نظر به خواست آقای جنبش این هم معلومات مستقیم من از راوا!
قسمیکه شما میدانید بعد از کودتای ثور و تجاوز روسها به افغانستان کمونستان چینایی یا مائوی که در اول چند ماه با رژیم کمونستی بودند و در نهایت خلقی ها که رگ فاشیستی شان نسبت به رگ سوسیالستی شان چربی میکرد، بعضی از رهبران شعله جاوید و کمونستان طرفدار راوا را« مثل قیوم رهبر، مجید و... گرفتار کردند و یک بخش آنها هم که کمونستان مائوی بنام ستم ملی تحت قیادت طاهر بدخشی و بحرالدین باعث مبارزه میکردند به زندان افتیدند. چینایی ها که از ترس روسها به مجاهدین کمک تسلیحاتی میکردند در یک مشکل اساسی گیر افتادندکه با دوستان خود چه کار کنند؟ همین بود که بخشی از این فراری ها را تحت نام «راوا» یا سازمان انقلابی زنان ـ تمویل کردند و از آی إس آی خواستند که برای آنها جای بدهد. از آنجاییکه در آن سالها اختلاف مرزی میان چین و هند رو به گسترش بود و چین دوست پاکستان بحساب می آمد، در مقابل کمک چین به مجاهدین در پهلوی دیگر کشور های جهان، اسلام آباد این درخواست کوچک را پذیرفت و راوا را در حضانت خود گرفت.
اولین بار دفتر راوا به رهبری مینا در کویته افتتاح شد و در آن سالها جمعیت به رهبری استاد ربانی از این امر نا خوشنود بود، چون به اندیشه و بر نامه های آنها آگاهی کامل داشت، اگرچه حزب اسلامی به رهبری حکمتیار در این رابطه چیزی به آی إس آی توصیه نکرد، شاید حکمتیار خطر آنان را درست درک نمیکرد. همین بود که راوا تصمیات عجولانه گرفت و چند تن از قومندانان جمعیت را ترور کرد و در پشت پردهء این ترور آی أس آی هم قرار داشت.
جمعیت هر قدر فشار به پاکستان آورد ثمر نبخشید و راوا هم با راه اندازی یک مجله تبلیغات بر علیه مجاهدین را شدت بخشید و دفتری هم در اسلام آباد باز کرد. بعضی از فامیل های سکر بیست هم که از ترس راکت های سکر بیست از کابل گریخته بودند و زنان با سواد تر داشتند به این سازمان پیوستند و با مشورهء آنها توانستند به دفاتر ملل متحد معرفی شوند و این سازمان نسبتا تشکیل قوی پیدا کرد و افرادش روز تا روز زیاد شد و چند مکتب هم با کمک بعضی از سازمان های جاسوسی اسرائیلی و انگلیسی و مسیحی در اسلام آباد باز کردند و کار شان بیشتر رونق گرفت.
اما بر گردیم به اصل مطلب که مخالفت جمعیت با راوا بود. قومندانان جمعیت در کویته رهبر راوا به خونخواهی همان قومندانان ترور شده کشتند و اگر اشتباه نکنم چند تن دیگری از آنان هم کشته و زخمی شدند. جمعیت اسنادی راهم پخش کرد که راوا علاوه از فعالیت های سیاسی در دفتر کویته مراکزی برای فحشا و فساد دختران مهاجر هم برای افراد آی إس آی باز کرده بو و خود مینا جان در رأس این دستگاه بد اخلاقی بود، من هنوز همان رسالهء جمعیت را با عکس مینا که پیراهن آستین کوتاهی خاکستری بر تن دارد و بدون تنبان است، و واقعا زیبایی خاصی دارد در اختیار دارم.
در آنزمان این موضوع از طرف راوا تردید نشد.
به اطلاعات دقیق من راوا تا اینکه دفتر خود را در اسلام آباد بکشاید از جانب چین از چینل آی إس آی تمویل میشد و کارش محدود بود.
با آمدن سکر بیست ها این سازمان به دفاتر مشبوه خارجی، جاسوسی، موساد، موسسات تبشیری مسیحی، معرفی شد و حالا از سازمان های وابسته به جریان های بالاست و تحت نام ترقی و آزادی مردم را به بی دینی و فحشا و فساد واخلاق غربی دعوت میکند.
ملالی جویا هم وقتی در امریکا در یکی از کلیسا ها دعوت شد در پشت دروازهء همین کلیسا آرم و شعار راوا را برای جمع آوری کمک به اطفال یتیم افغانی نصب کرده بود. سیمین عمر این موضوع را با اسناد از تلویزیون آریانا پخش کرد.
راوای ها برنامه و فلسفهء سیاسی مشخصی ندارند و تنها از راه پول بی صاحب این احمقان ادارات جاسوسی تغذیه میشوند و شاید در آینده یک درد سر بسیار خطرناک تروریستی برای هر ادارهء افغانستان باشند.
اینهاتنها پول دارند و پشت شان به موساد، انتلجنت سرویس، آس إس آی و موسسات تبشیری مسیحی گرم است.
من لست طولانی از افراد بر جستهء این سازمان را در دست یکتن از رهبران افغانستان دیدم که چه وظایفی را اجراء میکنند و محل تجمع ایشان کجاست و میخواهند یک عده از شخصیت های جهادی و مسلمان را ترور کنند.
ترور بعضی از شخصیت ها فرهنگی و مسلمان هم در پشاور کار اینها بود.
استاد احمدزی شهید، استاد خطیب شهید، استاد ابو ادریس و بسیاری از استادان دانشگاه ها را ترور کردند.
اگر ضرورت بود اسناد را هم در اختیار شما میگذارم. فعلا در دسترس نیست و در افغانستان این اسناد را دارم.
نظر به خواست آقای جنبش این هم معلومات مستقیم من از راوا!
قسمیکه شما میدانید بعد از کودتای ثور و تجاوز روسها به افغانستان کمونستان چینایی یا مائوی که در اول چند ماه با رژیم کمونستی بودند و در نهایت خلقی ها که رگ فاشیستی شان نسبت به رگ سوسیالستی شان چربی میکرد، بعضی از رهبران شعله جاوید و کمونستان طرفدار راوا را« مثل قیوم رهبر، مجید و... گرفتار کردند و یک بخش آنها هم که کمونستان مائوی بنام ستم ملی تحت قیادت طاهر بدخشی و بحرالدین باعث مبارزه میکردند به زندان افتیدند. چینایی ها که از ترس روسها به مجاهدین کمک تسلیحاتی میکردند در یک مشکل اساسی گیر افتادندکه با دوستان خود چه کار کنند؟ همین بود که بخشی از این فراری ها را تحت نام «راوا» یا سازمان انقلابی زنان ـ تمویل کردند و از آی إس آی خواستند که برای آنها جای بدهد. از آنجاییکه در آن سالها اختلاف مرزی میان چین و هند رو به گسترش بود و چین دوست پاکستان بحساب می آمد، در مقابل کمک چین به مجاهدین در پهلوی دیگر کشور های جهان، اسلام آباد این درخواست کوچک را پذیرفت و راوا را در حضانت خود گرفت.
اولین بار دفتر راوا به رهبری مینا در کویته افتتاح شد و در آن سالها جمعیت به رهبری استاد ربانی از این امر نا خوشنود بود، چون به اندیشه و بر نامه های آنها آگاهی کامل داشت، اگرچه حزب اسلامی به رهبری حکمتیار در این رابطه چیزی به آی إس آی توصیه نکرد، شاید حکمتیار خطر آنان را درست درک نمیکرد. همین بود که راوا تصمیات عجولانه گرفت و چند تن از قومندانان جمعیت را ترور کرد و در پشت پردهء این ترور آی أس آی هم قرار داشت.
جمعیت هر قدر فشار به پاکستان آورد ثمر نبخشید و راوا هم با راه اندازی یک مجله تبلیغات بر علیه مجاهدین را شدت بخشید و دفتری هم در اسلام آباد باز کرد. بعضی از فامیل های سکر بیست هم که از ترس راکت های سکر بیست از کابل گریخته بودند و زنان با سواد تر داشتند به این سازمان پیوستند و با مشورهء آنها توانستند به دفاتر ملل متحد معرفی شوند و این سازمان نسبتا تشکیل قوی پیدا کرد و افرادش روز تا روز زیاد شد و چند مکتب هم با کمک بعضی از سازمان های جاسوسی اسرائیلی و انگلیسی و مسیحی در اسلام آباد باز کردند و کار شان بیشتر رونق گرفت.
اما بر گردیم به اصل مطلب که مخالفت جمعیت با راوا بود. قومندانان جمعیت در کویته رهبر راوا به خونخواهی همان قومندانان ترور شده کشتند و اگر اشتباه نکنم چند تن دیگری از آنان هم کشته و زخمی شدند. جمعیت اسنادی راهم پخش کرد که راوا علاوه از فعالیت های سیاسی در دفتر کویته مراکزی برای فحشا و فساد دختران مهاجر هم برای افراد آی إس آی باز کرده بو و خود مینا جان در رأس این دستگاه بد اخلاقی بود، من هنوز همان رسالهء جمعیت را با عکس مینا که پیراهن آستین کوتاهی خاکستری بر تن دارد و بدون تنبان است، و واقعا زیبایی خاصی دارد در اختیار دارم.
در آنزمان این موضوع از طرف راوا تردید نشد.
به اطلاعات دقیق من راوا تا اینکه دفتر خود را در اسلام آباد بکشاید از جانب چین از چینل آی إس آی تمویل میشد و کارش محدود بود.
با آمدن سکر بیست ها این سازمان به دفاتر مشبوه خارجی، جاسوسی، موساد، موسسات تبشیری مسیحی، معرفی شد و حالا از سازمان های وابسته به جریان های بالاست و تحت نام ترقی و آزادی مردم را به بی دینی و فحشا و فساد واخلاق غربی دعوت میکند.
ملالی جویا هم وقتی در امریکا در یکی از کلیسا ها دعوت شد در پشت دروازهء همین کلیسا آرم و شعار راوا را برای جمع آوری کمک به اطفال یتیم افغانی نصب کرده بود. سیمین عمر این موضوع را با اسناد از تلویزیون آریانا پخش کرد.
راوای ها برنامه و فلسفهء سیاسی مشخصی ندارند و تنها از راه پول بی صاحب این احمقان ادارات جاسوسی تغذیه میشوند و شاید در آینده یک درد سر بسیار خطرناک تروریستی برای هر ادارهء افغانستان باشند.
اینهاتنها پول دارند و پشت شان به موساد، انتلجنت سرویس، آس إس آی و موسسات تبشیری مسیحی گرم است.
من لست طولانی از افراد بر جستهء این سازمان را در دست یکتن از رهبران افغانستان دیدم که چه وظایفی را اجراء میکنند و محل تجمع ایشان کجاست و میخواهند یک عده از شخصیت های جهادی و مسلمان را ترور کنند.
ترور بعضی از شخصیت ها فرهنگی و مسلمان هم در پشاور کار اینها بود.
استاد احمدزی شهید، استاد خطیب شهید، استاد ابو ادریس و بسیاری از استادان دانشگاه ها را ترور کردند.
اگر ضرورت بود اسناد را هم در اختیار شما میگذارم. فعلا در دسترس نیست و در افغانستان این اسناد را دارم.