از آنچه در نوشته ها هست، چیزی تایپ کنی در نتیجه جستجو به آن دست نخواهی یافت.
و از آن مهمتر اینکه تا جاییکه میبینم تمامی شماره ها و تمامی مطالب آن در سایت راوا قابل دسترسی نیست و لازم بود خودت کمی بخود زحمت داده، مجله آنان را مرور میکردی تا میشد فهمید که این سوالاتت مسئولانه و بیغرضانه اند.
بطور مثال من مقاله "مسئله ملی و بدمستی های شونیستی و قومپرستانه محلی" را در شماره 40 پیام زن خواندم که به نظرم بهترین برخورد را هم به شوونیست های پشتون و هم هزاره داشته است و این نوشته در سایت شان موجود است. قابل توجه است که این نوشته تقریبا 13 سال قبل از امروز نوشته شده است، زمانیکه دیگران این مسایل را جدی نمیگرفتند و مسئله ملی به اندازه امروز در سطح روشنفکری مطرح نشده بود.
من تا حال اتهاماتی علیه راوا شنیده بودم که آنان را ضد پشتون میگفتند و انتقاد میکردند که به زبان پشتو بیتوجه اند و مطالب پشتو ندارند و ... ، اما اولین بار است که در کابل پریس انتقادبرعکس به راوا چسبانده میشود و پشتونیست نامیده میشوند.
اما اگر شما بحث ها و نقد های راوا را تعقیب کرده باشید، زمانیکه ما همه در خواب خرگوشی بودیم، اینان پشتونیست های شاخدار مثل نبی مصداق، اسحق نگارگر، خلیل الله هاشمیان، رسول امین، عبدالحی نیازی، روستار ترهکی، عزیزنعیم، داكتر حسن كاكر، حسن ولسمل و نظایر شان را گوشمالی میداد و شوونیزم خاینانه و کثیف شانرا با صلابت به نقد میکشیدند.
ولو بپذیریم که چند تنی که خودت نام بردهای از قلم نیش دار راوا بدور مانده باشند (هرچند من تصور نمیکنم چنین باشد)، بازهم این نمیتواند دال به همسویی شان با این افراد باشد، حداقل از مجموع بحث ها و برخورد هایشان میشود درک کرد که بین راوا و عناصری چون وردک، خلیلزاد، احدی، خرم و ... جوی خون فاصله موجود است و حتی تصور همسویی راوا با یکچنین اشخاص خاین و وطنفروش دور از انتظار است.
در مورد بیرون دادن گزارش مالی راوا هم به نظرم بی ارزش ترین کار است چون من مطمئنم اگر راوا مفصل ترین گزارشی هم بیرون دهد مورد قبول مخالفانش قرار نخواهد گرفت و آنرا ناکامل خواهند خواند، از کجا میشود مطمئن بود که اینچنین گزارشی قابل قبول باشد؟
ثانیا راوا مجبور خواهد بود که عواید و مصارفش را مفصل به نشر برساند که قابل قبول باشد، این در حالیست که اکثر کار ها و پروژه هایش چنانچه در سایت شان تذکر رفته در داخل اصلا به نام راوا نیست و "نیمه مخفی" است، پس چگونه میشود راوا مسایلی را افشا کند که باعث برهم خورد فعالیت هایش گردد؟ در کشوری که سایه راوا را جنایتکاران به گلوله میبندند این به نظرم یک خودکشی سیاسی است.
و از همه مهمتر، به نظرم راوا باید به اکثر مخالفانش که مقابلش صف کشیده اند، نباید ارزشی قایل باشد و کدام مسئولیتی هم ندارد که گزارش دهد، راوا مقابل کمک دهنده ها و اعضایش مسئول است و در حتی هیچ فعالیتش در چهارچوب قوانین افغانستان نیست چون دولت کرزی و قوانین و وزارت هایش را به رسمیت نمیشناسد.
اگر خودت سندی از فساد مالی و اختلاس راوا داری، حتما فوری آنرا نشر کن، و حتی برای یافتن یکچنین سندی تلاش کن. وقتی خودت به سری ترین اسناد دست یافتهای، باید یافتن سندی از راوا (اگر واقعا وجود داشته باشد) کار مشکلی نباشد.
با توجه به نظراتی که در این سایت از مخالفان "راوا" دیدم، به نظر میرسد که اکثر اینان (نه همه) عمدتا از افشاگری های راواست که رنج میکشند و در مقابل میخواهند تیری به سوی راوا پرتاپ کنند. اینان به چیز هایی در مورد سیاست های راوا نکته چینی میکنند، که اگر کمی به خود زحمت مرور نوشته های پیام زن را بدهند به روشنی درمی یابند که این چیزها به راوا نمی چسبد. اینان راوا را متهم به پشتونیزم میکنند، چیزی که راوا از سالهای طولانی علیه آن نوشته و بیش از هر سازمانی شوونیزم ملیتی را محکوم کرده و نمایندگان جریانهای مختلف را افشا و نقد نموده است.
مشخص خودت آقای میرهزار، با "جستجوی" سایت اکتفا کرده و پرسش مطرح میکنی و بالای آنان علامت سوال میگذاری. اولا اگر تکنیکی قضیه را مطرح کنیم، خودت شاید بدانی که مخصوصا در جستجوی کلمات فارسی بالای "جستجوی" اینترنتی نمیتوان اطمینان داشت که به همه چیز رسیدهایم چون در حروف یونیکد فارسی 4 نوع "ی" داریم که اگر خودت یای متفاوت از آنچه در نوشته ها هست، چیزی تایپ کنی در نتیجه جستجو به آن دست نخواهی یافت.
و از آن مهمتر اینکه تا جاییکه میبینم تمامی شماره ها و تمامی مطالب آن در سایت راوا قابل دسترسی نیست و لازم بود خودت کمی بخود زحمت داده، مجله آنان را مرور میکردی تا میشد فهمید که این سوالاتت مسئولانه و بیغرضانه اند.
بطور مثال من مقاله "مسئله ملی و بدمستی های شونیستی و قومپرستانه محلی" را در شماره 40 پیام زن خواندم که به نظرم بهترین برخورد را هم به شوونیست های پشتون و هم هزاره داشته است و این نوشته در سایت شان موجود است. قابل توجه است که این نوشته تقریبا 13 سال قبل از امروز نوشته شده است، زمانیکه دیگران این مسایل را جدی نمیگرفتند و مسئله ملی به اندازه امروز در سطح روشنفکری مطرح نشده بود.
من تا حال اتهاماتی علیه راوا شنیده بودم که آنان را ضد پشتون میگفتند و انتقاد میکردند که به زبان پشتو بیتوجه اند و مطالب پشتو ندارند و ... ، اما اولین بار است که در کابل پریس انتقادبرعکس به راوا چسبانده میشود و پشتونیست نامیده میشوند.
اما اگر شما بحث ها و نقد های راوا را تعقیب کرده باشید، زمانیکه ما همه در خواب خرگوشی بودیم، اینان پشتونیست های شاخدار مثل نبی مصداق، اسحق نگارگر، خلیل الله هاشمیان، رسول امین، عبدالحی نیازی، روستار ترهکی، عزیزنعیم، داكتر حسن كاكر، حسن ولسمل و نظایر شان را گوشمالی میداد و شوونیزم خاینانه و کثیف شانرا با صلابت به نقد میکشیدند.
ولو بپذیریم که چند تنی که خودت نام بردهای از قلم نیش دار راوا بدور مانده باشند (هرچند من تصور نمیکنم چنین باشد)، بازهم این نمیتواند دال به همسویی شان با این افراد باشد، حداقل از مجموع بحث ها و برخورد هایشان میشود درک کرد که بین راوا و عناصری چون وردک، خلیلزاد، احدی، خرم و ... جوی خون فاصله موجود است و حتی تصور همسویی راوا با یکچنین اشخاص خاین و وطنفروش دور از انتظار است.
در مورد بیرون دادن گزارش مالی راوا هم به نظرم بی ارزش ترین کار است چون من مطمئنم اگر راوا مفصل ترین گزارشی هم بیرون دهد مورد قبول مخالفانش قرار نخواهد گرفت و آنرا ناکامل خواهند خواند، از کجا میشود مطمئن بود که اینچنین گزارشی قابل قبول باشد؟
ثانیا راوا مجبور خواهد بود که عواید و مصارفش را مفصل به نشر برساند که قابل قبول باشد، این در حالیست که اکثر کار ها و پروژه هایش چنانچه در سایت شان تذکر رفته در داخل اصلا به نام راوا نیست و "نیمه مخفی" است، پس چگونه میشود راوا مسایلی را افشا کند که باعث برهم خورد فعالیت هایش گردد؟ در کشوری که سایه راوا را جنایتکاران به گلوله میبندند این به نظرم یک خودکشی سیاسی است.
و از همه مهمتر، به نظرم راوا باید به اکثر مخالفانش که مقابلش صف کشیده اند، نباید ارزشی قایل باشد و کدام مسئولیتی هم ندارد که گزارش دهد، راوا مقابل کمک دهنده ها و اعضایش مسئول است و در حتی هیچ فعالیتش در چهارچوب قوانین افغانستان نیست چون دولت کرزی و قوانین و وزارت هایش را به رسمیت نمیشناسد.
اگر خودت سندی از فساد مالی و اختلاس راوا داری، حتما فوری آنرا نشر کن، و حتی برای یافتن یکچنین سندی تلاش کن. وقتی خودت به سری ترین اسناد دست یافتهای، باید یافتن سندی از راوا (اگر واقعا وجود داشته باشد) کار مشکلی نباشد.