رفتن به محتوای اصلی
خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

حرکت دادخواهانه وکاملاً مدنی دانشجویان رشتۀ علوم اجتماعی دانشگاه کابل که، اهداف اساسی آنرا ازبین بردن تبعیض وتعصب، اصلاح سیستم های آموزشی وریشه کن ساختن فساد در محیط دانشگاه تشکیل میداد، در واقعییت امروبدورازهرنوع تمایلات آرمانگرایانه واحساساتی، میتواند یک حرکت مدنی وصنفی سازمان یافتۀ دانشجویی، بابرخورداری ازآگاهی ودقت لازم، که اهداف آن مشخص وپروسۀ راه اندازی وادارۀ آن رهبری شده ومنسجم بود، ارزیابی گردد.

انصافاً این حرکت دانشجوی با چنین مختصاتی، اولین وموفق ترین حرکت دانشجویی در نوع خود در افغانستان است که، میتواند درتاریخ جنبش عدالتخواهی امروز وفردای کشور، الگو ومقدمۀ خوبی، درجهت شکل گیری چنین حرکت های دادخواهانه، با معیار های مدنی، ودورازگرایشات قومی ، قبیلوی، نژادی، مذهبی ویا هم حزبی بحساب آید.
بزرگترین موفقیت این حرکت همانا شکل گیری وتداوم موفقانۀ آن از ابتدا تا اخیر است که، با خواست های کاملاً منطقی ومنطبق با واقعییت های موجود در محیط دانشگاه کابل سازمان یافته بود.
این راهمه نیک میدانیم وباید است بدون چشم پوشی ازچگونگی حقایق موجود درجامعۀ افغانستان منجمله محیط های علمی وآموزشی آن، اعتراف نماییم که، واقعییت های تلخ: فرتوت وغیر کارآمد بودن نظام درسی، باعدم معیاری بودن تجربه ودانش عدۀ ازآموزگاران که اکثراً برمعیاررابطه ها وارد محیط کدری واستادی دانشگاه ها میشوند، تا معیارظابطه ها وقوانین، با موجودیت مرض ساری فساد وآلودگی های اخلاقی واجتماعی، یکجا با مرض مزمن تعصب وتبعیض برعلیه دارندگان هویتهای مختلف قومی، قبیلوی، نژادی، مذهبی وغیره که از گذشته های دوربه میراث مانده ، خود بخود محیط دانشگاه را به یک محیط ناسالم ومهیا برای تبارز انواع تضاد ها مبدل مینماید که، اعتراض برعلیه چنین وضعی کاملاً حق طلبانه وعدالتخوانه است که دانشجویان رشتۀ علوم اجتماعی بدان موفقانه عمل نمودند.
هرچندی که بنابرنفوذ سنتی افکاروعقاید تبارگرایانۀ قبیلوی، درمحیط دانشگاه ودیگر مؤسسات دولتی، این حرکت فرخندۀ مدنی، قبل از آنکه بار ومحتوای ارزشی آن مورد توجه قرار گیرد، با توهمات واتهامات از پیش تعین شدۀ معمول در چنین مواردی، با تیر وکمان مذهب، نژاد، قوم، قبیله وامثالهم مورد تهاجم واقع شد، واین از قبل پیش بینی شده بود.

ولی آنچه که ارزشمند وقابل توجه میباشد این است که:
اولاً این حرکت بر خلاف تصوراتی که مخالفین آن اشاعه دادند، فاقد جنبه های قومی، نژادی، مذهبی وسیاسی بود، وبا وجود اکثریت بودن دانشجویان هزاره در زمرۀ اشتراک کنندگان آن ، این اجتماع ترکیبی بود ازنمایندگان اکثریت اقوام وملیت های ساکن کشور!
ثانیاً هم پشتیبانی های داخلی وخارجی که از آن صورت گرفت، هیچ بار قومی، قبیلوی ویا مذهبی را باخود نداشت وکاملاً بر پایۀ پشتیبانی از یک حرکت دادخواهانۀ صنفی ومدنی استوار بود.
ثالثاً هم اینکه دریک همچون حرکتی آنچه که مهم است اصل ونسب اشتراک کنندگان نه بلکه خواست وشعار ایشان است که باید است مورد توجه قرار گیرد.
انقطاب های قومی، قبیلوی ویامذهبی حرکت های داد خواهانه در یک کشور چندین ملیتی ومملو ازنابرابری های متنوعی همچون افغانستان، بزرگترین آفتی است که، پایه واساس همبستگی های صنفی مظلومین را متضرر ودر نتیجه آب را به آسیاب ستمگاران سرازیر میسازد.

در نفس مبارزات داد خواهانه آنچه که ارزشمند است، خواست مظلومین وستمدیدگان است، نه چیز دیگر! وانسان آگاه با داشتن رسالت وتعهد مبارزه بر علیه بیداد گری هم باید است متوجه باشد که از حق داد خواست یک فرد ویا گروه مظلوم دفاع میکند، نه ازقوم، قبیله، نژاد ویا مذهب آن .
این بدان معناست که در پیشگاه اهل مبارزه با بیعدالتی وستمگری آنچه که ارزش دارد انسان وخواست انسانی مظلومین است نه چیز دیگری، که اگر چنین نباشد فرق بین یک ستمگر ومدعی مبارزه با ستمگری بکلی ازبین میرود، ومدعی کاذب عدالتخواهی خود به آلۀ تزویرستمگاران مبدل خواهد شد.
اینکه عده ای از اهل غرض وآلوده به جراثیم تبعیض، تعصب وبرتری جویی میخواهند حرکت دانشجویان رشتۀ علوم اجتماعی دانشگاه کابل را، تعریف وارونۀ قومی ویا مذهبی داده ، وآنرا یک حرکت مختص هزاره ها ویا هم شیعه ها تعریف نمایند، خائینانه ترین نوع توطئه ودسیسه است که ، جنبش دادخواهی وتحول پسندی سرتاسری کشوررا که، ضرورتاً باید است، بدورازهرنوع انحرافاتی به قوام وهمبستگی خویش نایل آید، مورد تهاجم های پلان شدۀ خود قرارداده، وزمینه را برای تداوم مناسبات ننگین قبیله سالاری در کشور که حاکمان وقت بشدت بدان چسبیده اند فراهم تر میسازد.

جنبش دانشجویی اخیر بذات خود یک حرکت پیروز مند وبر خوردار از نماد های منطقی وعدالتخواهانۀ عمیقی بود، واینکه نمایندگان دولت چه گفتند! چه وعده دادند! وباز بدان عمل کردند ویانکردند موضع چندان با ارزشی نیست.
موضع مهم این است که:
1- یک جنبش دادخواهانۀ مدنی با این محتوا ومضمون برای اولین باردرافغانستان شکل گرفت، وبه نتایج نسبی خودنایل آمد.
2- تأیید وپشتیبانی اقشار وسیعی از روشن نگران جامعۀ مارا، از داخل وخارج افغانستان بدون در نظر داشت قوم، قبیله، مذهب ویا منافع حزب خاصی بخود جلب نمود.
3- دولت کنونی را با وجود داشتن تمایلات عقب گرایانۀ قبیلوی وضدیت با حرکت های دموکراتیک مدنی، مجبور به مذاکره وظاهراً وادار به قبول خواسته های معترضین نمود.
4- با انکاردولت از اجرایی شدن تعهداتش، یکبار دیگر چهره های حقیقی ومزورانۀ گردانندگان اصلی دولت را افشا ودر معرض نمایش قرارداد، تا در آینده گردانندگان جنبش های حق طلبی متوجه آن باشند.
با تمامی این گفته ها آنچه که نباید است فراموش نمود این است که
اولتراز همه از نیرنگ های پشت پردۀ گرگان باران دیدۀ میدان جنایت وبیعدالتی در افغانستان نباید است غافل بود، که اکثراًگردانندگان این گونه حرکت هارا با غرق ساختن درلذات پیروزی های آنی وعملی ناشده، از پروسۀ عمل دور ودچار اختلافات درونی میسازند.

ثانیاً هم اینگونه حرکت هارا میکوشند که از طریق پروپاگند وسبوتاژ، به حرکت های فرقه ای ومذهبی منسوب ساخته واز جاذبه های ملی ومردمی آن بکاهند.

امید برآن است که تجربه های مثبت وآموزندۀ این خیزش دانشجویی رهنمودی شود ، برای جنبش دانجشویی وعدالتخواهی امروز وفردای مردم افغانستان.
به امید شکل گیری حرکت های نیرومندوپا برجای حق طلبی درسرتاسرافغانستان بدور از هرنوع انحراف وتمایلات انحصار گرانه وتفوق طلبانه قومی وفرقه ای!!

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

14 دیدگاه
عبدالباقی شیران

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

من بحیث یک وابسته دانشگاه کابل این جنبش دانشجویی را برای همه وابستگان دانش وفرهنگ وعدالت ودادخواهی صمیمانه شادباش وتبریک میگویم وبرای ادامه چنین جنبش های دادخواهانه دقیقه شماری مینمایم. همه شان موفق وسربلندباشند

زر یا لَی

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

اکثریت یعنی قدرتی که باید حکومت کند. اکثریت یعنی کسانی که حکومت، فرهنگ، سیاست، قدرت، زبان و کشور مال آنهاست و اقلیت ها، یعنی انسان هایی که نه قدرت دارند و نه حکومت و فرهنگ و سیاست، و نه کشور و زبان و قدرت از آنها بوده میتواند. اقلیت هایند که مشکل زبانی خلق کرد ه اند، اقلیت هایند که مشکل قومی ایجاد کرد ه اند و باید اکثریت با هر امکان، از کاربرد قدرت برای قتل عام تا کوچ اجباری و پالیسی زمین های سوخته برای ایجاد توازن قومی در زمین اقلیت ها، از شر اقلیت های شرور و متعصب و قوم گرا بی غم شود.
اتنو سنتریزم قدرت را فاسد میسازد و چشم پوشی از قدرت فاسد یا تعصب زبانی، باعث بی اعتمادی سیاسی میان اقوام میشود، قدرت فاسد در حکومت و انتوسنتر یزم فاسد کننده در سیاست، تنها به سود توجیه کردن استبداد تمام میشود، و زمامداران مستبد از این معادله در تاریخ سیاسی ما نفع بزرگ بردند.

زر یا لَی

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

اگر ریس دانشگاه علوم اجتماعی و چوکرش فیصل امین آدم نما میخواهند شخصیت خود را از این راه ترمیم کنند، پس بی غیرتترین و بی شخصیت ترین انسان نه، بلکه حیوانات هستند. چرا دانشجویان دیگر به خاطر این وحشیها، از درس و زندگی میمانند؟ چرا این استادان یا پوهنهنهنهنها دعوت دانشجویانی را که اعتصاب غذایی کرده بودند، را نمی پذیرند و در مناظره تلویزیونی شرکت نمیکنند؟ از این طریق هم مردم میفهمند گپ در کجاست و هم اینها شاید شخصیت خود را بشناسند.
اما نه بهتر آنست تا گدودی ایجاد شود و لچری باشد و از این طریق حکومت و دولت فاسد اینها را قهرمان بخواند و شخصیت جدیدی برایشان بدهد. ای پای لوچان بی منطق این هم شد منطق؟ جالب اینجاست که بیشتر تظاهر کنندگانی که بخاطر این استادان دست به بستن دروازه دانشگاه زد ه اند، از بخش شرعیات دانشگاه کابل میباشند. در بخش شرعیات طلبان حکم فرما هستند که هر لحظه امکان انفجارشان میباشد. یا واسکت یا فیصل!

لمر

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

اګر برفکوچ همچو شطحیات ها را ګاه و بیګاه از خود بیرون میدهد میګویم فرق نمیکند جوان است و خونګرم، سردی و ګرمی روزګار را ندیده و تا سر عقل بیاید حوصله مینمایم مګر تو که به اصطلاح یک پایت در لب ګور رسیده و یک عمر طولانی در دستګاه های دولتی و نظامی کشور وظیفه اجرا نموده ای و با هر ګروه و هر قوم و قبیله داد ومعامله ها داشته ای چګونه وجدانت را زیر پا نموده و حاضر به این همه خود فروشی میشویی. فعلا به همه و به زمین وزمان روشن ګردیده که که این نمایش و تمثیل اعتصاب کاملا فرمایشی و دستوری بود که توسط فروخته شده ګان مربوط به یک قوم به نمایش ګذاشته شد و انګیزه های آن کاملا مذهبی و فقط توسط پیروان همان مذهب به معرض نمایش قرار داده شد. محرکین خارجی آن تا توانستند آنرا در میدیا های داخلی و خارجی پف و باد کردند و آنرا منحیث یک حرکت مدنی و دانشجویی درذهنیت ها تزریق کردند. اما فعلا همه میدانیم که این حرکت به دستور و امر و با انګیزه های مذهبی تمثیل و به نمایش ګذاشته شد. تجارب سی ساله جنګ و تجاوز و مداخله، اکثریت مردم ما را بیدار ساخته و نوشته های حقه الزحمه یی که به دستورات و اوامر به رشته تحریر در میایند نمیتوانند ذهنیت ها را برای همیشه خراب و وحدت قوام یافته بین اقوام افغانستان را خدشه دار سازند. اما افسوسم به حال خودت میاید که با وجود سوګند یاد کردن های مکرر به منظور خدمت به این وطن، حاضر به این همه حقارت و ذلت میشویی. وجدانت را حاکم قرار داده و در همچو موارد قضاوت کن.
با نفرت های فراوان
لمر سرخرود

زر یا لَی

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

جالب است که آقای لمر هم نشخوار میکند. چرا این اساتید مثل آدم نمی توانند به مظاهره تلویزیونی بیایند و در انجا نام وطن فروشان و جاسوسان را برملا کنند؟ و میروند و آشوب برپا میکنند؟ چون خودشان میدانند که هیچ مدرک و دلیلی ندارند. به این خاطر لچری بهترین راه برای ترمیم شخصیتک شان است. لچر

چمبر علی

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

شاغلی کابل پرس افرین به حوصله مندی تان ، که نظریات مخالف را هم محترمانه گوش میکنین ... ازین که نظر اینجانب را دیلیت کردین صد فیصد معلوم شد که چقه احترام به ازادی بیان دارین....

Diablo

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

شاغلی غوول علی، حتما باز هم مانند همیشه (نام های دیگر) سخنان زشت و دور از عفت قلم نوشتی که کابل پرس را وادار به دیلیت کردن پیام خود کردی! پیام یکی از غولهای دیگر بنام لمر سرخرود را کابل پرس دیلیت نکرده است.

چمبر علی

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

اقای دیابلو ! اگر عفت قلم در اینجا مطرح باشه ، اکثریت مقالاتیکه در کابل پریس نشر میشه، دور از عفت قلم است ... من اینجا هیچ مقاله ی را نخواندیم که به پشتونها دو نزده باشه ، کاشکی تبصره های دور از عفت ازینجا گم میشد، اینجا تنها تبصره های پشتونها دیلیت میشه ، آن هم به دلایل تعصب قومی ... من هیچوخت گپی را نزدیم و نخواهم زد که بر ضد وحدت ملی و منافع ملی باشه ، یا خدا نخواسته توهین به یک هموطنم باشه ... ولی اینم مناسب نیست که از یک حرف رک و راست بترسیم و خطر تعبیرش کنیم بگذارید خواننده ها قضاوت بکنه .

محمد

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

چمبرعلی نام و امثال ا و بد ا نند ، پشتون ها و حکومت پشتونی ، ا گرظا لم نمیبود ن ، متعصب نمیبود ن ، تبعیض به صاحبان خانه روا نه میداشتند، ا نتحا ری
و ا نسا ن کشی نمیکرد ند ، خود خواهی بیمعنی و تکببری نمیکرد ند ، مال مردم را غصب نمیکردند به زمین و مالچرمردمان بومی تجاوزنمیکردند جاهل نمیبود ند
به تحریک و کمک آی ا س آ ی ، و آ خوند های ایرانی ، سبب بی ا منیت ساختن مملکت و سد راه بازسازی و ترقی و اتحاد مردمی افغانستان نمیشد ند
مثل آدم میبودند انسان میبود ند و مسلمان قرآنی میبود ند ، کسی پشتون هارا د و نه میزد و د شنا م نمید ا د مثل با د یگرخلق افغانستان گذ ا ره میکرد .

كاكا جعفر

خیزش ضد استبدادی واصلاح طلبانۀ دانشجویان دانشگاه کابل یا نقطۀ عطفی درتاریخ نهضت عدالتخواهی افغانستان

اين مضمون هم مثل مضامين ديكر فقط يك تفكر و تبليغ را دانبال ميكند٠ همه نشسته اند و نوحه سر داده اند به امرى كه خوشبختانه به زودى نقاب از جهره هاى جواسيس بر داشته شد٠ ديكر أن زمان ها كزشت كه جواسيس تحت نام قيام هاى ازاديخواهانه و جنبش ها به باداران خود خدمت نمايند٠

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 14 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس