رفتن به محتوای اصلی
نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

گرچه بودای بامیان هزاران سال استوار در جای خود ایستاده بود و به عنوان یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی فرهنگی جهان در قلب این منطقه ی باستانی قرار داشت اما، با به قدرت رسیدن افغان ها، یک بار روی بودا تراشیده شد تا سیمای صاحبانش را از وی بگیرند و بار دیگر، پای بودا را تخریب کردند. در نهایت نوبت به طالبان رسید تا....

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

کابل پرس?: دوازده سال پیش یکی از بزرگترین جنایات تاریخی- فرهنگی سرزمینی که با حمایت استعمار تجزیه و افغانستان نام گرفته شد، بوقوع پیوست و گروه نژادپرست و قرون وسطایی طالبان، دست به تخریب بودا در بامیان باستان زد. در تخریب گرانبهاترین اثر تاریخی و فرهنگی این سرزمین، شخص ملاعمر و رهبران القاعده، با مشوره و همراهی دولت ها و استخبارات پاکستان و ملایان و شیوخ کشورهای عربی دست داشته اند.

طالبان تخریب بودا را زمانی روی دست گرفته بودند که در نقاط مختلف افغانستان، بنا به گزارش های مستند نهادهای بین المللی حقوق بشر از جمله دیده بان حقوق بشر، عفو بین الملل و بخش حقوق بشر سازمان ملل، دست به کشتار سیستماتیک، نسل کشی و یا ژنوساید زدند و هزاران تن از مردم هزاره توسط این گروه قبیله ای در نقاط مختلف به خاک و خون کشیده شده و صدها هزار تن ناچار به ترک خانه و کاشانه خود شدند. تخریب و از میان برداشتن نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان پس از کشتار، در کنار غصب زمین و تاراج دارایی شان، طبق سیاست مداوم حاکمان مستبد افغان، توسط طالبان روی دست گرفته شد. با کار گذاشتن دینامیت و بمب گذاری در اطراف بودا، بودای بامیان فرو ریخت و جهان یکباره متوجه عمق فاجعه ی بوجود آمده توسط این گروه وحشی شد.

چندی پیش حدود 300 تن از برترین شاعران جهان از 88 کشور در نامه ای سرگشاده به رهبران جهان، با بر شمردن جنایات سیستماتیک در دو قرن اخیر علیه مردم هزاره نوشتند که "علاوه بر این جنایات خونین، نابود سازی فرهنگ و پیشینه تاریخی این مردم و تبلیغ تاریخ نادرست و معلومات نادقیق در مورد هزاره ها، استراتژی بعدی دشمنان این مردم بوده است.

برای نمونه، درماه مارچ/مارس سال 2001 میلادی، طالبان، پیکره های بودای بامیان را که سمبول تاریخ و فرهنگ هزاره ها و از جمله شاهکارهای پنهان میراث انسانی نیز می باشند، با رسوایی تمام منهدم ساختند.

گرچه بودای بامیان هزاران سال استوار در جای خود ایستاده بود و به عنوان یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی فرهنگی جهان و میراثی بشری در قلب این منطقه ی باستانی قرار داشت اما، با به قدرت رسیدن افغان ها، یک بار روی بودا تراشیده شد تا سیمای صاحبانش را از وی بگیرند و بار دیگر، پای بودا را تخریب کردند. در نهایت نوبت به طالبان رسید، آنانی که از هر نوع درک و فهم تمدن و انسانیت عاجز می باشند و زمانی تلویزیون را حلق آویز کرده و دوربین عکاسی را ممنوع کرده بودند و امروز بمب به کمر خود می بندند، مکتب را آتش می زنند و دانش آموز و آموزگار را سر می برند.

در سال های اخیر، رژيم کرزی، همان سیاست حاکمان مستبد افغان را دنبال می کند، با طالبان همکاری نزدیک و هماهنگ دارد و ارگ ریاست جمهوری را به یکی از مراکز مهم و اصلی ترویج خشونت و تروریسم تبدیل کرده است.

سیاست طالبانی قبیله ای کرزی و اطرافیانش و گماشتگان فرهنگی اش که نان از استخبارات کشورهای دیگر می خورند، تاکنون مانع اصلی کار برای بازسازی بودا در بامیان بوده و سیاست حاکمان افغان برای تخریب بیشتر فرهنگ و تمدن همچنان ادامه دارد.

در چنین شرایطی به نظر می رسد که بهتر باشد تمام کاوش های تاریخی متوقف شده و تا برچیده شدن نظام مستبد و فاسد قبیله ای، آثار تاریخی باقی مانده از گزند آنان، در زیر خاک باقی بماند. در غیر اینصورت هیچ تضمینی برای سالم ماندن آثار تاریخی بجای مانده در زیر خاک، با تجربه ای که از این حکومت ها بدست آمده، وجود ندارد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

15 دیدگاه
كا بلي

نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

من مسلمان هم محمد (ص) مين عرب بيلا ل مين عبشه سلمان مين فار س اما دين قلب وا حيد فر هنگ انسان را
در مقام جا ي نمير سا ند انسان را سيخ در هر جا ي مقام مير ست دو ست من خد ا ميد اند در كجا هي د نيا ما
جير هستي از فر هنگ گب ميز ني از وطن دو ستي گب ميز ني با اين گب ها يي تو زمين بالاي تو خند ه ميكند
ميگو يد اين شخص چيقدر اخمق است خو ده صا حيب من دو رست كر ده خبر نيست چند روز بعدقو رد اش ميكنم

ارمان

نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

آقاى بى نام ,
جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل ودرجهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , ونسل کشى ازصفتهاى حاکمان پشتون اند
فرق من و شما دراين است واقعيت نهفته است که نگارش من دشمنى و دشنام عليه هيچ مردم ندارم و مقدارى از خصوصيات حاکمان پشتون را شماريدم. واما شما به ملت شريف هزاره توهين کرديند.
فصل اول جعل وتقلب حاکمان پشتون اين نگارش را پيرامون دوباره نشر مى کنم بخوان و بدان وکيف کنيد
پيرامون جهل تقلب و دروغ پته خزانه علامه عبدالحى حبيبى به گفته خوداش در سال 1944 انتولوژى پشتون (گلچين پشتون) گزيده از گرد آورى آثاراولين شاعران زبان و ادبيات پشتو را که خودشان شاهان هم بودند يعنى شاهنامه پشتو درقندهار "کشف" کرد. آثارشاعران اين گلچين يا انتولوژى درسال 1729 ازسوى شاه حسين هوتک جمع آورى شده که از آن نسخه درسال1886 کاپى گرفته شده است.
در گزينه ها سرودهاى زبان پشتو از شاعران قرن هشتم ميلادى (700-799) تا به قرن شانزدهم ميلادى 1500-1599) نگاريده وگنجانيده شده بودند. شاعران اين گلچين حتى پيش از شاهنامه فردوسى ( قرن دهم تا يازده هم ميلادى ) و رودکى پدر زبان وادبيات فارسى ( قرن نهم تا دهم ميلادى) زندگى مى کردند. به پندار حبيبى ادبيات نوشتارى پشتو پيش از ادبيات نوشتارى زبان فارسى پيدا شده است.
"علامه" عبدالحى حبيبى خواست ثابت کند که بلاخره زبان پشتو هم اثرى "شاهنامه گونه" پيدا کرده است که تاريخ نوشتارى کهن تر از "شاهنامه" فارسى دارد !?! انگارکه تاريخ ادبيات مسابقه موتردوانى ايست که بچه ها سالهاى شصت ميلادى قرن بيستم در جاده هاى کابل "پيشکان" مى زدند!! به پندار فريب خورد گان حبيبى قصه شاعران به گونه پیر روښان‎ اديب بزرگ زبان پشتو رحمان و شاعرشمشيردوست خوشحال خان مفت شد که تا اين زمان به عنوان اولين شعراى ادبيات نوشتارى پشتو پنداشته مى شدند و درخارج هنوزهم مى شوند. پس از نمايان شدن تقلب هم در سرزمين هاى پشتونشين. پيدايش "علامه" عبدالحى حبيبى پژواک شيپورشادى و کست ( نغاره بسياربزرگ) اين خرسندى درکوهپاره هاى هندوکش به اهتزاز درآمد ازخوشى آن اتن ها برپاشد. درهمين سالهاى دردبستانها وکانونهاى آموزشى ازاين گلچين درس داده مى شد که اين گنج است وباعث ا فتخار افغان ها منظورپشتونها استاين خوش خبرى را همين "علامه" به جهان داد. وازبخش فرهنگى سازمان جهانى يونکسو نام گرفت درخواست کرد تا اين اثر را بگونه شهکارهاى جهانى مانند شاهنامه فردوسى در ملل متحد درج وبه رسميت شناخته شود.
سازمان فرهنگى جهانى ابرازخوشى نموده و ازدولت پشتون افغانستان که ظاهرخان شاه اش بود خواست که اصل اين انتولوژى را دراختياراين سازمان قرار دهد. عبدالرحمان پژواک نماينده ديپلوماتيک دولت پشتون درسازمان ملل بود که خودش قوانين افغانيت را نگاريده بود. اين پيدايش به پرده نمايش انجاميد. علامه حبيبى مجبور شد وگفت که اصل اش گمشده است و ازاو يک کاپى موجود است.
ايرانيستکها جهان و بويژه پشتوشناسان از آلمان , اتاليا , ناروى و پاکستان تعقيقات فنى خود را آغاز نمودند چون اصل اش دراختيار نبود سن رنگ و سن برگ يعنى قدامت تاريخى اين خزانه را نتوانستد تعين و نمايان سازند.خوشى پيدايش "پته خز انه" را داد. اين خوش خبرى را همين "علامه" در سال ١٩٤٤ به جهان داد. و در کشور ناره و فريا د اتن و سرنا شد که بلاخره زبان پشتو هم اثرى "شاهنامه گونه" پيدا کرده است که تاريخ نوشتارى کهن تر از فارسى دارد !?! اما اين خوش خبرى اندکى پس ازآن به شور خبرى و رسوايى تبديل شد.
چرا?
اما همين ر فورمهاى گرامرى زبان پشتو بود که دروغ دانش ادبى را آشکار ساخت و تقلب اين علامه را بر ملا ساخت چونکه در اين "پته خزانه" از ساختارها و قواعد زبانى پس ازاصلاحات زبان پشتو در سال ١٩٣٦استفاده ش ده بود.
دانشمندان غربى ادعا کردند که دراين اثر از آوازها (دو حرف ځ و ڼ) استفاده شده که هم حرف ځ و هم حرف ڼ درسال ١٩٣٦ اختراع شده است . پس به هيچ گونه نمى تواند اين ثر کهن تر ازاين سال باشد" علامه" عبدالحى حبيبى مجبور شد که اين پته خزانه را به گونه کاپى در سال ١٩٧٥ بيرون کشد و اصل اش را نه .با وجود که زبانشناس لورنس راضى شده بود که همان قسمتهاى که درآن ثبوت براى تقلب پيدا نشده همان مورد قبول دانشمن دان قرار گيرددرآن را به عنوان انتولوژى پشتو به رسميت شناخته شود.
و سازمان فرهنگى ملل متحد پته خزانه رابررسى نمايد تا در گنجينه ميراث فرهنگى بشرى قرار گ يرد اما دانشمندان ديگر ثابت ساختند که ازديدگاه املا و انشا وسبک پته خزانه به يک شيوه ادبى قرن بيستم نوشته شده است .ولى علامه همان اصل را با خود به گور بر ايرانيستکها جهان و بويژه پشتوشناسان از آلمان(منفريد لورنس) , اتاليا (لوچى سيرينا لوىSerena ) , ناروى George() Morgenstierne و پاکستان تعقيقات فنى خود را آغاز نمودند چون اصل اش دراختيار نبود سن رنگ و سن برگ يعنى قدامت تاريخى وچگونگى وترکيب رنگ قلم و کاغذ اين خزانه را نتوانستد تعين و نمايان سازند. مجبور بودند که پڗوهش وبررسى خود را درزمينه قواعد دستورى زبانى گرامرى و شيوه نگارش وانتخاب واژه هاى زمانها ويا دورانهاى گوناگون نمايند.
ايرانيستکها جهان و بويژه پشتوشناسان از آلمان (Manfred Lorenz) , اتاليا (Lucia Serena Loi) , ناروى GeorgeMorgenstierne و پاکستان تعقيقات فنى خود را آغاز نمودند,,,.دانشمندان غربى آوازها ى (دو حرف ځ و ڼ) را پيدا کردند استفاده شده که هم حرف ځ و هم حرف ڼ درسال ١٩٣٦ اختراع شده است . پس به هيچ گونه نمى تواند اين ثر کهن تر ازاين سال باشد1-لوچى سيرينا لوى, 19872-منفريد لورنس 19883-داويد نيل مک کنسى4-قلندرمحمد 1988بعضى دانشمندان اين گلچين را يک اثر ادبى anachronism اناکرونيست (غلطى هاى پيرامون رويدادها و شخصيتهاى تاريخى و پادشاهان که با دوران هاى تاريخ هماهنگى ندارند) نا ميدند. واما يونکسو بخش فرهنگى سازمان جهانى از دولت پشتون خواست که بدون به اختيار قرار دادن اثر اصلى اين گلچين "پته خز انه" در ميراث ادبى جهان درج شده نمى تواند وهم به رسميت شناخته نمى شود.چرا?,.حروف ميتوانند حقيقتياب باشند ځ و ڼ) ازهمان آوان اين اثر "پته خز انه" Pata Khazana يعنى گنج پنهان مشهورشد که بازهم درآن يک زريکى نهفته است مانند تغير نام فارسى به درى مانند نامگذارى کشور به ستان افغان.
اناکرونيسم جعلی بودن «گنجینهٔ پنهان» پته خزانه هم درنگارش نام روزهاى هفته و تاريخ ماه ها نهفته بود. عبدالحی حبیبی از تقويم عمرخيام که درسترين تقويم مى باشد,استفاده نکرده بود, زيرا اين تقويم خورشيدى با صورت فلکى و يا تصويرحيوانى هماهنگمى باشد وبااين تقويم متوانيم تقويم خورشيدى به تقويم قمرى تبديل نمايمکه بايد سال کبيسه مدنظرگرفته شود.درپيوند با تقويم خورشيدى تقويم ميلادى وجوليانى در زمان پاپ گريگور درست شد که متاسفانه نامهاى ماها ويا صورت فلکى حيوانى گدوودشد.برج فلکى حيوانى "حمل" "کوچ" که ماه اول بود در تقويم ميلادى ماه سوم شد. برج ميزان که ماه هفتم است به ماه نهم ميلادى شد باوجود ايکه "سبتامبر" درلاتينىهفت اکتوبر 8 , نوامبر 9 و دسامبر 10 معنى مى دهند.باهمين اسناد آشکار شد که عبدالحی حبیبی خودش و دوستانش پته خزانه را جهل کرده استپاياننامه و نتيجه گيرىاگرثابت مى شد که اين گلچين قدامت پيش از شاهنامه را داراست پس اين را ثابت مى کرد که زبانهاى نو ايرانى درقرن اول و يا دوهم هجرى بوجودآمده اند ونه درقرن سوم وچارم هجرى. درپته خزانه ازآثارشعراى نام گرفته شده که آنها با حروف پشتو وفارسى کردى بلوچى (الفباى عربى) آشنا نبودند اين الفبا درقرن سوم وچهارم هجرى به کشورى آمد که او را افغانستان مى نامنداين سياست را در اروپا سياست شترمرغى مى نامند.
دراينجا شتر است و زورکه نرسيد مرغ ام . زبان شرين پشتو بدون زبان باستانى مى باشد که زبان اززبان مادرى هندوايرانى تکامل يافته است.ريشه اين زبان قشنگ درسنگ نوشته هاى پيدا شده که بسيارى اين آثار گرانبهارا گل محمدخان مهمند نابودساخت.غلطى ويا اشتباه نمودن پديده انسانى ايست وقابل پوزش. اشتباه اگر آگاهانه باشد فريب است وفريب قابل پوزش خواستن است و نه بخشيدناگربه تاريخ سازى نگاه کنيم خواهيم ديد که فريب هاى بزرگ رخ داده که اين بازي دادن ها شکل منظم ستيماتيک و تقليدى (از نمونه هاى فرهنگى وحماسى ديگران تقليدشده) بخودگرفته تقلب بازى دادن است و درنهايت جنبه نمايشى دارد. درقندهار يا کندهار که گندهارا اسکندر سکندريا ساخت اتفاقى حماسه و انتلوژى نوشته مى شود .حماسه دوشيزه ملالى ميوند هم شکل حماسه "دخترباکره ارلويان" فرانسه که به آن ژاندارک هم گفته مى شود که باعث پيروزى سربازان فرانسه گذشت. که آن سربازان ازدوشيزه غيرت يادگرفتند.
پشتنوالى واژه پشتنوالى پس از پته خزانه ساخته شد که سند نوشتارى ارزشهاى مردمان پشتون است گردآورى آن را عبدالرحمان پژواک کردپرازغيرتوغيرتمندى ايست. البته که دوشيزه ملالى درميوند به پشتونها غيرت نبخشيد بلکه به مردمان غيرپشتون. غيرتمند در پشتونوالى درجاست.پاکستان هم اسطوره ملاله يوسفزى را ساخت و آنهم گفتوشنو تلويزونى آن دخترک با فرستاده امريکا!
آقاى بى نام , آيا شما از واژه کوشان آگاهى داريند? آياچهره کوشانى ها به حاکمان پشتون مى ماند و يابه مردم هزاره ويا تاجيک واوزيک?
آيا مى دانى که هزارسڀاه, هزارچشمه, هزارکوه, هزاربرج, هزارباغ ......درکجا قراردارد???
ادامه دارد
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

ناشناس

نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

مسله کوشانی ها راهمرای تاجیک ها جنجال کن که ازشما است و یا از اونها چون اونها میگوید که از آنها است و من هم هم نظر اونها هستم ولی درباره هزار سپاه هزار کوه و وغیره ات باید بگویم که اون مربوط یک قبیله کوچی پشتو ن بنام هزاربوز است نه مربوط شما واین که چرا نام اش فارسی است بخاطریکه زبان پشتو و فارسی در ابتدا یکی بودند وبه مرور زمان جدا شدند واینرا تمام زبان دانان جهان قبول دارد که این هر دو زبان از شاخه اندوآریای است واین یک واقعیت تثبیت شده است این که کدام اش سابق است وکدام اش پسان بوجود آمده و از سابق اخذ شده پشت آن نمیگردیم چون ریشه یکی است و منظور من ثابت کردن ریشه است وبس وهمچنان این خودش دلالت به بسیار قدیمی بودن این قبیله کوچی پشتون میکند. دیگر چیزهایت چرندیات بود بی جای دور به دراز نوشته کردی و میخواستی من را گیچ کنی و جواب سوال من را ندادی واین که گفتی که به مردم هزاره توهین کردی توهین نکردم و توصیه برادروارانه را برایشان کردم و اگر خودت سوال کنی که خی چرا ما را هزاره مینامند برایت بگویم که این نام خود شما نیست اینرا مردم افغانستان سرتان مانده وباید از اونها تشکری کنید که به شما نام داد ولی به مرور زمان نام اصل شما از یاد اش رفت ونام که خود شان برایتان داده بود سرتان باقی ماند که به تاریخچه اش نمیروم که باز خفه میشوی چون عاقلان را اشاره کافی است ودر آخر هم باز از پیش ات یک سوال دارم که چرا مردم ایران شما را به جای هزاره بنام بربری میشناسد واین را قسم برایتان میخورم که به گوشهای خودم از ایرانیا شنیدم که قوم خودت را بربری صدا کرده یا اونها را هم پشتونها گفته که شما را بربری صدا کند هه هه.

زال
نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

اوج شعور فرهنگ به قول خودشان ایرانی، بربری، ترک خر، رشتی بی غیرت، عرب سوسمارخور.

پرویز "بهمن"
نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

جناب آقای بی نام!
من تمام مطالب جناب ارمان را هم خواندم وپرسشهای بی ربط شما را هم. شما میگوئید که ازچه وقت به اینطرف هزاره ها را هزاره میگویند؟ اگر به جغرافیای تاریخی منطقه رجوع فرمائید هزارستان نام مناطق چون بامیان اروزگان وسمنگان وبغلان غزنی یعنی چار دور بر آن (حوالی) آن را بعداز خراسان اسلامی تشکیل میداد؛ درتاریخ اعراب غرجستان مرکز هزارستان ذکر شده است؛ از اینکه جناب عالی زیاد به قیافه های ظاهری خیلی تاکید ورزیده اید وحتی وجه تسمیهء بربرهای ایرانی را نیز مطرح ساخته اید باید خدمت جنابعالی عرض شود که شباهت شکل وقوارهء بتهای تخریب شدهء بامیان به مردم محل نشاندهندهء قدامت هزاره ها چندین صدسال پیش از اسلام را درمنطقه میرساند. البته خلط شدن لشکریان مغول با ملیتهای منطقه تنها شامل هزاره نیست. بلکه پشتونها؛ کوردها؛ بلوچها وتاجیکها وازبیکها وایرانی ها پاکستانی ها که امروز به نام کشورهای مختلف یاد میشوند؛ حتی عراقی ها را نیز شامل میشود. حملهء چنگیز به این کشورها تا حد زیادی اصالت های نژادی قبلی را مختل ساخت. شاید همین اکنون اگر خود جناب عالی باوجودیکه پشتون استید اگر درکدام لابرتوار خون خویش را با یک تبعهء مغلستان مورد آزمایش قرار دهید حتما با آن مغولستانی ازیک نژاد برائید. یک نکتهء دیگررا خدمت محترم آرمان عرض میکنم که " قلندرشاه مهمند" محمد" تخلص نکرده است بلکه مهمند بود ونخستین پشتون تباری بود که بر صحیح بودن پته خزانه خط بطلان کشید وآن زبانشناس نارویجی آقای مورگنسون استاد آقای زیار نیز می باشد که منکر اصالت پته خزانه ازنظر قدامت تاریخی می باشد. واین قول آقای ارمان را تائید میکنم.
با احترم
پرویز بهمن

ارمان

نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

پرویز بهمن بزرگوار, سپاس از معلومات شما
بلى, قلندرشاه مهمند , شروند پاکستان , نمى توانست پته خزانه را تاييد کند. نامگذارى هميش به يک انسان ازجانب کسى ديگرمى شود هيچکسى و يا قومى در همين گيتى پيدا نمى شود که نام خود را خود ساخته باشد.
واژه افغان و واژه پتان ( ژبه به واژه پيوند دارد نه به لغت) اصطلاح بيگانه به مردم شريف پشتون است. اين خودش يک فريب بود تغيرنام کشور از خراسان باختر غرجستان زابلستان مالستان ووو به افغان ستان يک کارحاکمان پشتون بود. جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل ودرجهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , ونسل کشى = حاکمان پشتون اينرا يک فورمول رياضى فکرکنيد. ازاين پس مجبور نيستم که همه چگونگى حاکمان پشتون رابشمارم.
ازنام هزاره برمى آيد که آنها مليتهاى گوناگون اند چون اولين قومى ايست که برايش نژاد تبار وغيره مهم نيست بلکه کار وغذاحلال از دستمزد ونه دزدى. هزاره قسمت بسياربزرگ امروزى اين سرزمين وپشتونخواه امروزى بود. دويزيون هزاره باپايتخت آن درابت آباد نشاندهنده آن است که حاکمان پشتون سرزمين ( هزاره) را درپاکستان ياهند ديويزن اشغال کردند
ادامه دارد
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

پرویز "بهمن"
نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

سلام به محترم آرمان!
من با نوشته های تحقیقی ومستند شما کاملا همنوا هستم؛ دراثر جعلی پته خزانه آنطوریکه خود فرموده بودید علامه های زیاد سوالیه منجمله موضوعاتی که شما آنرا مطرح کردید ازطرف زبان شناسان جهان منجمله آقای قلندرشاه مهمند کشیده شد که برای متعصبین قومگرا خیلی گران تمام شد؛ وتا هنوز آن بیچاره را به خاطر این حقیقت گویی اش نبخشیدند. ناگفته نماند که خود عبدالحی حبیبی نیز زمانیکه با خاندان آل بحیی در افتید وبه پاکستان گریخت ازآنجا به اسم مستعار پریشان برضد خاندان حاکم وهمچنان زبان پشتو مقالاتی نوشته است که یک کاپی آنرا آقای لعلزاد ازطریق فیس بوک به اشتراک گذاری کاربران شبکهء فیس بوک گذاشت. دست شما درد نکند خیلی مطالب مستند را ارائه میدارید.
با احترام
پرویز بهمن

چمبر علی

نسل کشی و حذف نشانه های تاریخی و فرهنگی قربانیان؛ از تخریب بودای بامیان دوازده سال گذشت!

دوستان عزیز! تخریب بتهای بامیان براستی که یک فاجعه جبران ناپذیر تاریخ بود، و این ننگ تا ابد به پیشانی رژیم طالبان باقی خواد ماند، ولی ما افغانها نباید این خیانت را علیه این و ان قوم بشکل یک خنجر استعمال کنیم. این به درد ما و شما نمیخوره؛ بلکه زخمهای ما را به ناثور تبدیل میکنه . ما و شما باید وحدت و اتفاق خود را حفظ بکنیم، در هر قومیکه جیره خوار و مزدور بیگانه ها باشه باید در برابرش ایستاده شویم و مبارزه کنیم .
بعضی محترمین که در غرب بود و باش داره، از شرایط افغانستان خبر نیستند، یا هم اگر خبر استند بالای اتش بجای انکه اب بیاندازه، پترول میپاشه، اینها از اروپا و امریکا برای ما شعار میته که با هم بجنگیم و فکر میکنه که بسیار عالم استند و همه چیز را میفامند و هر گپ که اینها میزنه باید قبول شوه. از بس بی ادبی نام کشور خود را بشکل صحیح نویشته نمیکنه. ولی ما صد فیصد خبر داریم که اینمی جنابها در غرب مصروف چی کارها استند، اگر معیار روشنفکری قابشویی، سگشویی و موتر شویی باشه ما را تیر از روشنفکری . همی اصطلاحات را که اینها بکار میبره مثلا : فاشیزم، شوونیزم ، هیلوکاست، جینوساید، باور کنین به معنی و مطلب همی اصطلاحات نمیفامه، همیشه در مفاهیم متناقض ازین اصطلاحات استفاده میکنه .
نظر من اینست تا که ما جوانهای افغان با هم متفق و متحد نشویم، احترام متقابل را بمیان نبیاریم ، و قدر یک و دیگه را نشناسیم، دیگه هم ذلیلتر میشویم. دوستها وخت ان رسیده که دست به دست هم بتیم، یک لیدر شیپ واحد و قوی و موثر و روشنفکر را بمیان بیاریم تا به این جبر زمان جوابگو باشه . از کسهایی که از دست انها همین بد بختی ها را بالای دوش ما انداخته شده، این امید را نداشته باشید که مارا خوشبخت خواهد ساخت .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 15 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس