IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 46249

کشف گوردسته جمعی مهاجرین افغانستانی درایران

28 جولای 2011, 17:54, توسط baqi samandar

باقی سمندر
ششم اسد /تیر سال ۱۳۹۰ خورشیدی
۲۷ جولای سال ۲۰۱۱ میلادی

سلام به خوانندګان انسان دوست !
سلام به آقای کاوه غرجی

نخست از آقای کاوه غرجی سپاسګزارم که همچو ګزارشی درد ناک نوشتاری و دیداری وشنیداری را تهییه نموده و ما را درجریان ګذاشتند وخود شان از محنت دیګران بیغم نبوده و انتشار دادن این خبر تکاندهنده ګور های جمعی و تحقیر وتوهین آواره ها در یک ګوشه ازروی زمین ما را که خوانندګان این بخش میباشیم - به نزد وجدان وشعور وآګاهی مان مورد آزمایش قرار داده است .
من نفرت وانزجار بی پایانم را ازسردمداران جمهوری اسلامی ایران و قوانین ضد انسانی اش یکبار دیګر بیان میدارم ـ همچنان نفرت و انزجارم را از رژیم آقای حامد کرزی برای بار های دیګربیان میدارم -
لطفن توجه نمایید !
در سی وپنج سال اخیر نخست ده ها انسان و بعد ها صد ها و هزاران و سر انجام ملیونها انسان افغانستان را ترک ګفتند و به ایران و یا پاکستان ویا شهرهایی دیګر فرار نمودند - این فرار نمودن ها در اواخر سلطنت محمد ظاهر شاه شروع شد- خشکسالی -قحطی در بادغیس و چغچران و چخانسورو بسا ساحات بیداد میکرد و مردم از فرط ګرسنګی داشتند می مردند - آن وقت در ایران سلطنت فاشیستی محمد رضا شاه بیداد میکرد -
در شهر کابل و در مسجد پلخشتی آوارګان ای از چغچران و بادغیس ګودکان خود را می آوردند و با ګریه وزاری از مردم میخواستند تاکودکان شان را از مرګ نجات داده و به خانه و کاشانه خود ببرند - این همان زمانیست که شهزاده احمد شاه رییس سره میاشت یا حلال احمر بود - شهزاده به هندوستان رفت و از رفتن در چغچران و شنیدن درد مردم فرار نمود .
من چون در سن و سال جوانی قرار داشتم - در سالهای ۱۹۷۰به بهانه سیر علمی بسوی غزنی - قندهار - لشکرګاه ونادعلی و ریګزار ها و چخانسور رفتم - با چشمان سرم در چخانسوردیدم که مردم فرزندان خود را در بالای مرکب نشانیده و بسوی آنطرف دریای هیرمند به شهرک زابل و زاهدان میبردند و توته های جګر شان را در آن جا می ګذاشتند و بارګندم و یا آرد با خود می اوردند و مردم آن طرف دریا در ایران با محبت و بسیار صفا و صمیمیت به مردم کمک میکردند و بارها اتفاق می افتید که کودکان شان را دوباره برمی ګشتاندند- همانوقت ها بازار قاچاق تریاک نیز ګرم بود و در يیپ های روغن نباتی شاه پسند و قو تریاک را جاسازی نموده و در موتر های جیب تیز رفتار بنام آهو بسوی آن طرف دریا میبردند-
عمران خان شخص نامدار در آن منطقه سرحدی بود !
حساب مردم ایران با مردم آواره افغانستا ن بسیار با احساس وانسانی بود اما رژیم ایران کماکان رژیم مستبد بود-
خاطره دیګرم از ایران را برای شما خوانندګان ارجمند مینویسم !
در سال ۱۹۷۲ از جرمنی تا تهران رفتم - یګان - یګان انسان از افغانستان به تهران دیده میشدند و بسیاری از جوانان در مسیر تهران - جلفا - ایروان - ماسکو - پولند و جرمنی مصروف خرید وفروش امتعه وکالا ها بودند - در کابل و پوهنتون جلال آباد جای و ګنجایش برای فارغان اتحصیلان وجود نداشت - از همین سبب عده ای از جوانان در این مسیر کار خرید و فروش داشتند یا از راه ماکو - تبریز و ارض روم به انقره و استانبول میرفتند و به مسیر یونان خود را تا ایتالیا و جرمنی میرسانیدند - در همانسال ۱۹۷۲ من با یک جوان ایرانی در تهران آشنا شدم- جوان مهربان بود و مرا درخانه شان در کوچه وصال نزدیکی های خیابان نظام الملک دعوت نمود-
من دیدم که نه جوان ایرانی درس خوانده و نه اعضای خانوداه اش در برابر من که خارجی بودم ګوچګترین تعصب نداشت اما بسا از مردم ایران از رژیم شاه بیزار بودند - از ساواک بیزار بودند - از ستم و استبداد بیزار بودند و همان سالها در خارج از کشور وبویژه در اروپا کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی وجود داشت ونشریه ای بنام شانزدهم آذر پخش مینمودند - همان زمان بازهم دیدم که حساب مردم ایران از حساب رژیم مستبد و فاسیستی جدا بود !
همان زمان هم برخی از افراد وابسته به رژيم فاشیستی - هر جنایت را توجیه میکردند - من در تابستان همان سال ۱۹۷۲ در خیابان لاله زار با یک همصنفی ام برخوردم که از کابل آمده بود و برای درس بسوی ناروی میرفت - باوی در سفارت ناروی رفتم و بعدن از ایران خارج شدیم- در همان سالهای ۱۹۷۲ صد ها محصل برای درس بسوی اروپا روان بودند-
بار دیګر یعنی بار سوم در سال ۱۹۷۷ هرروزه خبر ی در اخبارهای جرمنی درباره افغانها درایران و این ګپ ها پخش میشد- من هم باز چون جوان بودم وقدرت سفر را داشتم بسوی ایران رفتم -
ای میدان -و طی میدان وخارهای مغیلا ن بعد از دوهفته به تهران رسیدم -
در هوتل ای بنام امیر کبیر وبعدن آبادان نو در شمس العماره زندګی میګردم و در هرګوشه وکنار ده ها هموطن خودم را میدیدم -
بحران اقتصادی وبیکاری در افغانستان در زمان ریاست جمهوری داود خان هزاران هزارنفر را از افغانستان فرار داده بود - من با چند تن از افغانها آشنا شدم که کارګر بودند ومرا درخانه شان در منطقه تهران پارس دعوت نمودند- وظیفه آنها مایع کردن ماست بود ودوغ میساختند - انسانی که دستګاه دوغ سازی داشت بنام بابا لویی یاد میشد و روی دوغ هم دوغ بابا لویی نوشته بود- آنوقت به نیروی ارزان کار در رژیم شاهی نیازبود - کارکران افغانستان با کارګران ایران مشترکن کار میکردند - بحران در ایران شدت میګرفت و مردم از رژیم ایران بیزار تر شده بودند- در افغانستان بیکاری بیداد مینمود ومردم فرار را برقرار ترجیح میداند و درایران یک لقمه نان پيدا مینمودند - من با رهنمایی کارګران افغانستان زمین به پارک شهر راه یافتم و در آنجا با صد ها کارګرآشنا شدم که در ساختمان و بسا دستګاه های کوچک وبزرګ تولیدی کار مینمودند - وقتی جنایت کاری خانه کدام انسان را می دزدید - بخاطر سمت دادن ذهن مردم افغانی و افاغنه را عنوان میګردند - من هم در کارخانه ای در خیابان خراسان مشغول فلز کاری شدم - نخست در فلز کاری خراسا ن وبعدن در فلز کاری فرخی - هر روزه با کارګران ایرانی یکجا کار مینمودیم وتاحال یاد شان را ګرامی میدارم-
در ‌آنوقت ها فیلم های جالب در سینمای ایران نمایش داده شد !
دایره مینا
خاک
ستار خان
و همچنان ګاو
وضعیت ایران طوری دیګری شده میرفت - من از طرف شام در چهار راهی ها یا به ګفته تهرانی های عزیز درفلکه ها میرفتم و یکبار جوانان موتر سایکل سوار در ګوشه های سرک بساط کتاب فروشی را هموار میکردند و کتاب میفروختند. من کتاب ها را خریداری نموده و بسوی کاشانه کارګری برمیګردیدم - کتبهای بنام -برګردیم ګل نسرین بچینیم و کتاب آنهایی که زنده اند از ژان لافیت را در سر فلکه خریدم- در رورزهای دیګر کتابهای سپید دندان - زنګها به صدا می آیند - در جستجوی نان - مادر - فولاد چګونه آبدیده شد- بیست وچهار ساعت در خواب وبیداری- ماهی سیاه ګوچولو را در روی سرک از کتاب فروشان سیار وموتر سایکل سوار خریده بودم که به شکل بسیار سریع کتاب میفروختند وفرار مینمودند- شبها با کارګران هم اطاقم در منطقه میدان خراسان در جنوب تهران به شکل پت وپنهانی کتاب میخواندیم -
در میدان خراسان به قهوه خانه علی آغا میرفتیم و دیزی میخوردیم و یادش بخیر !
بااین همه میتوانم بنویسم که مردم شریف ایران در همان تهران ای که من دیدم با وجودیکه تهران آبستن حوادث ۲۲ بهمن بود و بحران اقتصادی وسیاسی رژیم شاه را به پایان خط حاکمیت میرسانید و در افغانستان هم بیکاری وجود داشت - اما درهیچ جا ی ایران قبر وګورستان دسته جمعی از افغانها وجود نداشت-
بعد از ۷ ثور ۱۳۵۷ وضعیت افغانستان روبه خرابی رفت واستبداد و ظلم و ستم وتفتیش عقاید و بعدن جنګ ازششم جدی ۱۳۵۸ وتجاوز عریان شوروی وجنګها وجهاد و----به بعد هزاران وبعدن ملیونها انسا ن به ایران و پاکستان و هند وبسا کشور ها از افغانستان فرار نمودند-
علت اصلی فرار مردم افغانستان - علت سیاسی است و بخاطری که زنده بمانند در ایران درهمه شاخه های تولیدی بکار مشغول شده اند- در معادن - در سرک سازی - در مزرعه وفارم های مرغ داری و با جانفشانی های زیاد ثروتی زیادی را آفریده اند و در جیب کارفرمایان وسرمایه داران ایران ریخته اند -
اینک فقط فاشیستها و هواداران فاشیستها میتوانند این همه رنج وزجر وبدبختی مردم افغانستان وعلل فرار شان را نادیده جلوه دهند و ګاهی بنام قتل های زنجیره - ګاهی بنام خفاش شب و ګاهی افغانی تجاوزی - انسانهای زحمتکش سرزمینم را بکشند و در ګورستان جمعی بسپارند اما خون زحمتکشان پنهان نمانده و رسوایی رژيم استبدادی ایران تا دور دست ها خواهد رسید .
یکبار به خاطر دارید که در سرمای زمستان و در روز عاشو را افغانها را کشته و رد مرز کردند !٬
اینک با چنین جنایت ها میخواهند عمر جمهوری اسلامی ایران را از پایان رسیدن نجات دهند !
چه تلاش واهی ای !
مردم ایران این رژیم ملا تاریا را به جایګاه تاریخی اش یعنی زباله دان تاریخ رهسپار خواهند ساخت و هیچ نیروی نمیتواند دوستی و صمیمیت مردم ایران وافغانستان را با این جنایات زیر شعاع قرار دهد !
ګماشتګان حامد کرزی بودند که در طیاره يا هواپیما از سردمداران رژیم مستبد و آخوندی ایران پول ګرفته بودند وبازهم میګیرند !
رژیم جمهوری اسلامی ایران وافغانستان مسبب اصلی کشتار هموطنانم میباشند !
آنهاییکه به هموطنانم تمسخر نموده اند - چند اوباش بیش نیستند - حساب اوباشان با مردم ایران جدا بود واست ـ
مګر هزاران کارګر واواره افغانستان را در تل سیاه و زندان سفید سنګ و زندانهای دیکر شکنجه ندادند ونمی دهند ؟
وحدت ومبارزه مردم افغانستان برضد استبداد وجنایت واستعمار ریشه دیرینه دارد و هیچ نیروی مستبد نمیتواند میان مردم شریف ایران وافغانستا ن ومردم شریف منطقه و دنیا جدایی را دایمی بسازد !
ننګ و نفرین برجنایت کاران !
هموطن !
اګر افغانستا ن وطن ما به معنی اصلی کلمه کشور مستقل - آزاد- اباد - دیموکراتیک وشګوفان ګردد - دیګر از این درد ها کمتر خواهیم داشت !
با بیان نفرت از جنایت کاران - درراه افغانستان مستقل و آزاد و آباد و شګوفان با برابری وعدالت اجتماعی ګام برداریم تا فردا نه از قبر جمعی خبری بمیان آید نه از توهین وتحقیر به انسان و انسانیت !
یقین دارم که مردم ایران تابوت رژیم مستبد ملا تاریا را به ګورستان تاریخ می سپارند !
باقی - سمندر
اسد ۱۳۹۰
جولای ۲۰۱۱

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس