IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

loading...

صفحه نخست > دیدگاه > انسانی در میان کفتاران

انسانی در میان کفتاران

عمران
پنج شنبه 26 سپتامبر 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

"کسی که در راه منافع خلق و جهت اعتلای سطح زندگی توده ها، قدمی بردارد، او خوبست، کسی که قدم دوم را نیز بردارد، او خوبتر است ولی او کسی که این راه را تا آخر ادامه می دهد، او نیاز یک جامعه است."(برتولت برشت)
دیروز خبر هولناکی را شنیدم که هرچند شنیدن چنین خبر ها از جانب موجودات نئاندرتال و انسان نما به دور از انتظار نیست ولی چیزی که مایۀ شگفتی من شد، این است که: بلی گرگ و کفتار حیواناتیست که هیچوقت با گوسفند سر سازشی ندارند ولو چند لایه در لباس میش در آمده باشند، بالاخره هویت خود را باید آشکار بسازند. انسان به چه اندازه باید بی وجدان، خود فروخته، خنثا وبلی گوی باشد تا بتواند رضائیت مزدوران از قبیل: کرزی، عبداله، سیاف وامثالهم را بدست آورده وچند صباحی بر عمر ننگین وعاری از شرف خود بیفزایند. در دولت مستعمره و فاسدی مثل افغانستان و پارلمان متشکل از مزدورترین وانسان ستیز ترین چهره های وحشی، اگر بتوان نامی از وکیل مردمی، خادم توده ها، نان به نرخ روز نه خور و دارای وجدان آگاه وطبقاتی برد، بدون شک تنها و تنها بشر دوست است که لایق چنین اوصافی بوده می تواند یعنی به گفتۀ برتولت برشت او کسی که نیاز جامعۀ ماست، او تنها بشردوست بوده می تواند.

زمانی، ماکسیم گورگی، نویسنده، ادیب و سیاستمدار مشهور روسی در تمجید از کسی، بیش از حد اغراق کرده بود و وقتی که نوشتۀ ماکسیم گورگی به دست شخص مطلوب رسید، او با یک نقد مفصل جواب ماکسیم گورگی را اینطور داده بود: "چیزی که تعیین کنندۀ شخصیت وجایگاه منست، او قضاوت توده هاست نه تعریف شما، اگر بنده کسی باشم که برازندۀ چنین ویژگی هائی باشم، عمل و کارکردم باید آنرا ثابت سازد نه قدرت نوشتاری شما. پس من این نوشتۀ شما را بیشتر از این که گویائی یک حقیقت بپندارم، به رخ کشیدن قدرت نویسندگی شما میدانم، بدین لحاظ ما از درج مقالۀ شما درارگان تئوریک خود، معذوریم..."

امروز هم نه این مرحبا وماشاءالله گفتن های ما چیزی به شخصیت و اهمیت بشردوست می افزایند و نه هم این وحشیگری های پارلمان مزدور ودست نشانده و دشمن توده ها با این درنده خوئیهای خود می تواند چیزی از نفوذ بشردوست دربین توده ها ومحبوبیتش بکاهد. بلکه این حیوان صفتی ها و وحشیگری تنها کاری که می توانند بکنند، اینست که بر همین محبوبیت بشردوست دربین مردمش بیفزاید؛ زیرا مردم با ملاحظۀ چنین وضعیتی، دیگر باور خواهند کرد که غیراز بشردوست دیگر کسی نیست که صدای مردم خود شده و در جهت بازتاب آلام مردم فریاد بزند و هم به این باور خواهند رسید که این جنایتکاران کهنه کار با هر شعار و ژستی هم که در میدان حضور پیدا کنند، بازهم همان کفتاران تشنه به خون مردمند.

برتولت برشت چیزی با ارزشی دیگری را هم که دریکی از گفته هایش افزوده، به دلیل مصداق کاملش با وضعیت فعلی میدان شغالی وطن ما، بدنیست که در اینجا نقل قول کنم: "جنایتکاران و دشمنان مردم، به علاوۀ این که تمام داشته های مادی و اقتصادی توده ها را در چنگ خود گرفته و خون شان را می مکند، کوشش دارند تا یک تسلط کامل بالای افکار توده ها نیز داشته باشند ولی چیزی که خیلی درد آور است، این است که: همین جنایتکاران زورگو هم هستند، یعنی با تمام جنایت هائی که می کنند، کوچکترین صدای مخالف خود را با زورگوئی واستفاده از دره وقمچین خود خاموش می سازند." روحت شاد باد برتولت برشت با این سخنان پرمغزت!

مگر دقیقا همین وضعیت در کشور ویرانۀ ما حاکم نیست؟ آیا بشردوست جز آن که دردی از درد های مردم خودرا فریاد کرده باشد وتمام زندگی خود را درخدمت همین راه گذاشته باشد، گناهی دیگری دارد؟!

آه! آزادی، دلم برایت تکه تکه شده است که ببین چه موجوداتی آمده با تو بازی دارند واز تو چه وسیله ای ساخته اند جهت صبغۀ قانونی بخشیدن به وحشیگری های خود.

درکشور مستعمره وغرق در فساد مضاعف ثابت شده است که هرچقدر شخصی با دشمنان مردم آشتی ناپذیرتر شود، به مردم خود نزدیک تر شده وبا آنها همنوا تر می شود. بشردوست یگانه صدای ملت در خون تپیده وزجر دیده، نمونه ای خوبی از این حقیقت است. بشردوست نه از آن روشنفکرانی است که به خاطر فضل فروشی تن به هر ذلتی دهد ونه از آن نویسنده گان خنثا وروشنفکران وز وزی که به دور از توده ها ودرلاک به اصطلاح چپی خود بپوسد، بلکه بشردوست نمادیست از درد ملت وآرزوی مردم، نمونه ایست از درهم آمیزی روشنفکریت با غم ورنج توده ها. پس مردم کمر شکسته همیشه از کسی به دفاع برمی خیزند که فریاد گر درد ورنج شان باشد نه مرحبا گوی جنایتکاران ونه کسی که هم به نعل می کوبد وهم به سندان، ما(یعنی توده های رنجدیده) همیشه با مدافع حقوق خود بودیم وخواهیم ماند وآن مدافع منافع، کسی نیست جز بشردوست. بنابراین، به گفتۀ برتولت برشت، بشردوست نیاز جامعۀ ما بود ونیاز است ونیاز خواهد بود. بگذار دلقکان فرومایه وجدان وحیثیت خود را به حراج گذارند وبگذار کفتاران خونخوار هرچه دل تنگ شان خواست بر سر مردم بریزند ولی ما راه درازی در پیش داریم که برندۀ میدان در آخرین لحظه مشخص می شود نه در شروع مبارزه.
بشردوست عزیز، مردم با تو است.

آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس