رفتن به محتوای اصلی
کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

اشاره: مقالات داکتر رضا براهنی با اجازه مستقیم ایشان در کابل پرس نشر می شود.

مگر شما از دموکراسی دفاع نمی کنید؟ زبان رسمی قشون گاهی قرنها در ایران ترکی بوده، زبان دربار هم. کی شاهان ترک، زبان فارسی زبانان را بریدند؟ بزرگ ترین دشمن ایران در شاهنامه ی فردوسی توران است، یعنی سرزمین ترکان. در هزاره ی فردوسی، تقریباً هزار سال بود که ترکان بر ایران سلطنت کرده بودند. اگر شاهان ترک فارسی را قدغن می کردند، شما ادبیات فارسی نداشتید. به این دلیل قدغن نکردند که انساندوست بودند.

تعجب می کنم که عده ای در کشور چندزبانه ای مثل کانادا زندگی کنند و ده ها مجله به زبان فارسی داشته باشند و شبانه روز در جلسات مختلف از هر چیزی دفاع و به هر چیزی حمله کنند، اما وحشتشان از این باشد که مبادا در شهری مثل تبریز تابلوی مغازه ای به زبان مادری آن مردم باشد و میلیونها آذربایجانی و کرد و ترکمن و بلوچ حق یادگیری زبان مادری خود را در مدارس و دانشگاه ها نداشته باشند. و آخر مگر این کشور با این همه زور که به مردم آن گفته می شود، تجزیه ی بالقوه نیست؟ من می گویم نگذارید آن بالقوه به بالفعل تبدیل شود. نه تقصیر من است نه تقصیر شما که ایران از نظر زبانی کشوری است تجزیه شده، اما نه از نظر حدود و ثغور. بر شماست که تجزیه ی زبانی را از بین ببرید، و معنای آن بریدن زبان مادری خلایق میلیونی نیست، آفریدن تمهیداتی است برای جبران مافات، جبران خسران های چندین قرنی، بویژه خسران حاضر، که در آن یادگیری زبان مادری به معنای حفظ سلامت روانی جماعات انبوهی از مردمان کشور ماست، به دلیل اینکه شقاق روانی حاکم بر جامعه را تنها با درک علوم جدید می توان حل کرد.

مردم را به دلیل عدم درک مسائل قومی و زبانی گرفتار مسائل روانی و هزار عقده کرده اید و زبان مادری خود را بر زبان های مادری دیگران در کشور خود ترجیح می دهید و یک بار حتی به ذهنتان نمی رسد که با گفتن فارسی برای همه، در واقع به حق مادری خود نیز خیانت می کنید، چرا که اگر یک ترک، کرد، ترکمن و بلوچ و عرب شما را به دنیا می آورد، مزه ی خیانت به مادر را شما هم می چشیدید، مخصوصاً اگر یک قوز بالاقوز تاریخی را هم متحمل می شدید که یکی از یک زبان دیگر شما را نصیحت کند که آقا جلو تجزیه طلبی را بگیرید!

آخر همین حرف شما مشوق تجزیه طلبی نیست؟ چه چیز شما را تشویق می کند که این همه در مورد زبانتان کاسه ی داغ تر از آش باشید؟ آیا شرم ندارید که پنجاه کتاب زبان مادری شما به قلم من باشد، و شما به من تکلیف کنید که مبادا کتابی به زبان مادری خود من باشد، آن هم موقعی که شما خود نه تنها تاجی به سر زبان مادری خود نزده اید، سهل است کفش کهنه ای هم در بسیاری مقولات جلو پای آبله ی این همه صاحبان زبان های بومی اقوام تحت ستم ایران جفت نکرده اید؟ این همه زبان درازی که از سراپایش تعصب زبانه می کشد، از کدام خرمن نژادپرستی سرچشمه می گیرد؟ اولاً شما چه گلی بر سر زبان خود زده اید که گل هایی را که احتمالاً و در کمال خضوع قلم من بر سرتان زده، خار چشم زبان مادری من می کنید؟ در کجای جهان دیده اید که قومی بر یک زبان قرنها زاده باشد، و زبان رسمی اش ناگهان زبان یک قوم دیگر بوده باشد؟ زبان رسمی کردستان کردی است. زبان رسمی آذربایجان ترکی است. برگردید تاریخ را بخوانید. شاه اسماعیل صفوی به زبان مادری خود شعر می گفت، . فارسی زبان رسمی فارسی زبانان است نه زبان رسمی سراسر ایران. فارسی زبان مشترک تحصیلی بوده، از زمانی که تحصیل به صورت جدید معرفی شده. باید صاحبان زبان های بزرگ در ایران، یعنی صاحبان میلیونی زبان های ترکی، کردی و غیره تدریس می شدند، در خود آن محل به عنوان زبان رسمی شناخته می شدند و فارسی را هم، موقعی زبان مشترک یا رسمی انتخاب می کردند که حق بیان و تحصیل مکتوب زبان خود را پیدا می کردند.هر کسی که فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر محکوم است. فارسی زبان رسمی فارسی زبان های ایران است.

وقتی که در چند نوبت روس ها به آذربایجان لشگر کشیدند، یک سرباز غیر آذربایجانی در منطقه نبود. عباس میرزای دلیر ـ یک ترک ـ از خاک ایران دفاع کرد. سلطان محمود خودش ترک بوده، که هند را برای شما تسخیر کرد.نادرشاهش از اقوام افشار بوده که قومی است ترک که باز هند را برای شما تسخیر کرده، و آقامحمدخان به رغم ظالم بودنش آن همه خارجی را از ایران بیرون رانده .
گورستان های ایران، بویژه گورستان های آذربایجان مدفن مقدس جوانانی است که در شهرهای خوزستان کشته شدند. بمب های صدام دیوانه بر سر مردم تبریز در همان روزهای اول جنگ ریخته شد. چرا کودکان آنان حق درس خواندن به زبان مادری خود را نداشته باشند؟ دفاع از کشور را شما گمان می کنید به زبان شیرین فارسی به آنها یاد داده بودند، یا به همان زبان ترکی، که شما آن را ـ اگر خدای نکرده ترکان ایران به صورت مکتوب هم یاد گرفتند و به کار بردند ـ عامل تجزیه ی کشور می دانید؟

مگر فرزندان شما حاضرند به زبان مادری آنان درس بخوانند که شما می خواهید فرزندان آنان زبان فارسی یاد بگیرند، اما فراموش کنند که زبان مادری هم داشته اند. اهانت نژادپرستانه ای مثل "ترک خر" را صد سال پیش یک وزیر ساخت، به دلیل این که ترکان نمی توانستند زبان فارسی ِ مادری فارسها را به زیبایی خود آنان تکلم کنند، آن هم درست در زمانی که مشروطه خواهان آذربایجان ترک، علیه شاهان ترک قیام کرده بودند و نهایتاً هم گردن آنان گذاشتند که فرمان مشروطیت را صادر کنند. تجزیه طلبی این است؟ و ستارخان را در کجا کشتند؟ در تهران. و ستارخان چه کرده بود؟ چرا مادر را با بریدن زبان بچه اش به خاک سیاه می نشانید؟ مگر شما از دموکراسی دفاع نمی کنید؟ زبان رسمی قشون گاهی قرنها در ایران ترکی بوده، زبان دربار هم. کی شاهان ترک، زبان فارسی زبانان را بریدند؟ بزرگ ترین دشمن ایران در شاهنامه ی فردوسی توران است، یعنی سرزمین ترکان. در هزاره ی فردوسی، تقریباً هزار سال بود که ترکان بر ایران سلطنت کرده بودند. اگر شاهان ترک فارسی را قدغن می کردند، شما ادبیات فارسی نداشتید. به این دلیل قدغن نکردند که انساندوست بودند.کمی تقدم و تأخر با دنیای انگلوساکسون. مشروطیت ما نوعی تجدید حیات در عرصه ی تاریخ ما بود، و از این نظر، معلمان اولیه ی ما در مشروطیت، تربیت و رشدیه، مدارس دوزبانه را پیشنهاد کردند به فارسی و ترکی. بخش اعظم ریشه های آزادیخواهی مردم ما، در واقع مردمان ما، در کنار هم، از آن نهضت بزرگ سرچشهشدار تاریخ، به نظر من این است: هرقدر شعور قومیت های ستم زده ی ایران، در فراز و نشیب حوادث آینده بالا برود، اما هنوز نژادپرستی بنیادی تحمیل یک زبان بر صاحبان زبان های مادری دیگر، به صورت کنونی ادامه یابد ـ تحت هر عنوان و به هر دلیلی ـ سایه های دور جدایی طلبی ملیت های ستم زده و صاحبان زبان های سرکوب شده نزدیک تر خواهد آمد، مه می گیرد که اساسش بر تعلیمات انقلاب کبیر فرانسه، و پیش از آن تجدد حیات معنوی در رنسانس بود.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

51 دیدگاه
نور

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

جناب محترم ا رما ن سلام ، د ر ایالات متحده امریکا زبا ن انگلیسی رسمی ا ست د ر پهلوی آ ن زبان هسپانوی هم رسمیت د ا رد . بااحترام

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

فردوسی در شاهنامه ازهيچ نژاد ٬ قوم و زبانى به بدى ياد نکرده است بل ازهمه مردم گيتى وفرهنگ شان ستوده است. چيزيکه مستر کچالوهاى ما آگاهانه ويا ناخودآگاه ازآن چشم پوشى نموده اند.
فردهاى زيرين گرفته ازشاهنامه فردوسى گواه برآن اند. گذشته ازآن فردوسى مانند دراماتورگهاى جهان بويژه دردانستانهاى دردناک وغمگين (تراژدى) از زبان فيگورهاى داستانى ("شخصيتهاى داستانى" خوبتر " پيکره هاى داستانى") نوشته است ونه اززبان خود. هنگام ايکى فليم ازيک کارگردان امريکاى نگاه مى کنيد
گفت و شنود ها ويا ديالوگهاى پيکرهاى سينمايي شيوه انديشه وديدگاه نويسنده را بيان نمى کند .
داستانهاى فردوسى مانند رستم وسهراب, رودابه وسودابه, بيژن ومنيژه سياوش وکياوش...... پيکره هاى داستانى اند که امکان دارد که آنها شخصيتهاى پيشنه فرهنگى بوده باشند.
اروپىديس, شکشپير و يا گويته وشيلر و گپ هاى پيکره ها و قهرمانان اروپا را که شخصيتهاى تاريخى بودند, اول نگارش کردند وبه نمايش آوردند. بازيگران نقش شان رابازى کردند. ازاين رو شاهنامه همين پهلوى بازى ويا نمايش را دارد.
چيزيکه ويژه گى در داستانهاى فردوسى دارد پيکره هاى داستانها و دانستنى ها ى پيشينه وپيشينه فرهنگى در زمانهاى دور وديرينه مى باشند که شخصيتهاى تاريخى به گونه اسطوره وى به نمايش درآمده اند.
اسطوره ها ودانستنىهاى گذشته و گذشته دور تنها از ايران نيست بلکه از توران هم است . بدون فردوسى پيکره هاى اسطوروى توران و يا شناخت اسطوره هاى تورانى ممکن نبود. همين کسانيکه نظريه شان به اندازه سياست کنونى امريکايى-اروپايى پيرامون ايران وفارسى به گونه کلاه شپو مد روز شان دگرگون جگرخون مى شوند از يادشان رفته که اسطوره هاى ايران وتوران رافردوسى زنده وجاويد ساخت.
ازتوران تباران نازنين و از همه مردمان نازنين ايرانى وهندو وچين مى پرسم که کدام فرهنگدوست بدون فردوسى اسطوره هاى تورانى وايران زمين را به نشر سپرد?
شکشپير و يا گويته تمام آثارشان ازخودشان است? من بدين نظر استم که نه. فردوسى هم پژوهش نموده و يافته هاى خود را نگاريد. قنديل هشت کاسه وى که باهشت کبوتر نماد توران از اسطوره توران مى باشد. عدد هشت عدد خوشبختى در توران زمين هندوچين مى باشد که از دوعدد ٤ ساخته شده است.
