صفحه نخست > دیدگاه > آیا پاکستان توانایی رهایی از شر تعصب گرایی مذهبی را دارد؟

آیا پاکستان توانایی رهایی از شر تعصب گرایی مذهبی را دارد؟

نویسنده : فرید ذکریا روزنامه نگار هندی – امریکایی/ برگردان : پویا رادمنش
پویا رادمنش
چهار شنبه 12 جنوری 2011

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

در این هفته، جو بایدن مهم ترین سفر خارجی اش را از زمان معاونیتش آغاز خواهد کرد. او از پاکستان دیدار به عمل می آورد، کشوری که غرق در بحران نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.

از دیرگاهی بدین سو، پاکستان در گیر مشکلات بوده، اما ترور سلمان تاثیر، سیاستمدار شجاع و آزاد اندیش آن کشور، بر وخامت اوضاع افزوده است.

من(نویسنده) در گذشته بر این باور بودم که نخبه گان حکومت پاکستان و نظامیان آن کشور اجازه نخواهند داد تا کشورشان از هم بپاشد و یا مراکز هسته یی شان نا مصون باشند، اما پس از اتفاق هفته گذشته، دیگر به آن باور نیستم.

اساسی ترین نقطه قابل توجه و دهشت زای ترور "تاثیر" این بود که او توسط نگهبانش(ممتاز قادری) به قتل رسید. نگهبانش کسی بود که به یک گروه نخبه گان پولیس پنجاب تعلق داشت و مخصوصا برای مبارزه با دهشت افگنی تربیه شده بود.
او برای همکارانش گفته بود که والی پنجاب را از پار در خواهم آورد، اما هیچ یک از همکارانش نه مانع او نشدند و نه هم کسی را در جریان قرار دادند. و در هنگام یورش ممتاز بالای سلمان تاثیر که بدنش را گلوله باران کرد و سپس با کمال خونسردی سلاح اش را به زمین گذاشت، سایر نگهبان ها فقط او را تماشا می کردند.
از سویی هم گزارش ها نشان می دهند که از افکار دهشت افگنانه "قادری" مافوق هایش آگاه بوده اند و آن را به مقامات عالیه هم گزارش داده اند، اما با وجود آن هم او به وظیفه اش ادامه میداد.

این نخستین یورش نبود که بیان گر راه یابی بنیاد گرایان در اردوی پاکستان باشد، بل چندین بار دیگر نیز اتفاق های از این دست افتیده اند. زمانی که پرویز مشرف رییس جمهور پاکستان بود، او دوبار از سوی قصدی که توسط افسران نظامی و هوایی پاکستان صورت گرفته بود، جان به سلامت برد. یکی از این افراد الیاس کشمیری، سابق کوماندوی اردو بود که سپس به یک عضو فعال القاعده مبدل گشت و به باور استخبارات ایالات متحده امریکا، خطرش کمتر از خطر اسامه بن لادن نیست.
هم چنان در سال 2007، یکی از افسران نظامی دست به حمله انتحاری بالای گروه نخبه گان سرویس ویژه آن کشور زد.
بنا، چنین می توان نتیجه گرفت که عامل اصلی این چالش، اردوی پاکستان است، زیرا خود آفریدگار این آفت بوده است.

مشکل اساسی این جاست که با افزایش ترور ها، آزاد اندیشان و میانه رو های پاکستان، همه خاموش و هراسان اند. تنها هم پیمان "تاثیر" در پارلمان، که شیری رحمان بود، در پی اظهارات علنی ملاها، سیاست مداران و حتا برخی از روزنامه نگاران که قتل "تاثیر" را به دلیل آزاد اندیشی اش توجیه می کنند، پنهان شده است. در سایر سطوح، افراد معدودی به حمایت از "تاثیر" سخن میزنند.
این است معمای جامعه پاکستان. با وجود آن که هیچ گاهی گروه های افراط گرای اسلامی در صدی بالای آرا را در انتخابات با خود نداشته اند، اما نخبه گان این کشور برای شان کرنش می کنند.
سلمان تاثیر یک شخصیت کاریزماتیک و مشهور پاکستان توام با پشتیبانی و رای مردم بود، ولی دشمنانش قاتلان بی پشتوانه یی مردمی، اما دارای سلاح و تفنگ.

از سال های 1970 که ضیا الحق بر آن شد تا با هم پیمان شدن با افراط گرایان مذهبی، بر اعتبار نظامی گری اش بیافزاید، نهاد های سیاسی این کشور به گونه یی ژرف در تعامل با افراط گرایی قرار گرفتند.
این چالشیست که در برابر جو بایدن قرار دارد و او باید برای زمامداران پاکستان بگوید که اکنون زمان آن فرا رسیده است تا صداقت و راستی تان را ثابت سازید.
پاکستان باید که عملیاتی را برای رهایی از سرطان بنیادگرایی بالای افراط گرایان مذهبی بیاغازد. جو بایدن باید برای پاکستان روشن سازد که ایالات متحده امریکا فقط پشتیبان یک حکومت دموکراتیک، میانه رو، صلح دوست و اراده مند برای مبارزه با دهشت افگنی است. البته فراموش نباید کرد که ایالات متحده از نفوذ قابل ملاحظه یی در اسلام اباد برخوردار بوده چنان چه درهفته گذشته نقش بسیار سازنده ی را در راستای پشتیبانی از حکومت ملکی آن کشور بازی کرده است.

جنرال های پاکستانی ادعا می کنند که ما با دهشت افگنان می جنگیم و عمده ترین دلیل یا ثبوت ما اینست که در این راستا تلفاتی را متحمل گشته ایم. گیریم که این ادعای شان واقعیت داشته باشد چون در تحلیل نهایی نظامیان می دانند که ما باید با ملیشه های اسلامی بجنگیم، اما این مساله طوری است که آن ها(اردو) در میان شورشیان تفکیک قایل شده و تزلزل در اراده شان وجود دارد و از سویی هم، سیاست عمق استراتیژیک سرا پای وجود شان را فرا گرفته است، ولی بی خبر از این که، آتش در کشور شان فروزانتر گردیده است.

طالبان افغان را اگر در نظر بگیریم، رهبری شان کاملا در وزیرستان شمالی، منطقه یی در سرحدات افغانستان و پاکستان، حضور دارند.
اردوی پاکستان همیشه از حمله بالای گروه های همدست آن ها دوری جسته و ادعا می کند که نیروهایش را در آن مناطق توسعه میدهد. در واقع، جنرال های پاکستان هنوز بر این باورند که یگانه راه نفوذ بالای افغانستان، طالبان است، کسانی که طی این 20 سال با آن ها همکاری داشته اند.

اگر پاکستان از سیاست مارپیچانه(دو رویه) خود دست نکشد، تلاش های امریکا در افغانستان بیهوده خواهد بود. مادامیکه طالبان و القاعده در پاکستان مصون، حمایت شده و دارای پناه گاه های امن باشند، کامیابی و پیشرفت در افغانستان موقتی خواهد بود. زیرا طالبان به سادگی می توانند به پایگاه های شان در پاکستان برگردند و تا زمان خروج نیروهای امریکایی در اواخر امسال انتظار بکشند. سپس در از پناه گاه های شان مجهزتر و با خاطر آرام تر،باز گشته تا جنگ را با حکومت افغانستان از سر گیرند. در این جاست که ایالات متحده امریکا بر سر یک دو راهی افزایش نیرو یا ادامه استراتیژی خروج نیرو با در نظرداشت افزایش طالبان، قرار خواهد گرفت.

آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس