رفتن به محتوای اصلی
هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

27 دیدگاه
ناشناس

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

آرمان جان،
تو تمام جنایات بزرگان غیر پشتون را فقط با یک جمله تعبیر میکنی:
"شوربختانه بزرگان غير پشتون ما زير تاثير و تبليغات حاکمان افغان مى روند و جعل و تقلب هاى پى درپى شان را نمى بيند"
نی برادر، بزرگان غیر پشتون اینقدر احمق نیستند، که در طول تاریخ همیشه فریب حاکمان پشتون را بخورند، بلکه منافع خود شانرا
در سهیم بودن در یک دولت قدرتمند میبنند و ازین قدرت حتی علیه منافع مردم خود سؤاستفاده میکنند/ کرده اند/ و خواهند کرد.
ازهمین لحاظ تمام آرزو ها و امید هایت برای نابود سازی پشتون ها خوشبختانه هرگز برآورده نخواهد شد و این آرزو را به گور
خواهی بُرد.

ناشناس

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

چندى پيش مقاله را پيرامون نامهاى گردان شده سرزمين , حوزه فرهنگى و در نهايت کشوردولت ايران خواندم که نگارشگر پيشيه تاريخى آنرا درکشور امروزى با مرزهاى کنونى آنرا انکار نموده و نام ايران را برگرفته شده از“ آريانا” و مالک اصلى اين نام را “افغان ستان” پنداشته است. يعنى که نام افغانستان در گذشته آريانا بود.

من با گفتن "مالکان اصلى" و يا "بچگان اصلى" بسيار مشکل دارم چه در سياست و چه در دين . هيچ کس فرعى شده نمى تواند و هيچ کس حرامى نيست. دين اسلام اصل و فرع نمى شناسد. اين چنين چرنديات در تفکر بشردوستانه دوران روشنگرى اسلامى جايگاه نداردندارد و مردود است.
و اما بايد خاطر نشان کنم که فردوسى تنها شاعر نيست که در شاهنامه از ايران و توران و واژه ها, نامها, اسطورهها, شهرها واستان و ستانهاى
ايران زمين و توران نوشته است.
پس کى براى اولين بار واژه ايران را بکار برده است?
البته که پدر شعر و ادبيات فارسى ! !
نام نامى اش چيست?
نام اش رودکى است!!!

شمارهٔ ۸۹ - مادر می
رودکی » قصاید و قطعات

خود بخورد نوش و اولیاش همیدون
گوید هر یک چو می بگیرد شادان:
شادی بو جعفر احمد بن محمد
آن مه آزادگان و مفخر ایران

البته بيشتر از دوصد شعرا دردربار سامانيان وغزنويان وگورگانيان از واژهاى ايران و خراسان اند

باز گشت گرشاسب به ایران ص۳۹۸
اسدی توسی

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه
شه ارمن و پشت ایرانیان
مه تازیان ، تاج شیبانیان

ملک بودلف شهریار زمین
جهاندار ارّانی پاک دین

به ایران سوی شاه با فرّهی
چو آمد به شاه کیان آگهی

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ -

خداوند ما شاه کشورستان
که نامی بدو گشت زاولستان
سر شهریاران ایران زمین
که ایران بدو گشت تازه جوان

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند

به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
نامهٔ اهل خراسان به بر خاقان بر
نامه‌ای مطلع آن رنج تن و آفت جان
نامه‌ای مقطع آن درد دل و سوز جگر

رباعی شمارهٔ ۲۴۱

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات

سبزی بهشت و نوبهار از تو برند
آنجا که به خلد یادگار از تو برند

در چینستان نقش و نگار از تو برند
ایران همه فال روزگار از تو برند

غزل شمارهٔ ۷۸۸
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات

ز تورانیان تنگ چشمی سواری
در ایران به زلف سیه کرد کاری
که کافر نکردست بر دین پرستی
که دشمن نکردست با دوستداری

سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » حکایت در شناختن دوست و دشمن را

بگفت ای خداوند ایران و تور
که چشم بد از روزگار تو دور
من آنم که اسبان شه پرورم
به خدمت بدین مرغزار اندرم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در نعت امام هشتم (ع)
سنایی » دیوان اشعار » قصاید

دین را حرمیست در خراسان
دشوار ترا به محشر آسان
از معجزهای شرع احمد
از حجتهای دین یزدان
همواره رهش مسیر حاجت
پیوسته درش مشیر غفران
چون کعبه پر آدمی ز هر جای
چون عرش پر از فرشته هزمان
هم فر فرشته کرده جلوه
هم روح وصی درو به جولان
از رفعت او حریم مشهد
از هیبت او شریف بنیان
از دور شده قرار زیرا
نزدیک بمانده دیده حیران
از حرمت زایران راهش
فردوس فدای هر بیابان

غزل شمارهٔ ۶۳۱
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات

شکستگی نرسد خامه ترا صائب!
که سرخ کرد ز گفتار، روی ایران را

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین

چو در گیتى ترا همسر ندانم
به ناهمسرت دادن چون توانم
در ایران نیست جفتى با تو همسر
مگر ویرو که هستت خود برادر

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۶
امروز جهان بهار از ایران ملکست
میدان همه پر نگار از ایران ملکست
رامش چو گلی به بار از ایران ملکست
افروخته شه کنار از ایران ملکست

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۵

آنی که جهانی ز تو سامان گیرد
اقبال تو را سپهر در جان گیرد
بس زود ملک جهان خراسان گیرد
و ایران ملک تو ملک ایران گیرد

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۷

ای شاه شبانگاه تو شبگیر شود
تدبیر تو همگوشه تقدیر شود

پیش تو جهان ملک جهانگیر شود
ایران ملک تو پیش تو پیر شود

قصیدهٔ شمارهٔ ۶ عطار » دیوان اشعار » قصاید
چو یکسان است آنجا ترک و تاجیک
هم از ایران هم از توران دریغا
تو خواه از روم باش و خواه از چین
نه قیصر ماند و نه خاقان دریغا
ز افریدون و از جمشید دردا
ز کیخسرو ز نوشروان دریغا

منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات

زود شود چون بهشت گیتی ویران
بگذرد این روزگار سختی از ایران
روی به رامش نهد امیر امیران
شاد و بدو شاد این خجسته وزیران
دست به می شاه را و دل به هژیران
دیده به روی نکو و گوش به قوال

بخش ۴ - سبب نظم کتاب
نظامی » خمسه » لیلی و مجنون

لیلی و مجنون ببایدت گفت
تا گوهر قیمتی شود جفت
این نامه نغز گفته بهتر
طاووس جوانه جفته بهتر
خاصه ملکی چو شاه شروان
شروان چه که شهریار ایران

بخش ۲۲ - رای زدن دارا با بزرگان ایران
ننظامی » خمسه » شرف نامه
بشوراند اورنگ خورشید را
تمنا کند جای جمشید را
به تاراج ایران برآرد علم
برد تخت کیخسرو و جام جم

بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران زمین را
نظامی » خمسه » شرف نامه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹


ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید

برون کرده‌است از ایران دیو دین را
ز بی‌دینی چنین ویران شد ایران

قاآنی » قصاید
نه از نبایر سلمی نه از نتایج تور
تراکه‌گفت‌که ویران نمایی ایران را
کمان و تیرت اگر نفس آرزو دارد
کمان ابرو بنمای و تیر مژگان را

قاآنی » قصاید » بخش ۴۷ - د‌ر فتح شهر یزد
تا سلیمان زمان زندان اسکندر گرفت
کار عالم خاصه ایران رونقی دیگر گرفت

غزل ۱۱۱
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات

عرصه گاهی که شکوه تو کند عرض سپاه
طول و عرضش همه ایران و همه توران باد

غزل شمارهٔ ۸
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات

الحق سزد که تربیت خسرو عجم
میر نظام لشکر ایران کند تو را

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲
عبید زاکانی » دیوان اشعار » قصاید

ز بهر کوکبهٔ حادثات تقدیرش
هزار شعبه در کائنات پنهان کرد
ز بامداد ازل تا به انقراض ابد
زمام ملک به فرمان شاه ایران کرد

غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن
شهریار » گزیدهٔ غزلیات

فلک گو با من این نامردی و نامردمی بس کن
که من سلطان عشق و شهریار شعر ایرانم

با درود هاى گرم

ارمان

ارمان

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

شخصى بى نام جان با پيام

22 ژانويه, 08:55
با ز پيامهاى مر اناخوانده پيام فرستادى

"ازهمین لحاظ تمام آرزو ها و امید هایت برای نابود سازی پشتون ها خوشبختانه هرگز برآورده نخواهد شد و این آرزو را به گور
خواهی بُرد."

نخست از همه بايد به شما هم خاطر نشان کنم که جملات و واژه ها را همان گونه نوشته ام بخوان و بفهم و معنى آن کنيد که است ونه در فکروخيال و تفکر تفسير کنيد . من هيچ وقت نابودى يک انسانرا نمى خواهم. “برای نابود سازی پشتون ها” حرف شما است. واکنون باز بخوان و بنويس که آيا در پيامهاى من نابود سازی پشتون ها نوشته شده ويا از ارتعاشات مغزى شما بيرون شده است:
موضوع براى علاجى بگونه تيلگرافى
1- کلمه افغان را براى پشتون هاى شريف زيبنده نمى دانم. چرا که فغان و افغان ناله وفرياد واويلا و نالشت معني مى دهد.
2- من فرق بين حاکمان پشتون ومردم پشتون مى کنم و با نام پشتونخواه و پشتونتون وحتى همچم فارسى اش پشتونستان موافق ام.
3- پيگار م و يا اکنون پيغارم عليه حاکمان افغان است.
4- من براى نابودى و يا حذف نام افغان و يا کلمه و يا واژه و يا اطلاق ويا "لقب" و يا صفت افغان از پسوند ستان ام
5- من براى تجزيه و تحليل و نوآورى درسرزمين ام هستم. من براى تغير نام سرزمين خود مى باشم که خور آن روشن کند اين خاک پارسا را

شيوه ديد و ديدگاه دانشورى بسيار ظريف و آهگاهانه وتفاوت پذيراست: بايد هر واژه علمى تفسير پذير نباشد يعنى دقيق باشد. ولى دانشمندان فارسى زبان در زير فشار مستقيم دولت- کشور افغان قرار دارد. همين دولتمردان حاکمان افغان بودند که ادعا کردند که محمد رضا خان پدر محمد رضا شاه در سال ١٩٣٤ ميلادى نام کشور فارس را به ايران تغير داد.
بلى “عرب ” به فارسى زبانان “عجم ” هم گفته اند. “جام جم” هم نام ادبى اين حوزه بزرگ فرهنگى است.
رضا خان نام کشور فارس را به ايران تغير داد. تغير داد, ?????

واما من با اسناد سکه ها و پولهاى کاغذى شاهان ايرانزمين و با اشعار بزرگان از شرق ايران زمين مانند رودکى تابه غرب ايرانزمين يعنى تبريزى و گنجوى وشمال وجنوب و مرکز ايران زمين سندوار ثابت کردم که پيش از سال ١٩٣٤ ايران وجود داشت هم به عنوان حوزه فرهنگى و هم به عنوان شاهنشاهى!

رضا خان در سال ۱۳۱۳خورشيدى برابر به ١٩٣٤ميلادى به دولت‌های خارجی اعلام کرد که ازین پس فقط از نام «ایران» (Iran) در اشاره به این کشور استفاده شود. «ایران» نام سرزمين خودى اين مردم است " پرشيا" (فارس) نام بيگانه است.
پوه شديد?

نسل کودن احمدی‌ نژاد،

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

من تانم شاشیدن کرده باشم به ایران،‌ای کلّه خر ایران، تانم ویرانه‌ای بیش نباشد، در ایران، سگ سگ را می‌‌خورد تو کودن از ایران تانی برای من ٔبت سازی، شاشیدن کردم به دهن فردوسی، شهنامه، احمدی‌ نژاد، مصباح یزدی

ارمان

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

ژانويه, 15:01, بوسيله‌ى نسل کودن احمدی‌ نژاد،
گرانقدر, بى نام و نشان که نقاب نسل کودن را برفرق انداختى مانند طالبان که چادرى نقابدار زنانه را بسر مى کنند و واسکت بم انتحارى را به بدن!
هر چقدر شاشيد وگوهيد بازهنوز کم است . در شاش و فاضلات حيوانات برکت نشونماى سبزيجات ونباتات است. تاثيرات مفاد دار مواد از غارهاى بدون برمه پروردگار صدا نعمت و برکت دارد. شاش و گوه به پارو (کود) تبديل مى شود. و نباتات و گياه ها و ميوجات که ازبرکت مواد بدنى توهم رشد و نمو نموده من و توهم نوش جان مى کنيم. چه خوب گفت خيام و گاهشمارى ونوروز نامه اش:

رباعی شمارهٔ ۸ خیام » رباعیات

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست

شاش دارو و درمان حيوانات ونباتات مى باشد و پيشينه ميلونها سال

اميد که شما پوهيده شده باشيد?!?

ارمان

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

واسکت =جلیقه

ناشناس

هنر نزد ایرانیان است و بس؛ ویدئویی از سقوط ارزش های انسانی در ایران

من بعنوان یک ایرانی تا به حال چندین بار زن این جناب کشف را گائیدم.از کوس از کون از دهن زنش رفته برای شوهرش که این کشف کس کش کونی باشه تعریف کرده این مرتیکه هم از انموقع کینه ایرانیها را به دل گرفته.یکی نیست بگه اخه کس کش زن تو جنده است تقصیر من چیه

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 27 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس