صفحه نخست > خبر و گزارش > در دايکندی چه می گذرد؟ > شماره پنجم: اول حمل سال 1385 > بی توجهی دولت به ولایت دایکندی

بی توجهی دولت به ولایت دایکندی

نويسنده : علي دوروب
جمعه 6 آپریل 2007

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )



یک وقتی آقای ابوسعید در دو هفته نامۀ نسخه خطی نوشته بود: "حامد کرزی رییس جمهور
افغانستان در اثر سکته مغزی قسمت نیم کرۀ غربی مغزش مختل شد و دچار فراموشی گردید.
با تأسف ولایت دایکندی در همان قسمت بایگانی نیم کرۀ غربی مغز قرار داشته که کاملاً
محو شده است." بازهم همین جریده دست نویس در شمارۀ چهارم خود بر اساس البوم
آوازخوان و آهنگ ساز کشور امیرجان صبوری نوشته بود:



کوچ کرده دسته دسته، مسؤولین این ولایت باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی



شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی



دایکندی، چوکی خالی، میز خالی، دفتر و ریاست خانه خالی"



محتوای این هردو طنز در مورد دایکندی صادق است. زیرا از تشکیل ولایتی به نام
دایکندی در بدنه دولت سه سال تیر می شود، ولی آن طور باید و شاید ساختار حکومت شکل
نگرفته است. ادارات دولتی نیم بند و نیم خام فقط نامش است که اداره است. تشکیل بدون
تشکیلات و کدر و پرسونل و یا اداراتی که مسؤولین آن از والی و مالی گرفته تا سایر
درجات و مرجات در اکثر اوقات در غیر از دایکندی به سر می برند؛ این بدین معناست که
یک واحد اداری فراموش شده و متروکه ای است به نام دایکندی.



شاید گفته شود: باشندگان دایکندی در آن صلاحیت و شایستگی خدمت گذاری نرسیده است. و
حیف است که برای این مردم خدمات ارائه شود. جوابش خیلی سر راست و پاکیزه این است:
آیا مردم صادق تر به دولت و حکومت و امنیت از این مردم دیده اید؟ این مردم مردمی
است که خودشان امنیت را تأمین کرده و افیون ننگ آور کشت و برداشت و پروسس و معامله
تریاک و سایر بد و بیراه مافیایی لاقلم در بین شان موجود نیست، پاک و ستره مثل
شیشه. این مردم در تمام پروسه های دولتی با نیکی، راستی و ایمان و وطن دوستی با
برنامه دولت همگام و همراه بوده، از تأمین امنیت بگیریم تا عدم کشت مواد مخدر، خلع
سلاح عمومی، تسلیمی فرماندهان نظامی گروپهای مسلح به دولت، آمادگی برای صلح با ثبات
و پایدار، بسیج عمومی برای آموزش و معارف و محو فعالیت های مافیایی.



در برابر این صداقتمندی چه مکافات و تشویق و تحسین و یا خدمات دریافت کرده است؟ به
طور آشکار در ولایت های آشوب طلب و آشوب زده و ضد صلح بین المللی و امنیت داخلی، در
برابر تأمین امنیت به مسؤولین آن ولایت باج داده می شود و بعلاوه ی بودجه منظور شده
پول های گزاف پرداخت می شود. ولی، این دایکندی است که فقط چوب صداقتمندی و امنیت
طلبی و تعهد به آرمان های ملت و دولت شان را می خورد.



آیا جواب صداقت بی توجهی است؟ اگر قرار باشد که از دولت و مجامع صلح دوست بین
المللی باج خواهی شود، با ایجاد ناامنی و برهم زدن صلح و ثبات، فقط یک تق تفنگ
فاصله است. تشویق و مکافات و ارایه خدمات حد اقل برخورد با صداقتمندی است.



آیا ظرفیت های انکشاف اقتصادی دایکندی مورد بحث قرار گرفته است؟



آیا این مردم در برابر صداقتمندی و تأمین صلح و امنیت مورد تحسین و تشویق قرار
گرفته است؟



شاید گفته شود که برای این مردم ولایت داده شده است. هر آدم کور فهمیده می شود که
تقسیم بندی واحد اداری به نام ولایت، مطابق قاعده حقوق اساسی، مبتنی است بر ظرفیت
های جمعیت و سایر مؤلفه های آن. ولایت را برای مردم دایکندی کسی نداده است. بلکه
برنامه دولت مبتنی بر حقوق اساسی شکل گرفته است.



آیا گذشته از بازسازی که این مفهوم برای دایکندی اصلاً متصور نیست، ساختار حکومت،
تکمیل تشکیل ادارات، ساخت و ساز مراکز حکومتی، راهها و سرگها، آب و برق و خلاصه هر
آن چیزی که مربوط به ساحه مکلفیت دولت می شود، چقدر تأمین شده است! اگر شده است این
گز و این میدان.



پایان سخت اینکه، نه باج دهی و نه فراموشی یک بخش صادق و صمیمی این کشور، بلکه
رفتار آینده نگرانه و سالم، هم از سوی مسؤولین نظام و هم از سوی عالی جنابان بین
المللی ضرورت حیاتی است!

 

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پيام‌ها

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس