رفتن به محتوای اصلی
کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

اشاره: مقالات داکتر رضا براهنی با اجازه مستقیم ایشان در کابل پرس نشر می شود.

مگر شما از دموکراسی دفاع نمی کنید؟ زبان رسمی قشون گاهی قرنها در ایران ترکی بوده، زبان دربار هم. کی شاهان ترک، زبان فارسی زبانان را بریدند؟ بزرگ ترین دشمن ایران در شاهنامه ی فردوسی توران است، یعنی سرزمین ترکان. در هزاره ی فردوسی، تقریباً هزار سال بود که ترکان بر ایران سلطنت کرده بودند. اگر شاهان ترک فارسی را قدغن می کردند، شما ادبیات فارسی نداشتید. به این دلیل قدغن نکردند که انساندوست بودند.

تعجب می کنم که عده ای در کشور چندزبانه ای مثل کانادا زندگی کنند و ده ها مجله به زبان فارسی داشته باشند و شبانه روز در جلسات مختلف از هر چیزی دفاع و به هر چیزی حمله کنند، اما وحشتشان از این باشد که مبادا در شهری مثل تبریز تابلوی مغازه ای به زبان مادری آن مردم باشد و میلیونها آذربایجانی و کرد و ترکمن و بلوچ حق یادگیری زبان مادری خود را در مدارس و دانشگاه ها نداشته باشند. و آخر مگر این کشور با این همه زور که به مردم آن گفته می شود، تجزیه ی بالقوه نیست؟ من می گویم نگذارید آن بالقوه به بالفعل تبدیل شود. نه تقصیر من است نه تقصیر شما که ایران از نظر زبانی کشوری است تجزیه شده، اما نه از نظر حدود و ثغور. بر شماست که تجزیه ی زبانی را از بین ببرید، و معنای آن بریدن زبان مادری خلایق میلیونی نیست، آفریدن تمهیداتی است برای جبران مافات، جبران خسران های چندین قرنی، بویژه خسران حاضر، که در آن یادگیری زبان مادری به معنای حفظ سلامت روانی جماعات انبوهی از مردمان کشور ماست، به دلیل اینکه شقاق روانی حاکم بر جامعه را تنها با درک علوم جدید می توان حل کرد.

مردم را به دلیل عدم درک مسائل قومی و زبانی گرفتار مسائل روانی و هزار عقده کرده اید و زبان مادری خود را بر زبان های مادری دیگران در کشور خود ترجیح می دهید و یک بار حتی به ذهنتان نمی رسد که با گفتن فارسی برای همه، در واقع به حق مادری خود نیز خیانت می کنید، چرا که اگر یک ترک، کرد، ترکمن و بلوچ و عرب شما را به دنیا می آورد، مزه ی خیانت به مادر را شما هم می چشیدید، مخصوصاً اگر یک قوز بالاقوز تاریخی را هم متحمل می شدید که یکی از یک زبان دیگر شما را نصیحت کند که آقا جلو تجزیه طلبی را بگیرید!

آخر همین حرف شما مشوق تجزیه طلبی نیست؟ چه چیز شما را تشویق می کند که این همه در مورد زبانتان کاسه ی داغ تر از آش باشید؟ آیا شرم ندارید که پنجاه کتاب زبان مادری شما به قلم من باشد، و شما به من تکلیف کنید که مبادا کتابی به زبان مادری خود من باشد، آن هم موقعی که شما خود نه تنها تاجی به سر زبان مادری خود نزده اید، سهل است کفش کهنه ای هم در بسیاری مقولات جلو پای آبله ی این همه صاحبان زبان های بومی اقوام تحت ستم ایران جفت نکرده اید؟ این همه زبان درازی که از سراپایش تعصب زبانه می کشد، از کدام خرمن نژادپرستی سرچشمه می گیرد؟ اولاً شما چه گلی بر سر زبان خود زده اید که گل هایی را که احتمالاً و در کمال خضوع قلم من بر سرتان زده، خار چشم زبان مادری من می کنید؟ در کجای جهان دیده اید که قومی بر یک زبان قرنها زاده باشد، و زبان رسمی اش ناگهان زبان یک قوم دیگر بوده باشد؟ زبان رسمی کردستان کردی است. زبان رسمی آذربایجان ترکی است. برگردید تاریخ را بخوانید. شاه اسماعیل صفوی به زبان مادری خود شعر می گفت، . فارسی زبان رسمی فارسی زبانان است نه زبان رسمی سراسر ایران. فارسی زبان مشترک تحصیلی بوده، از زمانی که تحصیل به صورت جدید معرفی شده. باید صاحبان زبان های بزرگ در ایران، یعنی صاحبان میلیونی زبان های ترکی، کردی و غیره تدریس می شدند، در خود آن محل به عنوان زبان رسمی شناخته می شدند و فارسی را هم، موقعی زبان مشترک یا رسمی انتخاب می کردند که حق بیان و تحصیل مکتوب زبان خود را پیدا می کردند.هر کسی که فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر محکوم است. فارسی زبان رسمی فارسی زبان های ایران است.

وقتی که در چند نوبت روس ها به آذربایجان لشگر کشیدند، یک سرباز غیر آذربایجانی در منطقه نبود. عباس میرزای دلیر ـ یک ترک ـ از خاک ایران دفاع کرد. سلطان محمود خودش ترک بوده، که هند را برای شما تسخیر کرد.نادرشاهش از اقوام افشار بوده که قومی است ترک که باز هند را برای شما تسخیر کرده، و آقامحمدخان به رغم ظالم بودنش آن همه خارجی را از ایران بیرون رانده .
گورستان های ایران، بویژه گورستان های آذربایجان مدفن مقدس جوانانی است که در شهرهای خوزستان کشته شدند. بمب های صدام دیوانه بر سر مردم تبریز در همان روزهای اول جنگ ریخته شد. چرا کودکان آنان حق درس خواندن به زبان مادری خود را نداشته باشند؟ دفاع از کشور را شما گمان می کنید به زبان شیرین فارسی به آنها یاد داده بودند، یا به همان زبان ترکی، که شما آن را ـ اگر خدای نکرده ترکان ایران به صورت مکتوب هم یاد گرفتند و به کار بردند ـ عامل تجزیه ی کشور می دانید؟

مگر فرزندان شما حاضرند به زبان مادری آنان درس بخوانند که شما می خواهید فرزندان آنان زبان فارسی یاد بگیرند، اما فراموش کنند که زبان مادری هم داشته اند. اهانت نژادپرستانه ای مثل "ترک خر" را صد سال پیش یک وزیر ساخت، به دلیل این که ترکان نمی توانستند زبان فارسی ِ مادری فارسها را به زیبایی خود آنان تکلم کنند، آن هم درست در زمانی که مشروطه خواهان آذربایجان ترک، علیه شاهان ترک قیام کرده بودند و نهایتاً هم گردن آنان گذاشتند که فرمان مشروطیت را صادر کنند. تجزیه طلبی این است؟ و ستارخان را در کجا کشتند؟ در تهران. و ستارخان چه کرده بود؟ چرا مادر را با بریدن زبان بچه اش به خاک سیاه می نشانید؟ مگر شما از دموکراسی دفاع نمی کنید؟ زبان رسمی قشون گاهی قرنها در ایران ترکی بوده، زبان دربار هم. کی شاهان ترک، زبان فارسی زبانان را بریدند؟ بزرگ ترین دشمن ایران در شاهنامه ی فردوسی توران است، یعنی سرزمین ترکان. در هزاره ی فردوسی، تقریباً هزار سال بود که ترکان بر ایران سلطنت کرده بودند. اگر شاهان ترک فارسی را قدغن می کردند، شما ادبیات فارسی نداشتید. به این دلیل قدغن نکردند که انساندوست بودند.کمی تقدم و تأخر با دنیای انگلوساکسون. مشروطیت ما نوعی تجدید حیات در عرصه ی تاریخ ما بود، و از این نظر، معلمان اولیه ی ما در مشروطیت، تربیت و رشدیه، مدارس دوزبانه را پیشنهاد کردند به فارسی و ترکی. بخش اعظم ریشه های آزادیخواهی مردم ما، در واقع مردمان ما، در کنار هم، از آن نهضت بزرگ سرچشهشدار تاریخ، به نظر من این است: هرقدر شعور قومیت های ستم زده ی ایران، در فراز و نشیب حوادث آینده بالا برود، اما هنوز نژادپرستی بنیادی تحمیل یک زبان بر صاحبان زبان های مادری دیگر، به صورت کنونی ادامه یابد ـ تحت هر عنوان و به هر دلیلی ـ سایه های دور جدایی طلبی ملیت های ستم زده و صاحبان زبان های سرکوب شده نزدیک تر خواهد آمد، مه می گیرد که اساسش بر تعلیمات انقلاب کبیر فرانسه، و پیش از آن تجدد حیات معنوی در رنسانس بود.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

51 دیدگاه
باران

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

آغای براهنی گرامی !
درود بر شما که فارسی را از شما ترک زبان آموختیم .
خوشحال باشید که در کابل تشریف ندارید ، ورنه زبان رسمی شما پشتو میبود . « پشتو» میدانید چیست ؟
به پیشک می گویند « پیش » . و « تو » مفرد مخاطب که معلوم است .
پیشتو ، یعنی ( برو ، تو ) گمشو .
حاج سیدعلی آخوند محل ما گفت :
زبان بهشت عربی است و زبان دوزخ پشتو .
آخوند های مان عرب نژاد اند . همه سید اولاد عرب اند .
طلا در مس چه جویید ؟ ایشاء الله به زودی زبان رسمی مردم مان عربی خواهد بود . مگر این که یا آخوند بمیرد یا خر .
رحمت خدا بر شما ارزانی باد .

میراحمد لومانی

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

با عرض سلام و ادب خدمت ادیب و دانشمند بزرگ عصر مان، جناب استاد براهنی و دیگر دوستان باز دید کننده سایت خوب کابل پرس!
باید اذعان داشت که خدمات شایان و ارزشمند فرهنگی جناب استاد براهنی، بر هیچ صاحب خردی پوشیده نیست. نسل حاضر و نسل های آتی حوزه فرهنگ و زبان فارسی، بدون شک مدیون و سپاس گذار خلاقیت های فرهنگی جناب استاد براهنی بوده و خواهد بود ..! قبل از همه باید به عرض برسانم که در این " کامنت " هیچگاه هدف غرض بی حرمتی در محضر استاد براهنی نبوده، بلکه به عنوان یک شخص که به فرهنگ و داشته های منسوب به زبان فارسی عشق بی منتها یی در نهان خانه سینه خویش دارم، لازم دانستم نکاتی چندی را خدمت جناب استاد براهنی، و بیننده گان سایت خوب کابل پرس عرض برسانم!
یک : آزادی در محدوده های تعریف شده، و بر مبنای استاندارد های پذیرفته شده جهانی، حق مسلم هر فرد، جامعه و ملت میباشد. که صد البته مفاهیمی همچون گویش به زبان مادری نیز بخش های از این اصل را احتوا مینماید..!
دو :در گستره بستر ایران تاریخی و خراسان بزرگ، " اقوام ترک و فارس " در تبانی همدیگر زنده گی توام با مشارکت و همسو یی را درا بوده اند. در سیر جریان و شکل گیری تاریخ این خطه، گاه اقوام ترک صد ها سال به حاکمیت و فرمان روایی پرداخته اند. و گاه خدمات شایان و برجسته یی را به این ملت و سرزمین انجام رسانده اند؛ و گاه هم بنیان و بنیاد ملت فارس را از ریشه به آتش کشیده اند!
نمونه بارز جنایات و ویرانی تمدن و داشته های معنوی سرزمین مان لشکر کشی های خونین تیمور لنگ را در بر میگیرد. بلخ بامی، سیستان بزرگ و ده ها مرکز و پایگاه مهم فرهنگی تاریخی مان توسط تیمور لنگ، این جنگجوی قهار و بی رحم به آتش کشیده شده و با خاکستر یکسان میگردند. از بیان بعد تخریبی تهاجم تیمور لنگ میگذریم، که در این بحث نه میگنجد....
سه : سلسله " قاجاریه " ایران ترک اند! و همین سلسله در تبانی با حاکمیت افاغنه در افغانستان، ما را برای همیش خصی نموده اند! سرزمین های ما را در سایه از بی کفایت ترین سیستم های حکومتی خویش به اغیار و اجانب واگذار نموده اند و نسل های ما را عقیم کرده اند، و ما را از بنیان و ریشه ها به نابودی کشانده اند و..! در تداوم حاکمیت قاجار هست که بیش از هفتاد در صد سرزمین ایران تاریخی و باستان به اغیار و اجانب بیشرمانه واگذار میگردد! در تبانی حاکمیت قاجار و افاغنه هست که بیش از شصت در صد بومیان سرزمین نام نهاد افغانستان قتل عام میگردند.....
چهار > صفوی ها نیز ترک اند! حاکم قند هار را از گرجستان بر میگزینند و ...محمود افغان ناموس ش را از درون حرم سرای شان به تصاحب میگیرد و..
پنج :گاه بذل و توجه حاکمان ترک از یک سو، توانایی و غنامندی زبان فارسی از جانب دیگر، بنیان رونق فرهنگ منشی حاکمان ترک را در سینه تاریخ به نمایش گرفته است. و براستی اگر چنین علایمی را " نیز " در سینه تاریخ از لا بالای ترک تازی های حاکمان ترک و ویران گری های آنان در سرزمین ایران تاریخی نه میداشتیم، حال تاریخ و نسل های کنونی چگونه قضاوت را نسبت به حکام ترک میداشتند!
شش : سده های متمادی حکام ایران تاریخی و ایران کنونی ترک و ترک تبار بوده اند. هر گاه اگر آنان نتوانسته اند فرهنگ و داشته های فرهنگی زبان ترکی را جایگزین زبان فارسی بنمایند، این در حقیقت " ضعف " و " توانمندی های " کدامین پدیده ها ی مورد بحث ما را به نمایش میگذارد و...! در پایان یک بار دیگر باز هم از محضر استاد بزرگ جناب براهنی پوزش میطلبم!

آنلاین : http://loman1.blogfa.com

مازیار

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

با درود خدمت استاد براهنی ودیگر دوستان ! دانش ودانشمندی لازمه اش اینست که قصایا را با دید علمی وبدون تعصب ومنت گذاری روشن ساخت ؛ استاد براهنی خود منت گذاشتند که صدها کتاب را به زبان پارسی برای فارسی گویان نوشته است ، ایکاش که این صدها کتاب را با زبان شیرین وتاریخی ترکی مینوشتید وامروز منت خویش را بر زبانیکه بدون شک برای شما شهرت داد ونویسنده بزرگی شدید ، حواله نمیکردید. سخنان شما در باب تعصبات فرهنگی وزبانی از سوی دولتهای گوناگون ایران امروزی شاید حق به جانب باشد وانسان دانا هرگونه تعصب را محکوم دانسته وتساوی حقوق انسانی وشهروندی را با ارزش زبان مادری ورشد آن جایز میداند. درمورد شاهان ترک تبار باید گفت که ، شاید انسان دوست بوده باشند ولی ظرفیت وارزش زبان فارسی را هم میدانسته اند که اداره های خویش را بهتر سروسامان دهند. چه ضرورت داشتند که بجای زبان مادری خویش در جهت رشد وانکشاف زبان پارسی کوشیدند واین زبان را زبان با ارزش در بارشان ساختند؟ به فکر من توانایی زبان پارسی ، ومتعلق بودن این زبان به همه شهروندان آن زمان وپشتیوانه کتابی ودفترداری سبب شده باشد تا این زبان مورد توجه نیک قرار گیرد. شما خود فکر کنید که مغولان هند را کیها مجبور ساختند که زبان پارسی را درنیمقاره هند رشد ورواج دهند وزبان شعر ودفتر داری ودربار قرار دهند؟ امروز در جهان اکثری مردمان روی گیتی زبان انگلیسی را با پرداختن پول فرامیگیرند ، بدون شک ضرورت است ود انشمندان انگلیسی دان بیایند ومنت بگذارند که ما اختراع واکتشاف با زبان انگلیسی کرده ایم واگر ما نمی بودیم امروز انگلیسی را با چنین هیبت کسی نمی دید؛ حالا دراین عصر تبعیض نژادی وزبانی از سوی همه خردمندان محکوم به فناست وهرکس حق دارد تا با زبان مادری درس بخواند وزبان مادریش را رشد دهد ومایه افتخار فرداها شود ، ولی این را هم بدانید که دو صد وهفتاد سال است که زبان پارسی در افغانستان ، از سوی قبیله گراهای افاغنه زیر فشار است تا جایش را به زبان قبیله بدهند ؛ اما این زبان با گوهر ونیروی که دارد خود در برابر این تبعیضات ایستاده است وتوانسته است که بسیار شاهان نام نهاد افاغنه را با اراده خودشان پارسی زبان بسازد. بالای محمد زیها این زبان را کسی تحمیل نکرد وخودشان سرنوشت ساز این سرزمین بوده اند وبا اراده خود پارسی زبان شده اند . شاید بعضی زبانها جوهر ذاتی وتوانایی واژه ی را دارا باشند که آسانتر باشد برای یاد گرفتن . امید است که دانشمندانه در مسایل فرهنگی سخن زده شود ، نه عقده مندانه ! زبان پارسی وترکی در طول تاریخ باهم بوده اند وبرادر وار ویا خواهر وار با هم زیسته اند گاهی در جنگ وگاهی در آشتی بوده اند واین نمایندگی از دشمنی به نظر من نکرده ، بلکه نمایندگی از قدامت وریشه ای تاریخی در بن گیتی دارند. سعادت یارتان باد. مازیار

