رفتن به محتوای اصلی
جبهه ملی، چالش و امیدها!

جبهه ملی، چالش و امیدها!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

از گذشته های دور آدرس و جبهه استبداد، و شاخص های چگونه گی عمل کرد آن، « در قالب های از تبعیض و استبداد خشن و عریان؛ و اشغال تدریجی میهن و ماوا مان، و تعرض بر حیثیت، هویت و نوامیس ملی مان و...مشخص و روشن بوده است» و حال نیز همچنان فاکتور و جایگاه و چگونه گی موقعیت جنگ روانی- فرهنگی، پایگاه مردمی، و حدود اربعه جغرافیای سیاسی جبهه استبداد مشخص و هویدا میباشد!
هر لایه یی از زخمهای خونین و مالامال از ستم و استبداد خلق را خویش را هر گاه همچون انسان صاحب درد و شعور مند ورق میزنیم، واژه، کلمه و هویت ( افغان « اوغان» ) بازتاب از استبداد خشن و زهر آلود تاریخی در فرهنگ گفتاری خلق های مملو از درد و ستم ما باز تاب میابد. فقط و فقط این روشنفکران / بزک کرده و میمون وار/ هستند که تفکیک کلمه ها روا میدارند و جعل هویت نا آگاهانه یی را در گونه یی از فاجعه تاریخی، به نشخوار مینشینند...! این ما هستیم که در حالت گوسفند گونه گی « افغان شدن خویش؛» خود، موقعیت، جایگاه، و حتی هویت تاریخی خویش را به فراموشی سپرده، و رسالت تاریخی خویش را در راستای مبارزه اصول مند و کار ساز از یاد برده ایم!. این ما هستیم که به عنوان ملت ستم، در راستای پایداری و دفاع از مشروعیت تاریخی خویش به زانو در افتاده؛ جبهه و بر نامه های مبارزاتی مشخص که هیچ؛ حتی اسم و آدرس مشخص حقوقی را« در گونه یی از ابراز موجودیت تاریخی خویش » دارا نه بوده ایم...! از همین رهگذر است که « داود خان» در برنامه سرود ملی اش میگنجاند: « سوچه پاتی یو افغان وی......»
« مشخصه، سهم و آدرس من در تاریخ سرزمین افغانستان ریسمان جوالی گری، ملیت زحمت کش، انسان دسته چندم و.. بوده است!»
استبداد همواره کوشیده است تا خلق های مان را در کریدور های تو در تو و تاریک، به گمراهی، انزوا و عقب مانده گی های ذهنی، روانی، اقتصادی و سیاسی و.. میخکوب و منکوب بنمایند. و در این امر موفق هم بوده اند. تداوم حاکمیت های استبدادی تک محوری و مملو از خدعه و خیانت نزدیک به سه صد سال در افغانستان باز گویی چنین امر میباشد! استبداد خشن، عریان و بی وقفه سه صد ساله / اوغانی / پیامد جامعه مریض و فاقد شعور مند ی سالم سیاسی و.. در افغانستان را در قفا داشته است.... و حال، در چنین فضای تاریک و متعفن، روزنه های ( هرچند کوچک و آسیب پذیر) در قالب تشکل های سیاسی همچون جبهه ملی در فضای سیاسی این مملکت و سرزمین رخ نما میگردد! و چنین تشکل ها یی است که: چشم انداز های فرا نگری بسوی آینده های دور و درازی را کم و بیش در مقابل چشمان آدمی به شهود می رساند!
طرح و ایجاد تشکل سیاسی همچون جبهه ملی، یکی از نیاز مند ی های اساسی مبرم و اصولی عصر و زمان مان به حساب میرود. تجارب تلخ و ناگوار تاریخی دور و نزدیک ما را بر امر ایجاد همسویی ظرفیت های بالفعل و بالقوه نیرو و پتانسیل ضد استبدادی موجود در درون جامعه مان فرا میخواند.
طرح انسجام لایه های شعور مند توده های مورد خشم و کینه استبداد تاریخی در افغانستان، پیش زمینه لازم بر امر تداوم حیات و بقا تاریخی این ملت و جامعه میباشد! متحد و همسو شدن بر محوریت « اصول مند و معقول» فرزندان خراسان زمین، زمینه پیدایش و ظهور ملت مقتدر و سربلند، در محدوده جغرافیایی افغانستان کنونی میباشد. متحد شدن توام با خردمند ی مان؛ پیامد گسست نا پذیر ظهور خراسان بزرگ در میهن به خون تپیده مان میباشد...
استبداد از اوان پیدایش خویش در افغانستان کنونی، کوشش ها در امر محو هویتی و فیزیکی مان مبذول داشته اند. شیوه و کاربرد تاریخی مثمر بر عمل آنان، ایجاد انشقاق و مهندسی در راستای دسته بندی های تفکیک پذیر، و حتی تنش زا، میان ملت و جامعه یی بوده است که، توده های آن در درازای تاریخ این سرزمین به عنوان یک ملت مقتدر و توان مند هم زیستی مسالمت تاریخی را سپری نموده، و تمدن ها آفریده اند!
عقلانیت، ما را در راستای زدودن رنج از سیمای جامعه و مردم مان فرا میخواند. و؛ وجدان و شرف، این بن مایه های اکسیر ی ساختار جوهر انسانی، در پرتو از شعاع مسئولیت انسان بودن مان / ما را در راستای رشد و اعتلای تکامل اجتماعی مان به تکاپو و تلاش وا میدارد!.
زدودن رنج از سیمای انسان جامعه من، و نیل بر کنگره اعتلای تاریخی آنان، نیاز مند وصول به اصول مند ی های قوانین و قواعد مبارزات ی را از ما میطلبد. در پیوند همین امر، ایجاد تشکل، و داشتن اهداف کوتاه و دراز مدت استراتژیکی، پیش زمینه های اولیه الفبا مبارزاتی در همین راستا بوده، که ساختار و مکانیزم تشکیلاتی جبهه ملی طرح اصول و قانونمند ی ساختار تشکیلاتی مبارزه در راستای زدودن غبار استبداد تاریخی از چهره میهن و سرزمین مان به حساب میرود.
تشکل و همسویی توده های در بند ستم تاریخی در افغانستان، در جهت نیل به جامعه دموکراتیک و عاری از استبداد و ستم ، یگانه گزینه اصول مند نجات و رهایی این جامعه و داشته های هویتی و تاریخی آنان میباشد!