از اين نشانه گردونهٔ خورشید یا سواستیکا هيتلر سوء استفاده نمود صلیب شکسته وآن نماد خوشبختى را تغيرداد وبه نماد بدبختى در اروپا تغيرداد. گردونهٔ خورشید یا سواستیکا يکى ازنکات مشترک ايران وتوران است. هشت خوشه نماد بوديسم هم است. بوديسم درهندساخته شد ولى گردونه هشت خوشه اى پيش از بوديسم بود.
عدد هفت هندى باهفت نيکوکارى زند اوستا دين زردشتى را پديد آورد با اصل هشت تمرکز جمع هفت پايه زردشت دين بوديسم پديد آمد. اگر شما عدد ٤ هندوايرانى وتورانى رايک بار افقى ويک بار عمودى باهم پيوند دهيد گردونهٔ خورشید یا سواستیکا بدست مى آوريد. راه هاى نجيب هشتگانه و چهار حقیقت نجيبه . اگر اعداد ٧ و ٨ را را پيوند دهيد چرخ خوشبختى بوجود مى آيد که عدد هشت ويا چرخ را مى سازد.
پَشَنگ , تور, ضحاک و افراسياب, گَرسیوَز وَگیرَگان ......... ودها فيگورهاى شاهنامه تورانى اند. فریدون در پایان عمراش جهان را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج بخشید. اى مردمان خوب اين چه را برجسته تصوير مى کند, که توران وايران وهندوچين ازيک خون وفرهنگ ساخته شده وهمه انسانها ازيک شربت وخاک وباد وآتش ساخته شده اند
از زبان ازین مرز تا آن بسی راه نیست
سمنگان و ایران و توران یکی‌ست
خداوند هند و خداوند چین
خداوند ایران و توران زمین
چیزی که آوردم از هند و چین
ز توران و ایران و مکران زمین
شهنشاه ایران و توران منم
سپهدار و پشت دلیران منم
بدو گفت بگزین ز لشکر سوار
ز ترکان شایسته مردی هزار
از ایدر برو تازیان تا به بلخ
که از بلخ شد روز ما تار و تلخ
از ایران وز ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخنها به کردار بازی بود
همی رفت با جامه و رنگ و بوی
زبانها نه تازی و نه خسروی
نه ترکی نه چینی و نه پهلوی
ز ماهی بدیشان همی خوردنی
به جایی نبد راه آوردنی
سوی کشور هندوان کرد رای
سوی کابل و دنبر و مرغ و مای
بزرگان ایران و هندوستان
ز رستم زدندی همی داستان
گفت کای شاه دانش‌پذیر
پژوهنده ویافته یادگیر
من امروز در دفتر هندوان
همی‌بنگریدم بروشن روان
چنین بدنبشته که برکوه هند
گیاییست چینی چورومی پرند
دفتر هندوان: کليله ودمنه ازهند به نام پنجا تنتره (پنج کتاب) در ايران زمين ن به عربى ترجمه واز آنجا در ايران زمين به عربى ترجمه واز عرب به اروپا رفت
داستان سندباد و هزاردستان همچنان!
اعداد هندى و ال جبررا را الخوارزمي به بغداد برد.
کليه شعرها از تارنماىزيرين
http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/
چو نثر هر زبانش خوشتر آید
به نظم آن زبان معجز نماید
درى و تازى و ترکى بگوید
به الفاظى که زنگ از دل بضوید
دو شمشیرست ز الماس و بیانش
یکى در دست و دیگر در دهانش

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

نورگرامى روز خوش,
سپاس از آگاهى تان . اعتماد خوب است ولى پژوهش خوبتر!
شما نگاريديد
“د ر ایالات متحده امریکا زبا ن انگلیسی رسمی ا ست د ر پهلوی آ ن زبان هسپانوی هم رسمیت د ا رد ”
نيم ديدگاه تان درست است و نيم ديگر خيال که به آلمانى زبان آلمانى نورگرامى روز خوش,
سپاس از آگاهى تان . اعتماد خوب است ولى پژوهش خوبتر!
شما نگاريديد
“د ر ایالات متحده امریکا زبا ن انگلیسی رسمی ا ست د ر پهلوی آ ن زبان هسپانوی هم رسمیت د ا رد ”
نيم ديدگاه تان درست است و نيم ديگر خيال که به آلمانى زبان آلمانى تروگ Trug که در پارسى دروگ سپس به تازى (معرب) دروغ شد.
ما نبايد ازيک سياست گول ويا بازى بخوريم.
همين اکنون در ۳۳۷ زبان وجود دارد که ۱٧٦ آن زبانهاى مردمان پارينه مانند سرخپوستان, انويتها وتورانتباران .... همه شان خال خدايى مغولى وياMongolian spot دارند ) مى باشد درهمين قرن ۵۰ زبان پارينه همين مردمان دربستر مردن قراردارند. نابودى يک زبان مانند نابودى يک گل درگلستان!
زبان هسپانيه وى ازنگاه تعداد دومين زبان پس از زبا ن انگلیسی است ودر ده هاى آينده با احتمال قوى از نگاه تعداد زبان اول شود. متحده زبان دفترى ويا رسمي نمى شناشد وتنها يک زبان فراه ملتي مى شناسد که آن انگليسى است.
زبان هسپانيه وى فقط زبان اول خارجى تدريس مى شود همان گونه که در بسيارى کشورها وهم در ستان سرزمين ما انگليسى زبان اول خارجى است. در رسانه هاى فراه استانى همه برنامه ها به زبان انگليسى مى باشد. دردوکانها و گوشه شهرکهاى مهاجرين هندوچين ويا ديگر مردمان نوشته جات به انگليسى وزبانها ديگر مى باشد رسانه هاى بازبانهاى غير ازانگليسى بخش مى شود به فارسى وپشتو هم. ولى کليه اين زبان ها رسميت ندارند.
ما نبايد ازيک سياست گول ويا بازى بخوريم.
در کشور ايران استانها با نامهاى مليتها واقوام ايرانى وجود دارد. مانند سيستان وبل کردستان عراق
وچستان, خراسان و آذربايجان, کردستان وخوزستان بختارى وکرمان. ترکيه مردم کرد رابه رسميت نمي شناسد. تلويزيون سراسرى فارسى است رسانه هاى محلى به زبان فرا ملى!
کردستان ایران
شبکه تلویزیونی کردستان
شبکه تلویزیونی زاگرس
شبکه تلویزیونی ایلام
شبکه آذربایجان غربی
صدا و سیمای مرکز مهاباد
کردستان عراق
شبکه تلویزیونی گالی (سلیمانیه)
شبکه تلویزیونی گالی (اربیل)
کانال ۴ (اربیل)
شبکه تلویزیونی کا ان ان (سلیمانیه)
شبکه تلویزیونی کورک (اربیل)
شبکه تلویزیونی کردستان (اربیل)
کردماکس (دهوک)
شبکه تلویزیونی کردسات (سلیمانیه)
شبکه تلویزیونی ان آر تی (سلیمانیه)
شبکه تلویزیونی ان آر تی ۲ (سلیمانیه)
شبکه تلویزیونی پیام (سلیمانیه)
شبکه تلویزیونی پلیستانک (دهوک)
شبکه تلویزیونی سپیده (اربیل)
شبکه تلویزیونی دهوک (دهوک)
شبکه تلویزیونی جماور (حرب سوسیال دموکرات)
شبکه تلویزیونی وین (دهوک)
شبکه تلویزیونی زاگرس (اربیل)
باوجود اينکه درعراق ستان کردستان وجود نداشت.
در ترکيه مخلوقى به نام کرد را نمى شناسد, ولى چون چشمک به عضويت در اتحاديه ارو پا را دارد اينجا وآنجا ازاقليتهاى هندوايرانى مانند زازى ويا جاجى وارامنيى و ترکهاى کوهى (لقب به کردها) مى دهد.
ولى باوجود آن شبکهٔ تلویزیونی تِ‌رِتِ ۶ (به ترکی: TRT 6) شبکه تلویزیونی وابسته به سازمان رادیو و تلویزیون ترکیه است که به طور ۲۴ ساعته به زبان کردی برنامه پخش می کند. اگر نه کرد ها شبکه هاى غير ترکى رامى بيند.
ولى درسرزمين ما?

تهمینه

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

زبان بیشینه ی مردم ایران پارسی است.افزون بر این زبان پارسی یک زبان میانجی میان ایرانیان است.آقای براهنی مردم آذربایجان پس از تازش مغولان و نیره های بیابانگرد ترک،ترک زبان شده اند.مردم آذربایجان ایرانی هستند و زبان نیاکانشان آذری است که یکی از زبان های هم خانواده ی پارسیست

آنلاین : www.azargoshnasp.net

پسر افغان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

، زبان فارسی‌ اینقدر پیشرفته است که ما افغانیها به آن زبان حرف می‌زنیم، خجالت هم خوب چیزی است، من اگر آذری بودم فارس‌های ایران را به همین افغانستان تبعید می‌کردم تا عقب ماندگی فارس‌های ایران، آنان را بدبخت نکند.

پسر افغان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

تهمینه تخم مرغ گندیده بهتر از مغز گندیده تو است. فکر کنم گند کشور‌های فارس زبان نیز از مغز تو گندابی می‌‌شود، آخر اینهم سایت است که تو داری، بابا به خر گفتی‌ زکی

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

زبان فارسى هم مانند زبانهاى بزرگ جهان مانند انگليسى ٫ عربى , اتاليايى- تورکى- تورانى, آلمانى به برپايه آگاهيهاى نوين زبانشناسى درجمله زبانهاى با "مرکزهاى گوناگون (Pluricentric_language) به شمار مى رود.

زبانها با "مراکز گوناگون" زبانهاى اند که با دلايل گوناگون ( بگونه مثال مرزکشى تقسيم ايران وتوران وهند , مهاجرت امريکا و آستريالا, مستعمره ( افريقاى عربى شمالى فرانسوى, ويا ناميبيا .... )

درکشورهاى مختلف ازآن در زيونکرونى (Synchron= اکنون يا يک دوره زمانى) با انواع مختلف آهنگ زبانى و از نظر Diachron (دوران پيدايش زبان تا اکنون نوشتار همآهنگ داشته باشد.

زبان آلمانى در کشورهاى جرمنى, اتريش, سويس ليشتنشتين, لوکز

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

زبان فارسى هم مانند زبانهاى بزرگ جهان مانند انگليسى ٫ عربى , اتاليايى- تورکى- تورانى, آلمانى به برپايه آگاهيهاى نوين زبانشناسى درجمله زبانهاى با "مرکزهاى گوناگون (Pluricentric_language) به شمار مى رود.
زبانها با "مراکز گوناگون" زبانهاى اند که با دلايل گوناگون ( بگونه مثال مرزکشى تقسيم ايران وتوران وهند , مهاجرت امريکا و آستريالا, مستعمره ( افريقاى عربى شمالى فرانسوى, ويا ناميبيا .... )
درکشورهاى مختلف ازآن در زيونکرونى (Synchron= اکنون يا يک دوره زمانى) با انواع مختلف آهنگ زبانى و از نظر Diachron (دوران پيدايش زبان تا اکنون نوشتار همآهنگ داشته باشد.
زبان آلمانى در کشورهاى جرمنى, اتريش, سويس ليشتنشتين, لوکزامبورگ, شرق بلجيم, تيرول جنوبى ( شمال اتاليا( , الزاس و لورن (شرق فرانسه) و در ناميبيا (افريقا) به عنوان "زبانهاى ملى" قبول شده است.
آلمانى در استانهاى کشور جرمنى و در استانهاى کشورهاى ديگرى آلمانى زبان ديالکتها وانواع گوناگون زبانى دارند. گويش بايريى ويا بواريايى درجنوب ازگويش زکسى در غرب آنقدر تفاوت مى کنند که گوينده گان مشکل دارند يک ديگر خود را درک کنند.
ولى با برگردان انجيل مارتين لوتر از لاتين به آلمانى زبان وادبيات نو آلمانى بوجود آمد. همين گونه با برگردان کليه ودمنه از عربي ابن مقفع به فارسى رودکى ادبيات زبان فارسى نو را ساخت.
همين فارسى, زبان ايرانزمين و هند وتوران مى باشد. پيوند دهى , تجارى اقتصادى وسياسى همين انسانها با فرهنگ مشترک مى باشد.
زبان فارسى در ايران, تاجکستان وافغانستان زبان عمده وحاکم مى باشد.
زبانبازى ويا بازى بازبان در زمان امپرياليسم نوين بوجود آمد که خسر امان خان يعنى محمود ترزى 1919 و حاکمان درخارج آموزش ديده بويژه درسالهاى 1936 درکشورنامنهاد انگليس با بازى به زبان پشتو مى خواست زبان پشتو را با زور و زر با تازي يانه و شکر زبان رسمى وملى ودربارى کنند.
سه بار تمام ماشين ادارى دولتى ايستاد شد. سه بار دبستانها وکانونهاى آموزششى کشور سقوط کرد. وسه بار جگرگوشه هاى دراني ها سدوزيىها ومحمدزايى ها.... درس خوانده نتوانستند.
ولى شرى بخيزد که خير و خورى بيايد, در زمان مقاومت و مبارزه ضد اشغال ميهن مليونها همشهرى ها ى غير پشتون به سرزمينهاى پشتونها پناه گزين شدند. کودکان چابک تر در آنجا پشتو ياد گرفتند.
همچنان پختون ها ويا پشتونها به کشورهاى فارسى وتوراني زبان تورکمن و اوزبيک وتاجيک وبه ويژه درايران افهام وتفهيم بوجود آمده بود پشتوتولنه درظرف تاريخ ٥٠ ساله خود نتوانسته بود که اينقدر مردم غير پشتون پشتو ياد گيرند.
ولى در اين کشور از دانش بکار نمى برند. امريکا واروپا کشورها را دينى ساخت که بين دانش ودين فرق نمى نمايند
واتقاقن جمهورى هاى اسلامى در ايران زمين وبخش شمالى نيم قاره هند را مثل سمارق بوجود آوردند براى پند گرفتن و انتيگرا شن مردم امريکا و اروپا!
از سالهاى ٧٠ ميلادى ديگر مى دانستند که شوروى ازبين مى رود. تفکر اتحاد با ساختن دشمن نو بوجود آمد که جانشين کمونيسم وسوسياليسم شود.
آيت ﷲ ها وشيخ ا ل اسلام ها با حاکمان شان در واقعيت امر بازى خوردن. درحاليکه حاکمان دوهمسايه مقدارى زياد از حکومتدارى ورشد گرفتن ومنافع همه شهروندان را درنظر حاکمان سبک مغز وروحانيون بى جان حتى درک نکردند که غرب آنها را بازيچه گرفته اند.
مارتين لوتر پدر ادبيات آلمانى نوين است. اين آلمانى فرا کشورى شد که نام اش Hochdeutsch (زبان بلند) شد. در حوزه فرهنگى هندو ايران وتوران زبان فارسى صفت دربارى رابه خود گرفت. زبان درى هم زبان بلند وبالاست. که نگارش وگويش اش زياد از بغداد تا تاجقورغان و ازسمرقند وبخارا تا دهلى تفاوت ندارد.
نيم قاره هند ازبرکت وجوش سانسکريت با فارسى اردو را ساخت .

ارمان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

هم ميهن نان گرامى,
کليه زبانهاى سرزمين دلپزير ما ازيکديگر آب خورده و باهمديگر رشد کرده است.
امروز بين زبان پشتو وفارسى واوزبيکى وتورانى ازنگاه آهنگ وآوه شناسى تفاوت ندارد.
نواى سازو سرود کليه زبانها همرنگى گرفته. سازها ويا دستگاهاى موسيقى وارگنون باهم پيوند آهنگ وتار و تال وسور دارد. فقط که دلها درد دارد.
امروز پشتو بيش از ٧٠٪ واژگان مشترک به فارسى دارد. اگر پشتونها از هر سوى که آمده باشد زبان پشتو زبان ايرانى است.
بين ايران يک کشور وايران حوزه فرهنگى شوربختانه که حاکمان آگاهانه فرق قايل نيستند.
دولت ظاهرشاه درسال 1965 نام فارسى را که درسرزمين ما از سوى غيرپشتونها "فارسى " و ازسوى پشتونها
با شايشتگى زبانى "پارسى" گفته مى شد نخست به "فارسى درى "وسپس به "درى" تغيرداد.
اين دولت ميتوانست درسالهاى جنگ سرد دوقطب وشرايط مناسب روند رشد اقتصادى, معدنى, نيروى انرژى برق کاريابى .... کشور را شروع کند. ولى نکرد بلکه احساسات مردم را جريه دارکرد. تقرقه انداخت وحکومت کرد.
اين دولت سياست شاهان کشور تازه نام "افغانلند" ( اين نام را انگليس به سر اين سرزمين نامگذارى کرد)
بعوض ايکه توجه مردمان را به سوى ادب ونور, دانش و پژوهش, رشد اقتصادى فرهنگى واجتماعى, دادرسانى ودادستانى , رشد و تکامل تفکر تحمل پذيرى وبرده بارى مي نمود, کشت نفاق و نفرت را با ويژه گى هاى ظريف پارو داده رفت:
1- عساکر غير پشتون ولى افسران عالى پشتون.
2- جلب خدمت عسکرى فقط به غير پشتون مى آمد
3- غير پشتون تنها ماليه مى داد. پشتونهاى جنوبى ازماليه وعسکرى معاف
4- تدريس پشتو اجبارى بود. کسيکه درآن شرکت نمى کرد از
پول اش ما هوار 100 روپيه کاهش مى شد .
5- روپيه , قران, پول وغيره راخواستند هم تغير دهند. شايد تنها رييس بانک مولى "افغانى" بگويد, ديگر هرکس روپيه مى نامد.

پسر افغان

کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است

زبان فارسی‌ زبان آدم‌های بدبخت و عقب مانده است که در روده درازی پیشرفت کرده اند، بود و نبود این زبان حتی کلاغ‌ها را نیز آزار نخواهد داد

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 51 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس