رفتن به محتوای اصلی
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

مـــولـــوی کشـــاف رئیس شـــوری علـــمای افغـــانســـتان میخـــواست کـــه در مــــورد کشـــتار اخــــیر زنان بدست برادران ناراض کـــرزی اظهـــار نظـــر کننـــد ولی متاســـــفانه سنــــت پیامــــبر و احـــکام اســــلامی مــــانع این امـــر شــــد !

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

افغانستان زمان زادگاه مردان بزرگ چون مولانای رومی ، ابن سينا بلخی و سيد جمال الدين افغانی بود که نام نامی شان چون ستاره های درخشان در آسمان علم و معرفت ، عرفان و حکمت مشرق زمين درخشيده و شکوه و جلال به زندگی معنوی مردمان اين خطه بخشيده بود.
بیجا نخواهد بود اگر محترم مولوی کشاف را با کشفیات ارزنده شان در ساحات مختلف حکمت و دانش عصر در زمره آن بزرگمردان تاریخ شمرده و از خدمات علمی شان قدردانی بعمل آریم .

محترم مولوی کشاف که بیشتراز سی سال از عمر عزیز شان را صرف تحقیق و مطالعه در مورد مشکلات بارز جهان اسلام منجمله تهیه و استفاده درست کلوخ استنجا و فواید آن و مضرات استفاده از کاغذ تشناب ، فواید و برتری های مسواک بر برس دندان ، فواید نصوار دهن و بینی از دیدگاه اسلام ، فواید صحی و اجتماعی پولیگامی بر مونگامی غربی نموده اند و ضمناً صد ها جلد کتب اسلامی به رشته تحریر درآورده اند که منحیث مشت نمونه خروار می توان از کتاب رهنمای بهشت و کتاب دعای شان نام برد که در کتاب دعا یشان صد ها نوع دعاهای مفیده از قبیل دعای تبدیل حرام به حلال ، دعای تبدیل مال مردم به مال خود ، دعای وصل العشاق ، دعای دفع الانباق ، دعای دفع وبا ، دعای دفع چشم بد و خیلی دعا های مفیده دیگر را می توان یافت.

رای شیخ الاسلام مولوی کشاف منحیث عالم و دانشمند بزرگ جهان اسلام رهنما و چشم چراغ مسلمین در مشکلات و معضلات زندگیست و ازینرو ملت مسلمان افغانستان بیصبرانه انتظار نظر ایشان را در مورد سنگسار ها و محاکم صحرایی طالبان داشتند که تا بدانند که آیا محبت و دوستی دو انسان دلیل برای سنگسار شان شده می تواند و یا تجاوز بر زن شوهردار و بعداً تیرباران کردن او در شرع اسلام مجاز است یا خیر !؟

شیخ الاسلام مولوی کشاف که دلش از دست این این جناوران بیابان گرد سخت داغدار است و به نیکی میداند که اینها با این اعمال شنیع شان باعث آبروریزی و بدنامی اسلام شده اند قصد داشت که در بیانیه ای نفرت و انزجار عظیم شان را ازین چارپایان آدم نما و لکه ننگ بر دامان بشریت ابراز داشته و آنها را دشمنان اسلام و در نتیجه مباح الدم و واجب القتل اعلام کند ولی افسوس و صد افسوس که رشد غلو و انبوه سنت پیامبر در دم در دهان بالای شان که حتی نفس کشیدن را برای ایشان مشکل ساخته مانع این کار شد.
حالا شما خود می توانید تصور کنید که با استماع خبر جنایات هولناک برادران ناراض کرزی چه آتش در درون مولوی کشاف مشتعل میگردد که چون کوه آتش فشان در جوش و خروش شده و مجرای برای بیرون شدن لاوای خشم و غضب درونی اش می پالد.

حالا که دهان بالا را سنت پیامبر مسدود کرده و دهان پائین برای جلوگیری از شکستن وضو باید مسدود باشد پس این شباهت به دیگ بخاری دارد که اشپلاقش بند شده و دیر یا زود سر نوشت انفجار در انتظارش خواهد بود که شیخ الاسلام مولوی کشاف کدام روزی خدای نا خواسته بدن واسکت انتحاری منفجر شده و این یک ضایعه بزرگی به امت مسلمان افغان و جهان اسلام خواهد بود .

............................................................................

مــا زقـــرآن برگــزیدیم مغـــز را
پوســت را پیش ســگان انداختـیم

چه زیبا فرموده مولانای رومی و فرموده شان نه تنها در مورد قرآن که در باب سنت پیامبر هم بکلی صدق میکند که هرکسی به اندازه اهلیت ، شخصیت و سواد و دانش علمی خویش برداشتی از سنت پیامبر دارد ، یکی زیر نام سنت پیامبر روش درست مبارزات اجتماعی و خودسازی انقلابی و یا به اصطلاح قرآن جهاد اصغر و جهاد اکبر را می فهمد و دیگری از همان سنت پیامبر فقط ریش ماندن ، دستار بستن و استعمال عطر و شترسواری را به خاطر دارد !

یقین کامل دارم که اگر یکعده از فرط جهل و بیسوادی و پائین بودن سطح دانش سیاسی و فرهنگی بنام سنت پیامبر به همین ریش و پشم و عبا و قبا دل خوش میکنند ولی یکتعداد دیگر آگاهانه و رندانه بر سر اسلام و پیامبر اسلام کلاه گذاشته و بجای رعایت سنت واقعی پیامبر که همانا مبارزه در مقابل ظلم و ستم و بی عدالتی اجتماعی و تلاش برای انسان ماندن و انسان شدن است خود را و دیگران را با این ریش و پشم وعطر و مسواک و شانه و تسبیح فریب میدهند !

این را یک طفل هم میداند که عمل کردن به سنت های واقعی پیامبر خالی از ضرر و خطر نیست و امکان دارد که آرامش زندگی ، مقام و منزلت اجتماعی و حتی حیات و زندگی ات را در آن راه از دست بدهی ولی از برکت فتاوی ملاهای دیوبندی تمام ضررات و خطرات احتمالی از سر راهت برداشته شده و تو برای انجام سنت پیامبر فقط کافیست که یک متر ریش گذاشته و دو متر پارچه دور سرت بپچانی و بجای برس دندان از مسواک استفاده کنی و به این سادگی کلید بهشت بدس آری !!!

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

http://haqani.funpic.de

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

16 دیدگاه
شمس

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

تف بر اسلام . تف بر محمد رسول الله یعنی محمد رسول لات که بزرگترین بت در عربستان بود.
از دین اسلام جز خشونت، عقب ماندگی، زن ستیزی، بچه بازی، گدایی، وحشی گری و گردن زدن و دست و پای قطع کرد چیزی دیگری به دست نمی اید.
محمد خودش یک بچه باز درجه یک و یک زنکه باز بی حیا بود. چه قسم از چنین ادمی چیز خوبی بر جای می ماند؟

ناشناس
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

yak bar ba khod feker kon ke donbale chi hasti
chi ra bayad ba dast beyari
bade naweshtan een doshnam nama yak bar dar yak jaye aram ba khod beyandeesh ke ba koja mekhwahi berwi wa ba chi mekhwahi berasi wa rahe rasedanash kodam ast
aaftab aaftab ast agar man ya to setayeshash konem ya nekoheshash
anche mohem ast een ast ke khod ra daryabeem ke ki hasteem wa chi hasteem wa chi manzelate dar jameaa wa mahale khod dareem
ok

خرد

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

« دزد هم از برای خدا می گوید صاحب خانه هم » طالبان به حکم قرآن و شرع شریف به تحقق حکم قرآنی در مبحث رجم محصن محصنه می پردازند و عده از حکام دولت اسلامی نیز به حکم قرآن و شریعت کشتن خانم دلداده و پیرو راه رابعه بلخی را تقبیح می دارند. سوال در این جاست که چرا علمای جهان اسلام نتوانسته اند تفسیر روشن قابل درک و فهم و واحد از قران ارایه دارند.؟ زیرا علمای دین خوب می دانند که دین مذهب قرآن سنت پیامبر حدیث ... همه و همه وسایل اند که در خدمت جیب و شکم های گندیده این جیره خوران قرار دارد و انها را از مهملات و مزخرفات نامبرده باید در جا های مختلف زمانه های مختلف ......تعبیر ها و تفسیر های مختلف نمایند تا جیب وشکم های شان پر و منافع اربابان شان در امان باشد. درین قران و .... به جز از شرارت جهالت و رزالت هیچ چیزی دیگر وجود ندارد. آیا مسلمانی را شروع از محمد تا امروز سراغ دارید که دروغ نگوید مال مردم را نخورد از دارای ملت استفاده سو نکند...... آیا کشور اسلامی را سراغ دارید که در آنجا عدالت انصاف و رفاه اجتماعی از همان صدر اسلام تا کنون وجود داشته باشد.؟ ایران عربستان افغانستان ......
در اخیر بگونه نتیجه : اگر می خواهید صاحب علم دانش عزت .......شوید ذهن های تانرا از خرافات قرون اوسطای برهانید و پی عقل درک وشعور را اختیار دارید.

hazara

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

مقاله خوبی بود!
درست حرف دلم!
تمام جنایتکاران افغانستان از عبدالرحمن تا محمدعمر همه به خاطر اینکه قدرت به دست آورند یا بخاطر مسایل نژادی قتل و جنایت میکنند و بهانه را اسلام قرار میدهند!
کسی هم که پدرش اسلام را با سلیقه خود و جنایت کار به پسرش میشناساند نباید اسلام را مقصر بداند ایراد از پدرش است!

شمس

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

محمد یک بی سواد بود که نصف عمرش در چوپانی تیر شد و نصف دیگرش هم در ادمکشی و دزدی و چپاول. حال هم از طالبان و مجاهدین و ملاها و مولوی ها نمی توان گله کرد. انها با همان روش محمد رسوالله زندگی و عمل می کنند.
اسلام از ریشه گندیده است و چیزی جز وحشت و چپاول و خشونت و توحش را تدریس نمی کند. دقیقا در مناطقی که اسلام اکثریت دارد، خشونت است، عدم حکومت قانون است، دزدی و دروغگویی است. ظلم به زن و غیر مسلمان است. ظلم به انسان است.
محمد یک عرب بی سواد بدوی و چتر چران بود.

طوفان

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

لعنت خداوند(ج) بر شما جاهلان که به خاطر مسایل شخصی‌، سمتی، نژادی وزبانی به پیامبر اسلام و دین مبارک اسلام توهین میکنید. خداوند(ج) شما جاهلان را هدایت کند در غیر آن از کمنت های تان معلوم است که از جمله بد بخترین موجودات روی زمین هستین.

حسین غزنوی

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

من با صاحب مقاله موافق هستم که افراد چون مولوی کشاف بجز استفاده جوی از نام اسلام عزیز چیزی دیگری را نمی خواهند. اما کسانی دیگریکه با وقاحت تمام و با بی حیائی به اسلام و به پیامبر اسلام حرفهای زشت و رکیک استفاده نموده لعنت می فرستم. اگر چندی غوغو سگان جای را نمیگیرد و هیچ ضرری به اسلام و پیامبر گرامی وارد نمی شود اما دلم بحال این کور دلان ذلیل و فرومایه می سوزد که چرا خودرا با این حماقت خراب مینمایند نه حیات و نه هم ممات دارند.
انا لله و انا الیه راجعون
حسین غزنوی

الافغانی

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

در همین روزها محمد پرستان و مسلمانان را در برمه قتل عام میکند. اگر واقعا حرفهای محمد و اسلام دروغ و از شکم این انسان خبیث نیست بیاید به کمک طرفدارانش.
محمد وقتی هنوز زنده بود، طرفدارانش بالشت را مثل نورمحمد تره کی بر دهانش ماندند و او را مثل یک حیوان ذلیل خفه کردند. ان وقت چرا محمد به داد خودش نرسید؟
مگر طرفدارانش که همان جنایت کاران عرب دزد مثل علی، ابوبکر، عمر و عثمان و ... بودند بر سر فاتحه ای محمد برای قدرت درگیری وجدال را شروع نکردند؟محمدهنوز نفس نداده بود و ایلا گوی می کرد که این چهار نفر برا میراث و قدرت او را مثل یک پشک خفه کردند و بعد برای قدرت شروع کردند به چور و چپاول .

