انتظار
چه کسی خواهد گفت:
نفرتم؛ اما
از دهان چه کسی تف شدهام؟
ریشهام خشکیده،
بین گلدان اتاق تنها.
فال بینان دم کوچه برایم گفتند:
عاقبت
بوی کشمیر تن دخترکی
تازهات میسازد.
پس از آن ساعت
سالها است که من منتظرم...
فاحشه
کوچه خالی و خموش
کوچهگیها همه گی خوابیده
میروم با سرعت
که زن فاحشهای منتظر است.
افسوس
اوه... چقدر خوشحالم
سینه بند زنی بر روی طناب افتاده.
سینه بند بوی عجیبی دارد...
ولی افسوس هنوز
حسرت جفت شدن باقی هست.
نسبم را چه سگی بلعیده است؟
علفم یا که گیاهی پوچ،
نسبم را چه سگی بلعیده است؟
خواهرم روسپی است؛
مادرم رقاصه.
مردم ناحیهام میگویند:
زادنت سوء تفاهم بوده ست.
روزگاریست که از خویش، خودم میپرسم:
راستی،
زادن آدمی یک سوء تفاهم بوده است؟
نظرات
1 دیدگاهنسبم را چه سگی بلعیده است!
این هم از واقعیت های درد اور جامعه است که جرهت بیان میخواهد.
و شاید شاعر از محرومیت های سخن میراند که بان روبرو بوده است..
نسبم را چه سگی بلعیده است!
در معرفی شاعر اصلا گفته نشده شاعر کجایی هست و یا جناب فرهاد شعر ایشان را از چه زبانی ترجمه کرده اند. اما این سبک و سیاق کاملا تکراری است خود سهراب سپهری و خیلی های دیگر در ادب فارسی ازین دست سروده اند.جایی که سهراب نسبش را به زنی فاحشه می رساند.