رفتن به محتوای اصلی
رهبران اپور چونیست حزب ما !

رهبران اپور چونیست حزب ما !

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

زمانیکه اینهمه از معاون حزب ما سر میزند ! چرا باید از مینه بکتاش (خانم یکی ازرفقا یش) که در دیدار ظاهر شاه سر از پا نشناخته ودر او خوشبختی و سعادت وطن ,عشق , موسیقی و گوگوش را, در" لیزدو ست " نجیب را درسلیمان لایق (...؟؟)را جستجو میکند ,یا از اصف معروف که در غرب دوستی و قبیله پرستی معروف شده است یا علومی که یکسال بعد سقوط نجیب از بی بی سی اعلام نمود که بودنش در حزب و حاکمیت یک اشتباه بوده است ,گله داشت.

حرف از مزدک معاون پنجشیری الاصل کابلی شده حزب وطن است که گاهی خلاف عقل و موقف قبلی چیز های از دهان متعفن اش بیرون داده و مردم را اذیت میکند .

او که بزرگ شده موسسه خیریه "مرستون" ظاهر شاهی یست و از ناحیه نمک پروری رژیم ظالمانه قبیله یی را تائید و به نرخ روز حرکت های مقابل ان از چپی و راستی و خاندانی را یکسره نادرست , بی راهه ,فاجعه و لگد زن تعبیر و تمنا بهترین دولت شاهی دایم العمر قبیلوی رادر سر می پرورانیده است .....

او که بمانند مزدورکار منتظر طلوع و غروب افتاب و دست مزد میبود وهدف اول زندگی اش را داشتن سرپناه , نام و نشان و لقمه نانی تشکیل میداد , او که در تاکتیک های رسیدن به جا , جلال..... دست هم تراز هایش را از پشت بسته است, اوکه با هر پدیده نو خود را سازگار ودلها را بدست می اورد,به ظاهر در صف ح د خ ا , پرچم, "گروه نجیب - گرباچوف " حلقه امر مسعود جا خوش کرده بود حالانکه به یکی هم وفاردارنبود .

تا به جایکه برادران هشت ثور مزدک و برادراش یار محمد را یار ومحبوب شان پنداشته وبعد یک سلسله خدمت گذاری ,هردو را در جمع اولین ها از میدان هوایی کابل رهسپار خارجه ساختند ,گرچه بار اول افسران وسربازان عادی, این جهادی هشت ثور پکول بر سر را با ریش رسیده ,جیب های پر و پاسپورت ویزه دار با بی احترامی از داخل طیاره پائین , چون مجرم کش و کشان به پیشگاه محکمه " گارنیزیون کابل" نزد همان های که خود چند روز قبل انان را متوجه جوانمردی و عیاری امر مسعود ساخته بود "ببینید کار های ما در برابر او را, و مردی او در باره ما را " ,استاده اش کردنند .

مزدک که به وعده و تحریک مشاورین به نجیب نزدیک و به شکل غیر دمکراتیک!! معاون حزب او انتصاب شده بود, امروزه جهت خوشی خاطر بعضیها بر عیله رهبران صادق حزب چرندیاتی را عنوان میکند , گویا زمانیکه" ما" مصالحه را اعلام کردیم , خواستیم حزب را نو بسازیم هر قدر کوشش کردیم تا حز ب را از قدرت بیرون بکشیم موفق نشدیم !! یعنی کهنه ها به قدرت چسپیده ورها کردنی نبودند یا مزخرفات دیگر اش "حزب به قدرت رسید – در قدرت گم شد.... حزب بومی نبود"...

زمانیکه داکتر مصالحه ,اشتی وعفو کارمل صاحب را زاده افکار شخص خود قلمداد , و یا در پاره از مسایل لوژستیکی- نظامی – سیاسی با گرباچوف وطرفدارنش مشکلات پیدا مینمود , مزدک که خود را در نظر مشاورین ازرهروان پرو پا قرص پریسترویکا گرباچوف درکابل جلوه میداد, انرا تاثیر گذاری" سیاست های گرباچوف- مساکو – تحول و تغیر حزب کمونیست شوروی" معرفی و داد و بیداد نجیب را تا اسمانها بلند میکرد تا ناگذیر میشد بگوید چرا کاپی, چرا تقلید ,چرا همه چیز را به دیگران نسبت دادنها, این سیاست اوغانی خود ماست, جنگ سرد هنوز ده "پیک اش" قرار داشت ....

مزدک چیز های دیگری هم در تناقص با سیاست های ملا نجیب بیان داشته است, گویا حامی خارجی خود شوروی را از دست دادیم و جای انرا پر نتوانستیم , حرفی که داکتر با ان موافق نبود .

یکجا شدن و همکاری مستقلانه رفیق مزدک و یار محمد بامجاهدین شمالی " پنجشیرو شورا نظار" وقتل و قتال یاران نجیب از یعقوبی صاحب تا باقی را نیز میتوان ضد مصالحه شهید اکبر! بحساب اورد , ..

چند نمونه بالا ثابت کننده عدم توافق و همصدایی مزدک با مصالحه و نجیب اله میباشد , پس عنوان کردنهای "زمانیکه ما مصالحه را اعلام کردیم..." از مزدک خان عجیب و غریب به نظر میرسد.

هذیان گویی های او فراوان است از جمله چند سالی از غرب نشینی معاون غرب زده حزب وطن نگذشته است ,گویی پدر پدر غربی بوده و چنان در کمال و جمال غربی محو شده است که یکه تازی ,استعمار سیاسی اقتصادی و جنایات ان در عراق , لبیا ,سوریه ,بحرین و کوریا, فلسطین.... را نمی بینند.

در ان اوایل حینکه موفق به فرار به اروپا شد هنوز وجود اش ارام نگرفته بود که گفت "حزب از بین رفت از هم پاشید دیگر نمیشود انرا احیا کرد ..."!!درست میگفت هر گاه حزب رهبرانی بی خاصیت چون شما داشته باشد این حدس و قیاس درست خواهد بود " کفر گر از کعبه خیزد کجا ماند مسلمانی.

بدا بحال ما صفوف که تا اخرین لحظه ترک موضع و هدف نکر دیم هست و بود خود را فدا حزب و وطن نمودیم و لی رهبران با خون شهدا ما , با سر و مال ما , بازی کردند , یکی ملا و قاری قران از اب در امد دیگری
اپورچونیست(اپورتونیست) کسی گمراه کسی هم اوغانملتی و قبیله یی و دنباله رو دیگران..

مزدک که از رفتار و گفتار و کردار نیک کاملا خالیست امروزه شرمساری میکنند که در چنین حزبی حضور داشته است ای کاش شما سیاهی لشکر در جمع ما نبودید , رفیق معاون شاید خانم های پیر انزمان مرستون که تا حالا در قید حیات اند بپرسند فرید جان پس چرا در ان زمان این مسایل را عنوان نمی کردی و تا اخرین دقایق درجمع انان حضور داشتی "و از امتیازات اعاشه , اباطه ,مکروریان , "هوتل , شیر یخ و عوض اببازی کانتینتال" سفرهای تفریحی کشور شوراها ... استفاده میکردی.

زمانیکه اینهمه از معاون حزب ما سر میزند ! چرا باید از مینه بکتاش (خانم یکی ازرفقا یش) که در دیدار ظاهر شاه سر از پا نشناخته ودر او خوشبختی و سعادت وطن ,عشق , موسیقی و گوگوش را, در" لیزدو ست " نجیب را درسلیمان لایق (...؟؟)را جستجو میکند ,یا از اصف معروف که در غرب دوستی و قبیله پرستی معروف شده است یا علومی که یکسال بعد سقوط نجیب از بی بی سی اعلام نمود که بودنش در حزب و حاکمیت یک اشتباه بوده است ,گله داشت.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

11 دیدگاه
آئینه روزگار

رهبران اپور چونیست حزب ما !

والله تا آنجا که من پر شور را میشناسم بسیار صا دقانه ودقیق بیو گرافی خود را نوشه است وهیچ کمی وزیادی در آن موجود نیست.امید سایرین نیز از این اصل پیروی نموده وتوبه نامه های خویش را برای نسل های فردا تحیه دارند.من از جلیل پر شورسپاس گزارم که جرئت انقلابی کردند.من از ایشان تمنا دارم که همه دا رائی های را که از راه های نا جایز بدست آوردند,بپول های آنرا به فا میل های رفقا ,شهدا ومعلولین تقدیم نموده ومثال ک ..دادن وبوریا خریدن را در عمل تحقق بخشند.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 11 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس