
نیاکان من محور جدال در افغانستان
اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت...
از زمان تشکیل افغانستان کنونی در سال 1747 تا کنون این کشور مواجه با جنگ و بی ثباتی بوده و عمدتا توسط حکومت های در راس پشتون اداره شده است.
دو نوع بحران امنیتی همواره به عنوان تهدید اصلی در این کشور مطرح است. نخست تجاوز بیگانگان ودیگر جنگ بر سر قدرت. نیاکان من که به ظاهر خود را زمام داران اصلی این کشور میدانند در 261 سال گذشته نتوانستند حکومت ونظام پایدار و مردم سالار به وجود بیاورد و نتوانستند زیربناهای کشور را بسازند. چه نکردنها که از حساب فارغ است. تنها کار که میتوانم در این نوشته کوتاه بنویسم آنچه کردند را برشمارم .
به استبداد و ظلم بر دیگر اقوام پرداختند . جنگ میان خانواده های درانی وغلجایی، قتل ها و خونریزی ها بر سر قدرت ادامه میافت تا زمانی که متجاوزی بر این خاک حمله میکرد. آنزمان این دیگر اقوام بودند که دفاع میکردند و بار جنگ علیه تجاوز خارجی را همه بر دوش میکشیدند و حتا میتوان گفت این زمام داران پشتون بودند که متجاوزین را میزبان می شدند. از شاه شجاع تا داکتر نجیب الله و ملا عمر همه پشتون بودند . یکی در اوج افراط دیگری از فرط تفریط خون مردم ریختند.
بنظر من در سی سال گذشته کشتار های دسته جمعی و جنایات ضد بشری که صورت گرفته عمدتا بدست زمام داران پشتون بوده است. اکثریت سران رژیم های طرفدار شوروی وقت پشتونها بودند وبعد هم بنظر من ظهور شخصیت های جنایت کار مانند احمد شاه مسعود ، عبدالعلی مزاری ، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، محمد محقق، گلبدین حکمتیار ، عبدالرشید دوستم و ده ها جنایت کار دیگر نیز محصول جنایات وظلمهای بود که سران پشتون در جریان 261 سال گذشته بر دیگر اقوام روا داشته بودند.
من فکر میکنم دولتمردان پشتون همواره در وحشی سازی دیگر اقوم نقش محوری را بازی کرده اند. در حقیقت جنگهای داخلی 1992 و ظهور شخصیت های جنایت کار میان اقوام تاجیک ، هزاره ، ازبیک و پشتون، نتیجه و محصول رژیم های استبدادی حکومت داران پشتون در گذشته بوده است.
اما اکنون باید وضعیت افغانستان را بررسی نمود و بر شماریم تا از جمله تمامی مشکلات که داریم کدام ها باز هم ناشی از جنبش های پشتون می باشد.
از نظر من بخش اصلی و عمده چالش امنیتی در افغانستان در حال حاضر توسط گروه های پشتون راه اندازی شده است. بدون شک طالبان گروهی با اکثریت پشتون هستند که برخی شان در حکومت و برخی شان بر ضد حکومت قرار گرفته اند. مگر حامد کرزی طالب نبود و ملا عمر طالب نیست. دیده می شود که چگونه باز هم همین فرزندان نیاکان من یکی میزبان ناتو و امریکا و دیگری میزبان القاعده وپاکستان شده است و مملکت را بخاک و خون می کشانند.
از سوی دیگر همین برادران من هستند که افغانستان را به عنوان کشور میزبان تروریزم و مهد تریاک معرفی کرده اند. افغانستان در حال حاضر 94 در صد تریاک دنیا را تولید می کند که عمدتا در مناطق پشتون نشین، کشت ، تولید و قاچاق می شود . پول تریاک به کیسه کشاورزان پشتون می ریزد، نام بد آن نصیب همه ملت می شود .
وباز هم حکومت فاسد کنونی با اکثریت پشتون هستند. همین برادران من هستند که در این مرحله بهترین فرصتها را برای ساختن حکومت، نظام و زیربناها از دست می دهند و مسئول تمامی جنایات و مفاسد در حال حاضر حامد کرزی با تیم اکثریت پشتون اوست.
و باز هم با نگاهی به تاریخ بیاد میارم که همین نیاکان من بودند که اقوام دیگر را به اجبار از مناطق شان کوچانیده اند و به اجبار سرزمین های شان را اشغال نموده اند و حتا اکنون هم حکومت حاضر در حمایت از سیاست های مستبدانه عبدالرحمان و نادر و ظاهر قرار دارد.
و یا حتا زمانی بخاطر می آورم که همین افراد از قوم پشتون هستند که به تحمیل و اجبار، زبان اقوام دیگر را با زبان انکشاف نیافته من مخلوط کرده اند و دیگران را حتا فرصت انکشاف و باروری وتصفیه زبان نمیدهند.
سیاست مداران پشتون با برخورد های نادرست خویش اقوام دیگر افغانستان را با همسایه ها درمنطقه بار ها مواجه کرده اند. همین پشتون ها هستند که بحث بی مفهوم و بی ارزش پشتونستان را زنده نگهداشته اند و دعوای دیورند را حل ناشده، باهیچ خود از حقوق پشتون های آنسوی مرز هم میخواهند دفاع کنند و سرانجام سبب تحریک پاکستان ضد امنیت ملی و منافع افغانستان شده اند. مگر تنها ساکنین این کشور پشتونها هستند که خود را حق میدهند با همسایه ها در منطقه چالش بیافرینند و تمامی اقوام را در آتش شان بسوزانند .
من فکر میکنم اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت، مطمئنا تاجیک ها وهزاره ها و ازبک ها اکنون به موفقیت های بیشتر نایل می شدند و به مراتب نسبت به وضعیت حاضر شان، انکشاف و پیشرفت می نمودند . من امیدی برای رهایی اقوام دیگر از شر قوم خود ندارم. زیرا مطمئن هستم که هیچگاه طوفان نوح در این کشور اتفاق نخواهد افتاد وصبح هنگامی این قوم را خدای بزرگ زیر و زبر نخواهد کرد .
واژه های کلیدی
آيساف، ناتو و نيروهای بين المللی | تروريزم، کوچی طالبان، طالبان، القاعده و داعش | دو قرن جنایت در افغانستان: جنایات نسل کشی، قتل عام، برده داری، جنگ های داخلی، جنایات جنگی و جنایات حاد علیه بشریت | مواد مخدر
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره
این کتاب را بخریدمسعود جان.
سپاس از زحمات ات برای تهیه این نبشته.
اولا باید بگویم که لحن و لهجه شما نشاندهنده این حقیقت است که شاید از افغانستان بیرون شدید و بهمین خاطر یک کمی کوشیده اید بازتر صحبت کنید. آگر اشتباه گفتم من و خوانندگان را کمک کنید. این لهجه لهجه ؛برون مرزی؛ معلوم میشود.
ثانیاء جالب است که همه جنایتکاران را برادران خود گفته ای که این از دو حالت خارج نیست یا اینکه روز مبادا اگر گیرت بیارند بگویی که ما و شما همه برادر هستیم- و.... و دو اینکه بشکلی خواستی نشان دهی که خدای ناخواسته خودت هم از همرنگان آنان هستی و الی برادر گفتن و همه الله و بالله را در گردن نیاکان ما انداختن یعنی چه؟
صرفنظر از اینکه جایی برای دفاع از هیچکدامیک از جنایتکاران مسلکی و غیرمسلکی در طول تاریخ وجود ندارد. باید به عرض برسانم که آنچه این جا نوشته اید فقط دل آمریکایی ها- انگلیس ها از یکسو و دل پاکستانی ها و ایرانی ها از سوی دیگر را بسیار خوشحال میکند. زیرا این خواسته و آروزی همیشگی آنان است که افغانها (بدور از خوبان) مثل سگ های وحشی بین هم بجنگند و کشور های منطقه و جهان از این جنگها لذت و منفعت خودشان را ببرند.
ثالثاء نفهمیدم که طرح شما چیست؟ آیا میخواهید مناطق غیر پشتون نشین از افغانستان جدا شود؟ آیا حاکمیت ابدی غیر پشتون ها را بر پشتون ها میخواهید؟ کی میتواند تضمین کند که آقای خلیلی کمتر جنایتکار از مثلا اقای احمدشاه مسعود است؟ و یا گلبدین از سیاف و امثالهم؟؟
آنچه باید با وضاحت گفت اینست که جنایت جنایت است. نه قوم میشناسد نه مذهب و نه زبان. اگر قوم را معیار جنایت بگیریم به همه انسانهای شریف و آبرومند پشتون و غیر پشتون خیانت میکنیم. من بنوبه یک انسان و یک افغان بهترین دوستان از همه اقوام ملت دارم اعم از تاجیک هزاره پشتون ازبک و..... ولی همین من با تمام خون و گوشت و استخوان خود از گلبدین ملا عمر احمدشاه مسعود سیاف ربانی خلیلی محقق و زنده و مرده انانیکه بر ملت رنجور ما جنایت آفریدند عمیقا انزجار و نفرت دارم. با اظهار خوشبختی که هیچکدام از جنایتکاران امروزی را از دیدگاه قوم یا مذهب شان نمیشناسم و برعکس بنظر من اینان انسانهایی اند که باید لابراتوار های صحی مغز اینان را عمیقا مطالعه نمایند که چه چیز باعث تولید اینچنین جنایتکاران مسلکی که نه وطن نه مذهب نه خواهر و مادر و..... نمیشناسند....
مسعود جان، هیچ معلوم نیست در نوشته سراپا توهین آمیزت چه را می خواهی ثابت کنی. همین که پشتون ها وحشی و اقوام تاجیک و هزاره و ازبک متمدن اند؟ این طرز دید بسیار احمقانه و جاهلانه است. یا شاید هیچ درکی از تاریخ، استثمار، استعمار، سرمایه و طبقات نداری که چنین ناشیانه می نویسی. خوب می پذیرم که روابط فامیلی با بدخشان داری. دیگران هم چنین روابطی دارند، اما به چنین حماقتی تن نمی دهند. این نوشته به جای اینکه با دید نزدیک ساختن مردم باشد، آنان را با شمشیر دو دمه حضرت علی از هم جدا می سازد و آتش نفاق را شعله ور. از نوشته چنین بر می آید که باید به کسی دم شور بدهی، در غیر آن متهم کردن تمام ملیت فقط از کوته فکران ساخته است. تو خودت می بینی که در همین "حاکمیت اکثریت پشتون" و "طالب پشتون" اکثریت پشتون به قتل می رسد. تو شاهد هستی که صدها هزار پشتون از مناطق شان فرار کرده اند و همه روزه توسط نیروهای ناتو و طالبان به قتل می رسند. این را هم بسیار ناشیانه نوشته ای که وقتی تجاوزی صورت گرفته، اقوام غیرپشتون به دفاع برخاسته اند. مسعودجان، چرس مرس چیزی خو نزده ای؟
Salam Masood jan
zenda bashi. awalin pashton ke az khiyanate pashtonha darbara digar aqwam minawisad. khodayat hifz konad
قیام صاحب
با تشکر از نوشته کوتاه اما پُر محتوای تان. این حقیقت را کمتر پشتونی اعتراف میکند. آفرین بر تو! خداوند (ج) همه را به خوبی هدایت کناد! خصوصا هموطنان پشتون ما را که راه را از چاه نتوانسته اند تشخیص دهند.
سلام آقای قیام:
به نظرم نظرشما کاملآ درست نیست.
1. به دلیل که سال 1992 قدرت دردست پشتون ها نبود،دیدیم حزب تاجیکها به رهبری ربانی ومسعودچه جنایتهای که نکرد.
2. شما ظالم ومظلوم؛ مدافع ومهاجم را همه را در خان جنایت کار قرار دادید, این نه منطق است نه انصاف.
3. نقشه افغانستان را آوردیدآن هم واقعیت ندارد.
آنلاین : http://alhazara.blogspot.com/
به آقای قیام بدون مقدمه باید گفت که سخنان برخاسته از احساسات شما نه تنها کدام منطق علمی ندارد بلکه نمایانگر آنست که آنچه را نشخوار کرده اید فقط دنباله روی ازآن اشخاص وگروهک های معلوم الحال است که زیر چتر آزادی بیان فقط سعس می ورزند تا تخم تعصب ،بد بینی ودشمنی را بین اقوام کشور دامن زده وبدون آنکه به عواقب ناگوار آن اندیشیده باشند ، غیر مسئولانه در صدد تخریب بنیاد های اند که وجوهات مشترک میان اقوام باهم برادر کشور را تشکیل داده اند .این ملت قهرمان در درازنای تاریخ مورد تهاجم اجنبی ها بوده است . این مملکت سالهای زیاد در گیر ملوک الطوایفی ها بوده است که بعد از کسب استقلال سیاسی به رهبری امان الله خان کشور در مسیر طرقی قرار گرفت ولی آیا بچه سقاو پشتون بود که علیه این مسیر قرار گرفت وکشور را به گودال بد بختی افگند ؟ آیا مناقشه بر سر کشمیر هندی که پاکستان ادعای ارضی بالای آن را دارد و باعث دوبار جنگ بین پاکستان و هندوستان شد آیااین را میتوان به قوم معینی در پاکستان نسبت دادکه شما مسئله پشتونستان را مطرح ساخته اید ؟ ویا اینکه دنباله رو خسر خیل خود لطیف پدرام شده اید که از یکی از هوا خواهانش خودم شنیدم که میگفت اگر پاکستان بر مسئله دیورند پا فشاری داردباید تا سروبی را برایشان واگذار نمود . بهر حال من قبول ندارم که یک پشتون اصل در حق قوم خویش چنین نا خلف وار نا سزا گوید ویک قوم بزرگی را مورد اهانت قرار دهد وحتی بر زبانش نیز نا جوانمردانه بتازد . من مطمئنم که شما حتا پشتو نوشته نخواهید توانست چه رسد به آنکه خود را پشتون بنامید . در اخیر باید بگویم که من آقای قیام را یک ژور نالست خوب میپنداشتم اما بر عکس او کاملاً تهی از آنچه بود که تصور میکردم .
اقای مسعود قیام! فکرکنم یکی از کارهای که پشتونها در حق ما غیر پشتونها کرده اند این است که ما افتخارات ویا مبارزین گذشته خود را به باد فراموشی بسپاریم ویااز انها به بدی یاد کنیم.
این حالت یا هم بالای شما امده است ویا شما قصدا خواسته اید از یک طرف پشتونها را بکوبید واز طرف دیگر برای دلخوش نگهه داشتن انها شما قهرمان ملی کشور را جنایت کار خطاب کرده اید که کاریست نابخشودنی!
شما هنوز تنبان تان را چتل میکردید که قهرمان ملی کشور با شوروی وطالبان میجنگید وامروز این فرصت که برای شما معیا شده تا چتیات بگویید از رشادت های ان جوانمرد وسایر یارانش متشکل از تمام اقوام کشور بوده است.
گنهه شما نیست زیرا شما اب ونمک تلویزیون طلوع را خورده اید! همان تلویزیون که دران از ناموس داری ووطن پرستی چیزی نیست و کلپ های سکسی کارمندان تان امروز دربازار ها دست بدست میگردد!
شما بی اهمیتر و پست تراز ان هستید که بااین گفته های تفرقه اندازی خود از یک طرف قهرمان ملی کشور را توهین کنید واز طرف دیگر به بزرگترین قوم این کشور که پشتونها باشد توهین کنید. اما زمانکه فکر میکنم که شما کارمند تلویزیون بدنام طلوع همان شبکه که فحشا را از طریق سریال های هندی ترویج میدهد متوجه میشوم به این حقیقت پی میبرم که این تلویزیون ودست های که درعقب این تلویزیون قراردارند پلان دارند تا از شما یک فاحشه سیاسی بسازند درست مانند ملالی جویا!
من صحبت های خودرا خلاصه به این میکنم که شما پست تراز ان هستید که درمورد قهرمان ملی کشور وبعدا درمورد اقوام کشور یک چنین نظر سکتاریستی وتوهین امیز بدهید. بهترین کاری که به عوض مقاله نویسی سیاسی برایتان پیشنهاد میکنم این است که بهتر از دربخش دوبله تلویزیون طلوع در قسمت ترجمه سریال های هندی کار کنید شاید در این قسمت سهم بهتر دراشاعه فحشا بازی کنید!
khodet ham rishkhand wa ein naqashai jali ra ham ki az jai ki awardi rishkhand .. bebined ein naqsha ra wa bekhandid.. baz am khodat gharqe afkar qawmi hasti .. barai yak lahza khod ra az ein maraz nejat beti..
az harf hayat malom ast ki besyar kotah fiker wa tang nazar asty..
wa ba ein maqala wa harf hay mokarar ki rozana har afghan ya afghanistani hardo meshnawan chi mekhahi ?? agar tawanash ra darid chizi naw benawisid ta waqte ma zaya nashawad
مسعود،
من نوشته ات را خواندم.
تو در زمانی در افغانستان بودی، فداکاری های بی مانندی برای تحقق عدالت و آزادی انسان های این سرزمین نمودی که هیچ کس نمی تواند آن را فراموش کند.
ما نیز صدای تو را بی پاسخ نمی گذاریم و راحت را ادامه می دهیم.
آنچه را که تو گفته ای، گامی است در جهت عدالت اجتماعی همزیستی مسالمت آمیز.
کاری را که تو کردی، شاید در تاریخ افغانستان اتفاق نیفتاده باشد.
من تو را می ستایم.
و کوشش می کنم که شجاعت تو را من هم داشته باشم.
برادرت
عبدالله خداداد
مسعود عزیز،
تو در خور ستایش هستی.
کاری را که کردی، در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است.
خدا حفظ ات کند
عبدالله خداداد
مردم سایر کشور های جهان به ترقی ،تمدن وپیشرفت جوامع شان فکر میکنند واز منابع زیر زمینی ورو ی زمین و داشته های که طبیعت برایشان ارزانی داشته استفاده اعظمی می نمایند و بخاطر اقتصاد شگوفان وزندگی راحت وانسانی تلاش خستگی نا پذیر انجام میدهند، که در اثر تلاش وسعی انسان های بادرد آنان امروز از زندگی راحت ومطمئن بر خوردار هستندوبه مدارج ترقی وپیشرفت اعم ازاقتصادی وعلمی نائل آمده اند. ولی بادرد و افسوس که زمامداران اسر زمین ماجز به خود وقوم خاص خود نه اندیشیده اند واینکه در حدود سه صد سال از حکمروائیشان بر این سرزمین میگذرد، جز جنگ ،قتل وغارت وهجوم بر ممالک دیگر کدام دست آورد اقتصادی ،علمی وفرهنگی که قابل تذکر باشد ندارند. همیشه بر افکار ناسیونالیستی وشئونیزم تکیه نموده ویک نظام انسانی که شایسته در آن انسانیت ارزش خود را داشته باش بوجود نیامده است .همیشه از قوم یزرگ و اکثریت صحبت شده وبر آن تاکید شده است وزمینه کار باهمی با سایر اقوام افغانستان برای یک مملکت پیشرفته بدون تبعیضات نژادی وقومی میسر نشده است . نه خود کارکرده اندونه دیگران را گذاشته اند که برای ابادی وپیشرفت این مملکت کار کنند. مداوم بر کلمه منحوس پشتونولی تاکید به عمل آمده است .رهبران جنایت کار این قوم همواره وطن را فروخته اند و اقوام دیگر برای آزادی این مملکت جانهای شرین خود را قربان تا دو باره این کشور را از یوغ استعمار بیگانگان نجات داده اند. افغانستان از منابع سرشار معدنی ،آبی وزمین فراوان بر خوردار است وهم نیروی انسانی قوی دارد که میتواند به زود ترین فرصت با برنامه سازی دقیق ودلسوزانه افغانستان را به مدارج ترقی وپیشرفت های چشمگیر نایل ساخت .اما متاءسفانه نیرو های نادان وجاهل ومتحجر نمی خواهند ویا نمی گذارند که مردم افغانستان به ترقی وخوش بختی برسند.این بد بخت ها حاضر اند به خاطر جاه ومقام حلقه غلامی خارجی ها را قبول کنند ووطن را به خارجی ها بفروشند.
ما اکنون در قرن بیست ویکم زندگی میکنیم ،عصر تکنالوژی وعصرکامپیوتر است وجهان به یک دهکده کوچک تبدیل شده است . وما هنوز در گیر واسیر قوم پرستی ،نژاد گرائی ودشمنی با انسان که خداوندآنها را خلق کرده است میباشیم.زشت خوئی و درنده صفتی خاصیت حیوانات وحشی میباشد. ما تا چه وقت در گیر جنگ باشیم؟؟.. هر روز یکی توسط مرمی طالبان کشته میشود ودیگری بدنش دراثر حمله انتحاری توته توته میگردد. این همه کار های پست وجنایات نابخشودنی را کی انجام میدهد؟... معلوم است که این همه جنایات را پشتون های آن طرف سرحد وبا تبانی پشتون های این طرف مرز انجام میدهند وهدف شان هم مشخص است که میخواهند سایر اقوام این سرزمن را حذف کنند وخود یکه تاز میدان باشند . ورنه همین اکنون رئیس جمهور از قوم پشتون وتمام مقام های کلیدی وغیر کلیدی در دست همن قوم میباشد ،جنگ برای چه وبخاطر کی .سیاست های بسیار خطر ناک پشت پرده در جریان است. ولی باید گفت که هر گز آنها به این اهداف شوم خود نخواهند رسید زیرا بار کج به منزل نمیرسد. بیائید صادقانه دست به دست هم داده وافغانستان را که در حالت انفجار است نجات دهیم .
You are the first Pashtun I have ever heard what you said. This will open space for me as a non-Pashtun to confirm that yes we were wrong as well not only pashtuns and then we will move up to build our country.
You are a hero
نوشته مضر و ضد وحدت ملی فوق را خواندم ، چون کشور ما فاقد رژیم مردمیست ، رسانه های مختلف به شمول سایت انترنیتی کابل پرس? بیدون احساس اخلاقی دست باز در نشر چنین مطالب تفرقه انگیز و خلاف وحدت ملی دارند.
کامران میرهزار مسئول این سایت احساس مسئولیت و شرم نمیکند که اجازه نشر چنین مطالب خاینانه ضد ملی رامیدهد ؟
من این نوشته فوق و نقد های مربوطه آنرا برای وزارت اطلاعات و فرهنگ میفرستم ، تا ببینم قانون بازرسی رسانه ها کدام اقدام قاطع درین مورد کرده میتواند یا نه ؟
به نظر من منحیث یک روشنفکر کارهای که امروز یا پشتونها خودشان میکنند ویا کارهای که بنام پشتونها صورت میگیرد واقعا خجالت اور است و واقعا برادران پشتون ما جهت رفع ان بکوشند. مثلا اتش کردن مکاتب درهیچ نقطه از جهان صورت نگرفته است ولی امروز درمناطق پشتون نشین مکتب در دادن در جمله احکام الهی محسوب میگردد. درهیچ کشوری از جهان بالای شاگردان مکاتب تیزاب انداخته نشده ولی درقندهار میشود. ادم کشتن در این مناطق اسانتر از گوسفند حلال کردن است واگر تمام جنایات که صورت میگیرد انرا حساب کنیم مثنوی صدمن کاغذ میشود.
در عین زمان دولت کرزی که یک دولت تقریبا کاملا پشتونیستی است ودران فاشیستان دموکرات ماب پشتون مانند اتمر خان و وردک خان واحدی خان وخرم خان ویون خان وغیره تکنوکرات های به ظاهر قبیله پرست اما در اصل جیب پرست حضور به هم رسانیده اند نظری انداخته شود دیده میشود که بعداز طرد سایر اقوام از پست های کلیدی ودادن مقام های احساس برای داحمدشاه بچیان امروز افغانستان دوباره در مسیر سیر نزولی قرار گرفته است و این کشور در جهان مقام اول را در تولید مواد مخدر و فساد اداری ورشوت وادم ربایی وعدم موجودیت قانون قرار گرفته است.
پس به این حقیقت باید پی ببریم که دیگر پشتون ها ان پوتانشیل حکومت داری را که ادعا میکردند از دست داده اند زیرا هردوجناح متخاصم انها یعنی طالبان ویا حکومت فعلی توانایی اداره سالم کشور را ندارند.
بنا بهترین راه حل اینست که یا انها به این حقیقت پی ببرند وبه ان تن دردهند که درافغانستان هرکسی مستحق حکومت کردن است ولو از هرقوم ویا تباری که باشد واگر حاکمیت شخصی دیگر را از دیگر قوم نمیپزیرند پس بهتر این است که افغانستان تجزیه شود وهرکسی مالک سرنوشت خودش باشد. حتی اگر پشتونها هم صاحب یک کشور صد فیصد پشتونی باشند بازهم ساختار قبیلوی انها مانع همزیسیتی مسالمت امیز انها میشود که نمونه انرا میتوان در دوره های تمیورشاه و اولاده های امیر دوست محمد دید که بارها غلجایی ها برابر درانی ها ودرانی ها دربرابر بارکزایی ها شمشیر کشیده وحتی پدر پسر ویا پسر پدر یا برادر برادرخودرا کشته است.
حقیقت اینست که از زمانکه نام افغانستان بالای این خاک گذاشته شده است دیگر ما روی خوشی را ندیده ایم پس چه بهتر که کشور تجزیه گردد تا اینده اولادهای سایر اقوام بدست قوم دیگر که خود ذاتا مخالف علم ودانش هستند تخریب نشود. این یگانه راه حل است زیرا افغانستان به گفته کریم خرم که انرا به یک دیگ بخار تشبیه کرده بود! درست مانند یک دیگ بخار در حال کفیدن است
سلام مسعود عزیز!
من نوشته ات را خواندم و نیز دید گاه های کسانی که نظر دادند.
تو کاری که کردی، بی نظیر است در این کشور وصادقانه تا هنوز کسی نیست که به این فکر افتاده باشد تا برای نقد خود و تبار خود، حرفی بزند.
مسعود عزیز، من از نوشته ات وفکرت استقبال می کنم، به راستی خیلی خوشحال شدم، برایم امید دادی که از میان این همه نابسامانی و سیاه را سفید بینی ها، کسی هست که به دور از تعلقاتش، برای آزادی و صلاح همه گی می اندیشد.
برخی ها گفتند که تو در این نوشته ات، چی چیز را می خواهی ثابت کنی؟
آرای برای آنها، این شرم است که یک پشتون از پشتون بد بگوید، در حالی که او عبدالرحمان ملاعمر باشد. برای آنها شرم است که بگویی در مناطق پشتون نشین، با تأسف، هیچ حرکتی سازنده برای رشد کشور، سراغ نمی شود، جز احساسات در خدمت ،حاکمان مستبدشان؛ اما برای یک انسان که به انسانها و هم میهنانش، به دور از تعلقات کور قومی و مذهبی می اندیشد، این رسالتی است بس بزرگ که تو انجام دادی.
ببین، درست که تو در بیرون از این کشور هستی و به قول آقای که گفته است، ادبیاتت، ادبیات بیرون از افغانستان است.
این واقعیت است، این جا کشوری است که بزرگان معظمش، چون اختاپوت هستند، اندک حرفی قیمتش، سر است.
این جا به جرم کارت یک رسانه داشتن و یا کارت یک نهاد دولتی، سرت بریده می شود به دستان قهرمانانی که از اسلام دم می زنند و کرزی تنها به خاطر پشتون بودنشان، بزرگترین جانی قرن را، برادر خطاب می کند.
جنایت در هر قوم و مردمی است، جنایت کار برای همه، منفور است؛ مگر چرا پشتون ها، این گونهه فکر نمی کنند، چرا؟
همه تو نمی شوند تا سرباز گیری فاشیزم و استبدادر ختم شود برای چه این همه ناآگاهی؟
مسعود عزیز، کارهایت در طلوع راهی بود برای جریان های آزادی خواه و عدالت طلب، تو جوانی هستی که خیلی شجاعانه، کار می کردی و زحمت می کشیدی، این نوشته ات هم روزنه ی است برای این که اگر می خواهیم افغانستان، به سوی بهزیستی و ترقی گام بردارد، باید از تعلقات کور و سرباز شدن ملاعمر امثالهم از هر قومی که باشد، بپرهیزم و چنین جرأتی که نصیت تو شده است را، در یابیم،
سربلندی تو سلامت تو و توان مزید بر چنین کارهای را، بر تو عزیز از خداوند خواهانم
اگر دشمنانت از این نوشته ناراحت شدند، دوستانت به تو افتخار بزرگ می کنند، من بارو دارم که دگیر در گفتمان های ملی، نامت مثال زدنی خواهد بود عزیز
دوستت آثارالحق حکیمی
Aif ke az ketabkhama baramadem wa Urufe Dari ra type nametanam. Tahlile aqa na tanha faqede manteq ast balke dorgh niz ast! Faramosh nashawad ke zaban az melyat motafawot ast! Dar keshware ma AFGHANISTAN umooman ba lessan pai borda shoda na ba melyat! Hech shakhse ra dar did gaye awal nametwan goft ke Pashtun ast ya Hazara ya torkamn ya Tajik ya.... wa az Kodam samt ast. Khlasa, kodam syasate donbala dare maujud nabuda, ta yak melyat melyat digare ra az bain borda bashad(GENOCID). Yak zarb masal ast: az (kelke khod ra chushida yak matlab ra berun ku). Kash in shakhs ba Ulum since masroof mebud na ba jang andazi.?!
سلام و درود
قیام عزیز واقعا مانند نامت قیام کرده ای ، آفتابه را شاید اما آفتاب را نمی توان با دو انگشت پنهان کرد .تاریخ این مرزوبوم همیشه آلوده ظلم خیانت بوده است و جای بسی خوشی که از میان ظالمان هم کسی قد برافراشته و علیه این ظلم واستبداد قیام کرده است .قیام حق دارد در بیرون این ظلم را فریاد کند چه تعداد از برج عاج نشینان دیگر چنین جرئت کرده اند ؟
حقا که نام فغانستان بر این خاک نفرین شده بیشتر می زیبد فغان وفریاد از این همه درد
و دریغ که هنوز هم کسی در این وانفسای قتل و غارت حاضر نیست کلمه ای از حق بشنود
تعدادی از دوستان دم از وحدت ملی و چرندیاتی از این دست می زنند ! کدام وحدت ملی ؟ کدام همبسته گی ملی ؟ آیا فرصتی هم مانده است که از دست نرفته باشد؟ زهی خیال باطل من ساده هم قبل از این چنین می اندیشیدم اما از 7 سال بدین سو دیدم که دیگران حق دارند !!! دیگران حق دارند و این را با پوست و گوشت خود لمس کردم در حالی که قبل از این در این خاک نفرین شده نبودم ؟! و به هیچ عنوان اندیشه ها و خط کشی های معمول را نداشتم متاسفم حقیقت تلخ و گزنده است بسیار تلخ و اکنون من هم خط های خود را کشیده ام
اما افسوس که شیر مردانی مانند قیام در این میان بسیار اندکند بسیار اندک
این عکس العمل ها هیج دور از انتظار نبوده و نیست سال ها است که اینان تحمل ذره ای انتقاد را نداشته اند و حاضر نیستند سر در گریبان کنند و لحظه ای بیندیشند !
دریغ و افسوس که اگر لحظه ای چنین می کردند حال ما به از این بود حاکمیت ارزانی اینان باد کاش این حاکمیت به معنای واقعی حاکمیت بود !!!
تمامی جنایات اینان به یک سو و فرصتی را که قبیله سالار و تیمش در این 7سال به فلان مبارکشان زدند به دیگر سو اما تاریخ بهترین قاضی است
همین تاریخ است که امروز یک فرد از یک قومیت را آن هم از جایی مانند افغانستان وادار می کند شمشیر را از نیام برکشد و بر علیه فجایع ایل و تبارش داد سخن دهد و این کاری است که هر آزاد مردی می کند فارغ از نام و ننگ ، دین و مذهب و هزار و یک قالب بندی کثیف دیگر افسوس و صد افسوس
خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است .
موفق باشی و پایدار
برادران محترمیکه این نوشته را میخوانید به شمول مسعود قیام!
تاریخ افغانستان نشانگر همه واقعیت های تلخ بی اتفاقی بین اقوام مختلف ساکن درین کشور میباشد. کلمه افغانستان به سرزمینی اطلاق میشود که تمامی ضربات وارده به آن از طرف فرزندانش میباشد. هیچ خارجی و متجاوز گر قادر به تشخیر یک مملکت نیست مگر اینکه فرزندان تهی مغز خود آن کشور به او کمک نکنند.
برادران محترم:
اکثریت حرف ها در نوت های ارسال شده ذکر گردیده چیزیکه بنده میخواهم ذکر کنم اینست که میخواهم توجع شما را به تاریخ افغانستان و عوامل جنک در این کشور جلب نمایم شاعر عزیز میفرماید:
در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست -------- یاسخن دانسته گو ای مرد دانا یاخموش
جنگ در افغانستان دارای عوامل مختلف بوده نمیتوان گناه آنرا به گردن یک قوم شخص انداخت. اول اینکه افغانستان در موقعیتی قرار دارد که منافع تمامی قدرت های بزرگ دنیا به اطراف آن واقع گردیده و همه در کوشش داشتن سلطه به این مرز و بوم هستند. موقعیت افغانستان در بین دوپیمان بزرگ دنیا مانند وارسا و ناتو، همسایگی با ایران، تحمیل خط دیورند و ایجاد یک منطقه نا امن و تقریباً خود مختار در شرق، چپاولگری همسایه گان شمالی و غیره را که تاثیر بسا منفی در سرنوشت این کشور داشته میتوان در یک نظر دید. روزی یک شعر از یک شاعر که نمیدانم اسمش چیست به مضمون ذیل به گوشم رسید:
رفیقان از شمال کشور آمد - - - - - - برادر ها ز راه خیبر آمد
همه چور و چپاول کرد و بیداد - - - - - چلوصاف همه از او برآمد
برداران دوستداشتنی افغان:
در سرنوشت افغانستان تمامی فرزندان تهی مغز ممکلت تان سهم داشته در جنایات و ضربات وارده بر پیکر افغانستان و مردم مظلوم افغانستان تمامی جنایت کاران از هو قوم و نژادی که هستند به اندازه خیانت شان سهم داشته امیدواریم روزی فضای عدالت درین مملکت حاکم شده همه به سزای اعمال شان برسند ولی به هیچوجه نمیتوان گناه تمامی مظالم و جنایات وارده را به گردن یک قوم شخص انداخت و توقع داشت که صلح حکم فرماشود. ما سرداران زیادی در اقوام مختلف افغانستان داریم که همه افغانها به وجود شان افتخار میکنند. ما دانشمندان زیادی در اقوام مختلف داریم که بدون تبعیض تمامی اقوام مان به وجود شان احترام میگذارند. بهتر است افغان باشیم نه اینکه پشتون، تاجک، ازبک، هزاره و غیره
افغانان عزیز: ما در دنیایی زنده گی میکنیم که هزاران دانشمند کوشش پیدا نمودن جای زنده گی برای بشریت در سیاره های دیگر هستند ولی متاسفانه ما صرف به خاطر کاربرد واژه پوهنتون و دانشگاه ماه ها به سر همدیگر کوبیده حتی پارلمان ما هم موفق به تصمیم گیری درین رابطه به وجود ماه ها جنجال نمیشود. من از همه برادران افغان سوال میکنم که ایا تعغیر این واژه ها باعث کدام تعغیر در کیفیت نصاب تعلیمی خواهد شد؟
برادران محترم هیچ قوم افغانستان به تنهایی توانایی اداره و عمران افغانستان را ندارد کسانیکه قدرت را برای اقوام خود میخواهند در حقیقت قدرت را برای خود خواسته میخواهند قوم خود را فدای قدرت نموده از احساسات مردم عوام برای به قدرت رسیدن استفاده نمایند. یکی از تاسفات عمیق در افغانستان این است که به قدرت رسیدن، وزیر شدن، وکیل شدن و امثال این به مفهموم خدمت برای مردم نبوده بلکه به مفهموم داشتن موتر لنرکروزر زره، خانه وزیراکبرخان، سرمایه فراوان وامثال این ها میباشد نه به معنای واقعی که همانا خدمت به مردم میباشد. دلیل اینکه هیچ حرف ما در اجتماع جای ندارد این است که ما صرف در شعار دوست مردم هستیم نه در عمل
برادران عزیزبیایید افغان باشیم،
هفت سال گذشته اگر ما کوشش به خدمت به مردم را میداشتیم امروز شاهد دست آورد های بسیار خوب در تمامی سکتور های بازسازی افغانستان بوده، میتواستیم در زنده گی مردم افغانستان یک تعغیر مثبت بیاوریم. لازمه آوردن تعغیرات مثبت، بازسازی کشور و ایجاد فرصت مناسب به همه گان این است که وجداناٌ فداکار بوده، صادقانه بیاندیشمی و صادقانه عمل نموده هیچ چیزی در نظرمان با ارزش تر از وطن و مردم نباشد. من با یقین کامل ادعا مینمایم که اگر ما افغانان واقعی شده تمام مصائیب گذشته را فراموش نموده به افغانستان عزیز خدمت نماییم نه تنها اینکه یک نسل فداکار به نسل های بعدی افغاستان معرفی شده الگوی کسانیکه بعد از ما میایند قرار خواهیم گرفت بلکه یک آینده بسا بهتر را برای فرزندان خود به میراث گذاشته و نام خود را به خط زرین در تاریخ افغانستان ثبت خواهیم نمود. به یقین که اگر ما این فرصت طلایی را برای ساختن افغانستان عزیز را از دست بدهیم هیچ وقت قادر به داشتن یکه افغانستان مرفع و خودکفا که روی پای خود بایستد و با تشکر از کمک دوستان بین المللی بجای دریافت کمک به کمک به دیگر کشور ها بپردازد نخواهیم شد.
هموطنان عزیز بیایید بجای لطمه زدن به اقوام یکدیگر ریشه اصلی جنایات را درک نموده آنرا از بیخ خشک نماییم. بیایید بجای رقابت در جنگ و قدرت در کار، صداقت ،اعمار وطن و خدمت به مردم رنج کشیده افغانستان با یکدیگر رقابت سالم نموده افتخار بسیار بزرگ نسیب مان نماییم.
آنلاین : بیایید افغان باشیم
Dear Masood
At least there should be some one to confuse the reality and all the facts.
آنچه که مسعود نوشته است حقیقت است .اگر کسی به این نوشته ها باور ندارد میتواند لحظه در کنار مادر پیر و ستم زده شمال که پسرانش سال های سال در نوکر دلگی مشران و تولی مشران جنوب بوده اندو یا هم از پدر پیر تاجک و یاهزاره که فقط پسران او بوذند که باید عسکر میشدند و چوب سوخت جنگ ها میشدند و بعدا قهرمانی جنگ نصیب قوم دیگری میشد بنسیند و به داستان های واقعی انها که شنیدن آن انسان که واقعا وجدان بیدار داشته باد متاثر میسازد بنشیند . وقتی لحظه ضجه های مادران پیر شمال و تاجک . هزاره و ازبک را که از قوم و قوم گرایی چیزی نمیدانند بشنویی که چگونه دلگی مشری پسرش راکه نوکر خانه او بود فقط به خاطر حرف ناچیزی قطعه قطعه کرده و در کنار دروازه او رها میکنند آنوقت حرف های مسعود را تایید میکردید . وقتی به اینها هم باور ندارید به داستان و آهنگ های محلی سر زمین شمال گوش فرا دهید که چگونه فرزندان شان در عالم بیگناهی به چوبه دار میرفت مانند آن آهنگ محلی طوره که چطور طوره را بی باکانه حاکمان محلی آنزمان بدون محاکمه به چوبه دار میبرند . مانند آن هزاران آهنگ دیگر
از این ها هم همه بگذریم گاهی وقتی کنار سالمندان شمال بنشینی طیق معمول مانند همه سالمندان قصه های از دوران گذشته ها سر میدهند وقتی به اشخاص و افراد که آنها بدون کدام ملحوظی نام میبرند که به اصطلاح حاکمان و قدرتنمندان آنزمان بودند این سوال وجدانت را مییازارد که چرا این زن و یا مرد پیر این همه از دلگی مشران قاضیان و حاکمان که از جنوب به شمال میامدند سخن میگوید آیا در این سر زمین پهناور شمال که روزگاری بزرگ راه تجارتی جهان بود و غنی ترین فرهنگ را داشت پسری نبود که حاکم حد اقل یک پست دولتی اینجا را عهده دار شود . چرا همه حاکمان و قاضیان و صاحبان قدرت از مناطق پشتون نشین اینجا وارد میشد وپسران سر زمین شمال و تاجک هزاره و ازبک باید تنها باید نوکر شوند و عسکر باشند . هر کس این حرف های مسعود را رد میکند میخواهد از حقیقت چشم پوشی کند ولی بیاد داشته باشید که اگر مسعود هم این را نمینوشت همه این خقیقت را میدانند که گویای آن این مبارزات آزادیخواهانه این اقوام است که به هر صورت به ناگامی میانجامد و یا به بد نامی انجامیده است گویای این حقیقت است که این هم شاید توطیه بعضی عناصر بوده است که از به قدرت رسیدن این اقوام حسرت میبردند نمیدانم چرا بسیاری ها از شنیدن حقیقت هراس دارند . برای انسانهای که وجدان بیدار و پاک داشته باشند قوم و نیاکان مطرح نیست فقط باید از حقیقت و صداقت پیروی کنند .
Masood aziz, maan fikir mekonom ke mesle shoma pashton hay sadiq wa haqiqatgo bisyar kaam payda mesha ke haqiqat ra ke tawri ke ast bayan konan. shoma mohafaq bashin wa afarin bar shoma.
سلام برادر نازنین مسعود قیام پیامبر وحدت ملی در افغانستان.
من خدا را شکر میکنم به تفکر نیک شما و قلب مهربان شما و وسعت نظر شما که نسبت به آینده و گذشته وطن عزیزم افغانستان و مردمان این سرزمین که هرگز آزادی و آرامی را ندیده و دردست یک مشت انگشت شمار رهبران و امیران و جنگجویان دیوانه اسیر بوده یک برادر را علیه دیگر برادر استعمال کرده و خود بمفت خوری مصروف بوده و تا حال بحیات پر تجمل خود ادامه میدهند .
ولی عصر مسعود قیام آغاز گردید دیگر پشتون و تاجک و ازبک و هزاره و بلوچ و ایماق و پشه ای و نورستانی میداند که که باهم برادر و خواهر و جز یک خانواده بوده و برای فاشیستان و ملیت گرا های ایکه وحدت ملی مارا باشاره عرب های وحشی و پاکستانی های دال خور و ایرانی های متعصب خدشه دار شده سراز نو احیا خواهد شد .
مسعود جان. قیام بر حق تو در اعتراف جوانمردانه تو که صدای یک پشتون نه بلکه صدای واحد ملت افغان است که گذشتگان من و تورا به محکمه کشانده و در گورستان جهل خودشان مدفون و پیغام نوینی است که نسل من و تو را برای ساختمان جامعه واقعی افغانی و عاری از تعصبات ملی و مذهبی سوق میدهد ما نسل جدید نمیگذاریم که دیگر بازی بحیات اجتماعی آینده مان و کشور عزیزمان افغانستان صورت بگیرد . مسعود جان قیام . تو قلم هارا شکستی که علیه ملت افغان مینوشتند نفاق و تفرقه ایجاد میکردند من اگر چه تاجک هستم ولی منحیث ایک افغان احساس آرامش دارم زیرا من در افغانستان و یک افغان تولد شده ام و میخواهم قربان وحدت دوباره نسل نوین وطن عزیزم افغانستان شوم .امید وارم که همه وطنداران عزیزم دست هارا بهم داده و در آبادی کشور ختم جنگ و خونریزی متحد شوند
زنده باد افغانستان و ملت جوان افغان
برادار محترم:
ګمان میکنم که دوریت از وطن سبب این شده تا حقایق را فراموش کنی. برخاستن رادمردان و فداکاریهای انها درست مثل قهرمان ملی احمد شاه مسعود و همردیف های او ناشی از عشق انها بخاطر وحدت ملی و حفاظت هویت ملی و جغرافیای کشور اکنونی که خانه مشترک همه اقوام است میباشد. ایا با تاریخ سر وکاری داشته ایی؟ ایا میدانی که تکامل و ارتقا یک کشور مربوط میشود به وحدت ملی وهمه بینی؟ ایجاد کشورهای درجه یک مانند ایالات متحده امریکا نتیجه وحدت انهاست بر منافع مشترک ایشان ورنه همجو قدرتی امروز ظهور نمیکرد.
بس بیاید تا همه تحت عنوان یک افغان واحد و یک افغانستان واحد این ملت دردمند را از راه تامین عدالت اجتماعی وراهای مثبت از فاجعه فروباشی و محتاج نجات داده و به عنوان یک افغانستان ازاد مسقل و خانه مشترک همه دست بهم داده و کشور را نجات دهیم. همه افغانیم و همه متوطن یک خانه مشترک. این که افراد بخاطر بقای جنایات ویا دوام خویش از اقوام و نفاق افکنی استفاده میکنند همه از سطح بایین دانش ومعلومات کافی از سرزمین خویش میباشد. ما تحت عنوان احساسات که ناشی از قوم برستی باشد قرارنکرفته و اب را به اسیاب دشمنان وطن که اکاهانه میخواهند مارا بی خان ومان کنند نخواهیم ریخت. در خواست من منحیث یک افغان تاجیک از شما اینست تا خانه ویرانی را کنار کذاشته و مردم را به بیراهه نکشانید. اعراب بعد از ظهوراسلام که در حقیفت سبب اتحادایشان کردید توانستند که در مدت کمی به فتوحات بزرکی نایل کردند. اتحاد را رونق دهید تا خداوند ترا موفق نکهدارد. والسلام
عبدالکریم تجلی
گرفته شده از سایت سمنگان در یچه برای همزیستی..
جمعه, 15 قوس 1387
اخیرا نوشته به قلم اقای مسعود قیام وبا عنوان ( نیاکان من محور جدال در افغانستان ) در سایت کابل پرس? نشر گر دیده است که ظا هرا به نقد و محکومیت حا کمیت های گزشته پر داخته است اما در متن ان زیرکانه به موارد دیگر اشاره رفته است که هم بیان گر چا لاکی اقای قیام می باشد و هم باعث تأسف تعداد زیاد از مردم گشته است- نبشته فعلی ما در همین مورد وپیرامون مقاله اقای قیام به تحریر امده است. ( مسعود قیام) روز نامه نویس وخبرنگار عصر هجوم طالبان نکتای دار در کشور وازروشنفکران طراز نوین و خواهان ملت سازی در افغانستان می باشند - برای روشن شدن منظور مان نا گزیر از بیان یک اشاره هستیم بدین قرار به یاد داریم که: در زمان حکومت ترکی الی نجیب روشنفکران تحصیل کرده افغانی هر چه می توانیستند - ظابط وصا حب منصبان نظامی وقهرمان جنگ ونبرد تولید می نمود ند- ودر دوره جدید ظاهرا حا کمیت دریافته که به ابزار دیگر نیاز است لذا هر چه توانیست ژور نالیست ازاد ودمو کرات به وجود اورد ه است. اما در کل برا تامین یک هدف - یعنی تحکیم حا کمیت وتعمیق ریشه های در حال فرسایش اقتدار وانحصار قومی - این دسته از روشنفکران که مسولیت طراحی تفکر واستراتیژی کلان و دراز مدت دولت را به عهده دارند کسانی هستند که همانند ترکی وحفیظ الله امین عمل می کنند - وهمانند انها ملت متحد ومترقی می خواهند اما با شعار هایی متفاوت و از پیش اندیشده شده و زمانه پسند. اینها مدعی ملت واحده افغانیه هستند اما بدون نام ومطرح شدن قومهای چون: تاجیک - هزاره وازبک .. درز مان گزشته شعار ها بیشتر در محوریت خلق کبیر بود وامروز ملت بزرگ افغان ! وبدین دلیل گروه از کار شناسان مسایل سیاسی افغانستان- افراد مثل اقای مسعود قیام را از تیم وتنظیم شده گان افغان ملت و ادراه بر سر اقتدار- دانسته و معتقد هستند که این سوپر روشنفکران سمپا تهای شعار برزبان وانحراف گر حاکمیت وحزب انحصار طلب افغان ملت اند که بیشتر برای کنترل - پراکنده ساختن ویا فریب و به دام اندا ختن روشنفکران اقوام غیر پشون به وجود امده اند . انها معمولا با بر خورد های بچگانه وریا کارانه تحت شعار وحدت ملی وملت افغان - از قوم ونام اقوام وحتی زبان انها گریزان ومتنفر هستند - که انها نام افغان را جامع الاطراف و مانع الاغیار برای تشکیل یک ملت و دولت مدرن می دانند - وملت افغان منهای اقوام را ارزو دارند!! در این صورت نام مناسب برای این دسته - ستون پنجم اقتدار خواهد بود. اعمال و کردار این مجموعه نیز گویایی همین حقیقت است. اینها روی مواضع پا فشاری می نمایند که قبلا طالبان ان را عمل نموده و امروزه از خوا سته های مهم حزب افغان ملت می باشد.. اقای قیام شما- زیر لفافه اعتراف به ستمهای گزشته توسط به اصطلاح اجداد خود - از جمله قلب و قبله فکری ملت صلح طلب وصادق هزاره استاد شهید عبد العلی مزاری را با زیشت ترین جملات نشانه گرفته و به تو هین و نا سزا گفتن به ان پر دا خته اید . لذا لازم است که بطور خلاصه به نوشته شما پاسخی ولو کو تاه اما بر اساس فرهنگ هزاره مو دبانه نونشته وتقدیم حضور تان نمایم .با این یادوری که: ما چرا به نوشته شما بهای جواب دادن را داده ایم؟ به خاطر ان بوده است که شما یک نیروی جوان هستید و پر انرژی و هنوز هم فرصت برای درست اندیشدن و تغییر کردن دارید. یعنی اگر بخواهد می توانید بدون تو هین وتحقیر دیگران حرف وسخن تانر ا برای مردم مطرح نموده. وبرای تحقق اهداف تان تلاش کنید. والا شاید کسانی دیگری هم باشند که به مردم هزاره ورهبری انها تو هین وتحقیر می نمایند.
بهر حال من به عنوان یک هزاره هم وطن می خواهم سخنان چند ونکته های ساده ای که برای همه قابل فهم باشد - با اقای مسعود قیام در میان بگزارم. سخن اول انست که: اقای مسعود قیام باید بداند - وضع زندگی کشور وجهان ما حول من وتو تغییر کرده است. لذا از اینکه می بینی یک برده دیروزی در مقیاس سخنان تان با شما گپ دارد و به نقد تفکر تان می پردازد نا راحت وعصابانی نشوید- سخن این است که اعترافات شما چیزی جدید ویک عمل ابتکاری نیست - قبلا نیز این ا عترافات به صورت روشن تر وشفاف تر ان بارها از جانب دیگر وطن دارن پشتون ما مطرح شده است - ولی به خاطر عدم صداقت گویند گان ان به جای نرسیده و نتیجه عملی در برنداشته است. یعنی بعد از مراحلی شعار دهندگان به همان سوی رفتند که مثلا عبد الر حمن خان و ملا عمر رفته و می روند. مگر سخنرانیهای ترکی و حفیظ الله امین ودیگر همکاران انها از یاد ما می رود. انها حد اقل در جهت عملی هم گامهای گر چند متزلزل برداشته بودند . اما بعدا ثابت شد که جنگ انها با مثلا خا ندان ال احیا فقط بر سر لحاف ملا نصر الدین- قدرت وسر مایه بوده است.
اما مسله اصلی که می خواهم بدان اشاره نمایم واز عنوان این نوشته نیز پیدا است- ان می باشد که استاد عبد العلی مزاری- همان کسی که شما با بد ترین جمله ها- به او تحقیر وتو هین کرده اید- در میان میلیو نها هزاره محروم وهم وطن شما به حیث بابه - پدر- رهبر ومنجی عدا لت خواه مطرح ومورد احترام وعشق وصف نا شدنی انها قرار دارد.. بدون شک شخص شما این مسله را خوب می دانید- چون شما به عنوان یک روز نامه نویس و خبر نگار- صاحب چشم وهوش- در کابل وسراسر افغانستان وحتی خارج از وطن شاهد ادای احترام ونثار محبت اگا هانه و معقو لانه هزاره ها نسبت به افکار وشخصیت استاد مزاری بوده اید! و می دانید که این محبتها تنها بار احساسات قومی ویا به زعم بعضیها رنگ وبوی عوامی ندارد- چون در صد بزرگ وبخش اعظم از مردم هزاره - خصوص نخبگان -متفکران- نویسندگان - شاعران - هنر مندان پهلوانان ورزشکاران مشهور و بنام هزاره از زن مرد و با هر گراییش که هستند چپی - راستی ومیانه رو به مزاری به دیده محور عزت- وحدت- ویکپارچگی خود ها دیده و افکار و اموزه های اورا عامل بیداری سیاسی - فرهنگی و اخلاق اجتماعی شان می دانند. ودر این جهت شما می توانید به نوشته ها - کتب - مجلات واشعار شاعران هزاره که الحمد الله تعدادشان هم رو به افزایش است مراجعه نماید.
و همچنین اندیشمندان وبزرگان فکری واجتماعی دیگر اقوام از جمله پشتونها مزاری را به حیث محور وحدت ملی - صلح و استقلال افغانستان دانسته وبه ان احترام قایلند . بهر حال این نوشته بر ان نیست که افکار وشخصیت ممتاز و استثنایی مزاری را برای شما شرح بدهد اما با قدرت و اطمینان کامل می توانم بگویم که روشنفکران واقعی ملت افغانستان نسبت به استاد مزاری با دید حرمت و احترام نگاه نموده اند. بزرگواری وفرزانگی این شخصیت ملی در حد رفیع و گرامی است که حتی قاتلان مزاری یعنی همانهای که به عنوان عمله دشمن افغانستان عمل کرده وفرزند رشید ومدافع سر بلندی وطن را به شهادت رساندند- نیز دلیل برای توجهی جنایت شان زکر نکردند. وحال با در نظر داشت ان چه گفته امد تو هین به مزاری تو هین به افغانستان خصوص ملت هزاره نیست. ایا یک روشنفکر جوان که ارزوی ملت سازی ملت واحد را دارد می تواند با احساسات شریف وپاک و یا باور های یک قوم ویا یک ملت بدین شکل غیر مودبانه تو هین نماید؟ اقای مسعود قیام ! نیشخند زدن به اسطوره های فرهنگی واجتماعمی یک مردم ولو محروم که فعلا از داشتن قدرت نظامی وسیاسی محرومند - به یقین نمی تواند به ابادی وطن وساختن ملت واحده واینده درخشان که شما تصورش را می نماید خد مت نماید؟
یا اینکه شما مثل شا هان ستمگر گزشته افغانستان و حاکمان غییر مسول ونفرت افرین فعلی - واستعمار جدید - باور وعقیده دارید که فهم ودرک صحیح در اختیار وانحصار یک قوم وخون مشخص است ودیگران نمی فهمند وانگاه شما وظیفه اسمانی دارید تا مردمان نفهم و وا مانده را از قید خرافت وجهل فکری رهایی بدهید- یعنی شما با این مقالات تان می خواهد که روشنگری نموده وعصر جدید از زندگی رنگین کمانی را که در ان به جز ملت افغان نام ونشانی نباشد اعمارو افغانستان را از قید اقوام و رموز افتخار وشاه فردهای فرهنگی شان خلاص نماید؟
گوی که شما باور دارید با عث بد بختی وبحران- ترور ها وجنگها همین نام هزاره- ازبک وتاجیک و مظاهر تمد نی وسیما های تاریخی وفرهنگی انها هستند- نه شاهان ورییسان و امیر المو منین ها.و به همین دلیل پیکره های بودا شکسته و بزرگان مردم مورد تو هین وتحقیر قرار می گیرند . اری وطن دار محترم شما در زیر نقاب روشنفکر مابی بد ترین توهین وتحقیر ها را نسبت به ملت ورهبر هزاره مرتکب شده اید. ودیگر اقوام را نیز از نیش گرفتن در امان نگزاشته اید- هیچ کسی از مردم افغانستان قلم شمارا در جهت تحکیم وحدت ملی مناسب و موثیر ندانسته و نسخه که شما و هم فکران بازا ری تان - برای افغانستان تجویز کرده اید به نظر انها به تعویذ ریا کارانه - مار گیرانه - توعویض نویسان پل خشتی کابل شبا هت دارد. شما می خواهید با دفن واقعیتهای عینی جا معه - گزافه و رویا - خواب وخیال واهی - به خورد مردم بدهد. شما باید بدانید - کسی که وحدت ملی را اروز دارد اولین کارش احترام - تحمل وپذیرش دیگران می باشد. ولی شما کوشیده اید با یک حرکت زیکزالی وصحنه سازی معمولی اما در حقیت - از جمله نماد های وقار - رمز اعتماد و قامت عزت مردم هزاره لکد مال نماید. ومردم ما را توهین و تحقیر سازید ! شاید شما بگوید که راه یکی شدن ما همین است که از رهبران گزشته مان و تاریخ و ارزشهای فرهنگی و مردمی مان تبری بجویم - چون سبب اختلاف ما انها بوده اند- نه نظا مهای ستم پیشه دیروز وامروز افغانستان. اقای مسعود قیام شما اختیار وحق دارد که در باره نیاکان واجداد خود هر نوع قضاوت را بنماید اما ما به بابه مان به عنوان ناجی و اموزگار خود ومعمار وحدت وعزم سیاسی خود نگاه نموده وبدان احترام می نمایم. وضعیت امروزی و رفتار هوشمندانه وسیاسی هزاره در دوره جدید که صلح خواهی -عدالت طلبی و تجدد ومنشهای مدنی را پیشه خود سا خته اند همه از برکات اموزه های روشن گرانه - عقلانی و حکیمانه مزاری بوده است. امروز اگر هزاره ها - درامر مهم وسازنده مناسبات انسانی: همپذیری - مشارکت عادلانه و اهنگ نوین هم نوایی دارد- نتیجه فریا دها وبیدار گریهای مزاری بزرگ می باشد.
دیگر اینکه شما به ناحق پشتونها را عموما مورد ملا مت قرار داده اید اما ما هرگز چنین قضاوت را نمی پذیریم بلکه بر خلاف شما باور داریم که پشتونها حساب شان از چند ستم گر که جز قدرت وسر مایه و ارضای شهوت سلطه گرانه شان فکری نداشتند کا ملا جدا است. ومااین قضاوت را نسبت به وطن دارن مان در کل مد یون افکار بلند ودور نگری های مزاری شهید هستیم. شما حتما به سخنان مزاری در این باره مراجعه نماید.
خلا صه اینکه: من به عنوان یک هزاره در حال که نسبت به همه اقوام کشورم واندیشمندان ان وهم چنین به ازادی بیان وقلم باور اساسی وارمانی دارم -هیچگاه نمی توانم بپذیرم به کسانی که مورد احترام یک ملت باشد بی احترامی نما یم ویا بدون کدام سند ومدرکی برایش حکم صادر کنم . اقای قیام ! گزشته از شخصیت بارز مبارزاتی وصلح خواهی مزاری شهید وگزشته از انکه او یکی از بزرگترین رهبران سیاسی وفکری دوران اخیر کشور ما است. گزشته از انکه مزاری منادی عدالت وبرابری در ایجاد مناسبات جدید میان ملت افغانستان بود . او یکی از دانشمندان وعالمان بزرگ وروشن بین دینی و رهبران فکری جامعه ما است - و بدین خاطر سا لها ی متمادی بعد از شهادتش هنوز هم افکار بلندش- الهام بخش روشنفکران- نویسندگان وشاعران پاک نهاد ملت افغانستان وهزاره ها می باشد. اما بدون شک به همین مقیاس او به خاطر استقلال طلبی و عدالت خواهی وسر بلندی افغانستان مورد خشم ونفرت رقیبان و کوردلان خارجی وهمسایگان بد نیت قرار داشته است. ودروست به همین دلیل همگی در جهت به شهادت رساند نش- ایتلاف نموده واورا با دستان بسته با سخت ترین و غیر انسانی ترین شکنجه ها ولی به دست وطن دارنش -به شهادت رسانید ند. ما باور داریم که اگر مزاری جز سعادت و سر بلندی افغانستان را می خواست امروزه - حتما زنده بود و دست در دست ما فیایی قدرت وسر مایه می داد. اما مزاری با کرامت تر از تصور وذهن دست ساخته وبازاری زمانه ما بود.در اخر یکبار دیگر از روشنفکران هم وطن می خواهیم که به سخنان مزاری به عنوان یک انسان رنج دیده و اما متفکر ودیگر اندیش دینی وسیاسی بدون تعصب و گرایشات معمولی گوش فرا داده و گفته ها وافکار اورا مورد مطالعه مجدد قرار بدهند. ان گاه در می یابند که توهین به مزاری تو هین به افغانستان- تو هین به ازادی- وتحقیر به هزاره می باشد.ما امید واریم که روشنفکران واقعی ما راه بجز راه های تجربه شده یعنی نفی و حذف دیگران را به پیش گیرند. به واقعیت های مو جود کشور خود احترام گزاشته و با همدلی وپذیرش یک دیگر افغانستان وساختار نوین ان را بنا نهند. رضا ضیایی
سلام هموطنان عزیز
بیاید بخاطر داشتن یک افغانستان آزاد، مستقل،آرام و با ثبات که تمام اقوام و ملیت ها در یک فضایی دوستانه و برادرانه تحت یک بیرق در این قلمرو زندگی نمایند. واقعیت ها را پذیرفته و گامهای متین برای بهبود و ترقی برداریم.
برادران محترم، یک روشنفکر واقعی کسی است که نظریات و انتقادات اش خالی از هر نوع تبعیض بوده باشد.
با احترام
سلام هموطنان عزیز به خصوص مسعود جان!
واقعآ که حقیقت تلخ است.
مسعود جان! خدای تعالی با شما باشد و همیشه قیام تان را ادامه دهید اگر در باره هر قوم و مذهبی باشد.
من اخرین بار که مسعود را ملاقات کردم تقریبآ دو هفته قبل بود و مشتاق آن شده بودم که آیا می تواند حرف های را که در زبان دارد به عوام برساند،حال مطمئن شدم که وجدان بهترین محکمه است و انسان را می رنجاند تا زمانیکه حقیقت گو و قناعت طلب نباشید.
مسعود عزیز امید وار هستم که در مبارزه با حقیقت عقب نشینی نکنید و بنده صدای شما را در گوش های جامعه جهانی میرساند تا بتوانیم برای مبارزه با جنایت و خیانت هم رزم باشیم.
والسلام
سلام
با تشکر از آقای مسعود.
امیداوارم کسانی دیگری همچون شما در راستای افشای حقایق گام بردارند مهم نیست که این افشاگری مربوط به قوم خودش می شود یا به قوم دیگری. مهم این است که باید جنایت ها آشکار شود در محک قضاوت خواننده گان قرار گیرد.
البته مسعود خان یک چیز را باید بگویم که تمام رهبران افغانستان جنایت کار نبودند. بعضی از آنها تنها برای گرفتن حق و برای اینکه مردمشان دیگر تحقیر نشود دست به قیام زده اند و آنها را به نام جنایت کار خواندن به نظر من کار درستی نیست.
آقای مسعود عزیز
با تشکر از واقع بینی و شهامت شما
یک عیب دیگر پشتون ها که ننوشته اید و در نظراتی که بر شنوشته شما نوشته اند مشهود است این است که « هرگاه از آنها انتقاد می شود فریاد سر می دهند که وحدت ملی به خطر افتاده است. در واقع این منافع پشتون ها است که وحدت ملی را شکل می دهد اما هر بلایی که بر سر اقوام دیگر نازل شد احتمالا هیچ ربطی به وحدت و منافع ملی ندارد و دیگران عضو ملت نیستند.
پایدار باشید
آنچه آقای قیام گفته ونوشته است عین حقیقت است ای کاش همه چنین واقع بین می بودندتامشکل حل میشد درمیان همه اقوام خوب وبدوجوددارد ولی بعضی هاچنان درتعصب کورغرق اندکه بدخودوخوب دیگران رانمی بینندوبه همین جهت شخصیت بزرگ چون امیرعبدالرحمان خان را که بانی دولت جدید افغانستان است وعلیه ملوک الطوایفی مبارزه کرده است می کوبنداماازسوی دیگرجنایات عبدالعلی مزاری وپیروانی اورا که میخ برسرمردم می کوبیدندپستان های زنان را می بریدندورقص مرده براه می انداختند نادیده می گیرند ویاعملکرد ارتجاعی بچه سقاو را تائیدمی کنند .
زنده باد مسعود قیام
درود و افتخار بر تو ای آزاده مرد تاریخ افغانستان ! آنها نیاكان تو نیستند عزیز، آنها با تو هیچ نسبتی ندارند، همچنان كه محقق درنده و پست فطرت با من هزاره هیچ نسبتی ندارد.
بیائید عزیزان هموطن ! مسعود عزیز را سر مشق و الگوء خود قرار دهیم وهمهء جنایتكاران را ، از هر قوم و تباری كه باشند محكوم و از خود مان طردكنیم ، نه اینكه آنها را وابسته به قوم و تبار خود دانسته و به دفاع و خوش گویی بپردازیم .
آنها بیش از هر كسی به قوم و تبار خود جفا كردند . در جنگهای كابل این مردم مظلوم و بی دفاع بودند كه قربانی كینه توزی های ٱن درنده گان وحشی شدند ، مزاری هزاره های مظلوم را، مسعود تاجكان عزیز را گلبدین یا طالبان پشتونهای عزیز را مواد سوخت و قربانیان اهداف خود خواهانهء شان نمودند . در طول سه دهه جنگ فقط مزاری و مسعود كشته شد ، اما دو ملیون فرزندان من و تو شهید و معلول و سه ملیون آوارهء كشور های همسایه شدند. درحالیكه فرزندان و تمام ایل و تبار آنها از خون پاره های تن من و تو در خارج از مرزهای افغانستان بهترین زندگی را دارند ، زمینهء تحصیل و همه امكانات برایشان مهیا است در حالیكه پاره های تن من و تو از گرسنگی، سرما و هزاران مصیبت كه آن قهرمانان ملی مایان برایشان فراهم كرده اند، رنج میبرند .
عزیزان ! چه وقت ما سر عقل میائیم ، اگر من هزاره، توی پشتون، تاجك ، ازبك، جنایتكاران قوم خود را محكوم نكنیم و در عوض به ٱنها القاب شهید ، قهرمان ملی و چنین و چنان بدهیم ، هرگز و هیچگاه شاهد یك جامعهء انسانی و عاری از تبعیض را تجربه نخواهیم نمود. تا قیامت خون همدگر را خواهیم مكید.
به همین لحاظ كسانیكه دستهای كثیف شان به خون هزاران هموطن ما آلوده است نه تنها محاكمه نشدند بلكه بر كرسی قدرت با افتخار نشستند.
مسعود جان، خداوند شما را ششفا دهد. مرض رواني صدها بار زجر اور تر از مرض عضوی است. روس ۲ میلیون انسان ما را اعم از پشتون و غیر پشتون شهید ساختند، امریکاهر روز برادران وخواهران من و تو را شهید و ارزش ها و نوامیس ملي و اسلامی ما را توهین میکند، تو همه این جنایات را نادیده ګرفته افسانه میتذل ضد یک قوم که مثل دیګر اقوام باشهامت، غیور واما مظلوم است سر داده ای. افسوس که انسان چقدر پست و ظالم شده میتواند. دلت سرد نشده که پشتون و غیر پشتون این وطن از طرف دیګران کشته میشود؟
برادر عزیز مسعود جان سلام.
امید وار هستم صحت و سلامت باشید .
حقیقا" نمی فهمم که چه باعث گردیده است که این مطلب را شما نوشته کرده اید، ولی یک چیزی را که باید ذکر کرد این است که این را داود خان شهید نیز احساس کرده بود و حتا در صدد این بود که نام افغانستان را نیز تعغییر بدهد. حالا بسیار سخت که این مسائل را در داخل افغانستان یاد آوری کرد. من که خودم دوستان فروان از قوم پشتون دارم و به عنوان اینکه پیشینیان آنها چی کرده اند هیچ یاد آوری کرده نمیتوانم چون نمیخواهم باعث رنجش آنها گردد. راستی این نوع مطرح کردن واقعیت ها بسیار سخت است.
شما را به خداوند تعالی میسپارم
ارادت مند شما. ؟
سلام به تمام بزرگواران که نظریات موافق و مخالف دادند و همه جالب بود و نظر بنده اینست که اقای مسعود قیام دردی را یاد کرد که چنگ بدل همه زد اقای قیام عزیز روزی خواهد رسید که فرزند دلیر هزاره بلند خواهد شد و خاین هزاره را بدست خود خفه خواهد کرد و همچنان ازبک و پشتون تا باشد مردم افغانستان در پهلوی هم با صلح و صفا زنده گی کنند هیچ پشتونی بر غیر پشتون بر تری ندارد الی در تقوا و وطن دوستی من خودم سیدم بخدا قسم از سیدی خاین مثل سگ بدم می اید و مطمین هستم که برادر های پشتون و هزاره و ازبک و تاجیک از خاینین شان بیزارند و نفرت دارند من در بین برادر های پشتون زنده گی کرده ام و میشناسم مردم ساده و دل پاک هستند که از ساده گی و دل پاکی شان یک مشت انسان کثیف حرام زاده چنان استفاده کرده اند که دیگر از پشتون بودنشان نفرت دارند من تمام قوم پشتون را گناه کار نمی دانم ولی کسانی که در حکومت بودند و در قدرت بودند هم بحق ملت خود و بحق دیگر ملت ها جفا کرده اند .مثل وزیر دفاع صاحب خریطه کثافات جناب ایشان وزیر ولی امریکایی در خانه یک پشتون مظلوم در نصف شب بالای زن و طفل حمله میکند و شلیک میکند و کسی نیست که باز خواست کند جناب وزیر صاحب اظهار تاسف میکند و بس و افراد طالبا ن وقتی یک برادر مظلوم پشتون ما از نهایت مجبوریت و بیکاری یک وظیفه بخور نمیر دارد انهم از طرف خود پشتون در مناطق پشتون نشین بجرم همکاری با دولت سر بریده میشود
سلامونه !
من از پادشاهیت فارسی زبان ها و همراهی شان با پادشان مغول ( کله منار سازان ) چیز چیز های خوانده ام و و شاید همه اطلاع داشته باشید که پادشاهان افغانستان قبل از ابدالی ها یک عده فارسی وان های بودند که تجاوز و غارت گری و چور وچپاول و باج گیری و جزیه گیری و اسقاط ستانی را از کشور های همجوار خاصتاء هندوستان فیشن زمانه خود ساخته بودند و حتی بدون وصولیات ماهانه جزیه به نام اسلام محمدی که واقعاء بدعت و پستی و فقر اقتصادی یک دستگاه حاکم را نشان میدهد معاشیات روزمره رعایای خود را پیش یرده نمیتوانستند . در این گیر ودار ظهور اسلام محمدی در شبهه جزیره عرب و فعالیت های عربها برای ترویج دین محمدی کشور های مانند ایران و افغانستان و هند و حتی مالیزیا و ایالات های دیگر مالیزیا مانند صبح و سوراوک تلفات جانی و مالی زیادی را متقبل گردیدند , که در سر جمله همه کشور های بر باد شده توسط مسلمانان کشور پرسیه و اریانای کبیر دیروز است که تا امروز هزارو چهرصد سال اسلام از بدنی فرد فرد ایرانی و افغانی خون میمکند . بهر حالی بعد از گذشت زمانی از فعالیت ترویجی دین اسلام سلاطینی به وجود امدند در این کشور های مفتوحه که حامی مفادات عربهای بدو برای رفتن به جنت قلم داد میشدند و برای خوشنودی عربهای تازی شروع به ازار و اذیت قوم های شدند که به هر طریقی مسلمان نشده بودند و به دین خود پای بند بودند . یکی از ان کشور ها که به نام اسلام و خوشنودی خداوندگان مسلمان بار بار مورد تجاوز قرار میگرفت هند بود . که از زمان بابر و همایون و شیر شاه سوری و بالخره سلطان محمود غزنوی و بالخره در عصر جدید یعنی بعد از به وجود امدند کشوری افغانستان توسط احمد خانء تا جایکه همه خبر دارند سیزده بار در اصل برای غارت نمودن بت های پر از جواهر سومنات به نام اسلام , احمد خان حمله نمود و کم از کم در حدود یک میلیون هندوی دهقان و چوپان و غیره را ته تیغ نمود . از اینکه واردات خورد و بزرگی چون قطع نمودن سر رهبری سیکهه های امرتسر گرو گوبیندر سنگه و غیره بدست افغانها اتفاق افتاده است میگزریم چرا که یک عمل نامه از فجایع که سلاطین افغانها ( بزرگان ما و شما ) به نام اسلام به مقابل کشور های همجوار نموده اند موجود است که از سر تا پا برای هر افغان دانشمند و باسواد جای شرم و خجالت میباشد . ولی ار طرف دیگر قومی که بار بار مورد تجاوز قرار میگیرد بالخره به فغان میاید و برای انتقام یک روز نه یک روز بلند خواهد شد و در دفعات متعدد مشاهده شده است که راجچوتان و اهل هنود هند برا گرفتن انتقام در عقب دروازه های افغانستالن جمع شده بودند تا افغانستان را خشت از خشت بسوزانند . . یکی از ان موارد در زمان حکومت امیر عبدالرحمن خان بود که دیورند به نام نماینده گی دولت انگلیس و هند نیم افغانستان را خونبهای ان همه بدعتی ( بزرگان ) افغان که در تاریخ به هنود نموده بودند خواست , و وقتی امیر متوجه وخامت اوضاع گردید بدون تردد به خواهش دیوراند جواب مثبت داد . امیر عبدالرحمن خان که یک شخصی یا سواد کم سیاسی بود ؛ دانست که به جای از دست دادن همه کشور یک قسمت ان را شهید سازد تا باقی افغانستان را محفوظ نگه دارد قابل فهم بود . امروز , , , منظور درین سالی " حاضر " شمسی شما فارسی زبان های عزیز دنبال مسعود قیام که به جز توهین نیم دیگری قوم شما که اصلاء با هیچ کدام جنایات قبلی که ذکر نمودم یعنی رهبران پشتون نه تنها هم دست نبودند و نیستند بلکه به مخالفت هر نوع قتلو قتلو نیز هستند راه افتاده اید و نمیدانید که اخر این راه پیمایی شما به قتل یک عده بی گناه که فقط پشتون هستند میانجامد . من میدانم که شما همه عاشق افغانستنان هستید و میخواهید که مصدر خدمتی برای کشور خود گردید ولی از دماغ به جای احساسات رقیقه استفاده نماید و نوجه نماید که در تاریخ هر قومی نظر به تقاضا های زمان پیش رفته اند , مثلاء شاید واقعاء حبیب الله کلکانی دزد ( خادم دین دسول الله ) بوده باشد , و یا شاید مجید کلکانی یک شعلهء واقعی بوده که میخواست انقلاب را از دهات مانند ماو تسه تونگ به کابل سرازیر کند یا شاید ملا لنگ مانند دیگر ملاه ها برای انگلیس ها وظیفه انجام نمیداده . . خلاصه این بزرگان شما اند و این شما که باید از تجارب گذشته تاریخی افغانستان نو و تازهء را بسازید .
په دره ناوی .
شکر که یکی از برادران پشتون معترف شد.
برادران محترم و ارزشمندم!
همه این نطریات که خلاف قوم پشتون به نشر رسیده از همان انسانهای کهنه پیخ است که حامی پارچه نمودن افغانستان بوده و هستند.
همین پشتون بود که سایر قومها را سیلاب کشورهای قدرتمند جهان از بین برده نتوانست.
تشکر
بله ۲۶۱ سال پیش انگلیسها گپتان دادن و ما در اتشش تا هنوز میسوزیم.
سلام به دوستان گرامی!
میگویند کاسه چینی که صدا میکند خود صفت خویش ادا میکند۰ شخصیت۰ منطق و اهلیت جناب عالی آقای قیام را از نوشتارش میتوان خوب قیاث کرد۰ ولی از تصویرش معلوم میشود که حالت روانی خوبی هم ندارد۰ نظر بنده به جناب عالی اینست که هرجه زود تر به تداوی خود بپردازد۰