«شرم»؛ کاریکاتور برازنده از تاریخ
زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )
«شرم» رمان پسین نوگرایانه ییست که در چارچوب مکتب ریالیزم جادویی و آمیخته با سمبولیزم، گروتسک و طنز سیاه روایت می گردد. عبور از تاریخ، نوستالژی، تببین مفهوم شرم و بی شرمی و تقابل و گاه هماهنگی میان این دو، از شاخصه های این رمان اند که توسط یکی از نویسنده گان جنجال برانگیز معاصر زبان انگلیسی در سال ۱۹۸۳ نبشته شده است.
«شرم»، رمان تاریخی نیست؛ اما نویسنده با بهره گیری از افسانه پردازی جادویی واقعیت، رویا و تاریخ را به هم می آمیزد؛ قضایای تاریخی و روابط مسلط فرهنگی در یک کشور جدید را با استعاره تصویر می کند و گوشه های تاریکی را که عامدانه درج تاریخ نشده اند، با نیروی تخیل و طنز به خواننده گان می نماید و در نتیجه یکی از شاهکارهای ادبیات جهان را می آفریند.
نویسنده در سراسر روایت حضور دارد و با اشراف یک دانای کل قصه یی را تعریف می کند که گویا در قرن چهاردهم و پانزدهم هجری در کشوری که تازه شکل گرفته است و شاید پاکستان است و شاید هم نیست، اتفاق می افتد. او گاهی در انگلستان حضور دارد و رویدادهای قرن بیستم را روایت می نماید و میان قصه های ریالیستی و آدمیان رمانش رابطه برقرار می کند و گاهی هم در حال داوری درباره یکی از شخصیت هایش است. نویسنده «شرم» توانسته که «حضور نویسنده در متن رمان» را که یکی از مولفه های رمان پسین نوگرایانه است، توانمندانه به کار بگیرد.
این رمان روایت تاریخی - استعاری از رویداد هاییست که در اواخر نیمه اول قرن بیستم، جغرافیای شبه قاره هند را تغییر داد و قصه مردمانیست که به خاطر ایدیولوژی دینی از سرزمین اصلی، از تن مادر، از شبه قاره هند، جدا شدند و خواسته و ناخواسته ایدیولوژی را سنگ بنای کشور جدید شان نهادند.
«شرم»، اعتراض بر تجزیه شبه قاره هند است. در کشور جدید که «سرزمین الله» نامیده می شود، به مردمی که به «زنده گی در سرزمین کهنتر از تاریخ عادت داشتند»، گفته می شود که خود و سرزمین شان را نو بدانند و نام دیگری بر خود بنهند که خیلی بیگانه به نظر می آید؛ مثل این که در خانه خود که قرن ها در آن زیسته ای، یک بار متوجه شوی که در غربت با هویت ناشناخته یی قرار گرفته ای؛ از کنشِ دیکتاتوران نا به کار ریشه هایت را قطع شده ببینی، اما نتوانی از هراس دم بزنی.
آنلاین : http://shaharnosh.blogfa.com/post/161