رفتن به محتوای اصلی
دموکراسی یا رقاصه سازی

دموکراسی یا رقاصه سازی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

مطبوعات بویژه رسانه های تصویری در راهء آرمانی ساختن وبالا بردن قدر ومنزلت یک فن، علم ویاهنر درمیان مردم نقش بسزایی دارند زیرا با نفوذ در درون خانه خانهء ساکنان یک کشور میتوانند ذهنیت ایشان را

قاری عتیق الله ساکت

بسوی اهداف تعین شده خود بکشانند. چندی پیش یکی ازتلویزیونهای خصوصی بنام "طلوع" برنامه یی را زیر نام "ستارهء افغان" براه انداخت که ظاهرأ هدف ضمنی آن شناسایی وتشخیص آوازخوانان شایسته درمیان جوانان کشور بود. البته انتخاب وبرنده شدن افراد ممتاز برعلاوهء موجودیت چندتن افراد صاحبنظر باصطلاح داور، بیشتر موکول به رأی دادن مردم ذریعهء پیام توسط تیلفونهای همراه ایشان بودکه راز اصلی تدویرهمچو مسابقه اساسأ درهمین نکته نهفته بود تابه بهانهء ارسال پیام ورأی دادن مردم به آواز خوان مطلوب هزاران هزار پول عاید شرکت "روشن" گردد. پس ازچندی شبکه خصوصی دیگربنام تلویزیون آریانا طبق عادت همیشگی تقلید ازابتکارات تلویزیونهای دیگر، برنامه مشابه به "ستارهء افغان" تلویزیون "طلوع" را بنام "شگوفه ها" براه انداخت با این تفاوت که درین برنامه جوانان نه به آواز خوانی بلکه به رقص وپایکوبی دعوت وبه مسابقه تشویق میشدند که هدف اصلی ایشان نیز کمایی کردن سرمایه توسط شرکت افغان بیسیم بود. هیأت داوراین برنامه جوانان رقصنده را که معمولأ خودرا به شکل رقاصان غربی، آمریکایی وهندی درآورده ومیرقصیدند اینگونه مورد ارزیابی قرار میدادند:

آفرین، خیز وجست ات هم خوب بود، حرکات پایین ازکمرت هم عالی بنظر میرسید وخودرا خوب میجنبانی، حرکات شانه ات هم با ضربات جاز وطبله همنوایی داشت، مگر بازهم اگر کمی دیگر تمرین کنی بهترمیشوی.........

تدویر اینگونه مسابقات تاهنوز هم ادامه دارد و گردانندگان همچو برنامه ها (ستاره وشگوفه) ضمن اینکه طور سرسام آوری سرمایه های هنگفتی را اندوختند با اعطای جوایز نقدی، جنسی، تفریحی ومسافرتی بکشورهای خارج برای برندگان درجه اول، دوم وسوم و با افسون وبکاربردن همه طلسمات مادی چون شهرت دهی و شخصیت سازی این افراد بیخبر، جبرأ اکثر خانواده ها وجوانان را متقاعد ساختند که راهء اصلی سعادت وکمال فقط در رقص و آواز است وسایرمسالک دیگر نه نان دارد ونه نام. ازهمین لحاظ با آغاز هر دور جدید تعداد جوانان اشتراک کننده درین دو برنامه (ستارهء افغان وشگوفه ها) به چند وچندین برابر افزایش یافت که متأسفانه این روند دجال محور هنوز هم رو به تصاعد است.

با رد هرگونه سؤظن خوانندگان نسبت به نیات بنده مبنی برتعصب وبدبینی علیه موسیقی، میخواهم این نکته را باصراحت بگویم که راه اندازی اینگونه مسابقات درکشورما خیلیها بیموقع، پیش ازوقت ودرتضاد با واقعیت های موجود درکشورماست.

چه خوب میبود که اگر ایشان همچو محافل هیجان برانگیزرا با آنهمه جوایزنقدی وجنسی بخاطر تشویق وتشهیربهترین جوان ریاضی دان، فزیکدان، کیمیادان یاهم لایقترین شاگرد مکتب ویامحصل درپیشبرد فنون وعلوم که درراه عمران وبازسازی کشور ما بدردمیخورد، براه میانداختند که درینصورت طبعأ جوانان مملکت ما با ملاحظهء تشویق هموطنان وتوجه رسانه ها بایشان بخاطر سبقت ربایی ازهمدیگر در راهء فراگی

ری علوم ومهارتهای مختلف مدارج کمال را میپیمودند وسرانجام، نتایج اینگونه مساعی رسانه های تصویری باعث بوجود آمدن جوانان متخصص وبامسلک در وطن ما میشد، چیزیکه واقعأ بدرد آیندهء کشور ما میخورد ومملکت ما سخت بدان نیازدارد. درحالیکه دایرنمودن همچو مسابقات غرض انتخاب بهترین آوازخوان ویا هم رقاص، صرفأ باعث بوجود آمدن یکتعداد آوازخوانان ورقاصه گان خواهد شدکه ایشان درهمچو شرایط نابسامان ناگزیر بر روی اشکم های گرسنه ورخسارهای رنگ پریده مردم رنجور، وبر سر تل های خاک ومحیط مخروبه کشور برقصند و آواز بخوانندکه این امر درچنان وضعیت ناگوار کنونی خیلیها نازیبا وناهمگون مینماید. لازم بیاد آوریست که ما درشرایطی اینقدرلنگر خودرا به هنر موسیقی ورقص انداخته ایم که کشورما بیشتر به افراد متخصص چون طبیب، مهندس، اقتصاددان وغیره ضرورت دارد نه اینهمه رقاصه وخواننده. درحال حاضر هرگاه نیم نگاهی به چاراطراف خود بیاندازیم، بوضوح متوجه میشویم که وضعیت مملکت ما باندازهء رقتبار است که درفاصله هرچند متری ما غیر ازخرابی وویرانی هیچ چیزی دیده نمیشود.

ازهمینجاست که میبینیم هنرمندان افغانی ما زمانیکه میخواهند آهنگهای خودرا تصویری وتلویزیونی بسازند، سروده های خودرا همواره درکشورهای بیرونی مثل تاجکستان، ازبکستان، دوبی وغیره تهیه میکنند وازبرکت محیط نظیف وبه تصویرکشیدن زیربناهای ایشان آهنگ های خودرا تزیین میکنند که این روش درمیان هنرمندان ما فعلأ به یک عادت تبدیل شده است باین شکل که آهنگ و خوانندهء آن افغانی ولی محیط خارجی. گاهی دربعضی ازتلویزیون ها میبینیم که یکتن ازهنرمندان افغانی ما برسر یک چهارراه آهنگ میخواند ودختران رقاصهء خارجی هم ویرا همراهی میکنند، یاهم کنار جاده ویا پل هوایی یکی ازشهرهای کشورهای بیرونی در داخل یک موتر با چنان تبختر نشسته رانندگی میکند وآهنگ میخواند، تو گویی که آن سرک، پل هوایی ویا آن چهارراه را پدر وپدرکلانش ساخته ویاهم مال اصلی مملکت اش است. هرگاه دقیق شویم میبینیم که همچو صحنه پردازی ها خیلی ها شرم آور است. زیرا ما خود اصلأ یک گوشهء قشنگ ودیدنی درشهرهای خود برای تصویر برداری نداریم و هنرمندان ما بخاطر یک آهنگ کوتاه نیازمند سفر به کشورهای دیگران واستفاده از محیط ایشان میشوند. این خود بیانگر آنست که ما درقدم اول نیاز داریم تا در و دیوار، پل وپلچک وسرکهای کشور خودرا آباد بسازیم تا ازاحتیاج کشورهای بیرونی نجات پیداکنیم نه اینکه در اوج بدبختی وبیچارگی درحالیکه مردم کشور های دیگر بحال زار ما افغانها میگریند، ما درکشورهای ایشان رفته مستی وپایکوبی نماییم. اصلأ درین چه افتخار و چه لذتی داردکه هنرمندافغانی ما دریک موترنشسته بالای پل های هوایی کشورهای دیگر آواز میخواند ویارقص میکند؟

پس خدارا ای صاحبان شرکتهای افغان بیسیم وروشن! یک لحظه بخود آیید وفکر کنیدکه اولویت های لازم برای مردم این کشور چه چیزهاییست؟ رقاصه گان ویا کارگران؟ خواننده ویامهندس؟ سؤال دیگر اینکه اصلأ درچنین شرایطی از رقص وداشتن جوانان رقصنده چه بدست ما میاید؟ و اصلأ رقص برای چه وبرای کی؟ رقص درکشور که تعداد اعظم نفوس آن به سؤ تغذی مبتلا استند ونان خوردن خودرا ندارند؟ کشور مخروبه وپرازتل خاک با ساختمان های فرو ریخته و وحشتناک که مردم آن درهمه عرصه ها محتاج کمک ومعاونت کشورهای بیرونی اند وخود کمترافراد متخصص ومتعهد دارند تا نیازهای خویش را مستقلأ با اراده ونقشه خود عملی سازند. رقص برای مردم که اقتصادایشان ضرب صفراست وخودایشان نه درآمدی دارند، نه عوایدی ونه فکر وفرصتی برای ایجاد آن. مردم که حتی مواد خوراکی ایشان بستگی به کشت وزراعت دهاقین کشورهای همسایه دارد وسرزمین خودشان با وصف داشتن دشتهای وسیع ومساعد برای کشت وزراعت همچنان لم یزرع باقیمانده است. مردم که باداشتن منابع کافی آبی ودریایی بازهم بخاطر یک سطل آب غرض آبیاری زمینهایشان با هم به جنگ ومخاصمه میپردازند ودرنتیجهء زد وخورد روی یک موضوع بسیار ساده دوقوم تباه میشود وازبین میروند زیرا ظرفیتی وجود ندارد تا آب اینهمه دریاهای خروشان را مهار نموده نگذارد که اینهمه آبها بیهوده به کشورهای همسایه سرازیر شود.

واقعیت اینست که اگردرکشورچون افغانستان امروزی هنرمندانی بسویهء "حاجی رفیع هندی" ویا رقصنده چابک پای مثل "مایکل جکسن" هم داشته باشیم، این موضوع هرگزنمیتواند مشکلات اصلی مارا که شمه یی ازانها تذکر رفت، حل نماید. بنأ با تأکید میخواهم بگویم که رقص و آوازبهیچوجه نیاز اصلی جامعه کنونی افغانستان نیست ونه این دو گزینه های فریبنده به درد ودوای مردم افغانستان درشرایط فعلی میخورند. زیرا ما صدها اولویت دیگر بخاطر رهایی ازبحران کنونی داریم که هیچگاه بواسطه رقص وآواز حل نمیشوند. امروز تلویزیونهای خصوصی اگر میخواهند درراستای خدمت بکشور کاری را انجام دهند، بهتراست تا درراهء تشهیر وتشویق جوانان مستعد ومتخصص که فعالیتهای دماغی وجسمی ایشان درراه رشد وترقی اقتصادی واعمار زیرساختهای کشور مفید واقع میگردد، مسابقاتی را براه اندازند واین یگانه تجربه ایست که همه ممالک پیشرفتهء جهان آنرا آزموده وازهمین طریق معارف مورد نیاز جامعهء خودرا تقویه کرده اند.

یکعده افراد درتوجیه این عمل استثمارگرانهء تلویزیونهای خصوصی میگویند که مردم افغانستان پس ازچندسال حاکمیت ددمنشانهء طالبان وحساسیت ایشان علیه موسیقی حالا با تشنگی وعلاقهءخاص دنبال موسیقی ورقص را گرفته اند که این تمایل، عکس العمل طبیعی ایشان دربرابر موسیقی است وحالا با هموار شدن بستر دموکراسی درین کشور مردم زیادتر به این هنر روی آورده اند!!!؟

ولی باید بگوییم که طالبان درطول مدت حاکمیت شان تنها برموسیقی نه بلکه برسایر جنبه های زندگی، علوم وهنرهای دیگرمثل رسامی، خطاطی، حکاکی، مجسمه سازی وغیره سایهء سیاهء غول آسای خودرا انداخته درحق ایشان جفا کردند وحتی بعضی مضامین را درمدارس ودانشگاه های کشور بدلیل اینکه درعصر پیامبر نبوده ممنوع قراردادند، پس چرا ازبرکت دموکراسی به آنها پرداخته نمیشود ومردم اینقدر که به موسیقی روی آورده اند به آنها تمایل ندارند؟ مگر آیا استفاده ازبرکات ومزایای دموکراسی تنها پرداختن به رقص وموسیقی است؟ مگر بزرگترین مفیدیت دموکراسی دریک کشور تنها همین است که همه مردم به موسیقی،رقص وآواز روی بیاورند؟ آیا درطول تأریخ بشری اینهمه قیامها ونظامهای که بخاطر برپایی نظامهای مردم سالار ودموکراسی صورت گرفته وهزاران هزار انسان در راهء آن کشته شده اند، منظور ایشان از تحقق دموکراسی صرف همین بوده که مردم ازبام تاشام بنشینند آهنگ بخوانند وآزادانه رقص کنند؟ آیا سن جوانی خاص بخاطر رقص و آوازخوانی است وانسانها درین ایام هیچ مصروفیت سالم ویاهم مشغلهء دیگری برای پیشبرد زندگی شان جز رقص وآوازخواندن ندارند؟

برعکس واقعیت اینست که مردم اگر هرقدر تشنگی هم نسبت به موسیقی ورقص داشته اند، این حرص و ولع ایشان باندازه یی نبوده که طی اینهمه سالهای متمادی پس ازفروپاشی طالبان به پیمانهء کشته وسوختهء موسیقی ورقص باشند که تشنگی شان هیچ ارضا نشده باشد، بلکه این شرکتهای دو پایه یی و دوکله یی تجارتی معهء پایگاه های تلویزیون وتیلفون اندکه بخاطر واداشتن مردم برای ارسال پیام وکشیدن پول ازجیب شان تلویزیونهای خود را باینطریق عیار کرده اند که فقط یک مسلک ویاهم یک هنربیفایده بحال ملت را با اوج وموجش دربین مردم ترویج میکنند. بنأ جوانان ما باید بفهمند که نه رقص وآواز نیازهمیشگی جوامع انسانی است ونه هم این دو پیشه ازجمله کمالات یگانه، حقیقی وبدرد بخور مردم محسوب میشود. این نکته را نیز بیادداشته باشیم که پیشرفت ورشد کشورهای مترقی مرهون خدمات وزحمات مخترعین، مکتشفین، مهندسین واقتصاددانان آنست نه ازرقصندگان وخوانندگان آن. بنأ امروز هرگاه چندرسانه مربوط به یکعده افراد تاجر وزراندوز بخاطر چوشیدن وبلعیدن سرمایه های مردم ذهنیت مردم را بسوی ارزشهای کاذب سوق میدهند شما (جوانان) نباید فریب ایشان را خورده ارزشهای حقیقی ونیازهای اساسی کشورتانرا فراموش نمایید ومطمین باشید که هرگاه شما در راه کسب علم ومعرفت وفنون که برای رشد وترقی کشور ما مفید است، گام بردارید فردا محبوبیت وشهرت شما درج اوراق ماندگار تأریخ خواهد شد وهم خدا ونسلهای آینده ازشما خوشنود وبرایتان درود خواهند فرستاد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

17 دیدگاه
ناشناس

دموکراسی یا رقاصه سازی

قاری صاحب حق با شماست

ا ج ک
دموکراسی یا رقاصه سازی

سلام قاری صاحب واقعا که حق با شماست

خلیل
دموکراسی یا رقاصه سازی

واقعا که عین حقیقت است ، امید که دست اندرکاران تلویزیونهای نامبرده در حصه برگزاری مسابقات علمی و تشویق جوانان برای آموختن علوم هم یک ابتکار به خرج دهند . البته آماده ساختن آوازخوان و رقاصه ها برای ملت ما که سالها زیر یوغ شکنجه ظالمان از خدا بیخبر بوده اند یکی از اهداف عمده کشور های به اصطلاح کمک کننده به امنیت و باز سازی افغانستان است که میخواهند مردم بی خبر از همه جا را مصروف ساخته و خود پلان های دراز مدتی که در افغانستان دارند پیاده کنند ، واقعا که حق با قاری صاحب است .

ملتی که نان ندارد بخورد ، شفاخانه درست ندارد که مریضش تداوی شود ، آب آشامیدنی سالم ندارد و ده ها ضروریات اولیه که انسان به آن احتیاج دارد تا بتواند یک زندگی مرفه داشته باشد رقاصه و آواز خوان میخواهد چکار کند ، کسی که به آواز خوانی و یا رقاصگی علاقه داشته باشد خودش هر طور باشد خود را به آرزویش میرساند ، مگر در سالهای پیش از حکومت مجاهدین و یا خلقی و پرچمی ها پروگرام ستاره افغان و یا گلبرگها بود که هنرمندان مشهوری چون : استاد سراهنگ ،احمد ظاهر ، ناشناس ، ظاهر هویدا ، فرهاد دریا ، حبیب شریف ، مهوش ، هنگامه ، سلما و ده خواننده مشهور دیگر که ما و شما از شنیدن آهنگهای شان لذت میبریم ، ظهور کردند و همین حالا هم خوانندگانی جوانی هستند که در هیچ برنامه به اصطلاح شناخت ستاره رقص و آواز شرکت نکرده اند ولی مشهور اند و سی دی ها و ویدئو های شان در دسترس همگی قرار دارد .

پس بر ماست تا کمی به خود آئیم و برای آبادانی و شکوفائی وطن خود از دل و جان همت گماریم و آنچه را که وطن مخروبه ما به آن ضرورت دارد در فکر تهیه آن شویم و جوانان را تشویق به آموختن علم نمائیم که بزرگترین سرمایه و زیر بنای همه امکنات رفاهی و از جمله دموکراسی میباشد .

والسلام

وليد شهاب
دموکراسی یا رقاصه سازی

قاري صاحب محترم:

بركت باد بر قلم تان.

در حقيقت اين هم يك جهاد عليه كسان است كه دشمنان كلتور و عنعنات مردم غيور افغانستان مي باشند.

شبیر

دموکراسی یا رقاصه سازی و جاسوس سازی؟

میخواهم علاوه کنم:

و از همه مهمتر باید به این نکته انگشت انتقاد گذاشت که چینل های تلویزیونی افغانستان در واقع وسایلی در دست استخبارات خارجی هستند. "طلوع" مستقیما با رژیم خون آشام ایران لنک دارد و درین اواخر به مثابه بلند گوی جبهه ملی عمل میکند. "آریانا"ی بیات بدون و چون و چرا مثل خود آقای بیات به سی آی ای و دولت امریکا وابسته است و در خط سیاست امریکا عمل میکند. همین چند روز قبل وقتی دیدیم قانونی و ضیا مسعود د جریان انتقال پنج میلیون دالر و مقداری زمرد در دوبی دستگیر شدند، این تلویزیون "آریانا" بود که کوشید فوری این خبر مستند را دروغ ثابت کند و مصاحبه های دروغین با آندو انجام داد.

در تلویزیون "آریانا" برنامه نسبتا خوب "قصه های جنگ" است که با درد و اندوه عده‌ای از هموطنان ما میشود از طریق آن مطلع شد، اما این برنامه نیز آنقدر زیر تیغ سانسور بیات قرار دارد که بعضا از مضمون تهی میشود و برای اینکه متحدین "جنگسالار" امریکا افشا نگردند، حتی سال و نام متخلفین این جنایات از برنامه حذف میشود و به مصاحبه کننده گفته میشود که نباید نام عاملان جنایت را بر زبان رانند در حالیکه اکثر آنرا میشود فهمید که قربانیان سالهای سیاه امارت جهادی های خاین هستند که امروز حاکمان کشور زیر سلطه امریکای ما اند.

در افغانستان زیر نام آزادی بیان، این چینل ها و صدها نشریه و رادیو به میدان آمدند اما کثر اینان چیزی برای گفتن ندارند و انگشت به درد اصلی مردم نمی‌گذارند، حتی بیشتر آنان مصداق بوسه به شمشیر جلاد را دارند.

م .و .ی
دموکراسی یا رقاصه سازی و جاسوس سازی؟ .. بـمطـالعه آقای شبیر مفتوح باد .

با ابراز سلام واحترام خدمت آقای شبیر اضافه کنم اینکه من در قسمت تلویزیون های وابسته با بیگانه ها که یکی شان دوست ما نبوده هستن تآییدآ میگویم که این ها همه شان خود فروخته ها هستن. ولی در قسمت 5 میلیون دالر سوالهای در ذهن ما است که حل نشده .اگر شما معلوماتی در این زمینه دارید لطف نموده ما را هم روشن سازید . باوجود که این اینها آقایان قانونی و احمد ضیا مسعود جناوران هستن که هم تـخــم میدهند و هم چوچه ولی 5 میلیون مبلغ انگفتی است و در یک بکس جای نمیشود که این ها ویا بادیگارد های شان در دست گرفته باشند . چـرا از طـریق بانکها و یا حواله آزاد مثال شیر خان(کابل بانک ) پول را انتقال ندادن و چرا دیگر رسانه ها از این موضع یاد آوری نکردن در حال که دنیا آنقدر کوچک شده که در نیم ساعت از یک مطلب همه دنیا آگاهی حاصل میکنند .و چندین سوالهای دیگر.تلویزیون آریانا افغانستان که از امریکا توسط مسکینیار و با پول ماهانه 75000 دالر توسط CIA و به تضمین آقای خلیل زاد پخش میشود اصلآ قابل اعتبار نیست .آقای بیات آقای مسکینیار و مطباقی به دستورات CIA عمل میکنند ولی در برابر هم ضد ونقیض . هستن کسانی که در برابر پول خودوطن همه و همه را میفروشند شما شاید نبیل مسکینیاررااز من بهتر بشناسید که گاهی پرچمی و نشان لینن را پیش سینه خویش زده در مسکو وقت آواز هورا سر داده زندگی میکرد بعدآ در حزب شعله جاوید که جذبی اش هم کسی بنام حسن امیری است .مگر نتوانست پول وافری از این دوباند بدست آورد البته پولی کمی گاه گاهی گیرش می آمد مگر قسمی نی که سرنوشت آینده شانرامرفوع سازد. دست انداخت به برق 50000 ولت که موفق هم شد من اینها را کاملآ میشناسم و خودش هم مرا خوب میشناسد .من وظیفه خود میدانم که همچو اشخاص را به هموطنان معرفی کنم من ترسی وی ندارم نان و آب خودم یا اولادم دست اینها نیست کسانی که آگاهی ندارند هوشیار باشید که اینها بشمول حسن امیری ..... از احساسات شـما دل پاکاک ها استفاده سوء میکنند به لحاظ خدا به حرفـهایش باور نکنید این چهره ها یکروزی افشا میشود مگر روزی باشد که ناوقت . مثل ملا مسجد پل خشتی که 40 سال انگلیس مردم را نماز داد . در باره رقص و خیز و جست باید بگویم که اگر این امریکا و این سُست عنصر های خود فروش افغان باشد یکروز شاهد همجنس بازی ها عروسی زن با زن مرد با مرد خواهد بودیم . دعا میکنیم که خدای پاک وشهدای پاک افغانستان دست این نامسلمان ها را از وطن ما کوتاه و ملت ما را هم توان بدهد که دوست و دشمن خود را بشناسند . تلویزیون آزاد در افغانستان نیست نمیشود در جامعه ما با این همه نوکران و غلامانی بیگانه که در وطن و خارج از وطن سوگند یاد کرده اند . چطور یک رسانه آزاد بدون بستگی میتواند در افغانستان فعالیت کند . من قبول ندارم بخصوص این آریانا افغانستان امریکای که شناخت مطلق از آنها دارم . اما دیگران را درست نمیشناسم محکوم هم نمیکنم .

پسرلی
دموکراسی یا رقاصه سازی و جاسوس سازی؟

مطبوعات افغانستان و مخصوصا تلویزیونها و رادیو ها واقعا بدور از فرهنگ و نیاز شرایط افغانستان برنامه پخش میکنند.

چند روز قبل در یکی از رادیو ها برنامه تلفون های زنده را میشنیدم که دختری زنگ زده بود و چنین میگفت: "به حکیم جان زنگیم میخواهم پیام بدهم که پلیز پلیز موبایل خود را جواب دهد من بار بار زنگ میزنم ولی گوشی را نمی گیرد، اگر من یکبار با تو صحبت نکنم امشب خوابم نخواهد برد چون بسیار زیاد به یادم می‌آیی، من ترا زیاد دوست دارد!"

و یا پخش سریال های کثیف هندی واقعا اخلاق جامعه ما را بسوی نابودی میبرد. همین حالا سطح فرهنگ و اخلاق مخصوصا بین جوانان به حد شرم آور پایین است و در کوچه و بازار جوانان جز با زبان دشنام و یاد کردن از پس و پیش خود صحبت نمیکنند. اما این سریال ها این فرهنگ بداخلاقی را به تمامی خانه ها و گوشه و کنار افغانستان میبرد. مخصوصا یکی از این سریال ها به حدی مذهبی است که فکر میکنی فقط بخاطر این طرح شده که هندوایزم را در افغانستان شیوع دهند. ما قبلا از دین و مذهب بازی ها خسته و بیزار شده‌ایم اینان میخواهند یک بلای دیگر را هم به جان ما بیندازند!!

M.Asghar
دموکراسی یا رقاصه سازی و جاسوس سازی؟

از همه اولتر کامیابی شما را خواسته و خواهانم که دایم در باره همچو سیر یال های بی فرنگ مردم را آگاه کنید
به فکر من بعضی ازین تلویزون ها هم از همین طرف حمایه میشود تا که بتواند مردم ما را زیر تسلط فرهنگی خود قرار دهد . اصغر از سعودی

ناشناس

دموکراسی یا رقاصه سازی

شبيرجان گل گفتی مذهب ات را صدقه

Kanishka Hazaristani

دموکراسی یا رقاصه سازی

Dear Qary thank you very very much

هفت خوراکه

دموکراسی یا رقاصه سازی

قاری جان عزیز حق بجانب استی . و اگر خفه نشی ، گپهای خوب خریدار نداره . نه تنها که کشور ما ، بلکه در همه جا . ولی در مورد چهار پولی که از طریق SMS مصرف میشه هیچ چرت نزن . یک کمی تیلفون والا و یک کمی هم تلویزیون والا و یک کمی هم امریکا لالا . همی رقم پیسه گکا تقسیم میشن . ما و خودت نام خدا ماهانه در موبایل خود برابر شانزده نفر در افغانستان پیسه میندازیم و مصرف میکنیم . هرکس دلیش باسکلیش . چرا مردم اس م اس میکنه و رقاصه انتخاب میکنه ؟ اگر بیسواد استن عقل خو دارن . مردم اینقدر عقل داره که پیسه تیلفونه پیدا میکنه . عقل مصرف کدنش ره هم داره . دیگه جان بیرار همی تلویزیون والا هم دلیش تلویزیونیش . خودت هم میگی که خصوصی اس و مه هم میگوم خصوصی اس . تلویزیون خصوصی . یعنی چی ؟ یعنی شخصی و خصوصی به خودش اس . کسی حق هم نداره ازش شکایت کنه . از آزادی زبان تا بند تنبان ده دستش اس . مقصد ایکه قانون اساسی ره ده یاد کسی نیاره . دیگه هرچی که دلش خاست نشان میته . قاری جان ، زمانه خراب شده . از دست هیچ کسی چیزی نمیایه . باز هم تو خیر ببینی که یاد اوری کدی .

و-ولی

دموکراسی یا رقاصه سازی

واقعا با نشر چنین برنامه ها شاید روزی فرهنگ خود افغانستان کاملا از بین برود، گپ زدن بعضی از نطاقان این تلویزیون ها و رادیو هااصلا خارج از نزاکت و خلاف ژورنالیزم است به خصوص برنامه های زنده تلفونی. فقط تشویق مردم به مصرف کردن پول های که شاید در مقابل زحمت کسی دیگر( پدر یا برادر) است میباشد. و برعلاوه مود ها و لباس ها ذریعه آهنگ ها و فلم های خارجی نشان داده میشود که خلاف کلتور و عنعنات افغانی ماست ولی باز هم به نشر میرسد و جوانان را تشویق به استفاده از چنین لبای ها میکنند که نمونه اش را بهتر در زیادتر محافل عروسی و خوشی میتوانید مشاهد کنید لباس های نیمه برهنه، اندام کش، ......

Mord

دموکراسی یا رقاصه سازی

Dear Mr.Qari Atiqullah Saket:
You are all right, your articles are very strong and usefull, God bless you, don’t stop writing, go ahead

تراب از کابل

دموکراسی یا رقاصه سازی

با عرض سلام به خوانندگان کابل پرس? ! نکات مطرح شده در مقاله محترم قاری صاحب قابل تایید و تامل است ولازم است تا مراجع ذیربط درمورد کارنمایند .اساسا دشمنان بظاهر دوست کشور ما در زمان های مختلف مقاصد خود را گوناگون به پیش بردند و متا سفانه ما گول خورده ایم لاکن همین حالا هم وقت است که بتوانیم جلونقص را بگیریم .درزمانی که قانون اساسی تصویب میشد نماینده های را که درواقع بسیار کم شان نماینده واقعی مردم بودندبالای مسایل همچون سرود ملی که به کدام زبان باشد و.... مصروف ساختند و در موارد مانند ازادی بیان و نوعیت اقتصاد کشور بدون چون وچرا قانون را به نفع خود تصویب کردند که ما امروز در هردو مورد شاهد پیامد های ان هستیم و مبینیم که جامعه ما به کدام طرف روان است و نظر به قانون اساسی دست وپای وزارت اطلاعات وفرهنگ را بسته کرده اند که کاری نتواند وهیچ مرجع دولتی نتواند کاری هیچ مرجع خصوصی را تحت کنترول داشته باشد در بوجود اوردن فرهنگ خارجی تلویزیون های خصوصی رول مهم دارندروز اول عید قربان از تلویزیون نورین از سرویس خبری دری شان شنیدم که به عوض وزارت انکشاف دهات میگفت وزارت توسعه روستا ها !!! هردو حین حرف است ودر معنی مشکل ندارد اما چرا اصطلاح ایرانی مورد کاربرد قرار میگیرد و با یک حرکت اگاهانه یا نااگاهانه نام یک وزارت را تغییر میدهند و وقتی دری سچه وجود داشته باشدچرا از کلیمات و اصطلاحات ایرانی استفاده شود ؟ که این گونه مثالها بیشمار وجود دارد... در بعضی موارد برنامه های خوب هم نشر میشود که نباید از ان انکار کرد اما نقطه مورد توجه اینست که هدف بزرگ اکثریت تلویزیون ها و رادیو های خصوصی کمایی نمودن پول وتجارت است واصلا اینکه بالای جامعه چه اثرات وارد خواهد امدبه ایشان ارتباط ندارد ومتاسفانه تلویزیون های شخصی اگاهانه یا نااگاهانه در بعضی موارد به ضرر کشور ومقدسات ان تمام خواهد شد واینکه اهسته اهسته تهاجم فرهنگی که دارد توسط همین رسانه های صوتی و تصویری صورت میگیرد غیر قابل تحمل است وشاید این تهاجم بدتر از مواد مخدره باشد همین اکنون روزانه از ساعت شش ونیم شام تا ده شب در تلویزیون های مختلف سریال های مختلف که بیشترین شان هندی است نشر میشود بدون اینکه عواقب ان مدنظرگرفته شود اینکه بالای روحیه اطفال ما اهسته اهسته چه اثر میکند در اینده ها معلوم میشود طور مثال طفلی در یکی از فامیلها وقتی در همسایگی شان جوانی درحادثه انتحاری مقابل ولایت کابل شهید شده بود درجواب سوالی میگوید جنازه را اورده اند مگر تاهنوز در نداده اند(نه سوختانده اند ) ویا طفلی دیگری که عروسی عمه اش است از مادرش میپرسدچی وقت عمه ام را زردچوبه میزنند ویا طفلی دیگری به مادرش میگوید مادر کاشکی ما وشما هم در خانه بت میداشتیم تا دعا های ما زود نتیجه میداد و شاید صد ها مثال دیگر .... این مثالها درظاهر بسیار ساده به نظرمیرسند اما در حقیقت نشان دهنده عواقب خطرناکی است که باید به ان توجه شود واینکه با دیدن این سریالها اطفال ماچقدراز درس و تعلیم باز میمانند سوال دیگر است که هرکسی میتواند به ان پاسخی داشته باشدویک بحث قابل تامل است که درمکاتب ما روزانه وقتی که برای درس وتعلیم باید سپری گردد در بحث روی سریالها و قسمت های گذشته واینده ان ضایع میشودوشاگران وحتی معلمین در همین بحثهای بی نتیجه سهم میگیرند که جای تاسف ودرد است اما منفعت ان صرف برای یکتعداد محدود است وبس که بانشر سریالها و اشتهارات جیب هایشان پرمیشود ودر حالات کنونی یکی از اهداف دیگردرنشر نمودن سریالها وازاد نگهداشتن رسانه ها درنشرات شان مصروف نگهداشتن مردم ما میباشد که وقت تفکر در مسایل مهم کشور را پیدانکنند ومصروف باشند ازعبادات خویش دور بمانند بطور مثال شبها درمساجد درجماعت خفتن یک یا دوصف از نمازگذاران جمع میشوند که قابل تاسف است وهمشهریان ما دیدن سریالها رابرنمازجماعت ترجیح میدهند که ممکن اهسته اهسته با فوت ریش سفیدان که اکنون حیات هستند مقتدیان مسجد به صفر تقرب کند و زمانی فرا برسد که صرف امام درمسجد بماندوبس در حالیکه در وقت نماز خفتن همه همشهریان در منازل خود تشریف دارند واین خیلی دردناک است که مابه امر خالق خودتوجه نکنیم وبه خواست های نفس شیطانی توجه بیشتر نمائیم که بلاخره یک روزی خواهد رسید که ما همه چیز خود را ازدست داده باشیم وبه اصطلاح عامیانه مردم ما نه زن اخرت شویم ونه مرددنیا .هنوزهم وقت است که متوجه شویم وسررا به گریبان نموده اندیشه نمائیم که ما از کجا امده ایم ؟به چه مقصد امده ایم ؟پس به کجا میرویم ؟چه را با خود برده میتوانیم وچه توشه ای باید داشته باشیم و... تاچه وقت به لهو ولهب سرو کار داشته باشیم وتاسف دیگر اینکه یکتعدادمردم ما فقط نکات منفی سریالهارایاد میگیرندواز مود هاولباسهای سریالها استفاده میکنند همین اکنون اگر بازارها ولباس فروشی های شهر که اکثرا از بیرون دکانها ها قابل دید هستند دیده شودتعداد زیادی از لباسهای که عرضه میدارند با پیروی از سریالهای هندی تهیه شده واز کشورها هند وپاکستان تورید میشوند که قیمت یک جوره لباس ان ممکن دو برابر معاش یکماهه یک مامورباشد وناگفته نماند که لباسهای مذکوربدون رعایت اصول وفقه اسلامی تهیه میشوندکه این هم قابل تامل واندیشه است وممکن روزی فرا برسد که این لباسها بصورت کامل جای لباسهای افغانی را بگیرد و....از طرفی دیگر نشرات رسانه های ازادبهانه ای برای جلب وجذب افراد در انسوی مرز ودر داخل کشور برای مخالفین دولت شده میتواند. امروزه تغییرات که در ثبت اهنگها بوجود امده ودر خارج کشور با رقاصه های خارجی و لباس افغانی اهنگها ثبت میشوند قابل بحث است و همه اشخاص ذیربط مسوول خواهند بود که نباید بخاطر پول اوازخوانان ما هرکاری دل شان شد انجام دهند و از عاقبت ان خود را بیخبر جلوه دهند .بااحترام

نعیم عطارد

دموکراسی یا رقاصه سازی

سلام خدمت تمام خوانندگان کابل پرس?،
من کاملاً موافق سخنان جناب قاریصاحب هستم
یک بدبختی دیگر که فعلاً خانواده ها را به فساد اخلاقی تشویق مینماید همانا نشر سریال های مبتذل و غیر اخلاقی هندی است که جناب وزیر صاحب اطلاعات و فرهنگ هیچ مانع آن نمیشود و شاید یکی از بینندگان آن باشد.
امروز در محافل عروسی و شیرینی خوری ها زنان و دختران نیمه برهنه ظاهر میشوند که عامل اصلی آن سریال های هندی و فلم های مبتذل و غیر اخلاقی که از طریق تلویزیون های خصوصی پخش میشود است، آیا قدرت مردان روزی نزد خدا رفتنی نیستند؟ و از مسؤولیت های شان پرسیده نمیشود؟ چرا این قدر غیرت افغانی و اسلامی آنها مرده است؟
پارلمان افغانستان که بیشتر از نیمه آنرا مجاهدین تشکیل میدهد همچنان هیچ آواز از خود بلند نمیکنند.
واقعاً جای شرم و خجالت است.

کاسترو
دموکراسی یا رقاصه سازی

اقای نعیم عطارد. من با نظریات شما مبنی بر نمایش دادن فرهنگ مبتذل هندی در افغانستان موافق هستم. مردم ما انقدر شیفته ای فرهنگ سوندورگرایی هندی هستند که شاید بعدیها به زودی مردم به خواطر علاقه زیاد به فرهنگ سوندوری تغییر مسیر بدهند و به گاو پرستی و هندویزم روی بیاورند. و نطریات بعد ازین تان ظاهرا طالبان پسند هست، و اینطور به نظر میرسد که شما با این مفکوره شوم تان هنوز هم میخواهید آزادی را از مردم بیگیرید.
عزیز من. اینکه فردای قیامت کی به کجا میرود و چه جواب میدهد کار شما نیست. شما طالب ها با مفکوره ای انسان نا پسند تان چرا دست از سر مردم بیچاره برنمیدارید. و چرا خود را نماینده ای خداوند در روی زمین میدانید، در حالیکه هنوز خود تان را به درستی نمیشناسید که از کجا آمده اید و به کجا خواهید رفت. خداوند خودش صریحا در قران فرموده که هیچ کسی به جرم کسی دیگر جزا نخواهد دید. شما بهتر است بیشتر در فکر بهداشت خود باشید.

ناشناس
دموکراسی یا رقاصه سازی

دوباره این حرف بی معنی را نزنی

دوکتور پرویز حسام-ایالات متحده
دموکراسی یا رقاصه سازی

جناب کاسترو، سلام بر شما
شما در مورد نظر آقای نعیم عطارد نوشتید که شما ظاهراً طالبان پسند هستید، و نماینده خدا در روی زمین و ...
من کاملاً نظریات آقای نعیم عطارد را تایید میکنم

شما همچنان گفتید که هیچ کسی به جرم کسی دیگر جزا نخواهد دید
این در حالی است شما وظیفه دعوت را انجام داده باشید. اما به این آیه شریف نیز یک نظر بیندازید:
و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون باالمعروف و ینهون عن المنکر
این فرض هر مسلمان است که امر بالمعروف و نهی از منکر کند
ما نباید امر باالمعروف را در چهره کثیف طالبان مطالعه کنیم، این یک فرض مقدس الهی است که بالای هر مرد و زن مسلمان فرض است که تا حد توان خود آنرا عملی کند.
من نه آقای نعیم عطارد را میشناسم و نه جناب شما را اما باید حقیقت را گفت.

علی احمد هلال
دموکراسی یا رقاصه سازی

آغای کاسترو چی حال چی احوال آقای نعیم عطارد واقعیت را گفته است.
برای شما یک حکایت واقعی را از یک محفل عروسی ذکر میکنم.
در یکی از محافل عروسی در کابل بعد از ازینکه کیک بری تمام شد و خسر و خشوی دختر آمدند بالای ستیج عروس مانند هندو ها به پاهای خشو و خسر خود خم شد و خواهان دعاء از آنان شد که این یکی از تاثیرات منفی سریال های هندی بر جامعه افغانی است.

ا ب ت ث ج
دموکراسی یا رقاصه سازی

داکتر صاحب
تره چی به می گپا
حالی ترام چیزی گفته بودم و نعیم عطارد تام

خالد بهار
دموکراسی یا رقاصه سازی

آقای داکتر حسام تو که این همه حرف از دین می زنی چرا خودت ساکن بلاد غیر مسلمین شده ای؟ رفته ای امریکا و در آزادی و رفاه زندگی می کنی و برای بیچارگانی که اینجا ماندهاند و هر روز قربانی تحجر طالبان می شوند از معده گرمت گپ می زنی ... تو اصلا به طور تخصصی در مورد رابطه موسیقی و دین جه می دانی که حرف می زنی؟ شما همه اینطوری هستید و معلوم نیست که در جایی مثل امریکا چه کارها می کنید و چفدر به دانسینگ ها می روید؟ ایا در انجا خانواده شخص شما محجبه اند؟ .. طالبان به مراتب با شرف تر از امثال شما هستند که اهل نفاق و ریا و دورویی نیستند و ظاهر و باطن شان لااقل یکی هست ... بروید اقا با همان فرنگ تان خوش باشید ... به ما بیچاره ها لطفا کاری نداشته باشید

Mehdi
دموکراسی یا رقاصه سازی

Dear Nahim Atarod,
I agree with you, You are completely right. There is no one to struggle with this.

احد
دموکراسی یا رقاصه سازی

اما تو یک چیز را میشناسی وآن حرف مفت زدن از ایالات متحده است. دوست عزیز مطمین هستم که فرزندانت از بهترین امکانات صحی وآموزشی برخوردار است، خانه ات گرم ودلت جمع است اما نمی دانی که همین نظریات مشابه خودت وقاری صاحب در چند سال گذشته چه روزی سیاه را بر مردم افغانستان اورده است. از خداوند آرزوی هدایت شما وافراد مشابه را دارم تا بدانند که آزادی این نعمت ارزانی شده از سوی خدا را هیچ چیزی نمی تواند مانع شود وهرکسی به شمول کسانیکه که دستاویز دینی برای خود دارند، به جنگ آزادی بروند محکوم به شکست ونابودی هستند

کاسترو
دموکراسی یا رقاصه سازی

با درود و سلام برشماآقای علی احمد هلال.
من نظریات شما را کاملا تأیید میکنم، من هم مخالف نمایش دادن فرهنگ بیگانه مخصوص فرهنگ سوندورگرائی هندی هستم. و نظریات آقای عطارد را هم تا اینجایش تأیید کردم. اما اینکه آقای عطارد در مورد آزادی حرف میزند کمی طالبان وار است.

فرهاد بارکزی-ابوظبی
دموکراسی یا رقاصه سازی

آغای نعیم عطارد
من نظر شما را کاملاً تآیید میکنم، اما کجاست گوش شنوا و چشم بینا،
کجا غیرت این قدرت بدستان مانده است، همه غیرت شانرا بلند منزل و پول برده است، و در مقابل پول حاضر به هر کاری هستند شما خو از تلویزیون ها گفتید.
اگر به یاد داشته باشید آقای سیاف بعد از پیروزی مجاهدین در کابل نشر آهنگ های طبقه اناث را نزدیک به کفر خواند، و شاید به نظر شان فعلی اسلام آبدیت شده باشد.

کاسترو

دموکراسی یا رقاصه سازی

احسن بر مفکورهء شما آقای ساکت.
من بانظریات شما مبنی بر اینکه رقص و آوازخوانی درد دیرینهء مردم افغانستان را دوا نمی کند، و اینکه تلویزیون هان خصوصی هدایت شده بادارهای خارجی هستند و با نمایش دادن فرهنگ بیگانه میخواهند فرهنگ کهن افغانی رامنسوخ کنند، و اینکه این صاحب شرکتهای ماتریالیزم جز به فکر جیب خود شان هیچ احساس در مورد آبادیی کشور و نجات دادن مردم نگونبخت ازین بحرانهای خانمانسوز ندارند، کاملا هم عقیده هستم. من به این عقیده هستم که رقص و موسیقی از نیاز های اولیه ای این ملت زجر کشیده و نسل پرورده در سایهء تفنگ نیست. همانطوریکه آقای ساکت اشاره کردند، دیکتاتور ها و رژیم های ضد بشری شان همچون رژیم هیولای طالبان و حکومت های قبل ازان تاریخ کشور ما را همواره بر عکس مردم دنیا به عقب باز گردانده اند. ما هیچ چیز در افغانستان نداریم، تمام چیز در افغانستان نیاز به باز سازی دارد، به قول اقای ساکت اینکه حتا یک منظره ای خوبی هم در گوشه و کنار کشور یافت نمی شود که ویدیوکلیپ سازان ازان استفاده کنند. به عقیده ای من ما قبل از نیاز به خواننده وویدیوکلیپ ساز نیاز اشدبه یک ارکیتکت و مهندس داریم تا زمینه را برای ساختن ویدیوکلیپ مهیا سازد، تا هنرمندان ما سرگردان به دنبال یک منظرهء خوب در کشورهای بیگانه نروند.
ویک چیزی دیگه را هم ما باید از یاد نبریم اقای ساکت، اینکه یک جامعه متشکل از هر گونه انسان و هر گونه استعداد میباشد. اشخاصیکه درین طور مسابقه ها شرکت میکنند استعداد دیگری جز رقص و یا موسیقی ندارند، یک جامعه نیاز به گروه های مختلف نظیر رقص، موسیقی دان ویدیوکلیپ ساز،سینماگر، بازیگر در فلم، اهنگر،مهندس، داکتر، و ......و.... ولی نیاز های اولیه ای ما از موسیقی و رقص شروع نمی شود

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 17 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس