Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 10381

پرسش از راوا و هواداران راوا

1 فبروری 2008, 10:42, توسط کامران ميرهزار

آقای عارف از اعتماد شما به من سپاس.

و اما درباره ی اظهاراتتان:

1: من انتظار داشتم شما مساله ی راوا را با باقی دارو دسته های سياسی فرق جدی قايل شويد اما می بينم که برای توجيه کار راوا عملکرد دار و دسته های سياسی ديگر را مثال می زنيد که برای راوا خوب نيست و بلکه راوا را به عنوان يک گروه "خود ممتاز خوانده" در سطح ديگر گروه ها پايين می آورد. حالا با شعارهای متفاوت و حتا مخالف اما در يک سطح و اندازه به لحاظ برنامه و استراتژی.

و اما درباره ی گزارش مالی دو مساله وجود دارد. يکی گزارش مالی به اعضای راوا و ديگری گزارش به افکار عمومی. درباره ی گزارش به اعضای خود راوا، من همين جا با اطمينان به شما می گويم که تاکنون گزارش مالی به اعضای راوا توسط سران اين جمعيت داده نشده است. لازم نيست من منابع خود را که از اعضای راوا هستند به شما فاش کنم . خبرنگار حق دارد منابع خود را افشا نکند. شما می گوييد راوا يک سازمان کوچک است. به جمله ی تان دقت کنيد " سازمان کوچک". اين سازمان کوچک بسيار راحت می تواند به اعضايش گزارش مالی دهد. چون کوچک است و دامنه ی ارتباط ها هم تنگاتنگ تر می شود.

درباره ی گزارش به افکار عمومی. من موافق هستم که راوا دشمنان زيادی دارد و ارايه ی گزارش با ذکر دقيق اسامی می تواند خطر آفرين باشد. اما اين به اصل ارايه ی گزارش ضربه نمی زند. مخصوصا به اسپانسرهای مالی که خارج از افغانستان هستند و اصلا افغان نيستند که هيچ آسيبی نخواهد رسيد. ما وقتی از يک سازمان " خودممتاز خوانده" گپ می زنيم، يعنی بايد اين سازمان ويژگی های متفاوتی نسبت به ساير گروه ها داشته باشد . اين مساله زمانی اهميت پيدا می کند که ان جی او ها کانون دزدان شده است و سازمان ها و حتا کشورها از نام حقوق زن تجارت های کلان می کنند و دست آخر به زن افغانستان هيچ نمی رسد و بلکه شرايط هم تنگ تر می شود. پيشگامی راوا برای يک گزارش مالی باعث می شود که افکار عمومی به سازمان های ديگر نيز فشار بياورد و گزارش بخواهد. می گويند آن را که حساب پاک است....

2: دو در دو می شود چهار. بسيار ساده است. راوا يک سازمان است متشکل از چندين تن. کامران ميرهزار يک تن است. کامران ميرهزار سايت کابل پرس? را چهار سال است که راه اندازی کرده. راوا نشراتش را سال هاست که آغاز کرده. به نسبت کاری هم که بسنجيم راوا بايد بسيار بيشتر کار کرده باشد و از آنجايی که يک سازمان است و بايد هدفمند عليه آنچه ادعا می کند کار کند و بنويسد، طبيعتا از کليدی ها بايد شروع کند و نه از دست چندم ها و يا بی اهميت ها. کامران ميرهزار حتا خودش اعلام می کند که کابل پرس جوان است و خطاهايی را انجام می دهد اما راوا حاضر نيست به او گفته شود تو. يک سازمان اينقدر مغرور که حتا خطاهايش را يادآوری می کنی ترا متهم به همه چيز می کند که اگر من بخواهم با همان لحن به راوا پاسخ دهم، از مَنِ انسانی خود شرم می کنم.

در نشرات راوا افراد زيادی ديده می شود که نسبت به خاينان و دزدان و جانيان و فرهنگيان وابسته مانند زلمی خليل زاد، انورالحق احدی، فاروق وردک، اشرف غنی احمدزی ، حبيب الله رفيع و...به مراتب کم ارزش تر و کم اهميت تر هستند اما راوا وقت خود را صرف آنان می کند و اين رشته ی مشخص از خاينان و جانيان و دزدان و فرهنگيان وابسته را با مهربانی هيچ نمی گويد. آقای محترم عارف و خوانندگان ديگر، شما کلاهتان را قاضی بگذاريد به اين نوع برخورد که، کم اهميت ها و کم ارزش ها را وقت صرف کنی اما يک رشته ی مشخص از مهم ها و کليدی ها را کنار بگذاری، چه گفته می شود. به نظر من دو علت می تواند داشته باشد. يکی اينکه راوا غير عمد اينکار را کرده و تجربه ی سياسی کلملی بدست نياورده است. ديگری اينکه عمدا و با آگاهی کامل از خيانت ها و جنايت ها و توجيه کردن های واپسگرايانی که نامشان را ذکر کردم، خودداری می کند.

.اگر از روی ناآگاهی اينکار را کرده، همين انتقاد من برای همين است که آگاه شوند و مگر انتقاد برای اصلاح نيست؟ اگر ناآگاهانه راوا تاکنون از خير دزدان و جانيان و فرهنگيان درشت وابسته به ارتجاع گذشته، همانطور که از کامران ميرهزار می خواهند پوزش بخواهد و کارش را جبران کند، آن ها هم بايد پوزش بخواهند. بسيار بيشتر از من نيز بايد پوزش بخواهند. چون کار و تجربه ی راوا اين تقاضا را نمی کند که چنين خطاهای آشکاری کرده باشد و کليدی ترين عناصر ارتجاع و آدمکشی و غارت دارايی های مردم را ننگرد. بايد راوا بار بار صادقانه پوزش بخواهد و بلافاصله در عمل ثابت کند که به اشتباه خود پی برده است و با همان لحن و به مراتب شديد تر به دليل تاخيری که داشته بر جانيان و خاينان و دزدان و مرتجعان بتازد.

گزينه ی دوم اين است که ماجرا چيز ديگری باشد. در پشت همه ی اين هايهوی برای آزادی و عدالت و صلح، فروش صلح و آزادی و دموکراسی باشد و فقط رنگ کردن و آب در آسيای دزدان و غارتگران و جانيان داخلی و بين المللی ريختن و تنور آنان را داغ کردن. شما آقای عارف مرا به عنوان منتقد راوا معرفی کرديد. بله من تاکنون منتقد راوا هستم. اميدواری من اين است که اين راوايی که شما گل سرسبد معرفی می کنيد از اين نوع دوم نباشد. برای اينکه ثابت کند از اين نوع نيست و با صداقت برای آزادی می رزمد، بايد علاوه بر پوزش از مردم، در عمل با تاختن به کليدی ها، تاکيد می کنم کليدی هايی مانند زلمی خليل زاد، فاروق وردک، اشرف غنی احمدزی، حبيب الله رفيع و...اين را ثابت کند. تاختن تنها به چهار شاعر ناشاعری که بود و نبود آنان تفاوتی نمی کند، فقط کار ما را برای پی انداختن ادبيات پيشرو مشکل تر می کند، چرا که راوا گرچه به آنان می تازد اما در حقيقت رخت ملک الشعرايی سنتی را نيز به جانشان می کند. به اين موجوداتی که کليدی هم هستند در کار غارت و جنايت و توجيه غارت و جنايتند نيز اگر نتازد، همين قلم که شما منتقد راوا فعلا می پنداريد و بواقع هم فعلا همين است، تبديل به قلمی برای افشای ماهيت اصلی راوا خواهد شد. حال بايد ديد که اين "دُر" تراشيده است و يا آنچه گفتم.

آقای عارف من به شما هيچ تاپه ای نمی زنم. شما را در عالم ناشناسی دوست دارم .

جستجو در کابل پرس