ستم و استبداد در خانه و سرزمین مان پدیده تازه یی نبوده، بلکه تداوم لگد مال نمودن حقانیت هویت فرهنگی و فیزیکی مان به درازای تاریخی چندین سده تاریخ ایجاد افغانستان قد میکشد! شگرد ها و ترفند استبداد از گذشته های دور و حال برهمه گان هویدا است. « « ترور " فیزیکی و هویتی ( مشخصه های پایداری و تاثیر گذار، و سمت و سو دهنده در درون جامعه لگد مال شده در وادی استبداد افغانی) بارز ترین شگرد و عمل کرد بانیان استبداد در افغانستان از آغاز ظهور و موجودیت تاریخی ان بوده است!»
ترور شخصیت ها توسط استبداد فاجعه است. اما فاجعه عظیم تر از ان ترور شخصیتی یک ملت و جامعه میباشد! تهی گردیدن ظرفیت باور ها بر مبنای نبود حس اعتماد به نفس ملی - هویتی، و حس کمبود ی مشخصه شخصیت ی در نهاد جامعه، فاجعه جامعه عاری از تحرک و توان مند ی های تاریخی را در قفا خواهد داشت. لذا زنده نمودن باور به ارزشهای هویتی و تاریخی، و ایجاد حس اعتماد به نفس ملی، و پرورش کیش شخصیتی رهبریت به عنوان اصل محوریت، در تبانی با پیش زمینه های بیداری و تحرک، و ایجاد باور در پسیکولوژی جامعه ، قانون مند ی های اصولی مبارزات رهایی بخش نسل ما را احتوا مینماید!
متحد و منسجم عمل نمودن ملت فارس، مشخصه های بارز موفقیت آنان در گذر تاریخ بوده است. بخش اعظم درخشش ایران باستان و تاریخی، مدیون متحد عمل نمودن اقوام ترک و فارس در سینه تاریخ این مرز و بوم مقدس بوده است. بر همین مبنا میتوان گفت که: طرح کلی احداث تشکل سیاسی همچون جبهه ملی، باز تاب تاریخی ایران پرغرور و سربلندی را در قفا خواهد داشت! هرچند چگونه گی ساختار و مکانیزم تشکیلاتی جبهه ملی نیاز مند تامل و دقت جدی را از نخبگان دلسوز در این نهاد بر میطلبد. بخش سنتی رهبری این تشکیلات، نیاز مند ی جذب و پرورش استعداد و قابلیت های صادق و توان مند جوان جامعه مان را به عنوان کاربرد استراتیژیکی، در راستای پرورش شخصیت ها ی نوظهور، جهت تداوم و پیوستگی مبارزات رهایی بخش در این سرزمین را از اولویت های مهم کاری خویش باید قرار بدهند!
شخصیت سازی و ایجاد محوریت و الگو در موجودیت رهبری سالم، قدرت مند و کثرت گرا، نیاز مند ی مبرم عصر و زمان مان به حساب میرود!
در پروسه مبارزاتی داد خواهانه ملت در بند اسارت مان،رهبریت گزینه اساسی است، همچون سنگ بنا و بنیاد ساختار جریان و تشکل سیاسی آنان. رهبریت سالم و خرد مند، : « این اعلی ترین عروج رشد عقلانیت جمعی ملت ما بوده، و متعالی ترین هدیه و ارمغان تاریخی خداوند، در محوریت فرد بالغ / سیاست و تدبیر،/ به حساب میرود!»
رهبریت امر گزینش کتله یی از خبره گان دلسوخته، متعهد، روشن اندیش و کاردان جامعه ما باید به تلقی گرفته شود.چنین رهبریت است که در هاله یی از شخصیت های منور و با تدبیر جامعه و مردم مان مشروعیت اصول مند خویش را بدست آورده، و تداوم خویش را به تثبیت میپردازد...!
استبداد شیوه نخبه کشی و ترور فیزیکی و شخصیت ی جمعی و فردی شخصیت های مان را از دیر باز زمان تعقیب و عملی نموده اند . عامل عمده موفقیت استبداد در عرصه های مختلف از تاخت و تاز تاریخی آنان، عدم موجودیت کدر های مجرب در درون جامعه، و فقدان رهبریت مدبر واحد بوده است! برای نیل ی بر تقابل با استبداد و زدودن ان، نیاز مند ی شناخت نقاط هدف گیری مجموعه پیکره ملت و جامعه مان توسط عوامل پایداری استبداد، امر و پدیده یی است ضروری. این یعنی : « استبداد تاریخی؛ این همواره فرهنگ و شاخصه های هویت تاریخی، و نخبگان جامعه مان را آماج هجمه های بی رحمانه تاریخی خویش قرار داده اند. پس نیاز هست تا در راستای تقویت و پایداری گزینه های فوق مساعی هدف مند و کاربردی را معطوف و مبذول بنماییم!»
استبداد در تبانی با فرهنگ کشی، شخصیت کشی نخبه گان جامعه ما را نیز در دستور کار خویش قرار داده اند. وادی استبداد افغانی، هرگز قامت بلندی ما سوای استبداد افغانی را در محدوده حاکمیت خویش نه پذیرفته اند! و، نقطه معکوس و تقابل ان آن شخصیت سازی در درون لایه های عوامل موثر و فعال استبداد بوده است! حقیر ترین استعداد و توان مند ی وابسته به ایل و تبار استبداد، در نهایت تلاش، و قرار دادن حد اکثر توان مند ی ها و سرمایه کشور و مملکت، در راستای فعال و بار ور نمودن آنان معطوف و مبذول بوده است..!
این توان مند ی کیش شخصیت سازی استبداد تاریخی در درون ارگ ریاست جمهوری بوده است تا از بقایای کثیف ترین جریان از هم پاشیده و منفور طالبانیزم، پدیده قدرت مند و تعیین کننده، در معاد لات سیاست و قدرت به ظهور برسانند!
جبهه ملی سر آغاز روزنه یی رهایی انسان های در بند ستم سرزمین من است! فرو کاست های رخسار وی را باز سازی نموده، و در راستای تعمیم دهی ان در اصول مبارزاتی اصول مند و تاثیر گذار همت تاریخی خویش را مبذول و معطوف بنماییم! باشد تا جامعه سرزمین من طعم سعادت و خوشبختی را از ورا زنده گی مستدام در ستم احساس بنمایند....

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

23 دیدگاه
داوود

جبهه ملی، چالش و امیدها!

لومانی
درین هیچ جای شکی نیست در افغانستان ستم ملی از زمانه های دیر وجود دارد ولی مبارزه علیه این ستم خودت پناه می بری به افرادکه تا گلو در جنایت غرق هسنتند .
من شا هد تجاوز جنسی نیروی های دوستم در کارته نو هستم اگر فامیل شان اجازه داد نام انهارا برایت نوشته میکنم و هزران قضایای دیگر .
پس تکیه به افراد مثل دوستم که هیچ ثبات سیاسی ندارد و تنها منافع خودرا می بینید .
لومانی . اگر منافع دوستم ایجاد کند خودت که برایش مضامین می نویسی پشیزی ارزش نداری درین زمینه مثال های فراوان وجوددارد .....
پس بهتر است اتکا به افراد مثل دوستم ، محقق وغیره خوب است به توده میلونی توجه نمایی ته به عدالت برسیم

.

جبهه ملی، چالش و امیدها!

کسیکه تمام آرزو هایش را به رهبران جبهه ملی یا دیگر جنگسالاران ببندد،
حافظه تاریخی خود را از دست است. اگر از گذشته ننگین این جنگسالاران
بگذریم، اینها در همین 12 سال که گذشت ثابت کردند که چقدر به آرمان های
ملیت های خود وفادار بوده اند. جزء دالر اندوختن هیچ نوع خدمتی به ملیت های
ستمدیده این مرز وبوم انجام ندادند.
آزموده ها را بار بار نیازمائید!

امیرجان)

جبهه ملی، چالش و امیدها!

درست است که محقق ودوستم رهبر مناسب وایده ال هزاره ها و ازبک ها نیست ولی از هیچ رهبر ومرکزیت نداشتن کرده همین رهبران که به عنوان مرکزیت وصدای در گلو خفه شده هزاره ها وازبک هااست از هیچ کرده بهتر است .ولی کسانیکه مثل داوود از روی عقده و ضدیت تباری به بد نامی دوستم میکوشد این حرف های پوچ اش از محبوبیت دوستم ذره ای در بین ازبک ها نخواهد کاست.ولی محقق اگر هرچه است مرد سنگر وسیاست است ودر بین ملییون ها هزاره هوا خواه دارد.ولی از طرفی احمد ضیا مسعود هنوز در بین تاجک ها محبوبیت یک رهبر را تا هنوز ندارد ولی ادم با سواد وملایم است مگر از طرف فهیم و عبدالله و قانونی وحتی امرالله صالح بصفت بزرگ و رهبر قبول نشده است مگر ازطرف دوستم و محقق بصفت ریس و رهبر سه قوم بزرگ انتخاب شده است که بستگی به درایت و عملکرد وپشتکار وسیاست احمد ضیا مسعود دارد که رهبریت و کلانی خود را باید به درایت صداقت وسرعت تثبیت ودر وقت کم تثبیت نماید .در غیر ان اگر دنباله رو سیاست برادر خود احمد شاه مسعود و در اخیر عبدالله عبدالله رفت نه تنها به قدرت رهبری دست نخواهد یافت بلکه این ملیت محروم و سر کوب شده را مانند برادر خود احمد شاه مسعود به کودال بدبختی حد اقل برای مدت نامعلوم خواهد برد. بطور مثال زمانیکه حکومت نجیب سقوط کرد این دو ملیت ازبک وهزاره مسعود را رهبر انتخاب کرده بودند ولی مسعود در صدد حذف کامل قدرت وانحصارقدرت بر امده وبر ضد متحدینش ازبک وهزاره اقدام نموده و ازطرفی برضد پشتون ها هم جنگید ومملکت را درگیر خانه جنگی نموده و باعث بوجود امدن طالبان گردیده ودر حالیکه خودش لحظه یی اب گرم در گلون اش پایین نرفته بود توسط همین طالبان از بین رفت.وباید یاد اوری نمود که طرفداران وهواخواهان مسعود هر چه بگوید و طرفداری سیاست غلط مسعود را نمایید ولی واقعیت را پوشانده نمیتواند.امیدوارم که احمد ضیا مسعود اشتباهات وخلا های برادرش احمد شاه مسعود را نه تنها تکرار نکند بلکه میتواند با درایت وعقلانیت جبران نماید در غیر ان شاید مانند برادرش احمد شاه مسعود قربانی سیاست خام خود شده و خود و هوا خواهانش را برای مدت مدید دچار شکست و سردرگمی خواهند کرد. (امیرجان)

داوود

جبهه ملی، چالش و امیدها!

امیر جان
اولا من تبار نیستم زیرا من با هیچ یک تبار های که در پرس مصروف جنگ های انترنتی تباری تعلق ندارم .من قبلا گفتم که در افغانستان ستم ملی وجود دارد من خودم شاهد آن هستم
اگر معیار برای شما محبوبیت باشد پس هتلر 90|٪ ارا رااز آن خود کرد ولی در عین حال 50 میلیون انسان را کشت .
اگر خودت اعتقاد داشته باشی که از هیچ بهتر سخت اشتباه کردی زیرا همن دوستم که برای گلبدین ملیشه بود وحدت کرد و کشته فراوان را به کذاشت
واگر مسله اقلیت ها مطرح باشد من بیچار ه نورستانی کاملا پایمال هستیم
اگر تنها سنگر برایت معیار باشد پس سیاف وگلبدین نیز مرد سنگر هستند ولی راکت پرانی گلبدین یک زیادی هموطنانم را به قتل رسناده

داوود

جبهه ملی، چالش و امیدها!

من هیچگاه بدن سند چیزی نمی نویسم وهچگاه وجدان خودرا در برابر حقایق اغشته نمی سازم

امیرجان)

جبهه ملی، چالش و امیدها!

داوود خان شما فقط عقده یی مینویسید و معلوم است که از روی تبار و کینه ورزی این چیزک ها را سر هم کرده یی ولی همان رهبر سیاسی پاک و بی عیب را که تا حالا دیده در جهان انهم در شرایط افغانستان ولی در میدان بز کشی وجنگ اینها در دفاع از مردمش محبوبیت خویش را کمایی کرده انچه مسلم است ملییون ها نفر دنباله رو وطرفدار دارد.ولی در تاریخ اروپا هیچ کس شاهد رایگیری به گفته شما ۹۰ فیصدی به طرفداری هتلر نبوده است. ولی کوشش کنید عقده یی ننوسید هر چه است دوستم محقق رهبر ومحبوب مردم خود است .شما هر چه تبلیغ توطعه کنید هیچ کس بها نخوهد داد.

کابلی

جبهه ملی، چالش و امیدها!

امیر جان
آیا خودت علیه مسعود عقده یی برخورد ننمودی؟؟؟؟

بیدار قره باغ

جبهه ملی، چالش و امیدها!

باعرض سلام خدمت ملت غیورما که پیرو هدایت اند نه آنا نیکه همیشه به دهل باداران خارجی خود رقصیده وبرنامه های شوم خودرا درقالب قوم پرستی وسمت پرستی به خورد ملت خون گرم وازهمه جا بیخبر مان میدهند .امروز مامیبینیم همین سه نفر (دوستم مسعود ومحقق) که بنام به اصطلاح جبهه مولی را تشکیل داده اند اینها خود سربازان باوفای ابلیس هستند مانند اجمدشای مسعود اینها ازبقایای همان ویروس مهلک بکشورمان میباشند که با ارتکاب ملیونها جرم وجنایت موضوعات سمتی وقومی را دامن زدند وکارتاجایی کشید که شماها میخهای چند انچی را برفرق مردم میکوبیدید وسینه های زنهارا بریده وبعد از پخت بالای دیگر اسیران خورانده میشد همین محقق بود یا کسی دیگر؟؟؟ بله مزاری بود این محقق پالان مزاریست وضیا مسعود پالان لحمد شای مسعود دوستم که بعلت نداشتن سواد درجمع انسان بشمارنمیرود . ببینید که سرنوشت کشورمان دردست چگونه انسانهای فاسد ووطنفروش افتاده . من بعنوان یک فارسی زبان بخود ننگ میدانم که احمد شای مسعود ربانی وباقیمانده کاسه لیسان شانرا بزرگ یا رهبر خود بدانم چون اینها ننگ ولکه بدنامی دردامان پاک ملت شریف تاجیک هستند آیا درقوم تاجیک انسان وجود ندارد که ما این غلامان اجنبی را که اصل ونسب شان معلوم نیست رهبر خود بدانیم . قطعا اینها از نظرما مردود هستند فعالیت اینها برای تجزیه افغانستان وبه دستور باداران یهود ونصارایشان میباشد نه خدمت به ملت اگر اینها خادم ملت هستند پس این کشوررا چه کسانی ویران کردند مگر همینها نبودند؟؟ اینها از بس که جنایاتشان زیاده دست به هر اقدامی میزنند . از همه گذشته ما مسلمان ومسلمان زاده هستیم خداوند درقران به ما دستورداده که از دوستی با کفار پرهیز کنید . اینها بقول قران کافر ومرتد هستند ونوکری یهود ونصارا را کردند ومیکنند پس بالای کسیکه مسلمان است فرض میگردد که دشمنان الله را دشمن خود بدانند واینها دشمنان خدا هستند ما این باند را باکرزی ودیگر مرتدین ومنافقین بقول قران کریم دشمن خود میدانیم وبراءت خودرا از این مرتدین ودیگرانشان مانند فهیم بسم الله قانونی عبدالله کرزی امرالله صالح اعلام میداریم ودرآخر میگوییم . لعنت الله علی القوم الکاذبین ظالمین ولکافرین .

پرویز "بهمن"

جبهه ملی، چالش و امیدها!

خدمت همهء دوستان سلام وخدمت جناب بیدار قره باغ نیز سلام!
بیدار جان!
خودت نوشته ایی که بحیث یک تاجیک ننگ ات می آید که افرادی مانند مسعود وبرادرانش ازقوم تاجیک نماینده گی کنند،اما پرسش من این است که رهبری یک شخص مفعولی چون گلبدین نزد شما خیلی ننگین است ویا ازیک تاجیکی چون برادران مسعود؟ کسیکه به کوچکترین سوراخ بدن خود درایام جوانی وفادار نمانده باشد واورا فدای خواهشات شهوانی یک ریش سفید لواطت کاری بنام صوفی کرینکار کرده باشد او چگونه به اسلام وطن و مردم وفادار باقی می ماند؟ جناب عالی که قسمت اعظم عمر گرانبهایتان را درپیروی ازیک مفعول گذشتانده اید ازچه وقت بدینسو به این آگاهی رسیده اید که رهبری برادران مسعود بدتر ازگلبدین است؟
با احترام
پرویز بهمن

gul khan

جبهه ملی، چالش و امیدها!

بیدار قره باغ تا هنوز کسی میخ به فرق کسی نکوبیده این همان تبلیغ انسان های کمزاد مانند شما است ولی میخ در غار های مادرت کوبیده باشد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 23 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس