چاي كلكته
را مي نوشد آقاي جيمز
وبي محابا به زن نزديك مي شود آقاي جيمز
چون دودي كه دور انگشتش مي پيچد
گم شد
در يك خيابان گم شد
و شب با برگه ي تردد
بي آنكه نام شب را دانسته باشد
شب فرا مي رسد بر كوچه هاي گلشهر
آميخته با تعفن و اوباشي
بر ميدان اول
ميدان دوم
شب با كلاهي كانادايي
و تپانچه اي زير پالتوي پوست بريتانيا
دخترم گم شده
سيم سام سامي يا
در كجا گم شده
سيم سام سامي يا
در لندن گم شده
سيم سام سامي يا
نام او چه بوده
سيم سام سامي يا
نام او شاكاكو
سيم سام سامي يا