رفتن به محتوای اصلی
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

این نبیشته از جنایات سید منصور نادری "خان آغا" قاتل برادرانش پرده برمیدارد که به دنبال درگیری های اخیر میان سید منصور نادری و ادارات امامتی اسماعیلیه در افغانستان نوشته شده است.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

سید نورالدین رونق، شاعر پر سوز و انسانگرا و آرمانگرا که با تاسف در عنفوان جوانی، برگهای گل عمرش بیرحمانه به دست دژخیمان پرپرشد ـ درحالیکه یک برگ گل ازصد برگ آن نشگفته بود، در خاک لحد، در کجای سر زمینی ما در خاک خفته است. استعداد شگرف او در سرودن اشعار عشقی در دوران جوانی و شعر مقاومت در دوران جوانی و پختگی ـ نوای پرخاشگرانه او را چون دشنۀ ساخته و با این خنجر می توان کام هر ظالمی را که با نظر چپ بنگرد، درید.

جناب سید نورالدین رونق در افق شعر مقاومت چون ستاره تابناکی، پرتو افشانی میکند، چشمان حاسدان کینه توز را خیره میسازد. او سزاوار هرنوع مقام و جایگاه خاص خود است. سید نورالدین رونق که دارای چندین برادر است، اکثریت شان درعیاشی و فحاشی و بی بندوباری، در ناز و نعمت بزرگ شده، سخت رنج میبرد. در بین خاندان سید کیان سید منصور نادری که لقب الحاج در پسوند نامش صاحب را نیز در اخیر ان علاوه میکنند. اگر نام او را پر طمطراق و یکجا بنویسیم چنین میشود.«الحاج سید منصور نادری و نام خان آغا صاحب را اضافه کنیم. «خان آغا صاحب» که یک شخص مغرور، جاه طلب، حریص و سخت ظالم و درنده خو است، در زن باره گی مشهور خاص وعام است، وقتی قیافه گوشت آلود، شهوانی و سکسی او را بنگری، گوئی دنبال زنان مشغول چشم چرانی است. او با این خوش خلقی واخلاق حمیده اش همیشه مترصد شکار است. در این روز ها سخت عصبانی، جگرخون و پلنگی است. زیرا تمام نام و القابی که خود برای خود تراشیده بود و پیروانش او را، به ان لقب یاد میکردند و در هر نوشته و فرمان آن را مینوشت. و ادعای خدایی میکرد. چنان او را در مخمصه قرار داده که هر طرف چون شیر میغرد. «خان آغا صاحب» القاب اعزازی را که به مشوره مشاوران غیر اسماعیلیه اش، انتخاب کرده و آنهم با چه رزالت و ذلت و نیرنگ پردازی در بین مردم عوام از ان القاب استفاده میکرد وشادمان بود.و خود را رهبر روحانی یکه تاز قلمداد مینمود. او همیشه وجود رقیب و مزاحم را تحمل کرده نمیتواند، فورا دست به دسیسه و تو طئه های خونبارزده، حریف را از سر راه خود برداشته و نابود میکند. قرار بود، این نبشته تمام حرکات و سکنات او را جهت عبرت دیگران یادداشت نموده و به جامعه پیشکش نماید. زندگی نامه سیاه او مملو از سیاهی، و سیاهکاری، خون و دسیسه تا سر حد نابودی است. اوکه سزاوار حفظ مقام و منصب مذهبی اش بهیچوجه نیست از هیچگونه جنایت و قتل و قتال خودداری نمیکند. درظالمی و بیرحی نظیری ندارد، انسان را مثل آب نوشیدن از بین بر میدارد. من این دو برادر را از بین سایر برادران متعدد به مثابه نمونه انتخاب کرده، کرکتر و شخصیت «خان آغا» را به نمرود تشبیه کرده، شخصیت جناب سید نور الدین رونق را به خلیل. تا جا ییکه خبر ازمجرای جاسوسان خاد بیرون درز کرده است، زمینه قتل جناب رونق را نیز«خان آغا» یعنی سیدمنصور نادری، توسط خبر چینانش در خاد تدارک دیده، از روی رشک و حسادت با جلب همکاری و تطمیع اعضای خاد، نزدیک به «خان آغا» تحت اوامر او، ذریعه دژخیمان خاد سر به نیست شده است. زیرا چندین بار دیده شده است که در محافل باده نوشی، اوانیکه «خان آقا» از حالت عادی خارج شده با خشم و قهرنارضایتی خود را از سید نورالدین رونق برملا ابراز کرده است. زیرا «خان آغا» جناب سید نورالدین رونق را مزاحم و مخل محافل، زن باره گی و کارهای ضد اخلاقی خود به حساب میاورد. نصایح، اعتراض و اندرز او را با قهرو غضب پاسخ داده و به مسخره میگرفت. در بین سایر اعضای فامیل با دید عنودانه بسوی او مینگرست. وقتی حدس ما مبدل به یقین میشود که «خان آغا» نیز با سه و چهار برادرش به شمول سید نورالدین روونق در یک زندان محبوس بود. پس همه رها شدند. چرا جناب سید نورالدین رونق به دست دژخیمان خاد به پلی گون در پلچرخی زنده به گور میشود. حالا شما تصور کنید، کسیکه به یکی از شاعران نخبه وجوان وطن و دارای مفکوره عالی و جهان بینی روشن و شفاف و یکی از منتقدین سر سخت و تسلیم ناپذیر«خان آغا» وکارها و زدو بند های ضد اخلاقی، انسانی و اسلامی اش بود، لگام این اسپ سرکش را که بعضی اوقات فراغت خود را با سک جنگی، مرغ جنگی و بودنه جنگی سپری میکرد و چاپلوسان و دلقکان چهار اطرافش «صاحب دم» گویان کف میزدند. برای جناب آقای رونق همچو رفتارلاوبالی غیر قابل تحمل بود. حتی بعضی اوقات از او میترسید. الحاج سید منصور نادری با همچوخصایل منفور و پیشینه سیاه، چون جغدی در تاریکی شب به خوشگذرانی و باده گساری روی میاورد، تلاش میکرد پنهانی به این کار مبادرت ورزد. سید نورالدین با همچو برادریکه با آن خط و خال و چهره گوشت آلود و چاقک و کومه های سرخ و سپید، هیچ زنی تمنای هماغوشی او را رد نمیکرد. او که درجایگا رهبری مذهبی خود را با نیرنگ و پشتیبانی یک تعداد اشخاص فریب خورده و بی سواد تحمیل کرده بود. یک تعداد اشخاص گمرا و منحرف که تحت امر او قرار داشت، غیر از کارهای انتحاری در تمام فعالیت های ترورستی اوسهم میگرفتند. چون غلام حلقه بگوش از انجام هرکاری که او دستور میداد، دریغ نمیکردند. این نوکران بی سواد از تمام سیاهکاریها «خان اغا» بخوبی واقف بودند و تمام جنایت و ترور مردم را به چشم سر دیده ولی دم بر نمیاوردند. هر روز کارهای خلاف انهارا ز نزدیک تماشا میکنیم و این بادیگاردها از ترس و ارعاب دست به جنایت میزنند و راه گریز هم ندارند.شاید با تهدید و ارعاب وتذکار اهمیت مقام خود وادار به کارهای غیر قانونی کند. ترس ازجاسوسان وخبرچینان مسلکی، حتی مردمی که با او واعمال ناروایش موافق نیست. ازترس مخالفین «خان اغا» دم زده نمیتوانند. این یک روی سکۀ زندگی منفور«خان آغا» است که سنا ریو آن در تاریکی شبهای ظلمانی اتفاق میافتد. یک مشت انسانان ترسو، بزدل و بی اراده ، اجیر صفت حاضر و ناظر آن است. «خان اغا» نمرود صفت مشغول چیدن دسایس نو و تازه است. در این چند روز که از پیامد جدال پسر بزرگش که دست های ان تا آرنج آلوده به خون است ودر جنگ مسلحانه دوران انتخابات وقتل نمودن دو نفر و فلج شدن پای های اش در غرب متواری و فراری بود، مخفیانه در افغانستان آمده و در خفا بسر میبرد، فامیل مقتولین در پی شکار قاتل پای را لچ کرده به کابل آمده ند. تا شکار را بدام بیاندازند. ویا سربه نیست کنند.یکی از ارزوهای حریصانه او این بود تا اکثر اعضای فامیلش را با توزیع بیشمار دالرباد آورده از نذرانه مردم در انتخابات، پیروز سازند، تابعد در پرتو مصوونیت پارلمانی، هر کاری را انجام دهند، کسی جرأت پرسان را نداشته باشد. روی این ملحوظ بود که خود و دخترش فرخنده و برادر زاده اش سید داوود یعنی خودش بادخترش از کابل و برادرزاده اش از کندز در پارلمان راه یافته اند. تنها پسرش بد شانسی اورده و مرتکب جنایت در بدخشان هنگام انتخابات شده، فعلا در تک ودو است تا واپس به تاشکند بفرستد و آن هم در صورتی که بدست بدخشانی ها گرفتار نشود. در غیر ان دمار از روزگارش درخواهد آورد. در این روز ها که درتک ودو پسر بزرگش سخت درمانده است. دست به نیرنگی دیگری زده ووسیله تبلیغات و پروپاگندی را در خود مهیا کرده و میلیون ها دالر را مصرف کرده، قران شریف را در سنگ حکاکی کرده و با تبلیغات وسیع آن را به معرض تماشاگذاشته وزمینه تبلیغات را به نفع خود مهیا کرده است. در حالیکه از قران مجید هیچگونه سودی نمیبرد، یکنوع برحرمتی و بی احترامی علیه کتاب مقدس اسمانی مرتکب میشود. در حالیکه این کار توسط شخص شور یختی نوشته و حکاکی و کندن کاری شده، مبلغ پنج میلیون دالر مصرف شده و مدت پنجسال را دربر گرفته تا به پایه اکمال برسد. «خان آغا» زمینه پروپاگند را برای خود مهیاکرده، در گذشته این کار به روی سنک قبور نوشته و کندن کاری شده و ابتکار نوی هم نیست. از کتاب مقدس اسمانی وسیله پروپاکندی برای شخص خود که مرامی جز شهرت طلبی و تو جه مردمی را جلب کردن که 98 فیصد بی سواد است، چه دردی را دوا میکند. درحالیکه چند صد قدم دور ترصدها فامیل بیجا شده زیر خیمه ها و خنک چیله جان میدهند، پشت یک لقمه نان هردم شهید اند، «خان آغا» با طمطراق قران سنگی را به تماشا میگذارد. و فخر فروشی مینماید. در مخیله او هیچگاهی کارهای که بنفع مردم . جامعه دور نمی خورد. زیرا او یک ماجراجو و شهرت طلبی است که تا سرحد جنون ودیوانه گی درپی حفظ مقام ورهبری خود، شب و روز خواب و خورش را از او گرفته است. بگروند و پس منظرزندگی منفور او غیر از کشتن و بستن و نابودی نسل جوان که به نام های کمونست و کافر از مدارس اخراج و بیسواد نگاه میشد، لکۀ ننگی است بر دامان گلگون او که هیچ جوان اسماعیلی آن را فراموش کرده نمیتواند و همیشه به او نفرین می فرستد. آنها در عالم بیسوادی از همدیکر می پرسند که کی قران را برای انها قرأت خواهد کرد. و چه نفعی به انها خواهد رسید، زمانیکه جوانان به تار خام «خان اغا» بند مانده و مجبور اند اوامر شبانه او را کور کورانه انجام دهند. یک اصل کلی را بیاد داشته باشند و همین «خان اغا» که با طمطراق از رشادت وقهرمانی خود صحبت میکند، از یاد برده است که هنگام آوازه آمدن طالبان به صفحات شمال، با تمام خانواده اش ذریعه هلیکوپتر چنان بزدلانه فرار را بر قرار ترجیح داد، که نه مرید به یادش بود، نه وظیفه خطیر رهبری، به تنها چیزی که میاندیشید، کشیدن دم بی ننگش از میدان مخاطره بود. او از شرم و خجالت باید آب شده به زمین فرو برود. اکر یک مثقال غیرت در وجودش موجود باشد. با آنهمه سلاح و مهمات،تانک و راکت های پیشرفته، هزاران عسکر مسلح و جان فدا، همه را بی سرنوشت رها کردند و ذرۀ به انها دلش نسوخت. دم بی ننگ چقدر شیرین است البته به «خان اغا» نه به دبگر مردم. با امدن طالبان و طالبان بغلانی صدها مردم بی گناه را به جرم واهی انتقام از «خان اغا» بیرحمانه مردم عادی را به شهادت رساند، نه به کودک و نه به پیر و جوان و به هیچکس رحم نکرده همه را از دم تیغ گذراندند. در حالیکه آنها قران بدست و بدون مهمات و سلاح بودند. انتقام جنایات خان اغا و کفاره گناهان انها را مردم دادند. «خان آغا» و پسر والی اش در دوران قدرت فرعونی، دستان شان، به خون صد ها سرباز و افسر آغشته است. البته «خان آغا» به خاطرهمبستگی و زد و بند با اتحاد جماهیر شوروی و عضویت در سازمان جهنمی کی. ژ .ب و تاسیس قطعات نظامی از مقامات امامت به خاطر نافرمانی و ایجاد قطعات مسلح که خلاف اساسات اسماعیلی است از کارهای رهبری بکلی سبکدوش گردید. زیرا جنگ و جدال و برانگیختن خصومت دیگران با طریقه اسماعیلیه در تضاد است. شرانگیزی و کشمکش با این طریقه و سیاستی که «خان اغا» در پیش گرفت باعث بر کناری او از قدرت گردید. و آتش در جان او در گرفت و تاسرحد دیوانگی و جنون پیش رفت. البته در دوران حکمرانی «خان آغا» و پسرش ثروت هنگفتی بدست اورد ند و پول نذرانه را که قرار بود برای کمک بمردم وعمران و ابادانی مدارس و کلنیک های صحی به مصرف برسانند، مگر اوبرعکس ده ها قصر و کاخ در سراسر افغانستان و اسیای میانه اعمار کرد. او هیچگاهی نیاندیشیده بود که با نظامیگری تمام هستی و قدرتش را از دست میدهد. تحمل این ضربه که راسا به مغزش حواله شده بود، نزدیک بود مبتلا به جنون شود. نقض کردن قانون اسماعیلی برای او سخت گران تمام شد.

«خان آغا» هیچگاهی باخت را نمی پذیرد. بعد ازیک ناکامی، دوباره دست به دسیسه دیگر میزند. قبلا حد اقل سال یکیار به خارج مسافرت میکرد. دربازگشت دلقک هایش تبلیغ میکرد که «خان آغا» از حضور امام برگشته و امام خطا و خباثت او را بخشیده ودوباره به حیث نماینده اش در افغانستان گماریده است. «خان آغا» در دروغ گفتن چنان مهارت دارد که اشخاص نا بلد، بسیار به زودی فریب سوگندهای دروغین او را میخورند.

انارشی و هرج و مرج در کشور چنان سایه انداخته که گویی ابر سیایی تیره در اسمان افغانستان پدیدار شده، همه جا را تاریکی گرفته وچورو چپاول در روز روشن بدون ترس و هراس صور میگیرد. در همچو شرایطی که تنور داغ است، «خان اغا» نان میپزد، او بعد از دست دادن مقام و چوکی رهبری مذهبی را که در پیش خود غصب کرده بود، دست به کارهای جنون امیز و نا سنجیده میزد که او را نزد چهار کلا ها یش مسخره و بی اعتبار ساخته بود. با افراد مسلح و بادیگارد هایش بالای جماعت خانه حمله میکند و قومانده میدهد که جماعت خانه را تخریب کنند. «خان اغا» اول در صف نخست گام بر میدارد. وقتی متوجه قوای امنیتی میشود، بزذلانه خود را عقب میکشد و دزدانه فرار میکند و قتی مردم می بیند که حریف فرار کرده و مردم را با قوای امنیتی مقابل ساخته ، شانس فرار را هم ندارد. همه اسیر میشوندو تاپه مخیل امنیت در پیشانی شان میخورد و همه بندی میشوند. مگر «خان آغا» موضوع را بی اهمیت جلوه میدهد.

در نوشته دیگر«خان آغا» درپرتو آثار باقیمانده جناب سید نورالدین رونق ارزیابی خواهد شد. آنگاه شما باچهره واقعی او بخوبی آشنا خواهید شد. در ادامه شما قصیده از سید نورالدین رونق میخوانید که هنگام افتتاح جماعت خانه عمومی سروده است. در این قصیده عقاید او را شمابخوبی درک خواهید کرد که چقدر ژرف و عمیق است.

به مناسبت افتتاح جماعت خانه عمومی سروده شده است

گر فراز ما نگاۀ لطف یزدان نیست چیست
ورهمای رحمتش هرجا نگهبان نیست چیست
آن زلال معرفت آن چشمه آب بقا
باعث سیرابی ما تشنه کامان نیست چیست
این جبین عجز ما و درگۀ پاک کریم
یک نگاهش بهر درد خلق درمان نیست چیست
افتخار جاویدان گردید بهر ما نصیب
این سعادت خود بگو بهتر تر ازجان نیست چیست
خیر مقدم ای جماعت های با صدق و صفا
گردل مابرشما مرهون احسان نیست چیست
آن ندای جاویدانی گردن اعدا شکست
در حقیقت دوستان این تیغ بران نیست چیست
افتتاح شد این جماعت خانه با امر امام
این سرور جشن ما رشک گلستان نیست چیست
می نهد هر بنده در این استان روی نیاز
این محل گر بارگاه فیض رحمان نیست چیست
رهزنان را گوی از سحرو فسون بر دار دست
از امام عصر این فرخنده فرمان نیست چیست
آن پیام آسمانی، آن فروغ جاویدان
باعث جمعیت خلق پریشان نیست چیست
بعد ازین باید بر افرازیم کاخ اتحاد
زانکه بهر وحدت این شایسته بنیان نیست چیست
اتحاد و مهر ما باید که روز افزون شود
من به آن، آن با دگر بهتر ز اخوان نیست چیست
اهل فرمان کی بماند بی نصیب از فیض او
آفتاب رحمتش مهر درخشان نیست چیست
شهریار کشور روح است در ملک وجود
امر پاکش بر قلوب خلق سلطان نیست چیست
بار دیگرکس فریب مفسدان را کی خورد
بهر دام کذب شان این خط بطلان نیست چیست
غنچه از فرخندگی چون لب کشاید در چمن
بلبلان در مدح اوصافش ثنا خوان نیست چیست
همچو سوسن در صفاتش صد زبان باید کشود
دیده نرگس به صنع دوست حیران نیست چیست
بی وجود اقدسش برهم خورد چرخ فلک
خلق و وحش و طیر دنیارا نگهبان نیست چیست
آنکه سر پیچد زامرش می شود، رد خدا
منکر امر امام عصر، شیطان نیست چیست
آنکه مکی خویش را گوید بجز امر امام
چون سپند افتاده اندر نار سوزان نیست چیست
ازخط امرش بیرون رفتن بود ضرب المثل
الحذر در هر زمان فرعون دوران نیست چیست
آنکه مردم را فریبت بهر نفع خویشتن
روز محشر حامل ادبار عصیان نیست چیست
آنکه بیرون پا نهد از این صراط المستقیم
رو سیاه محض از قولش پشیمان نیست چیست
نیست ما را درگۀ غیر از کریم داد گر
این صدای قلب آن آواز وجدان نیست چیست
روزی خورانیم از خوان کریمش همچو مور
ذات پاکش منبع ملک سلیمان نیست چیست
نیست غیر از بارگاه اقدسش دیگر دری
آستانش کعبۀ اعمال انسان نیست چیست
ما اگر غافل نباشیم آن زذ کر حضرتش
هرکجا خورشید فیض اش پرتو افشان نیست چیست
دورکن یارب جماعت را ز افات زمان
باعث ما بحر لطفش اب حیوان نیست چیست
ای برادرهای روحانی مبارک جشن تان
با صفا تربزم ما از باغ رضوان نیست چیست
مختصر رونق وجود قدس مولای زمان
بهرما عقل وشعور و دین و ایمان نیست چیست

این اثر بعد از دیدار امام زمان در بنگال، سروده شده است.

آوانیکه پرتو ارشادات مولانا حاضر امام بالای جماعت تابنده شد، این قصیده را سرودم. راجع به اینکه ما پرورده خاک افکار و عقاید و مطالعات عمیق عارفانه و تحقیقات حکیمانه در مدارج عالی معنوی در مکتب فقر و عرفان بر مبنای الهام و دریافت های باطنی تربیت یافته عارفان عالی مقام بوده ایم، زیرا که دانشمندان محقق و اولیای حقه الهی خود منشاه آثار برجسته حقیقی هستند که معرفت آنهاست. فرد: آفتاب آمد دلیل آفتاب وبدین استناد و استشهاد مینماید، تا مبتدیان پاک فطرت چه میطلبند و چگونه باید بطلبد. دریافت حقایق معنوی و ایمانی به نشانیهای باطنی تحت تعلیم خاصه و خواص معلم صادق که از هرگونه تردید و شبه که علت اصلی اشاعۀ خرافات و انحرافات میباشند میباشد، مصوون و مبراست.

سنگ اندازیها و این قبیل بازیها نشانه بی دردی و بی عشقی است. عارفی گوید:

پاکبازی طلبد عشق، که خود سازی و رنگ

مست کاریکه ز هر بلهوسی میاید

ناگفته نماند که ما از آبا و اجداد خویش دست بدامن سالکان راه حق و صاحبدلان آگاه زده ایم و از خویشتن سازی نفرت داریم، زیرا که گفته اند :

دست به دامن هرکس زدن رسوایی بود. عارف یافته خالص است نه بافته های ناقص. از پیروی گفتار و رفتار ایشان به معرفت امام زمان رسیده ایم. مایان نباید تقلید از دیگران نماییم، بلکه جهانیان باید آداب و رسوم از ما بیاموزند. (رونق)

یادداشت نویسنده : تمام اشعار اگر به دقت ارزیابی شود، خطاب به سید منصوراست گویی او پیشبینی میکرد که روزی و روزگاری چنین اتفاق میافتد که محل نیایش مردم ، از روی حرص و جهالت توسط «خان اغا» تخریب خواهد شد. فریب خورده های خان اغا از همه اولتر باید بخوانند و قضاوت کنند، که برادر شاعرش چگونه نقاب از چهره شیطانی او برداشته است . دنباله روی با «خان اغا» فاصله گرفتن ازاسماعیلیه ودشمنی با ان است. من الله توفیق

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

46 دیدگاه
hamid

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

محترم سید اکبرحسین! نورمولانا شاه کریم الحسینی امام حق ومبین اسماعیلیان جهان به پاس خدمات گذشته خاندان نادرشاه لقب وزیر را به محترم سیدمنصورنادری به نمایندگی این خانواده که اشخاص همچو شاعر بی بدیل وقابل قدر زنده یاد محترم نورالدین خان رونق که اشعارناب او زیاده تر دروصف امام زمان اند داده است . که به گفته خودشما یک لقب است. ورنه مولا درافغانستان کدام وزارت خانه ندارد که اورا وزیرمقررکرده باشد ودرهمین تعلقه مبارک حاضرامام به اعمارجماعت خانه ها وارتباط ناگسستنی تمام اسماعیلیان ارشادفرموده است ولی آقای سیدمنصورازاعمارجماعت خانه ممانعت میکند و ارتباط داشتن اسماعیلیان جهان را خلاف فرهنگ افغانستان میداند. پس بگو که چرا؟ چرا؟

آنلاین : http://hamid.yahoo.com

سلطان نياز

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

درود بر اماماني كه اعتقاد خود را به توحيد خداوند خالص كردند . درود بر اماماني كه خداوند ايشان را خالص كرد و براي توحيد خويش برگزيد و درود بر امامان معصومي كه مردم را به سوي خدا و به معرفت و اطاعت و پرستش او فرا مي خوانند

خواهران و برادران روحاني السلام وعليكم و رحمة الله و بركاته!
در طول 30 سال گذشته به تجربه ثابت شده است که دشمنان درونی مذهب برحق شيعه اسماعيلي همیشه درصد براندازی اين طريقت حقه بوده اند و جنگ و فساد اقتصادی و اجتماعی همه در راستای تضعیف و شکست اسماعيليه طراحی شده است و هوا پرستی و خصومت های سیاسی و شخصی بعضی از پيروان نااگاه زمینه را برای اجرای نقشه براندازی اين مذهب از طریق جنگ نرم و مخملی بوجود آورد و اصرار بعضی از خواص ساده لوح، فریب خورده و بر کج راهه ای که قدم نهاده اند ضربات زایدی را به پيكر مذهب برحق اسلام اسماعيلي وارده آورده است. و در این مسیر با دروغ و ایجاد شبهه بعضی از مردم ناآگاه و بی بصیرت را هم با خود همراه نموده بودند که الحمدالله با حوصله و درایت والایی رهبر بزرگوار جناب حضرت الحاج سيدمنصور نادري این افراد اکنون از مردم اسماعيليه و مذهب اسماعيليه جدا شده اند و تنها اندک مغرضان
و منافقین و دشمنان تابلو دار باقي مانده است

حضرت علی (ع) در يكي از سخنان گرانبهايش می فرماید:
«به خداوند سوگند هر روز که جنگ را به تاخیر می اندازم برای آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند. در لابه لای تاریکی ها نور مرا نگریسته به سوی من شتابند که این برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است. اگر چه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار می گردند.» (7)

مقام معظم رهبري اسماعيليه افغانستان جناب الحاج سيدمنصورنادري در طول مدت اين ( 30 ) سال مبارزات به کرات به جذب اين فريب خوردگان تاکید نموده و سعی در هدایت، راهنمایی ايشان پرداخته اند تا راه خود را از دشمنان تابلودار مذهب اسماعيلي جدا سازد اما اين اشخاصهاي ناآگاه و بي خبر از دين و مذهب خودشان اصرار بر این دارند که ازمذهب برحق اسماعيليه فاصله بگیرند. این طريقت ، طريقت اسلامی است. این مذهب ، مذهبي است که خدای متعال لطف و حمایت خود را از آن به کرات و مرامت نشان داده است. اگر ما با خدا باشیم خدا با ماست» مقام معظم رهبري اسماعيليان افغانستان دراین مدت با درایت و حوصله مسایل پیش آمده را مدیریت کرده است. رهبر معظم اسماعيليان افغانستان جناب الحاج سيدمنصور نادري همچون پدری بزرگوار جماعت را به هوشیاری و حفظ وحدت و دوری ازدشمنان دعوت نمودند که بسیاری از دلسوزان و بزرگان اسماعيليه سخنان مقام معظم رهبری را فضل الخطاب دانسته اند از ایشان تشکر نمودند. و متاسفانه سران فتنه به سخنان مقام معظم رهبری تمکین ننمودند و به کج راهه خود اصرار ورزیدند و تاکنون نیز نه تنها از این کج راهه خیری به فتنه گران نرسیده بلکه زیان های زیادی براي شان وارد شده است و امیدواریم كه جماعتي كه طالبان دين حقند وخود را اسماعيلي ميدانند
به این کلام حضرت علی (ع) توجه نموده و دوباره به راه اطاعت از مقام محترم رهبري اسماعيليان افغانستان جناب الحاج سيدمنصورنادري كه راه واقعی و خدشه ناپذیر حضرت نور مولانا شاكريم الحسيني حاضرامام (ع) است بازگردند. «رهبر عاليقدر جناب الحاج سيدمنصورنادري چنان واقعیت ها را برای شما شکافت چونان شکافتن مهره های ظریف و حقیقت را از باطل چون شیره درختی که از بدنه آن خارج شود، بیرون کشید.»

{{}}

٨٢٧٩٤٦٣

نياز سلطان

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

با سلام مجدد و درود بي پايان خدمت خواهران و برادران روحاني!

خدمت شما عرض كنم كه : جماعت اسماعيليه افغانستان به خوبی می‌دانند كه مقام رهبريت اسماعيليان افغانستان كه در رأس آن جناب حضرت الحاج سيدمنصورنادري قرار دارد به عنوان مظهر وحدت ملی جامعه است. رهبريت اسماعيليان افغانستان مظهر اقتدار ملی ما است. اهانت به مقام رهبريت اهانت به تماماً اسماعيليان افغانستان است. اهانت به مذهب اسماعيليه است. . اهانت به همه آزادگانی است که قلبشان برای اسماعيليان به عنوان ام‌القرای جهان اسلام می‌تپد، بنابراین، این حرمت‌شکنی نه برای مردم ما و نه برای عاشقان جناب الحاج سيدمنصورنادري در سراسر افغانستان و جهان قابل تحمل نیست.
... در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه این چنین تحمل می‌شود، و اين گروه بد نام خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم. در کجای دنیا و در کدام کشور و توسط کدام دولت، آشوب، تخریب و بر هم زدن نظم جامعه، تحمل می‌شود. مگر مقام رهبري اسماعيليان جهان حضرت نور مولانا شاكريم الحسيني حاضر امام (ع) ، و مسئولین امنیتی ، این‌گونه حوادث را تحمل خواهند کرد. این صبر و متانت، در چند سال اخير برای این بود که ماهیت این چند نفر اوباش به خوبی برای مردم ما روشن شود و همه به خوبی بدانند اینها چه کسانی و دارای چه ماهیتی هستند...
اگر منع مسئولین نبود اسماعيليان جان بركف جوانان غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند و آنها را به سزای اعمالشان ميرساندن . روزی که جوانان اسماعيلي كه پس از چند سال صبوری و تحمل طومار فتنه‌گران و کسانی را که به زعم خودشان به جنگ با مقام رهبري اسماعيليان جهان برخاسته بودند، درهم پیچیدند. سال 2014، یکی از قله‌های پر افتخاری است که باید هر ساله در باب آن گفت و نوشت. از چرائیش و از شکوهش.

نياز سلطان

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

جناب حضرت الحاج سيدمنصورنادري مرد روزگار!

بوسه باید زد بر خاک پای شما، مردترین مردان روزگار!
سرمه باید کرد آن گرد را که از تپش گامهای شما می جهد.
اقرار باید کرد که هیچ قلم را یارای تبیین عظمت شما نیست، که شما زیباترین نقوش کلک خداوندید بر بوم آفرینش و شگفت انگیزترین رشحات قلم پروردگار بر لوح خلقت.
و چنین است که عرفان پر می ریزد، در افق پروازهای شما و ایثار سر می ساید بر سجاده نگاه شما و عطش غبطه عشق، فوران می کند در دشت لا یتناهی معنویت شما.
دنیا هنوز زود است که دست به چشمی بیابد برای دیدن شما و زمان می برد که دلی پیدا کند برای فهمیدن شما.
دنیا در جهل مرکب زیسته است، در ظلمت محض زندگی کرده است و درفقدان نور معنویت به سر برده است. رویت تلالو تابناک خورشید وجود شما، چشمی می خواهد که قبل ها به کورسویی باز شده باشد و روشنی بداند چیست. زندانی قرنهای ظلمت را اگر با نور مستقیم آفتاب مواجه کنند، بی شک چشم خواهد دزدید و پلک فرو خواهد بست.
اینست که شما خورشید مظلومید، نه در نهان بودنتان، که در وسط السماء جهان می درخشید، بلکه مظلومید در نابینایی جهانیان، به صورتی زیبا می مانید که در جهانی نابینا زاده شده باشد، با این تفاوت که نابینا را دلی برای فهمیدن هست و قلبی برای احساس کردن که زیبایی را اگر نبیند حس میکند و می چشد ولی جهان دلش نابیناست، قلبش از احساس و اندیشه عقیم است نه که بخواهد چنین باشد، چنین برایش خواسته اند.
و شما خورشید نیستید که خورشید نورانی است فقط، منیر است، و ماه نیستید که ماه نورانی است فقط و مستنیر است. شما ماهیت نورید، هویت نورید، شما آن تجسم نورید که دست تجربه دنیا به آن نرسیده است.
اینک که ما کاهلی کرده ایم، در نمایاندن ذخایر و گوهرهایمان به دنیا، حرف درستی است ولی چشمی هم باید برای دیدن شما باشد یا نه؟

بقول معروف كه ميفرمايد:

چشم مي بايد كه باشد شاه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس

دنیا باید بداند که مردانگی چیست و فتوت چگونه است تا وقتی ما برترین اسوه های فتوت را به آنان نمایاندیم قدر بداند و ارزش بنهد.
دنیا عشق را و عرفان را باید چشیده باشد که ما وقتی از اقیانوس بی انتهای عشق سخن می گوئیم بفهمد که حرف چیست؟
ما چگونه به دنیا بگوئیم که کودکان در این مرز و بوم، ده ساله - یازده ساله شگفت مردانی می شوند که در مقابل شمشیر بران اراده و عزمشان، مردان تاریخ سپر می اندازند؟

بنازم به این مردانگی که تحسین الله و غبطه ملائک را بر می انگیزد. و من نمیدانم به که باید تبریک گفت این عظمت مجسم را.
به پدران و مادران، برای پروردن چنین فرزندانی؟ یا به امام زمان و نایبش برای تربیت چنین مرداني ؟
یا به خدای لا شریک له برای خلقت چنین بندگان و عاشقانی؟ فتبارک الله احسن الخالقین.

لیکن دشمن مردانگی نمی داند چیست!

حکایت آن ابله مردیست که چون استران بر لب جوی آب می نوشید، یکی بر او گذشت و گفت: "اینگونه آب نوشیدن، عقل آدمی را کاستی می بخشد."
مرد سر بر آورد و گفت: "عقل چیست؟"
به او گفته شد که روی سخن با تو نبود، کارت را بکن و چنین است حکایت.

دشمن فریاد می کشد که شما کودکان را راهی جبهه می کنید.

نامرد مردمان! شما مردانگی چه می دانید
چیست؟
اگر جثه های درشت و هیاکل قوی، با دلهای جبان و ترسو، نشانه مردانگی است که ارزانی شما باد.
اگر غارت و تجاوز و جنایت، آیت مردانگی است که شما سرآمد مردانید.
اگر سفاکی و بی رحمی به زنان و کودکان علامت مردانگی است، که مرد تر از شما نیست.
حرف اینجاست که واژه ها در دنیا مفاهیم اصیل خود را از دست داده اند.
اگر دنیا مردانگی را با معیار شما شناخته باشد، ما چگونه از مردانگی فرزندانمان سخن برانیم؟
ما چگونه به دنیا بگوئیم که مردانگی، ایستادن بر سر پیمان است و اوج مردانگی ایستادن بر سر پیمان تا پای جان است؟

نياز سلطان

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

٨٢٧٩٤٦٢اشخاصهاي چون شير افگن و امثال اين اوباشان حزب بدنام شعله جاويد که دین را به دنیا فروخته و آنرا فقط وسیله ای برای عوام فریبی و پیشبرد مقاصد دنیوی خود در نظر گرفتند. از ترکیب عقاید هندو – اسلام آئین جدیدی، جدا از اسلام را پایه ریزی نمودند و حتی حاضرند برای رسیدن به مقاصد دنیوی خود از این آئین نیز برگشته و آئین جدید دیگری را پایه ریزی نمایند. در این قسمت، اهل فن و دانش را دعوت به انصاف می دهیم، خود قضاوت کنند که آیا اين گمراهان می توانند با توجه به عقاید غلو آمیزی که دارند . تعلق و وابستگی به مسلمانان شیعیان اسماعیلی داشته باشند؟!

عقايد اين گمراهان!

امامت؛ اولین اصل اعتقادی اين گمراهان امامت است نه توحید.
برای گمراهان چون خالد ناصري و همفكرانش امام عصر، خداست. بیشتر اين پديده شوم ومتعصب به وجود خدا عقیده ندارند، مگر خدایی که بصورت آقاخان باشد
بدین ترتیب تمام صفات خداوند متعالی از قبیل: خالق، مالک، رازق و غیره را در حقیقت صفات امام زمان عليه السلام می دانند. اين پديده شوم که در شخصیت و مقام امام دچار کفر شده اند و امام را بجای خداوند محور همه چیز فرض کرده اند، معتقدند که امام حاضر می تواند احکام خدا و رسول را برحسب نیاز زمان تغییر داده و یا منسوخ نمایند. یا به عبارت دیگر همچون ابوسعید و ابوطاهر قرمطی حلال خدا را حرام و حرام او را حلال نمایند.
در صورتی که عقاید کفرآمیز اين گمراهان را با گفته های ائمه و تصنیفات حجتان و داعیان این طریقت مقایسه نمائیم، می فهمیم که امامان این طریقت خود را عبد و بنده خدا دانسته و بزرگترین افتخار خود را عبدالله ( یعنی بنده خدا بودن ) می دانستند و دائماً در ذکر و پرستش خدا بودند و سالکان این طریقت را به اطاعت امر خدا و تسلیم در مقابل او و عمل به قرآن و سنت رسول اکرم خاتم النبین( ص ) فرا می خواندند.

حال در اینجا به ذکر چند روایت در این مورد می پردازیم:

امام منصور بالله در ضمن جنگ دست دعا، بسوی خدا متعالی بلند کرده ومی خواند: « بار خدایا تو می دانی که من از ذریه رسول تو هستم و می دانی که من به خاطر تو جانم را نذر جهاد با دشمنان تو کرده ام. از تو می خواهم اراده فرمایی که آنچنان که شایسته توست با شوق و حرارت پرستش شوی و شریعت تو بر روی زمین حکم فرما شود. »

امام معزالدین الله می فرماید: « بعضیها حرفهای غلوآمیزی به ما نسبت می دهند که نه ما خودمان آنها را گفته ایم و نه کسی دربارة ما گفته است. ما از دروغ و کذب آنها به خدا پناه می بریم. ما بندگان خدا و مخلوق اوهستیم، ما ادعای پیغمبری و نبوت نداریم، حلال و حرام ما با احکام قرآن یکی است. »

شعری به مولانا مستنصرباالله منسوب است که دلیل توحید و ایمان به وحدانیت اوست:« شب را سپری کردم در حالی که جز از خدای خویش – که رحمت از اوست – ترس و امید ندارم – جدم پیامبر و پدرم امام من است - و مذهبم توحید و عدل.»

در زمان الحاکم بامرلله گروهی از پیروان ایشان که در تاریخ بنام « دروزیه » نامیده شدند، از نهضت شیعیان اسماعیلی جدا گردیدند و برای حاکم بامرالله، ادعای الوهیت و خدایی کردند. الحاکم بامرالله جهت ارشاد و هدایت آنها حمیدالدین کرمانی را به مصر فرا خواند. حمیدالدین کرمانی بحث زیادی با دروزیان نمود. ولی نتیجه ای از این بحث ها و مذاکرات بدست نیامد و دروزها بر عقاید خود پافشاری نمودند. تا آنکه مولانا حاکم دستور به آتش کشیدن مسجد و قتل و عام دروزها را صادر کرد.

سلطان محمدشاه، آقاخان سوم در فرمانی می فرماید: « آنها که شناخت سطحی از مذهب دارند، تصوراتی عجیب و غریب درباره من دارند، اینها معتقدند که کار من شفا دادن بیماران است. کار من این است که راه حقیقت را به شما نشان دهم تا بر سرنوشت واقعی خود، یعنی فنا فی الله نایل شوید. فنا فی الله، یعنی گم کردن خویش در الله. وقتی که در عبادات سجده می کنید، باید به تضّرع از او بخواهید که شما را در راه رسیدن به خالق راستین تان یاری کند. شما باید مانند طفلی که از مادرش به دور می افتد، مشتاق اتحاد دوباره با خدا باشید.»

و همچنان اين گمراهان به اين عقيده اند كه قرآن کریم کتاب پوسیده صدها سال پیش است. اینک فرمان امام قابل عمل است، ۱۳۰۰ سال از عمر قرآن می گذرد. قرآن برای سرزمین عرب است.
این در حالی است که شیعیان اسماعیلی، حضرت محمد ( ص ) را خاتم النبین و قرآن را وحی الهی و دستورات خداوند منان و آخرین کتاب هدایت می دانند و آن را تنها اساس احکام شرعی و اعتقادات دینی و راه رستگاری و فلاح می شناسند. که از هر نوع تحریف و تغییری پاک و مبراست. حضرت نور مولانا شاكريم الحسيني حاضرامام آقاخان چهارم در کنفرانس سیرت که در سال 1967 میلادی در پاکستان برپا گردید، می فرماید: « در برابر این جهان متغیر که زمانی برای ما کیهانی بود و اکنون بیش از جزیره شلوغی نیست، ... می پرسم که آیا درکی روشن، استوار و دقیق از اینکه جامعه مسلمان در آتیه چگونه باید باشد داریم؟ آنگونه که من باور دارم، پاسخ قطعی و مطمئن را باید در قرآن شریف و در زندگی پیامبر اکرم ( ص ) جستجو کرد. زیرا که ما بدین امر اطمینان داریم که اسلام پیام نهایی خداوند، قرآن کتاب غایی او، محمد رسول الله ( ص ) خاتم النبین می باشد. توفیق و عنایتی نصیب ما گشته است که پاسخ هایی که از این منابع اخذ می شود، ضامن این است که اکنون و نه در هیچ زمان دیگری در این راه به وادی ضلالت و گمراهی نخواهیم افتاد. »

احمد ضیا فایض

چه فرق است بین انسان و اهریمن؟

لعنت خدا بر شعلی ها منافق و منحرف! این منافقین باید بدانند که مردم هوشیارتر از آن است که ایشان فکر میکنند و هرگز فریب این منافقین را با چنین منطق ضعیف شان نخواهد خورد. اینگونه حرف ها و کامنت ها شان جز نفرت و انزجار مردم چیزی دیگری به ارمغان نخواهد داشت. این طایفه نفرین شده به جز از مخشوش کردن ذهنیت عامه که خود به گونهء ریختن آب در آسیاب دشمن است, کاری ندارند. این گروپ منافقین دارند آخرین نفس ها شانرا میکشند.
دریا چو زی اصل خویش پاک است
از غف غف سگان چی باک است

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 46 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس