جناب عالیقدر رییس جمهور دولت اسلامی افغانستان آقای محمد اشرف غنی! :
اینجانب ... یکی از تحصیل کرده های ولایت بغلان به نمایندگی از مردم خود از نیت نیک و کار کرد های جناب شما اظهار سپاس نموده پیروزی هر چه بیشتر شما را خواهانم.
در ضمن موضوع بسیار مهم بخاطر معلومات بیشتر شما که برای مردم مظلوم ما مشکل ساز و خطرناک است، تقدیم نمایم این موضوع، موجودیت سید منصور نادری و خانواده اش در کنار شما میباشد. که از سالها است بیداد میکند و هیچکس جلو شانرا گرفته نمی گیرد. سید منصور فرد بسیار خطر ناک است. زیرا او در همه رژیم ها بجز از دوران طالب همه اعمال تروریستی و غیره مظالم نا جوان مردانه خود را علیه مردم ما با بسیار مهارت انجام داده است. قراریکه در صفحات فیس بوک، سایت ها و رسانه های اجتماعی مراجعه شود همه جنایات خاندان سید منصور به موقع افشا شده است.
این شخص فرد بی نهایت "متخصص" در نیرنگ و فریب است.که در جای از جامه به دروغ روحانیت (در حالیکه یک آدم دایم الخمر است)، در جای از موقف سیاست و حزب و قدرت، در جای از سیستم جاسوسی، در جای از رشوت و اعمال دیگر و در جای از ترور و وحشت در همکاری و استفاده از افرادیکه در داخل دستگاه های امنیتی با ایشان شریک است، فعالیت می کند. همچنان در همکاری مستقیم با دستگاه های جاسوسی خارجی و داخلی افراد خدمت گذار به مردم را به طور زنجیره یی از بین میبرند که به صد ها نفر میرسد.
جناب رییس جمهور:!
سید منصور و افرادش در این روزهای نزدیک محترم فقیرشاه خان کاندید شورای ولایتی بغلان را با یک نیرنگ ماهرانه به شهادت رساند. (اناالله و انا الیه راجعون). و فقط به جرم اینکه بدون اجازه اش درمقابل ناظرش سمیع الدین
خود را کاندید کرده بود.
قرار معلومات مردم در این اواخر صد ها میل سلاح را به خاطر بد امن کردن منطقه توزیع نموده که چندین واقعه ولی متاسفانه با بسیار افتخار مجرمین را از قید دولت رها نموده و به صراحت بدون هراس این افراد را مربوط به خود قلم داد نموده اند.
در خاتمه به جناب عالی شما صدای خفه شده و خاموش صدها انسان مظلوم را فقط از همین طریق رسانیده آرزو مندیم که جلو این تروریست خطرناک را بگیرید. و مانند حبیب استالف، ریس خدایداد و جنایات کاران به محاکمه بکشانید تا مردم مظلوم نجات پیدا کنند. در غیر آن شاهد ده ها حادثه دیگر خواهیم بود.
معلومات دقیقاً جمع آوری شده شبکه تروریستی سید منصور نادری و خانواده اش از منابع داخل مردم ذیلاً به شما ارایه میگردد:
سید منصور نادری وکیل در پارلمان وخانواده اش در همکاری با قوماندانان غیر مسوول خویش و عده از افراد فاسد دولتی بار دیگر به اساس عمل کرد های معامله گرانه دولت سابق و سلسله از ترورها، تهدید، زور گویی، قطاع الطریقی، سرقت های مسلحانه، اختطاف، ایجاد تفریقه در بین مردم، ایجاد بد امنی، افراز کمین در مسیر سرکها و شاهراه ها برای تعداد از افراد و قوماندانان خویش در ولسوالی های دوشی، تاله وبرفک و دهنه غوری ولایت بغلان سلاحهای مختلف النوع توزیع نموده است. قرار معلومات ابتدایی از مردم، در ولایات سمنگان، کندز وبلخ نیز پلان توزیع سلاح را دارد.
درین صورت این حرکتهای ماجرا جویانه منصور خطر جدی برای همه مردم مسلمان و متدین ما لست که خلاف اعمال غیر انسانی، غیر اخلاقی و غیر اسلامی میباشد.
به همین دلیل میخواهم وظایف ایمانی و انسانی خود را ادا نموده و معلومات را که از مردم دریافت نموده ایم به دولت، شما جوانان و مردم خیر اندیش شریک نمایم.
تعداد سلاحهای توزیع شده قرار ذیل است!
1. برای قوماندان عزیز مسکونه باغ داوود قریه کیان ولسوالی دوشی یک میل کرینکوف.
2. برای رحیم داد مسکونه قریه چارباغ ولسوالی دوشی به تعداد سه میل سلاح کلاشینکوف.
3. برای عبدالصمد ولد ارباب گلمیر مسکونه قریه کلانگذر ولسوالی دوشی یک میل سلاح کلاشینکوف.
4. برای رحم علی مسکونه قریه باکس ولسوالی دوشی چند میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز و یک میل پیکا. شخص متذکره افسر اردو ملی بود که الزامیت کافی در قاچاق سلاح ، مواد مخدر و قتل در ادارات کشفی و امنیتی دولت دارد و همچنان با طالبان ولسوالی دوشی یعنی گجر ها و غیره نیز ارتباط نزدیک داشته، و اکثریت پلانهای شوم از همین طریق اجرا میگردد.
5. برای قوماندان روزی الدین مسکونه قریه خلر ولسوالی تاله و برفک به تعداد یک میل سلاح کلاشینکوف.
6. برای چند نفر قوماندانان از قوم علی جم مسکونه قریه خلر و قریه های دیگر ولسوالی تاله و برفک به تعداد نامعلوم سلاح کلاشینکوف توزیع شده است که در آینده نزدیک به شما معلومات داده خواهید شد.
7. برای قوماندان صمد مشهور به چرسی مسکونه قریه بابای پایین ولسوالی دوشی به تعداد سه میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز.
8. برای سید شاه مسکونه قریه تلخیان مربوط منطقه کوبند ولسوالی دوشی به تعداد 18میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز و یک میل پیکا.
9. توزیع مخفی سلاح های که برای افراد جنایت کارخویش نموده است بیش تراز تعداد افشاء میباشد.
بعداً شخصی سید شاه به هدایت مستقیم سید منصور نادری وفامیلش به تعداد 30 میل سلاح دیگر مختلف النوع خریداری که پولش از طرف سید منصور پرداخته شده است، که جمعاً 50 میل سلاح مختلف النوع در اختیار دارد. این افراد اکثراً به سرقتهای مسلحانه مبادرت میورزد و همچنان با طالبان ولسوالی دوشی و تاله و برفک و گجرها وغیره نیز ارتباط نزدیک دارد، و اکثراً پلان ها نیز از همین طریق اجرا میگردد.
جمعاً این افراد دارای 63 میل سلاح مختلف النوع در اختیار دارد و به هرکدام ماهانه مبلغ 10 هزار الی 15 هزار افغانی از طریق سید منصور پرداخته میشود.(ارایه معلومات ادامه دارد.)
با احترام
نظرات
25 دیدگاهبخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
شخص نویسنده بی هویت!
این همه جفند و یاوه گویی از شیطانت ذاتی و اخلاقی تان منشأ میگیرد و هیچ عقل سلیم چنین شایعات بی اساس و کذب محض را قبول نمیکند. این اولین بار نیست بلکه حسودان و بد بینان کور مغز جناب الحاج سید منصور نادری شخصیت ملی و روحانی کشور رهبر محبوب و عالیقدر اسمعیلیان از دیر زمانی است تا مثل خفاش و جغدان شوم در تلاش اند تا بر علیه این مرد بزرگ توطئه های خائینانه نمایند که این مطلبک هذا بیان گر همین دسایس است.
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
دوستان عزیز
هر کسی که برجناب سید منصور نادری و خاندان وی تهمت و دروغ می بندد از جمله خایننین محسوب میشود. اسمعیلیان فرقه برحق است که هرگز برخلاف وحدت ملی نبوده و همیشه درمورد خیر و فلاح کشور اندیشیده است.
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
برادران محترم سید منصور خود اسماعیلی نیست چطور میتواند رهبر اسماعیلیان باشد زیرا سید منصور با این جنایات خود از دربار امام فعلی این فرقه یعنی آقا خان رانده شده است مریدان سید منصور که ازپوست و گوشت دختران خویش برای این شخص اسباب معشیت تهیه میکنند هیچ ربطی با اسماعیلیان این سرزمین ندارند همه غالی و چراغ کش اند اسماعیلیه یک فرقه امریه است که مستقیم تو سط اقاخان رهبری میشود
حسن دوربین
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
دوست عزیزیکه از نام من حقیر فقیر سراپا تقصیر پرویز بهمن پیام گذاشته است ایشان من بیچاره نیستم وهرگز نظر شان منعکس کنندهء نظر بنده راجع به آقای سید منصور نادری نیست باوجودیکه بنده به رهبران مذهبی وسیاسی کشور به اندازهء وزن سیاسی ومردمی شان احترام قایل استم ولی هرگز مانند برادر که زیر نام من پیام گذاشته است نظر وباور یکجانبه ندارم. از ایشان خواهش میکنم که باید زیر نام خودشان پیام بگذارند ونظر بدهند بنده در اختلافات داخلی هموطنان اسماعیلی خود بیطرف می باشم.
والسلام
پرویز بهمن
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
انسانهای متعقل که متوجه دکان بازی های رهبران خود ساخته و خود محور، مکار وحیله گر به اصطلاح مذهبی شده اند و به خصلت مفت خوارانۀ تقریباً اکثریت پیشوایان خود ساخته مذهبی مانند سید کیان ها، گیلانی ها، مجددی ها، واعظ ها و صاحب زاده ها , ... پی برده اند، درک می کنند که سیاست بازان از طریق همدستی این رهبران نام نهاد مذهبی کوشیده و می کوشند تا برای همیش مردم خود را در نادانی نگهدارند تا از نادانی و جهالت آنها در راستای تحکیم و استمرار قدرت و حاکمیت خویش استفاده کنند. چنانچه در انتخابات ریاست جمهوری اخیر دیده شد که یک رهبر مذهبی واژۀ دینی " استخاره " را بکار برد و دختر رهبر نام نهاد مذهبی دیگر به یک انسان متعصب و نژاد پرست القاب کذائی " سپهسالار فکری و سیاسی " اهداکرد و بقول آن شاعر بزرگ "در دری را به پای خوکان "ریخت، و به مردم نادان وجاهل خویش این ایده را قبولاند که گویا با رئیس جمهور شدن وی خانواده اش به مقام های عالی میرسند و آنگاه کوس لمن الملکی خواند نواخت! حال تا مردم بیدار نشده وعقل وادراک خودرا بکار نینداخته دست امید بیش از حد از اقطاب، شیوخ و سید بر نداشته و برای زندگی بهتر خویش دست وبازوی خودرا خوار نکرده است در لجنزار متعفن همین رهبر و رهبر بازی " عالیقدر " "ملی وروحانی " غوطه ور بوده و ابداً ره بجائی نخواهند برد وبا بار کشی و استحمار وبد نامی دست وگریبان خواهد بود.
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
bad kade o kone ke dar barae sayeed Mansur e gapa sakhte zaneta gaim nawesenda
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
از روزیکه رهبران دلخواهم همه دسته جمعی به دهانم شاشیدند، و خود را به اشرف غنی کوچی
فروختند، دیگر جرأت نمیکنم که از کسی طرفداری کنم. تا اینکه در آینده دور یا نزدیک خودم را
به خایه افراد مانند پدرام یا معلم عطا کشال کنم.
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
سلام بخواننده گان گرامي سايت كابل پرس!
اين آقاي گمنام كه خودش را زير نام من پنهان نموده و بخودم دشنام ميدهد در حقيقت جرأت اخلاقي خودرا از دست داده و نميتواند خودش را معرفي نمايد. يعني اينكه : جرأت وشهامت انساني براي هميشه در وجودش مرده است، گذاشتن چنين پيامها واستفاده سوء از نام ديگران خصوصا اينجانب كه در كابل پرس حساب اشتراك دارم در حقيقت دشنام است براي كابل پرس وشخص كامران ميرهزار كه سايت كابل پرس را مانند خانهء بي در وبي دروازه به اختيار هر رهزن وشنامزن ؛ آزاد گذاشته است و هركسي ميتواند زير نام هركس ديگر بهركي كه بخواهد دشنام صادر فرمايد.
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
سیدنادر شاه کیانی
دوچهره در یک تصویر
خاندان شاه صالح که اصلا از مهاجرین اهل سنت ایران بوده، زمان پیروزی صفویان در ایران زمینه زندگی برای اهل سنت را با برسمیت ساختن کیش شیعه دوازده امامی بجای کیش اهل سنت، مشکل شد. دولت صفوی تعداد ازپیشوایان اهل سنت وپیروانش را مورد پیگرد قرارداده، زندانی وبه مرگ محکوم نمودند. تعداد رامجبور به ترک ایران نمودند. شاه صالح به افغانستان مهاجرت نموده ازطریق قندهار به مرکز هزاره جات انتقال ومدتی را بادادن تعویذ، دَم ،کُف و شویست باعث ایجاد اختلاف میان زن وشوهر فضای خانواده ها را برهم زده وچنان بحرانی نموده که بلاخره مردم عادی بر او شوریدند. شاه صالح مجبور ازآنجا گریخته به درة کیان پناه می برد. سیدنادرشاه در کتاب غریب چنین آورده است:« مردم بسیارهستند که حال برای آنها معتقد ومرید می باشند از قرارگفتار خود این مردم که خوارق وکرامات بسیار ازآن بزرگوار مشاهده شده بود. حال اکثر همه اهل سنت وجماعت می باشند خود را مرید ابدالی میگویند جهت آنکه کدام جای چیز کرامات از شاه صالح دیدند جادوگرگفته سید را دنبال می کنند وشاه صالح مجبور شده روبگریز نهاده نزدیک بوده است که مردم آنرا دستیگر نمایند ناگاه دیوار خرابة در عرض راه مشاهده میشود چون اجل نرسیده بود ممکن که دیوار روان گردیده باشد.» نادر شاه که به این معجزه باور ندارد و نسل ششم این دیوار سوارو شخصیت والا گوهر همردیف باپیامبر اسلام که او سوار بر براق به عالم بالا رفت ولی شاه صالح فوق تر از پیامبر بوده که دیوار بی جان به کرامت او به حرکت افتیده( بدون اعضای زنده ومحرک) واز دست مردم که از تعویض وفتنه انگیزی او بجان آمده بودند نجات میآبد.
سید نادرشاه کیانی وارث این دیوار سواران در اخیر عمر پیشة فقیری یا به اصطلاح دیگر صوفی گری را اختیار کرد وخواست با این عمل به مردم نشان دهد که او در پی پاک کردن گناهان وگذشتة ننگین خاندان شاه صالح وخود که رهبری اسماعیلیان را تصاحب کرده بودند،است. سید نادرشاه کیانی درعین حال نویسنده وشاعر وفردی با دانش این خاندان محسوب بوده و۵۳ اثر ورساله! به رشته تحریر به گفتة خاندانش درآورده که مشتمل برتحلیل تاریخی، تصوف واشعار عشقی است. ولی متأ سفانه نسل بعدی در نشر فراورده های فکری او تعلل ورزیده وآنرا چاپ نکرده
است. صرف در برخی موارد ازآن یاد میکند. دو اثر مربوط به سیدنادرشاه کیانی که در زمان خودش در بمبئی هند چاپ شده میتواند ملاک شخصیت وتوانایی فکری او باشد. تاریخ غریب همانطور که از نامش پیداست معرف چهرة واقعی خود سید نادرشاه وخاندانش است. همچنان نقد را که ازجنایات خاندانش دراین کتاب کرده تا بدان جا شهرت وکارکرد های ننگین این خاندان را شرح میدهدکه خود به این نتیجه میرسدکه:
بس گناه پنداند ملحدان عبادت را نا سید دارند دعوی سیادت را تاریخ غریب ص ۱۷۸
او منتقد ازکردار ننگین نسل گذشته وحال خویش است. ولی خود چون داعی(رهنما)!!! است به گفتة خودش ازگناه وخطا پاک است!!! وجواز دارد و میخواهد بگوید:اکثر کاملان جسم را پرورش نمیدهند وجسم را خورد وضعیف نگاه میدارند که نفس سرکش ونافرمانی نباشد چونکه داعی بمعرفت حجت عارف شده باشد بمنزلت پیر است بعمل پیر نظرکردن وپیر را امتحان کردن خیلی جهالت ونادانی میباشد.
گرمرید امتحان رهبرت میکنی بهتر بود از توخرت همانجا، ص ۱۵۵
دیگرجای برای پرسش از انحرافات علمی واخلاقی برای خاندان سیدنادرشاه که رهبر ومکی کابل است، این مقام توسط جناب شان به حجت ارتقا یافته است. پس هر جنایت ازین خاندان عبادت است. وهرکه بخواهد امتحان کند در جمله خران اند!!!!
سید نادرشاه با خیال راحت زمینه تجاوز جنسی به ناموس مردم و زنان هرکاره همخوابه شدن وزندگی را به عیش وعشرت وبا پول های بادآورده برای خاندانش هموارکرده وادامه میدهد. سید نادرشاه کیانی دارایی یک دیوان کوچک بوده که مجموعی اشعارش عشقی ودر مدح پادشاهان وخاندان آل یحیی سروده، اوعاشق دل باختة و دیوانة است که نه از بدنامی می هراسد ونه از عشق ووصلت معشوق دست می کشد. شاعرهم از زیبارویان سیمین تن وایاز خاص شکوة از وصلت حقیقی دارد، دیگر داعی ومکی نزد اوکار بی خردان است. .حاضراست همه را با تقرب به معشوقه در قدم مهرویان و وایاز خاص بریزد:
دلارفیق سفـــرکـــرده بــاز میــرســـــدم عـــزیـــزمــن چــو زراهِ دراز میرســدم
هــــزارجـــان چومــن خسته باد قـربانش بنــــاز و عشـــوه بُتِ دلنـــواز میرســدم
زهجر جان به لب آمد وصال یارکجاست بـــرای خاطـــر محمـــود ایاز میـرسـدم
زســوی کیست بمــا میـرسد نسیم شمـال سحـر چـه مـژده دهی سرو ناز میـرسـدم
زشــوق می پرد هـر لحضه ام کبوتــر دل
شکار مـــرغ دلـــم شاهبـــاز میـرســدم
فــراق بــرده زمن برگ و ساز را ای گل بچوپ خشک کنون برگ وتاز میرسدم
زمــن بخاطــرش آیا رسیده خـواهد بـود ســوار ناز چنین تــرک وتــاز میـرسـدم
که بـی رخ تــو بـود روزِ روشنم شب تار ســـرِ نیـــاز بنــــه شمــــع راز میـرسدم
بیــا بیـــا ســـرِ نادر فـــدای هــر قدمـت
بلـــی به عشــق حقیقت مجــاز میــرسـدم دیوان ۸۶
سید نادرشاه کیانی از جمله همجنس گرایان بوده و با بچة زیبایی بنام سید محمود جان ازخاندانش روابط جنسی داشت وتمام جماعت اسماعیلیه همان زمان که فعلا در قید حیات است از آن خبر دارند. این درفش پر افتخار!! سید نادرشاه کیانی را برخی از نسل بعد دوام دادندکه مشهور عام وخاص در شرایط فعلی جامعه افغانی است. به گفته سید نادرشاه این ناسیدان دعوی پاکی تقوا و سیادت!!!! نیز دارند.
رباعی
شیرین پسری که رفت ز آغوشم دی یک باره برفت طاقت وهوشم دی
گویا که بعشق بازی شـــرمنده شـــدم آن شـوخ برید گوش تا گوشم دی همانجا ۱۴۶
شعر
پســـری بــود عـــارضش چـــون ماه بلکه مـــه را نمـــوده نامـــه سیــاه
چهــره اش ســرخ چـون گل سوری ســوری از فـــرقتش کشد صـد آه
خــطِ ســبزش چـــو سنبلــی چینــی که میـــان هـــم چــوگـردن مینـاه
میــرســـد در خیـــال خاطـــرمـــــن نیست همــــتای او دگـــر حـاشـاه
ســــاغر مـــی بــدست رنگیــــــنش گفت بـــدهـــم تـــرا بیــا این جاه
دادآن شـــــوخ جـــــام مـی بکفــم شــدم از هـوش خوردم این صهباه
زان سپس خاطـــرم پـــریشــان شــد در دلـــم ســـاخت ولـــربا مهــواه
آهـــــوان خـــتن دلــــــش افســــرد تاکـــــه یـــارم نمــود گــشته نگاه
نـــادربــــر رخش تمـــاشــــاکـــــن
کـــه چــــه صورت بـدو بداده خـداه رویه ۱۰۴
شعر
دل زمن برد چشم مستِ کسی مژهش گشت دل نشستِ کسی
قـدِمــوزون وخـط مشکیـنش سخت گردیده پای بست کسی
آنچـــه تیــر نگاهِ او بکـــــند نکند هیـــچ تیــر دسـتِ کسـی
تُــرکِ بیـباک زادة بد کیش دایمـــا بود بـــر شکستِ کسـی
نادرا سـجده بــر جبینش کــن
بوسه زن لعل می پرستِ کسی دیوان ۱۰۷
رباعی ای شوخ پسر بمــانداری تو نظــر دل برده تراگمان من جای دیگر
من عاشقم وبعاشقت لطفت نیست بینم بــرقیب مــرتــرا شیــروشکر دیوان ۱۳۳
رباعی
ای شــوخ پسر تو نومسلمان شدة درخوبی ودلبری چه طوفان شدة
مارا بدوچشم خود بر همن کردی اسلام تــــرا بــود پیشمــان شـدة همانجا ۱۴۴
این چند نمونه ازهمجسنگرایی شیخ وفقیر سید نادرشاه کیانی از دیوان اوسراپا از عشق مه رویان وبچه زیبای کیان سخن گفته است. هرگاه با ادعا وسادات بودن خویش که رهبری یک کیش با تقوا را مدت یک وشصت سال رهبری نمودند بی نهایت شرم آور وننگین برای نسل بعدی که هنوز از اعتباراسماعیلیان استفاده نامعقول برده وبا در نظر داشت شرایط واوضاع پیش آمده به تجارت انسان وکلاه برداری مشغول اند. جای سخت تأ سف وننگین است که چنین افراد در رهبری مردم بی سواد وبی دفاع قرار گیرند. عنقریب هردوکتاب سید نادرشاه کیانی برای استفاده وقضاوت مردم به صفحة انترنیت غرض آگاهی علاقه مندان تاریخ خاندان شاه صالح گذاشته خواهد شد.