ناشناس

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

ازکسانیکه نا آگاهانه برپیامبر مسلمانان تاخت وتاز نموده ومسلمانان را توهین می نمایند باید بدانند که هنوز جامعهء قبیلوی اوغانی را نشناخته اند وحتی کوچکترین مطالعه ایی هم پیرامون اینکه این کسانی که بنام طالب ومجاهد هزاران انسانرا به کام مرگ میفرستند خودشان چقدر از اسلام وقرآن فهمیده اند.
سیدحسین پاچا یکی ازخبرنگ‍اران اوغان می باشد او مصاحبهء یک ملای کوچی را ازیک ویدیو بیرون آورده است ودرسایت دعوت به نشر سپرده است اگر زبان اوغانی را میدانید این را مطالعه کنید وبیجا وبی مورد به مقدسات مردم توهین ننمائید.
بااحترام
پرویزبهمن
نوټ :
دغه ليکنه مې درنو هېوادوالو او محترم مولوي صاحب عطاءالله لودين ته له وېډيو راايستلې ده. هيله ده چې يوځلې يې واوري او يا يې ولولي او بيا پرې خپل منصفانه قضاوت وکړي. ايا له دغې سرښندنې به موږ ته اسلامي او سياسي زده کړه او ورسره بيا سوله غوره نه وي چې خلکو زموږ له پاکو او اسلامي احساساتو نه ناوړه ګټه پورته کړه. ترڅو به راباندې په ازاد مارکېټ کې سوداګري کيږي؟ دا وخت دی چې موږ ټول بايد په شريکه د يو ملي تفاهم په چوکاټ کې د خپلو ملي او اسلامي ګټو نه دفاع وکړو نه دا چې خپل ځانونه، هېواد او ملي ګټې له نورو نه قربان کړو.
پوښتنه :
په لمانځه کې فرض چا ته کيږي او سنت چا ته کيږي ؟
ځواب : ؟؟؟
لاره ترې ورکه ده او نه پوهيږي چې څه ووايی ؟ بل درېيمګړی دلته مداخله کوي. خو بيا هم وايی چې نه پرې پوهېږم چې څنګه يې ووايم.
پوښتنه :
څو کليمې دي ؟ دا کليمه چې ته يې وايی، دا فرض ده، واجب ده او که مستحب ده ؟ فرايض د دې کليمې راته ووايه !
[په زوره غږېږه!]
ځواب :
نه پرې پوهېږم چې څنګه ده ؟
نه پرې پوهېږې ؟ ته مسلمان نه يې ؟
مسلمان خو يم، خو دومره مو څه زده کړې ده ؟
نو تا هېڅ نه ده زده کړې ؟
نه دومره مې چېرته زده کړې.
پوښتنه :
دا اسماني کتابونه څو دي ؟
ځواب :
والله که ما ته معلومات شته چې څو دي ؟
پوښتنه :
مذهبونه څو دي ؟
ځواب :
مذهبونه ؟
[غلي مه غږېږئ !]
تکراري پوښتنه :
مذهبونه څو دي ؟
ځواب :
مذهبونه خو يو مذهب دی
پوښتنه :
کتابونه څو دي ؟
ځواب :
کتابونه، کتابونه خو دومره ډمبارۍ دي، نو ما ته يې څه پته ده ؟
نه پوهېږم چې څو کتابونه دي ؟
پوښتنه :
کليمه يې شهادت ووايه !
ځواب :
بل خوا ته مخ اړوي او پوښتي چې شهادت څه رقم ده ؟
پوښتنه :
کليمه يې طيّبه ووايه !
ځواب :
طيّبه والله که راځي، نو څه ووايم ؟
((نو ته بيا څنګه مسلمان يې ؟))
پوښتنه :
څو بناوې دي ؟
ځواب :
بناوې ما ته څه زده دي ؟
نه مې دې زده کړي، زده مې نه دي.
پوښتنه :
دا اودس چې کوې، نو څه رقم ته يې کوې ؟
 [1]
اشهد ان لا اله الا الله
پوښتنه :
نه، فرض پکې کوم دي او سنت پکې کوم دي ؟
يا لوی اودس يا وړکی اودس وي.
تشريح : لوی اودس دا مانا چې غسل درباندې اوښتی وي يعنې شيطان غلط کړی يې.
پوښتنه :
ته څه رقم لوی اودس کوې ؟
زه اودس داسې کوم چې اشهد ان لا اله الا الله ... نو مخ ښۍ خوا ته ګرځوي او خپله ښۍ اوږه ښيي چې لومړی بايد پر ښۍ اوږه اوبه توی شي او بيا خپل سر ته اشاره کوي چې بيا پر سر باندې او بيا چپې اوږې ته اشاره کوي چې پر چپه اوږه بايد اوبه توی شي.
يعنې اول به يې پر ښي مټ، بيا به يې پر سر او بيا به يې پر چپ مټ توی کړې. ښه، کور دې ودان.
بس چې کله وچ شې ...
پوښتنه :
اللهم انا ووايه !
ځواب :
اللهم انا ونستعين او بس نور مې نه ده زده.
نوره دې نه ده زده ؟ ((خندا))
اللهم انا ونستعين ...
ښه، اوس تاسو ځان ته مسلمانان وايی ؟
((خندا))
ته مسلمان نه يې ؟
ولې نه زه مسلمان يم.
ادم کوچی هم ځانته مسلمان وايی؟
زه نه پوهېږم چې څنګه مسلمان ځانته وايی ؟
همدغه رقم مسلمانان ورسره دي لکه ته چې نورو مسلمانانو ته اسلام خپروئ ؟
نورو خلکو ته اسلام ورښئ! ؟
زه ...
د تا خپله کليمه نه ده زده، نو ته څنګه خلکو ته اسلام ورښيی ؟
بيا لا نورو مسلمانانو ته اسلام خپروې ؟
پېژنې يې ؟
نه، نه.
سنت يې ؟ يعنې سنت شوی يې ؟
چا سنت کړی يې ؟
خاندي او وايی چې سنت يم.
زه خير، بلې خبرې ته راځو.
((څه شی؟ سنت کړی يې ؟؟))
ستا نوم څه شی دی ؟
ځواب :
زما نوم نورخان دی.
پوښتنه :
د کوم کلي يې ؟
ځواب :
ايسته پورې د دلوزيو کلي يم.
پوښتنه :
بل نوم دې څه شی دی ؟
ځواب :
بل نوم مې نری دی.
ښه، بل نوم دې نری دی.
پوښتنه :
د چا زوی يې ؟
ځواب :
د ګل داد زوی يم.
پوښتنه :
په قوم څوک يې ؟
ځواب :
دلوزی
پوښتنه :
په دلوزيو کې څوک يې ؟
ځواب :
په دلوزيو کې سلطان خېل يم.
ښه، سلطان خېل يې !
نو دا کليمې دې ولې نه دي زده ؟
نو ته څنګه مسلمان يې و وروره ؟
نو کليمې خو موږ کوچيان خلک يو. موږ په څه پوهېږو ؟
ولې کوچان مسلمانان نه دي که څنګه ؟
او بيا له دې نورو نه پوښتنه وکړه. زما خو لا ښه ده دومره لمونځ زده دی. د دې نورو هېڅ زده نه دي، پوه شوې.
نو ولې ته مسلمان نه يې چې تا نه دي زده کړي ؟
موږ يې بايد زده کړو.
څنګه به يې زده کړئ ؟
اوس يې زده کوې ؟
موږ يې بايد زده کړو.
ځنې خو نه دي، بلڅې خو نه دي چې دې پرېښي.
په دوو کلو کې به دې دا بلڅې رااوږدې شوي وي ؟
که په کال دې يوه يوه دغه زده وای، نو اوس به دې دوه زده وای.
که په مياشت کې دې يو يو حديث زده وای، نو کال دولس مياشتې دی، نو اوس به دې دولس حديثه زده کړی وای.
پوښتنه :
اولين ايمان تا په څه شي راوړی دی ؟
ځواب :
اولين ايمان ...
په چا دې ايمان راوړی ؟
ايمان مې په خدای راوړی، په چا مې راوړی ؟
آفرين !
پوښتنه :
د چا په مذهب يې ؟
ځواب :
مذهب ؟
هو ،
((خندا))
پوښتنه :
د چا په امت يې ؟
ځواب :
امتيان د خدای يو، د چا يو ؟
آفرين، آفرين !
 [2]
ګوره !
ټولو مسلمانانو ته زما دا خطاب ده. ټولو کوچيانو او ټولو طالبانو او ټولو مجاهدينو ته زما دا خطاب دی چې نور خلک مه غولوئ!
خپله په کليمه نه پوهېږئ. مګر نور خلک د کافر په نوم تاسو شهيدانوئ. وژنئ يې د خپلو ګټو لپاره، پنجابی خوشاله کوئ.
نور همدومره دې بس دی چې د تا کليمه هم نه ده زده. دا اوس د تا مرګ روايت لري چې د خدای په احکامو تر اوسه نه پوهېږې.
ته خپل پېغمبر نه پېژنې، ته خپل مذهب نه پېژنې، ته خپل امام نه پېژنې، ته خپل کتاب نه پېژنې. د تا مرګ موږ ته روايت لري کنه؟ کنه د خان ولي مرګ روايت درلوده چې هغه څوارلس - پينځلس کاله جهاد کړی وو او د اسلام پر ټولو احکامو بلديت لاره. هغه ده ((ادم)) کوچي دا د تا په رقم يو ځناور وو ، هغه شهيد کړ.
او هغه ځناور پخپله نه پوهېده، لکه د تا غوندې يو ځناور وو.
په کليمه نه يې خبر، خالق دې هدايت درته وکړي.
ورته وايه امين.
امين
په درنښت
سيدحسين پاچا
کوچی طالب :
http://www.benawa.com/fullstory.php?id=50403

عزبزیاسین

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

نویسندهء گرامی شمس الحق حقانی درود برشما
با خوانش عنوان مقالهء شما فکر کردم که در ذیل آن مطلب روشنگرانه و دانشمندانه یی جا خوش کرده خواهد بود لذا با علاقه مندی تمام آنرا باز کرده ومطالعه نمودم وبا کمال تأسف دریافتم که مطلبی را که شما با لفاظی تما م خواسته اید برای خواننده گان خوبش القاء نمایید نه تنها روشنگرانه نیست بلکه برعکس خیلی هم عوامفریبانه و توهم برانگیزاست ؛ زیرا از قرائن بر میآید که شما آنقدر هم ناآگاه و کم سواد نبوده و لابد آگاهی دارید که رهبرگرامی اسلام محمد بن عبدالله با چه قساوت وبیرحمی یی زن بیچاره یی به نام عصما بنت مروان را که درهجو او شعری سروده بود به قتل رسانید و همینطور دهها فقرهء ترویستی دیگر را شحصا سازمان داده و به منصهء اجرا گذاشت که اینجانب برخی از آنرا در مقاله یی تحت عنوان « اسلام ناب محمدی » دربخش دیدگاه همین سایت وزین کابل پرس? به نشر سپرده ام .... آری مطلبی که شما در تحت این عنوان پرزرق وبر ق نوشته اید درحقیقت هما ن تأکید المدح بمایُشبِه الذم بوده و به مراتب زشت تر از اظهارات جاهلانهء مولوی کشاف میباشد و شما خواسته اید به گونه یی آگاهانه و فریبکارانه خواننده گان خویش را در بند جهل و نا دانی نگهدارید ... خواهشمندم در نوشته های بعدی خویش وجدان را در نظر گرفته و به مردم فریبی و شارلتانیزم نپردازید وسعی نکنید تا آفتاب رابادو انگشت بپوشانید. ازخواننده گان گرامی خواهشمندم تا به لینک پایین که دربردارندهء مقالهء یاد شده است مراجعه فرمایند
http://kabulpress.org/my/spip.php?article101491

قرآنیار
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

آقای عزیز یاسین !
هنوزهم قرآنیار زنده است. لطف نموده اول نام اسما را درست بنویس که عصما نه بلکه أسماء بنت مروان است. ازشما میخواهم که منبع تاریخ این حادثه را ازکتب عربی بیاورید تا ما به صحت دعوای تان باور نمائیم . میزان تحمل شما را درمقابل آقایان فرشید وباقی سمندر که اخوانی واسلامیست نبودند همه دیده ایم شکر که یک طنز نویس وکارتونیستی چون آقای حقانی نیز برچسب عوامفریبی را خورد
والسلام علی من اتبع الهدی
قرآنیار

رهگذر(بیخدا)
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

این دیگر از آن نوع استدلال‌های مضحک است، و آن اینکه برای یک رخداد تاریخی، خواستار منبع از زبان مشخص بشویم، نمونه :کسی رخداد تاریخی را بازگو میکند، و چون من برای نمونه به فلان زبان آشنایی دارم، ادعا کنم که
شما باید از منابع چینی و یا یهودی برای ما سند بیاورید وگرنه پذیرفتنی نیست. به این گویند فضل فروشی مضحک!
ترجمه آثار عربی به اندازه کافی در دسترس است!
یک واقعه تاریخی، درستی و نادرستی آن بستگی به زبان مشخص ندارد.

قرآنیار
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

بح بح!
منظور رهگذر بیخدا این است که تهمت بستن واتهام بستن درمسایل دینی آنقدرها هم مهم نیست وهرکسی میتواند بدون ارائه سند هرچه دلش بخواهد بنویسد خیلی عالی !!!!

رهگذر(بیخدا)
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

خیر، برای من هیچ چیزی بالاتر از حقیقت نیست. اگر ما این‌طور سطحی نگر بودیم، شاید بجای بی‌خدایی آلان برای حسین سینه می‌زدیم.
آنچه منتقدان دین اسلام میگویند و می‌نویسند همه از منابع اسلامی است، تنها لحن بیان شاید متفاوت باشد. حادثه هولناک کشتن اسماء دختر مروان به کرات توسط مورخین مسلمان گزارش شده است. برای روشنی و تائید سخن، توجه شما و خوانندگان کابل پرس? را به نوشته مورخ معروف جهان اسلام محمد بن عمر واقدی در کتاب بنام مغازی بدون کم و کاست جلب می‌کنم.
محمد بن عمر واقدی در کتاب بنام مغازی در ارتباط به کشتن اسماء دختر مروان چنین می‌نویسد:
عبدالله بن حارث از پدر خود برایم روایت کرد که: اسماء دختر مروان از قبیله بنی‌امية بن زید، که همسر یزید بن زید بن حصن خطمی بود، پیامبر (ص) را آزار می‌داد و از اسلام ایراد می‌گرفت و مردم را علیه پیامبر (ص) تحریض می‌کرد، وی این اشعار را گفت:
به نشیمنگاه بنی مالک و نبیت و عوف و به نشیمنگاه بنی خزرج شما از افراد ناشناخته ای پیروی کردید که نه از قبیله مرادند و نه مذحج پس از کشته شدن سران قوم هنوز هم به او امید دارید، همچنانکه از گوشت سوخته آبی امید داشته باشند.
عمر بن عدی بن خرشه بن امید خطمی چون این گفتار او را شنید و شوراندن او را علیه اسلام بدید، گفت: پروردگارا، نذر می‌کنم که اگر محمد (ص) را به مدینه بر گردانی، من اسماء را به قتل برسانم - رسول خدا (ص) در هنگام در بدر بود- چون پیامبر (ص) از بدر مراجعت فرمود، عمیر بن عدی در دل شب به خانه اسماء رفت، بعضی از بچه های او اطرافش خواب بودند و یکی از آن‌ها شیر خوار و روی سینه او بود، عمیر با دست خود او را لمس کرد و کودکی را که شیر می‌داد را از او کنار زد و شمشیرش را بر سینه اسماء نهاد و چنان فشار داد که از پشت او بیرون آمد. آنگاه نماز صبح را با پیامبر (ص) کزارد. چون پیامبر (ص) از مسجد بیرون آمد، به عمیر نظر فرمود پرسید: آیا دختر مروان را کشتی؟ گفت آری پدر و مادرم فدایت گردند.
عمیر ترسید که نکند با قتل او مرتکب نافرمانی شده باشد، این بود که پرسید: آیا گناهی بر من است؟ پیامبر (ص) فرمود: نه، به خاطر او حتی دو بز هم شاخ به شاخ نخواهند گذاشت (ارزش این حرف‌ها را ندارد). این مثل برای اولین بار از پیامبر شنیده شد.
عبدالله بن حارث از پدر خود برایم روایت کرد که قتل اسماء در پنج شب باقی مانده از رمضان، پس از بازگشت پیامبر (ص) از بدر و در نوزدهمین ماه هجرت صورت گرفت.
خرد یارتان

عزبزیاسین
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

قرآنیار نادان وبی حیا میدانستم که بازهم سرو کله ات پیدا خواهد شد که متآسفانه پیداشد.... نام آن زن مسکین و مظلوم همان «عصما بنت مروان » است نه اسماء ... در این زمینه مراجع فراوان وجود دارد که من به خاطر جلوگیری از إطالۀ موضوع تنها یکی از آنهارا نصاً در اینجا درج مینمایم ودر مورد بقیه تنها به ذکر مرجع اکتفا نموده از خودت میخواهم که به آن مراجعه نموده رفع زحمت کنی و چون قبلا گفته بودی که به زبان عربی آشنایی داری ، بخوان و بدان:
جاء فی السيرة النبوية لعبد الملك بن هشام المعافري ـ غزوات وبعوث الرسول صلى الله عليه وسلم ـ عن غزوة عمير بن عدي الخطمي لقتل عصماء بنت مروان:
وغزوة عمير بن عدي الخطمي عصماء بنت مروان ، وهي من بني أمية بن زيد ، فلما قتل أبو عفك ، نافقت فذكر عبدالله بن الحارث بن الفضيل ، عن أبيه ، قال ‏:‏ وكانت تحت رجل من بني خطمة ، يقال له يزيد بن زيد ، فقالت تعيب الإسلام وأهله ‏:‏
باست بني مالك والنبيت * وعوف وباست بني الخزرج
أطعتم أتاويَّ من غيركم * فلا من مراد ولا مذحج
ترجونه بعد قتل الرءوس * كما يرتجي مرق المنضج
ألا أنف يبتغي غرة * فيقطع من أمل المرتجي
قال فأجابها حسان بن ثابت فقال ‏:‏
بنو وائل وبنو واقف * وخطمة دون بني الخزرج
متى ما دعت سفها ويحها * بعولتها والمنايا تجي
فهزت فتى ماجدا عرقه * كريم المداخل والمخرج
فضرجها من نجيع الدماء * بعد الهدو فلم يحرج
فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم حين بلغه ذلك ‏:‏ ألا أخذ لي من ابنة مروان ‏؟‏ فسمح ذلك من قول رسول الله صلى الله عليه وسلم عمير بن عدي الخطمي ، وهو عنده ، فلما أمسي من تلك الليلة سرى عليها في بيتها فقتلها ، فقال ‏:‏ ثم أصبح مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فقال ‏:‏ يا رسول الله ، إني قد قتلتها ‏.‏ فقال ‏:‏ نصرت الله ورسوله يا عمير ، فقال ‏:‏ هل علي شيء من شأنها يا رسول الله ‏؟‏ فقال ‏:‏ لا ينتطح فيها عنزان ‏.‏
و أما المصادر الأخری فهی:
1-
الإصابة‏ في تمييز الصحابة ج4 ـ تتمة حرف العين المهملة ـ تتمة القسم الأول
المؤلف : الإمام الحافظ أحمد بن علي بن حجر العسقلاني
2-
البداية والنهاية ج5 ـ سنة إحدى عشرة من الهجرة
المؤلف : الإمام الجليل الحافظ عماد الدين أبي الفداء إسماعيل ابن كثير
3-
الطبقات الكبري ج2 ـ عدد مغازي الرسول وسراياه ومرضه ووفاته ـ غزوة بدر
المؤلف : أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع
4-
عيون الأثر في المغازي والسير ـ سرية عمير بن عدي
المؤلف : ابن سيد الناس
5-
المنتظم في التاريخ ج3 ـ نزول فريضة رمضان وزكاة الفطرة ـ سرية عمير بن عدي
المؤلف : أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن الجوزي
6-
المنتظم في التاريخ ج4 ـ ثم دخلت سنة ثمان عشرة ـ العاص بن سهيل بن عمرو
المؤلف : أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن الجوزي
7-
موقع وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد للمملكة العربية السعودية ـ السيرة ـ المغازي ـ الجزء الأول ـ ذكر سرية قتل عصماء بنت مروان
اللينك : http://sirah.al-islam.com/Display.asp?f=mga1182

محمد
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

ا شخا صی با نا م ا صلی با مستعا ر به نا م ها ی ، شمس ، الافغا نی ، عیزیز یا سین ، و رهگذ ر بیخد ا ،
ا ینها مسلما ن نیستند د شمنا ن ا سلا م هستند نا م مستعا ر مسلما نی گذ ا شته بر ضد ا سلا م مینویسند .
یا خود ر ا به ا ختیا ر د شمنا ن و پروپا گند کننده های ا سلا م مثل کا رتونیست سوید نی د ر مقا بل چند یورو پول
خود را فروخته ا ند . نوشته ها ی شا ن همه د روغ ا ست و بهتا ن ا ست ا گر ا سلا م ، طوریک ا ینها ا د عا کرده
ا ند ، میبود ، تا حا ل بیش ا ز 1400 سا ل د وا م نمیکرد . نگه با ن د ین ا سلا م خد ا وند ا ست .
ا نسا ن ها ی بی ظرفیت جا هل ا حمق نا د ا ن حیوا ن صفت ، ا ینچنین تهمت ها د ر نوشته ها ی خود ذ کرکرده ا ند
شعر مولا نا ی روم را هم غلط نوشته ا ند ، سوا د د رست ند ا رند هرچه بر د هن شا ن آ مد مینویسند و جد ا ن
ند ا رند . و من الله توفیق

قرآنیار
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

آقای عزیزیاسین!
این داستان شما مخلوطی ازراست ودروغ است لینکی را که شما داده اید من درسیرهء ابن هشام چنین عبارات مخلوط را نیافتم لطفا بصورت دقیق اصل داستان را ازمصدر اصلی آن باترجمهء دقیق اشعار آن خانم وشعر حسان بنگاریدولینک همان صفحه ای که شما این عبارات را از آن اقتباس نموده اید بدهید تا دیده شود که میان ادعای شما وعبارات مذکور چقدر فاصله موجود است

عزبزیاسین
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

قرآنیاز! حال باید همه بدانند که تو ( دروغگو ) نیز هستی که یکی از ویژه گی های انسانهای بی حیا میباشد . میگویند دروغگو حافظه ندارد وراست هم میگویند زیرا تو فراموش کرده یی که قبلا با دهل و سرنا جارمیزدی که به زبان عربی آشنا هستی و ازمن میخواستی تا با تو به زبان عربی مکاتبه کنم اما حال که من برایت متن عربی را فرستاده ام ترجهء آنرا میخواهی....چطور! همینطور نیست ؟! حال چون من تورا بی حیا نامیده ام لذا ازت خواهش نمیکنم که : یک کمی بشرمی... یعنی آنجه را که نداری ، نخواهی توانست به دیگران بنمایی... تنها اینقدر برایت میگویم که : برو گم شو ورفع زحمت کن!
عزیز یاسین

قرآنیار
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

آقای عزیزیاسین!
زیاد عربده نکنید من هم پیام اولی شما وهم پیام رهگذر بیخدا وهم جمیل را درمورد کشته شدن آن زن خوانده ام. آقای رهگذر بیخدا مدعی است که اوطرفدار اظهارحقیقت است وخودت نیز مدعی استی که بدون سند چیزی نمی نویسی.
متن عربی که آورده اید درلینک داده شده توسط شما اصلا وجود ندارد شما صرف یک صفحه عمومی را لینک داده اید . تمام عناوین را ازسیره ابن هشام گرفته تا مغازی وغیره باز نمودم اصل متن شما در آن یافت نشد.
فرض کنیم که همان متن را هم درست اینجا آورده باشید ولی چنان معلوم میشود که میان شما وجمیل ورهگذر بیخدا یک نوع تواطئو وتنسیق وجود دارد. هرسه شما یک مطلب را به اشکال مختلف مطرح کرده اید ولی بازهم بین ترجمهء آقایان ومتن عربی فرق فاحش وجود دارد.
درترجمهء آقای رهگذر سخن ازین رفته است که پیامبر شخصا عمیررا امرکرده که باید آن زن را ازبین ببرد درحالیکه درمتن عربی چنین چیزی به نظر نمیخورد.
درترجمه سخن ازین رفته است که زن طفل دار بوده است وعمیر شمشیررا به سینه اش درموجودیت اطفال به سینه اش کوفته است درحالیکه درمتن عربی چنین چیزی بنظر نمیخورد
بحثهای دیگرش را عچالتا میگذارم وازشما میخواهم تمام متن را اولا به منبع اصلی لینک دهید ودوم اینکه درترجمه دغل بازی نکنید تا صحت ادعای شما مورد پذیرش قرار گیرد

عزبزیاسین
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

قرآنیار نادان و بی حیا! اینبار سند دیگری ازیکی دیگر از اجداد مسلمانت برایت می آورم که عین همان قصه را بیان داشته است وقصداً آنرا ترجمه نمی کنم تا معلوم شود که توآیابه زبان عربی آشنایی داری یا خیر..
المصدر : البداية والنهاية ج5 ـ سنة إحدى عشرة من الهجرة
المؤلف : عماد الدين أبي الفداء إسماعيل ابن كثير
بعث عمير بن عدي الخطمي لقتل العصماء بنت مروان من بني أمية بن زيد، كانت تهجو الإسلام وأهله، ولما قتل أبو عفك المذكور أظهرت النفاق وقالت في ذلك‏:‏
بأَسَت بني مالك والنَّبيّتَ * وَعوف وباست بني الخزرجِ
أَطعتمْ أَتاوي من غيركمْ * فلا منْ مُرادَ ولا مذحجِ
ترجونَهَ بعد قتل الرؤوسِ * كما يرتجى وَرقَ المنضجِ
ألا آنفُ يبتغي غِرةً * فيقطع من أملِ المرتجِي
قال‏:‏ فأجابها حسان بن ثابت فقال‏:‏
بَنو وائلٍ وبنو واقفِ * وخطمةَ دونَ بني الخزرجِ
متى ما دعتْ سفهاً ويحها * بُعولتَها والمنايا تجِي
فهزَّت فتى ماجداً عرقُه * كريمُ المداخلِ والمخرجِ
فضرَّجها من نجيعِ الدما * وبعيد الهدوِّ فلم يحرجِ
فقال رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم حين بلغه ذلك‏:‏ ‏(‏‏(‏ألا آخذ لي من ابنة مروان‏)‏‏)‏ فسمع ذلك عمير بن عدي، فلما أمسى من تلك الليلة سرى عليها فقتلها، ثم أصبح فقال‏:‏ يا رسول الله قتلتها فقال‏:‏ ‏(‏‏(‏نصرت الله ورسوله يا عمير‏)‏‏)‏‏.‏ قال يا رسول الله‏:‏ هل علي من شأنها‏. ‏قال‏:‏ لا تنتطح فيها عنزان، فرجع عمير إلى قومه وهم يختلفون في قتلها، وكان له خمسة بنون فقال‏:‏ أنا قتلتها فكيدوني جميعاً ثم لا تنظرون، فذلك أول يوم عز الإسلام في بني خطمة، فأسلم منهم بشر كثير لما رأوا من عز الإسلام‏.‏

قرآنیار
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

آقای عزیز یاسین!
متن عربی را بدون ترجمه آورده اید وشعرحسان درجواب شعرآن خانم را ترجمه ننموده اید.
ولی باوجود آنهم ازهمین متن عربی هم معلوم میشود که شخص پیامبر هیچ امری را برای کشتن این زن صادر نکرده است ولی ازکشتن شدنش نیز ناراض نبوده است.
این جذبهء ایمانی حضرت عمیررضی الله عنه بوده است که همچوزن بدکاره را به سزای عملش رسانده است ولی درینجا بازهم خبری از اولادهای یتیم شده کشتنه شدن اولادهای زن مذکور نرفته است خبر ازنذر نمودن واینکه با قدوم حضرت محمد به مدینه حضرت عمیر نذر کرده بود که باید سرآن زن را قطع کند درمتن عربی چنین چیزی دیده نمیشود واین خود نشان میدهد که همهء تان میخواهیدحقایق تاریخی را بادروغ وافتراأت من درآوردی خلط نمائید. چنین روش را توطئه میگویند نه تحقیق وپژوهش علمی درلباس تحقیق وپژوهش برمسلمانان بتازید که قرآنیار برای تان این اجازه را نمیدهد تا این بدراپیش چشمان هزاران خوانندهء پژوهشگر انجام دهید.

قرآنیار
ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

آقای عزیزیاسین!
یک موضوع را که فراموش کردم باید بگویم که منظورمن ازترجمه نمودن متن عربی تاریخ توسط خودت وبدست خودت این است تا معلوم شود که میان هردوزبان چقدر امانت علمی را مراعات کرده ایی. وچقدر ازمتن عربی مفهوم گرفته ایی.
من ترجمهء رهگذر بیخدا ازشعر آن زن را هم مطالعه کردم دانستم که اول ترجمهء من درآوردی را بنام رهگذر نشرنموده اید درحالیکه طوریکه تکرار نمودم به استتثنای یکی دوبیت اول بین متن عربی وترجمهء رهگذر فرق فاحش وجود دارد شما ترجمهء رهگذر را بخوانید که چه نوشته است ومتن عربی را بخوانید

جمیل

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

آقای قرآنیار!
آقای عزیز یاسین نام آن زن شاعره را که به دستور پیامبر اسلام کشته شد درست نوشته است. ابن هشام قدیمی ترین سیرت نویس پیامبر یکجا در کتاب خویش زیر عنوان " کسانی که رسول خدا دستور قتل شانرا داد" از هشت نفر نام میبرد که سه نفر شان زن هستند واز قضای روز گار، بیشتر آنان مردمی شاعر ودوتن از زنان آواز خوان بوده اند که جسارت کرده ودر مخالفت با بعضی کارهای پیامبر اسلام یا انتقاد از خشونت های مسلمانان نسبت به غیر مسلمانان شعر سروده یاسخن گفته اند. تاریخ طبری نیز عین نام هارا آورده است.
عصماء بن مروان که بقولی زن شاعر وزبان آور بود، پس از جنگ بدروسپس قتل عام عده ای ازیهودیان به فرمان محمد و همچنین کشتن " ابو عفک" ناراحت شده وبقول ابن هشام منافق شده در باره ای عیب جوئی مسلمانان ودیانت مقدس اسلام اشعار های گفت. محمد یکی از مومنان را به نام " عُمیر بن عدی" مامور کشتن او میکند. عُمیر شبانه به خانه ای آن زن میرود واورا می کشدوچون فردا صبح به نزد محمد می رود وخبر می دهد که آن زن را کشته است حضرت می گوید" ای عمیر خدا ورسولش را یاری کردی." ( سیره ابن هشام جلد 2 صفحات 411 و412)
آقای قرآنیار! نام عصماء باشد یا اسماء مهم نیست مهم نفس قتل است که به دستور پیامبر صورت گرفته است. اینکه شما اصل عربی را متذکر شده اید پس شما متن عربی را ذکرکنید که اگر ترجمه مخالف اصل عربی بود آنگاه خرده گیری وبهانه تراشی شما قابل تامل خواهد بود، در غیر آن این گونه خرده گیری ها هیچ مصداقی نخواهد داشت.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 16 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس