21 مارچ روز بین المللی نوروز است. جشن نوروز ابتدا بین سومریان برپا داشته شد و سپس میان سایر مردم منطقه گسترش یافت. پس از هزاران سال کنو این جشن، جشنی بین المللی شمرده می شود.
عکس از اسوشیتد پرس
The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.
Order Now
نظرات
24 دیدگاهکابل: نوروز در کارته سخی ------
خان صیب
اگر شما هنر خواندن را قدری مراعات کنید و دقیق نوشته مرا بخوانید سوال های شما از جمله در مورد عام و خاص ، .... جواب داده شده است
باز هم بخوانید - حتما جواب تانرا دریافت میکنید
کابل: نوروز در کارته سخی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صالح خان ! شما این مطالب را که ( خراسان از زمان پارتی های ، هخامنشی ها ... مانند آریانا ذکر شده است . آن همان خراسان و آریانای عام یا افسانوی است که کشور آفتاب و آریانا کشور نژاد خارق العاده ..... ولی این افسانه است ) از کچکول پته خزانه کشیده اید ! کجاست سند ؟ درکدام تاریخ ذکر شده ؟ کدام احمق چنین ادعای پوچ و میان خالی را نوشته و تذکر داده است ؟
کابل: نوروز در کارته سخی
خان صاحب
فکر تان باشد که هرکس اینقدر احمق نمیشود که بگوید صابر شاه کابلی احمد خان ابدالی را به نام شاه خراسان تاجگذاری کرده بود و بعد بگوید که چند سال قبل کتاب علامه غبار را خوانده و به یادش است.
اگر میخواهید بحث کنیم پس مانند یک طفل کوچه برخورد نکنید و الی شما حرف های زده اید که هیچ احمقی و حتی نواسه خود آدولف هیتلر هم نمیزند ولی ما آنرا نادیده میگیریم
چون شما پیام مرا دقیق مطالعه نمیکنید شروع به احمق خطاب کردن دیگران میکنید و الی من برای شما واضح نوشته ام که اگر یکبار در گوگل نوشته کنید خراسان شما یا به خراسان خاص که همان ولایت کنونی ایران و جز از امپراطوری احمدخان ، هوتکها، افشار..... بر میخورید یا به خراسان عام که همان خراسان افسانوی است
من لینک دائره المعارف بریتانیکه را برایتان در ذیل میدهم اگر انگلیسی بلد استید مطالعه کنید ببینید که کدام احمق گفته که خراسان افسانوی حتی به هند و پارتی ها و همان ساحات هخامنشی ها.... اتلاق شده است
http://www.britannica.com/EBchecked/topic/316850/Khorasan
کابل: نوروز در کارته سخی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
به صالح خان ، تنویر خان ، شبیر خان و دیگر تحجر پسندان بیآزرم و فرهنگ گریزان تحریف گر !
هزاران درود و هزاران سلام روان بلند پرواز ابر مرد تاریخ و فرهنگ سرزمین خورشید زا و خورشید پرور میر غلام محمد غبار را که سالیان زنده گی ارزشمند خویش را با تلاش و تپش کم مانند ، بدرقۀ راه حقیقت نویسی و حقیقت جویی کرد . غبار آن تخت نشین اندیشه و خرد ، بمنظور ارج گذاری به تاریخ پربار ، با عظمت و پر افتخار سرزمینش رسالۀ جداگانۀ را به نام " خراسان " به نگارش گرفته که امروز آتش فروزانیست بر هیمه های خشک فرهنگ و تاریخ گریزان . غبار با نگارش تاریخ حقبقت ها روانۀ زنجیرگاه های زندان آل یحیی شد ، روان خسته را صیقل داد و در گوشۀ عزلت و تبعید با قلم رسا ، گرزی کوبید بر تفگر تحریف گران و دروغ نویسان .
بمنظور اینکه میرهزار گرامی بالایم خورده نگیرد علاقه مندان حقیقت جو و دوستدان تاریخ پربار سرزمین خورشید را دعوت مینمایم به خواندن رسالۀ "خراسان " تألیف و نگارش میر غلام محمد غبار به آدرس زیرین :
http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=118
(سپاس بی پایان دست اندر کاران سایت وزین " خراسان زمین " را که با تلاش خسته گی نا پذیر امکان دسترسی تشنه گان و جوینده گان راه راستکاری و رستگاری را میسر نموده اند . ) احمد خلیل نبیل مزاری
کابل: نوروز در کارته سخی
سلام به همه .
نمیدانم این ناقل سلیمان کوهی و فراری بخت نصر چرا مکرر مزاری صاحب را به اسم من مخاطب قرار میدهد ؟؟؟
کابل: نوروز در کارته سخی/ به خان عزیز !
سلام دوست عزیز خان ! میدانید صالح خان به من حقیر نام شمارا گاهی بشکل کنایه مینویسد فقط همین . صالح خانی که با دستکش های پوقانه یی به رینگ مبارزه داخل شده و روزانه تا ده بوکس هوایی میزد ، چنان ko شده که دو روز است به کوما رفته و در بیرون رینگ حتی آنهایی که به دُمش میزدند و با دانشمند والا مقام خواندش هله کِش کِش میگفتند ، رویپاک به شانه انداخته گریخته اند . متوجه باشید که صالح خان در آینده های نزدیک بنام و نشان دیگری میروید و باز از آخور سلیمان کوهی ها نشخوار نموده اینبار اشعار ترکمنی خواهد سرائید .
میدانم این پیامم را میدان گریزان میخوانند ، برایشان وسیلتأ اطمینان میدهم که دو جلد تاریخ افغانستان در پنج قرن اخیر نوشتۀ محمد صدیق فرهنگ را دریافت نموده ام و در مورد خراسان و تاریخ اصلی ها و نقلی ها مقال مستندی را به دید ایشان خواهم گذاشت که اگر کمی عقل و خرد داشته باشند ، دریچۀ حقیقت بازی های کابل پرس را با غم درون برای همیش ترک نمایند و بروند در مغاره های بینوا ، تول اوغان و توره بوره اوغان جرمن تا با شنیدن و خواندن القاب افتخاری دیگر مغاره نشینان به آدرس شان ، شمله بیغیرتی هرچی بالا و بالا ترببندند و فخر پوقانه یی بر یک دیگر بفروشند .
کابل: نوروز در کارته سخی/ مزار خان
خان صیب
تا دیروز شما همه را احمق خطاب میکردید که این خراسان خاص و عام چه معنی دارد ولی امروز شما خود آنرا از رساله علامه غبار نقل قول میکنید ولی در ضمن باز هم به صورت بازاری دهن به نکوهش دیگران باز میکنید.
برای شما یک مسله مهم را باز هم ذکر میکنم که شما و یکعده دیگر یا از روی عقده یا به خاطر چاق کردن تضاد های قومی یا از روی وظیفه که از طرف استخبارات کشور های بیگانه گرفته اند— ولی تا جای زیاد از روی بیخبری و عدم مطالعه- قصه ها، اسطوره ها، خیالات و موهومات چون نژاد خارق العاده آریایی ، آریانای کبیر ، خراسان کبیر و غیره را با واقعیت های که در آن واقعا خراسان ، آریانا هم جاه داشته ولی نه به شکل آن اغراق آمیز آن با هم مغالطه میکننند. این حرف های من هم نه بلکه حرف های دیگران است و شما متاسفانه هم از روی بی اطلاعی و هم به خاطر دلایل دیگر آنرا در نظر نمیگیرید
ما باید بدانیم که تاریخ سنتی یا عنعنوی ما در پرده ای از خیال ، اسطوره ، قصه و افسانه باقی مانده است . "این امر ریشه در افسانه هایی دارد که سینه به سینه و به صورت شفایی برای ما رسیده اند . در متن این قصه ها چهره های ویدایی و اوستایی جلوه گر اند.................... "
در این تاریخ عنعنوی اکثر کوشیده شده است که " به جای بررسی نقادانه واقعیت ها ، به ترکیبی از افسانه ، قصه ، اسطوره ، تخیل ، پندار گرایی ، اخلاق گرایی ، بیان پر مبالغه کردار قهرمانان ، وفاداری ، بلند پروازی ها ، قربانی ها ، آرمان ها ، آرزو ها و دیگر و دیگر ... برمیخوریم . دراین جاه انسان اسیر و دربند سرنوشت محتوم است.
...............................
جای شگفتی است که مورخان نامدار ما هم بدون آنکه دید نقادانه به آن بیاندازند ، این افسانه ها و اسطوره های اولی را وارد تاریخ ساخته اند."
کابل: نوروز در کارته سخی/ صالح خان
صالح خان ! شما به اینهمه ادعا های خود که خراسان خیالی است کوچکترین سندی ارایه کرده نمیتوانید ، حتی به همان ویکپیدیا !
من نمیدانم شما برویت چی تاریخ ، سند و اخباری استناد جسته دیگران را بیخبر خطاب میکنید ؟ به دایرة المعارف انگریزان ؟ به پته خزانه و یا به نوشته های خاخوگی و مردانزی ؟ نوشته ها ، رسالات و تاریخ نگاری تاریخ نویسان خارجی و وطنی ما به شما شگفت آور بوده و مورد قبول خاطر دانشمند والا مقام نیست . شما هم مانند همان همشهری دگرجنرال ما هیچ تاریخی را قبول ندارید و ادعا دارید هرچی قبل از احمد خان گذشته جز تاریخ ما نبوده اساس تاریخ ندارد !
