از آنانی که با کمال وقاحت و عوامفریبی در صدد اثبات إعجاز علمی در قرآن اند هرگز نمیتوان توقع داشت تا به ساده گی دست از این مردم فریبی و کلاه بازی برداشته به راه راست هدایت شوند مگراز آنانی که فریب این شارلتانها را خورده و فکر میکنند که به راستی قرآن یک همچو کتابی بوده و در بردارنده علم و دانش است، میتوان توقع داشت تا پس از مطالعۀ این نوشتار به خود آمده و بالای إدعاهای پوچ و میانه تهی این دایه های مهربانترازمادر واین فریبکاران بی آزرم خط بطلان بکشند و بدانند که قرآن نه تنها در بر گیرندۀ هیچ دانشی نیست بلکه برعکس جهالت و جزم اندیشی را در أذهان و باورهای پیروان خویش نهادینه ساخته و میسازد.
قرآن همانگونه که خودش گواهی میدهد کتاب رهنما وإدارۀ امورسیاسی ، إقتصادی وإجتماعی جمعیت بدوی وکوچک و نوبنیاد مسلمانان و مجموعه ییست ازموعظه های أخلاقی وافسانه های فولکلوریک یهودی و عربی وزردشتی ودعاها وپناه جستنها واستغفارها وتهدیدها وهوشدارهای مشرکین وملحدین و مرتدین و نشاندهندۀ آداب و طرز کشتار وگردن بریدن کفار وأسالیب أذیت و آزار و إهانت به دگراندیشان... ، وآنهم در قرن هفتم میلادی و برای جوامع بدوی و ساده یی چون باشنده گان سرزمینهای نجد و حجاز و بین النهرین وتحمیل و قبولاندن آن با به کارگیری نیروی شمشیرو با استفاده از وحشیانه ترین شیوه ها بالای مردمان متمدنتری که در سرزمینهای فارس و خراسان و ماوراء النهرو اسپانیا ( اندَلُس ) به سر میبرده اند و درست همان حثیتی را دارد که کتابها ی افسانوی دو دین إبراهیمی دیگر یعنی یهودیت و مسیحیت دارای آنند و در بسیاری از موارد میتوان آنرا نسخۀ ناقص و نا قابلی از آن دو کتاب دانست.
هیچیک از شخصیتهای برجستۀ گذشته ویا به عبارت دیگر هیچیک از" سَلَف صالح " نگفته اند که قرآن کتابیست علمی و منبع و مصدرإستنباط و إستخراج نظریه ها فرضیه های علمی وتجربي. و آن عده از شخصیتهای دین باورنیز که به خود و عقیدۀ دینی خویش حرمت و حیثیتی قائل اند ، نه تنها با آن در برابر بهای ناچیزی مانند همچو ادعاهای پوچ ومیان تهی ، معامله نمی نمایند بلکه یک چنین معامله یی را به شدت رد و تقبیح هم نموده إذعان میدارند که قرآن را هرگز نمیتوان یک کتاب علمی به شمارآورد ، که از آ ن جمله میتوان أمين إبراهيم عبدالباقي عامر إسماعيل يوسف الخولي،معروف به إسم شيخ أمين الخَوَلي( 1895 – 1966 ) را نام برد که یکی از چهره های شناخته شدۀ اموردینی در کشور مصر بوده و آثار فراوانی در این زمینه از خود به جاگذاشته است.
آنانی که تاریخ منطقۀ حجاز را در ربع اول قرن هفتم میلادی مرور کرده باشند خوب میدانند که با شنده گان این سرزمین درآن زمانه ها درنهایت ساده گی واز نگاه علم و دانش تجربی در بی مایه گی تام به سرمیبردند و جایگاه این منطقه در سلسلۀ مراتب تمدنی در پایین ترین سطح قرار داشت و دست آوردهای أهالی آن از دانشهایی چون پزشکی و ستاره شناسی و غیره تنها شناختهایی بود که از راه عرف و عادت و تجارب روزمرۀ زنده گی عادی حاصلشان شده بود و به درجه یی نرسیده بود که أهالی مناطق مجاور مانند فارس و بیزانطه و هند و چین ... از آن برخوردار بودند. پس ایجاد و إبداع کتب و آثاری که در برگیرندۀ نظریات علمی تازه و إبتکاری بوده باشد ، در چنان محیطی ، عقلا مستحیل و نا ممکن است، زیرا هرگز نمیتوان چیزی را از ندارندۀ آن به دست آورد.
این إدعای پرطنطنه که گویا قرآن حاوی نظریه های علمی است و اینکه برخی ها از آنهم پا فراتر نهاده مدعی موجودیت معجزه های علمی نیز در آن شده اند ، از جانب هیچیک از پیشکسوتان بخش علوم تجربی در گسترۀ آنچه که به نام " تمدن اسلامی " شناخته میشود مطرح و تأیید نشده است . منظور مان از پیشکسوتان ، دانشمندانی اند چون : أبی بکر رازی، جابربن حیان، الکِندی،إبن رُشد، إبن سینا،أبونصرفارابی، نصیرالدین طوسی، إبن هیثم، شاکربن موسی و فرزندانش، إبن أبی أُصَیبِعة، أبی الحسن علي بن رضوان المصری مشهور به إبن رضوان الطیب و إبن النَّفیس، و دیگران که هیچکدامشان نگفته اند که نظریه های کشف شده از جانب آنان در قرآن مضمر بوده و ایشان آنرا از آیات قرآن استنباط نموده اند.زیرا آنان میدانسته اند که مدلول و مفهوم واژۀ " علم " درقرآن وبه صورت عام در مفهوم قرآنی و یا إسلامی اش همانا دانستن عبادتها و مناسک و معاملات وتنظیم اموراقتصادی ، سیاسی واخلاقی جامعه یعنی فقه و شریعت و دانستنی های أدبی و زبانی مانند بلاغت وفن شعروصرف و نحو وامثال آن است نه آنگونه که امروزه برخی از دانشمندنماها آنرا گسترش داده شامل علوم تجربی مانند: کیمیا ، بیولوژی ، جیولوژی ، فزیک و غیره و آنهم به مفهوم دقیق و متداول امروزی اش در دانشگاهها و کانونهای پژوهشی ، نیز مینمایند.
صرف نظر از آن دلقک های بی دانش ومتملق ، نظیرصدیق افغان این نابغۀ جهالت ، که گاه و بیگاه در تلویزیونهای ماهواره یی چرند پرداز و سفسطه آرای آریانای آقای بیات و آریانای آقای مسکین یار و پیام آقای عمرخطاب وتلویزیون ملی آقای کرزی ظاهرشده وبا پررویی وبی شرمی تمام و با آوردن إستدلالهای بسیارسطحی وغیرعلمی و حتی کودکانه وبا تذکر آیاتی چند از قرآن ، مثلاً إدعا مینمایند که گویا قلب انسان مرکز تفکراوست !.. ما آنعده از به اصطلاح استادان و پروفیسورها و دانشمندانی را که در تلاش به خاطر علمی جلوه دادن قرآن لکچر میدهند و کنفرانس دائر مینمایند و مقاله و کتاب مینویسند ومثلاً إدعا مینمایندکه گویا آیۀ 88 سورۀ النمل از گردش زمین و آیۀ 44 سورۀ الإسراء از وجود اتم و انرژی هسته یی و آیۀ 41 سورۀ رعد از جذرومد وآیۀ 125 سورۀ أنعام ازپایین آمدن فشار هوا در ارتفاعات گزارش میدهد، وغیره وغیره !.. مخاطب قرارداده از ایشان میخواهیم که به گفتۀ همان قرآن « قُل هاتُوا بُرهَانَکُم » یعنی : بگو: دلیل خویش را بیاورید. به این معنی که هرگاه شما دانشمندان « تجربی ماورائی » و یا به عبارت دیگر« طبیعی ماورائی » در این إدعاهای خویش صادق هستید، به مثابۀ محک و دلیل ثبوت آن أقلا یک نظریۀ جدید علمی را که از قرآن ویا أحادیث وگفته های مؤلف آن محمد بن عبدالله ویا چهاریار کبار و اوصیای معصوم وی إستخراج شده واز جانب یکی ازمراجع واورگانهای علمی وتکنولوجیکی جهانی ویا منطقوی مورد تأیید قرارگرفته باشد ، برایمان نشان دهند تا ما نیز از آن مطلع شده سمعاً وطاعةً بگوییم و" إیمان " بیاوریم. حقیقت اینست که این آقایان به مجرد اینکه از إبداع یک نظریۀ علمی از جانب یکی از دانشمندان علوم طبیعی آگاهی می یابند ، فوراً چشمان خویش را بسته به مراقبه میروند و آیات قرآن و گفته های مؤلف آنرا به خاطرآورده تلاش به خرج میدهند تا به شکلی از أشکال و با استفاده از تأویلها و تفسیر های من درآوردی خویش ، که در بسیاری از موارد میتوان آنرا واقعاً کودکانه نامید ، آن نظریه را بایکی از آیات قرآن ویا أحادیث مؤلف آن پیوند داده إدعاء نمایند که گویا خداوند هزارو چهارصد سال قبل حبیبش را به کشف آن نظریه بشارت داده است، چنانکه چندی قبل استادان دانشگاه قَنا درکشور مصر ضمن گردهمایی گسترده یی خاطر نشان ساختند که آیات مربوط به أعمال قوم لوط گواه آنست که قرآن مرض ایدز را صد ها سال پیش از امروز کشف نموده است ... حال از این آقایان" دانشمند " که بهتر است آنان را « ملا داکترها» ویا « آخوند پزشکها » بنامیم بایستی پرسید که اگر چنین بوده است پس چرا خداوند حبیبش را هدایت نفرمود تا برای جلوگیری از آن و معالجۀ ملیونها انسانی که در سراسر جهان از آن رنج میبرند نسخه ودرمانی تجویز نماید ؟ و یا اینکه چرا خود شما " دانشمندان نخبه" هنوز که هنوز است توانایی آنرا ندارید تا برای بیماری یی که کتاب مقدستان هزار وچهار صد سال پیش آنرا کشف وتثبیت کرده است ، دوا و درمانی بیافرینید؟!
پرسش دیگری که در این زمینه مطرح میگردد اینست که : چراهمیشه درست بعد از طرح و إثبات نظریه یی از جانب یکی ویا گروهی از دانشمندان ، إدعای موجودیت آن نظریه در قرآن مطرح میشود؟ به عبارتی روشنتر، باید پرسید که : چرا تا کنون هیچیک از " دانشمندان " مسلمان و مدعیان علمی بودن قرآن نتوانسته اند حتی یک نظریۀ علمی جدید ویک کشف ویک إختراع تازه را از قرآن بیرون نمایند؟ و چرا معمولاً و در أغلب موارد نظریه های علمی جدید را کسانی إبداع کرده اند که حتی یک حرف از قرآن را هم نخوانده اند؟!
حقیقت آنست که ، آنچه که امروزه به نام علوم مثبته و دانشهای تجربی و تکنولوجیک تعریف میشود از ریشه و اساس لائیک و مثبت بوده و عنصرفعال و ایجاد گرآنرا انسان تشکیل میدهد ، نه اینکه نیرویی آسمانی و ماورائی، چنانکه ادیان مدعی آنند. با بررسی واقعیت گرایانۀ تاریخ پیدایش و رشدعلوم مثبته و تجربی ، در می یابیم که بنیاد آن بر « ردِّ » وعدم پذیرش با ورهای غیر مثبته و غیر قابل مشاهده ومخالف تجربۀ عملی که شامل باورهای خرافاتی وساده لوحانۀ دینی هم میشود ، نهاده شده است . ونا گفته پیداست که این عمل در إصطلاح دینی اسلام « کفر » و « إلحاد » نامیده میشود و به شدت ممنوع و موجب شکنجه و مجازات است.
این " دانشمندان " بی دانش و نا آگاه مذبوحانه تلاش میورزند تا با علمی جلوه دادن قرآن و پیوند دادن آیات آن به دست آوردهای سترگ علم وتکنالوژی، برای آن ، که با هر کشف و إختراع جدید علمی بایستی یک گام به عقب بگذارد ، مشروعیت و إعتباری دست و پا نمایند ، مگر غافل از آنند که با این کار عاقبت نیندیشانۀ خویش تمام هست و بود " اسلام عزیز " خویش را در معرض سؤال قرار داده و داروندارش را به باد فنا میدهند.
خلاصه اینکه ، برخلاف تصور" دانشمندان " تجربی ماورائی و ملا داکترها و آخوند پزشکها و ملا انجنیرها و آخوند مهندسها مبنی بر سرشاربودن قرآن ازنظریه های صد در صد ثابت علمی وتخنیکی ، این " کتاب مقدس" و این " پیام آسمانی " مملو از خطاها و تناقضاتیست که بر شمردن آن دریکی دو مقال نگنجیده وقت طویل و حوصلۀ فراوان می خواهد و ما این باب را تحت عنوان « خطاها و تناقضات قرآن » گشوده ایم ودر آینده آنرا إدامه خواهیم داد. وخواننده گان گرامی میتوانند آن بحثها را در سایتهای « عصر جدید » و « کابل پرس? » دنبال نموده از نظرات و پیشنهادهای إصلاحی خویش مارا بهره مند گردانند.
پایان
خوانندۀ گرامی ! ازحضورشما صمیمانه خواهشمندم تا این مقاله را یک بار دیگر نیز با دیدی انتقادی و إمعان نظر مطالعه فرموده با تحریر ملاحظات و نقطه نظرهای خویش و إرسال آن به آدرس زیرین، برایم إفتخار بخشید تا همصحبت شما باشم .
Azizyasin78@yahoo.com
www.asrejadid.org
نظرات
42 دیدگاهإعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
دستهای فولادین همگی تان پرنیروتر باشد، که پاسخ های دندادن شکنی بر دهن کج جیره خواران اسلام و نوکران اعراب بیابانگرد کوبیده اید. امیدوارم تسلیم این نیروی دشمن انسانیت نشویم.
باقی سمندر مارکسیست معتقد به قضا و قدر!!
جناب سمندر!
چه شد که بروی خود سلاح کشیده اید؟
به دروس دینی که از والدین گرامی فرا گرفته اید یکبار دیگر مراجعه نموده ببینید در مورد مقولات جبر و اختیار چه ارشاد میفرماید،انگاه با تعلیمات دیالکتیک مقایسه کنید و...
ما نسل به نسل بد بخت بوذیم و این بد بختی مانرا اذلی بخورد مان داده و گفتند که از طرف خداست. وقتی نان نداشتیم مادرم میگفت خدا مهربان است ، او از بندگانش امتحان میگیرد و ایه مبارکه را قرات میکرد( ان الله مع الصابرین). وقتی لباس نداشتیم مادرم میگفت از طرف خداست، او از بندگانش امتحان میگیرد. وقتی میپرسیدم که این خدا با اینهمه بزرگی چرا فقط ما را انتخاب کرده که در هر مورد ما باید مورد امتحان قرار بگیریم؟ قهر شده میگفت: کافرمیشوی اینطور نگو... همسایگان ما مردم پولدار بودند و هیچ بخاطر نداشتم که اقلا یکبار مورد امتحان قرار گرفته باشند.وقتی دلیلش را از مادرم می پرسیدم ، میگفت : به انها خدا داده...و...و...
خوب ببینید! اگر بجای این تعلیم ،می اموختم که مجید خان زابلی مزد زحمات چندین ساله پدرم را به یغما برده و ملای مسجد هم با دریافت لقمه چربی به دفاع از او چنین تغلیماتی را بخوردمان داده، زود تر از امروز قیام نمیکردم؟ این مثالی بود.
هر جا که ثروتی است حاله یی از تقدس بدور او کشیده میشود و مرا از تفکر درمورد کسب ان ولو که حق خودم باشد ،باز میدارد.
حالا ببینید که شما در چه موضعی قرار دارید!! حراست از خرافات به همان اندازه بد است که شمشیر بدست گرفته و سر سپاه گرسنه را که نان میخواهند ،برید.
اگر نمیتوانی به حقایق بپردازی و شهامتش را نداری ، در کنار ارتجاع قرار نگیر.. از جانبی میبینی که این کرگسان منفور دارند جامعه ما را با ترویج و تخدیر دینی به قهقرا میبرند
لطفا!
بنام انسانیت و معتقدات خود از دفاع و ترویج خرافات پرهیز کنید!...
باقی سمندر مارکسیست معتقد به قضا و قدر!!
باقی سمندر عزیز سلام و خسته نباشید
چون بازهم دیرتر به سروقت کمپیوتر رسیدم و وقت کافی در اختیار ندارم تا به پاسخ نامه های شما که در حقیقت میتوان آنرا دفاعیه هایی برای اسلام متبسم و به زعم شما عقل باور و خیر اندیش ودانش پژوه و دانش پرور و شکیبا و ووو.... دانست بپردازم ولی با سپاس از دو دوست عزیز و خردمند مان آقایان ( نظام ) و ( حقبین ) ، از شما خواهشمندم تا عجالتاً کامند های آنان راکه بخش بزرگی از آنچه را که من باید برایتان مینوشتم ، برمن منت گذاشته و برای جناب عالی نوشته اند مطالعه بفرمایید . ومن برایتان وعده میسپارم که فردا ویا پس فردا با لای هریک ازتعابیر وتعاریفی که شما از اسلام مورد پسندتان إرائه داده اید اندکی به تفصیل خواهم نوشت و برایتان حالی خواهم ساخت که چراو به چه دلیلی من شما را به ماتر یالیسم دیالکتیک سپرده ام تا شما را هدایت بفرماید . در ضمن قابل تذکر میدانم که هر گاه و قت و توانایی آنرا داشتید لطفا پاسخ کوتاه و قناعت بخشی برای سوالهای دوست عزیزوگرامی مان آقای فراری إرسال فرموده ممنون گردانید
به آرزوی اینکه با گفتمانهای سازنده و متمدنانه همدیگر خویش را دریافته ودر جهت تحقق آرمانهای والای انسانی گامی به پیش گذاریم
عزیز یاسین
باقی سمندر مارکسیست معتقد به قضا و قدر!!
معراج پیامبر
در آغاز سوره ی الاسرا قضیه ی معراج چنین آمده است: " بزرگ ومنزه است خدائی که بنده ی خودرا شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که پیرامون آنرا مبارک ساخته ایم سیر داد تا آیات خودرا بدو نشان دهد." تفسیر جلالین که از معتبر ترین تفسیر های قرآن است در ارتباط قضیه ی معراج حدیثی را از زبان پیامبر بدین قرار نقل کرده است:
" آن شب جبرئیل آمد وچارپائی همراهش بود که از الاغ بزرگتر وازاستر کوچکتر، سفیدرنگ (خصوصیات براق را بر میشمرد) برآن سوار شدم. به بیت المقدس رفتم درانجا دورکعت نماز خواندم، پس ازبیرون آمدن جبرئیل دو ظرف از شیر وشراب برایم آورد. من ظرف شیررا اختیار کردم و جبرئیل مرا بدین کار تحسین کرد، سپس بسوی آسمان اول پرواز کردیم. دم در موکل آسمان پس از پرسش درِ آسمان را باز کرد، حضرت آدم به استقبالم شتافت وخیر مقدم گفت.( بهمین ترتیب هفت آسمانرا می پیماید ودر هر یک از آسمانها یکی از انبیا به استقبال وی می شتابد) در آسمان هفتم ابراهیم را دیدم که به " بیت المعمور" که روزی هفتاد هزار فرشته وارد آن میشود وبیرون نمی آیند تکیه کرده است. پس ازان مرا به سدرت المنتهی برد... سپس به من وحی شد که شبانه روز پنجاه بار نماز بخوانم، بعد در مراجعت حضرت موسی بمن گفت: پنجاه بار نماز زیاد است، از خداوند بخواه تخفیف بدهد، پس بسوی خدا بر گشتم و تقاضای تخفیف کردم. خداوند آنرا به 45 نماز تخفیف داد. باز موسی گفت: من این موضوع را درقوم خود دیده ام وآزموده ام مردم نمی توانند شبانه روز 45 بار نماز بخوانند، دوباره بسوی خدا باز گشتم ( خلاصه آنقدر چانه زده است یعنی جگره کرده است تا خداوند راضی شده است که فقط پنج بار نماز خوانده شود.) در اخیر حضرت محمد به موسی میگوید که خداوند گفت دیگر تخفیف نمیدهم.
بر حسب همین حدیث معراج فقهای اسلامی رکعات نماز را تعیین کرده اند که باید در یک شبانه روز 5 بار نماز خوانده شود، ورنه در قرآن گفته شده که در یک شبانه روزسه بار نماز خوانده شود. مطابق این حدیث حضرت موسی که چنین مشوره ی معقولی را به حضرت محمد ارایه داشته، در واقع خدمت بزرگی به مسلمانان انجام داده است، ورنه مسلمانان ناگزیر بودند که از صبح تا شام نماز بخوانند، وبه کار وفعالیت نپرداخته وبه نیاز مندیهای شان زندگی رسید گی کرده نتوانند.حال ایجاب میکند که مسلمانان قدر شناس ارزش این مشوره ی نیک حضرت موسی را فراموش نکرده از دشمنی، نفرت ولعن و طعن قوم حضرت موسی خودداری کنند. با احترام حبیب
ماتریالیزم دیاللکتیک را استالین نسبت به هرکمونیست دیګری خوب تر میدانست ودرست تطبیق کرده است
آقای عزیز یاسین که ماتریالیزم دیالیکتیک را نسخهء علاج تمام مصایب جامعهء بشری به دیګران پیشنهاد میکند فراموش کرده است که این ماتریالیزم دیالکتیک را دززمان استالین بخش بزرګی ازبشریت با ګوشت وپوست خویش جشیده اند ودیګر حاضر نیستند که یکبار دیګر دوره های کوره های آدم سوزی وتبعید ګاه های سایبریا را به تجربه بنشینند
ننګ ابدی باد برشما انسان نماهای بی رحم وبی منطق که زیر شعار های پر زرق وبرق عدالت وماتریالیزم دیالکتیک وآزادی انسان درحقیقت انسان را به فهقرا وبه سوی حیوانیت می کشانید
بدون شک زبان شما را بازهم قرآن میداند که باویروسهای جون شما جګونه برخورد کند
ماتریالیزم دیاللکتیک را استالین نسبت به هرکمونیست دیګری خوب تر میدانست ودرست تطبیق کرده است
salam.
az nahwe type nawesende kament bala (bedoni nam)fahmida meshe ki khode jenabe baqe samandar ast, akher chera bedone nam?
باقی سمندر مارکسیست معتقد به قضا و قدر!!
معراج پیامبر اسلام افسانه جالب است . خداوند جبریل را با یک راس الاغ (خر)بخاطراحضار محدمد پیغامبر خاتمالنبین اش از اسمان هفتم بخاطر یک کار بسیار مهم به زمین میفرستد ومحمد سواره بر ان خیوان عازم بیت المقدس شده بعد از ادای دو رکعت نماز جبریل دو ظرفی از شیر وشراب را برای او پیشکش میکند ومحمد با پذیرش شیر مورد ستایش جبریل قرا میگرد بعد از نوشیدن ان شیر یکجا با جبرییل سوار بر ان خر به هوا پرواز میکند ودر هر اسمان بعد از دریش پهره دران ودادن نام شب ازجانب محدمد در ها باز پیغامبران وانبیا ها به استقبال وی میشتابند محمد جبرییل والاغ بدون اینکه ضرورتی به اکسیجن داشته باشند به پرواز خود ادامه میدهند . تااینکه به بیت المعمور رسیده بدون اینکه خداوند اورا به محضر بپذیرد بر وی وحی صادر میکند . وبنده گانش را که که بدون کام ورقه درخواستی خود انان خلقت نموده موظف ادای 50بار نماز در یک شبانه روز میسازد این اندازه زیاد نماز برای یک انسان در مرحله اول صدور حکم نه عقل خداوند به ان کار میکند ونه از محمد وحضرت موسی انها را متوجه اشتباه شان مینماید ومحمد باردیگری سوار بر ان الاغ بیجاره بخاطر اخذ وحی در پشت دروازه خداوند حاضر میشود و خداوند اینبار بخاطر نازکی روی محمد پنج نماز را تخفیف میدهد وان را به 45 کاهش میدهد محمد بعد از ایرایه گذارش به موسی مذکور بعد تکان دادن سر دوباره اورا مجبور میسازد که رفته با خداوند چانه بزند وبیگوید که از خود خواهی خود کاسته انرا اضافه تر کم کند این بار خداوند عادل بنده گانش را موظف میسازند که روزانه پنج بار ویرا عبادت نمایند ومحمد این بار خوشنود سوار برهمان الاغ در میدان هوایی عربستان فرود میاید ومورد استقبال تعداداز عربها قرل میگرد .
من در گذشته ها معراج رفتن محمد را از زبان اخوند ها شنیده بودم ازینکه با منطق سازگار نبود به ان اعتنای نداشتم ومیگفتم که شاید ملا ها این افسانه را از سینه خود یگویند . نوشته ی حبیب بار دیگری ان را بخاطرم داد. وتلاش کردم که ایا در قران همچو چیزی وجود دارد .یک اخوند از مردم عراق که به لسان فارسی تسلط کامل دارد ونیز در همسایگی همدیگر زندگی داریم از او درین مورد سوال کردم او حرفهای محترم ی حبیب را تایید کرد.
باقی سمندر مارکسیست معتقد به قضا و قدر!!
درود به شما
مسلمانان مرتکیب گنای بزرگی نا بخشودنی نسبت به الاغ شده است به این حساب الاغ هم یکی از ملک ها است که پیغمبر انرا سوار شده به اسمان رفته است بهتر خواهند بود که مسلمانان از مکه و غیره زیارتگاه ها کرده همان خر را که محمد سوار شده زیارت کنند زیرا در زمینه اسناد مود جود است که خر یا الاغ سفید توانمندی بیشتر را داشته تا محمد را به اسمان برده است ما بد بخت ها چقدر غفلت کرده ایم الاغ که محمد ما را به اسمان برده سوار شدیم در دین اسلام سوار شدن الاغ حرام و کناه کبیر و صغیره است از این به بعد اگر من الاغ پیدا کردم برایش احترام قائیل شده جو و دانه برایش خواهند داد تا ذریعه ان به جنت بیروم انقدر جو برایش بدهم تا از خوردن شهید شود.
میگویند که خر اگر از جو خوردن بیمیرد شهید است .
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
باقی سمندر
سوم حمل – فروردین سا ل ۱۳۹۱ خورشیدی
۲۳ مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی
سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس?
سلام به عزیز یاسین ، نظام،حق بین وهمه هموطنان ای که به طرفداری و یا مخالفت با عزیز یاسین نوشته اند !
سخنی به عزیز یاسین !
امیدوارم که خستګی هایت را رفع نموده و هر زمانی که وقت کافی یافتی به این مباحثه ادامه بدهی . مشکل افغانستان نه یکشبه به وجود امده است ونه در یک شب حل میشود . عجله و شتاب در کار نیست . اګر راه حل مشکل افغانستان ګویا قران سوزی میبود تاحال از نیویارک تا عراق و از عراق تا بګرام قران سوختانده اند اما دیده شد که برضد این قران سوختاندن صد ها هزار انسان اعتراض نمودند و من همانطوریکه کتاب سوزی هتلری و فاشیستی را محکوم نموده ام هر نوع کتاب سوزی را محکوم نموده ام و خواهم کرد .
همچنان تجربه زندګی بمن اموخته است که ارتجاع و سرمایه بین المللی برای بقای خود از هر دین ومذهب وفکر وایدولوژی تاهمین اکنون استفاد ه ابزاری نموده است و ګاهی به نفع یک دین وګاهی برضد اش موضع کجدار ومریز ګرفته است واز ایادی خود برای بقای خود حد اکثر استفاده را نموده است .
در اینجا تقصیر وګناه مردم چیست ؟
در امریکا بنام جنګ کلتور ها و یا کلش ده کلچر برای صد سال دیګر سازماندهی مینمایند تا جنګ ادیان و مذاهب و فرهنګ ها را سازماندهی نموده و کنترول نمود ه و برای تداوم وبقای کارخانه های اسلحه سازی زرادخانه هارا از کران تاکران کره زمین از انواع ګوناګون سلاح ها پر نمایند واز کشته انسانها پشته ها بسازند و در ساحه امنیتی جنګ های استخباراتی و سایبر را سازماندهی نموده اند و درخانه وکاشانه وامورد زندګی فردی و اجتماعی نفوذ نموده اند و کماکان مداخله مینمایند و
در اروپا بنام ازادی ګفتار و بیان کارتون پیامبر اسلام را بخاطر تحریک نمودن مسلمانها می کشند ویارسم مینمایند و یا آیات قرانی را به سخریه میګیرند و در فغان ستان انسانی که خود معترف است که به سن کهولت رسیده است – وداد از ماتریالیسم دیالکتیک میزند و ارتباط دیالکتیکی پدیده ها را ندانسته بابقلم خود درکنار سرمایه جهانی قرار میګیرد و با افکار یک هزارپنحصد ملیون انسان ای که خود را مسلمان میدانند – در مقابله قرارګرفته و درکنار سرمایه بین المللی و قران سوزان و تحقیر کنندګان مسلمانها قرار میګیرد.
این چه ربطی به منافع اکثریت مردم مسلمان دنیا دارد ؟
این چه نوع ماتریالیسم است و چه نوع دیالکتیک ؟
مګر جوامع مسلمانها جوامع طبقاتی نیستند و در این جوامع ده ها و صد ها مجید زابلی ها و حسنی مبارک ها و شرکایشان وجود ندارند ؟
مګر در جوامع اسلامی همه خون اشام اند و جنایت کار یا اینکه مردم و زحمتکشان وتوده های ملیونی هم در این جوامع قرار دارند و از جانب ارتجاع خودی ومنطقه ای وجهانی مورد ظلم و ستم واستبداد و استثمار و استعمار قرار میګیرند ؟
اګر با شعار دادن میتوانستند جامعه را تغییر بدهند مګر حفیظ الله امین سخن از دیکتاتوری پرولتاریای شمشیر بدست نمی زد ؟
اګر بارنګ سرخ میتوانستند جامعه را تغییر بدهند کجای افغانستان در زمان حاکمیت حفیظ الله امین و تره کی با رنګ سرخ مزین نشده بود ؟
اګربامیګ ها وبی ۵۲ ها میتوانستند جامعه را یک شبه با کاروان سرمایه داری جهانی انحصاری دولتی و یا لیبرالی یا لیبرالیسم نوین یا محافظ کاران نوین پیوند بدهند از سی سال واندی این پروسه میکانیکی ادامه دارد اما چرا ماسکو و شرکا و واشنګتون و شرکا و اسلام اباد و تهران وریاض و شرکا و لندن و برلین و پاریس و شرکا به بن بست رسیده اند ؟
چرا در یک سو حاکمیت حامدکرزی را میخواهند نګاه دارند و از سوی دیګر با طالبان و شرکا در معاملات سری و اشکار قرار دارند ؟
در این میان قران و دین مردم را کی ها به سخریه ګرفته اند ؟
ایا بین کسانی که ادم می کشند و جنایت مینمایند و انسانهایی که کشته میشوند به غیر اینکه هر دو خود رامتدین میدانند – چه وجوه اشتراکی دیګر وجود دارد ؟
به نظر من :
دین ا مر خصوصی افراد باید ګردد و شناخته شود و هرنوع تعرض به دین مردم بایست تعرض به ازادی فردی و اجتماعی تلقی ګردد .
راه حل به نظر من جدایی کامل دین از دولت است . با این جدایی دین از دولت تیکه دارا ن واجاره داران دیګر نمیتوانند برای مردم بهشت یا دوزخ را بفروشند ومردم میتوانند میان دین و مذهب خود و برداشتهای جنایت کاران از دین ومذهب فرق قایل ګردیده و صف خود را ازجنایت کاران بیشتر از پیشتر جدا سازند .
دین ستیزی بنام ماتریالیسم دیالکتیک و یا تاریخی یا هر عنوان دیګر رابطه دیاکتیګی مردم را با سعادت و ترقی و رفاه و صلح وآزادی مخدوش میسازد و عده از انسانهای تحریک شده در کنار ارتجاع تا مغز استخوان سیاه بازهم قرار میګیرند .
بایست میان ماجراجویی از یک سو و انارشیسم دین ستیزی از سوی دیګررابطه دیالکتیکی را یافت و صف مردم مسلمان را با چند خون خور که از قران و مذهب واسلام سالها به نفع سیاسی و اقتصادی خود استفاده کرده اند فرق قایل شد .
عزیز یاسین
درهمه جا سخن از عقل وخرد را عنوان نموده ای امامردم میګویند :
عاقل نکندکاری که بار آورد پشیمانی!
اینک مختاری که در کنار قران سوزان و کارتون سازانی قرارمیګیری که قران و پیامبراسلام را به سخریه ګرفتند و جنګ صلیبی را دامن زدند و یا میزنند یا اینکه در کنار مردمی قرار میګیری که دین ومذهب شان هم مانند زندګی شان اماج میګ ها و بی ۵۲ ها قرار ګرفته است ؟
روشنفکر فغان ستان خود میداند که درکنار مظلوم قرار میګیرد یا درکنار ظالم ؟
دراین جا سخن از جبر درمیان نیست .
سخن از اختیار درمیان است و من اختیار افکار خود را دارم تا به نفع کسانی که قران را میسوزانند یا به روی اجساد مرده ها می شاشند و یا شبانه و روزانه کودکان را سلاخی مینمایند ، قلم ام را به جولان نیاورم ولو عده ای مکتب رفته ها چنان پندارند که من برضد مدرنیستها قرار دارم .
انهایکه مردم من را با سلاح مدرن و یاافکار مدرن و پسا مدرن میکشند ، من از انها فرسخ ها فاصله داشته ام وخواهم داشت .
من با غریب ترین وبیچاره ترین مسلمان دریک ګوشه نشسته ام ونانخورده ام وهمچنان دیده ام که چګونه به فرمان امپراتوران خانه وکاشانه مردم به خاک وخون کشانیده شده است ومیشود .
من از تظاهر به مدنیت قران سوزی و یا انجیل سوزی ویا تورات سوزی یا ګرنګ سوزی و یا کتاب سوزی بیزارم و اینرا مدنیت نه بلکه بربریت میدانم .
بربریت مدرن و پسا مدرن به کتاب سوزی و کتاب شویی افتخار می نمایند و من به پاسداری از مردم خویش خود را متعهد میدانم .
میان برداشت مادروپدر من و شخص بن لادن و یا شرکا از دین اسلام هزاران فرسخ فاصله وجود داشت ودارد .
دين و مذهب پدرمن دین ومذهب سیاسی شده نبود ونیست و من میدانم که دین اکثریت مردم فغانستان دین سیاسی نیست و انهایکه دین را سیاسی ساخته اند در اقلیت قرار دارند اما به زو ر ناکو دلار برای تداوم اقتدارخود تلاش دارند .
من میدانم که پدر ومادر عزیز یاسین نیز دین سیاسی نداشتند واګر عزیز یاسین از قران سوزی دربرابر پدرش دفاع نماید ، به یقین که به موافقه پدر خود مواجه نخواهد شد .
یار زنده و صحبت باقی
آنلاین : عجاز علمی در قرآن
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
دوست ارجمند باقی سمندر ! سال نو و بهار نو را به شما و فامیل نجیب تان مبارک باد میگویم . نقد ، بحث و گفتمان داشتن پیرامون دین و کتابهای دینی فکر نکنم دین ستیزی باشد . دین اسلام همانگونه که آئین سنگ پرستی به حضرت ابراهیم به میراث رسیده بود به ما نیز با خوبی ها و زشتی هایش به میراث رسیده است . قرآن در زمانش مترقی بوده ، بیگمان بوده و به سویه تفکر و خیال تازی ها وهمان مردمان بدوی ابلاغ شده است . امروز احکام جهاد ، جزیه ، کنیز و غلام داشتن مطابقت با شرایط نمی کند ، باید این واقعیت و حقیقت تلخ را بپذیریم . شوربختانه که احکام آیات خوب و نیکوی "کافرون" را هم منسوخ اعلام میدارند . میگویند ( دشمن خندانده میگوید و دوست گریانده !) اگر امریکائیان و غربیان با کشیدن کاریکاتور از دین و پیغمبرش می خندند ، ما باید به حال خود بگریم .
چی باید کرد که رسوای عام و خاص نشویم ؟ بیآئید مردم را بفهمانیم ! چگونه ؟
راه راست و مستقیم را پیدا نمودن ، کنار آمدن و ریختن اشک تمساح همراه با مردم بیسواد و خوش قلب به فرموده شما فغان ستان فکر نکنم درد ما را دوا نماید . آهسته آهسته باید واقعیت های تلخ به مردم فهمانده شود که برادرعزیز من خوب گوش نما و فکر کن که :
حج رفتن ، جهاد کردن ، کنیز داشتن ، غلام گرفتن و چندین زن گرفتن از خود شرایط دارد ، پاک بودن و مکتب رفتن و آموختن فرض عین است ، خواندن کورکورانه قرآن نتنها که ثواب ندارد بلکه گناه هم دارد ، نماز خواندن ثواب دارد به شرطیکه در لب بام وبه خاطر مردم نباشد ، احترام داشتن به زن و فامیل فرض خداوندیست ، احترام داشتن به مقام انسان را خداوند فرض گردانیده و غیره و غیره. این سخنان را کی و چگونه به مردم بفهماند ؟ صفات ملا و آخند را که شما قطار نمودید ، پس کی این رسالت خطیر را بدوش کشد ؟ بلی سمندر عزیز ، من ، شما ، یاسین ، حقبین ، نظام و و و . آنهایی که پی برده اند معراج رفتن پیغمبر اسلام یک دروغ مقدس است . چگونه باید به مردم فهماند که دین بخاطر بلند بردن معرفت معنوی و درونی انسانها ظهور نموده نه بخاطر سیستم سازی مدیرت سیاسی جوامع بشری ؟ پرسش اساسی اینست .
آنهایی که واقعأ از خط سرخ ملا و آخند شهامت نموده و قدمی به پیش مانده اند به تعداد شمار انگشتان اند که یکی دو نفر از جمع ایشان با هویت مشخص نوشته میکنند . باید با مردم بیسواد بطور پنهان و پوشیده کار نمود که نه دین شان جریحه دار شود و نه هم از اعتماد و ایمان از حد فزون ، انتحاری بار آیند . همانگونه که دین به مدت سه صد سال در اذهان مردم به زور شمشیر و جزیه ریشه دوانیده ، همانگونه سه صد سال دیگر ضرورت است که مردم را روشن بسازیم تا از دین به نوع بهتر و خوبتر به نفع اجتماع استفاده و بهره برداری نمایند . ناگفته نماند که این نوشته ها نه تبلیغ ماتریالیزم دیالکتیک است و نه هم غلامی غرب و شرق ، بلکه نخستین قدم هایست که باید و حتمی آنرا به منظور روشن شدن تفکر مردمی برداریم .
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
جهاد وکنیز گرفتن وبرده ساختن انسانهای مانند عزیز یاسین ؛ مزاری ؛ خان بی دم خادیست ؛ بابک تاریک ضمیر وبی وجدان وشرکای کمونیست مشرب وی حتی درعصر حاضر نیز روا میباشد
هر وقتی که این اشخاص ملحد ومتکبر برسر قدرت بیایند بالای زن ومرد ملت افغان جهاد فرض بوده مال ونوامیس این افراد شرف باخته درجمله ء غنایم مسلمین همچو شیر مادر حلال است
شبیر کاکر
گران افغانستان
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
آقای سمندر عزیز!
کامنت شما مرا به یاد گفته ی عامیانه ی که از خُردی به یادم مانده می اندازد:" می گویند در قریه ی ملای وجودداشت که هنگام وعظ چشمان خودرا می بست وبه وعظ دینی وحلال وحرام مردم می پرداخت. روزی باچشمان بسته با حرارات وعظ میکرد، وعظ طول کشید ومومنین خسته شدند، ناگزیر یکی پس از د یگری مسجد را ترک کردند ونفر آخری با صدای بلند گفت: ملا صاحب هر وقتی خلاص شدی ( یعنی وعظت تمام شد) دروازه ی مسجد را بسته کن."
آقای سمندر! در کامنت قبلی جناب شما بیش از همه روی موضوع بهره برداری تیکه داران دین از معتقدات دینی مردم ما تکیه کرده بودید و بنده نیزپیرامون علل وعوامل همان موضوع از شما وسایر روشنفکران وقلم بدستان جامعه ی خود پرسش و خواسته بودم که این روشنگری شما امکان دارد تا حدی منجر به بیداری اذهان جوانان بی خبر ما گردیده وبیش ازین بدام تیکه داران دین نیفتند. ولی جناب شما بجای ارایه ی جواب مدلل آسمان وریسمان بافتی وبحدی سوالیه گذاشتی که پرداختن به یکایک آن ولو بصورت مختصر چندین کامنت را می طلبد. بهر صورت ازبین سوالیه های بیشمار شما این بار نیز روی یک سوالیه ی که از نظر شما محوری تلقی میگردد یعنی " جدائی دین از دولت" تمرکز مینمائیم.
آقای سمندر! ما هم طرفدار جدائی دین از دولت هستیم که دین در جایگاهش منحصر گردد و دولت درجایگاهش قرار بگیرد ، تا مردم در زمینه ی گزینش معتقدات مذهبی خود آزاد باشد و گزینش دین منتج به رفتن به پای چوبه ی دار نگردد.زنان که نیم پیکر جامعه را تشکیل میدهند در زمینه ی درس و تعلیم، محل کار وفعالیت، رفت وآمد به بازار، پوشیدن ونپوشیدن سر وچادری وغیره شمشیر داکلیموس متشرعین را بالای سر شان حس نکنند. دختران نه ساله ( به تاسی از سنت مقدس نبوی) مجبور به ازدواج با مردان 50 ـ 60 ساله نشوند. وزنان همچون انسان آزاد حق تعیین سرنوشت خودرا داشته باشند ومکلفیتش به آوردن بچه و فرونشاندن عطش شهوانی مرد منحصر نگردد وبیش ازین درقطار انسان درجه دو ودرجه سه شناخته نشودغیره وغیره. سوال اینجاست که کی وکی ها دراین امر خطیر جدائی دین از دولت پیش قدم می شود وتوده را به آگاهی میرساند ودین را از قید وبند دین کاران و دکانداران دین میرهاند؟ خودت بیشتر از ما نیمه باسوادان با تاریخ جدائی دین از دولت در کشور های اروپائی معلومات داری واز سیر تحول کلیسای مسیحیت کاملا مطلع هستی که اروپائیان چگونه دردام عنکبوتی کلیسا گرفتاربودند وچگونه بیرحمانه استثمار می شدند. وهم چگونه مردم به آگاهی رسیدند، ادراک پیدا کردند که ارباب کلیسا به خدا تبدیل شده اند خرافات وتخدیر دینی را به خورد آنان داده اند، به نام دین مورد بهره کشی بیرحمانه قرار گرفته اند. البته روشنفکران، متفکرین، منورین، قلم بدستان گام به پیش نهادند،پرده از روی نیرنگها، اوهام، خرافات دینی، ابتذالیات مذهبی واعمال وکردار های ناروا وفریبنده ی ارباب کلیسا برداشتند. این جدو جهدروشنگری که درتاریخ اروپا ازان بنام عصر روشنگری یادشده سر آغاز شکست کلیسا گردید وسر انجام روابط دین از حیات اجتماعی مردم بریده شد ودین منحصر گردید در داخل کلیسا و امری گردید خصوصی که تاامروز این خصوصی سازی تداوم داردوفرد دیندار میداند وخدایش، و جامعه بسرعت درجاده ی ترقی وکمال به پیش شتافت.
درآیین مسیحیت این شعار وجودارد که " آنچه از قیصر ( یعنی دولت ) است از آنِ قیصر وآنچه ازآنِ خداست ازخدا) ولی در اسلام دعوت حضرت محمد صرفاً خصوصیت یک دعوت روحانی ومعنوی را دربر ندارد، بلکه حضرتش بنیان یک واحد سیاسی وقومی را ریخت که درزیر پرچم آن دولتی بوجود آمد، ودر این 14 قرن خلفا، زمامداران، ومتشرعین وفقهای اسلامی هر کدام بزعم وبرداشت ومنافع خود به تفسیر وتعمیل آن پرداختندوچه بسا که شاخ و برگ از اصل فزونی گرفت و مضمونی شد برای تمسخرو استهزاء دیگران وعاملی شد برای عقب مانی اسفبار مردمش یا امت . فقط به همین حدیث مستهجن ومزخرف معراج که در کامنت فوق آمده نگاه کنید که بر اساس آن مسلمانان به ادای پنج وقت نماز ملزم شدند شاید خودت و پدرانت نیزبه همین حدیث تأسی جسته باشی. در قرآن در باره ی نماز صرف در دو جای ذکر شده است.
اول ـ سوره 11 (هود) آیه 114" ونمازرا در دوطرف (اول وآخر روز) بپادارید ونیز در ساعت تاریکی شب که البته حسنات و نکو کاری های شما سیئات وبد کاری های تانرا نابود می سازد یاد آوری است برای اهل ذکر."
دوم ـ سوره الاسرا آیه 78" نمازرا دروقت زوال آفتاب تاتاریکی شب بپادارید ونماز صبح را نیز بجا آرید که آن نماز مهم است."
از ورای این دو آیت صریحاً فهمیده میشودکه نماز در شبانه روز فقط سه بار است نه پنج بار واکثریت مسلمین هم عقیده ی مطلق دارند که حضرت محمد آخرین پیغمبر ونیزبزرگترین همه پیغمبران است، اما این حدیث حضرت محمد رانه تنها تنزیل مقام داده بلکه اورا بی پروا، لاقید وفاقد درک از شرایط واحوال پیروانش معرفی میداردکه صرفاً میخواهد خدا ازو راضی باشد. بناءً درین مورد نقش موسی را بمثابه ی یک مشاور ارشد و دارای افق فکر باز، وآ گاه نسبت به مسایل پیروان حضرت محمد ترسیم میدارد.
آقای سمندر! این فقط یک مورد جزئی ازخرافات دینی است که طی قرنها وقرنها بخورد من و تو وتوده های عظیم ما داده شده وما تعبدانه بدون دلیل و بکار انداختن عقل وخرد گوسفند وار ازان پیروی کرده ایم، اگر کسی به آن معتقدات بی دلیل وفاقد تعقلی ما انگشت انتقاد گذاشت ویا گفت استناد عقلانی ندارد بجای تعمق و بکار انداختن خرد انسانی، واویلا ودادو فغان سرداده ایم وبه فحش ودشنام متوسل شده ایم که به دین وعقیده ی ما تعرض شده است. درین مقطع زمانی بیش از همه وظیفه ی شما روشنفکران متعهد، قلم بدستان آگاه است که مانند روشنفکران ومتفکرین عصر روشنگری اروپا مردم خود رااز طریق نوشته های تعقلی واستدلالی روشن سازید تا در راه جداسازی دین از دولت و نه گفتن به اسلام سیاسی تفکر وآماده گی پیدا کنند. چه خوب است که نوشته های سهل وبی پیرایه وبی شایبه ومؤجز آقای نبیل مزاری را سرمشق قراردهیم وبه مواردی بپردازیم که منجر به" روشن شدن تفکر مردمی" وآگاهی آنان شود. با درود فراوان. نظام
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
اینه بیا ازی نوده پیوند بگی که یک اسلامزده بیدم دگه هم قد بلندک میکنه. این هم اینطوری اندیشه های حیوانی را از رهبران خود به میراث گرفته که فتوای کشتن و کنیز گرفتن ره بسیار به سادگی که برگ از برگ نجنبد صادر میکند.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
کاکر گله یی .
من تا حال در باره اسلام حرفی نگفته ام بخود اجازه نمی دهم چونکه قطره از دریا هم در این باره نمی فهمم .
همچنان من پیرو خره کی و جلاد تاریخ امین نیستم تا به عقائد مردم بتازم .
من از نامسلمانی اوغان ها خوب واقفم در این باره میتوانم ساعت ها صحبت بکنم مثل حلال کردن مردم , سنگسار کردن زن و مرد , نیم قران را قبول کردن , خرزوری با خدا و خلق اش , زبان دوزخ , زن فروشی , چور و چپاول مردم , وطن فروشی ,تریاک فروشی , انتحار در راه عامه و امکان مقدسه مردم , سود خوری , لاف زدن ......
خان
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
نفری اخر اخوند زاده از اب در امد .
منظور پیرو ماهو بزرگ است (سمندر ).
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
باقی سمندر
سوم حمل / فروردین سال ۱۳۹۰ خورشیدی
مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی
سلام به خوا نندګان ارجمند کابل پرس?
سلام به دوست ګرامی وارجناک مزاری !
مزاری ګرامی !
من تبصره شما را چند لحظه ای پیشتر به خوانش ګرفتم ومن هم یکبار دیګر فرارسیدن نوروز وسال نو رابرای شما و همه اعضای خانواده ګرامی شما تبریک و تهنیت ګفته و خجسته میخوانم . من میکوشم تا بسیار فشرده وبه شکل تند نویسی چند جمله ایرا به نګارش بیاورم وبدست نشر سپاریده وبرای انجام کاری دور از دستګاه کمپیوتر ګردم .
شما درتبصره خویش نګاشته اید که :
« . نقد ، بحث و گفتمان داشتن پیرامون دین و کتابهای دینی فکر نکنم دین ستیزی باشد . دین اسلام همانگونه که آئین سنگ پرستی به حضرت ابراهیم به میراث رسیده بود به ما نیز با خوبی ها و زشتی هایش به میراث رسیده است . قرآن در زمانش مترقی بوده ، بیگمان بوده و به سویه تفکر و خیال تازی ها وهمان مردمان بدوی ابلاغ شده است »
در این بخش تبصره شما میبینم که سخنانی نهفته است وممکن برداشتهای متفاوت درمیان باشد . فشرده نظرم را چنین بیان میدارم ولو از بدیهیات شمرده میشوند .
« . نقد ، بحث و گفتمان داشتن پیرامون دین و کتابهای دینی فکر نکنم دین ستیزی باشد .«
دراینجا با شما همنظرم . ادیان که از ابراهیم حنیف تا حضرت محمد (ص) توسط پیامبران به مردم درساحه فلسطین و مصر باستان ونواحی ان تا شبه جزیره عرب تبلیغ و ترویج شده اند ، پیوسته مورد نقد و بحث وګفتمان قرار داشته اند و این جریان تاهمین لحظه وحالا نیز ادامه دارد .
درمورد ابراهیم خلیل الله یاابراهیم حنیف با خواندن متون تورات و قران کریم متوجه میګردیم که ابراهیم حنیف دربرابر آِذر پدرش از نګاه فکری نیز قیام نمود و تفکر خود را بدون ترس ولرز درمورد توحید اعلام داشت ولو به آتش انداخته شدومجازات ګردید . وی بت شکن بود و بت ها یی را شکست که پدرش میساخت و اجدادش می پرستید اما ابراهیم با تفکر وتعقل دریافت که راه پدرش اشتباه است وراه دیګر را اختیار نمود و بت های ساخته شده دست انسان را شکست .
اینک هستند انسانهایی که از بت پرستی و از بت شکنی نیز تفاسیر ګوناګون دارند .
درهمین کره خاکی ما بجای بت های ساخته دست اذربت تراش بت ها یا تندیس دلار و پوند استرلینګ یا اویرویا دینار ودرهم را قرار داده اند و هزاران انسان دلار و پول رامی پرستند و فتیشسم جریان غالب در سیاره ماست . به نظر من بایست این فتیشسم شکستانده شود وروشنګران ازګران تاکران کره زمین برضد این فتیشسم درنبرد اند . سرمایه مالی و بانک جهانی و بانک اسیایی و بازار های بورس در جایګاه ګوساله سامری نشسته اند و رسانه های دیداری و نوشتاری و شنیداری پرستیدن پول ودلار را توصیه مینمایند و به فکر سازی مشغول اند .
البته جز بدیهیات است که تفکر حاکم در جهان تفکر طبقه حاکمه است و امروزه سرمایه مالی وبانکی جهانی تفکر حاکم رابرای بشریت هفت هزار ملیونی ما ساخته است ومیسازد .
دراینجا من ازنقد وبحث وګفتمان حمایت نموده ام ومینمایم .
دین اسلام درسرزمین ما با شمشیرراه اش را ګسترده است و با یعقوب لیث صفاری بیشتر از پیشتر ګسترش یافته است .اما فراموش ننماییم که در جامعه دیروزی خراسان زمین یزدان پرستی وتوحید ریشه داشت و این دین اسلام برپایه همان توحیدی که برخی آن را توحیدی نه بلکه دو تاپرستی – اهورایی و اهریمنی میدانند ، راه یافت و درهزار سال اخیر بارها دچار تطور و دګر دیسی شده است وجامعه فغان ستان امروزی درقرن بیست ویکم اشکال مختلف مالکیت بروسایل تولید رانیز تجربه نموده است . به همین ترتیب اشکال ګوناکون تفاسیر از دین رانیز .
به نظر من توحید ویکتا پرستی در اسلام درمقابل سنګ پرستی قرارګرفت و خط فاصل همچنان در برابر ټثلیث یا سه خدایی ( خدا – عیسی فرزند خدا و مریم همسر خدا ) قرارګرفت و سوره قل هوالله احد خود بیان از این امر است .
دین اسلام در ۲۳ سال زمان زندګی پیامبر اسلام هم پیوسته درمعرض نقد ، انکار و یا نفی قرار داشته است وامروز نیز چنین است .ازخود می پرسم که :
محمد فرزند عبدالله که در دوران کودکی ازداشتن پدر ومادر محروم ګردیده و یتیم کردید وأنزمان یک انسان بود ، چکونه امروز یک هزار و پنحصد ملیون انسان در روی زمین میګویند :
لا الله الا الله محمد رسول الله
؟
مسلمانها جنګهای صلیبی را نیز پشت سر ګذاشته اند و نام صلاح الدین ایوبی برای مسلمان و غیر مسلمان تحقیق کننده به همان اندازه اشنا است که نام ابو مسلم خراسانی یا سند باد ګبر برای تحقیق ګننده ای از سر زمین ما .
به نظر من جریان سلفی و اسلام سیاسی نیز تلاش مینماید تا خود را جریان توحیدی جلوه دهد اما به یک شکل استهزا آمیز وتاریخ زده اش .
طالبان تندیس بودا را انفجار دادند و دولت عربستان سعودی بت های پیش از اسلام را در پاریس به نمایش ګذاشت تا فرهنګ پیش اسلامی خود را به نمایش ګزارند . این تناقض سیاسی بخاطر چیست ؟
شما بهتر میدانید که همه ساله از ازمنه قدیم به اینسو جشن نوروزی وګل سرخ در بلخ و مزارشریف وبسا ګوشه وکنار وکابلستان تا چهل روز ادامه می یابد و از زمان ظهور پنج پیری ها ، طالبان و سلفیست ها در افغانستان واسیای میانه تلاش دارند تا میله نوروزی پرپا نګردد و جشن وشادی وتبسم را ازلب های مردم جراحی مینمایند .
هزاران مسلمان در جشن نوروزی شرکت مینمایند و چند مسلمان خودرا می کشند و میله نوروزی را میله پيش اسلامی و زردشتی میدانند و تحریم میکنند و فقط دو عید – رمضان وعید قربان را به نام روز های خوشی مي پذیرند و هر خوشی دیګر را بدعت می شمارند .
پس ما میبینیم که حتی در جریان های شناخته شده اسلامی در فغان ستان این بحث جریان دارد و شما دیدید ګه امسال با وجود هزاران مخالفت آشکار و پنهان بازهم نوروزوجشن نوروز و جهنده بالا آغاز شد وبه روز چهلم نوروز هم شاهد جهنده غلتان خواهیم بود .
دین و اسلام پدری ومادری شما ومن و عزیزیاسین از نو روز به ګرمی استقبال مینماید اما دین وبرداشت طالبانی و سلفی از دین اسلام مخالف برپایی جشن نوروز بود و است .
چرا من مخالف خوشی مردم ګردیده و درکنار کسانی قرار ګیرم که این جشن باستانی را تحریم مینمایند ؟
شما بهتر میدانید که درروز عاشورا درکابل چه کربلایی برپا کردند ؟ چند انسان را کشتند و درسه ولایت کشور انتحاری ها به کشتن خود ومردم خون ریختاندند . اینک من درهمین ستون بحث درمورد زیارت ابوالفضل میخوانم که در منطقه مراد خانی قراردارد و نویسنده هم هرکه است ومی باشد و من ازخودم سوال مینمایم که :
اګر درده روز مردم به زیارت ها و تکیه خانه ها بروند و از ظلم ظالم بنالند و شکوه نمایند و به شکل نمادین از شداد و یزید هم نقد جانانه بنمایند ، من چرا مانع شان باشم ؟
مګر همین حالا در فغان ستان صد ها یزید و صد ها شداد وجود ندارد و مګر درفغانستان حمام خون برپا نشده است ویک هزار وهفتصد برابر شهدای کربلا در فغان ستان درهمین سی سال واندی به شهادت نرسیده اند ، زخمی نشده اند ، معیوب نګردیده اند ، بیوه ویتیم نشده اند ؟
ازاینرو من مخالف شدید سلفیسم و طالبانیسم بوده ام ومیباشم و هیچګاه مخالف انسانهای نیستم که جامعه مارا درهرساحه روبنایی و زیر بنایی نقد نموده اند ومینمایند .
شما بهتر میدانید که حنظله بادغیسی میګفت :
مهتری ګر بکام شیر در است
شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرګی وعز ونعمت وجاه
یا همچو مردان مرګ رو یا روی
شما بهتر میدانید که ابن سینا و یا فارابی به چه مشکلاتی دست به ګریبان بود یا ابن رشد و جریان معتزله کلاسیک و معتزله نوین را می بایست برای خوانندګان شناختاند .
ابن سینا باری ګفته بود :
با این دوسه نادان که چنان میدانند
ازجهل که دانای جهان آنان اند
خر باش که این جماعت از فرط خری
هرکو نه خر است کافرش میخوانند
من نمیخواهم باعث ضیاع وقت شما وخوانندګان ګردم . شما ومن وهمه خوانندګان وهرکدام ما تاجایی میدانیم که درفغان ستان چه میګذرد و تیکه داران دین از یکسو در قطر و سعودی و برلین و اسلو چه جلسه هایی با خداوندان سیم وزر دارند و از سوی دیګر چګونه خودرا مدافع دین جلوه داده و از دین باوری مردم برای به اقتدار رسیدن
و استحکام افکار و ساختار قدرت با ارتجاع فغان ستان ومنطقه در زدوبند اند .
من نه درکام دین ستیزان خواهم افتید تا چاقوی اماده سلفیسم و طالبانیسم را دسته بدهم ونه در دام نارکو دلار و نه طرفدار ازخود بیګانګی انسانها در قرن بیست ویکم میباشم .
برداشت من از دین اسلام اینست که :
لکم دینکم ولی الدین - هرکه رادین خودش
و تاکید مینمایم که
لا اکراه فی الدین- دردین جبر وزور نیست
لا اظلمو و لا تظلمو - نه ظلم بنما و نه بګذار تا برتو ظلم نمایند
ببینیم که دین ستیزان به مردم فغانستان نزدیک ترخواهند بود یا باقی سمندر ؟
ببینیم که دین ستیزان راه به کجا خواهند برد و باقی سمندر در کجا ؟
من به ګفته سعدی باور دارم که میګفت :
اګر بینی که نا بیناه وچاه است
ګر خاموش بنشینی ګناه است
من از رفتن بسوی خطری که هیچ دست آورد ندارد وبجای دوستی مردم – دشمنی مردم به چنین نوع از متفکرین زیاد ترخواهد کرد و برای سالهای دیګر از مردم تجرید شده و در حالت ازخود بیګانګی در کشورهای اروپایی و امریکایی در رنج دایمی خواهند بود ، هشیار باش داده ام وخود شان میدانند که در کدام راه میروند ؟
این سخن را تاریخ قضاوت خواهد نمود . من منقدین زیادی را میشناسم که از زوایای مختلف درمورد دین نوشته اند و می نویسند ومن تاجایی که توانایی ووقت داشته ام ُ ، در پنجاه سال واندی با قران کریم واحادیث بخاری آشنایی دارم و نقد دیګران را از الازهر تا دیوبندی هم خوانده ام ومیخوانم و ګوشه برداشت من هم در رسانه های دیداری و شنیداری یا نوشتاری تا همین اکنون بازتاب یافته است .
یار زنده و صحبت باقی
آنلاین : إعجاز علمی در قرآن
إجند توصیهء دوستانه به محترم باقی سمندر
سمندر ګرامی!
شما باو جودیکه سابقهء جپی دارید ومطالعات تان در ساحهء آثار مائو ومارکس ولینین قابل تأمل است ولی یک نکته را فراموش نکنید که شما را هم این کمونیستهای بی دم درجملهء اسلامیستان واخوانی ها حساب میکنند نزد این نطفهء حرامی فقط دو راه وجود دارد یا با ما ویا برضد ما.
این را کفرمعلن وبواح میګویند که حالت تهاجمی دارد این طایفه شایستهء مناظره ومباحثه را ازنظر اسلام ندارد اینها اولادهای حرامی بورواژزی اند که پدر ګم کرده اند
تاریخ نشان داده است که درزمان استالین ملعون به هزاران کمونیست دګراندیش ومنتقد به اسالیب مختلف سربه نیست ګردیدند مګر شما کی استید که مورد تائید این آقایون قرار بګیرید یک کلمهء عزیز یاسین برای شما کفایت میکند که شما را بدون مقدمه شتر مرغ خواند
حال قیاس کنید که اګر دستش بشما برسد باشما جه معامله خواهد کرد.
من به این باورم کسی که خدا را یعنی همین الله بزرګ وخالق کائننات که محمد بن عبدالله آنرا بحیث معبود برحق به جهانیان معرفی کرده هرکسی که با تمام معجزات آشکار این پیامبر ګرامی بدون داشتن دلیل وبرهانی زیر پرده نقد دین وغیره به معارضه برمیخیزد حرامی است
یکی ازصفاتی که قرآن به این قوم ارزانی فرموده صفت مستکبر است.
استکبار یعنی تکبر را خواستن وآرزو نمودن.
بعداز انقلاب خمینی درایران که تا آن وقت به شیعهء صفوی ګرایش پیدا نکرده بود ومیشد آن را انقلاب علوی دانست آقای خمینی امریکا را استکبار جهانی معرفی کرد
خمینی درحقیقت این صفت را از قرآن ګرفت وبعداز آن این مقوله وارد ادبیات سیاسی ګردید
امروز امریکا خودش را ابرقدرت جهان میداند برهرجا که میخواهد حمله میکند هرکی را بخواهد تاپهء تروریست میزند فیصله های که بمذاقش برابر نباشد آن را درسازمان خودساختهء ملل متحد ویتو میکند
درزمان شوروی سابق کمونیزم نیز یک مستکبر جهانی بیش نبود
به افغانستان بیجاره حملهء نظامی کرد به ملیونها انسان بیګناه را بخاک وخون کشاند بعدازاینکه شکست خورد باردیګر اینجنګ نا عادلانه را به رقیبش به میراث ګذاشت
برای یک مسلمان فلسطینی عراقی سوری وافغانی فرق میان این دو ایدیالوژی درجی است؟
جه خوبی کمونیزم ومارکسیزم لییزم داشت که لبرالیزم غربی وامریکا آنر ندارد وبا برعکس؟
برای مسلمانانیکه قرنها زیر تسلط این ابرقدرتهای مستکبر جهانی حتی هویتهای ملی خویش را از دست داد اند کمونیزم یا کپیتالیزم جه به ارمغان آورده است؟
البته این درساحهء عینیات بود؟
واما درساحهء ذهنیات!
این آقای عزیز یاسین ورفقای حرامی وی به این فکر اند که قرنها مسلمانها درجهل وبیخبری بسر برده اند. وتاکنون هم ازنظر ایشان مسلمانان انسانهای نورمال وهوشیاریکه به پای خودشان بایستند نیستند.
به پندار اینها مسلمانها فقط ګله های حیوانی اند که قدرت تعقل وخرد ورزی ومتکی شدن به ذات خودشانرا ندارند پس اول باید این ګله های حیوان را باید آقای عزیز یاسین وامثال شان انسان بسازند آنهارا ازخواب ګران وسنګین شان بیدار سازند.
روی همین مطلب ایشان شب وروز جان می کنند تا تناقضات آیات قرآن را به زعم باطل شان برای مردم بیان کنند.
آقای عزیز یاسین!
این را بدان که خرد ورزی وعلم با اسلام وقرآن ارتباط ناګسستنی دارد. این دین طوریکه بارها نوشته ام دین فطرت های سالم بشراست نه ازفطرت های کثیف وحیوانی که نه مادر می شناسند ونه هم خواهر
این دینی است که بزرګترین شخصیت های سوسیالیستی جون مصطفی محمود مصری را بسوی خود کشاند و اورا به یکی ازبهترین نظریه پردازان اسلامشناسی مبدل کرد.
با این دین طرف شدن جز اینکه سبب ایجاد تغیرات اساسی درفکر و روح یک پژوهشګر با وجدان شود دیګر راهی ممکن نیست
بناء دست ازین ماجراجویی های بی فایده بردار نه خودرا ریشخند بساز ونه هم رفقای حرامی ات را
إجند توصیهء دوستانه به محترم باقی سمندر
خان شبیر خان ، بیشک که اوغان استی ! بسیار زورت داده که گاهی نامته نوشته میکنی و گاهی هم از درد زیاد نامته فراموش می کنی . طاقت کو که هنوز شروع کار اس یا ایکه شاش شتر بنوش که دوای دردت شوه !! هه هه هه
إجند توصیهء دوستانه به محترم باقی سمندر
آنچه در ذیل میآید اصلاح نوشته ای یکی از جن گرایان است و لغات رکیک هم از جناب جن گرا است.
سمندر ګرامی!
شما باو جودیکه سابقهء جپی دارید ومطالعات تان در ساحهء آثار مائو ومارکس ولینین قابل تأمل است ولی یک نکته را فراموش نکنید که شما را هم این اسلاميست هاي دمدار درجملهء اسلامیستان واخوانی های خود حساب میکنند، نزد این نطفهء حرامی ها فقط دو راه وجود دارد یا با ما ویا برضد ما.
این را اندیشه خر اسلامیستی محص میګویند که حالت تهاجمی دارد این طایفه شایستهء مناظره ومباحثه را با خردگرایان ندارند اینها اولادهای حرامی ودست پرورده اسلام خرپرور اند که پدر ګم کرده اند.
تاریخ نشان داده است که درزمان محمد بچه باز ملعون به هزاران انسان های دګراندیش ومنتقد( مانند ابو الحکم ) سربه نیست ګردیدند مګر شما کی استید که مورد تائید این آقایون قرار بګیرید، اگر روزی دست این اسلامیست های کودن و جن گرا به شما برسد، بنام کمونیست سر شما را خواهند برید.
من به این باورم کسی که خدا را یعنی همین الله عرب وخالق دروغین کائننات که محمد بن عبدالله آنرا بحیث معبود دروغین به جهانیان معرفی کرده هرکسی که با تمام مذخرف و مهمل و تناقض گویی های آشکار این پیامبر دجال و دروغین با داشتن دلیل وبرهانی زیر پرده نقد دین وغیره به معارضه برنیخیزد حرامی است.
یکی ازصفاتی که قرآن به جن گرایان ارزانی فرموده صفت وحشی گری است.
وحشیگری یعنی اینکه بهم زدن نظم جهان از طریق تیرور و آدم کشی.
بعداز انقلاب خمینی گجستک درایران که تا آن وقت به شیعهء صفوی ګرایش پیدا نکرده بود ومیشد آن را انقلاب راستین مردم دانست، آقای خمینی انقلاب عدالت خواهانه مردم ایران را منحریف کرده و چهره کثیف و اسلامیستی خود را به جهانیان معرفی کرد. و هزاران هزار مردم بیگناه ایران به کام مرگ کشاند.
خمینی درحقیقت این صفت تیروریستی و آدم کشی را از قرآن ګرفت وبعداز آن این مقوله وارد ادبیات سیاسی ګردید
امروز بخواطر این اسلامیست های کودن امریکا برهرجا که میخواهد حمله میکند هرکی را بخواهد تاپهء تروریست میزند فیصله های که بمذاقش برابر نباشد آن را درسازمان خودساختهء ملل متحد ویتو میکند
به افغانستان بیجاره هم به خاطر همین اسلامیست های کودن بود که شوروی برای جلوگیری از گسترش اسلام خرپرور در مرز های خودش، حملهء نظامی کرد به ملیونها انسان بیګناه را بخاک وخون کشاند و از افغانستان خارج شد باردیګر اینجنګ نا عادلانه را به رقیبش یعنی آمریکا و اسلامیست های حیوان صفت به میراث ګذاشت.
برای یک انسان پایبند به حقوق بشر و انسانیت فرق میان دو ایدیالوژی اسلام فاشیستی و فاشیسمی هیتلری در چی است؟
جه اندیشه های ضد انسانی فاشیسم هیتلری داشت که اسلام این آیین بیابانی و ضد بشری آن را ندارد؟
برای مسلمانانیکه قرنها زیر تسلط این آیین بیابانی زیسته اند که حتی هویتهای ملی خویش را از دست داد اند اسلام الاغ پرور چه به ارمغان آورده است؟
البته این درساحهء عینیات بود؟
واما درساحهء ذهنیات!
آقای عزیز یاسین ورفقای خرد گرای وی به این فکر اند که قرنها مسلمانها درجهل وبیخبری بسر برده اند. وتاکنون هم ازنظر ایشان مسلمانان انسانهای نورمال وهوشیاریکه به پای خودشان بایستند نیستند.
به باور اینها مسلمانها فقط ګله های حیوانی اند که قدرت تعقل وخرد ورزی ومتکی شدن به ذات خودشانرا ندارند پس اول باید این ګله های حیوان را باید آقای عزیز یاسین وامثال شان انسان بسازند آنهارا ازخواب ګران وسنګین شان بیدار سازند.
روی همین مطلب عزیز یاسین و دیگر خردگرایان شب وروز جان می کنند تا تناقضات آیات مانیفیست شیطانی بنام قرآن را برای مردم بیان کنند.
اسلامیست های از دنیا بیخبر
این را بدانید که خرد ورزی وعلم با اسلام وقرآن هیچگونه ارتباط ندارد. این دین طوریکه بارها نوشته ام نوع بیماری است مانند طاعون، و باید به گودال تاریخ سپرده شود.فطرت این دین کثیف وحیوانی است که نه مادر می شناسند ونه هم خواهر.
این دینی است که شخصیت های مانند عمر خیام، رازی، و دیگر اندیشمندان نهصد سال پیش به دروغ بودن آن پی برده بود.
این دین جز اینکه سبب بدبختی و بیچارگی جامعه شود، هیچگونه تغیرات و بیهبودی به جامعه به ارمغان نیاورده است
بناء بیایید از این آیین بیابانی و ضد بشری دست بردارید که شاید رستگار شوید و نه خودرا ریشخند بسازید ونه هم رفقای حرامی خود تان را.
رب العالمین رهگذر
إجند توصیهء دوستانه به محترم باقی سمندر
آقای نویسنده ی بی نام وبی هویت!
وقتی نوشته ی بی مفهوم و پرت وپلا گوئی تورا خواندم، به نظرم چنین معلوم شد که گویا کدام آدم مالیخولیائی این مزخرفات را نوشته که نه خودش می فهمد که چی نوشته ونه به سایرین کدام مفهومی را میرساند. وقتی کامنت دیگری را که صورت اصلاح شده ی نوشته ی شما آقای بینام وبی هویت بود خواندم آنگاه ملتفت شدم که آنچه نوشته ی صورت مثله شده ی نوشته ی کسی دیگری است که سرقت نموده ی ودرک نمودم که با یک مسلمانی اصیل مواجه هستم که دارد خصلت ذاتی اسلامی خودرا به نمایش می گذارد وبجز از کلمه ی" شرم باد" برتو نویسنده ی مسلمان بی هویت چیز دیگری ندارم که نثارت کنم.این نکته را نیز باید علاوه بدارم که فقط بی ادبان وقتی چیزیرا مینویسند ازذکر نام خودابا می ورزند. حبیب
إجند توصیهء دوستانه به محترم باقی سمندر
آقای حبیب!
آنجه را شما ازقلم من خواندید سرقت ادبی نبود بلکه خواستم جواب آقای بینام را با کلمات خودش بدهم. با این اخوانی باهمین سبک مبارزه باید کرد
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
ajab ! hi Ajab in abdolbaghe az eslam defa mee konad ? hi ajab andar ajab ! bachagak khobee ast-az kofr wa kaferee hayesh ne mee konam tahreer-khodam blala duo gosh am az jalat-me-ab shaneede basham ! ajab we alajab ! abdulbaghee de akher omer eslam aworde ! alajab
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
رهګذر بیخدا جنین فرموده اند:
؛؛یکی ازصفاتی که قرآن به جن گرایان ارزانی فرموده صفت وحشی گری است.
وحشیگری یعنی اینکه بهم زدن نظم جهان از طریق تیرور و آدم کشی؛؛
اما من بینام این را می پرسم که برای اولین سلاح هستوی را علیه بشریت کی استعمال کرد وهزاران انسان بیګناه را پیروان کدام ایدیالوژی بخاک وخون کشاند؟ امروز پیروان کدام قدرت شیطانی برکشورهای ضعیف حمله نموده ونظم امنیت انسانی را بالای کشورهای ضعیف برهم میزند؟
بفرمایید با تمام جعلکاری ودشنامزنی های تان اګر ذرهء ازمنطق وخرد انسانی دروجود تان است صادقانه جواب بګویید!
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
استعمال اولین بمب هسته ی
آقای بینام دین پرست! علل استعمال بمب هسته ی ناشی از تجاوز جاپان به بندر پریل هاربرامریکا بود، نه ملهم از کدام آیدیالوژی. امپراطور جاپان که مردمش مقام نیمه خدای به او قایل بود، به اتکاء نیروی مردمش و اقتصاد قوی و تکنالوژی پیشرفته ی نظامی وبه تبعیت از هیتلر و موسولونی فاشیست در صدد کشور کشائی بود، چنانچه چین را به اشغال در آورد، مردمش را به نحو ظالمانه ی مورد بهره کشی قرارداد. سپس ماشین جنگی جاپان متوجه کشور های شرق دورشد واین ساحه کلاً زیر سلطه ی جاپان در آمد. درصبحگاه 7 دسمبر 1941 جاپان بدون اعلام رسمیی جنگ،با حمله ی غافلگیرانه و بطور بسیار مخفی بزرگترین بندر بحری امریکا بنام پریل هاربر را مورد تهاجم قرارداد، درین تهاجم 353 بال طیاره ی بمباردمان نظامی جاپان شرکت داشت، خسارات جانی ومالی ناشی ازین تعرض بی نهایت سنگین بود، دولت ومردم امریکا در شاک عمومی فرورفتند واین حمله باعث شد که امریکا وارد جنگ جهانی دوم شود.این قانون جنگ است وقتی ضربه زدی منتظر عکس العمل جانب مقابل نیز باش. اگربرداشت شما اینست که ما مدافع متجاوزین وآیدیالوژیهای سلطه گر هستیم، این پندار شما بکلی غلط است. ما مخالف هرگونه آیدیالوژی سیاسی،مذهبی ودینی هستیم ومعتقدیم که معتقدات خواه سیاسی وخواه دینی ومذهبی مانع می شود که انسان خرد وعقل خودرا بکار اندازدوروشن بیندیشد وتحت تاثیر چنین عقیده ی خرد وادراک آدمی از کار می افتد. ونیز باید بدانی که درکلیه کشورهای اروپائی وامریکای شمالی آیدیالوژی مذهبی حاکم نیست، مذهب را در درون کلیسا قفل کرده اند و معتقدین به عیسا وخدایش بدون مزاحمت به دیگران ونیزبا تحمل دیگران درانجا رفته وبه دعا و ذکرونیاز می پردازندو هدف ازین نوشته ها نیز همین است.
آقای بینام دین پرست! به نحو معترضانه سوال کرده ای که کدام قدرت شیطانی بر کشور های ضعیف حمله نموده و نظم وامنیت انسانی را بر هم می زند. این خودِ کشور های جهان سوم یا بقول شما ضعیف است که زمینۀ تجاوز رابر خود مساعد می سازد، زیرا رهبرانش نالایق، فاسد، بی کفایت وفاقد دانش سیاسی است، یا ازطریق کودتا به قدرت رسیده یا در اثر تقلب یا میراثی به چوکی قدرت تکیه زده ویا هم به کمک وپشتیبانی دولت های بیگانه در رأس امورقرارگرفته اند، که درانصورت ناگزیر باید الویت منافع کشور حامی خودرا درمرکز توجه قراردهند. قانون اساسی که نیاز های متحول مردمش را جواب بگوید ندارند، دموکراسی وجود ندارد واگر وجود هم دارد شکننده است، حکومت خوب و خوب حکومت داری حکم کیمیارادارد، فسادبیداد میکند ، جامعه ی مدنی که رکن اساسی ملت ومردم را تشکیل میدهد قوام نگرفته و پلورالیزم اصلاً در قاموس آنان راه نیافته است.اگر بزعم شما هر کشوری که ضعیف بود مواجه با تهاجم قدرت شیطانی میشود، پس چرا کشور های کوچک اسکاندناوی که جمعیت بر خی از آنان از 5 ـ 6 ملیون تجاوز نمیکند، مورد تعرض قرار نمیگیرند وامروزاین کشور ها از مرفه ترین و پیشرفته ترین کشور های جهان محسوب میشوند، سرانه ی در آمد مردمش حتا از امریکا وکانادا بالاتر است.
آقای بینام دین پرست! طوریکه دیده میشود در قبال قرآن حساسیت داری هرچند تناقضات قرآن با دلایل منطقی آورده شود، عقیده ی جزمی ات مانع از پذیرفتن آنست وقبول نمیکنی که کلام خدانیست. حال برای یکبار هم که شده تعصب وعقیده ی جزمی ات را در اختیار عقل بگذار وبه کتابهای دینی که زندگی مسلمین را سمت دهی میکند،مراجعه کن وببین که این امامان ، فقها، علامه ها وآیت الله چه نوشته اند وچگونه شمارا استحمار کرده اند. اگر مسلمان سنی هستی آثار زمخشری، مسند احمد بن حنبل یا خلاصه صحاح سته را بزبان مادری ات مطالعه کن ومحتویات آنرادر ترازوی عقل گذاشته موردداوری قرار ده. اگر مسلمان شیعه هستی اصول کافی کلینی، من لایحضرالفقیهه، بحار الانوار، حلیت المتقین علامه محمد باقر مجلسی ونیز توضیح المسایل های آیت الله ها را بخوان وببین که این حضرات چه چیزی را بخورد تان داده است، که اگر آنرا به شاگرد صنف چهار امروزی بخوانیم خواهند گفت : " چه جوکی!" تا وقتی این کتابهای مسموم وفاقد علمی از حیات مردم بیرون نشودودر موزیم ها نگهداری نگردد، وطبقه ی روحانیت قشری سلب صلاحیت نشود، مردم روی خوشی، نشاط وترقی وتحول را نخواهند دید. همین یکی دوروز قبل ملای بنام زین العابدین در مورد نوروز می گفت که: نوروز عقیده ی اسلامی نیست، عقیده ی زردشتی است و ازدوران جمشید بیاد گار مانده تجلیل آن حرام است،مردم چرا درین روز لباس نو می پوشند شادی وخوشی میکنند. اگر کمی به این طبقه ی طفیلی میدان داده شود با استناد به کتب فوق چنان فتواها ی صادر و زمینه ی تطبیق آنرا فراهم نمایند که قانون " احوال شخصیه ی شیعه" و فتوای جدید شورای علما در مورد زنان را" بیامرزی" خواهیدگفت. با احترام نظام
به نظام جان حرامی وکیل مدافع امپریالیزم
نظام جان حرامی!
ببین که من ګفته بودم که کمونیستها نسل حرامی جامعهء بورژوازی اند خودت را این را ثابت کردی که تو یک حرامی تشریف داری، زیرا خیلی خوب در دفاع از پدر غیر شرعی ات یعنی همان امپریالیزمی که تا دیروز باداران کمونیست تو آنرا امپریالیزم جهان خوار صدا میزد بدفاع برخاسته ایی. تا آنجا پیش رفته ایی که نوشته ایی استعمال اولین بم هسته ایی ملهم ازکدام ایدیالوژی سیاسی نبوده است؟
حرامی جان!
آیا ایدیالوژی سلطه جویی وسیطره جویی آشکاریکه تا همین اکنون ازطرف باداران قصرسفید تو برعلیه کشورهای ضعیف اعمال میشود نزد تو ایدیالوژی نیست؟
مګر فکر کرده ایی که ساختار جیو پولیتکی امریکا فاقد ایالوژی است؟
بح بح!
تو شاید از امریکا فقط همین سخنان جرب ونرم باراک اوبا را درپرده های تلویزیون دیده ایی که ترا مست ساخته است که برای اولین بار بعداز قرنها تحمل رنج وبدبختی یک سیاه پوست به قصر سفید راه پیدا کرده است واقعا که علاوه بر حرامی بودن که احمق نیز تشریف داری!
ببین! من باتو بحث قرآنی نمیکنم زیرا تو نه بازبان قرآن آشنا هستی ونه هم دارای کدام وجدان سالم انسانی میباشی من با تو ازخلال همین جملات پراګندهء خودت با توبحث میکنم.
من ازجاپانی ها و افکار عظمت طلبانهء آنان نیز دفاع نمیکنم زیرا آنها نیز نه پیرو اسلام بودند ونه از قرآن ودساتیر انسان ساز اسلام چیزی درکله داشتند.
آنها نیز مانند تو ګمراه بودند که بخدا بودن پادشاهان خویش باورمند بودند، ګمراهی بالای ګمراهی! اما اسلام ادعای رسالت و داعیه داری نجات بشریت را ازین هلاکتها دارد. این دین تنها درحوزهء یک سلسله احکام ومسایل عبادی خلاصه نمیشود، اسلام برنامه دارد، اسلام طرح نجات بخش برای کافهء بشریت دارد. منظورمن ازتمام پیامهای سابقه وحالیه ام این است که باید به تناقضات جامعهء بشری وافکار واندیشه های که درظاهر خودشان را حامی بشریت میدانند به آنها پرداخته شود تا معلوم میشود که مثلا کمونیزم برای بشریت جه ارمغانی ببار خواهد آورد؟ بی دینی ولاقیدیت نتیجه اش بکجا منتهی میشود؟
از اولین نظام ایدیالوژیک براساس آموزه های مارکس ولینین دراتحاد شوروی واروپای شرقی چه چیز را بشریت آموخته است؟ آیا دوباره باید به همان قهقرا رجعت داده شویم؟ آیا این خودش برګشت به قهقرا وارتجاع نیست؟
منظور من این بود که این ایدیالوژیهای شیطانی غیر اسلامی چه کمونیزم چه مارکسیزم چه داروینزم چه امپریالیزم جهان خوار ومستکبر کنونی این ها برای شما جهان ایده آلی ننه جانت را اعمار نمیکنند. زیرا درآنها هر وقتیکه منافع اقتصادی وحیوانی شان به مخاطره بیفتند همان روزی را بالای انسانها می آورند که بالای مردمان هیروشیما وناګاساکی آوردند. که حتی تاثیرات بد آن آن بم های هستوی حتی تا امروز هم مشهود وملموس است. لطفا به آمار وارقام زاد ولدهای ناقص که درجاپان سالانه بوقوع می پیوندند یک بار مراجعه کن ای انسان بی عاطفه حرامی !
تو ازکتابهای اسلامی نام برده ایی وبمن توصیه کرده ایی که من آنها را به زبان فارسی مطالعه کنم
جانم!
من آنها را به زبان اصلی خودشان همین اکنون مطالعه میکنم تو فقط نامهای آن کتب شنیده ایی اما من به اصل سرجشمهء آن در ارتباط هستم.
هرجیزیکه خلاف عقل وخرد باشد آن را نمی پذیرم هرجیزیکه با عقل وخرد برابر باشد آن را می پذیرم من دین خویش را با بصیرت وآګاهی کامل قبول کرده ام
آنجا که قرآن ازقول یوسف نبی میفرماید
علی بصیره انا ومن اتبعنی
ما با بینایی کامل این دین حنیف را پذیرفته ایم. مشکل ما وشما درهمین نکته قرار دارد که تو از قرآن ما جیزی نمی فهمی ولی ما ازماتریالیزم دیالکتیک شما میدانیم
ازمارکس وانګلیس میدانیم ازداروین وفلسفه تکاملی اش میدانیم. از اندیشه های عظمت طلبانهء امپریالیستها میدانیم ازتاریخ جنګهای اروپا واقف هستیم. ولی شما از قرآن ما فقط آنجه را می بینید که الایاری وملازاده بشما میګوید یا خمینی برای تان ګفته است. تعدادی هم مثل شما کورکورانه آن اندیشه ها را پذیرفته اند وتعدادی هم مانند شما کورکورانه آنرا رد میکنند درکوری وجهالت فرق میان تو وآنها نمی بینم.
من زمانیکه مدعی استم که دین اسلام مطابق فطرت سلیم بشری است این سخن نه ګزافه است ونه هم دروغ.
فطرت یعنی چه؟
یعنی اینکه شما یک انسانیکه ازحیث روحی وروانی وجسمی دارای سلامت عقل وبینش باشد این دین را مطابق خواسته های خودش می یابد
خرد ورزی وعقل ګرایی بخشی ازدین است که یک مسلمان مومن ومعتقد به آن مامور ګردیده است.
ان فی خلق السماوات والارص واختلاف اللیل والنهار لایات لاولی الالباب
الدین یذکرون الله قیاما وقعود وعلی جنوبهم ویتفکرون فی خلق السماوات والارص ربنا ماخلفت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار
به تحقیق در آفرینش آسمانها وزمین نشانه های قدرت برای صاحبان خرد آشکار است
آنانیکه خدا را درهرحالتی جه ایستاده وچه نشسته وچه هم پهلو یادمیکنند ودربارهء این آفرینش به تفکر می پردازند وبعد میګویند ای پروردګار ما بدرستی که این آفرینش را عبث خلق نکرده ایی پاکی مطلق مخصوص تو است مارا ازعذاب آتش نجات ده
به امید ره یابی همه کفار کینه توز افغانستان جه آتش پرست وجه کمونیست وجه مسیحی شده وچه مشرک وچه ملحد وچه منافق ترسو وجبون
به نظام جان حرامی وکیل مدافع امپریالیزم
آقای قرآن یار!
از ورای نوشته ات معلوم میشود که براستی " مسلمان واقعی " هستی، اگر کسی درست درک کرده نتواند، از فحاشی او میتوان پی برد که او یک مسلمان است. نمیخواستم که مانند خودت قلمم را به فحاشی آلوده سازم ولی با مراجعه به قرآن که فرموده چشم بمقابل چشم ، من نیز با معذرت تورا با لقب "حرامی قرآنی" یادمیکنم. این عنوان بر گرفته از قرآن است که میفرماید" ما انسانرا از یک نفس واحد خلق کردیم" بدینترتیب که پسران ودختران آدم وحوا باهم سکس کردند و نتیجه ی این سکس برادری وخواهری، شما حرامیان قرآنی هستید.
آقای حرامی قرآنی! من از امپریالیزم دفاع نکرده ام وابداً دفاع نمی کنم بلکه مخالف هرگونه آیدیالوژی ضد انسانی هستم. در کامنت گذشته صرف به تاریخچه ی استعمال بمب هسته ای روشنی مختصر انداختم که امپراطور جاپان که مقام نیمه خدائی بخود قایل بود و بلند پروازی سلطه ی جهانی را در سر می پروراند به حمله ی غافلگیرانه مبادرت ورزید که این یک حقیقت مسلم است واگر جانب مقابل ضعیف می بود سلطه گری جاپان تحقق می یافت، ونیزاین اصل مسلم است که جامعه تاوان رهبری بد ونالایق را پرداخته ومی پردازد . حمله ی غافلگیرانه ی جاپان با حمله ی غافلگیرانه ی پیامبر نازنین اسلام به خیبر که غازیان اسلام سحر گاهان چون صاعقه بر سر خیبریان که آنها تازه از خواب سحری بیدار شده بودند، فرود آمد. ازین فتح بزرگ بنا به فرموده ی قرآن غنائیم بیشمار اسلامی منجمله زنان بیچاره وبی پناه نصیب غازیان اسلام گردید. بنیان گذار بزرگ اسلام نیز عطش شهوانی وتنوع طلبی خودرا با تصاحب زن یکی از روسای یهودی خیبر آنهم بین را ونرسیدن به مدینه فرونشاند. درد آور تر از همه اینکه شوهر بخت بر گشته ی این زن را پیش رویش شکنجه کرد تا محل اختفای گنج خودرا بگوید و پس ازینکه به گنج او دست یافت خود اورانیز بقتل رساند. اگر یهودی های خیبر قدرت میداشتند ویا بعداً به قدرت میرسیدند خواه نا خواه به عمل با المثل دست میزدند و این وحشی گری وبربریت را با وحشی گری وبربریت تلافی میکردند واین اصل مسلم جنگ است.( کارنامه های تاریخی دینی اسلام نازنین را بعداً تاریخ وار نقل خواهم کرد.)
وقتی غازیان اسلام به کشور متمدن و پهناور ایران حمله کردند در بسیاری موقع که دفاع از مردم دیده می شد، سرداران غازی اسلام قسم یاد میکردند که بحدی خون این مردم را جاری خواهند کرد تا از خون آنان آسیاب بگردد، گندم را آرد کند وازان آرد نان پخته کند وبخورد ودر چندین شهر چنین نیز کردند. آیا این اعمال امپراطوری اسلامی با استعمال بمب هسته ی امپریالیزم برابری نمی کند؟ یا شما آنرا جنگ مقدس مینامید وبجز خون شما خون بقیه مردم حلال است؟
آقای حرامی قرآنی! ازتاریخ عمل دین خود فرار نکن، دین الا یاری و ملا زاده دین حقیقی اسلام ناب محمدی است وتمسک هردوی ایشان نیز قرآن وحدیث است، در واقع هردو ماهیت ومبادی ضد انسانی دین مبین اسلام را به انظار جهانیان می کشد، فح و دشنام به فِرق یکدیگر نیز بر گرفته از قرآن این سند اساسی و مقدس مسلمین وحدیث وفرمایشات دینی اولوالامران واوصیای پاک اسلام است.
اهمیت یک اثر، یک آیدیالوژی ویک مکتب در پی آمد ، نتیجه ومیراث آنست، میراث اسلام در طی این 14 قرن چه بوده است؟ تعصب، جهل، فقر، بیسوادی، سنگسار، اعدام، دست وپابریدن،گردن زدن وذبح انسان با نعره ی تکبیر. در حقیقت کار نامه های این دین به حدی وحشتناک، زشت وبقدری سیاه است که هیچ آبروی برای اسلام ربانی باقی نمی گذارد. اما در عرصه ی پیروانش ودرین عصر اجتماعی پیشرو اگر کوچکترین انتقاد یا حتا سوالی ازدین داران شود، اورا محارب با خدا،ملحد، زندیق، کافر، مرتد ومهدورالدم اعلام داشته ودستور قتل او صادر میشود. بدینقرار ازشما هیچ گله و شکایتی نیست.
به نظام جان حرامی وکیل مدافع امپریالیزم
نظام بی نظم!
مراد ازکاربرد اصطلاحات فحش وناسزاګویی این بود که برایت بفهمانم که فحش دادن وناسزا ګفتن درفضای آزاد کابل پرس? آسان ترین چیزیست که هرکسی قادر به اجرای آن میباشد.
بهمان ترتیبی که هم مکتب دیګرت را بنام مزاری نیز با اسناد وشواهد فهماندم که ګپ ازچی قرار است وحالا سوراخ می پالد وبحث را از اسلام وارد مسایل قومی ساخته است که با اصل عناوین این مقاله هم سر نمیخورد.
برای من فرق نمی کند که توخودت عزیز یاسین هستی یا جعفر رضایی ویا کدام دیوث دیګر مهم سبک نوشته ات وتراوش افکار مالیخولیایی وعقب مانده ات میباشد که حتی حالا نیز چنان زیر تاثیر احساسات چنګیزی ات قرار ګرفته ایی که نزدیک است بکفی!
جانم!
من ازتاریخ اسلام منکر نیستم بلکه به آن مباهات می ورزم واحکام جزیه وکنیز ګرفتن وجهاد را علیه کفر والحاد ودشمنان حق وحقیقت همین حالا نیز برخویش وبر مسلمانان واجب میدانم.
مثلا اګر خودت را دریک جامعهء مسلمان باهمین افکار وعقاید بیابم دقیقا همان کاری را میکنم که پیامبر بزرګوارم علیه دشمنانش درعصر نبوت کرده است.
من مانند خودت هزار چهره نیستم که ازبخشی ازکارهای خوب پیامبررا تجلیل کنم وبربخش دیګری اعتراض نمایم. ازامریکا غیر مستقیم دفاع کنم ولی سایت کمونیستهای عصر جدید را هم بستایم.
ازنظر من وبه باور من، دین اسلام وپیامبر آن یک تنه واز درون لایه های پاینی جامعه اش قد براشت صادقانه وصریح پیام توحید ویګانه پرستی را درجزیره عرب بر افراشت ومدعی شد که های مردم!
این دین برحق خداست شمارا به یګانګی ویکتاپرستی فرا میخوانم، ازپرستش خدایان خودساختهء تان وازشرک کفر شمارا بیم میدهم.
کیها دربرابر این ندای بر حق انسانی قرار ګرفتند طبعا انسانهای ازطینت جناب عالی خودت وجد بزرګوارت چنګیز. آنانیکه میخواستند صدای حق وروزنهء روشنی را درهمان ابتدایی ترین روزهای پیدایش آن نیست ونابود کنند آنها زبانی جز شمشیر را برسمیت نمی شناختند. وحالا هم نمی شناسند.
خودت ازخودت بپرس درصورت موجودیت تو ویافتن تو دریک جامعهء اسلامی باید با تو چی برخورد شود؟ آیا پیامهای تاکنون بنام نظام درین صفحه درج کرده ایی ذرهء از آداب واخلاق وعفت کلام درآن رعایت شده است؟ پس ترحم وشفقت را تو خودت اګر مسلمان می بودی ویاهم غیر مسلمان با انصاف می بودی درمقابل کی انتظار داشتی وداری؟
درمقابل کسی که با لطایف الحیل درپی ازبردن تو است چګونه باید برخورد نمود؟
تو کی که کابل پرس بیچاره را این قدر وسیلهء عقده ګشایی خویش قرار داده ایی اګر قدرت سیاسی ونظامی در دست خودت بیفتد با مسلمانان چه برخوردی میداشته باشی؟
واضح است! اول اینکه شما مسلمانها را همه ګله های حیوان بشمار می آورید وهمهء آنها شایستهء نابودی میدانید زیرا همهء آنها تخدیر شده ګان اند که یا باید مورد مداوا قرار ګیرند ویا نابود شوند. چنانچه پیامبر بزرګوارت کارل مارکس فرموده اند: دین افیون ملت هاست. افیون یعنی چه؟ یعنی مخدر تخدیر کننده پوشانندهء عقل وخرد. خودت با درنظرداشت این تعلیمات بزرګوارانهء پیامبرت مارکس چه راه حلی برای بخش بزرګی از بشریتی که اکنون بحیث یک واقعیت زنده بنام مسلمان زیست می نمایند وازکران تا کران جهان اسلام صدای الله اکبر بلند است درچانته داری؟
همان راه حل چنګیزی ؟ استالینستی؟ مايووستی؟ هتلری؟ پولپتی درکمبودیا؟ کدام یک؟
جد بزرګوارت چنګیز با مسلمانان چه کرد؟
وبعد چه به ارمغان آورد؟ جز اینکه احفاد واولادش بار دیګر به این دین ګرویدند استحالهء اجتماع شدند ودین اسلامر پذیرفتند. اګر اسلام امپراطوری فارس وروم را ازبین برد درمقابل، انسانیت وشرافت وعدل وداد را به بشریت ارمغان آورد وانسان را از ذلت وپرسش پادشاهان وامپراطوران رهانید وتوده های بشری آن را با جبین ګشاده پذیرا شدند. تو چه داری؟
برای یک لحظهء کوتاه فرض کن که مردم دین اسلامرا وقرآن را یکسره رد کنند راه حل پیشنهادی تو برای بشریت چیست؟
بناء خیلی خودت را زحمت نده!
من درهمان اولین پیامهای خویش نوشته ام که سایت کابل محل مناظره نیست. اینجا به شکل داوطلبانه هرکی خواست هرنکته ای را جالب وقشنګ دید ودرآن معلومات داشت آنرا می نویسد که من وتو عزیزیاسین ومزاری ازین امر هم مستثنی نیستیم.
شماها که از مناظره رویاروی بدلیل ترس تان ازطالبان وعملیات انتحاری دارید. چګونه میشود مناظره نمود؟
مناظره باکی؟ درچه موضوعی؟ چرا ؟ چه کسانی باید داوری کنند؟
ولی من این موضوع درپیام قبلی ام نوشته ام که شما وعزیز یاسین ازطالبان ترس ندارید بلکه از اجتماع که درآن زنده ګی میکنید از آن ترس دارید زیرا عقاید کفر والحاد با سرشت وطینت مردم افغانستان چه شیعه وسنی سازګار نیست تو وعزیز یاسین هرګز قادر به افشای هویت تان نخواهی شد ونمی شوید واین ازبرکت همان جهاد مبارک مسلمانان است که ترس ورعب آن برقلوب وعقول شما هنوز هم وجود دارد واین جای خوشی ومسرت است.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه ، به قرآنیار(شبیر کاکر)!
قرآنیار(شبیرکاکر)، اینکه بقول شما که بمب هستوی (هسته ای) به کاربرد یا نبرد، مربوط به تاریخ گذشته است و تآثیر به زندگی امروز من و شما ندارد. کسی اینجا مدافع امریکا و غرب هم نیست. بحث بر سر دشواری ها و ناهنجاریهای جامعه امروز من و شما است. از آنجایکه اسلام با قوانین عقب مانده خود سد راه پیشرفت جامعه شده است و از آموزه های فاشیسم اسلامی قانون تعیین میکنند و آیین ضد بشری اسلام بر مقدرات زندگی مردم حاکم است، دوستان خرد گرا ناچار اند این طاعون آدمی را نقد کنند. اگر اسلام شما ادعای حقیقت نکرده بود و در حوزه باورهای شخصی کسان قرار داشت، کسی کار به کاری اسلام نداشت. فکر میکنید عزیز یاسین و یا هر انسان اندیشمند دیگر بیکار اند که ذهن خود را خراب کنند که مثلا هزار و چهارصد سال پیش یک انسان مشنگ مثل محمد چه غلطی کرده؟
اسلام هم یک نوع بیماری روانی است همانند بقیه ادیان، مانند موش پرستی، و تا زمانیکه در حوزه شخصی کسان باشد محترم است!
فکر نکن با بکارگیری واژه های زشت میتوانید دوستان خرد گرا را وادار به خاموشی کنید. اگر من به شما بگویم محمد از پدر پدر مفعول تشریف داشتند و خود جناب عالی فرزند یکی مفعولین افغانستان تشریف دارید، چیزی را ثابت نکردم، جز چند تا سخن مزخرف و بیهوده نوشتم، همین!
و در پیام برای دوست بنام نظام چیز های در باره خرد نوشتهاید.
قرانیار( شبیرکاکر) مینویسد: «خرد ورزی وعقل ګرایی بخشی ازدین است که یک مسلمان مومن ومعتقد به آن مامور ګردیده است»
بیخود است، اسلام تشویق به خرد گریزی میکند، نه خردگرایی! پشتوانه ای خردگرایی استدلالهای عقلی است. استدلال عقلی (علمی) استدلالهای است که قابل اثبات باشند. برای نمونه: مسلمین را باور بر این است که اجنه وجود دارد، چون از دید استدلالهای عقلی (علمی) اجنه قابل اثبات نیست، این در تقابل با خردورزی و خرد گرایی قرار میگیرد. باور به اجنه یعنی گریز از خرد تندرست آدمی!
به نظام جان حرامی وکیل مدافع امپریالیزم
قرانیار بچیم عجب گه میخوری !!! تو زمانی که با دشمنان خود میخواهی کار محمد را انجام دهی پس دیگران نیز حق بده که در دهان تو و پیامبرانت بشاشند!!!
به نظام جان حرامی وکیل مدافع امپریالیزم
آقای قرآن یار
درتمام نوشته ها شما به قدر کافی از لغت حرامی کار گرفته اید آیا معنی حرامی را میدانید ؟
حرامی به کسی گفته می شود که مادر وپدرش بدون مراسم اسلامی یعنی بدون نکاح با هم آمیزش کرده باشند وطفلی که متولد میشود حرامی است در صورتیکه این دو مادر وپدر بعداً همراه یک دیگر نکاح شرعی هم بکنند ار نگاه دین اسلام به آن طقل حرامی خطاب می شود ویا اگر زنی از مرد بیگانه در اثر کار های خلاف اخلاق عمومی و یا بخاطر پول حامله شد این طفل بدون پدر هم حرامی است که معمولاً مادر هم این طفل را از خود دور می سازد اطفال بدون پدر و مادر در جامعه ما بصورت کلی حرامی خطاب می گردنند
آقای قرآنیار گاهی به فکر تان هم خطور کرده است که پدر ومادر حضرت محمد مصطفی سرور عالمیان هم نکاح اسلامی نکرده اند واز نگاه اسلام عزیز حضرت محمد مصطفی هم حرامی است زیرا مادر وپدر شان بت پرست بودند
شما فعلاً به فکر خود شوید تا کسی مثل شما خودت را امت حرامی صدا نکند
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
درنوشته های یک یا دوتن از کامنت دهنده گان اضافه تر کلمه دین ستیزی بکار رفته است اگر دقیق متوجه شویم در حقیقت این دین اسلام است که است که با انسانها در ستیز است .این دین عادل اسلام است که با ایه های دقیق وغیر قابل انکار تفاوت میان انسانها قایل است مرد ها را اصل وزنها فرع قرارداده اند این دین است که برای مرد ها اجازه تعدد زوجات را داده است ویک مرد میتواند تا چهار زن را در عقد نکاح حود در اورند. این دین است که بر شخصیت انسانها تعرض مینماید که تا ریش های شان را نتراشند ونماز را بطور تحمیلی پنج وقت ادا نمایند وباید روزه بیگیرند و انسانها را مجبور به خواندن کلمه شهادت نمایند و بمن شخصان وجدانم اجازه نمیدهد که چیزی نا دیده در مورداش شهادت بدهیم که محمد رسول خدا است اگر طبق فرموده مسلمانان یکنیم میلیارد ادم اور قبول دارند پنج ونیم میلیارد انسان دیگری به او هیچ ارزش قایل نیستند . انکار کردن ازین نوع بی عدالتی دینی ومذهبی من فکر میکنم که کار شایسته هیچ فرد با سواد نخوهند بود . هیچ کسی بخاطر خلقت خود برا خدا کدام ورقه در خواستی نداده است که انها را مجبور ومکلف به اجرای به عبادت خود مینمایند وبه سپردن شمشیر بدست پیروان خود هر انکسی که ازان اوامر تمرد ورزند سر شانرا از تنش جدا کنند. ا
اقایان عزیز یاسین نبیل مزاری نظام وسایر دوستان !
شماها باین نوشته های تان خدمات قابل قدری را انجام میدهید موفق باشید.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
بادرود به همة هم میهنانکه در سرتا سر این گیتی زندگی دارند
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
من با این مقاله موافقم. که موی لای درزش نمیرود.
آنلاین : خرد در چکامه
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
مطالعه این کتاب را به هموطنان گرامی توصیه مینمایم.
http://www.ariaye.com/etlaat/images/islam.pdf
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
غیب دانی ناکار آمد
آقای قرآنیار! بگمانم غیب دانی ات را کثافات اسلامی چرکین ساخته ودرست نمی تواند با عالم بالا ار تباط بر قرار کند و جلو خبر گزاری اجنه های قرآنی وابلیس را هم ماهواره های علمی سد کرده ، ازینر ونمی توانی با اجنه ها وابلیس کتاب مقدست ارتباط بر قرا رکنی و از آنها معلومات بخواهی که آیا این نظام بی نظم همان عزیز یاسین یا جعفر رضائی یا کدام (... است) این نوع فحش مخصوص مسلمانان واقعی است لذا مرا از ذکر با لمثل آن معذور فرما ویاهم کدام نبیره ی چنگیز است. بنده نه عزیز یاسین هستم نه جعفر رضائی ونه هم ذات چنگیزی دارم. به این تهمتت چه بگویم، اگر مسلمان نبودی بدون دلیل ومدرک اتهام نمی بستی، چون مسلمان واقعی هستی لذا معاف هستی هرچه در چتل دانی ات ذخیره داری بیرون بینداز، من ابداًنه ناراحت میشوم ونه هم از تو گله مند. فقط به این تذکر بسنده میکنم که در علم اخلاق اسلامی مقوله ی است که میگوید عالم اول باید انسان شود بعداً عالم، پناه بر خدا از کسیکه اولاً عالم شود بعد انسان.
آقای قرآنیار! ازینکه جد مرا چنگیز گفته ای وهم از خون خوارگی چنگیز یاد کردی، باید خاطر جناب عالی را مستحضر بسازم که من نژاد چنگیزی ندارم، لطفاً تهمتت را پس بگیر. اما علل وموجبه ی تهاجم چنگیز هم ناشی ازدستور قرآنی مسلمین بود، بدین قرار که چنگیز جهت تبادله ی داد وستد تجارتی بین کشور خود وممالک اسلامی یک قافله ی تجارتی بسیار بزرگی را مشتمل بر چهار هزارنفر بازرگان وتجار بدربار خوارزم شاه پاد شاه بخارا و مناطق تحت سلطه ی او فرستاد. به فرمان پاد شاه اسلامی یعنی خوارزم شاه تاجران وبازرگانان چنگیز بیرحمانه سربریده شدند واموال تجارتی ایشان مشمول غنیمت اسلامی گردید. در بدل این عمل حیوانی وخونخوارگی مسلمانان( البته تاآنهنگام چنگیز از کارنامه های بزرگ اسلام که از طرف حضرت محمد به عنوان اصل مسلم اسلامی در قرآن گنجانیده شده بود اطلاع نداشت) چنگیز قسم یاد کرد تا جهان را از لوث اسلام پاک نسازد شمشیر در نیام نگذارد. همانطوریکه قبلاً خدمت محترم معروض داشتم هر عمل از خود عکس العملی دارد، یا بگفته ی عامیانه نزن به انگشت که می زند به مشت یا هرکه باد کاشت طوفان درو خواهد کرد.
اینکه فرموده ای امروز از چهار گوشه ی جهان صدای الله اکبر بلند است، باور کن مو بر اندامم راست شد، زیرا پیش چشمم ذبح وسر بریدن انسانهای بیدفاع وگوسفند وار و صدای الله اکبر تجسم یافت، وباور کن که هنگام نوشتن این سطور دستم میلرزیدودر عالم خیال منظره ی گودال کندن مدینه و سربریدن یهودی های امان خاسته وتسلیم شده ی مدینه واهل کتاب را بخاطر آوردم که ذبح وسربرین آنان توسط مجاهدین شمشیر زن اسلام از صبحگاهان شروع وتا پاسی از شب ادامه یافت و زنان وفرزندانش با چشم اشکبار گاهی بسوی سر برین بستگانش وگاهی بسوی پیغمبر رحمت مینگریستند تا مگردریای رحم وعطوفت مبارک بجوش آمده و قلم عفوبرجرم ناکرده ی بقیه بستگانش کشیده وخود آنان را از تجاز جنسی مجاهدین شهوت ران اسلام در امان نگهدارد. لذا مغز و اعصابم به من نهیب زد که ای ساده بخاطر ذبح کفار، ملحد، مفسد فی الارض وبیدین احساساتی نشو رسول مقبول خون این طبقه را مباح اعلام داشته ومال ایشان را حلال، و این ذبح ها وتکبیر های پر شور وجذبه دار اسلامی تا آنگاهی ادامه دارد که در این دین مبین اصلاحات نیاید و مطابق تعاملات زمان تلطیف نشود وجنبه های وحشی گری اش زدوده نشود. لذا با نوشته وداع و پدرود گفتم وموضوع را در معرض قضاوت خوانندگان سایت می گذارم. نظام
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
یار قرآن باش و قرآن یار تو
تا شود نسل جوان بیزار تو
نسل نو را کی توان قانع نمود
با حدیث و آیت و اسفار تو
عزیز یاسین
آقای قرآنیار ! قبل از همه به گونه یی بسیار دوستانه ودلسوزانه به شما پیشنهاد مینمایم تا نام مستعارتان را به جای ( قرآنیار) که از نظر آهنگ و ایقاع چندان خوش آیند نیست ، بهتر است ( فرقانیار ) بگذارید تا هم آبرومندانه تر و آهنگینتر شود و هم در معنی آن تغییری رو نما نگردد آبرو مندانه تر به این سبب که برای قرآن واقعا دیگر آب و آبرویی باقی نمانده است و با گذشت هر روزعیبها ونارسایی هایش نمایان و نمایانتر شده میرود...بازهم اختیار با شماست و این صرف یک پیشنهاد دلسوزانه بود و بس !..
واما در مورد کامندهای شما که مملواخلاقیات و مصطلحات و واژه های ناب اسلامی است باید عرض شود که من نه تنها از خواندن آن متأثر و بر آشفته نشده و نخواهم شد بلکه برعکس خوشحالم از اینکه توانسته ام توجه و اهتمام شمارا به قضایایی که تا کنون مطرح نموده و در آینده میخواهم مطرح نمایم ، جلب نموده وشمارا به ساحۀ بحث و گفتمان بکشانم. من همانگونه که در پایان این مقاله و در مقدمۀ هریک از بخشهای هفتگانۀ « خطاها و تناقضات قرآن » که تا حالا در سایت کابل پرس? به نشر رسیده است ، نوشته ام ، به شما و امثال شما و پیشوایان نامدار شما پیشنهاد کرده ام که مقالات و نوشته هایم را نقدنمایند و بامن کتباً به بحث و مناظر پرداخته از عقائد و باورها وارزشهای دینی خویش به دفاع برخیزند مگر متأسفانه تا اکنون به جز جناب مولوی صاحب خُبَیب خان سادات و شخص شخیص شماکه هردویتان در بی ادبی و فحاشی بی جوره بوده و دست هربی ادب و زشتگوی دیگری را از پشت بسته و به جای پرداختن به بحث و گفتمان مؤدبانه و متمدنانه ، به فحاشی و ناسزا گویی پناه برده اید ، کس دیگری جرأت نکرده است تا بامن کتباً به مناظره و مکاتبه بپردازد . در اینجا میخواهم یاد آور شوم که حساب آقای باقی سمندر که ضمن تبصره های خویش بر من خورده گرفته وبه اصطلاح نِق نِق کرده است کاملاً از حساب شما و آقای سادات ودیگر همفکرانتان جداست زیرا اواز اسلام ناب محمدی اطلاع چندانی نداشته و ارزشهای و باور های خیرخواهانۀ خودش و احساسات توده های مردم را با اسلام عزیز عوضی گرفته وبه اتکاء برآن بالای من تاخته است که عنقریب ضمن نامه یی ایشان را به سوی آشنایی با حقایق تکان دهندۀ اسلام اصیل و ناب محمدی رهنمون خواهم شد ... من در پاسخ به یک نامۀ بی حرمتانۀ آقای سادات چیزهایی نوشته وبرایش فرستاده ام که میشودبا برخی از جمله های آن شمارا نیز مخاطب قرارداد ، و ان اینکه :
« هرچند ازرش آنرا نداری که با فرستادن درود برایت باب سخن را بگشایم ولی من به تأسی از اخلاقیات متعلق به خط فکری وباورهایی که دارم و به آن سخت میبالم برایت سلام فرستاده خاطر نشان میسازم که متأسفانه شما مسلمانتر از آن بودید که من تصور میکردم.
واما درمورد پاسخ بی حرمتانه و بی ادبانه یی که فرستاده اید باید بگویم که از موجوداتی چون شما توقعی بیشترازآن هم نمیتوان داشت شما که در مکتب جهالت وفحاشی و گردن بریدن وسنگسارونفرت انگیزی میان انسانها وزورگویی وقلدری وتهدید و إرعاب وترورو فتنه گری و مزدور منشی و تقیه و متعه و زن ستیزی و کودک آزاری و غیره وغیره که دریک کلام همان« اسلام ناب محمدی » باشد تربیه یافته اید با ید با چنین لهجه یی صحبت نمایید.»
بلی جناب قرآنیار! شما همچو مو جوداتی هستید ! و چون حرف حسابی و منطقی برای گفتن ندارید به فحاشی و بی ادبی و ناسزا گویی پناه میبرید ... سخن را به درازا نکشانده یک بار دیگر به شما و از طریق شما به همه مدافعین راستین اسلام ناب محمدی أعم از شیعیان و سنیان به آواز بلند پیشنهاد مینمایم که تادیر نشده قلمهای خویش رابرداشته ازباورها و ارزشهای دینی خود که اینجانب عزیز یاسین ودیگر آزادیخواهان و برابری طلبان در افغانستا ن و سائر نقاط جهان آنرا بیرحمانه مورد نقد قرار داده ایم ودر آینده نیزبه این کار شرافتمندانه إدامه خواهیم داد به دفاع برخیزند تا در پرتو مناظره ها و مکاتبات ما اذهان روشفکرانی چون جناب آقای باقی سمندر نیز روشن گردد .
خرد و منطق یارو یاورتان باد
عزیز یاسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
بنده تحصیلات عالی از انگلستان دارم و در حال حاضر استاد دانشگاه می باشم. نمی دانم این افراد بی سواد چگونه اینقدر علاقه دارند که ژست علمی به خودشان بگیرند و در مورد اعجاز علمی قرآن اظهار نظر کنند. به قول دکتر شریعتی اگر پیشرفت علمی حاصل شده به تو چه؟ تو چه کاره ای که در مورد علم اظهار نظر کنی. اگر ایمان نداری چرا سعی می کنی عقده ات را با ژست علمی جبران کنی. بنده هر چه بیشتر در قرآن مطالعه می کنم به مطالب علمی بیشتری پی می برم. بعضی را در برخی سایت ها اشاره کرده اند و بسیاری از موارد نیز هست که جایی ندیده ام و اگر خدا توفیق دهد بیان خواهم کرد. امیدوارم کوردلانی نظیر نویسنده چرندیات فوق انصاف به خرج دهند و برای جبران کفر خود دست به دامن علم که خود از آن بی بهره اند نشوند. والسلام علی من اتبع الهدی
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
نام تو خری که تحصیلات عالی در انگلستان نموده ای چیست؟ در کدام دانشگاه استاد استی؟ در کدام رشته درس خوانده ای؟ خر بدبخت. اول اینکه تمام نوشته تو دروغ است. دوم اینکه هدف از ذکر نام محل تحصیل هم قصدآ اشاره به این موضوع است که گویا تو در کشوری درس خوانده ای که در ان سطح دانش بالا بوده و سطح تحصیلات دانشگاهی هم بلند است و تو خواستی از این نام سئو استفاده نموده و به مردمان ساده لوحی پیام بدهی که گویا یک خرکار فامیده با دیپلوم جعلی انگلسیسی از اعجاز قران با خبر بوده و انرا تصدیق مینماید. پس نتیجه اینکه قران کلام الهی بوده و بر حق میباشد و در ان اعجاز فراوانی وجود دارد. و بر عکس عقاید تو انهایی که از این اعجاز روشنتر از نور خورشید انکار مینماید افراد بیسوادی استند. چونکه تو استاد دانشگاه هستی باید ادعا های تو درست باشد. خر بیخرد.
گو خورده است ان داکتر شریعتی پدر لعنت و بیسواد و یاوه گوی تو. بیا که من برایت هزاران غلطی فاحش علمی و دروغ های محمد زنباره و قطاع الطریق را برایت در قران نشان بدهم. قران کتابی است مملو از اشتباهات و پاهینتر از سطح دانش یک شاگرد ابتدائیه. محمد در زمانش انقدر چتیات گفته است که حد ندارد. تو اگر واقعآ به عقایدت استوار هستی بیا تا من در همین صفحه برایت ثابت کنم که قران کتاب مردار و بی ارزشی بیش نبوده و محمد یک یاوه سرای دروغگویی بیش نیست.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
گفتن واقعیت برای یک ابله مذهبی بمانند تاباندن نور بر مردمک چشم است که هرچه شدت آن بیشتر باشد تنگ تر می شود بر انانکه هیچ وقت گمان ندارند که سعی کنند که بفهمند و همچنان مثل گاوان زندگی یکنواخت در چرخه روزگار را می پسندند همان بهتر که گاو بمانند و به نشخوار علفهای هرزه و پوچ دینی دلخوش باشند.ای احمقان ای اشباح متحرک فقط به یک سئوال من پاسخ دهید آی دکتر که گمان داری چون دکتر هستی در تمام رشته ها سواد داری و همه چیز باید به فرمان تو حرکت کند اگر سوره صافات ذکر خورده شدن یونس به توسط ماهی(از جنس عنبر یا نهنگ پدر ژپتو در برنامه کودک پینکیو)را خوانده باشی که گمان ندارم خوانده باشی چرا که همه دین و قرانت را از ننه بزرگت شنیدی ٰجواب بده که کدامین علم بجز داستان کودکان می تواند توجیه نمایدکه ماهی انسان را بخورد و استخوانش شکسته نشودحال بماند مسئله اسید معده و تنفس و ....مذهبیون پفیوز دلیل می آورند که جریان یونس از جنس مسایل عقلی نیست مربوط به حکمت الهی است که چون او خواسته حتما امکان قطعی وقوع ان است.در پاسخ باید گفت:در شهر هرت چوپان رعیت با چوپان ارباب دعوایش شد و گوش اور بدندان گاز گرفت و قطع کردپیش قاضی رفتند وچپان خان عرض شکایت و بیان ماوقع کرد قاضی از چوپان رعیت علت خواست چوپان رعیت گفت من نکرده ام خودش کرده تا گناه را بر گردن من اندازد قاضی گفت آخر چگونه امکان دارد چوپان رعیت گفت او چون چوپان خان است و قدرت هرکاری را دارد و قاضی بدین پاسخ قانع شد.حال چون مذهبیون ادعا می کنند(وفقط خودشان قبول دارند خود بافته خویش را)که این داستان در قران امده با وجود غیر قابل قبول بودن می تواند روی دهد چرا که مصلحت خداوندی بوده است.خاک برسرتان که شرمم می اید نام ادمی بر خود نهم در برابر شما جانداران تهی مغز.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
خیلی ها شرم آور هست برای یک انسان که از آب کثیف منی خلق میشود و بر خالق خود آنقدر بی ادبانه حرف میزند که ګویا خالق زاده مخلوق باشد. فکر کنم در جهان حتی یهود و نصارا به اعجاز علمی قران پی برده اند هندو ها و بودایی ها را بګذار که اکثرا ایشان به حقانیت و اینکه قران یک کتاب اسمانی و کتاب بیان کننده حقایق هست اعتراف مینمایند. یک افغان کم تجربه و کم علم بنام عزیز یاسن که نامش بر ګرفته شده از کلماتی است که در قران به آن نام سوره وجود دارد (يس) و عزیز... که چندین بار تکرار شده است. آنقدر سویه علمی اش ضعیف هست که حتی هنوز ماستر چیزی بیشتر نیست و تجربه در امور دینیات و عقاید جهان ندارد و در رشته درس خوانده است که کاملا متضاد با اسلام وکوشش میکند که خود را مشهور سازد و همجون عبدالرحمن خود را به ایتالیا و غیره جاها برساند و خاطر همین علت خود را جرات میدهد و سطری چند از موضوعات پوچ و بی پایه را به دیګران مینویسد. این را بداند که در قران آیات نظر به شرایط آن زمان هر آیه از خود شان نزول دارد و بنا بر یک علت نازل شده است. و این را بداند که در قران بعضی آیات دلیل ونشانه از حقانیت و وجود هستی آلله جل جلا له دارد. و بر انسان های مثل یاسین خان کم علم ضرور که در آیات خداوند فکر کند و در تفکر خلقت کاينات شود. حرف بیشتر هست اما اګر در قلب این مرتد آثاری از عقیده بر وجود هستی خداوند باشد کافیست که هر چه زود تر توبه کرده بر کردار خود پشیمانی نماید.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
عالمیار عزیز درود بر شما
من هرگز و در هیچیک از نوشته هایم ادعای" فیلسوف بودن" را نداشته و نخواهم داشت و هر آنچه را که نوشته ام و در آینده نیز خواهم نوشت ، مسائلیست که در نتیجۀ تلاوتها و مطالعات گسترده و مخلصانه ام در لابه لای کتاب قرآن که من آنرا جنگ نامه یی بیش نیافته ام ، دریافت کرده ام . حال اگر جناب شما تصور میکنید که من درست نگفته ودر مواردی به خطارفته ام پس لطفا همان موارد را به گونه یی مشخص و مدلل بنویسید تا هم من وهم سائر خواننده گان کابل پرس? از یمن دانش شما به آگاهی نائل آییم . ورنه ، شمانیز همانند ده ها آیدیالوگ اسلامی مانند جناب استاد عبدالستار سیرت ومتصوف بزرگوار آقای نگارگر که پیامها یم را یکسره ناشنیده گرفته و بیجواب گذاشته اند ، خود را به در بی خبری زده و به اصطلا ح تیرتان رابیاورید و بگذارید تا من و امثال من به کار روشنگری و بیدار سازی توده های ملیونی مردم ادامه دهیم.
به امید اینکه روزی شمانیز همانند من سر عقل آمده جهان و ما فیهارا با چشمان باز و بی تعصب نگاه کنید
دلسوز شما
عزیز یاسین