انتشار کتاب " قرآن پاک" ضمن اینکه باعث گرفتاری های فراوانی برای آقای غوث زلمی ناشر این ترجمه قرآن گردید، مردم و جامعه روشنفکری ما را با یک پرسش بسیار جدی مواجه ساخت. چرا نباید قرآن را فقط به زبان فارسی منتشر کرد؟ آیا ما مجاز نیستیم خدای خویش را به جای زبان عربی با استفاده از زبان مادری خویش صدا بزنیم و بخوانیم؟
دوست دوست داشتنی ام جناب آقای حسین زاهدی در آخرین نوشته خود موضوع زبان دین داران و نسبت آن با زبان دین را به بحث کشیده است. البته آن نوشتار در اصل با هدف حمایت از حقوق انسانی یک روزنامه نگار در بند نگارش یافته است. جان نوشته آقای زاهدی اینست که برخلاف قداست دین، هیچ قداستی را نمی توان به صورت عام برای زبانی که محمل آن دین شده است قایل شد. به عنوان مثال اسلام دین مقدسی است اما این قداست هیچ ربطی به زبان عربی ندارد. به همین دلیل هم به نظر آقای زاهدی چرا ما نباید قرآن و نماز را به زبان مادری مان بخوانیم و اصلا چرا نباید خدا را آنگونه ستایش کنیم که می فهمیم و آنگونه او را بخوانیم که زبان مان به آن گونه خواندن ها و خواستن ها خو گرفته است. پرسش اصلی آقای زاهدی اینست که چرا باید زبان عربی به خاطر اینکه زبان دین ماست، چنین سیطره ای بر جان و جهان ما داشته باشد. چه می شود که بعد ازاین ما هم قرآن فارسی داشته باشیم، هم نماز را به فارسی بخوانیم و هم خدا را با اسماء و اوصاف فارسی وار صدا بزنیم؟ البته آقای زاهدی این مسئله را به صورت پرسشی که پاسخ آنرا تقریبا همه می دانند و هر کسی جوابی آماده برای آن در جیب خود دارد مطرح کرده و بلافاصله می گوید:"... اما٬ما که از کهن ترین و زیباترین زبان (دری) برخوردار هستیم ملایان استعمار شده عرب برای استمرار استعمار زبان عربی با هر فرصت به بهانه ی دین و ارزش های دینی دستور زبان عربی را که عرب ها به آن به عنوان مادر علم ها معتقد نیستند بر مردم این خطه بقبولانند". آقای زاهدی در قسمت های پایانی نوشته شان می پرسند: "اگر برای زبان عربی قداست قایلیم پس به زبان «عبری» که زبان یهودیان است نیز قداست قایل گردیم و چرا هنگام که از نام اسرائیل و قوم یهود و زبان اش سخن به میان میاید با تنفر عمیق به این مسئله میپردازیم؟"
بر خلاف برداشت آقای زاهدی، عربی، زبان مقدس مسلمانان است، همانگونه که عبری زبان مقدسی است برای پیروان آیین حضرت موسی(ع). همه عبادات و مناسک دینی مسلمانان باید به زبان عربی انجام گردد وگرنه آن اعمال برای پذیرفته شدن چیزی به نام قالب زبان مقدس را کم دارد. این سخن ممکن است که باعث بر انگیخته شدن عصبیت ناسیونالیستی ما شود و ممکن است آنرا رویکردی صرفا ناسیونالیستی ببینیم اما واقعیت اینست که عربی زبان دین ماست و چون زبان کتاب آسمانی ماست جنبه تقدس نیز دارد. البته واضح است که زبان خداوند عربی نیست و ما به هر زبانی که سخن بگوییم و حتی قبل از آن که لب به سخن بگشاییم و حتی قبل از آنکه اراده اراده کردن به ما دست بدهد او می داند که ما چه خواهیم کرد. اما عربی زبان دین ماست و اتفاقا مقدس هم هست همان گونه که بعضی از ادیان دیگر زبان مقدس خاص خودشان را دارند.
برای روشن شدن موضوع باید عرض کنم که سنت های بزرگ دینی رامی شود به دو دسته تقسیم کرد:
الف) سنت هایی که بر بنیان گذار آن سنت مبتنی شده است و بنا براین بانی آن دین به شکل تجسم الهی تبارز یافته است. یعنی وجود ظاهری آن پیامبر به معنی حضور خداوند یا حضور پیام و کتاب خداوند است. آن پیامبر در چنین دینی خود کتاب آن دین است و بنا براین چین ادیانی به زبان خاصی برای بیان پیام عالم بالا ضرورت ندارند. زیرا پیام خداوند نه به شکل کلمات و واژه که در وجود بانی آن دین تبارز یافته است. به همین دلیل این دسته از ادیان فاقد زبان مقدس دینی هستند . در هندوئیزم " اوتار" خود کلمه خداست و در بر دارنده پیام عالم بالا. در مسیحیت نیز خود حضرت مسیح(ع) کلمه خداوند است و ممثل پیام خداوند. کسی که می خواهد در" خون و جسم" حضرت مسیح شریک شود به هیچ وجه لازم نیست که آئیین عشاء ربانی را به زبان یونانی به جا بیاورد. آئیئن عشاء ربانی را به هر زبانی می توان انجام داد و در عین حال با " خون و جسم" مسیح، طبق باور مسیحیان، شریک شد. در آیین بودایی، خود بودا اوتار یا تجسم خداوند است. یک بودایی وارسته و پارسا لازم نیست که مناسک دینی اش را حتما به زبان سانسکریت انجام دهد همان طورکه هر روزه شمار بی شماری از مومنان بودایی عبادت شان را به زبان های پالی، تامیل، تبتی، چینی و ژاپنی به جا می آورند.
ب) در دسته دیگری از ادیان و سنت های دینی، بنیان گذار دین، خود پیام عالم بالا، یعنی کلمه خدا نیست. در چنین ادیانی، بانی تنها آورنده کلمه الهی یا پیام خداوند است. به همین دلیل به پیامبران چنین ادیانی می گویند رسول که حامل و آورنده رسالت از طرف عالم بالا هستند. دین حضرت موسی و اسلام از زمره این گونه ادیان هستند.
پیام مکتوب عالم بالا همراه با راز و رمزی است که بخشی از این رمزها، رموز زبانی اند. درست به همین دلیل شما نمی توانید پوسته ( زبان) را از هسته (دین و پیام دینی) جدا کنید. راز و رمز دین به درون زبان هم می ریزد و بخش هایی از آن را که مورد استفاده قرار داده همانند خود رمز آلود می سازد. در اسلام، قرآن پیام مکتوب خداوند برای مسلمانان است. این پیام از آنجایی که مکتوب است یک اثر ادبی نیز تلقی می شود و باید بتوانیم دیدگاههای نقد ادبی را در مورد آن جاری و ساری بدانیم. اما تمامی زیبایی های قرآن، حتی زیبایی های ادبی آن، ناشی از زیبایی های ادبی آن نیستند. در قرآن رمز هایی نهفته است که آن رمزها باعث جاودانگی و زیبایی وصف ناپذیر آن شده است. هرچند همه این رمزها، رموز زبانی نیستند اما در درون زبان جا گرفته و بخشی از زبان شده اند. بنا براین هم به حکم نقد مدرن از آنجایی که قرآن یک اثر یکه و یگانه است و هم به حکم هرمنوتیک جدید و رمزشناسی ، قرآن قابل انتقال کامل و بدون عیب و نقص به زبان دیگری نیست. هرکسی می تواند قرآن را به هر زبانی که می خواهد با امانت داری و دقت ترجمه کند اما در کنار این ترجمه باید متن عربی آن نشر گردد. آمدن متن اصلی در کنار ترجمه حد اقل به دو دلیل باید صورت گیرد:
1- از آنجایی که امکان ترجمه متون ادبی نا میسر است، برای امانت داری بهتراست که اصل اثر را نیز به همراه ترجمه آن نشر کرد. چاپ اثر به زبان اصلی در کنار ترجمه اش به خوانندگان کمک می کند تا فهم مترجم از اثر ادبی را به جای خود اثر نگیرند. مترجم به هر پایه که توانا و دانا باشد نمی تواند اثری عاری از تاثیر گذاری شخصی بیافریند و این سخنی است که هرمنوتیک مدرن به آن صحه می گذارد. گذاشتن متن اصلی این خطر را نزدیک به صفر می رساند.
2- هدف از خواندن یک متن مقدس رستگاری و تمایل به سمت عالم بالا و پرواز روحانی است. خواندن متن اصلی قرآن، که واجد تمامی آن رموز کلام الهی است که در قرآن شکل کتابت و نوشته را به خود گرفته، به این سفر روحانی کمک فراوان می کند.
3- قرآن به زبان عربی و با استفاده از حروف رسم الخط عربی به حضرت پیغمبر نازل شده است. مسلمانی که می خواهد خود را مخاطب مستقیم وحی قلمداد کند و صدای خداوندگارش را نه با واسطه که بی پرده و مستقیم بشنود لازم است که عین کلام خداوند و شکل مادی این صدای آسمانی را ببینند، بخوانند و روی بند بند آن تفکر و تعمق نماید. این تجربه و رویایی مستقیم با افسون آیات الهی باعث انتقال برکت آسمانی بر جسم مادی مسلمانان خواهد شد. بنابراین افسون الهی زمانی بر ما جاری خواهد شد که ما با متن اصلی قران کریم مواجه باشیم
اگر بجای اسم «الله» از ترجمه آن «خدا»، ايزد، پروردگارو ....
دو شنبه 15 سپتامبر 2008, نويسنده: حسين زاهدی








