شما را مقصر نمیدانم که چنین ادعا نمائید ، زیرا پیش از احمد خان شما در تاریخ نبودید ! شما بادیه گرد و خیمه نشین بوده نه پیشینه تاریخی داشتید و نه فرهنگ همزیستی ، نه کتاب و کتابت داشتید و نه خط و قلم ، فقط هرچی بوده در کوه های سلیمان بوده و وادی دریا سند که بنام اوغان و اوغانستان ثبت تاریخ گردیده .
اطمینان دارم که اگر زنده یاد غبار دوباره زنده شوند و مشخصأ به شما و دیگر کاکریان بگویند و بنویسند که ( ...در هر حال معنای خراسان هر چه بوده ، بوده و از هر وقتی که استعمال شده باشد، باشد. فقط مهم است و در آن شکی نیست، این است که نام خراسان در چهارده قرن نام سرزمین ما بوده است !) را بازهم با اوچته شمله و غیرت اوغانی رد میکنید ، اگر زور تان رسید باز زنجیر پوشش کرده اینبار به توره بوره پاکستان تبعیدش میکنید !
کابل: نوروز در کارته سخی/ صالح خان
خان صیب
شما آنقدر طفلانه و بازاری صحبت میکنید که جایی برای بحث نمیگذارید و مرا مجبور میکنید که باز هم با شما همان راه ساعتری را پیش بگیرم
ولی به هر صورت چند نکته ی دیگر را هم خدمت شما جناب عالی تقدیم میدارم:
– دائره المعارف اسلامی و بریتانیکه مشهور ترین و با اعتبار ترین اسناد اند. هر چیز که توسط انگریز نوشته شده است نباید رد گردد زیرا در آنصورت آثار شکسپیر هم باید رد شود چون او انگریزی بود.
– استناد من همچنان بر سخنان علامه میر غلام محمد غبار است
اینهم قسمت از سخنان غبار بزرگ از فصل دوازدهم افغانستان در مسیر تاریخ که تمام فصل را در بالا میتوانید مطالعه کنید --- و ببینید که او از خراسان( خراسان خاص- نه خراسان عام و افسانوی) فقط به حیث یک ولایت مانند سیستان یاد کرده است:
"........... حکمران روهیله و بنگش و ابدالی افغان (سعدالله خان روهیله احمدخان بنگش و زائد خان ابدالی) با قوای زیادی قرار داشتند. تمام این اوضاع احمدشاه را از طرف هنوستان مطمئن میساخت، و در تأسیس و تحکیم دولت سرتاسری افغانستان، زمینه مساعد بدست میداد. این است که احمدشاه در اندک مدتی به آسانی توانست از جیخون تا عمان و از ولایات خراسان و سیستان تا رودبار سند، افغانستان را وحدت سیاسی بخشد."
این هم سخنان او از کتاب احمد شاهی :
« غبار» در مقدمه کتاب «احمدشاه بابا» مي نگارد: ...احمدشاه همانقدر که از جنبه فتوحات نظامي، يکنفر پادشاه بزرگ افغاني شناخته مي شود، بسيار تر بواسطه خدمت گرانبهاي که در راه وحدت ملي و سياسي افغانستان نمود، قابل احترام است» ــ احمد شاه بابا، ص 2 همان کتاب سال 1938
کابل: نوروز در کارته سخی/ به صالح خان !
صالح خان ! اگر میخواهید ساعتری ببخشید ساعت تیری بکنید لطفأ به این آدرس شرف یاب شوید که همۀ ساعت تیران گرد آمده و دیوار کانکریتی میپرانند . برایتان اطمینان میدهم که ساعت تان بکی تیر میشود :
http://www.farsi.ru/forum/?section=291
هر روز تان به از دیروز و نوروز تان پیروز ! تقدیم به آزاده گان سرافراز نوروزی و جشن جمشیدی
این آهنگ به آواز ملکوتی شکیلا را تقدیم میکنم به آزاده گانی که در کوچه باغهای غنچه زار و وادی های لاله زار سرزمین ملکوتی ما ، شادمانه آمد آمد بهاران را به شادی زیبایی جشن گرفته اند .
توسطRBArtGallery1
هر روز تان به از دیروز و نوروز تان پیروز ! تقدیم به آزاده گان سرافراز نوروزی و جشن جمشیدی
این آهنگ زیبا را میتوانید به فارمات HD تماشا کنید !
http://www.youtube.com/watch?v=Wz1Bph1mYFw&feature=related
کابل: نوروز در کارته سخی
1- امیدوارم جواب آنانیکه تا دیروز از خراسان عام و خاص با خبر نبودند حالا داده شده باشد
2- این مقاله به هیچوجه نمیگویدکه صابر شاه کابلی احمد خان ابدالی را به نام شاه خراسان "تاج پوشی " کرده است
3- این مقاله علامه غبار ثبوت همان خراسان افسانوی و خیالی است که از قول عرب و غیره نقل شده است ولی به هیچوجه نام یک دولت یا کشور نه بلکه شعرا از یک اسطوره ویک افسانه مانند آریانا یاد کرده اند تا حدود مناطق را افاده کنند که نقاط مختلف آن پیش از اعلان افغانستان نوین در لویه جرگه قندهار به نامهای مختلف به ملوک الطوایفی های بزرگ منقسم بود
4- اگر شما به دائره المعارف بریتانیکه هم توجه کنید با وضاحت در میابید که از خراسان به حیث یک کشور خیالی ذکر شده است زیرا گفته میشود که عراب حتی هند را هم خراسان میگفتند
5- برای خراسان و افغانستان مدرن ( بعد از احمد خان ابدالی ) کتاب غبار افغانستان در مسیر تاریخ و کتاب احمد شاهی از همه مهمتر است. فصل 12 مسیر تاریخ تمام جوانب تاسیس افغانستان را با اشتباهات احمد خان ابدالی در تسخیر هند و لشکر کشی به آن دیار با وضاحت بیان میکند
6- بر اساس کتاب علامه غبار افغانستان در مسیر تاریخ خراسان واقعی همان ولایت خراسان امروزی ایران است که در دوره های مختلف تاریخی هرات و قسمت های ایالت سیستان امروزی ایران را هم احتوا کرده است
7- در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ علامه غبار فصل مربوط به اعلان افغانستان مدرن را حتی |"دولت ابدالی و تشکیل مجدد افغانستان" نام گذاشته است که خود نشاندهنده این است که غبار بزرگ دولت هوتکی ها را هم افغانستان میدانست که با شروع امپراطوری افشار یعنی سقوط شاه اشرف هوتک یا شاه اشرف افغان خاتمه پذیرفت
8 - پیش از افغانستان نوین در 1747 دولت هوتکی ها و امپراطوری افشاریه در منطقه افغانستان امروزی، ایران ، قسمت های بزرگ آسیای میانه وهند بر قرار بود که هر دو دولت هرگز و هیچگاه به نام خراسان یاد نشده اند و هیچ سند و هیچ مدرک ، هیچ سکه و هیچ نقشه وجود ندارد که آنها را خراسان گفته باشند. بلکه از خراسان باز هم در این دوره ها مانند آریانا از سرزمین خیالی و کشور آفتاب در اشعار شعرای مختلف از قندهار تا شاه شجاع و غیره یاد شده اشت
بلاخره من از همه خواهش میکنم کتاب در مسیر تاریخ فصل دوازدهم آنرا ، دائره المعارف اسلامی و دائره المعارف بریتانیکه و ایرانیکه را با کتاب دیگر علامه غبار به نام تاریخ احمد شاهی مطالعه کنند که در آن او مینویسد:
" ....... با قتل نادر افشار بوسیله برادرش نادر بویلی و تعداد از نظامیانش که از ظلم و دهشت او به جان آمده بودند سلسله افشاریان و یکی دیگر از امپراطوری های فارس به پایان رسید . جسد نادر افشار در قلعه فتح آباد مشهد پیدا میشود.
احمد شاه ابدالی همینکه از حادثه با خبر میشود با قوای افغانی خویش به محل آمده خانم و اولاده نادر افشار را در پناه خود قرار داده و بعداً به محل امن انتقال میدهد که به پاس این کار دلیرانه و صداقت خانم نادر افشار الماس معروف کوه نور را به احمد شاه درانی میبخشد که اکنون در اختیار فامیل سلطنتی انگلستان قرار دارد...........
احمد شاه بابا بعد از برگشت از فتوحات در پنجاب با 25 هزار قوای خویش به طرف هرات رفت تا محل تولد خود را از فارس ها آزاد کند. در اینجا یک عرب بنام امیر علم خان به امر شاه رخ والی خراسان تعین شده بود. در اطراف هرات برای 9 ماه جنگ خونینی بین افغانها و قوای فارس جریان داشت تا بلاخره شاهرخ والی خراسان شکسست خورده و شهر را برای قوای افغان رها کرده و به مشهد مرکز خراسان فرار کرد.
احمد شاه درانی درویش علی خان هزاره یکی از قومندانان قطعات افغان را والی هرات تعین کرده و خود به صوب مشهد حرکت کرد.
بعد از تسلیمی مشهد به قوای افغانی ، احمد شاه درانی شاهرخ را به علت کوری او عفو کرده دوباره او را والی خراسان مقرر کرد."