هزاره را چه به مقام و پست، چه به دانشگاه، چه به مديريت و...هزاره همان جوالی گريش را کند. مهربانی کرده اند و يک ناقض حقوق بشر از ميان هزاره ها را معاون گذاشته اند که وحدت ملی ریشخندآمیزی را نشان دهند و معاونشان کمیسیون شرم آوری مانند منع گدایی را بگرداند و به فکر و منفعت خود باشد.
وزير ضد فرهنگ و دار و دسته ی طالب و گلبدينی او در ادامه ی سیاست های برادران و پدرانشان ملاعمر و ظاهر و نادر غدار و جلاد تاريخ عبدالرحمان که اقدام به قتل عام و ظلم بی امان علیه هزاره ها کرده بودند، سیاست تخريب مظاهر فرهنگی و تمدنی هزاره ها را دنبال می کنند. کريم خرم و يار واپسگرایش نجيب منلی حاضر اند برای بازسازی مکانی در پاکستان پول گزاف مصرف کنند اما حاضر نيستند حتا يک افغانی هم برای حفظ و مراقبت و بازسازی پيکره های شناخته شده ی بودا در باميان مصرف کنند. حتا اگر بتوانند حاضرند همان پول اندکی را که ژاپنی ها برای مراقبت از باقيمانده های پيکر بودا و محل آن می پردازند، مانع از پرداخت آن شوند تا اقدام فاجعه آميز مقتدايشان ملاعمر و اربابان پاکستانی شان به سرانجام برسد.
تنها ناشر و کتابفروش فعال افغانستان را که با دوندگی و کار و زحمت کتاب نشر می کند و بفروش می رساند، به جرم اينکه هزاره است و برای چاپ بهتر و مسلکی در ايران کتابش را چاپ می کنند، ضربه می زنند و کتابش را به آب می اندازند که چرا تاريخ هزاره ها را چاپ کرده و چرا در کتاب از ظلم و ستم حاکمان جبار علیه هزاره ها
سخن رانده شده است. حتا بی شرمانه فيلم مشهور "گودی پران" را که تنها شمه ای از آنچه بر هزاره ها گذشته را بيان می کند در افغانستان توقيف کردند.
بازخوانی تاريخ هزاره ها جرم است و نبايد گفت که عياش و ديکتاتور و رهزنی مانند محمد ظاهر مانند پدرانش چه کارنامه ی سیاهی در افغانستان داشته اند.
فاجعه چنان است که حتا وقتی از ظلم و تبعيض آشکار عليه هزاره ها سخن رانده می شود، در افغانستان نفرين شده، انگشت های اتهام به طرف گوينده نشانه می رود که قوم گراست، عامل بیگانه است و می خواهد "عنعنه" و "وحدت ملی" پوشالی و تمسخر آمیزشان را تخريب کند.در قرن بيست و يکم وقتی يکی از آرمان های حقوق بشر دفاع از حقوق اقليت هاست اين چيزها چيزهایی مسخره در افغانستان به نظر می رسند و وحدت ملی نيم بندشان را خدشه دار می کند.
هزاره ها در اين چند سال ثابت کرده اند که اگر شرایط برابر باشد، ابتکار دارند، نوگرا هستند و می توانند جذب جريان دموکراتيک و سازنده در کشور شوند. آن ها انتحار نمی کنند، طالب نمی شوند و در توليد و قاچاق مواد مخدر سهم نمی گيرند. تنها والی زن در کشور را می پذيرند، تنها شهردار زن را هم، علی رغم همه ی تبعيض ها، کودکان و جوانان آنان اشتياق به خواندن و فراگيری دارند و نمی خواهند حتا زمانی که ظلم ادامه دارد، کمترين امکان فراگيری را از دست بدهند. گرچه آنان می توانند شهید " عبدالخالق " هم داشته باشند که ديکتاتور زمان خود را از پای درآورد و ميليون ها تن را از ظلم و بیداد او رهایی داد، اما آنان می توانند وقتی اعتراض داشته باشند به متمدنانه ترين شکل ممکن آن را ابراز کنند. تظاهرات و راه پيمایی هزاره ها در چند سال اخير در کابل، باميان، دايکندی، مزار شریف و کشورهای مختلف دنيا خود گواه اين است.
در زمانی که دولت افغانستان ترکيبی از جنايتکاران دوره های مختلف شده است و دولت با تحريک و پشتيبانی کشورهای عرب و انگلستان اين ترکيب را می خواهند با حضور آدمکشان طالب کامل کنند، هزاره ها باید بر ارزش هایی مانند حقوق بشر، آزادی، عدالت و دموکراسی تاکيد بيشتری داشته باشند. اين وظيفه ی تک تک اقشار جامعه است اما حقوق بشر و دموکراسی مدافع حقوق اقليت هاست و ضرورت آن را اقليت ها بايد بيشتر احساس کنند. آن ها باید خواهان انجام برنامه هایی فراگير مانند مبارزه با بی سوادی و عدالت انتقالی شوند. آن ها باید بدانند که برنامه های مبارزه با بی سوادی و عدالت انتقالی بصورت فراگير، نه تنها به نفع آنان بلکه به نفع همه ی باشندگان افغانستان است. حقيقت يابی و کشف جنايات جنايتکاران هزاره و غير هزاره به ضرر هزاره ها و سایر باشندگان افغانستان نيست. هزاره ها باید به ظاهر رهبران خود را که با نام و خون آنان تجارت کرده اند کنار بگذارند و همگام با سایر باشندگان افغانستان به کمک و ياری چهره های مردمی مانند بشردوست که از سد و حصار قوم و زبان و مذهب گذشته بشتابند.
هنوز هزاره بودن جرم است
گزارش شبکه تلویزیونی CBC
مستندی کوتاه از زرين تاج درباره کشتار هزاره ها و تبعيض علیه آنان در افغانستان و پاکستان
Oppression of Hazara in Afghanistan from zareen taj on Vimeo.
بيگانگان: هزاره های افغانستان
نويسنده: پيل زابرسکی/ منبع: نشنال جيوگرافيک
چهار شنبه 6 فوريه 2008
شششششش! افغان فلمی ها " گودی پران بازی" نکرده اند!
ممنوعیت نمایش، تورید و پخش فلم" گودی پران" باز درافغانستان
پنج شنبه 31 ژانويه 2008, نويسنده: محمد امین وحیدی
عجب دولت دزد و ظالمی!
در دايکندی برای ما سالانه دو هزار و چهارصد دالر بودجه ی کشاورزی می دهند، کودکان ما تظاهرات می کنند که مکتب می خواهيم، در عوض می خواهند زندانی با استاندارهای بين المللی و به مصرف حدود يک ميليون دالر آمريکایی برای ما بسازند که احتمالا فرار نکنيم.
يكشنبه 26 آوريل 2009, نويسنده: کامران میرهزار
نظرات
16 دیدگاهجرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
اگر روشنفران ما را خداوند توانا تحمل برداشت از اندیشه های اسلامی بدهد دیگر نه نامی از پشتون، هزاره و تاجک و ازبک باقی خواهد ماند و نه میر هزار و نمیدانم این و آن به کله کدوی همدیگر به نام قوم، ملیت، قبیله و مدهبد خواهند کوبید. کدام سلطان و کدام سلاطین به نام قوم و قبیله اش درین سرزمین همت گماشته اند. اگر غوری ها بودند، تیموری ها، شیبانی ها، صفوی ها، و یا پشتون ها شکم مردار خود را سیر کردند و تا توانستند شهوترانی کردند. مردم بیدفاع از هر قوم و ملیت در تنگدستی و ظلم حکام جابر مردند.
پس ای برادران به نام قوم و ملیت و قبیله شکایت سر ندهید. به اعمال خود متوجه باشید و قهر خداوند که اگر او را نشناسید خود را و اگر خود را به حیث فرزندان اسلام نشناسید او را نمیشناسید و قهر خداوند باعث تباهی شماست.
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
اقاى مير هزار لطفا نظره بنده راسانسور نکنيد من ميخواهم به خاطر يک راه حل دايمى و جلو گيرى از فاجعه در اينده نظر بدهم ميشود ديگران متوجه شوند و با لاى اين نظر کار بيشتر کنند و بر مشکلاتى که فعلا دامنگير ما است براى هميشه دست يابيم
من قبلا هم نوشته بودم که برادران هزاره ما نه اين کشور را دوست دارند نه نام اين کشور خوش شان مى ايد نه از لحاظ مذهب با مردم اين سرزمين سازگار اند هميشه هاى هو فغان و ناله را به را مى اندازند هر کلام شان تفرقه افگنى هر حرکت شان به نفع ايرا ن است بياييد تبادله اتباع را عملى سازيم کرد هاى ايران نيز در ايران خوش نيستند البته در حق انها واقعا ايرانى هاى متعصب ظلم ميکند انها حق تحصيل را در ايران ندارند حق شهر وندى را ندارند در دفاتر دولتى کار کرده نميتوانند ازادى هاى سياسى و مذهبى ندارند بياييد انان را به افغانستان و برادران هزاره خود را به ايران بفرستيم از يکطرف هزاره ها در ايران از تمام حقوق که به گفته شان در اينجا زير پا شده است مستفيد خواهند شدو ازسوى ديگر جلويک فاجعه که دراينده توط ايران عملى خواهد شد گرفته ميشود
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
کمال جان وقتی این پیشنهاد یک روشنفکر اوغان است.پس جای گله ازانعده یی که همه ساله با یورش براهالی بیدفاع باعث کشتار صدهاتن واواره شدن هزاران نفرمیگرددوباانتحاردرمساجدودربین مردم مظلوم باعث تباهی میگردند نیست.پیشنهادت خوب است اما نه تبادله اتباع بلکه جابجایی اتباع یعنی شما بروید ازجاییکه امده اید(هندوستان)وبازگردید به مذهب قبلی خود(مذهب سکها)زیرا بهترازانتحار تروروانداختن کتاب به دریاست.غیرازاوغانها سایر اقوام مطرح درافغانستان ساکنان بومی میباشند.حاصل چند قرن حکومت قبیله بیسوادی بدبختی تبادله زنها با حیوانات بارکش وتبادله دختران جوان باموتر ده سلندمیباشد.اینها باعث شده تادیگران دست به مبارزه بزنند.
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
با خواندن نظرات در بالا یک سوال در ذهنم مطرح شد، که آیا انتقاد باعث سازندگی می شود یا باعث تفرقه؟ در بالا بعضی نظرات مطرح نمودن چنین موضوعاتی را مثبت و بعضی آنرا تفرقه افکنی خوانده اند. عده ای حتی از طرح چنین مطالبی خشمگین شده اند و به ارائه نکاتی احساسی دست زده اند.
می خواهم در پاسخ به سوال بالا خودم جوابی ارائه کنم، اگر دوستان نظری داشتند امید است مطرح کنند:
اول - تجربه نشان داده است که در کشورهای دیگر هیچ موضوعی نیست که به بهانه های چون حفظ وحدت ملی، مصالح اجتماعی، ثبات حاکمیت و غیره از چشم مردم مخفی نگهداشته شود. لذا وقتی مردم به بحث روی مسائل می پردازند از آن آگاهی کافی پیدا می کنند و در نتیجه باعث روشنگری مردم می شود. مسائل نژاد پرستی وقتی که در میان اروپاییان به بحث گرفته شد همه در یافتند که این عمل خلاف کرامت انسان است و حتی قوانین سختگیرانه بر ضد نژاد پرستی وضع کردند. که امروز در سایه آن آسوده زندگی می کنند.
دوم - هرگاه شما می خواهید کاستی های جامعه تان را مورد انتقاد قرار دهید، بدین معنی نیست که شما با کل همان جامعه مخالف هستید. بدین اساس هرگاه دوستی انتقادی را می نویسد که به دولت مردان و حاکمان و یا ملیت پشتون بر می خورد بدین معنی نیست که همه آن مردم بد اند. متاسفانه به دلایل مختلف پشتونهای ما با مشکلات فراوانی روبرو هستند. سطح پایین سواد در بین کل جامعه، برداشتهای بسته از دین، وابستگی شدید به سنتهای کهنه و قبیله گرایی شدید عوامل خطرناکی اند که گاهی حتی تحصیل کردگان این جامعه را در سطح وزیر و والی متاثر می سازد. این ملیت نه به دلیل فطرت و ذات شان بلکه به دلیل زبان خاص شان از منابع آگاهی دهنده دنیا کمتر توانسته اند، استفاده کنند. امروز تعداد کتابهای که به زبان پشتو نگاشته می شود به صد جلد نمی رسد. پس تمام افغانها و بخصوص دولت در این راستا مسئولیت دارد که سطح معرفت و روشنگری را بالا ببرد.
بهرحال، چنین مسائلی که در افغانستان وجود دارد سالها پیش در کشورهای دیگر نیز جریان داشته است. در آنجا هم کسانی بخاطر تفاوت در رنگ پوست، عده ای بخاطر زبان متفاوت و یا عده ای به خاطر مذهب (یهودیان) زجر دیده اند و گاهی قتل عام شده اند. اما چیزی که در افغانستان خیلی درد آور است اینست که ما در قرنی زندگی می کنیم که در دنیای دیگر این مطالب کم رنگ شده است. تا جایی که امریکاییان سفید پوست رییس جمهور سیاه پوست انتخاب می کنند ولی ما هنوز در فکر نفی و نابودی یکدیگر هستیم. حتی والی ما کتابهای را که بیانگر تاریخ مردمان این سرزمین است را به آب می اندازد. این واقعا فاجعه است. بدون شک با شنیدن این خبر تمام مردم افغانستان و تمام پشتونهای روشندل ما متاثر می شوند.
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
(کبوترباکبوتربازباباز)تاییدعمل ضدفرهنگی وضد انسانی قبیله توسط شماخاکند نظر همه پشتونهانباشد.
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
Salam barai hamai dostan. pashtun ha hamesha khiyanat kharda.dar Qarn 21 inha kitab ha ba ab andakhtand. mosalman nestand wa nabudand in ha nemekhahad ki tarikh waqei ra bidannad wa ba guzashta khod negah kunad . inha faqat pashtunwali ra dost darand
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
برادران عریر . مثل مفروفیست ( زخرسان چه پرسان ) استعداد و کار آیی این طایفه بی کمال و هنر چیز تازه نیست اما ما به درد پراگند گی وتشتت گرقتار هستیم باید همه آنهایکه دلسوزو صادق هستند دورهم جمع گر دیم دست به دست هم داده از افراطیگری دوری کرده و کمر به خد مت ببند یم و به دنبال تیره کردن د َل و گروه نباشیم چرا ازاین جمع موجود توقع خدمت به مردم بیجاست از خر زی ریس وخَرم وزیر چه دستگیر مردم خواهد شد.
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها / هزاره یک بند وجود ما استن اگه خوش میشی یا خفه
آقای میر هزار هزار و یک سلام ! صد دانه سلام از خودیت و یک دانیش از خاطر یوتوب هایت که بسیار مثل خودکیت مقبول و ماقول بود. و نو صد سلامی دیگیشه خودیت میدانی (راز داری و میگن راز مردا پوشیده است) اگه از حق تیر نشویم و تبعیض گوفتنی چیزی ده کله ای بی مانای ما نباشه و راست ره راست گوفته بتانیم و ده دروغ تن نتیم گپای میر هزار هزار فیصد صحی و بجاست . براستی که ای قوم بیچاره ده طول تاریخ ده تاریکی ها مانده و مغز های روشن شان و فکر های کاری شان و دل های فرسوده از ظلم های شان ده روشتی و میدان بیرون کشیده نشوده و امیشه از نظر خرابی و بی احترامی و بی حیثیتی به ای قومی که از ما است و یک بند وجود ما استن دیده شوده که نباید ایتو میشود . نه ما از بیسوادی و نادانی به اون ها احترام کدیم و نه اونا از امی بیسوادی شان از حقوقشان دفاع کده تانیستن . خدا کنه ازی بباد ایتو نشوه و ای قوم زحمت کش مثل یک غونچه گل ده مابین گلدان افغانستان رسمن و اجبارن گذاشته شوده قبول عام و خاص باشن . هر کس ده ای گپی مه فی میگیره و یا گریفته میتانه مردانه وار ده میدان درایه که مغزی سری بابیشه خلاص بکونوم . برین هزارای خودیما بامان خدا .
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
سلام به همه عزیزان...
هزاره ها باید برای دفاع از تاریخ شان رنجهای زیادی را متحمل شوند. تنها پشتونها منکر تاریخ هزاره ها نیست. دزدان دیگری نیز در کمین است. به این آدرس انترنتی بخوانید.
html.تاریخی/http//jawedan.com/index.php/51-35-06-12-03-1388
جرم بازخوانی تاریخ هزاره ها
هـزاره كيست تاجيك كيست پشتون كيست ازبك كيست
اساس فرقه سازى هـاى استعمار را بشكن
تو چون فرزند اسلامى شعارت نيست جز توحيد
ز محراب محمد پرچم كفار را بشكن
برادران عزيز
بياييد از اين تعصبات قومى و مزهـبى بگزريم ما هـمه افغانيم و مسلمان و هـمه زجر ديده ايم. تا وقتى تعصبات و قوم گرايي در افغانستان از بين نرود اين ملك هـيچ وقت روى صلح را نخوهـد ديد.
اگر رهـبران ما به خارجى هـا خود را فروخته و مجبور هـستند با هـمديگر بجنگند و قوم گرايي كنند م ملت بد بخت بايد نكنيم. ما كه فروخته شده نيستيم. كدام قوم افغانستان آواره و بيچاره نشده؟ كدام قوم در رفا زندگى ميكند؟
گر چه در طول تاريخ بيشترين ظلم بر هـزاره هـا تحميل شده اما هـمه افغانستان آواره و بيچاره اند. شما به قوم پشتون كه حاكم بوده يك نگاه عميق كنيد ايا اين حاكمان پشتون بر ملت پشتون كدام خدمت كرده؟ هـمه فرزندانشانرا بكشتن داده و به اينهـا عنوان يك قوم خشن و وحشى را داده است.
اين رهـبران ما فقط بخاطر منافع شخصى خود دست به اين كارهـا ميزنند
اميدوار روزى كه افغانهـا از خواب غفلت و نادانى بيدار شوند و اساس فرقه سازى هـاى استعمار را بشكنند و برادر وار در كنار هـم زندگى كنند و در آبادى اين ملك ( گلشن خاور زمين) سهـم بگيرند. گرچه اين به يك رويا ميماند اما هـيچ چيز غير ممكن نيست. داكتر كينگ زمانى سخنرانى مشهـورش ( من رويايي دارم) يا i have a dream را زماني در واشنگتن سخنرانى كرد كه در پشت شيشه هـاى رستوانهـاى امريكا مينوشتند كه سيا حق ورود ندارد. و ايشان در سخنرانيش از چيزهايي ميگفت كه بكفته خودش يك رويا بود ولى الان اوباما يك سيا رييس جمهـور اين كشور شده و اين رويايي داكتر كينگ به حقيقت پيوست.
اميد روزي كه تعصب در افغانستان معنى نداشته باشي به اميد افغانستان صلح و با صفا