.دیدار طبیبی

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

حرف ها و حرکت های آقای براهنی ، مشکوک و گاه وقیح است، ایشان یک تجزیه طلب و هیاهوگر است. در همان کتاب طلا در مس که وی فریدون توللی و فریدون مشیری را فحش و ناسزا گفته، افراطی و غیر معقول ، حرکت کرده ست! ایشان چند پیش از آمدن خمینی از پاریس ، بدون شرط و شروط در یک مقاله، منتشره روزنامه اطلاعات ، میگوید: دروازه ها را به روی امام باز کنید تا امام عاشقا ن برگردد، آری، دیو چو بیرون رود، فرشته در آید! یعنی، خمینی، فرشته است و شاه ، دیو!
براهنی،دیگر در میان روشنفکران ایران، یک مرده است، بقول اسماعیل نوری علا « براهنی، به تاریخ ، پیوسته است!احترام.دیدار طبیبی

jiran

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

دوستان اقای رضا براهنی که فعلا در دانشگاه یارک تورنتو کانادا به حییث استاد تدرس می کند و خود نماینده اخوند های ایران تشریف دارند و از پول های ایران تغدیه میشود و چون اخوند های ایران همه عرب اند و به خاطر خوش خدمتی و برای اینکه نام و شهرتی کسب کند باید این چرندیات را بگویند و چون خودش را و هم زبانش را به فروش برسانیده از این چرندیات در این جا زیاد گفته است . اخوند ها توسط اجنت هایشان که البته پول های کلان
به حساب های انها واریز می گردد باید کشور کوروش بزرگ را خدشه دار نماید .

نور

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

جناب محترم میراحمد لومانی سلام .
چنانچه گفته اند د ر جنگ حلوا داده نمیشود . هرموضوع علتی دارد اگرمنورین و بزرگان و مامورین نمیگذاشتند تا مامورین جمع آوری مالیه و تکس ازجانب باشنده های اصفهان به سرکردگی بزرگان آن شهر به قتل نمیرسیدند امکا ن د ا شت قتل عامی به امر امیر تیمور د ر شهراصفهان صورت نمیگرفت چنانچه ابتدای ورود
امیر تیمور د ر ایرا ن دوستانه بوده ازخشونت نشانی نبوده چنانچه د ر شهرزیبای شیراز ملاقات امیرتیمور با حضرت خواجه حافظ شیرازی و د یگرعالمان ومنورین
شهرشیرازبسیارخوب و د وستانه بوده ا ست . موضوع قتل شهراصفهان را مورخین و نویسند گان متعصب تورک ستیز به اصتلاح یک زا غ را چهل زا غ یا هزارزاغ
ساخته دروغ ها نوشده اند گرد ن خود را نزد خد ا و رسول خد ا بسته ا ند نویسنده های فارسی ایرانی با بخیلی و دل سیاهی یک امپراطور معظم وقت د نیا آسیارا
اشغال کرده دروازه های یورپ را دق الباب کرده بود تیمورلنگ میگویند دیگرمورخین هم ا ز روی دروغ های فارسی های ایران تیمورلنگ گفته اند روی سیاهی به
مورخین فارسی ایرانی مانده است والسلام

میراحمد لومانی

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

.... و اما ویرانه ترین تخریب، و تاراج تاریخی تیمور لنگ، ویران گری های وی در سرزمین سیستان بوده است! سیستان در ان روز ها، بخش اعظم از تمدن و بن مایه های ایران مرکزی را احتوا مینموده است. به احتمال قریب به یقین، باشنده گان این محدوده تاریخی را هزاره های امروزی تشکیل میداده اند و..! اما شهر سوخته سیستان با تمامین جمعیت انبوه وی در ترک تازی های امیر تیمور سفاک با خاک یکسان گردیده و برای همیش نابود گردیده شده است...! از همین پس منظر زمینه برای آغاز هجوم شتر چران های کوچی از دیار هند در حوالی این محدوده تاریخی محیا و مساعد گردیده شده است! امیر تیمور؛ امیر اهنین قلب که صرف در پی تحکیم فرهنگ اعراب، بن مایه های تمدن ملت پارس را به ویرانی کشیده است!! همین و بس...

نور

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

جناب محترم لومانی سلام.
موضوع تخریب سیستان د ر زمان امیرتیمور گپ نوو بهتان است که ازقلم جناب شما تراوت کرده ا ست د ر دیگرمنبع چنین چیزی نوشته نشده ا ست اینهم یکی دیگر
ا ز دروغ ها میباشد . جناب لومانی . اگریک لحظه
مورخین فارسی ایرانی مانده است والسلام
•
26 می, 11:09, بوسيله‌ى میراحمد لومانی
.... و اما ویرانه ترین تخریب، و تاراج تاریخی تیمور لنگ، ویران گری های وی در سرزمین سیستان بوده است! سیستان در ان روز ها، بخش اعظم از تمدن و بن مایه های ایران مرکزی را احتوا مینموده است. به احتمال قریب به یقین، باشنده گان این محدوده تاریخی را هزاره های امروزی تشکیل میداده اند و..! اما شهر سوخته سیستان با تمامین جمعیت انبوه وی در ترک تازی های امیر تیمور سفاک با خاک یکسان گردیده و برای همیش نابود گردیده شده است...! از همین پس منظر زمینه برای آغاز هجوم شتر چران های کوچی از دیار هند در حوالی این محدوده تاریخی محیا و مساعد گردیده شده است! امیر تیمور؛ امیر اهنین قلب که صرف در پی تحکیم فرهنگ اعراب، بن مایه های تمدن ملت پارس را به ویرانی کشیده است!! همین و بس...
هم باشد تعصب را کناربگذارید د ر باره امیرتیمورو دانش ا و وعد ا لت خواهی ا و قضاوت بیطرفانه ونظراندازی
کنید شاید بدا نید د ر زما ن امیرتیمور برابراو بردانش و برعلم شرعی و د نیوی ، همتا نداشته است ازچنین شخص با دانش وبا کمال بدون سبب و د لیل و گناه طرف
مقابل هیچ واکنش منفی صورت نمیگیرد و صورت نگرفته است . آقای لومانی شما هم شخص عالم و دانشمندی هستید نباید ا ز د هن مبارک شما سخن رکیک چون
( سفاک ) براید برامیرتیمورحواله کرده اید و د ر تاریخ نوشته شود ا میرتیمور امروز ا و زنده نیست که جواب شما را گفته بتواند د ر پس مرده بد گویی کرد ن و تهمت بستن د و و د شنام دادن
کا ر مرد ا ن نیست

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

در واقعيت امر من به گفته آقاى بزرگوار براهنی پيرامون عرف و حرف اعلامیه حقوق بشر هيچ گله و پيغار ندارم. زبانهاى گيتى و حق نگارش وگفتار درزبانهاى مادرى يکى ازپرارزشترين اصل فرهنگى است که حاجت پيشکش اعلامیه حقوق بشر ملل متحد نيست که پنج و يا شش کشورى با حق ويتو ازاين حق فقط وفقط درکشورهاى ديگر از آن دفاع مى کنند ولى در کشورهاى خود نه. حافظ شيرازى در اين زمينه چه خوب گفت :
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند.

اگر مقاله نگارنده در پيوند ايران و فارس ستيزى بويژه ايالات متحده امريکا الهام گرفته باشد , دراين صورت اين بيان نظر است: ساختن فيلماى ضد فارس باستان واکنون تفکر تجزيه کن وحکومت کن!
بدون پيغار به امريکا وديگر کشورها مقاله آقا ى براهنی بى پايه است و پيام ايست “مستر کچالوى”
زبان نه تنها يک پديده اجتماعى و دستگاه گفت وشنود و فهميدن است بلکه يک پديده عاطفي و فرهنگى است. زبان فرهنگ را مى سازد. کليه آثار ادبى و ديگرهنرها ى هفتگانه بدون زبان امکان پذير نيست. زبان نگهدار فرهنگ و ديگرهنرها ى هفتگانه است.
آقاى بزرگوار براهنی به عوض انيکه به گونه نمونه انگشت پيگار و پيغار خود را بسوى کشور ايالات متحده امريکا کند دانستنى هاى خود را همانند “مستر کچالو” آنگونه پايان آورده که فراموش نموده که ايالات متحده امريکا باعث نابودى ٦هزار زبانهاى ينيتوها, هنديانىرها و بويژه اقوام بومى و آلتايى و تورانتبار شده اند.
اقوام تورانى از آسيا مرکزى و هندوچين و مغولستان ازطريق سرک بيرينگ هزارها سال به امريکاى شمالى جاگزين شدند. امروز در کشور که شما اعلاميه اش را پشتيبانى مى نمايد بيشتر از ٣هزار زبانهاى بومى مردمان پيشتر نام گرفته شده در تهديد نابودى اند. بنازم به اين گونه بشردوست!!!!????!!!
چند گفتار را کوتاه به پيشکش شما مى کشم:
1- انتخاب عنوان مقاله شايسته و سزاوار نيست. کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است
اين بيان شما تنها مک دانوالدى است و بوى فارسي سيتزيزى مى دهد.
بديل: کسیکه فارسی را تنها زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است. نگاه کنيد که مواد زبانى وانتخاب واژه حتى کوچک چه گونه علمى وفنى مى باشد. با واژه قيدى تنها شما خود را فارسى ستيز نمى کرديد.
دوستى بايک زبان دشمنى با زبان ديگر نيست. کليه زبان ها مانند گلهاى زيبا درگلستان وبوستان فرهنگى اين گيتى مى باشد. هرکدام اش زيبا است. بشر دانا توانا است که گفتار ضد فرهنگى و زبان ستيزى خود را تغير وبا روش فرهنگى هماهنگ کند.
2- شاهنامه ی فردوسی
اول اينکه شاهنامه فردوسى اسطوره است ومانند اسطوره هاى مصرى, يونانى و چينى وهندى وجرمنى زيادتر پهلوهاى داستانى- ادبى يا گذشته فرهنگى دارند واين داستانها را بايد مانند درامها, تياترها ومواد براى ساختن همين هنرهاى هفتگانه بويژه ( فيلم, تياتر, تليويزون وتارنما) مى باشد. فردوسی بزرگ هيچگاه برضد توران نبود, صحنه تراژدى کشتن پسر اش بدست رستم نمايانگر آن بود که او يک بخش بدن خود را کشت. سهراب در پيکر خود خون تورانى داشت. مادراش تهمينه دخت توران و دختر شاه سمنگان بود. چنين داستانها که درزمان درامه هاى يونانى و تراژدى کلاسيک به نمايش در مى آمد تا پيکر وروح و روان بيننده پاک شود: درتراژدى با اشک درچشمان و در کمدى با خنده. خنده وگريه هر دو پيکر انسانى را پاک مى کند: اهتزاز جان و اشک در چشمان : Catharsis
انظريات پيرامون درام از ارسطو تا کنون
ادامه دارد
صفتهاى حاکمان پشتون و يا “افغان”= جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت زمينهاى غيرپشتون , خاک و وطنفروشى و نسل کشى
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

آيا کسیکه انگليسى را يگانه زبان رسمی ايالات متحده امريکا بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است?????
کشور فارس به کشور ايران تغير خورد
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 51 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس