مسلم است كه كشور های همسایه ویا غیر همسایه هریك به نوبه خود منافع سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در افغانستان تعقیب مینمایند و هیچگاهی منفعت و آبادی افغانستان برای شان جالب نبوده و نخواهد بود. این یك روال عادی و قبول شده مناسبات دیپلوماسی است.
اما در طول سه دهه اخیر جنگ و ویرانی، این موضوع به وضاحت تام عیان گردید كه پاكستان و ایران دشمنان منافع خلق افغانستان بوده و در تمام بدبختی های افغانستان نقش تعیین كننده را بازی نموده اند.
این دو مملكت با استفاده از خلای یك سیستم پاسخگو در تنظیم مناسبات حیاتی جامعه افغانستان و فقدان یك دولت دلسوز در كشور توانستند كه به خوبی در رگ و پود ادارات دولتی نفوذ نموده و “منقورت” (1)های خود را در سطوح مختلف اعم از والی ها و وزرآ، سیستم قضائی و سارنوالی، تقنینیه و استخبارات گماشته اند تا این نوكران حلقه به گوش قبل از همه در مورد منافع حامیان خارجی خویش باندیشند تا به منفعت مردم افغانستان.
این كشور ها برای تربیه منقورت های خود، از مشتركات زبانی، نژادی و مذهبی بهره مند شده و به این منظور تا كه توانستند نفاق قومی، زبانی و مذهبی را در بین مردم افغانستان شعله ور نمودند. مگر در خصوص ایران، علاوه باید نمود كه حتی از بكار گیری كثیف ترین پالیسی نژادپرستانه نیز پرهیز نكرده و مردم جامعه افغانستان را به آریائی و غیر آریائی تقسیم نموده و بستر مناسبی را برای تربیه جاسوسان خود هموار نموده است.
در جریان تطبیق عملی پروژه ها، گاه و بیگاه پرده از چهره اشخاص معامله گر برداشته شده و وابستگی ایشان به این ویا آن دولت افشا میگردد، اما ایشان احتمالآ بیخبر از دریده شدن پرده ستر شان هستند و به مانند مرغ “ستراوس” سر خود را به ریگ فرو میبرند به عنوان اینكه دیگران آنها را نمی بیند، درحالیكه بدنه عظیم ایشان منظرگاه خاص و عام است.
پوشیده نیست كه تعدادی از رجال دولتی در سطح های مختلف توسط كشور های ذیدخل قضیه افغانستان و به خصوص از جانب دولت های ایران و پاكستان استخدام گردیده و برای ایجاد بستر مناسب برای نفوذ بیشتر این كشور ها زمینه سازی نموده و به رقابت میپردازند، گویی كه افغانستان دیگر صاحب ندارد. همانطوریكه دریافت سیستماتیك پول نقد توسط آقای حامد كرزی از ایرانی ها افشآ گردیده و فلم مستند اقراری جناب رئیس جمهور افغانستان مورد تماشای عموم قرار گرفت. این رسوایی تمام عیار دیگر گماشته شدگان را جرئت بخشید تا منافع مردم افغانستان را بی طول مورد معامله قرار بدهند. خود سری ها به حدی رسیده است كه قانون و مقررات كشور حتی به شكل فورمولیته و ظاهری هم در نظر گرفته نمیشود.
از قرار گزارش منابع مختلف خبری، آخرین خبر در مورد خودسری ها و قانون ستیزی جناب معلم عطا والی “غیرمسئول مقتدر” ولایت بلخ اینست كه تصمیم گرفته است، یكی از جاده های مزار شریف را بنام كارمند های سفارت ایران كه در زمان طالبان و به توسط طالبان به جرم جاسوسی سر بریده شده بودند، نامگذاری نماید. بدون آنكه صلاحیت چنین كاری را داشته باشد. فكر میشود كه گویا معلم عطا یك جیوه باغ خود را برای كسی تهفه میدهد. و شاید هم گمان میكند كه یك ولایت مال شخصی یك والی است !!!
با شنیدن این خبر مضحك، به فكر واقعه نامگذاری یكی از جاده های مركزی شهر میمنه از طرف عبدالحق شفق والی فاریاب بنام عبدالحق شفق والی فاریاب شدم كه آنهم بدون آنكه از اصول، قانون و مقررات این گپ ها آگاهی داشته باشد، با چاپلوسی چندتا منفعت جو محلی و تآیید مدیریت اطلاعات و كلتور شهر كه آنهم زیردست والی است، جاده را بنام خود مسمی نمود كه خوشبختانه با رسوایی تمام وبا خواست مردم لوحه ها پایان كشیده شده و جاده بنام “توركستان جاده سی” مسمی گردید.
البته كه در تاریخ مثال های زیاد است كه بنام شخصیت های شایسته در زمان حیات او اماكن نامگذاری شده ویا هیكل آن در حیات او تراشیده شده است كه دیگران آنرا در حق او شایسته دانستند، نه اینكه هر كس بنام خود تقدیرنامه بنویسد.
به هر حالت نامگذاری اماكن یك مملكت بنام جاسوسان كشوریكه باعث تباهی مردم آن گردیده است و پروسه مداخلات و دشمنی و تباه گری آن كشور ادامه یافته و روزبروز قوت میگیرد، بی سابقه میباشد.
معلم صاحب عطا پیش از آنكه به دلخوشی دوستان ایرانی خود اقدام بكند، میباییست یكبار به سرحدات صلاحیت یك والی نظری افگنده و لایحه وظایف یك والی را مطالعه مینمود كه آیا از چنین صلاحیتی برخوردار است كه حاتم بخشی كرده و از كیسه خوجه انعام ها بدهد !!!
حاتم بخشی معلم صاحب عطا محمد درحالی صورت میگیرد كه دشمنان مردم افغانستان بنام طالب و القاعده، هنوز با سلاح های روس-ایرانی برعلیه مردم می جنگند، هنوز كمك های وسیع مالی دولت ایران را دریافت میكنند. شاید این حاتم بخشی والی بلخ در جواب آن نوع پروری ؟ ایران باشد كه در نتیجه آن شهروندان افغانستان به بدترین شكل آن توهین، تحقیر، آزار، اذیت، شكنجه و جوقه جوقه در زندان ها فرستاده میشوند به جرم آنكه مهاجر اند و وطن شان ویران گشته است و یكی از مسببین ویرانی هم خود ایران میباشد. آخرین خبر ( 18 - 08 - 2012 ) از مداخله بی شرمانه ایران در امور افغانستان اینست كه چند نفر از انتحار كنندگان در ولایت نیمروز دستگیر گردیدند كه از قول مسئولین امنیتی افغانستان همه شهروندان ایرانی هستند. سیاست نژادپرستانه ایران در مقابل افغانی ها و به خصوص هزاره ها، روی ادولف هیتلر را سفید كرد. ایران در حالیكه مشتركات فرهنگی، زبانی و مذهبی را روپوش پالیسی نژادپرستانه خود قرار داده و در داخل افغانستان برای تفرقه اندازی در بین اقوام و مذاهب بكار میبرد، اما در داخل ایران با پررویی تمام به توهین و تحقیر نژادپرستانه استخوان سوز مردم افغانستان دست میآزد.
دیری نگذشته است و خوانندگان گرامی به خوبی بیاد دارند كه تعدادی از شهر های ایران برای مهاجرین افغانی ممنوع الورود اعلام گردیده و برای مردم ایران هوشدار داده شد كه اگر به تطبیق این پالیسی شرم آور همكاری نكنند، مجازات خواهند شد. خلص معنی همچون پالیسی دوگانه اینست كه ایران بنام “افغانی كثیف” ورود مردم ما را به شهر های ایران ممنوع و قطغن اعلان میكند و از افغانستان میخواهد تا الاغ آنرا در خانه پادشاه بسته كنند.
درین اوضاع و احوال كه مردم افغانستان به آتش خصومت ورزی ممالك همسایه و به خصوص ایران و پاكستان میسوزند، و آقای معلم عطا به روی ملحوظات مرموز در زیر پای دشمنان قسم خورده مردم افغانستان قالین ابریشمی هموار میكند، این روش نوكرمنشانه بیانگر دشمنی جناب معلم عطا با مردم افغانستان است. اگر جناب معلم عطا وجدان خود را قاضی اعمال خود نكند، آن روز بعید نیست كه دوسیه این حاتم بخشی ها در محكمه حقبین خلق افغانستان كشانیده شده و مرتكبین آن، زنده ویا مرده مجازات گردند.
و من الله التوفیق
(1) “منقورت” بنابر داستان چنگیز آیتماتوف نویسنده قرقز عبارت از آن غلام حلقه به گوش است كه دیگر از هویت خود بیگانه و مفهوم حیات خود را خدمت به بادارش تعریف میكند
نظرات
47 دیدگاهحاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
اینا از سابق با ایران رفت و امد دارند. احمد شاه مسعود پیسه از ایران میگرفت ولی خلیلی و اکبری عکسهای خمینی و خامنه ای.
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
داکتر صاحب همت فاريابی ! واقعا که حق مطلب را ادا کرده ايد. اين وطنفروش ، عطا ی راهزن ، در حالی نام خيابان بلخ را به شهدای ايران تعويض کرده که رفت و آمد افغان های مهاجر حتا در پارک ها و ميادين ايران ، قدغن شده است!
مرگ بر ايجنت ها و جاسوس های جهادی! بره کی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
توسطAFGinfo
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
Ba aqay-e daktar faryabee. Namedanam chera ma eenqadar jahel asteem. Yak shahr daree haq darad ta nam-e jada ha ra naam gozaree konad. Aqaye faryabee dar eshtebah-ye mahz astand. Een ke naam gozaree ba name depolmat haye IRANI shuda een yak cheze digar-o bahs jedast. Byayeed ta az khod shoro konem awalan naam daktar-o- ingeenyar ra az khod duur koneem wa ensan basheem wa 2 beyaeed rah-ye hal paida konem wa enteqad haye nasalem ra kenar begzareem warna amantour jaheel khwaeem mand.
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
خالد جان ، نوشتن را بیآموز وبعدآ گپ های كلان را لول بده .
اول دیپلومات های ایرانی نه ، بلكه جاسوس های ایران بودند كه به جرم جاسوسی سر زده شدند .
دوم عطا محمد خان نور شهردار نه بلكه والی مزار است . تو باید فرق شهردار و والی را بدانی .
سوم اگر هر والی با آمدن خود در قدرت سرك ها را به نام حامیان خود بكند ، افغانستان آنقدر سرك ندارد.
چهارم یك والی این حق را ندارد كه هر چیز را بنام هركسی بكند و تو از خورجین خود كثافات باد نكو .
پنجم تو باید به آن حد از لحاظ منطق وعلم بالغ شوی كه بالای داكتر بودن و انجنیر بودن دیگران ایراد بگیری .
همیشه اول بسنج و بعد نوشته كو تا خود را مسخره نكنی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
اين خالد بی هويت که هنوز رسم الخط فارسی را نوشته نميتواند چرا کامنت ميگذارد؟
همت فاريابی، مردانه وار، با نام و نشان ، مطلب می نويسد ، نه مثل من و شما و پرويز بهمن و ساير کاسه ليسان شورای نظار و علف خواران مرتع ولی فقيه از زير چادر اسم مستعار و جعلی !
مثل اين که جاسوسی ووطنفروشی اين وقت ها ، افتخار است! جليل احمد رويش
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
این عطا محمد نور ناموس فروش، سرک ابومسلم خراسانی را به نام جاسوسان ایرانی مسسما ساخت و در عوض این چانس را به ایرانی ها داد که با خیال راحتر از این به بعد ابومسلم خراسانی را به نام ایرانی به دنیا معرفی کنند.
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
we proud of you Astad ATTA we know they are your enemy and doing propaganda agaisnt you . do your job properly your people are with you ’ long live Astad ATTA the governer of Balkh.
آنلاین : http://kabulpress
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
Ma ba ustad buzurg wa watanparast ain farzand rastin watan aqai Nor mibalim, zira az badw taqaror shan ba semat wali balkh kar hai shaysta wa ba ja anjam dadand., fascistan uzbaktabar har yak SHahrani wa Hemat Fariabai ke salhast sernai torktabari mizananad hala mili andish shodanad mozehk ast, wa ain ha baiad bdanand ke hkomat chand salai Dostum Pahlawan wa wa degar pahalawan ponba ha shan dar chand walaiat shamal che fajaiaa ke nakardand wa sal ha ba kar ast ta gandasg zedodah shawad,
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
مراحل وطن فروشی تاجیک های شورای نظار و مسعود پرست:
مرحله اول:در دهه نود میلادی که مسعودوف با انحصار قدرت، کابل را به طرف تباهی برد.
مرحله دوم: شروع نوع جدید وطن فروشی به ایرانی ها تحت نام نامیدن سرک مزار به نام جاسوسان ایرانی
مرحله سوم: در آینده نزدیک و در اختیار گذاشتن زنان و دختران شان به ایرانی ها به دلیل اصیل ساختن نژاد آریایی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
جناب نویسنده!!!!!!!!!!!!!!!
چار تا نیمچه باسواد اوغانی میتوانند کوچه و پس کوچه ها را بنام احمد شاه , نادرشاه , تیمورشاه , مومند ... و وهابی های سعودی ... مسما کنند والی بلخ چرا نتوانند ؟
اگر والی بلخ جاده ابومسلم را بنام انان تغیر داده است کار خوبی نکرده باید کدام جاده و سرک دیگر را بنام انان مسما میکرد کار خوبی کرده است باید ایرانی ها بدانند که تمام مردم ما وحشی و نادان نیستند ! جاده ؛ هم بنام کشته های مزار, شمالی , بامیان و هرات نیز باید وجود داشته باشد تا جنایت وحشی های اوغانی طالب فراموش مردم نشود , زیرا اوغان غلام تحت نام طالب دین به هیچ قانون ملی و بین الملی و اسلامی پابند نبودند , بچه سقو به حریم خارجی ها نتاخت مگر طالب نوکر وهابی و پاکستانی نجیب را از دفتر ملل بیرون چنواری نمود دیپلومات های ایرانی را بر خلاف موازین بین المللی و وطنی در داخل خاک شان بی رحمانه کشتند این جاست که کم سوادان و فاشیستان ایرانی اوغانی کثیف را بیشتر بزبان شان جاری میکنند تریاک ما و تریاکی شدن زن و مرد ایرانی هم دلایل تقویه کننده اینگونه مسایل میباشد .
ایران را در پهلوی دشمن هست وبود ما ( پاکستان ) قرار دادن کاریست غرض الود و ریشه در مسایل فاشیزم اوغانی دارد زیرا ایران و سایر همسایه ها ناگذیر در حالت دفاعی درامور کشور ما مداخله کرده اند اگر ایران حکومت قانونی ربانی راکمک نظامی و اقتصادی نمیکرد طالب تمام برنامه های فاشستی و تروریستی اش را تطبیق وطن و مردم را کاملا نابود می نمود .
کسانیکه فریب چارتا اوغان نوکر پنجاب سعودی انگستان و امریکا را میخورند و حرف های انان را زمزمه میکنند باید متوجه اینگونه برخورد بی جا خود باشند .
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
چه انسانهای نادانی پیدا میشود اگر در نمیروز کدام ایرانی بنابر ادعا کدام مسوول خواب برده امنیتی گویا فرد انحتاری ایرانی بوده است !! اولا ارگان های امنیتی دلایل قوی اثباتیه خود را به مردم نشان دهند تا هویت ایرانی بودن انتحاری ثابت گردد ثانیا اگر که انتحار کننده ایرانی بود شاید از مخالفین دولت ایران بلوچ ... بوده باشند که در مکتب وهابت در پاکستان و سعودی یکجا با برداران اوغان خود تصمیم به چنین عمل قبیح گرفته اند ! ثالثا همه روزه اوغان و پاکستانی خود را انتحار و مردم را به خاک و خون میکشانند اگر یک روز کدام ازبکستانی و ایرانی نادان دست به همچو اعمال زشت بننند چرا باید همه را به اتن کردن وا دارد !!!
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
Beradar tu cheqadar sada hasti , dar nemroz enteharihaie eiran gir shod wa az tamame telewezion ha elan shod ke inha az eiran ferestada shodand , tu hala baraie tarafdari az eirane fashist dalil megoei
mohajer
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
جناب همت فاریابی درود بر شما ! من خیلی تعجب کردم که شما بجای قبیله اندیشان وبنام اوغان قضاوت کرده اید فذ نشود که مانند بعضی بلخیان گویا دانشمند تصمیم به کورسی رسیدن حکومت فاسد فاشیستان را در سر بپرورانید وداد از فغان وزاری بزنید ویکسره استاد اعطا محمد را مورد نا سزای ناروا قرار دهید؛ در یک جای آریایی را مسخره میکنید ودر جای دیگر جاده ای را با افتخار بنام ترکستان یاد میکنید که گذاشته شده وآنهم به زور! کجای این قضاوت به دانشمند وکسی که حقیقت را مبنویسد میماند؟
مگر در دنیا رسم نیست که جاده ویا مکانی بنام کشوری نامگزاری و درمقابل عین کار تکرار شود، این چه عیب دارد؟ اگر بنام اتا تورک ویا کدام شخصیت تورک تبار بیرون از این سرزمین میبود که جای تعصب نیست ، به نظر شما شاید شایسته میخورد ولی بنام ایران وهمسایه ایکه کارمندانش بدست دژخیمان تروریست طالب به قتل آمدند ویاد بود این وحشت اوغانی برای نسل آینده چه عیب خواهد داشت که شما همنظر طالب تروریست شده ، کارمندان قونسلگری ایران را جاسوس تلقی کرده به اعمال شوم طالبان مهر تاید گذاشته اید، چه هدف را دنبال خواهید کرد؟ منتظر مدیریت امر بالمعروف ونهی از منکر خواهید بود؟ یا که تعصبات میان خالی شما مانند اوغانهای خون اشام غلبه بر این کرده است که بر پارسی زبانها بتازید وخود را در نقش پهلوان غفار وپهلوان رسول لومپن قرار بدهید؟ شما دانشمند واز تاریخ آگاهی دارید واز درنده خویی حاکمان در تاریخ میدانید ومزدوران تاریخ را خوب میشناسید که از در بار خلفای تازی تا امروز کیها تحت فرمان کشتار مردم قرار داشتند وکیها در ویرانی شهرها ودهات این سرزمین جان فشانی کردند وکیها آبدیها را یکسره به آتش کشیدند وویرانی را سبب گردیدند؟ اگر آنهای که بعد ها زبان وادبیات پارسی را رشد دادن ، بدان که ضرورت داشتند وبدیل این زبان را در آن عصر نداشتند واگر میداشتند هرگز در پی رشد وتوسعه این زبان بر نمی تافتند، چنانچه شما امروز با دشمنی وحشت بار دارید در پی کمرنگی این زبان بیشتر از پشتون میکوشید ودلیلش را من هم خوب میدانم ! اعطا محمد نور در بلخ جز آبادانی وشکوفایی دیگر چه کرده است ، مانند بعضی پهلوانان مردم را نکوچانده وخانه اش را غصب کرده باشد ویا فلان معلم را بجرم اینکه باجه اش از نظام پهلوانان فرار کرده ، بی رحمانه در نیم شب با ضرب وشتم مجبور به کوچیدن از مزار نکرده است؛ معلم اعطا باز سازی وبنیه فرهنگ گذشته را با درایت دارد زنده میسازد وشما با تاسف چشم دیدن را در خود کور ساخته اید ونمیتوانید ابتکار این فرزند راستین بلخ را باور نماید . نصف میمنه و شبر غان بنام اوغنهای درنده نامگزاری شده است واز پشتون کوت گرفته تا ختک وپتک صدای یک نفر شما بلند نشد ولی در نامگزاری یک جاده کوچک بنام کسانیکه توسط طالبان بی فرهنگ وتروریست سر بریده شدند ، غوغایتان دنیا را کر ساخته است ؛ عیبتان نیست سالها خود کش بیگانه پرور بوده اید! از کندن کله کرگ هم نیاموختید وبازهم در روش تکراری قدم می مانید ودچار اشتباه نا بخشودنی میشوید ! اینقدر که از تاجیکان نفت دارید لطف نموده راهتان را با اوغانها بر گزینید تا ببینیم که چه حاصلتان خواهد شد؟ مانند اشتباه ژنرال دوستم که همه مردم تورک تبار این سرزمین را دعوت فرمود تا به کرزی فاشیست رای دهند ودر آخر خودش را خایین میلی خطاب کرد واینست پاداش اوغانها برای خوش خدمتی شما ! واز سوی دیگر معلم اعطا استاندار بلخ صرف پیشنهاد کرده است واگر مرکز موافقه نکند هرگز چنین کار صورت نمیگیرد واینجا هم شما خود راه فدرالیزم وخود گردانی محلی را بسته اید وهمه قدرت را به مرکز وکرزی فاسید حواله نموده اید ؛ ضید ونقیض هم سرحدی دارد وعقده ها سبب بربادی خواستهای مشروع مردم خواهد گردید ودرزهای نا بخشودنی را رقم خواهد زد! اقای توران عزیز شما غم زبان پارسی را نخورید ودر فکر رشد وتکامل فرهنگ وزبان که دوستداری باشید، هرکس که به زبان پارسی واقار تاریخی که به این زبان است ضرورت داشت یادش میگیرد واگر نداشت ، هیچ ضرور نیست که این زبان را یاد بگیرد. اگر با پشتنو خواست ارتباط بر قررار نماید مجبور است این زبان را بداند ودر غیر آن زبان شیرین قبیله در اختیارتان قرار دارد که یادش بگیرید واحتیاجتان را بر آورده سازید؛ هیچکس شما را مجبور نساخته ونه امپراتوران تورک را مجبور ساخته بودند که این زبان را رونق دهند وآنها آنقدر خرد داشتند که چه کنند! آقای فاریابی شما با تقلید از اوغان ملت هرکسی که با زبان پارسی وفرهنگ کهنش دلبستگی نشان داد ، فورن به جاسوسی متهم میدارید وبی مسولیتانه به چرندیات که خود شما را خورد میسازد می پردازید وروابط فرهنگی وحوزه های تا ریخی را منتکر شده کودکانه به مسایل نگاه میدارید ومن اینقدر شما را ساده وتلقین زده فکر نمیکردم ، اما با تاسف که شما هم پای در پل سپیل پیان قبیله گذاشتید ودر برابر پارسی زبانان وفرهنگ درخشان این سرزمین بی حرمتی روا داشتید! امید است که با خردمندی بر قضایا نگریسته شود وآب نادیده ز پا موزه نکشید وخود سبب نشوید تا انگیزه بیشتر برای دریدن پرده های تاریخ ونا گفته های مسایل واگرایی بین اقوام که سالها با هم بوده اند وتورک وتاجیک در تاریخ بیخ وبن جدا نا پذیر داشته واز کهنترین زمان بهره مند هستند، واقع شوید.
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
جناب میرزایی مغلطه کردهاید و آن هم از نوع مغالطه حمله به آدم پوشالین (استرامن فالاسی). به این چم که بجای نقد استدلال اصلی پرداختهاید به اتهامات بی اساس دیگر (پارسی ستیزی) که خود آن را مطرح کرده و یا به ایشان بستهاید. کجای مطلب جناب فاریابی پارسی ستیز و یا نفرت از فارس زبانها است؟ سفسته ای دیگر شما بجای نقد سخن، پرداختن به خواستگاه سخنگو است. اینکه فاریابی به فرض فارس ستیز هم باشد بر درستی و نادرستی این مطلب کارایی ندارد.
.
از دید من معلم عطا اشتباه بزرگی را مرتکب شده است، چون شخصیت نامدار و تاریخی مانند ابو مسلم خراسانی با چند خرابکار (یا بقول شماها دیپلمات ایرانی؟) اصلاً قابل سنجش نیست!
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
Agaie Mirzaie , agar shoma az ehsasat paian meshodid wa gap mezadid , manteq az peshetan nameraft . Ama hala gap haie shoma bagairaz ehsasat wa Iran parasti chize digar nadarad.
Akram
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
آقای میرزائی سلام و احترامات بنده را قبول فرمائید و عید تان مبارك باشد.
من از ابراز نظر شما و دیگر عزیزان كه اگر مثبت است ویا منفی، تشكری میكنم و از عده یی دیگر هم كه دشنام داده اند، آزرده خاطر نیستم، چونكه قصور ایشان نیست كه دشنام میدهند بلكه در طول سه دهه جنگ و بدبختی بخش قابل ملاحظه اولاد وطن در اثر مهاجرت و غربت از گرد دسترخوان والدین دور ماندند و تنها دشنام دادن را یاد گرفتند، این واقعیت را باید ما تحمل نمائیم.
دوستان عزیز ! وقتیكه من مقاله خود را مینویسم و قضاوت آنرا بدست خوانندگان میگذارم و خودم برای پیشبرد همچون دیالوگ ها و بحث ها نه وقت ونه علاقه دارم.
اما این بار كه عرض مختصری دارم ، به این سبب كه نوشته جناب میرزائی یك مقدار ذهنی، احساساتی و كوشیده اند كه بالای اذهان دیگران آگاهانه ویا غیر آگاهانه سم پاشی نمایند.
قبل از همه برای جناب میرزائی و كسانیكه همچون عقیده دارند اطمینان میدهم كه من قصد و توقع هیچگونه مقام و منزلت را در گذشته نداشتم، حالا ندارم و در آینده هم نخواهم داشت. در مسائل افغانستان موضع مستقل دارم و مخالف جبهه گیری های تحجری هستم . مخالفت من در مورد بی عدالتی، تعصب، نژادپرستی، سركوبگری وغیره مظالم اجتماعی بدون درنظرداشت قوم، زبان، نژاد، مذهب و دیگر علایم تفریقی است .
از پالیسی حكومت ایران در قبال افغانستان به همان اندازه نفرت دارم كه از پالیسی حكومت پاكستان دارم و اگر هر مداخله از جانب دولت های توركی زبان هم در افغانستان صورت گیرد ، آنرا به همان منزلت محكوم مینمایم. زیراكه من معتقد هستم كه مردم افغانستان از هر قوم و زبان با همدیگر منافع مشترك دارند و نه با دولت های همزبان، هم نژاد و هم مذهب. تا این واقعیت را درك نكنیم و نپذیریم ، هرگز نمیتوانیم ملتی را ایجاد نمائیم.
محترم میرزائی صاحب، از خواندن نظر احساساتی جناب عالی من شگفت زده شدم و شماهم كه تا جایی با افكار من آشنائی دارید ، به ضمیر خود اعتراف خواهید كرد كه این همه گفته های شما نسبت به من صدق نمیكند ولی از فرط احساسات حمله ها كرده اید.
شما فرمودید به خاطر رسیدن به كرسی استاد عطا محمد را نا سزا گفتم ، شما لطف كرده نوشته خود را یكبار دیگر بخوانید ، خنده خود تان خواهد آمد !!! اگر آزرده نشوید لازم است بگویم ضرب المثلی است كه میگوید (هركس به قدر آلودگی خود فكر میكند) همان طوریكه در وطن ما میگویند “هركس از آیینه خود میبیند” . این فرموده شما كه در دنیا معمول است كه جاده ها را به نام شخصیت های ممالك دیگر نامگذاری میكنند، جناب شان سطحی نگری كردند. بلی در دنیا معمول است كه به خاطر پیوند دوستی دو خلق اماكن را به نامهای شخصیت های همدیگر نامگذاری میكنند، همانطوریكه در كابل سرك ها به نامهای آتاتورك، گاندی و بعضی شخصیت های دیگر وجود دارد. مگر فراموش نكنید كه این نامگذاری ها از صلاحیت دولت مركزی است، نه یك والی ولایت. فكر كنید كه سی و چهار والی هر كدام به خواست خود جاده ها را به نام دیگران مسمی كند، چه شغال بازاری خواهد شد. شما و دیگر كسانیكه مانند شما تعبیر میكند باید بدانند كه یك والی ولایت چنین صلاحیتی را ندارد. اما بعد عاشقان ایران و پاكستان زنهار این مطلب را فراموش نكنند كه نامگذاری ها در بین دولت ها متقابل صورت میگیرد ، مگر ایران انسان های افغانستان را در شهر های خود داخل شدن اجازه نمیدهد و از افغانستان میخواهد كه الاغ آنرا در خانه پادشاه بسته كنند، این ستاندرت دوگانه است و هر آنكسی هم مانند شما و امثال شما ازین ستاندرت دوگانه حمایت میكند، خائین به مردم است.
شما انتقاد كردید كه من نژاد آریائی را مسخره كردم، بسیار ببخشید، من نمیفهمیدم كه جناب عالی ازین نژاد پاك و نجیب هستند. به همه حال من هیچگاهی نژاد آریائی را مسخره نكرده ام ، بلكه این اندیشه پلید خود مسخره است و مجعول بودن آنرا تاریخ مسخره كرده است، مرا ملامت نكنید.
دیگر جای قهر شده و مرا ملامت كردید كه كسی مقاله فردوسی را نشر كرده و دیگران نظریات نادرست دادند. باور داشته باشید (از كوزه همان ترواد كه در اوست). اگر فردوسی ویا بیدل، نوائی ویا حافظ ، بگذارید تا هر كدام خود جای خود را در قلوب مردم وسعت بدهد. نه این مقاله از من است و نه آنرا من در پیام خانه كابل پرس گذاشتم.
آغای میرزائی! شما مرا فارسی ستیز گفتید، تاجیك ستیز گفتید، مقلد افغان ملت گفتید، موئید افكار طالبان گفتید وغیره همچون دشنام ها را به آدرس من حواله كردید. به او هم بسنده نشدید، قرماق ماهی گیری خود را درازتر نمودید ، جنرال دوستم ، رسول پهلوان و دیگران را داخل محوطه ماهی گیری خود نمودید تا از آب خیط شده بیشتر ماهی بگیرید. با این كار خود، خود را از سطح یك صاحبنظر در قطار یك پلخمان پران سقوط دادید . مقاله من در میدان است و نقطه نظر من در مورد مناسبات حیاتی جامعه افغانستان به اكثریت حلقات روشنفكری معلوم است. من شما را با وجدان تان تنها میگذارم.
فراموش نكنید تا زمانیكه ما منفعت همین پشتون ،هزاره، تاجیك، اوزبیگ، ایماق و دیگر اقوام باهم برادر افغانستان را به منافع ممالك همزبان، همنژاد و هم مذهب خود ترجیح ندهیم، آینده بدتر ازین خواهیم داشت.
موفق باشید و خداوند انصاف را برای همگی ما ارزانی بدارد
داكتر همت فاریابی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
عجب! وقتیکه منافع در میان باشد صلاحیت حکومت مرکزی تا به نام گذاری یک جاده میرسد و گاهی هم فدرالیزم نشخوار میشود .
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
آغای بی نام و نشان، وقتیكه تعصب ناجوانمردانه در میان باشد ، حتی یك انسان كثیف به مانند ملم عطا را هم تبریه میكنید . این ملم عطای بی بند وبار است كه به فرمایش قبیله ، فدرالیزم را تجزیه افغانستان میگوید اما خود به صفت یك والی به كار های دست میزند كه مربوط یك والی خودمختار ساختار فدرالی است . خدا از شما متعصبین شورای نظار عقل و منطق را گرفته است .
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است
سلام دوستان و خوا ندگان گرامی از راستی خیلی ادمی کم فکر هست
در صورتی که سال ها قمندا نی هم کرده با ز هم سا ده هست
یک شهرو ند افغان از ا سترا لیا