آدم حسیب
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی
ظاهرً حامیان پسران سید کیان را چند گروپک معلوم الحال تشکیل میدهند. یک گروه دلقکانی هستند که در بزم می و معشوق فسق و فجور این خانواده دخیل بوده واز هر جرم وجنایت و معامله گری وخدمت گذاری ذلت مندانۀ ایشان به صاحبان قدرت با چکچک و آفرین استقبال می کنند و از هیچ گونه خواری وآبروریزی ابائی ندارند، چنانچه هنگام انتخابات کوچی متعصب و نژاد پرست دیده شد که به اصطلاح فرد با سواد این خانواده چگونه به یک انسان دلقک نما القاب بلند بالای " سپهسالار فکری وسیاسی" را بکاربرد.
گروه دوم ابن الوقتانی هستند که در بزنیس و تجارت ایشان شریک بوده ومنفعت فردی و شخصی را نسبت به همه چیز ترجیح داده و در قبال آگاهی وروشن ساختن اذهان مردم نا آگاهش بی تفاوت بوده و آنچه از مفکورۀ مسموم بادارانش تراوش نماید آنرا چون وحی منزل به تبلیغ می گیرند. متاسفانه در بین این گروپک اشخاص تحصیل کرده وبا سواد نیز وجود دارند که سواد و تحصیل را فدای زخارف کثیف دُنیوی ساخته واز نهیب وجدان خودرا فارغ ساخته اند.
گروه سوم افراد مسن و سالخوردگانی بیسوادی هستند که سالهای سال تحت حاکمیت این خانواده عُشر، زکات وانواع نذرو نیاز داده اند و محبت این خانواده در قلب و ذهن شان نقش بسته و شعار نا بخردانۀ " امر پیر و قضای مرید " سدی عبور ناپذیر برای شان ساخته است. مضرت این گروپ را نیز نمی توان دست کم گرفت زیرا سر کوب کنندۀ نسل جوان خانواده خود هستند وتوسط اینها اختلافات خانوادگی را ایجاد کرده و موجب بسا نفاق و شقاق فامیلی شده اند.
گروه چهارم افراد جفا دیدۀ هستند که سید منصور هنگام قدرت و حاکمیت فرقه 80 ولواهای ملیشه ای خود فرزندان واقارب شانرا مضر تشخیص داده وبخصوص عدۀ از منورین دوشی را عامل بربادی حاکمیت قلابی مذهبی شان تصور کرده و به نحوی از انحا آنهارا ازبین برده اند، این طبقه از آینده می ترسند که مبادا سید منصور در اثر چاپلوسی، پای بوسی و خدمت گذاری به مقام های قدرت آلوده به اقتدار برسد و بار دیگر اینها مورد ظلم و جفا قرار گیرند.
گروپ پنجم کسانی هستند که سید منصور به جلب وجذب کلانها و بزرگان قومی از طریق دادن موتر،انواع تحایف و پهلوی خود نشاندادن وتمجید وتوصیف اورا مامور ومؤظف به اطاعت مردمش نموده و این کلانهای فروخته شده سعی وتلاش می ورزد تاعُشر ونذرو نیاز را که درواقع بیعت وسر سپردگی دینی مردم اسماعیلیه محسوب می شود، به این خانواده تقدیم کنند ودر قطار مریدانش داخل شوند. علت دوام محیلانه این نام فروش مذهبی عوامل فوق است که تذکر داده شد.