ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > دیدگاه > شیردخت وطن با جنایت سالاران مصاف میدهد،

شیردخت وطن با جنایت سالاران مصاف میدهد،

چوکره های قبیله ‌گرا افسار پاره میکنند!

پنج شنبه 20 مارس 2008, بوسيله‌ى بهرام کاژبن

در جوامع قبیلویی انسانهای قبیله گرا، بنابر درک تبارگرایانه شان خود را مجبور و مکلف میدانند که از خوانین قبیله شان با هر ابزار ممکن دفاع کنند. خان قبیله برای شان بمثابه الهه های ذهنی شان مقدس و بی عیب است. فکر میکنند که منافع، اهداف، آرمانها و افکار شان طراویده شده از تفا له های جویده شده خوانین قبیله شان است، و بقای شان به نشخوار آن تفاله های سل کننده، وابسته است. شاید هرچند گاهی از وضعیت و حالت همیشگی شان رنج ببرند، فقط حاکمیت فرهنگ قبول و ترس از خان قبیله همه راه های بیرون رفت را برایشان بسته است. قبیله و تبار غیر از خود شان، اگر خوانین قبیله شان بخواهد، در یک چشم بهم زدن، ولو بعد از هزاران جنگ های خونین هم باشد، دوست تلقی میشود و دوست ها هم به یک چشم زدن به دشمن های آشتی ناپذیر تبدیل میشوند.

در افغانستان پس از سه دهه جنگ و اشغال آن از طرف امریکا و متحدینش بنابر ترس از نیروی قدرت مند خارجی، بازار تبارگرایی شکل دیگری را به خود گرفته و به شکل قبیله گرایی "فرهنگی" سخت جنب جوش دارد. شاید ساده دلانی چند خوش باشند که جنگ قلم به از جنگ تفنگ. فقط باید گفت که قبیله گرایی فرهنگی که خود ذهنیت منحوس قبیله را زنده نگاه میکند، توجه مردم از مسایل اساسی و حاد را که همانا اشغال و جنائت بربرمنشانه کسانیست که خود را خوانین خود ساخته قبیله قلمداد میکنند، دور میسازد و سخت آب در آسیاب اشغال گران خارجی و نوکران داخلی شان میریزد.

در جوامع قبیلوی انتقاد از الهه های خونین قبیلویی غیر قابل قبول است و تبار گرایان چند، ولو که به حقانیت آن باور داشته باشند، به شدت باید رد کنند. تابو شکنی هم جرم است و تابو شکنان باید به اشد مجازات محکوم شوند.

دشمنی و ضدیت با ملالی جویا یکی هم از فرهنگ منحوس تبارگرایی سرچشمه میگرد. تابو شکنی ها و بیان حقایق از زبان یک خانم جوان خوف وحشتناکی را برای تاجران قبیله و دین به وجود آورده است. و جالب اینست که اکثر این قبیله‌گرایان خود در کشورهای پیشرفته غربی لمیده اند و عیش و نوش میکنند و از همانجا از دل بیغم خود فتوا های ضد جویا را صادر میکنند. ضد پشتون خواندن خانم جویا از طرف شخصی بنام هاشمیان که به بوسیدن چشم ملا عمر مباهات میکند، به همان اندازه قابل درک است که دلقک شورای نظار به نام نصیر خالد، خانم جویا را "دشمن شمال" و یا غیر پشتون ها میخواند. بدون شک که یکی از عوامل محبوبیت خانم جویا در بین توده های وسیع مردم، اینگونه تاخت و تاز های نوکران قلم بدست خوانین جنگ و بنگ قبیله‌یی میباشد. افشاگری های شجاعانه این دختر مبارز آنچنان قلب و روح این ستمکاران را جریحه دار ساخته که چون جوابی در برابر منطق بُرایش ندارد، بنا به فحاشی در برابر وی متوسل شده بیشرمانه وی را "لچر" و ... می‌نامند، و این رساننده موفقیت های روزافزون ملالی جویاست که باید برایش تبریک گفت که میان خود و دشمن مردم اینچنین خط فاصل سرخ کشیده است.

نصیر خالد که بارها در هرزه نامه هایش در پیام مجاهد و رادیو صدای افغانستان از دوستان خون آشام و سیاه مغز خود در پارلمان خواسته بود که به اظهارات خانم جویا بی‌جواب نمانند، اینبار در یکی از سایت های انترنتی مصاحبه های اخیر ملالی جویا با تلویزیون های افغانی در لاس انجلس امریکا را حفیظ منصور وار (1) به زعم خودش به "تحلیل و بررسی" گرفته است.

آقای خالد:

قبل از اینکه اشاره‌ای به جملات طروایده از منطق قبیله‌یی و شورای نظاری تان داشته باشم، باید بگویم که شرکای جرم تان در پارلمان به خواهش تان لبیک گفتند و اول با بوتل و چوب و با الفاظ رکیک به خانم جویا حمله ور شدند و بعداً هم اخراجش کردند. شما که خواهان آنید که خانم جویا تعریف از آزادی بیان برایتان ارائه کند، از "دوستان" تان در پارلمان هم یپرسید که به یک زن با بدترین الفاظ حمله کردند چی نوع آزادی بیان است. نمیدانم، شاید هم از نوع شورای نظاری آن باشد.

اینکه خانم جویا کیست و چی میخواهد به همه مردم آشکار است. شهامت نمونه، صراحت لهجه، منطق عالی و بیان حقایق از طرف یک خانم جوان از نسل جنگ، چی بخواهید و یا نخواهید توانسته است، خانم جویا را در قلوب و اذهان مردم داغدار مان و اکثریت مردم آزادی دوست دنیا، جا دهد و در مقابل قوله شما و هم‌مسلکان تانرا بلند کرده است. نسلی که سی سال جنگ را پشت سر گذاشته است، همه چیز را میداند و از تاریخ خونین کشور مان خبر دارند و به "تحلیل و بررسی" و اندرز های خاینانه و تبارگرایانه از جانب یک جارچی ارتجاع جمعیتی به اندازه بال مگس ارزشی قایل نیستند.
معمول است که خاینان و جانیان قدرتمند تمامی کشور های دنیا برای تدوام قدرت و فریب افکار عامه باید یک دشمن قلابی داشته باشند که تا در جدال با دشمن خود ساخته شان اهرام قدرت شان را گسترش بدهند و یا در بدترین حالت توجه را به مسایل درجه چندم معطوف کنند. این یکی از شگرد های بسیار قوی استعمار است که از طرف نوکران شان نیز مورد استفاده قرار میگیرد. بقای امپراتوری امریکا به جنگ با دشمنان خود ساخته‌اش وابسته است. به همین منوال در کشور ما هم دشمنی قلابی با پاکستان حربه‌ایست که از طرف نوکران همیشگی پاکستان با عوامفریبی استفاده میشود. بدون شک که پاکستان نقش محوری را در بربادی و ویرانی افغانستان داشته است، ولی نارضایتی های آن نیروهایی که خود ساخت پاکستان اند و سالهاست به هر ساز استخبارات و دولت آنکشور رقصیده اند و مجری سیاستهایش بوده اند، بیشتر به علت عدم عطف توجه آن دولت به اینان است تا اینکه واقعا خرابکاری های پاکستان در افغانستان برای اینان مسئله‌ای درخور توجه باشد. امروز اگر ما آب ونان نداریم، فقر است، فساد است، به زعم نوکران آزموده شده پاکستان، همه گناه پاکستان است (2). اینان خود در بالاجیب رژیم فاشیست ایران و روسیه جا دارند و از همانجا شعار ضدپاکستان میدهند!

شما که با بی‌شرمی‌ادعا میکنید که خانم جویا مربوط به پاکستان و ای اس ای است و "باداران پاکستانی" دارد، چی سندی را میتوانید ارائه کنید؟ ولی شما را به سپه سالار کثیرالعباد تان قسم که یک لحظه فکر کنید، که اگر پاکستان و ای اس ای نمیبود، "قهرمان ملی" تان و یا "استاد بزرگ وار" تان وجود میداشت؟ در کدام مقطع تاریخ خونین سه دهه اخیر "استاد بزرگ وار" و " قهرمان ملی" تان با پاکستان ارتباط نوکر و بادار را نداشت؟ در زمان امارت خون و خیانت ربانی- مسعود، جنرال حمید گل دعوت نشده بود که اردوی افغانستان را بسازد؟ اعجاز الحق، پسر ضیا الحق در کابل دعوت نشده بود تا در بین برادران "صلح" کند؟ (3).

اولا کمی خود باید خجالت کشیده "رهبران گرامی" تان را مورد سوال قرار دهید که چرا به افشاگری های دگروال یوسف آی اس آی در مورد مزدوری‌ها و پابوسی های شان در کتاب "دام خرس: داستان ناگفته افغانستان" درین 15 سال خاموشی اختیار کرده اند؟ مگر نه اینست که مقابل پاکستان سرخمی دارند و میترسند که مبادا با کوچکترین اعتراضی آی اس آی با اسناد انکار ناپذیرتری به روی شان سیلی حواله کند؟؟

در جریان جنگ با طالبان، مسعود- ربانی تماس های مستقیم با ای اس ای و پاکستان داشت. اسناد موثق وزارت خارجه امریکا و جود دارد (3) که پرده از ارتباطاط پنهانی مسعود و پاکستان دارد. حتی ربانی- مسعود بنابر امر ای اس ای در اوایل از طالبان حمایت کرد. و جالب اینکه بنابر اسناد تازه افشا شده وزارت خارجه امریکا، "استاد بزرگوار" خود اقرار کرده که تقریباً هر روز با مقامات ای اس ای تیلفونی در تماس بوده است. (5)

آنهایی که خود در خوان ای اس ای پاکستان پرورش یافتند و نوکران سوگند خورده پاکستان هستند، چی از نوع جهادی، طالبی، و یا تکنوکرات های نکتایی دار مانند احدی، خرم، ارسلا و فاطمی هیچ گاهی حق ندارند که از احساسات پاک و برحق مردم مان سوءاستفاده کنند.

آقای خالد، شما نوشته اید که خانم جویا "از روی حسد و بغض گفته است که ائتلاف شمال را طیارات بی 52 امریکا به قدرت رسانده است." یعنی میخواهید بگوید که عکس قضیه درست است و اوباشان ائتلاف شمال تان بدون ملیون ها دالر کمک سیا و زور طیارات بی 52 به قدرت رسیدند؟ نگارنده باور داشتم که بیشرمی، عوام فریبی، دروغ گویی هم حد و اندازه دارد ولی حالا متیقن شدم که بیشرمی از نوع شورای نظاری آن حد و حصر هم ندارد. بناً نمیخواهم چیز دیگر درباره افرازات آمیخته با ذهنیت قبیله یی تان نوشته کنم، فقط باید بگویم که اندرز ها و پندار های خاینانه تان را به "همشیره"های شورای نظاری تان بنویسید که انشاالله مستفید خواهند شد. ملالی جویا را احتمالا با مهسا طایع، فرشته حضرتی، فوزیه کوفی، آزیتا رفعت، نورزیه اتمر، منیژه باختری و نظایر شان به اشتباه گرفته اید که در خوان هر قاتل مرثیه میسرایند.

شما هرچه بر ملالی جویا بتازید وعلیه وی عربده بکشید، وی به همان حد بیشتر در بین مردم محبوبیت حاصل خواهد کرد.

یادداشت ها:

(1) حفیظ منصور در کتاب "فاتح جنگ سرد" نوشته است که "هدف نویسنده تجلیل از کار کرد های احمد شاه مسعود نبوده بلکه تحلیل از عملکرد های مسعود میباشد." و یکی از "تحلیل" هایش هم این بود که "مسعود کلاهش را کج میماند و خیلی هم برایش خوب معلوم میشد."

(2) رجوع شود به اظهارات بیشرمانه امین فرهنگ وزیر تجارت که در مورد صعود قیمت های مواد اولیه گفته بود، که "گناه از پاکستان است." این آقا در مصاحبه‌ای با صدای آلمان به جواب سوال خبر نگار گفت که "هفتاد فیصد کابل برق دارد" و خبرنگار را به افراطی بودن متهم کرد.

(3) رجوع شود به کتاب جنرال نبی عظیمی، "سه دهه اردو و سیاست در افغانستان".

(4) رجوع شود به اسناد افشا شده وزارت خارجه امریکا در مورد افغانستان. بعضی از این اسناد در سایت های انترنتی پیام زن، ارگان نشراتی جمعیت انقلابی زنان افغانستان، کابل پرس، و پورتال انترنتی افغان- جرمن مو جود اند.

(5) رجوع شود به آرشیف معلوماتی امنیت ملی امریکا.

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > دیدگاه > شیردخت وطن با جنایت سالاران مصاف میدهد،

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

238 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • دوستان گرانقدری افغان سلام . دوستان باور کنید که تفکیک خوب از خراب بسی مشکل شده که نمیشود به شخصی اعتبار کردو راه شان به دیده نیک نگریست . چون تمامآ کشور های خارجی و سازمانهای استخباراتی شان به نحوه و به شکلی تعدادی را که سنگ وطن به سینه میزنند در استخدام خویش درآوردند و از روی بغض و رقابت و دشمنی با دول های دیگر در جلد شان در آمده بنام خدمت گذاران وطن یا در داخل وطن یا درکرسی های دولت ویا در خارج از وطن باایجاد میدیا و نشرات که از سازمانهای خارجی تمویل میگردد فعالیت میکنند.این افغان ها که شمار شان مشاالاله زیاد هم است بر چشم مردم بخاطر تقویه اقتصاد خود و فامیلی خود خاک زده مسایل قومی زبانی مذهبی .... را دامن میزنند چون هدایت بر ایشان چنین است . ملالی جویا را که تا حال هم به نظرمن مشکوک است .چنین ارزیابی میکنم .اگر محترمه ملالی جویا از کدام کشور و سازمانی در زمینه خدمت به وطن تمویل و دِکته نشود خاک پایش از بوسیدن است و خوش به حالش که در چنین وقت و زمانی و قرن که تمامآ انسان و انسانیت و عاطفه و مردی از بین رفته حق را به حقدار برساند لیاقت هر نوع دعا و تقدیر را دارد .که از خدا میخواهیم چنین باشد . در غیر آن عاقبت بخیر

    • Salam to everyone
      Sorry for not writing in Farsi as this computer does not support Farsi text

      As much as I love and respect Miss Joya for all what she has done so far specially for her courage and devotion for justice, I have to say that her current political stand is equally worrying me. My concerns are purely caused by the delicateness of security and political imbalance our country is suffering from.

      There is no doubt that our priorities has changed fundamentally from date of first Loya Girga where Joya’s speech made her a champion for most of us. Unfortunately our realities have changed so much and now we all can appreciate that those so-called warlords and muhjahidins are not the biggest threads to our nation anymore. Despite their bitter and painful and destructive past alhamdulellah they are mostly integrated into current political process as it badly needs them as indigenous forces against the growing influence of extremist Taliban. Now we all know this is Taliban who are the real thread, they are the ones who are destructive and they are the ones who have the potential to reverse what we have achieved in last few years.

      I would definitely like Miss Joya to concentrate her power and energy to fight our real enemies – the Taliban not the mujahidin who we need at least till we can achieve a defeat to the threads originating across our southern borders. I do not think Joya is working for any foreign orgnisation as some accuse her; I think such a stand is simply unfair and untrue. However if I witness Joya continue to ignore the bigger thread of Taliban for longer and instead focus on fighting the much smaller threads of wardlords, that stand will simply be a concern and raise questions whether she really strands for our national interest or ISI’s and Taliban’s. Her persistence on her old position will only indicate her political naivety however not a sign that she is appointed by foreigner. After all if someone’s naivety can do the job there wont be a need for these foreign powers to appoint and pay her.

  • خواننده عزیز!

    هر سازمان سیاسی درافغانستان از کمونستان خلق وپرچم گرفته تا اسلامگرایان حزب/ جمعیت اسلامی ادبیات مخصوص خودرا داشته و حتی تاحال دارد .

    گاه گاهی هم چنین اتفاق افتاده که یک سازمان نظر به ضرورت های مقطعی بعضی اصطلاحات و واژه هارا ازدیگری وام گرفته است بدون اینکه به آن عقیده داشته باشد.

    اصطلاحات قبیله وقبیله گرائی همیشه از طرف سازمان انقلابی زحمت کشان افغانستان که بنیان گذار آن محمدطاهر بدخشی بود کاربرد زیاد داشته وتا کنون دارد آنها این واژه را بخاطر عدم استحاله قومی در کشور متعدد الطوایف افغانستان همیشه علیه قبیله حاکم محمد زائی ودر مجموع قبایل درانی پشتون مورد استفاده قرار داده اند.

    اعضای این سازمان به عشیره ئی بودن پشتونها وسنت های قبیله ئی همیشه ملاحظات خاص داشته و در طول تاریخ این ادعا را داشته است که حفظ و وپاسداری از ارزشهای قبیلوی در جنوب هیچ گاه افغانستان را بطرف ملت شدن نمبیرد بلکه مردمان غیر پشتون قبیله ئی نیستند بیشتر شهر نشینان اند ودارای فرهنگ نسبتنا برتر میباشند اما در جنوب قضیه برعکس است.

    تمام ادبیات سازمان سازا که حالا راوائی ها علیه آنها یا به جرم تاجک بودنشان ویا عدالت خواهی شان هر بد و رد رانثار میکند مملوء ازهمین واژه است وحتی میتوان گفت که مخترع این واژه نیز همانها بوده واستند بدون شک که نظام خان وخانخانی در مناطق پشتون نشین حتی تا امروز رواج دارد.

    در شهرهای مثل کابل مزار وقندوز وپروان وبدخشان وپنجشیر نظام خان قییله ئی وجود ندارد.

    بعنوان مثال در جنوب اقوام مانند اسهاک زی نورزی وبارکزی هرکدامشان ازخود خان دارد.

    نویسنده محترم یا عمدا ویا سهوا خواسته که چتلی خودرا بالای دیگران بیندازد دشمنی خودرا بامردمان شمال کشور وغیر پشتون به نحو دیگر مطرح ساخته که گویا این شورای نظار است که قبیله ئی است.

    من از آقای نویسنده میپرسم کسی که به ملالی جویا در درون پارلمان فحش داد واورا تهدید به تعرض جنس کرد از شورای نظار بود یا از حزب اسلامی برادر گلبدین خان خروتی ؟

    ( چه دا پایشه سره مونگ باید دغسی وکو) همه دیدند که قوماندان محترم نه از شورای نظار بلکه از حزب اسلامی افغانستان برهبری برادر بزرگ از قبیله خروتئ ما محترم انجنیر گلبدین حکمتیار بود.

    نام مبارک این قوماندان (خالد فاروقی) از استان ویا ولایت پکتیا میباشد چی رابطه میان این قوماندان و وکلای شورای نظاری (به عقیده خودت) فوزیه کوفی و صالح ریگستانی وغیره وجود دارد؟ آیا تاکنون کدام فحش ازطرف حفیظ منصور داده شده ونه هم ازطرف زنان مانند فوزیه کوفی فرشته حضرتی وغیره؟

    پس چرا این نویسنده محترم خشم وعضب خودرا بالای جمع از فرهنگیان غیر پشتون میریزاند؟

    علت معلوم است که باید دیگران بنام جنایت سالار وخاین باشند برعکس درجنوب اجمل نقشبندی سر بریده شود واینها بخاطر پوشاندن آن جنایت به هیاهو دست بزنند تا مگر اذهان را منحرف سازند.

    این نویسنده ادعا دارد پشتونیست های قوم گرای افراطی هم باملالی جویا میانه خوب ندارند واورا دشنام میزنند. و مثال واضح که ارائه کرده از آقای هاشمیان یاد کرده اند درحالیکه هاشمیان به هیچ صورت ثبات فکری ندارد وی یکروز احمدخان ابدالی جهنمی میداند روز بعد وی را اولین موسس افغانستان به تکریم وتجلیل می نشیند.

    بلی!

    اگر سایت افغان جرمن انلاین بعنوان تنها سایت فاشیزم قبیله از ملالی جویا نکوهش کرده باشد که ما تاهنوز این را ندیده ایم.

    اگر پارسی ستیز مشهور ومعروف بنام محمد اعظم سیستانی ملالی جویا را محکوم کرده است که تاکنون دیده نشده است حتی برعکس ادعای نویسنده تجلیل وتبجیل ملالی جویا در سایت های قبیله گرایان رونق خاص دارد.

    بناء بعاریت گرفتن واژهای دیگران واستعمال آن علیه خود آن مردم هیچ درد را دوا نمیکند واین نوشته هیچ چیز جدید جز یک سلسله دشنامهای مسلسل به آدرس اشخاص شریف ونجیب فرهنگی این وطن اعم از مرد و زن و آنهم به سبک سخیف راوائی چیزی دیگر را نتوانست پیشکش خواننده گان بکند.

    خواننده گان عزیر دشنام نامه دیگر روا را علیه کامران میرهزار که درین زودی ها به نشر رسیده است باید بخوانند که چه درفشانی کرده اند.

    آنلاين بنگريد : http://«راوا و تضادهای...

    • خوبست آقای تمیم، این نوشته که چیزی ندارد برو و از خواندن نوشته نصیر خالد کیف کن که به مزاقت جور می‌آید!! این "دشنامهای" راوایی را کنار بگذار و از فحاشی های شورای نظاری کیف کن!!

      خودت هم باید از هم مسلکان نصیر خالد باشی و فکر قبیله گرایی در کله ات خانه کرده باشد که از این نوشته برآشفته‌ای.

      قبیله گرایی چه از نوع پشتون باشد یا تاجیک و ازبیک و هزاره همه کثیف و خاینانه اند.

      اما در دل خوب میدانید که همین "دشنامهای راوایی" وار تانرا خطا کرده و مغز تانرا منفجر ساخته!!

    • خدمت شمشاد

      مغز از کسی منفجر میشود که دهن به دشنام و فحش دادن میگشاید یعنی آنهایی که خونسردئ خود را حفظ نمیتوانند مانند جویا ها، و سایر راوایی ها... شما به زبان میگویید که قبیله گرایئ هر قوم محکوم و مردود است اما در عمل از قبیله گرایان پشتون که در رأس کار میباشند مانند کرزی ها، اتمرها، خرم ها، بومیا ها، رفیع ها، وردک ها، احدی ها، اشرف غنی احمدزی ها، فاطمه گیلانی ها، خلیلزاد ها، پشتون ها، جلالی ها و حتی ملاعمر و طالبان پشمکی یادی نمیکنید (در اینجا منظورم از یاد اینست که با همان زبان راوایی یعنی فحش دادن های رکیک در بارۀ ایشان حرف نمیزنید...!)

      آیا اشخاص نامبرده در خیانت به وطن، مردم، فرهنگ، و بیت المال دست ندارند؟

      بنابر منطق خود تان اگر افراد نامبرده گناهی ندارند، پس جنایت کاران غیر پشتون نیز گناهی ندارند!

      چلوصاف خودفروشان و وطن فروشان از آب بر آمد! همه گی هم خواندند و دانستند که شما یک مُشت نوکر و غلام هستید که در مقابل دریافت پول و ویزای کشور های اروپایی و امریکایی وطن، ناموس و خود را فروخته اید.

    • آقا ویا خانم شمشاد!

      خودتان اعتراف کردید که

      " دشنامهای راوائی ترا وار خطا کرده" اما نه ای برادر دشنام کسی میدهد که کمبود شخصیت ویا قدرت دارد جبرا به دشنام روی می آورد.

      نه من دشنام میدهم ونه هم شورای نظار زیرا ما هیچ نوع کمبود را درخود حس نکرده ایم که به کس دشنام بدهیم.

      و هیچ دشنام دهنده ما را وار خطا نمیتواند بسازد زیرا دشنام صرف دشنام است نه چیز بیش ویا کم.

      شاد باشید

    • همیشه نظر های آقای تمیم را با دفت کامل میخوانم و همیشه ایشان حق گفته.
      سرفراز و پاینده باشید آقای تمیم.

  • این نصیر خالدی که ضد ملالی جویا نوشته از همان کثافت هایی‌است که حتی به جواب دادن نمی‌ارزد.

    ملالی جویا شکوه و جلالی دارد که یکچنین کرم های گندیده هرقدر بیشتر به او بتازند، وی بیشتر و پرخروش تر مقابل شان سینه سپر خواهد کرد.

    جویا عملا نشان داد که زن افغان همیشه در تاریخ نام ماندگار برایش کمایی کرده است، وی نشان داد که از فلک ترس ندارد و این جنایتکاران و قاتلان در برابرش حکم مورچه گک های چتلی خوار را دارند.

    • من برخلاف نظر شما نوشته نصیر خالد را مستدل ومنطقی یافتم پرسش های نصیر خالد از ملالی جویا همیشه بی پاسخ میماند.

      آنلاين بنگريد : ملالی جویا در تلویز...

    • در مصاحبه ات گفتی که از افغانستان ممنوع الخروج هستی و پاسپورتت را مقامات دولتی گرفته بودند ،اما مردم فراه برایت پاسپورت درست کرده اند. جویا جان، صادقانه بگو که این مردم فراه بودند که برایت اسناد مسافرت درست نمودند یا کسانی دیگر. اگر این موضوع واقعا در فراه صورت گرفته و شخص یا اشخاصیکه با توصل به جعل اسناد ، قانون را زیرپا نموده و مغایر تصمیم دولت افغانستان عمل نموده باشند ، همه تان یعنی تو و دوستان فراهی ات همه باید شامل لست خاینین ملی شوید.

      راستی که مخصوصا در جمله بالا چه منطق رسایی نهفته است!!!!!

      خودش چتلی بوتهای خاینان ملی را میلیسد، اما کسانی را که شاید یک پاسپورت به جویا داده باشند، خاین ملی نام میگذارد!!

      واقعا که آقای بهرم بیجا وقتش را در جواب دادن به یکچنین دلقکان به باد فنا داده است!!

      اینان را باید گذاشت که غوغو کنند و به اینان ارزشی قایل نشد.

    • ملالی جویا در تلویزیونهای لالس آنجلس امریکا

      کاسۀ چینی که صدا میکند – خود صفت خویش ادا میکند

      نصیر خالد – تورنتو- کانادا

      nasirkhalidvoa@yahoo.ca

      Web: www.omed.ca

      خوانندۀ ارجمند

      بعد از سرنگونی گروه اجیر طالبان و رویکار امدن دولت تحت زعامت اقای کرزی، همانسانیکه دولت جدید بود، چهره های تازه و بعضا هم ناشناخته در کشور ما سر بلند کردند که از آنجمله یکی هم خانمی بنام ملالی جویا که خود را از ولایت فراه معرفی مینماید، میباشد. این خانم (بگفتۀ خودش مبارز کفن پوش) که دیگران وی را (کفن کش) مینامند، باالاثر یک (لچری) یعنی سردادن دو و دشنام به آدرس نمایندگان مردم در لویه جرگه اضطراری و بخصوص انتقاد شدید الحن از استاد سیاف - که برای بسیاری که تازه از زیر سلطۀ اجیران طالبی رهائی یافته بودند، حادثۀ نوی بود - اندکی توجه به خود جلب کرد. و در این میان تعدادی از وی انتقاد نمودند و کسانی هم بدفاع از وی پرداختند که بهمین شکل این زن در نزد محدودی از هوادارانش معرفی گردید

      ملالی جویا از همان بدو لچری اولش در سال 2002 تا کنون حرف تازه ای نداشته و همان گفته های روز نخستش را تکرارا نشخوار مینماید. وقتی مورد انتقاد قرار میگیرد، بدون ارایه گواه و سند، جانب مقابل را ناشیانه و کودکانه دشنام میدهد و با وقاحت پا از حریم ادب و نزاکت بیرون گزارده و بهر که میتازد

      این زن جنجالی را بسیاری از مردم یک شخص مرموز و ناشناخته می پندارند. اما بگفتۀ معروف (من از طرز خرامات می شناسم)، حرفهای جویا بعضا معرف چهرۀ عقب پردۀ وی بوده و نشان میدهد که جلو اش بدست کیست، از کجا به اصطلاح کوک میشود و برای کیها این قدر حلقوم میدرد

      در این نوشته تلاش برین نیست تا من این خانم را (مانند خودش) مورد سرزنش و یا تحقیر و توهین قرار دهم. بلکه میخواهم با رجوع به گپهای ضد و نقیض اش در تلویزیون های اریانا افغانستان و پیام افغان، حرفهایش را مورد بررسی قرار داده و قضاوت را به هموطنان عزیز بگذارم. با این مقدمه که

      بعد از هجوم لشکر اجیر طالبان به افغانستان، سنگر های مقاومت در برابر آنها مانند سالهای جهاد تشکیل شد و مردم مسلمان و مبارز افغانستان که ماهیت اصلی متجاوزین مبنی بر تلاش شان برای پهن نمودن سیطره به کشور و در اوردن ان منحیث صوبه پنجم پاکستان را درک نمودند، برعلیه آنها دست به مقاومت تاریخی زدند. دشمنان خاک، در راس ادارۀ ای اس ای پاکستان در پی شکستهای مفتضحانه، غرض ایجاد نفاق و شقاق در صفوف متحد ملت افغانستان، تلاش براین نمودند تا با اغوای ذهنیت جامعه بین المللی، جبهه مقاومت را ائتلاف شمال بنامند. بگونه مشخص آنها سعی براین داشتند تا تجاوز خود را جنگ بین قوم پشتون و دیگر اقوام شریف افغانستان جلوه بدهند. اما این طرح، با درایتی که در مقام رهبری جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان وجود داشت، نقش بر آب شد و تمام اقوام افغانستان در کنار هم بر علیه نیرو های اشغالگر تا لحظات پیروزی جنگیدند

      نباید فراموش کرد که در جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان یا بگفتۀ پاکستان و اجیران شان ائتلاف شمال افغانستان، اکثریت مردم متدین و سلحشور کشور شامل تمام اقوام ساکن ان درمحور مقاومت جمع شده بودند. شما وقتی می گوئید ائتلاف خاین شمال، خانم جویا، شما به اضافه از نصف نفوس افغانستان توهین میکنید آیا از این گفته هایتان احساس شرم نمیکنید.

      بعد از سرنگونی و شکست زبونانه طالبان و برقراری حکومت جدید تحت زعامت آقای کرزی، بازهم پاکستان که تمام آرزو های خود را برباد رفته میدید، دست از توطهه برنداشته و به سیاست کهنه انگلیس (تفرقه بیانداز) در قبال افغانستان ادامه داد. وابسته های پاکستان، بعد از انکه فضای مناسبی برای ابراز وجود و نظریات خویش پیدا نمودند، با ذلالت و خیره سری و بااشاره باداران شان، از همان ابتدا کسانیرا که در جریان مقاومت قهرمانانه مردم افغانستان بر ضد تعرض واستبداد پاکستان رزمیده بودند، هدف انتقاد قرار داده و از چانس نیک شان کسانی نیز تحت نام قراردادی های به اصطلاح حقوق بشر از این وابسته های بیگانه پرست حمایت نمودند. واژه های جدیدی چون جنگ سالار و غیره در قاموس نو سیاسی ماعرض وجود کرده واین القاب وارداتی نصیب همان کسانی شد که د ر دفاع از منافع ملی،عزت و شرف مردم غیور افغانستان بر علیه تجاوز پاکستانیها جنگیده و قهرمانی ها نموده بودند

      با این وضع جو تازۀ سیاسی ایجاد شده برای تفاهم و وحدت ملی میان جوانب متخاصم، رو به تیره گی رفت و پاکستان بار دیگر موفق شد تا جلو آشتی ملی و حل مشکل افغانستان از طریق یک تفاهم سیاسی را گرفته و از طریق اجیران خویش نگذاشت تا مردم ما، بعد از انهمه سالهای متمادی جنگ، مصیبت و دربدری،روی آسایش و آرامی را ببینند.

      بعد از سرنگونی طالبان نیرو های مسلح مقاوت ملی برغم عقد موافقتنامه تاریخی بن، به پروسه صلح پیوستند و در ایجاد و تحکیم قدرت دولتی سهم اساسی گرفتند. که مایحصل ان سیستم موجود دولت مبتنی بر کثرت گرایی سیاسی، تصویب قانون اساسی دموکراتیک بعلاوه ادامه بازسازی و اعمار مجدد در پخش بزرگی از افغانستان میباشد

      با همین مختصر می پردازم به بررسی گفته های بی ربط و ظبط جویا در مصاحبه های اخیرش

      این عجوزه در مصاحبه ای بتاریخ 14 مارچ با کسی به اسم شکیب علومی با هذیان سرایی های همیشگی گویا تاکید نمود که اعضای پارلمان افغانستان با اخراج وی آزادی بیان را نقض نمودند

      سوال اینجاست که جویا چه تعریفی از آزادی بیان میتواند ارائه کند. اگر وی دشنام، ناسزا و یاوه سرایی را که حال جز لایتجزای شخصیتش شده است ازادی بیان میخواند، به یقین غلط میاندیشد. چه آزادی بیان هم از خود محدودۀ دارد. جویا در بخش دیگری گفت: صحبتهای من در تلویزیونهای افغانستان سانسور شد. من تنها نگفته بودم که پارلمان افغانستان بمثابۀ طبیله خانه و باغ وحش است، بلکه گفته بودم که دو دسته افراد در پارلمان وجود دارند، یکی اینها و دسته دوم دموکراتها، که بخش دوم ان سانسور شد

      خانم جویا، میتوانی بگویی که اصولا این حق را که به نمایندگان منتخب ملت افغانستان این و ان بگویی، کی برایت داده است؟ اگر فردی از افراد دیگر در پارلمان خدا نخواسته مثل تو بی ادب میشد و چنین به همه میتازید و تو هم در جمع سامعین میبودی، چگونه میاندیشیدی و برخورد میکردی. آیا نمیگفتی که گوینده مریض است و شاید هم تکلیف روانی داشته باشد

      تو در پارلمان افغانستان یک فرد بودی که در جمع تنی چند دیگر از یک ولایت نمایندگی میکردی. و ولایت فراه هم یک ولایت از جمع 37 یابیشتر ولایات افغانستان است و نه چیزی بیشتر از ان. چگونه میشود شخصی دارای حق یک رای در پارلمان دوصد وچند عضوی کشور، اینقدر دیده درای، سخیف و وقیح بر دوصد و چند نماینده مردم و ولایات دیگر افغانستان با بیشرمی بتازد و انگاه هم دو و دشنام خود را که بیشتر معرف ضعف شخصیت، نازل بودن خاستگاه اجتماعی و باالاخره نمودار عدم فهم، فقر سویه و فقدان خرد انسانی در رویارویی با موضوعات و نحوه برخورد با دیگران است، حق بیان و پاسخ، ولی واکنش منطقی دیگران را تخلف از ان وانمود کند

      در مصاحبه ات از روی حسد، بغض و کین ادعا کردی که بعد از سقوط برادران طالب نیرو های مربوط به مقاومت ملی مردم افغانستان شامل در پروسه حاضر سیاسی را طیارات بی پنجاه دوی امریکا بقدرت رسانید

      خوشبختانه یا متاسفانه این همان حرفیست که همیش ورد زبان ادارۀ ای اس ای پاکستان است. اما برای لحظه ای هم که شده، جدا از عقده های درونی، سال ها قبل را در نظر بگیر که چگونه وابسته های پاکستان یعنی برادران طالب (تو) و همفکرانت افغانستان را به حمامی از خون مبدل نموده و سیاست زمین سوخته را در میهن آبائی ما تطبیق کردند. در آنزمان تو کجا بودی که مقاومت دلیرانه ملت افغانستان و یا به گفتۀ تو و باداران پاکستانی ات ائتلاف شمال را در برابر سپاه جهل و نادانی به چالش میگیری؟ کجا بودی که صدا های در گلو خفته زنان مرد پرور این کشور غیور و عزتمند را بگوش جهانیان میرسانیدی؟ وقتی برادران طالب (تو) و هم قماشان رسوایت مردم شمال را قتل عام نموده و در گور های دسته جمعی در مزار، بامیان وشمالی زنده بگور نمودند،کجا خسبیده بودی تااز مظلومیت آنها دفاع میکردی؟ هنگام ویرانی بزرگترین میراث تاریخی کشور یعنی پیکره های عظیم بودا که بدست ناپاک برادران غول، بی فرهنگ و نوکر صفتت به خمپاره بسته شده و فروریختند، در کجا لمبیده بودی که لااقل اشک میریختی؟

      نکند که عداوت و کین تو متوجه مقاومت دلیرانۀ مردم افغانستان و مقاومت ملی مردم افغانستان بر علیه متجاوزین طالب و القاعده باشد که چرا آنها مقاومت کردند و رویای شیرین پاکستانیان دال خور بی فرهنگ و کثیف را برای تصرف افغانستان بخاک یکسان نمودند؟

      یقین دارم خوب بیاد داری که دیکتاتور درمانده امروزی پرویز مشرف پاکستانی در رابطه با طالبان گفته بود که منافع قومی و قلمروی پاکستان در وجود طالبان نهفته است. حاکم نظامی پاکستان مشرف در انزمان تلاش مینمود که با این حرفها حد فاصل میان اقوام افغانستان ایجاد کند. اینک انچه تو زوزه میکشی درست تکرار همان گفته هاست در قالب دیگر.

      در مصاحبه ات گفتی که از افغانستان ممنوع الخروج هستی و پاسپورتت را مقامات دولتی گرفته بودند،اما مردم فراه برایت پاسپورت درست کرده اند. جویا جان، صادقانه بگو که این مردم فراه بودند که برایت اسناد مسافرت درست نمودند یا کسانی دیگر. اگر این موضوع واقعا در فراه صورت گرفته و شخص یا اشخاصیکه با توصل به جعل اسناد، قانون را زیرپا نموده و مغایر تصمیم دولت افغانستان عمل نموده باشند، همه تان یعنی تو و دوستان فراهی ات همه باید شامل لست خاینین ملی شوید. مگر اینکه تصور کنی که ولایت فراه و تو بعنوان یکی از نمایندگان اسبق ان به اصطلاح ناف زمین هستید که حق دارید بر هر که بتازید و برعکس خود برای خودتان قانون محسوب شوید، که این دیگر یک چرند و هزیانی بیش نخواهد بود

      اما در مصاحبه ات با تلویزیون پیام افغان حرفهای جالبی زدی و باالاخره نا گفتنی های چندین ساله را بر زبان راندی. و جالب بود که در پایان مصاحبه که کمی بحال امدی، خستگی و بیدار خوابی را بهانه نمودی. خوب است همیش خسته باشی تا واقعیت ها را بیان کنی و پرده از چهره اصلی ات برداری

      در بخشی از مصاحبه ات گفتی که مردم تو را متهم بعضویت در سازمان راوا میکنند. وقتی مجری برنامه سوال کرد ایا این مساله واقعیت دارد، تو آنرا رد نکردی و سازمان راوا را یک جنبش مترقی ازادیخواه خوانده اشاره نمودی که مردم باید فرق میان تنظمهای خوش نام و بدنام را نمایند. و بازهم در پاسخ به سوالی گفتی که آنها (راوا) مردمان دموکراتی هستند که تا حالا در قضایای کشور سهمی نداشته اند، آنچنانیکه احزاب بدنام خلق و پرچم داشتند. و اضافه کردی بسیار بیرحمانه است که ما یک حزب دموکرات و خوش نام را همردیف احزاب خلق و پرچم قرار دهیم. شما که سازمان راوا منحیث یک حزب خوش نام یاد نمودید، بفرمائید به این سوال پاسخ دهید که در زمان تسلط طالبان بر افغانستان و پشتیبانی پاکستان یکجا با تنظمیهای تندرو اسلامی انکشوراز این گروه، چطور تنها سازمان راوا در کویته پاکستان، جای که محل تجمع و فعالیتهای طالب القاعده بود بطور ازاد فعالیت مینمودند ومظاهره ها براه می انداختند و بر علیه طالبان شعار میدادند. مگر نه این است که سازمان خوش نام شاخه دیگریست از ادارۀ ای اس ای؟ مردم مسلمان کشور را توهین میکنی ولی بازهم خودت سند میدهی که تمام مخارج سفرت را بخارج از کشور کمونستان و احزاب چپی می پردازند.

      ولی شرم و ننگ بر تو که باچشمان از حدقه برامده بر تاریخ و حوادث ثبت شده ان که دیگر در ذهن و ضمیر ملت ما و مرم دنیا حک شده است و زدوده نخواهد شد، ناشیانه و خصمانه خرده گرفتی و گفتی که: مردم شمال کی جهاد نموده اند؟

      مگر همین است انگونه که یک باشنده واقعی افغانستان و انهم یک فعال سیاسی باندیشد؟

      خانم جویا! تاریخ و واقعیتهای ان، انهم مبارزه، ستیز و پرخاش قهرمانانه تاریخی توسط ملتی بی دفاع و پا برهنه که فقط با توکل به خداوند،اتکا به عزم و اراده خویش، شناخت و درک منافع ملی و عشق به مفاهیم استقلال و حریت بزرگترین حادثه قرن را رقم زد و در برابر یکی از شیطانی ترین دسیسه های دنیا که در پوشش دستار و لنگی و دستبرد به ایمان و عقیده مردم در صدد محو تایخ، هویت، فرهنگ و فضیلت انسانی افغانستان بودند، را نمیشود و نمیتوان با این یاوه سرایی و هذیان گویی و جست و خیز بیجا و حرکات و سکنات بازاری تحریف کرد و نادیده انگاشت. فرار از واقعیتهای تاریخی کشور که صرف چند سالی از ان میگذرد دو معنی را میرساند

      اول اینکه تو واقعا تاریخ مبارزه ملت قهرمان افغانستان را نمی دانی و فقط طوطی گونه حرفهای که برایت دیکته میشود، بیان میکنی. و یا هم اینکه تو و حامیانت از حماسه سازی های مردم افغانستان اهم از شمال و جنوب کشور رنج میبری،که واقعا شرم آور است

      من وقتی در سال 2000 وارد شمالی شدم و از انجا برای بار اول بدرۀ پنجشیر رفتم، از تماشای دیدنی های مقابل چشمم بخود بالیدم و افتخار نمودم. چنانکه به یقین همه مردم افغانستان میدانند و تاریخ گواه است، در میان رود خروشان پنجشیر در لابلای دره های مرد پرور ان ولا، لاشه صدها تانک و توپ روسی به چشم میخورد که توسط جان برکفان برهنه پا سرنگون شده بودند. اگر از گلبهار تا منطقه آستانه من یکایک از ان تانکهای منهدم شده دشمن را می شمردم، به یقین که کمتر از اندازه مو های سر تو نبود. این تنها یک مثال کوچک بود

    • اگر روزی از منطقه مرد افرین شمالی تا ولایات شمال کشور سفر میکردی،آنوقت بدون تردید چنین قضاوت بی خردانه و خاینانه در مورد مبارزه مردم قهرمان شمال کشور نمیکردی

      در جایی نیز مسول تلویزیون پیام در رابطه با مسلمان بودنت از تو سوال کرد. گفتی من بمردم مسلمان افغانستان احترام دارم. وقتی اقای خطاب سوال خود را تکرار نمود، دفعتا براشفته شدی و با عصبانیت گفتی که اگر من از اول می فهمیدم که بحث شما اسلامیست، حاضر به مصاحبه نمیشدم. با این گفته و این اندیشه دیگر لازم به سوال نیست که تو که هستی و چه میخواهی

      در اخیر نتیجه میگیرم که تو در حیطه و مدار خودت بحیث یکی از دشمنان بیشمارو گروهک های چندین گونه مربوط به دشمنان افغانستان وظیفه دار شده ای تا در برابر یک مشت پول از خورجین دشمنان مردم ما اهم از ازبیک، پشتون، تاجک و هزاره و همه باشندگان با هم برادر و باهم برابر افغانستان، بنام شمال و جنوب تفرقه و فتنه ایجاد کرده و به زعم خود و بادارانت مانع ایجاد صلح و ثبات در افغانستان شده و با رد یک راه حل سیاسی، پیام اور جنگ و خونریزی به مردم افغانستان باشی. که اثرات انهم همانند کوچکی خودت و زبونی دشمنان مردم افغانستان، ره بجایی نخواهد برد

      بندار و اگاه باش که پس از رانده شدن از پارلمان کشور، نمایشهای تصنعی مثل یگان چکچکهای اینجا و انجا، یگان بیانیه احساساتی این جا و انجا و باالاخره یگان مشت پول اعانه و بخشش برای تو در این مملکت و ان مملکت همه بیانگر شاخص و معیار شناخت و قبولی شخصیت تو در خارج از افغانستان به عنوان یک مهره شطرنج است. به نحوی که شاید خود ندانی اما حلقات معینی با براه اندازی این اجتماعات بی ارزش، مسخره و کلیشه ای،در اصل از تو بعنوان وسیله ای جهت تخریب هویت افغانستان، تضعیف دموکراسی نوپای ان و تولید افتراق و تفرقه میان باشندگان افغانستان استفاده میبرند و در عقب بر حماقت و ساده گی تو که خویش را عقل کل میدانی، میخندند

      خانم جویا! بخود بیا و از خواب خرگوش بیدار شو

      کوشش کن تا خود و جایگاهت را بشناسی و در یابی که تو دقیقا که هستی

      تاریخ معاصر افغانستان که حال با اینده و سرنوشت جهان گره خورده است، زاده و ماحصل سه دهه خون و شهادت و حق طلبی و ایثار و جانبازیست. چیزی را که من و تو و سایرین به نام افغانستان امروزی داریم، ثمره رزم و شهادت جان برکفانی است که با نثار خونهای سرخ خویش تو را رهایی و هویت بخشید تا بعنوان یک زن به پارلمان راه پیدا کنی. ورنه خود بهتر میدانی که در همان ولایت فراه کتله عظیمی از مردم خودت، تو را ادم نیز نمیشمردند

      تو چگونه در رابطه با انهاییکه تاریخ عظیم مقاومت تاریخی این ملت با نام شان گره خورده و با خرد، اندیشه، بصیرت، تعقل و از خود گذری برای حفظ استقلال این مملکت و دفاع از ابرو و حیثیت شان در برابر هیولا های زمان چون سخره ایستاده و کارنامه هایشان دیگر در ضمیر ملت افغانستان عجین شده است، چنین خیره سرانه و کودنانه یاوه میگویی و تهمت میبندی

      خانم جویا! تو راستی تصور میکنی که مردم افغانستان و جهان به چرندیات تو در باره انانیکه در متن جریانات تاریخی افغانستان نقش ایفا کرده و این کشور و مردمش را در برابر هیولای تروریزم بین المللی (که امروزه امریکا و اروپا تا ناتو و دیگران را به چالش جدی کشانیده است)، وارهانیدند، گوش میکنند و وقعی میگذارند؟

      به خود بیا و کاری کن که اگر فرصت دیگری دست داد، همان تنی چند مرد و زنی که بار اول در ولایت فراه به اشتباه، تو را رای دادند و بعد از نمایشنامه مضحک اخیرت، با راه اندازی مظاهرات خواستار اخراجت از پارلمان شدند، دوباره بالایت اعتماد کنند و اگر ادم شدی و از دو و دشنام دادن به عقل امدی، به اندازه توانمندیت، برای شان خدمت کنی که شکم شان سیر شود و اب اشامیدنی صحی و مکتب و برق به ده و قریه تان بیاید. دیگرایش را بگذار به این ملت پر غرور و سلحشور. و تلاش نکن تا راه صد سال را یکشبه بپیمایی و با بیعزتی و بد نامی صاحب شهرت شوی

      خانم جویا! آسوده باش که فرزندان بیباک و دشمن ستیز این ملت فداکار و خداپرست،هرگز نخواهند گذاشت تا دستاورد های نیاکان و قهرمانان شان و پرخاش مستمر شان برای تحقق حق خود ارادیت و تامین عدالت اجتماعی و سهم متوازن همه اقوام با هم برادر و باهم برابر کشور در حیات سیاسی افغانستان، توسط دست و زبان لعبتکی با خورجینی مملو از فتنه، دو و دشنام، برخاسته از استین چرکین و کثیف دشمنان مردود این ملت، به هدر رود

    • در سايت اخوانی های جنايتکار و وطنفروشان بيمايه (سرنوشت) شخصی زير نام مستعار (نصير خالد) از تورنتوی
      کانادا دشنامنامۀ را، به نام زنی مبارز شخصيت بين الملی افغانستان به نشر سپرده که دل خواننده را هر چند مخالف
      ملالی جويا هم باشد به درد ميآورد و يکبار نه صد بار به چنين قلم های شيطانی نفرين ميفرستد. اين نوشته با اغلاط
      املايی و انشايی فراوان را ميشود به يک آدم بيسواد و فاقد خرد نسبت داد.

      روزيکه ملالی جويا در مصاحبه با تلويزيون آريانا و با مسکينيار مصاحبه انجام داد همه کس ميفهميد که آتش را يکبار
      ديگر در دل ربانی، سياف، دوستم، خليلی و برادران مسعود و شرکايش در ميدهد و خواب خوش را بر آنان حرام
      ميسازد. البته تنها ملالی جويا نيست که خواب جنايتکاران، مجرمين جنگی و مافيای بين المللی قاچاق هيروين و سنگ
      های قيمتی را حرام کرده است و در حقيقت هم مردم افغانستان و هم جامعۀ بين الملل از دست اين نطفه های شيطان به
      داد آمده اند. اما جالب اينجاست که ديگر حرف منطق و مبارزه، جای خود را به دشنام های گوچه گی و بازاری چون (لچر، کفن کش، عجوزه، تفرقه افکن، جاسوس آی اس آی....!) داده و اين مردم با دست و پا کردن چند جملۀ عوامفريبانه
      ماهيت ارتجاعی خود را بر ملا ميسازند.

      خانم اخوانی ديگری (مهسا طايع) با يک نام و نشان ايرانی که در دامان خمينی پرورده شده و تا حال به ساز ايرانی ها
      ميرقصد مثل يک گودی گک کوکی به جواب رفيق ايرانی‌اش و با سناريوی از پيش ساخته شده توسط فرشتۀ نجات
      جنايتکاران؛ بلبل مزرعه گرديده و به اصطلاح در پله ترازوی جنايتکاران مينشيند که اگر خدا خواست پله شانرا سنگين
      بسازد. بيخبر از آنکه مردم افغانستان به چرنديات اين فروخته شده گان بد نام و وطنفروش توجهی نداشته و قهرمانان
      خود را چون مردمک چشم خود حفظ ميکنند. با دادن جواب به چوچه بوش نصير خالد بعدا به مهسا طايع خواهم
      پرداخت.

      نصير خالد که بدون شک يک نام مستعار است و يا شايد خود بشير احمد انصاری باشد. بعد از دشنام های ناروا و دور
      از اخلاق يک افغان اصيل مثل لوچک های سر چوک سپاه گمنام و کوچه های چنداول برای پاک کردن مرداری های
      ربانی، سياف، حکمتيار، دوستم، ملا عمر، اسماعيل خان و برادران مسعود و خليلی با پر روی مينويسد: «... باالاثر يک
      (لچری) يعنی سردادن دو و دشنام به آدرس نمايندگان مردم در لويه جرگه اضطراری و بخصوص انتقاد شديدالحن از استاد سياف - که برای بسياری که تازه از زير سلطۀ اجيران طالبی رهائی يافته بودند، حادثۀ نوی بود - اندکی توجه به خود جلب کرد..»

      اول بايد کلمه لچر را از زبان بيمايه اين نوکر سياف وهابی معنی کرد. بعد از آن
      آوردن پيشاوند استاد به عبدالرسول سياف که بعدا بنا بر دستور وهابی های سعودی عبدالرب سياف گرديد؛ ازين
      سرسپرده پرسيد: استادی سياف در کشتار مردم هزاره و چور و چپاول افشار و دشت برچی است و يا در چور و چپاول
      دارايی های مردم بيدفاع پغمان. شايد هدف نصير خالد استادی را به مقام ايشان بخاطری مياورند که در فروش هزاران
      زن و دختر افغان به اعراب صاحب پنجصد مليون دالر شده است و حالا نه خدا را ميشناسند و نه رسول برحق او را و
      فقط با حفظ چوکی استادی در درون پارلمان به ملالی جويا فحش ميدهند و در خارج پارلمان گروه های انتحاری خود را
      برای قتل وی از شهری به شهری و از کوچه ای به کوچه ای سوق ميدهد.

      چقدر بيشرمانه است که بگوييم مردم افغانستان را سياف، ربانی و يا هم مسعود از زير سلطۀ طالبان نجات داد. برای
      خدا يک طفلی که در گهواره بوده ميداند که نود فيصد خاک افغانستان تا رسيدن طيارات ب ٥٢ امريکا زير سلطۀ طالبان
      بود و مسعود با تمام سرمايه هايکه اتحاديه اروپا، روسيه و ايزان برايش ميرساند غير از درۀ پنجشير و افتخارات شما؛
      کوه های هندوکش جای پای نداشت. البته که درين مسابقه ای نظامی پاکستان توانسته بود که آخرين اميد های ايران و
      روسيه را به خاک يکسان کند. اما بعد از ترور مسعود و آن هم به دست ياران و همسنگران اش افتخار اين پيروزی به
      نام فهيم، دوستم کمونست و سگ زنجيری ايران خليلی ختم شد و صد مرگ به امريکا که باز هم مردم ما را در منجلاب
      بد بختی به دست جنايتکاران داد.

      صرفنظر از هجويات اين اخوانی بيخرد، يکبار ديگر نوشته ايکه جعل و انکار تاريخ است را به رويش ميکشم:
      «دشمنان خاک، در راس ادارۀ ای اس ای پاکستان در پی شکستهای مفتضحانه، غرض ايجاد نفاق و شقاق در
      صفوف متحد ملت افغانستان، تلاش براين نمودند تا با اغوای ذهنيت جامعه بين المللی، جبهه مقاومت را ائتلاف
      شمال بنامند. بگونه مشخص آنها سعی براين داشتند تا تجاوز خود را جنگ بين قوم پشتون و ديگر اقوام شريف
      افغانستان جلوه بدهند. اما اين طرح، با درايتی که در مقام رهبری جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان وجود داشت، نقش بر آب شد و تمام اقوام افغانستان در کنار هم بر عليه نيرو های اشغالگر تا لحظات پيروزی جنگيدند نبايد
      فراموش کرد که در جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان يا بگفتۀ پاکستان و اجيران شان ائتلاف شمال افغانستان،
      اکثريت مردم متدين و سلحشور کشور شامل تمام اقوام ساکن ان درمحور مقاومت جمع شده بودند. شما وقتی می‌گوئيد ائتلاف خاين شمال، خانم جويا، شما به اضافه از نصف نفوس افغانستان توهين ميکنيد آيا از اين گفته هايتان احساس شرم نميکنيد...»

      اينکه پاکستان، ايران، روسيه و چين چه در گذشته و چه در حال مثل يک افعی برای بلعيدن
      اين مرز و بوم دهن باز کرده اند شک و شبهۀ نيست. ميخواهم اگر بد کاسه ليسان خمينی و خامنه‌ای نيايد يک موضوع
      را به بحث بگذارم و آن اينست که وقتی موضوع افغانستان به ميان ميآيد؛ چرا نمايندگان ربانی، سياف، دوستم و خليلی
      تنها موضوع پاکستان را پيش ميکشند؟!! چرا نامی از ايران نميآورند؟ اگر در پاکستان هفت تنظيم تشکل يافت در ايران
      يکی اضافه تر از آن يعنی هشت تشکل به وجود آمد. اگر در پاکستان يک و نيم مليون پناهنده بود در ايران دو مليون
      پناهنده بود. اگر به گفتۀ شما تشکل جبهۀ شمالی از بدو بيرون شدن روس ها از افغانستان، در مقابل جنوب شکل نگرفت.
      چرا قهرمان شما شعار ميداد که جنگ را تا سرحدات پاکستان خواهم کشاند. چرا همه زير دار گريختگی ها فعلا بنام
      جبهۀ متحد شمال از دزد گرفته تا جنايتکار و قاچاقبر مواد مخدره با هم يکجا شده اند؟! چرا دو ماه است که به خاطر سه
      کلمۀ پوهنتون، پوهنزی و زده کونکی، از واصف باختری گرفته تا رهين، زرياب و ناظمی و ديگر وطنفروشان نوحه
      ميکنند. من ازين آقای نصيرخالد ميپرسم: اگر بنا باشد که به خاطر سه کلمه شمايان، دو ماه نوحه کنيد پس برای يک
      قانون اساسی و يک سرود ملی که خار چشم شما شده بايد عمر خود را به نوحه و زاری سپری کنيد. آری نيرو های ملی
      که تا آخرين لحظۀ مقاومت اعم از پشتون، تاجک، هزاره، ازبک و بلوچ برای بيرون راندن روس ها جنگيدند خبر
      نداشتند که در بطن شان نطفۀ حرامی بنام جبهۀ شمال شکل ميگيرد که حتی برای بدست آوردن دل امريکا هر تفرقۀ که
      خواست اش بود را دامن ميزند و نوکر منشانه به درگاهش ايستاده ميشود.

      خانم ملالی جويا بخاطری ائتلاف خاين شمال ميگويد که خايين، جنايتکاران خلقی پرچمی، قاتلين شصت هزار مردم
      بيدفاع کابل، ويران کنندگان شهر زيبای کابل، نوکران امريکا و آی.اس.آی پاکستان در آن جمع شده اند. موضوع نصف
      نفوس افغانستان مطرح بحث نيست. اگر اين اشخاص در محکمۀ عدل و اسلامی حاضر شوند صد فيصد مردم ما بر
      روی سياه شان تف مياندازند.

      آنلاين بنگريد : کمیته دفاع از ملالی جویا

    • اين آقا ديوانه وار باز هم خواست مردم افغانستان را بعد از شکست کفر و کمونيسم دورۀ طلايی عصر مجاهدين خوانده
      و با پيش کشيدن آمدن طالبان رد جنايات ربانی و سياف را گم ميکند. من صرف دو سوال ازين آقا ميکنم:

      روزيکه طالبان از طريق قندهار داخل خاک افغانستان شدند. همين ربانی حکمروای ارگ شاهی نبود که به استقبال شان
      رفت و وعدۀ هر نوع همکاری داد. و همين قهرمان کوهپايه های هندوکش يعنی احمدشاه مسعود نبود که در ميدانشهر با
      آنان مذاکره کرد. همين برهان الدين خان ربانی نبود که از جنرال حميد گل موسس جريان طالبان دعوت کرد که در
      غياب وی از اردوی افغانستان رهبری کند. خيال ميکنيد تاريخ هم مثل گپهای شما مفت است که خيلی زود فراموش شود.
      طالبان را شما برای از بين بردن حکمتيار کمک کرديد و پاکستان برای برداشتن شما و منافع ايران به آنان ميدان داد.
      اينست منطق تاريخ. سوال ديگری که خلق ميشود اينست که طالبان بنا بر گفته خواهر مسلمۀ شما مهسا طايع پشت درب
      کرزی ايستاده اند. بفرمايد يا با آنان مذاکره کنيد و يا با آنان جنگيده و وطن را از لوث وجود آنان پاک کنيد. چرا زير
      لحاف های خود آرميده ايد؟ مگر همين مردم جنوب در شکست روس باشما نبودند؟! مگر به گفتۀ امريکا و شرکای آن
      خطر تجزيۀ افغانستان با آمدن طالبان را درک نميکنيد. اگر وطنپرستيد بفرمايد اين گز و اين هم ميدان و اگر نه فروخته
      ی ايران و روسيه هستيد گناه شما به گردن شما.

      کاشکی شرمساری ازين زيادتر نصيب اين نوکر و مردار خور امريکا نميشد که ملالی جويا را دشنام گوی مينامد ولی
      خودش با کثافت کاری زنندترين کلمات را به آدرس او صادر ميکند. نه تنها او بلکه سياف و ربانی هم در ولسی جرگه
      به او خود را حواله کردند و آن عروسک پشت پرده ای شان با حماقت در ميتنگ پر مصرف جنايتکاران مرگ به حقوق
      بشر!! و مرگ به ملالی جويا گفت . حالا شما فکر کنيد در پارلمانی که يکی از نماينده هايش مرگ به حقوق بشر بگويد
      و يکی ديگرش ناسزای کوچه گی به يکی از نمايندگان ملت نثار کند و يک ديگر با بوتل به صورت رقيب اش بزند و
      فرزند آن ديگرش به ناموس مردم تجاوز کند و ديگری از آن چاچاقبر مواد مخدره باشد و صد ها مثال غير انسانی
      ديگر؛ اين پارلمان با طويله حيوانات چه فرقی دارد؟!!!!. گرچه ملالی جويا خودش به زبان خودش اقرار ميکند که
      بخشی از مصاحبه ای مرا باقطع مکروفون سانسور کرده اند و من حرمت آن عده از وکلای دموکرات را که در سنگر
      حق و عدالت قرار دارند محترم ميشمارم.

      شما يکبار فکر کنيد و من وطنداران ام را به يک نکته متوجه ميسازم. آيا در پغمان که يک پلتن ريش و پشم سياف با
      تفنگ های خودکار در کوچه و پس کوچه اش ايستاده است. کسی ميتواند بگويد سياف نه! يکنفر ديگر!! در فيض آبادی
      که تفنگداران ربانی در پرتو ديموکراسی امريکايی و در روز روشن زنی را به حکم چند ثنا گوی خود بدون جکم
      محکمۀ اسلامی و شواهد اعدام ميکنند و لشکر چنگيزی اش به درب هر خانه ايستاده اند. ودر روز روشن به ناموس
      مردم دستجمعی تجاوز ميکنند و دختر سيزده سالۀ را بعد از تجاوز دستجمعی به سگ جنگی‌ای معامله ميکنند، کسی
      ميتواند که بگويد: تو ربانی تا به آرنج هايت به خون مردم بيگناه و تخريب مدنيت هزار سالۀ ما آلوده است؟ پس اين
      نطفه های حرام تا چه وقت روح اهريمن اند و بر سرنوشت مردم مهر ديموکراسی امريکا را ميزنند. من حق پرسان
      ندارم. ملالی جويا حق بلند کردن صدايش را ندارد؛ بگذار که از درون گور های دستجمعی پل چرخی و دشت چمتله
      يکی برخيزد و به داد مردم برسد.

      اتفاقا يک چنين تعبيری از زبان خانم ايرانی افغانی الاصل مهسا طايع هم بيرون ميشود. او هم ميگويد در روز های آخر
      لويه جرگه روزيکه ديگر سياف، ربانی، دوستم و رفقای خليلی در راس کميسيون های تسويد قانون اساسی قرار گرفته
      بودند يکبار صدای ملالی جويا بلند شد که مشروعيت اين لويه جرگه زير سوال است زيرا جنايتکاران چون اختاپوت
      کميسيون ها را در چنگال خود گرفته اند. اينها جنايتکاراند اينها را تاريخ نميبخشد... اما اين خانم هم همان طرز بيان
      رهبران جنايتکار خود را بکار ميکيرد... ملالی جويا نگذاشت که مردم از وقايع پشت پرده باخبر شوند. واه واه به پشت
      پرده ای که واقعيت فروش ميهن ما به امريکا و شرکای غربی اش بود. و آن هم به دست همين جنايتکاران که هم اکنون
      سگ زنجيری امريکا و شرکاستند. ملالی جويا درايت آنرا دارد که چه در محافل ملی و چه بين اللملی مرگ به امريکا
      بگويد و گاهی به معاش يکنيم هزار دالر امريکايی ها در مقام های دولتی دل خوش نکند. اما شما هستيد که مثل سگ
      های زنجيری به درب خانه ای جورج بوش پاسبانی ميکنيد شما صد بار خجالت بکشيد و يکبار بميريد بهتر است.

      به اين سوال نصير خالد توجه فرمايد: «... جدا از عقده های درونی، سال ها قبل را در نظر بگير که چگونه وابسته
      های پاکستان يعنی برادران طالب (تو) و همفکرانت افغانستان را به حمامی از خون مبدل نموده و سياست زمين
      سوخته را در ميهن آبائی ما تطبيق کردند. در آنزمان تو کجا بودی که مقاومت دليرانه ملت افغانستان و يا به گفتۀ
      تو و باداران پاکستانی ات ائتلاف شمال را در برابر سپاه جهل و نادانی به چالش ميگيری...؟»

      در همين يک پرگراف اتحاد شمال تعريف شد. اين اتحاد غير از چند نفر دزد گردنه های هندوکش که هم از اتحاديۀ اروپا کمک
      ميگرفتند، هم روسيه پايگاهای تاجکستان را به دسترس شان گذاشته بود و هم ايران از زمين و آسمان به آنان اسلحه و
      پول ميريخت کسان ديگری بوده نميتوانند. زيرا اگر مراد از دوستم در اتحاد شمال باشد و عبدالعلی مزاری؛ آنان هرکدام
      به دامان باداران ترکی و ايرانی خود پناه برده و در انقره و تهران آب خنک ميخوردند. پس اتحاد شمال عبارت از اتحاد
      مسعود، ربانی، فهيم، قانونی، عبئالله و.. چند کفن کش ديگر بود. حالا سوالی که طرح ميشود اينست که: دست آورد اين
      ايتلاف درين دوره چه بود؟! بياييد محاسبه کنيد از کابل گرفته تا مزارشريف، شمالی، باميان و ديگر شهر های وطن ما
      ويران شد. تعليم و تربيه به صفر ضرب خورد. از کشته پشته ها بوجود آمد. افتخارات دوهزار و پنجصد سالۀ ما به
      خاک يکسان شد. آنوقت نه ملالی جويا بود و نه من و به گفته شما هر کدام ما به دامان آی اس آی پناه گرفته بوديم و
      آخرالاامر دزد سوم يعنی امريکای جهانخوار بر سرنوشت ما مسلط شد و شما پاسبان امريکا. پس هزار مرگ بر
      افتخارات جبهۀ متحد شما. صد بار لعنت به جبهاتی که برای تجزيه افغانستان به اشارۀ امريکا و متحدين اش آب را گل
      آلود کرده و به شکار ماهی مبادرت ميورزند.

      در بارۀ خانم مهسا طايع هم مختصرا ميگوييم: با آن زبان شيرين ايرانی که با دوستان ايرانی تان صحبت ميکرديد
      ميتوانيد با خود خانم ملالی جويا صحبت کنيد. آن فرشته گکی که تازه در دروازه ای سی.آی. ا ايستاده و با ياران اخوانی‌اش به آتش نفاق و شقاق ميان مليت های وطن دامن ميزند و آن نره خر ايرانی که گستاخانه به مقدسات ميهن ما ميتازد و
      شما را هم اغفال ميکند. ميتوانيد افتخار کنيد. اول به خاطر اينکه او شما را نويسنده و شاعر خطاب ميکند. دوم به
      خاطريکه شما خود از آنچه هستيد و بوده ايد خيلی بزرگتر جلوه داديد و سوم آنکه شما جوان هستيد و خدا ميداند تا
      رسيدن به سن پختگی کدام عوامل سياسی و محيطی شما را هم به يک جناور درندۀ تبديل کند. شما زن را از ديده ای
      مردان مينگريد درست مثل ربانی و سياف و بگذاريد که آنان با تغيير روحيه مردانۀ شان عطش مبارزه را در مغز
      کوچک شما خشک کنند که اين نه محال است ونه خيال. شما آزاد هستيد که در مورد سپاه پاسداران جهالت ايران، سپاه
      سرکوبگر زنان به نام اسلام، سپاه ضديت با مهاجرين افغانستان و سپاه دهشت افکنی و تربيه طالبان در افغانستان دست
      به کمر بزنيد. ولی افتخاری را که بنام ملالی ها، عايشه ها، رابعه ها، مخفی ها، سيما ها و شکريه ها و هزاران زن
      مبارزی که اين وطن دارد. نميتوانيد فراموش کنيد. بهتر است اگر دل پردردی داريد يکبار به زيارت امام خمينی برويد
      تا دل تان نرم شده و فرياد زن ايرانی را با آواز رسا بشنويد که ميگويند مرگ به جمهوری اسلامی و مرگ بر خمينی.
      اگر باور نداريد رجوع کنيد به سايت های آزاد مردم ايران.

      آنلاين بنگريد : کمیته دفاع از ملالی جویا

    • آقای معصوم مشایع1

      شاید خیلی دلتان آرام گرفته باشد که بجواب نصیر خالد ومهساطایع پرداخته اید.

      هرچند شما نصیر خالد را متهم به دشنام گوئی کرده اید اما جنابعالی نوشته خویش را قبل ازفرستادن به کابل پرس مرور نکردید که چقدر مودبانه نوشته اید وچفدر باعرف و آداب نویسنده گی همخوانی دارد وچقدر میتواند سیمای یک نویسنده باآبروی را که متولد دریک فامیل نجیب وشریف باشد متجلی سازد.

      شوربختانه باید خدمت تان عرض کنم که بنده بعنوان یک همجنس شما خیلی خجالت کشیدم موقعیکه این لاطایلات شمارا مرور کردم خصوصا که مخاطب شما یک دختر ویا یک زن بنام مهسا طایع میباشد.

      آقای محترم!

      شاید سن وسال شما نسبت به این دو خانم ( مهسا وفرشته حضرتی) خیلی بزرگ باشد شاید یک جوان با سن وسال که دارد در مصاحبه ویادر مضامین اش خلاف میل شما چیز گفته ویا نوشته است اما فرض شما بعنوان یک نقاد نوشتن این دشنامنانه نی بلکه اولا نصحیت عالمانه وبزرگوارانه که شایسته یک انسان بافرهنگ وتربیه شده در دامان یک پدر ومادر سالم میباشد است.

      متأسفانه این نوشته به یک چرسی شباهت دارد که از نرسیدن چرس سخت دچار تشنجات روحی وعصبی شده وهمه چیز خودرا بشمول عزت وآبروی خویش همه برباد میدهد.

      هیچ نوع منطق سالم من درین لاطائلات شما نتوانستم بیابم جز اینکه تکرار همان مکررات که در سایت فاشیستی افغان جرمن انلاین همیشه به همان شکل فلم فرسایئده اید.

      صرف بخاطر اینکه اهمیت به این دشنامنامه شما داده باشم یک سوال شما را در رابطه به رهبران مجاهدین سابق که چرا وقتی از مداخله پاکستان صحبت میکنید دربرابر ایران سکوت میکنید پاسخ دهم که هر چند به پاسخ گفتن هم نمی ارزد.

      آقای محترم!

      فرق میان مداخله ایران تا پاکستان از زمین تا به آسمان است پاکستان استراتیژی نابودی کشور شمارا بخاطر رسیدن اش به عمق استراتیژیک همیشه دارد ودر آینده هم خواهد داشت.

      پاکستان درکابل به هیچ صورت جز به حکومت مزدور وگوش بفرمان به چیز دیگر قناعت ندارد.

      اما ایران چنین سوء نیت را دربرابر شماندارد بخاطر اینکه منافعش در این جا به شکل پاکستان گره نخورده است.

      این بمعنی توجیه نمودن سیاست های غلط ایرانی ها در برابر مردم ما نیست اما مقایسه شما کاملا غرض آلود وبرخلاف منطق سیاست میباشد.

      به امید ارائه جواب منطقی و مطابق آداب واخلاق شما

    • آقای معصوم مشایع

      عجله کار شیطان است

      نصیر خالد – تورنتو

      nasirkhalidvoa@yahoo.ca

      Web: www.omed.ca

      نامه پر از محبت که معرف شخصت والای انسانی شما بود و در سایت افغان جرمن بچاپ رسیده است سراپا خواندم و سپاس از شما که چنین زحمتی را بخود روا داشته و سفیدی های کاغذ را با عجله سیاه نمودید. در قدم اول باید خدمت شما بعرض برسانم که اسم واقعی من نصیر خالد است و هرگز مانند نامردان زیست نکرده ام که با استفاده از نام مستعارنامردانه از پشت به دیگران خنجر بزنم. خدا کند که از این ناحیه خاطر مبارک شما که بسیار آشفته و پریشان معلوم میشود، اسوده شده باشد.

      آقای مشایع که امیدوارم شما ها از جمله مستعار نویسان نباشید. باید خدمت شما و دیگر تنگ نظران بعرض برسانم که من، صرف کلماتی را که از عمق دلم برمیخیزند در روی صفحۀ کاغذ کنارهم قرار میدهم و با بسیار صداقت و امانتداری خدمت دیگران تقدیم مینمایم. من آرزو ندارم تا در دیالوگی در برابر شما و یا دیگرانیکه ار بت ساخته شدۀ کنونی یعنی خانم جویا بدفاع برخاسته اید قرار بگیرم. این بدان معنی نیست که من تاب مجادله را ندارم، باور کامل دارم که روز ها، ماه ها و حتی سالهای توانائی جر و بحث و مجادله را با شما، همفکران تان و هزاران ملحد و بیدین از خدا بیخبر دارم. در برابر منطق تسلیمم اما در مقابل آنهاایکه از منطق بدور و ازجادۀ ادب فاصله گرفته اند تا اخرین لحظه مبارزه کرده و خواهم نمود و هرگز عادت به عقب نشینی ندارم و برای ازدیاد معلومات شما باید بعرض برسانم که در جریان 25 سال گذشته بسیار پهلوانانی از طیف شما و دگر کمونستان و ملحدین که تاب مقاومت در برابراردۀ راسخ من نداشتند، فراررا بر قرار ترجیع دادند، و یقین دارم که شما آخرینش نخواهید بود. چون در این عصر و زمان هر خاین و وطنفروشی که از بین میرود چند تای دیگر جایش راپر میکنند پس باید و بی هراس در برابر چنین انسانهای ناپاک مبارزه نمود.

      آنچه مرا رنج میدهد، در نوشتار بعضی نویسنده ها می بینیم که با دیده درائی و به گفته ساده چشم سفیدی تلاش دارند تا واقعیتهای تاریخی کشور را که هنوز چند سالی از ان نگذشته است نادیده بگیرند. شما و همفکران تان باید بدانید که امروز مشکل است واقعیتهای تاریخی کشور را مسخ و مطابق میل و سلیقه خود چنانیکه در گذشته ها مروج بوده است تغییر بدهید. آقای معصوم صمیمانه بپذیرید که در نوشتار تان شما و در گفتار خود، خانم جویا بجز یاوه سرائی و چرند پرانی، مطلبی وجود ندارد که بدل بچسپد. این حرفها زمانی خریدار داشت که ملت ما بیدار نبود اما چرا حاضر نیستید این حقیقت را بپذیرید که امروز شما در برابر یک نسل بیدار و آگاه با مسایل افغانستان و جهان قرار دارید که بسیاری از آنها در متن حوادث کشور زندگی نموده و جریانات را تلاش دارند تا بصورت واقعی و منحیث یک امانت ملی ثبت تاریخ کشور نمایند. پس تلاشهای بیهوده شما و وابسته های پاکستانی شما اثری در تحریف واقعیتها ندارد

      شما و امثال شما تلاش دارید تا مخالفین تان، مخصوصا مسلمانان کشور را اجیر وابسته و خاین بخوانید اما در مقابل با وقاحت و دیده درائی میخواهید اجیران خود را را در قالب افراد ملی و صادق بالای ملت تحمیل کنید، بفرمائید فرق میان شما و دیگر اجیران در کجاست؟ وقتی خانم جویا میگویند از افغانستان ممنوغ الخروج بوده و پاسپورت ایشان توسط مقامات دولتی ضبط شده است. لطف کنید آقای محترم و صادق بگوئید، چگونه این خانم محترم که شما دوست ندارید او را لچر بخوانیم، چطور پاسپورت بدست اوردند؟ چطور از افغانستان خارج شدند؟ چگونه ویزای امریکا را در یک پاسپورت جعلی بدست اوردند؟ پول مصارف ایشان شامل کرایه طیاره، غذا و محل بود وباش ایشان از کدام مدرک تموییل میشود؟ و ایا دولت امریکا نمیدانست که ایشان ممنوع الخروج بوده و پاسپورت ایشان ضبط است، رویی کدام اصل برای خانم جوییا ویزه صادر نمودند. آیا حاضر هستید صادقانه صرف بهمین سوال جواب بگوئید؟ هنوز هم ایشان را جدا از سازمان آدمکشی، تفرقه افگنی و جاسوسی ای اس ای میدانید؟

      یک دم بر آب رقصد و برباد می رود - این خانه یی که ساخته یی جز حباب نیست

      و یا

      فغان زین " آشنایان" کز دو رنگی __ به هرکس " خویش را " بیگانه" کردند

      اقای معصوم بیمار، دنبال اشتباهات تایپی و گرامری در نوشته من نگردید. هدف را جستجو کنید. تفاوت من و شما ها همین است که من هدف مقدسی دارم که همانا نجات وطن ار بدبختی و مصیبت و پایان جنگ و برچیده نمودن گلیم تفرقه ونفاق و مزدوران از سرزمین مقدس و اسلامی ما است. اما شما ها نه تنها حتی طرحی برای برون رفت مشکل از کشور ندارید بلکه تلاش برای ادامۀ آن نیز مینماید و هدف اصلی شما ادامۀ جنگ و ایجاد تفرقه ونفاق و جو بی اعتمادی در میان افغانان پاک و مسلمان است. که به گفتۀ معروف راه شما به ترکستان است. در نوشتار تان من فقط به یک جملۀ کوتاه کاملا توافق دارم وان اینکه گفته اید اگر وطن پرستید؟ بلی اقای محترم من با باورمندی کاملی که به اسلام عزیز دارم، نزد شما صادقانه اعتراف میکنم که من وطن پرست نیستم بلکه خدا پرستم و وطنم را دوست دارم. به گفتۀ سهیلی:

      مردان حق ز شعله ی هر آیه سوختند – در ناله های سرد تو سوز و گداز نیست

      من خرسندم از اینکه توانسته ام شما را که معلوم میشود از سواد نسبی برخوردار و با تاریخ کشور نیز تا اندزه ای وارد هستید، عصبانی ساخته ام مگر نشنیدیده اید که انسانهای بی منطق زود از جادۀ ادب و منطق خارج میشوند. حرفها من متوجه بت شما ملالی جویا که یکی از فعالین سرسخت شاخۀ جدا شده از سازمان راوا به اسم سازمان رهائی بخش تحت رهبری مستقیم ای اس ای پاکستان میباشد، بود. تو چرا خود را بگفتۀ معروف مگس هر دوغ نمودی، چرا عصبی شدی و مانند دیوانه ها فریادت به آسمانها بلند شد و بمثل ملالی جویا چرند گوئی نمودی. دیگران را مزدور و خاین میگوئید، اما وقتی مردم پرده از چهره های نامیمون شما برمیدارند ناراحت میشوید. من یقین دارم که شما همین لحظه به عذاب وجدان گرفتارید. کار من نیز همین است که دشمنان رنگارنگ وطن را در هرکجائی که هستند به عذاب وجدان دچار بسازم و خوشبختانه این بار نوبت به شما رسیده است. من لازم ندیدم تا دشنامنامۀ شما را پاسخ بگویم چون شما مانند ملالی جویا حرف از ده است وشما از درختها میگوئید و برای شما توصیه میکنم یکبار دیگر نوشته من و بار دیگر نوشته خود را بخوانید به یقین که به ریش خود خواهید خندید.

      ضرور نبود اقای مشایع که چندین صفحه را با چرندگوئی سیاه نمائید کافی بود بجواب اتهامات که بالای خانم جویا شده بود جواب می گفتید. تا رهبر ساختۀ پاکستان شما از اتهام مبرا میشد اما جواب یا ساده تر بگویم دشنامنامۀ شما بدون اینکه به اصل موضوع بپردازد یک حقیقت دیگر را هم ثابت نمود که نه تنها جویا بلکه هوادارانش نیزاز منطق بدور بوده و هر اتهامیکه بالایشان شده واقعیت دارد. من جواب خودم را گرفته ام، حالا کاری ندارم که شما در مورد من چه مینویسید. این بار شما، با عجله نوشتن شراکت تان را با شیطان ثابت نمودید. به یقین در ادامه خود را بهترتر از حال، به دیگران معرفی خواهید کرد و یا اینکه معرفی خواهید شد. خدا شما را شفا بدهد.

      امروز، چمن را مده از دست که فردا
      دوشیزه ی گل، باد گرانست در این باغ

    • Faekar mekunam ke aein Aghai Tameim khudae Fareshta Hazraty bashad wa ae hum ekay degar az zamarud feroshan Panjsheiry.Shuma haech sherm wa hai nadared. Mazdor gherb wa sharqh, Iran wa Pakistan khud ra Qharaman mellie megwied wa Malai J. ra alae degran, Afsos ba waejdan shuma.

    • خالد جان عزیز!

      چرا به وجدان خود افسوس نمیخوری که ازیکطرف فارسی نوشتن را یاد نداری و ازطرف دیگرآدرس مردمان را غلط کرده ئی بنابه مثل معروف هر چادر سرخ را ملاشاه گل میگوئی.

      امیدوارم هیچکس را بجای کس دیگر عوضی نگیرید.

      شادباشید

  • بگزارید از این نوشته یک نتیجه گیرئ خلص به شیوۀ علم ریاضی نمایم:

    بهرام کاژبن (یک اسم مستعار و ساختگی که در واقع پرده ی است بر روی یک قبیله گرای پشتون) < ملالی جویا (راوایئ که با شعار هایش در اصل میخواهد یک نظام قبیله یی متشکل از قبایل پشتون را بوجود آورده و ملت را از زیر باران به زیر ناودان خون برده و بربریت عبدالرحمن خانی را دوباره زنده کند) < راوا ( که نیازی برای تعریف ندارد. دوستان همه گی در همین سایت شاهد برآمدن چلوصافش از آب بودند...) < پاکستان (که بکلی واضح و روشن است...) < استعمار غربی (که عاقلان منظور را میدانند...)

    والسلام، داستان تمام!

    • http://kabulpress.org/my/spip.php?article1293

      و اینجا میشود پاسخ هایت را دریابی

    • Women of Afghanistan thought they had at least found a leader who would help their voices to be heard. Unfortunately, Malalay Joya did not live up to that task. She has gained her fame by using the name of the poor women of Afghanistan, pushing herself to the top, only to make it clear to the international community that she serves as a secret weapon to the most ethno-fascistic establishment.

      Hamid Karzai and the Afghan Mellat Party have become very close as of late with Karzai promoting the Party’s causes. The Afghan Melat Party is made of hardcore Pashtunists from different tribes most of whom had been educated in the West and only returned to Afghanistan to promote Pashtu culture, language, and values by trying to eradicate Farsi culture, language and values which is the only unifying factor of the people and the country. Though Afghanistan is a diverse country, the aim of the Afghan Mellat Party is to Pashtunize the country; the national anthem was changed to Pashtu and was forcibly pushed upon the public, the bank notes are printed in Pashtu, post office stamps are in Pashtu, etc. This would seem like all normal procedure for any country if not for the aforementioned fact that Afghanistan is a diverse country. In Kabul, the capital, no one speaks Pashtu and most official signs are written in Farsi, as they’ve always been. Pashtuns make up only 35% of the country’s popularity and, given that, many of the Pashtuns can not speak Pashtu – it would even be a surprise if the majority of the Afghan Mellat Party speaks Pashtu.

      In this glaringly obvious display of injustice, both Karzai and Malalay Joya have willingly chosen to associate themselves closely with such a blatant ethno-fascistic driven group. It doesn’t come as a surprise, however. Karzai himself is a Pashtun from the Popalzai clan and Malaly Joya is Pashtun as well from the Noorzai tribe. So definitely no surprise when they side with the Pashtunization of the country. The so-called technocrats who make up the Afghan Mellat arrived from the West after the initial collapse of the Taliban and immediately occupied cabinet posts and became governors and ambassadors. In the case of Ezatullah Wasifi who, a few years ago, was arrested in Las Vegas, USA for drug dealing. Because of his connection with Karzai, Wasifi was installed as Governor of the Farah province and is now the chief of anti-corruption. It seems like Karzai is not averse to criminals and has no problem with giving them high positions despite their questionable past.

      One, though, would have almost expected something different from Malalay Joya. At first, having a woman speak out was a refreshing aspect of the newly emerged Parliament. The whole world had witnessed just how repressed the women of Afghanistan had truly been under the rule of Taliban and so the raised voices of women were a must if Afghanistan wanted to pursue a new beginning. Then, as soon as Malalay Joya opened her mouth – and continued to open her mouth – her intentions and agenda became clear. For a woman in Parliament, she uses very vulgar language. She is known to curse and insult all non-Pashtun leaders, intellectuals, and even non-political writers. It isn’t hard to see that her views are extremely biased; she hardly criticizes or talks about. To Malalay Joya, the civilians and victims of terrorist acts are just as evil as the terrorists and suicide bombers themselves. Such thinking is unfathomable to many, but Joya makes a living out of trying to pursued people that the casualties of war are just as at fault, if not more so. A former Northern Alliance/United Front fighter who was merely defending himself and his people from the terrorist Taliban and Al Qaeda’s aggression is given the same status as those of the oppressor. Such ridiculous claims should not be tolerated.
      Malalay Joya has always maintained that the Northern Alliance is far more dangerous than the Taliban when just the opposite is true. The Northern Alliance occurred as a result of the horrific inhumane acts of the Taliban. During and interview with Kate Clark, a British journalist, Joya stubbornly stuck by her claims.

      Sunday Dec 3rd, 2006 2:42 PM. http://www.indybay.org/newsitems/2006/12/03/18334828.php

      As your correspondent, I am in no way claiming to justify or defend all that the Northern Alliance did, but there are many questions that I would like to pose to Joya:

      (1) Has any member of the Northern Alliance beheaded innocent people like the Taliban have?

      (2) Is the Northern Alliance responsible for the deaths of three thousand innocent American during the 911 attacks in the US?

      (3)Did the Northern Alliance cut the hands of children because they stole things?

      (4) Did the Northern Alliance destroy any historical icons like the Bamiyan Buddha?

      (5) Is the Northern Alliance responsible for mass murdering of ethnic groups in Afghanistan?

      Today, while the Taliban insurgents are constantly sending suicide bombers, kidnapping and killing innocent people, and destroying schools, roads, etc. only the Northern Alliance/United Front fights against the terrorists. The Taliban has been extreme enemies to peace, justice, and the well-being of a country, especially to the non-Pashtuns. The Taliban had destroyed the non-Pashtuns’ houses, kidnapped their women, killed their sons and fathers, destroyed their Farsi books as well as any type of literature that they found. I’ve never seen Karzai take any immediate action against any Taliban leader like how the Iraqi government did with Saddam Hussian when they hung him. Why is this? Is it just like Wasifi’s case? Does Karzai want every single Taliban to be appointed to office like the other criminals he surrounded himself with? Instead of bringing the terrorist to justice, Karzai has released, to date, more than two thousand Taliban members. Just whose side is this so-called elected President on?

      If America brought the Northern Alliance/United Front to power and Malalay is unhappy with that choice, then one need to ask, who does she want to bring to power instead? America believes in shared power but most of Joya’s supporters are calling America as ‘invaders.’ If it hadn’t been for these ‘invaders’ Joya would not have dared even blink in the presence of the Taliban. Instead, Joya bites the hand that feeds her and ignores the fact that the Taliban were and continue burning schools –American built schools nonetheless. She still can not see who the real enemy is?

      Former United Front members belonging to the Tajik, Uzbek, and Hazara ethnic groups are becoming political activists – in some cases, many of them have remained involved in politics from the beginning – are only trying to counter the Pashtun dominance. The non-Pashtuns are trying to represent their people and their interest. They feel endangered and cornered in; on one end, the Afghan Mellat Party and Karzai are trying to take away their rights and their identity and on the other end, the Taliban are trying to take away their lives. These oppressed non-Pashtuns are not the bad guys. All they want is social justice, equality, equal representation. They want their governors and other officials to be elected by their respective provinces and not just appointed by the President.

      Malalay Joya conveniently ignores all these points and more. Has it become her job to go on television and insult Persian Afghanistani authors and call them names? After she pursued the people of the Farah province to vote for her, she cheated them out of proper representation and stuck to her own agendas. She attended only a few meetings at Parliament and began taking sponsorship for the Afghan Mellat Party, only to have them badmouth the United Front members. Now, she is blaming Farsi writers for using pure Farsi words in their pieces and insists that they use both Farsi and Pashtu. This is a clear indication that she is pushing the Afghan Mellat agenda which is trying to do away with Farsi, altogether. Malalay seems to have appointed herself as going after the “criminals” and is ignoring the fact that there is already an Afghan Human Right Commissions. Her aim is probably to put them out of a job and steal their paycheck as well.

      Malalay has had the tomb of the Pashtu singer, Awal Mir, rebuilt, despite the fact that all non-Pashtuns disliked him because of his nationalistic songs that proclaimed Afghanistan to belong only to Pashtuns. There are millions of hungry women and children who are drying of hunger because they don’t have a single loaf of bread to eat but Joya had decided that the tomb of an ethno-centric singer was more important to attend to.

      If she claims that the Northern Alliance/United Front members are not true representatives of the people, then how real can Malalay Joya be herself, according to her own actions? She may call the United Front as criminals and “gang” members but one thing has been proven by history and that is that the United Front members have actually given their lives and their livelihood to fight for their people and their country. They stayed in Afghanistan and fought the enemies and did not run off to the West like Joya’s Afghan Mellat counterparts. The United Front readily gave their years and their lives to fight evil and Malalay Joya won’t even share her 1400 US Dollar salary with a disabled person who only gets a 6 dollar monthly benefit. In the 5 years that she claims to be fighting for our women, where are the results? Has any improvement come from her accusations and her “actions”? Where are the benefits? She is just merely being used like a toy in the hands of ethno-fascism and seems to like it.

      آنلاين بنگريد : Malalay Joya from Women Right to Afghan Melat’s Secret weapon

    • You’re really and truely sick like the rest of your Shorae Nazar. I feel pitty for you and your friends. You would be remembered as bad as Taliban or in my opinion even worse as Shoare Nazar is responsible for all the mess that we and our country is facing now.

  • آقایان بهرام کاژبن ،نصیر خالد.....آیا شما ها با این لاولعب پرانی و با این شخصیت پرستی ها میخواهد کشور ما را بسازید و تـخـم دشمنی را بر چینید کاملآ اشتباه میکنید ما ملت این گونه اشخاصی که در پی همچو تضاد های بی فایده وخونی است نمیخواهیم یا شما ها کاملآ ملت ، خشم ملت را فراموش کردید ما که ارزیابی میکنیم شما کسانی هستید که با استفاده از این نوع تضاد ها افغانستان را به تـخته خیز همه کشور ها مبدل میسازید . بدون در نظر گرفتن ملت خوار ، غریب صرفآ خود شما با بیشرمی مفاد میبرید وبس . بس کنید این همه دیالوگ های ساختگی و نامردانه را. جفا به ملت ، بتاریخ بشخصیت بعفت به سنگ وچوب این وطن توته توته تا کی این تبعیض و نژاد جایی را نمیگیرد اینکه لقمه نانی را به دهن یتیمان نمیکند به جـُـز خون فقر درد و رنج . شما ها خو شکر با سواد ها هستید( تاجک ، پشتون ) به چه اندازه واژه ها ولغات را میدانید شرم است سر در گریبان اندازید ما از حکومت خلقی و پرچمی شاکی بودیم که اشتباه بود در آنزمان همچومسایل نبود این نوع تخریب زبان و ملیت کاملآ نبود . احمد شاه مسعود مـُـرد و رفت شما هنوز هم دم شان را گرفته اید ابدالی و درانی ها همه رفتن چه ضرور است . ما ملت نان ، دارو، امنیت و اتحاد و برابری میخواهیم چه کنیم پشتو و فارسی را که ما را نان و آب نمیدهد. در جراید در تلویزیون ها در کتاب ها حتی در چت روم های انترنتی بعث بعث زبان است و چنان فحش های نثار یکدیگر میکنید که ما خجالت میکشیم . آقــای میـر هــزار که این سایت را در خدمت تان گذاشته به این معنا نیست که شما عقده گشایی کنید و بجای دعــا توهین ودشنام به مرده های اقوام(پشتون و تاجک ) افغان بفرستید. من شخصآ نمیدانم که تاجکم یا پشتون چون به خوبی به هر دو زبان صحبت میکنم و هر دو زبان را خیلی دوست دارم زیرا میراث آبا و اجداد ماست . ما وشما باید متفق شویم نگذاریم که اجنبی ها ما را در برابر وطن و هموطن ما استعمال کند . آنکه به همجو مسایل دامن میزند دشمنان ، خاینین وطن اند آنها میدانند که این کار اجنبی ها به وسیله یک مشت مزدور و خود و وطن فروش است . این چه بلای است که دامن گیر کشور و روشنفکران ما شده . این مبارزه نیست این سیاست نیست . سیاست مدار نویسنده هیچ گاهی دشنام نمی دهد یک نویسنده یا مبارز نمونه اخلاق شرافت و تربیه باید باشد تا مردم از وی بیآموزد . طفل ما از شما نویسنده های محترم جهادی چه بیآموزد جهاد علیه روس و کفار بود . حالا جهاد علیه زبان یکدیگر علیه خواهر و مادر یکدیگر شرم است با با بس کنید .البته بنده را با بزرگواری تان ببخشید که خدمت تان چنین سخت نوشته ام ولی فکر میکنم که این حق منست چرا که این زبان ها مربوط به من هم است .

    زنده و جاودان باد اتفاق و اتحاد و برادری در افغانستان عزیز

    • After Joya’s shameful interview on Afghanistani TV, based in California, where she abused all Afghanstani Farsi-speaking and writing authors, she then left for Afghanistan where she quickly appeared on National TV in Kabul to discuss her latest trip to the West.

      An argument ensued between Malalai Joya and the interviewer/announcer regarding the content/topic of the speeches she gives outside of Afghanistan. During the discussion, the announcer made a valid point when he stated, “You call yourself a ‘women defender’ in our country, but we have never heard you mention a word about the lives of Afghanistani women in your whole trip to the West. Why is that?”

      Instead of answering that particular question, Joya kept talking about warlords and criminals and bypassed the question altogether. The announcer requested that Joya answer the question he had asked or at least address it, Joya changed the subject and stated something along the lines of “I am not finished yet. Let me tell you, instead, what is going on in our lawmaking house. Our lawmaking house is ‘a stable of animals.’” Anyhow the whole interview became nonsensical.

      The next day, the National TV broadcasted her interview clip in a “politic jokes show.”
      When the people heard what Joya called them, the reaction was swift and she has been suspended from the Parliament.

      Anyhow, as every Afghanistani citizen knows, Joya is not a well-educated woman. She has a high school diploma from an illegal refugee school in Pakistan. Joya became a member of RAWA (Revolutionary Association of the Women of Afghanistan) and she sold their newsletters in the marketplace of Afghanistani refugees in Pakistan.

      I would like to say a few things about RAWA at this point. Meena Keshwar Kamal, an ethnic Pashtun woman, founded RAWA in 1977 on behalf of women’s rights. Shortly after, Meena moved to Pakistan and started fighting against communists in Afghanistan. It was during this time that Pakistan was dying to find an Afghanistani person who was against the new regime. Meena linked up with the Pakistani government and received financial support from ISI (Pakistani Intelligent Service). She built her strong political base in the city of Quetta in Pakistan. In just a few years Mrs. Meena became favorable in the eyes of Pakistani politicians. Afghanistani fundamentalist, Gulbuddin Hekmatyar, who is also an ethnic Pashtun and also Pakistani’s favorite Islamic radical leader, took a jealousy-infused action against Meena and assassinated her. After the death of Meena, ISI started indirectly controlling RAWA through unknown leaders till this day and use the organization as an Afghanistan women movement.

      During the first days of Malalai Joya’s speaking out in Parliament, people disliked her for being a strong member of RAWA. But she was supported by many political parties and was able to still maintain a position in Parliament. In light of Joya’s being a poorly educated person, it is not surprising as to why she would compare the Parliament to that of a stable.

      After Joya was suspended from the Parliament, there were many articles written by the ex-Taliban workers and Afghan pro-communists and the Afghan Mellat Party. Now, I will come to my point as to why I am writing this. Everyone can ride an ownerless car. Meaning, Afghanistan politics is a car and it seems that anyone can ride it or anyone can have control over it. If the world takes a deep look at Afghanistan, especially in the politics, I bet they will laugh. On May 24, 2007 RAWA members closed a children school in the Farah province and brought them to the streets to demonstration against the expulsion of Joya from the Parliament, and show to the world that there are people who defend and support Joya and all that she says.

      In a country like Afghanistan where all the educational systems were nearly destroyed throughout the years, where the oldest people cannot even write or read their mother language, how can these younger children be able to decide whom to support politically? Isn’t it a crime to use children for your own agenda? Does Joya ever think that there are people who are closely watching her? Does she think the whole world is filled with fools?

      Joya always speaks in the Farsi language whenever she is inside Afghanistan. On May 25, there were also hundreds of people demonstrating against the expulsion of Joya from the Parliament in the province of Jalalabad

      First of all, East and southern people in Afghanistan don’t speak Farsi; they barely understand a single word of it. So how did these people who demonstrated for Joya ever understand Joya’s speeches? Do you see these Burkas; they are newly bought for these women to wear. A poor widowed woman wearing this burka in Afghanistan? Usually, the slogans are very short sentences so why is the girl reading the slogans from a paper? Who wrote the slogan for her to say? Shouldn’t she know what to say when defending Joya and not have to read someone else’s writings? The bearded men that you see in this picture, they are from the same tribes of Mr. Abdul Jabar Sabet who is currently serving as attorney general of Afghanistan. Sabet was a former member of the Islamic Movement of Gullboddin Hekmatyar, who is on America’s most wanted terrorist list and was the number one enemy of the (United Front) Northern Alliance.

      Who knows exactly who is hiding under those new burkas. Could be men or women. Whom do you think bought them? ISI Pakistan or Mr. Abdul Jabar Sabet?

      On May 29 a group of women showed in Pulkhomry northern city. The reporter of Afghan News Paper interviewed some women every three women, tow of them said ‘’they do not know who Malalai Joya is. One of those women said ‘’ they took some people who were begging at street and told us to come here we are giving aids, but we haven’t get anything yet’’

      (If you know Farsi, read the article in Afghan Paper News official website here) http://www.afghanpaper.com/tbody.php?id=…
      Everywhere else in the world, there are politicians and citizens demonstrating, not young children who barely know the alphabet and who are hardly old enough to make their own decisions. Do you think she has fooled the world? Or is she just making a fun out of herself? Using children as a tool (weapons) for fulfilling her own project is a BOLD crime against the Universal Declaration of Human Rights policy!

    • عنوان همین مقاله این صفحه جواب کوبنده‌ای به غوغای نوکران جنایت کاران و ستمگران است که سوزش درد افشاگری ملالی جویا مقابل خود را با یکچنین اتهامات و نوشته های پوچ به نمایش میگذارند.

    • معصومی صاحب بزرگوار!

      از سیاق کلام تان وسبک نوشته تان معلوم میشود که ماشاءالله از سن وسال زیاد برخوردار هستید خداوند به عمر شما بیفزاید.

      گله من از جناب عالی این است وقتیکه پیام میدهید باید ظالم ومظلوم را یکسره بایک چماق نکوبید.

      کابل پرس مسجد ویا تکیه خانه هم نیست که شما منبر بروید وخطابه بدهید وهمه را نصیحت اخلاقی کنید.

      اینجا کابل پرس است محل ابراز آراء متضارب وباهم مختلف .

      ابراز یک نظر به هیچ صورت جرم نیست چه خاصا که بعضی ابراز نظر ها بخاطر حق طلبی ارائه میشود.

      بناء شما بعنوان یک پیام دهنده منصف باید عادلانه قضاوت کنید وبین متعرض و تعرض شونده فرق بگذارید.

      اینکه ملالی جویا در مصاحبه های فرمائیشی خود نزد باداران امریکائی خویش از جهاد ومقاومت وشهادت بخش بزرگ از ملت تاجک اوزبک وهزاره در پروان وشمالی ومجموع شمال کشور انکار میروزد وآنها را بد و رد میگوید انصاف است که اشخاص مانند نصیر خالد وامثالش خاموشی اختیار کنند؟

      این درکدام کتاب وشریعت است که بعداز این همه تجاوز قوای اشغالگر و تعدی طالبنماها وپاکستانی وعرب وعجم بالای مردم مظلوم ولایات شمال خصوصا پروان وهزاره جات اشخاص مثل سمارق همچو ملالی جویا ظهور میکنند ودر محافل جهانی علیه بخش اعظم یک سرزمین دشنام میدهند آیا دیگران حق دفاع را دارند ویانه؟

      معصومی بزرگوار!

      اینکه شما به دو زبان صحبت میکنید مبارکتان باشد اما مردمان دیگر که قربانی فاشیسم زبانی میشوند و هر روز علیه زبان وفرهنگ شان توطئه چیده میشود موضعگیری شما در قبال متعرضین واستفاده جویان زبانی چون سازمان افغان ملت وسازمان راوا چی است؟

      مگر خبر ندارید که سازمان راوا در آخرین پاسخ هایش به جناب کامران میرهزار علنا اظهار کرد که هرنوع سعی وتلاش بخاطر غنامند سازی زبان فارسی در افغانستان موجب تقویه رژیم ایران میشود آیا شما این جوابیه های فاشیستی را مرور کردید ویانه؟

      زبان فارسی وتقویه آن در افغانستان به حکومت آخوندی ایران چی ارتباط دارد؟

      آیا این ادعای توخالی به آن نمیماند که کس بیل ملا نصرالدین را ضرورت داشت اما ملا برایش گفت که ما امروز در بیل ماست مایه کرده ایم آن شخص تعجب کرده وعاجزانه به ملا گفت که ملاجان دربیل که ماست مایه نمیشود ملا برایش گفت اگر بهانه است خو همین است والا خدا حافظ ات.

      حالا این ملالی جویا وسازمان راوا بشمول سایت فاشیستان قبیله گرای افغان جرمن انلاین همه دست بدست هم داده اند که این وطن را از وجود مردمان غیر پشتون یکسره خالی کنند همان طرح ملا عمر را زیر نام حقوق زن و محاکمه جنایت کاران میخواهند عملی کنند آیا جواز دارد که دیگران دست زیر آلاشه بنشینند.

      پرسش دیگر از جناب عالی دارم از آنجا که خودرا دو زبانه هم میشمارید آیا گاهی مرور برسایت های بینوا وافغان جرمن هم کرده ئی ویانه؟

      چرا به آنها همین نصیحت های اخلاقی را نمیکنید که:

      عزیران ازین همه عظمت طلبی ونفی اقوام دیگر چی سود عاید حالتان شده است به لحاظ خدا بگذرید ازین دشمنی وخصومت با مردمان غیر پشتون آیا برای شان گفته اید که:

      شمارا بخداوند قسم که اگر وحدت این سرزمین را میخواهید باید درجهت احقاق حقوق مظلومان این سرزمین همت بگمارید نه اینکه به همه رهبران قومی ومذهبی وافتخارات تاریخی شان هتک حرمت کنید مگر این وطن فقط خانه یک قوم بخصوص قبیله ئی است؟

      امیدوارم که خسته نشده باشید

    • آقای معصومی
      زمانیکه استدلال و منطق جهت مخالف مجاب کننده باشد فرد خودرا ناگزیر از سکوت میداند که ما در اینجا شاهد همچو یک چیزی هستیم.آقای تمیم با استدلال منطقی،مجاب کننده و زننده و نثر شیوا و زیبایش مهر هفتاد من سکوت را بر لبان تان گذاشته است و از اینروست که به جواب وی با نثر لنگ تان نپرداخته ایدو بنده باور کامل دارم که نثر لنگ شما استعداد رویاروی را با نثر شیوای آقای تمیم ندارد.خواهش اینجانب از جناب عالی این است که بعد از این آنچه مینویسید باید بر پایه منطق قوی و استدلال علمی استوار باشد چون دیگر سفسطه و یاوه بافی در بازار منطق و استدلال خریداری ندشته و شما با این متاع کسمخر تان جز به ریش خویش خندیدن کاری را به جائی نخواهیدبرد.

    • میبخشید پیامی را الآن تحت عنوان سخن دوستانه با جناب معصومی فرستادم نبشته اینجانب لالا راستک میباشد لطفاًاگر زحمت نشود در صورت تائید و نشر نامم را اضافه نمائید دست تان درد نکند

  • زنده باد ملالی جویا،
    زنده باد راوا،
    زنده باد طالبان،
    زنده باد آی اس آی !!!

    • خیر است دال خور جان افغانستان، انشاله صحت یابی خواهی شد. استاد ربانی گرامی ات هم زمانی زیاد در رکاب ضیاالحق و دگروال یوسف دال خورده بود به همین مشکل هزیان گویی خودت مبتلا شده بود، تو خو خانه ات آباد که در کنار زنده باد گفتن به باداران دیروزی‌ات از راوا و ملالی جویا نام گرفتی، اما ربانی ات زنده باد ضیا‌الحق، زنده باد برژنف صدا زد که خداشرمانده احمد شاه مسعود بدون اینکه از کله خود کار بگیرد فوری قرارداد متارکه و دوستی با اشغالگران روسی امضا کرد!!!

      اما استادت با فراخواندن رئیس آی اس آی حمیدگل منحیث مشاور نظامی‌اش پس اشتباهش را جبران کرد!! تو هم انشااله با چتلی پاکی استاد ربانی، استاد سیاف، استاد فهیم، استاد قانونی، استاد عطا، استاد گلبدین، استاد ملاعمر و .... آنرا جبران خواهی کرد!!

    • راوایی ها یا نوکران آی اس آی دچار تضاد گویی میشوند:

      اول اینکه از ریشه و اساس منکر جهاد اند و مجاهدین را جانی و خاین خطاب میکنند ولی دفعتاً حرف اول خود را فراموش کرده و به جان مسعود و ربانی میچسپند زیرا آنها یکسال آتش بس با نیروی شوروی سابق نمودند و بدینگونه جهاد بقیه را صحیح و لی جهاد تاجک ها را قبول نمیکنند... مثلیکه این ایزک های بیشرم و شلیته خدای جهاد باشند...!؟

  • سخنان ملالی جویا به پیام های ثبت شدۀ تجارتی می ماند .یک نواخت یک رنگ وبی مزه. این دختره هیچ رشد نداشته است .من چند بار برایش نوشتم بهتر است از امکانات وهیاهوی موقتی که امروز برای وی به راه انداخته شده است استفاده نموده در یکی از همین کشور ها به تخصیل بپردازد اما اوثبول نمی گند شاید هم نمی تواند قبول کند بیچاره سوادگافی ندارد .چند روز قبل چند بانو از نمایندگان مجلس به کانادا آمده بودند یکی دوتای شان بسیار اگاه از اوصاع منطفه وجهان بودند که قطعا این بانو با ایشان قابل مقایسه نیست .

    • چه کنیم تحصیل کرده هایی را که کمبود شدید وجدان دارند.

      به تو بسیار متاسفم که ملالی جویا را با چند گدی گک پارلمان افغانستان مقایسه میکنی که بیشرمان در کانادا فراخوانده شده بودند که بر واقعیت های کشور ما پرده اندازی کنند تا دولت کانادا بتواند مردمش را بیشتر و خوبتر فریب داده در گودال افغانستان قربانی سازد.

      آن خانم ها ولو پروفیسور ها شوند اما چون وجدان ندارند و به مثابه گدی های کوکی استخبارات خارجی و خاینان وطنی ما عمل میکنند به اندازه پشه کسی به آنان ارزشی قایل نیست و در داخل افغانستان هم شما احدی را نمی‌یابید که از اینان پشتیبانی کنند.

      اما جویا در قلب مردمش جا باز کرد، چون با آنکه به گفته شما سواد کافی ندارد و بیش از صنف 12 را نخوانده است، اما سخن و حرف قلب منکوب شده ترین مردم افغانستان را شجاعانه و فدایی وار به زبان میراند و تیر به مغز دشمنان وطن مینشاند.

      اگر سخنان جویا تکراری و بی ارزش میبود، اینگونه دشمنانش جامه نمی دریدند و علیه او تبلیغات وسیع راه نمی انداختند، اگر سخنان وی در قلب دشمن کارگر نمی بود، از پارلمان اخراجش نمی کردند و چندین بار برای نابودی اش اقدامی نمی کردند و ممنوع الخروجش نمی کردند.

      وطن ما در شرایط فعلی به ملالی جویا های "بیسواد" اما غنی از شرف و وجدان و افغانیت نیاز دارند، ما چه کنیم پروفیسور های بی کله و خاینی مثل پروفیسور صدیق افغان را که در حالی که در هر کنار وطن ما جنایت و خیانت و پستی موج میزند، این پروفیسور بی کله برای چند کارتون اعتصاب غذایی راه می اندازد تا دل سیاف و ربانی و ملا عمر و گلبدین و سایر جانیان را شاد سازد.

      شما ها که در خارج عیش میکنید کجا از غم و اندوه و رنج مردم خبر دارید که حرف جویا را حرف دل خود بپندارید؟؟ اما افتخار جویا اینست که هرچند سواد کافی ندارد، اما در بین مردمش زندگی دارد و فریاد آنان را بلند میکند!!

      افتخار به ملالی جویا، وطن ما به چند ملالی جویای دیگر نیاز دارد که دیگر هیچ خاین و جانی نتواند اینچنن وطن و مردم ما را با خاک و خون یکسان کنند!

    • دروغت بسوزد راوائی که خودرا از افغانستان جا زده ئی درحالیکه بیشرمانه وبصورت غیر قانونی در اروپا چگر میزنی تامگر به حیث پناهنده قبول شوی

      لعنت بر دروغگویان سازمان راوا

    • تا جاییکه ما از دهن ملالی جویا شنیدیم، ایشان بیشتر از اعضای دیگر پارلمان خواهان ازدیاد و باقی ماندن نیرو های مسلح غربی در کشور میباشند.

      پس پرتو خانم (یا آقا)، بین سگ زرد و شغال چی فرق است؟

  • ملالی جویا یعنی طالبه، یعنی سخنگوی قبیله گرایان پشتون، یعنی راوایی، یعنی نمایندۀ آی اس آی، یعنی عروسک غربیها، یعنی نوکر امریکا، یعنی...............................................

  • سلام به همه وطندارانم!
    اگر از انصاف دور نشویم نویسنده "بهرام کاژبن" مطالب خوب نوشته است! اما مرتکب دو تا اشتباه بزرگ شده است ، در نتیجه از ارزش نوشته اش کاسته است، (گرچه مقام خودش محفوظ است):

    یک. ملالی جویا را از هرگونه اتهام تبرئه نموده است، و با جانب داری او قلم به دست گرفته است، واین بر خلاف اخلاق یک نویسنده است آگاه است!. ونیز جویا، به جز از تحریک عواطف واحساحسات مردم و آن هم نسنجده کاری مثبت دیگر ندارد، و احتمال وابسته بودنش به بیگانگان زیاد است!!

    دوم.در چند جای مستند اصلی کلامش "اطلاعات وزارت خارجه امریکا" است. شما میدانیدکه استناد به اطلاعات نهادهای حکومتی غربی، امروز برای خود غربی ها هم خجالت آور آست! همین اطلاعات غلط وپرونده سازی علیه حکومت عراق سبب لشکر کشی آن ها به این کشور شد وبیش از یک ونیم میلیون آدم کشته شده است، هزینه جنگ عراق با هزینه جنگ جهانی دوم برابری میکند، لذا کاش مستند شما کلام ویانویشته یک تن محقق وفرد مستقل بود.

    خواهش من از همه وطنداران این است که به چیزی که امکان ندارد نباید وقت تان را تلف کنید. چه کسی می تواند جنایت کاران را قبل از تحیکم دولت ونهادی های مدنی محاکمه کند، که این خودش یک نوع محاکمه صحرای است!

    محمد کبیر محمدی

    • آقای کبیر محمدی

      شما میگویید که آقای کاژبن اشتباه کرده است ولی خود دچار بزرگترین خطا میشوید و آن اینکه بدون سند و بدون دلیل شیر دختر افغان را متهم به وابسته بودن به بیگانگان میدانید. شما باید بدانید که هم بر اساس تعالیم اسلامی و هم انسانی تهمت بستن و شک کردن گناه بزرگ است.

      یگانه دلیل که شما ملالی جویا را وابسته به بیگانگان میدانید این است که او جنایتکاران ملی و قاتلان هزاران هموطن بیگناه ما را افشا کرده است. پس انتقاد شما از شیر دخت افغان وابستگی شما را به این جنایتکاران نشان میدهد.

      ملالی صدای ملت محکوم و مظلوم افغانستان است که حتی در موجودیت هزاران عسکر امریکایی و انگریز که ادعای دموکراسی و حقوق بشر دارند ، دهن باز کرده نمیتوانند که بگویند سیاف و مسعود، ربانی و گلاب زوی برادر ، خواهر ، فرزند و دلداده شان را مورد تجاوز قرار داده ، به قتل رساند و زندگی شانرا سیاه کرده. این بدان نسبت است که امریکایی های جنایت پیشه از همین قاتلان و دزدان برای حفظ منافع شان در افغانستان استفاده میکنند.

  • ملالی جویا چیزی بیشتر از یک ابزار ویک گدی کوکی نیست. بهترین کاری که ملالی جویا میتواند بکند اینست که همین حالا خارجی های حاضر اند برایش کمک کنند وهرروزیک مدال تازه به گردنش می آویزند، به جای یله گردی ها و یله گویی ها درکدام دانشگاه معتبر ثبت نام کند و به تحصیل و تعلیم خویش بپردازد.

    شرم باد به کسانی که به دنبال یک دختر جوان و احساساتی به علم و دانش میروند، تنها به خاطری که حریفان سیاسی شان دشنام میدهد.

    مگر آیا درکشور ما دیگر هیچکس جرئت، شهامت و غیرت و دانش آنرا ندارد که در برابر به گفتهء ملالی جویا جنایتکاران بیایستد که تنها او قهرمان و یکه تاز میدان است؟؟؟؟؟

    کسانی که ملالی جویا را قهرمان میدانند یا نادان اند یا رند که من بیشتر به رندی آنها باور دارم تا نادانی شان.

    اینقدر عوامفریبی تا به کی؟ "ملالی جویا شیردخت افغان"!!! مگر ملالی جویا چه شمشیر کرده است که اورا بتوان شیردخت خطاب کرد؟ او یک وسیله است و یک ابزار دردست خارجی ها و داخلی های زرنگ. چه کسانی از او تمجید میکنند:
    1- شعله یی های راوایی و غیرراوایی که عقدهء شکست های سیاسی خود را هرگز نمیتوانند فراموش کنند.
    2- برخی از کمونیست های خلق و پرچم.
    3- حزب افغان ملت و فاشیست های قبیله پرست. پپ
    4_ خارجی هایی که اهداف خود را دارند که این اظهر من الشمس است.

    هیچکدام ازین "طرفدار ها" به راستی طرفدار جویا نیستند. هرچار گروه از او استفادهء ابزاری میکنند.

    نمیدانم انسانی به حماقت این دختر درجهان هرگز زاده شده و زاده خواهد شد؟

    بهترین مشوره برای ملالی جویا اینست که: دختر جان، برو درس بخوان و با زیور علم و دانش خود را آراسته بساز. کار سیاست همیشه است. درین شش سال که با این لچری هایت چیزی کرده نتوانستی ازین بعد هم کاری از دستت ساخته نیست.

    • جناب محترم نبی زاده را درود فراوان باد!

      فکر کنم که موارد خیلی اساسی را در پیام خویش گنجانیده اید.

      به نظربنده این آقایان که داد و واو یلا راه انداخته اند که های ملالی جویا قهرمان است خودشان مرد این نیستند که حد اقل برای یک هفته در افغانستان زنده گی کنند واز نزدیگ ملت پابرهنه وبیسواد خودرا ازنزدیک مشاهده نموده ومشکلات آنهارا لمس کنند وبعد مردانه در راه اهداف خویش گام بردارند.

      این غوغا کننده گان نه مرد دنیا هستند ونه هم زن آخرت فقط برای اینها یگ گپ رسیده است که ملالی جویا قهرمان است.

      من درکناراین سخن شما که بیشتراین استفاده جویان رند اند میخواهم اینرا بیفزایم که اکثریت این هواداران ملالی جویا افراد بی غیرت وترسو وخارجی پرست اند ومنتظر اند که مگر از آسمان کس نازل شود تا این مفت خوران دنیای غرب را بادادن هزار امتیاز دادن تضمین های امینیتی بکشورشان ببرند وبعد اینها مانند کارمل بقتل واعدام نمودن مخالفین خویش بپردازند که به نظر من ازدست همچو افراد چنین کار ساخته هم نیست ونه جو بین المللی اینچنین اجازه را برای این گونه افراد منتظر ومایوس میدهد جز اینکه این بیچاره هاوقت گرانبهای خویش را بملالی ملالی گفتن ضایع کنند چیز دیگر عاید حالشان نمی شود

  • بعد از سرنگونی گروه اجیر طالبان و رویکار امدن دولت تحت زعامت اقای کرزی، همانسانیکه دولت جدید بود، چهره های تازه و بعضا هم ناشناخته در کشور ما سر بلند کردند که از آنجمله یکی هم خانمی بنام ملالی جویا که خود را از ولایت فراه معرفی مینماید، میباشد. این خانم (بگفتۀ خودش مبارز کفن پوش) که دیگران وی را (کفن کش) مینامند، باالاثر یک (لچری) یعنی سردادن دو و دشنام به آدرس نمایندگان مردم در لویه جرگه اضطراری و بخصوص انتقاد شدید الحن از استاد سیاف - که برای بسیاری که تازه از زیر سلطۀ اجیران طالبی رهائی یافته بودند، حادثۀ نوی بود - اندکی توجه به خود جلب کرد. و در این میان تعدادی از وی انتقاد نمودند و کسانی هم بدفاع از وی پرداختند که بهمین شکل این زن در نزد محدودی از هوادارانش معرفی گردید

    ملالی جویا از همان بدو لچری اولش در سال 2002 تا کنون حرف تازه ای نداشته و همان گفته های روز نخستش را تکرارا نشخوار مینماید. وقتی مورد انتقاد قرار میگیرد، بدون ارایه گواه و سند، جانب مقابل را ناشیانه و کودکانه دشنام میدهد و با وقاحت پا از حریم ادب و نزاکت بیرون گزارده و بهر که میتازد

    این زن جنجالی را بسیاری از مردم یک شخص مرموز و ناشناخته می پندارند. اما بگفتۀ معروف (من از طرز خرامات می شناسم)، حرفهای جویا بعضا معرف چهرۀ عقب پردۀ وی بوده و نشان میدهد که جلو اش بدست کیست، از کجا به اصطلاح کوک میشود و برای کیها این قدر حلقوم میدرد

    در این نوشته تلاش برین نیست تا من این خانم را (مانند خودش) مورد سرزنش و یا تحقیر و توهین قرار دهم. بلکه میخواهم با رجوع به گپهای ضد و نقیض اش در تلویزیون های اریانا افغانستان و پیام افغان، حرفهایش را مورد بررسی قرار داده و قضاوت را به هموطنان عزیز بگذارم. با این مقدمه که

    بعد از هجوم لشکر اجیر طالبان به افغانستان، سنگر های مقاومت در برابر آنها مانند سالهای جهاد تشکیل شد و مردم مسلمان و مبارز افغانستان که ماهیت اصلی متجاوزین مبنی بر تلاش شان برای پهن نمودن سیطره به کشور و در اوردن ان منحیث صوبه پنجم پاکستان را درک نمودند، برعلیه آنها دست به مقاومت تاریخی زدند. دشمنان خاک، در راس ادارۀ ای اس ای پاکستان در پی شکستهای مفتضحانه، غرض ایجاد نفاق و شقاق در صفوف متحد ملت افغانستان، تلاش براین نمودند تا با اغوای ذهنیت جامعه بین المللی، جبهه مقاومت را ائتلاف شمال بنامند. بگونه مشخص آنها سعی براین داشتند تا تجاوز خود را جنگ بین قوم پشتون و دیگر اقوام شریف افغانستان جلوه بدهند. اما این طرح، با درایتی که در مقام رهبری جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان وجود داشت، نقش بر آب شد و تمام اقوام افغانستان در کنار هم بر علیه نیرو های اشغالگر تا لحظات پیروزی جنگیدند

    نباید فراموش کرد که در جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان یا بگفتۀ پاکستان و اجیران شان ائتلاف شمال افغانستان، اکثریت مردم متدین و سلحشور کشور شامل تمام اقوام ساکن ان درمحور مقاومت جمع شده بودند. شما وقتی می گوئید ائتلاف خاین شمال، خانم جویا، شما به اضافه از نصف نفوس افغانستان توهین میکنید آیا از این گفته هایتان احساس شرم نمیکنید.

    آنلاين بنگريد : کاسۀ چینی که صدا میکند – خود صفت خویش ادا میکند I

    • جناب نصیر خالد،

      در باره هرزه گویی هایتان در مورد دخت قهرمان وطن ما ملالی جویا، آقای بهرام سیلی های جانانه ای با منطق خود به روی مبارک شما کوبیده که خوبست آنرا بخوانید و بعد از وجدانی دارید یا خودکشی کنید و یا هم از "نویسندگی" دست بردارید!!

      http://kabulpress.org/my/spip.php?article1291

    • درود های گرم اینجانب تقدیم حضور همه دوستان باد
      شهامت وغیرت مردانه ام مانع از ابراز نظر در مورد دوتن از طبقه اناث کشور میگردد، اما منحیث فردی که از یک طرف حس وطندوستی در تار وپود وجودم عجین شده و از سوئی به مصداق قول معروف "اگر خاموش بنشینی گناه است ناگزیر از ابراز کلمات چند میباشم.جارو جنجال های خانم جویا به نظر بنده تا زمانی که گام های عملی در راستای وارد کردن تغیر در نحوه دید مردم نسبت به به اصطلاح خانم جویا جنگسالاران برداشته نشود سودی نخواهد بخشید.اما در مورد مقائسه خانم جویا با خانم مهسا طایع باید گفت که خانم جویا با وصف استعداد خارق العاده در راه اندازی جار وجنجال های بیجا قابل مقائسه با خانم مهسا طایع نیست چون خانم مهسا طایع هویتش را منحیث ابر زن عرصه شعر و ادبیات و صاحب نظر مسائل سیاسی تثبیت نموده است این در حالیست که خانم جویا نیز با گریزش از طبیله خانه نرخران پارلمان شهرت جهانی را از آن خود ساخته است.

    • میبخشید
      اینجانب لالا راستک از شیفته گان نبشته های آقای نصیر خالد میباشم.از اینکه عنوان نبشته شخصی دیگری منحیث عنوان در نبشته من آمده است معذرت میخواهم.با بزرگمنشی شان ببخشند

  • میبخشید من هم از طرفداران پراپا قرص نصیر احمد جان خالدم: نوش جان شان در ترنتو کاسبی شان خوب است. چرس و هیروین هم گاهی به دوستان میآورند و به نام جبهات درون افغانستان پول هم جمع میکنند و کمی هم سواد دارند.
    زنده باد چرس فروش اگر نه ما دربدر بودیم.

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

  • پيوند هايپرتكست

    اگر پيامتان راجع به يك مقاله چاپ شده يا به يك صفحه اى كه داراى اطلاعات سودمندى است مربوط ميشود، خواهشمند است عنوان صفحه وآدرس آنرا در زير مشخص كنيد

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.