صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > (بدون عنوان)

(بدون عنوان)

hesar110@yahoo.com (فاطمه سجادی)
شنبه 14 دسامبر 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

زندگی در طبقه سوم بیمارستان
اتاق یازده و یک
ریشه بیمار در حال رشد
اتاقی سرد با پرستارانی گرم
آن شب بارانی
کودکانی که مرده بودند
به دور کودکم جمع شدن
و من ترسیده بودم
و قبری سفید پشت در اتاق سبز شده بود
و من مدام مگس ها را دور می کردم
و صداهای ناهنجار روزمره را، از گوشهای کودکم
و به فکر لالایی های مردم بومی ام بودم
به مادرم
به زایمان های پی در پی اش ...
زندگی در باران
پشت پنجره اتاقم جریان داشت
و نوار قلب زمان همچنان عادی
تمام نگرانی های من
آرام خوابیده بود گوشه ای
و من خودم را حل می کردم
آرام آرام در قهوه ای تلخ


آنلاين بنگريد : http://hesar62.persianblog.ir/post/102

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس