رفتن به محتوای اصلی
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بروز شده در تاریخ 23 اپریل: برخی رسانه های بین المللی گزارش کرده اند که دانا روهرا باکر به دلیل انتقادهای بی پرده و تند از تیم حامد کرزی، خانواده وی و حلقه اطرافش، از ورود به افغانستان منع شد و به او ویزا داده نشد.

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

نشر نخست در کابل پرس: شنبه 4 فوريه 2012,

کابل پرس: دانا روهرا باکر (Dana Rohrabacher) نماینده ارشد کنگرس آمریکا در گفتگویی اختصاصی با کابل پرس از نفوذ سرویس استخبارات پاکستان در اداره کابل سخن گفته و تیم حامد کرزی را متهم به جلوگیری از راه اندازی گفتگو و بحث فراگیر و همگانی درباره موضوعات مهمی چون فدرالیزه کردن افغانستان و سیستم پارلمانی کرد.

دانا روهرا باکر که بصورت تلفونی با سردبیر کابل پرس صحبت می کرد گفت که افغانستان در نقطه ای قرار دارد که تمدن ها و فرهنگ های مختلف با یکدیگر برخورد می کنند و این موضوع خشونت و جنگ را در بیش از یک قرن اخیر بوجود آورده است.

او تاکید می کند که طالبان یک فرهنگ خارجی ست و نه فرهنگی از داخل افغانستان. رادیکالیسم اسلامی طالبان توسط پاکستان به مقاصد سیاسی به افغانستان آورده شده است. او می گوید طالبان باید در پروسه ی صلح در افغانستان شامل شوند اما آنان نباید خواسته های خود را با خشونت و با گسترش فعالیت های تروریستی بر مردم تحمیل کنند. طالبان باید در روندی بدون خشونت شرکت کنند و اگر مردم آنان را انتخاب کردند، شامل قدرت شوند.
دانا روهرا باکر می گوید طالبان را نباید با وضعیت فعلی شان و حرکت های تروریستی که انجام می دهند، وارد حکومت فعلی یا هر حکومت دیگر افغانستان کرد و به آنان قدرت داد. آنها باید در روندی آزاد، وارد انتخابات شوند و از مردم رای بدست آورند.

وقتی از دانا روهرا باکر پرسیده شد که شواهد، مدارک و گزارش ها حاکی از همکاری تنگاتنگ و نزدیک حکومت افغانستان به ریاست کرزی با طالبان است، در این مورد چه معلوماتی دارید گفت که بله هر روز شواهد بیشتر ارایه می شود که حامد کرزی با پاکستانی ها بسیار نزدیک و تنگاتنگ کار کرده و در موارد زیادی فعالیت ها را از مسیر پاکستان دنبال می کند و ما می دانیم که پاکستان حامی اصلی طالبان است.

دانا روهرا باکر می گوید ما (آمریکا) در حال آماده شدن برای خروج از افغانستان هستیم و باید پیش از آنان همه ی گروه های قومی به شمول اوزبیک ها، هزاره ها، تاجیک ها و پشتون ها با یکدیگر نشسته و بدون دخالت پاکستان و یا آمریکا برای اداره کشور خود به توافق برسند. او می گوید حکومت فعلی افغانستان نمایندگی مردم افغانستان را کرده نمی تواند و تنها نماینده ی پروسه ای ست که حامد کرزی آن را پیش می برد.

او می گوید شیوه ی فعلی جاری در افغانستان که مردم نتوانند خود در اداره ی محل خود تصمیم داشته باشند، نتوانند والی، نحوه ی اداره مکتب، بودجه، یا فرماندهان خود را تعیین کنند ناکارامد است. او می گوید این شیوه شیوه ی شوروی سابق است و نه شیوه ای که بصورت سنتی مردم افغانستان مناطق خود را اداره می کردند.

وقتی از دانا روهرا باکر پرسیده شد که مثال شوروی سابق آيا به معنای این است که این شیوه منجر به تجزیه افغانستان مانند تجزیه شوروی خواهد شد، پاسخ داد که نه افغانستان باید یک کشور ثابت باشد و داشتن فدرالیسم به معنای تجزیه افغانستان نیست، شبیه آنچه ما در آمریکا داریم. ما در آمریکا سیستم فدرال داریم و این به معنای این نیست که این کشور یک کشور تجزیه شده است. ولی اگر سیستم مرکزی باشد و نظام فعلی افغانستان حاکم باشد، فساد گسترده بوجود می آيد، دقیقا همین چیزی که در حکومت حامد کرزی است.

دانا روهرا باکر می گوید افغانستان نباید تجزیه شود اما باید سطوح مدیریتی مختلف همچون آمریکا در آن بوجود آید که مردم در مناطق خود قدرت تصمیم گیری داشته باشند و نه اینکه کابل همه تصمیم ها را اتخاد کند. او می گوید که در جریان است که موضوع فدرالیسم در میان مردم افغانستان راه یافته و به نظر او افغانستان فدرال بهتر است که مردم در محلات، پولیس، اداره مکتب و...اداره ولایت را خود بر عهده داشته باشند و کابل به مسایل کلی تر بپردازد.

دانا روهرا باکر در مقابل گفته های اخیر کرزی و طرفداران وی در مقابل فدرالیسم گفت که آنچه آنها می گویند فقط دروغ است. آنها کوشش می کنند تا باز هم به مردم افغانستان دروغ بگویند و یک بحث جدی و صادقانه درباره فدرالیسم در سطح کشور جلوگیری کنند. ما باید بدانیم که سیستم غیر فدرال فعلی به حامد کرزی نقش یک دیکتاتور را در کشورش می دهد. مردمی که مقابل طالب ایستاده و با آنان مبارزه کرده اند، سیستم فعلی را نمی خواهند. آنان سیستم فدرال شبیه آنچه در آمریکاست را می خواهند که در مناطق خود بتوانند دست باز داشته و اين مناطق را اداره کنند. این به معنای تجزیه نیست.

نماینده ارشد کنگرس آمریکا می گوید گروه حکمتیار یک گروه تروریستی است. وقتی به او گفته شد که بسیاری از اعضای گروه حکمتیار مانند کریم خرم، رحیم وردک و فاروق وردک پست های کلیدی را در حکومت کرزی بدست دارند گفت که او بخوبی می داند کرزی بسیار به عناصر رادیکال و گروه سرویس استخباراتی پاکستان آی. اس. آی که مشکلات 50 سال اخیر را بوجود آورده اند وابسته است.

کرزی به بخشی از عناصر پاکستان وابسته است که خشونت های خونین و ترور در منطقه حتا مقابل مسلمانان براه می اندازند تا اسلام خودشان را بقبولانند. ما (آمریکا) زمانی مجاهدین را کمک کرده بودیم که این کمک ها از طریق پاکستان انجام گرفت و از میسر آی. اس. آی به گروه حکمتیار رسید. بعضی از ما (آمریکایی ها) این موضوع را می دانستیم و ناراحت بودیم.

دانا روهرا باکر درباره طالبان نکتایی پوش تحصیل کرده در غرب که گروه تروریستی طالبان را گروه مردمی معرفی کرده می گوید که همه باید مقابل کسانی که می خواهند با زور و مورد ترور قرار دادن مردم عقاید خود را پیش ببرند بیاستیم. آن ها دشمن صلح و آرامش هستند، از هر دینی که می خواهند باشند باید مقابل این گنگستر ها ایستاد.

دانا روهرا باکر می گوید وظیفه ما مدیریت افغانستان نیست. حکومت ما چنین وظیفه ای را احساس کرد و سیستمی که بوجود آورد کارایی ندارد. او می گوید که ما کارهایی را انجام دادیم اما تصمیم نهایی باید بر عهده ی مردم افغانستان باشد. او می گوید همین اندازه که مردم افغانستان بتوانند خود را در مقابل حملات پاکستان و قصد آنان برای تصرف افغانستان محافظت کنند، ما کار خود را انجام داده ایم. به نظر من آمریکا باید آنهایی را حمایت کند که مقابل اسلام رادیکال قرار دارند و خشونت و کشتن را نفی می کنند و نه آنهایی که طرفدار گروه های رادیکال مذهبی چون طالبان می باشند.

دانا روهرا باکر از ایجاد اروی و پلیس به این شکل انتقاد می کند و می گوید ما اردویی ایجاد می کنیم که نمی تواند از خود حمایت کند. ما باید در یک سیستم فدرال، نیروها را در مناطق خود ایجاد می کردیم که بصورت تاریخی از نفوذ خارجی ها جلوگیری کرده اند.

دانا روهرا باکر می گوید که نظر وی را درباره افغانستان فدرال نمایندگانی دیگر در گنگرس آمریکا نیز دارند اما این مردم افغانستان هستند که باید تصمیم نهایی را بگیرند و نباید اینکار با زور صورت بگیرد. ولی حامد کرزی و گردانندگان پاکستانی وی به شدت از این موضوع هراس دارند.


دانا روهرا باکر خواستار تحقیق درباره دزدی و اختلاس کرزی و خانواده اش از پول کمکی آمریکا به افغانستان شد!

برادر حامد کرزی، محمود کرزی قرض های بی بهره دریافت کرده تا از کابل بانک سهام بخرد. کابل بانک مرکز رسوایی های مالی، اختلاس گسترده و فساد سیاسی با دستکاری معاملات بودجه پروژه های آمریکا و نیروهای ائتلاف می باشد.


دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا خواستار خودمختاری بلوچستان از پاکستان، افغانستان و ایران شد!

جمعه 17 فوريه 2012, بوسيله ى کابل پرس

شنبه 10 مارس 2012, بوسيله ى کابل پرس | افغانستان پرس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

46 دیدگاه
kabir

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

والى بلخ :به کسى اجازه نمى دهم باسخنان خود حکومت را تهديد نمايد

مزار شريف
آژانس خبرى پژواک
هر کسى که با حکومت مرکزى مشکل دارد، اگر هر يک شخص، تنظيم ، رهبر و يا سخنگو باشد، هيچگاهى به سطح تمام ولايات شمال تصميم گرفته نمى تواند.
عطا محمد نور والى بلخ در اجتماعى که به تاريخ ١٦ دلو با شرکت مسؤولين و صد ها تن از مردم در شهر مزار شريف داير شد، با ابراز مطلب فوق گفت که شمال خانۀ اقوام مختلف است و باشنده هاى آن حق دارند که در مورد آيندۀ خود، تصميم بگيرند.
وى افزود که اين سخنان را بحيث يک مامورحکومت ميگويد اما به کسى در شمال اجازه نمى دهد که با سخنان خود، حکومت مرکزى را تهديد نمايد که از آن بوى تجزيه و حکومت فدرال به مشام برسد.
والى بلخ اظهار داشت: ((اينگونه حرفها جنايت و خيانت ملى است! ))
اگر چه والى بلخ ، از کدام شخص و تنظيم نام نبرد، اما سيد نور الله نورى سرپرست جنبش ملى طى کنفرانس خبرى دو روز قبل در مزار شريف زمانى که منزل جنرال عبدالرشيد دوستم در کابل تحت محاصرۀ پوليس قرار داشت، هشدار به ختم فورى محاصره داده، گفته بود که تمام مردم شمال، از جنرال دوستم حمايت ميکنند.
به گفتۀ وى ، در صورتى که اينگونه عمل ( محاصرۀ منزل دوستم) تکرار شود، ساحات آرام کشور نيز نا آرام خواهد شد.(اشاره وى به ولايات شمال بود.)
والى بلخ در پاسخ به پرسش خبرنگاران که اگر جنرال دوستم در شمال تحريک ايجاد نمايد، موضيع وى چه خواهد بود؟ گفت: (( من با دوستم مخالفت ندارم ،اما اگر وى و هرکسى ديگرى که بخواهد برضد منافع ملى و درمقابل حکومت مرکزى در شمال تحريک ايجاد کند، مخالفت خواهم کرد. ))
وى افزود که ولايات شمال، شمال ديروزى نيست که هرکه به نفع شخصى خود در آنجا معامله نمايد.
عطا محمد نور در پاسخ به پرسش ديگرى که جبهه ملى از جنرال دوستم حمايت کرده و اکثر اعضاى جمعيت اسلامى در جبهه عضويت دارند و وى هم عضو مهم جمعيت بوده ،ولى حالا بر خلاف موضعگيرى جبهۀ ملى، از حکومت حمايت مى کند؟گفت که وى عضو جبهۀ ملى نيست و سوالى در اين زمينه ايجاد نمى شود.
والى بلخ علاوه کرد که فکر نمى کند که رهبران جمعيت مانند برهان الدين ربانى و مارشال قسيم فهيم از دوستم حمايت کنند و اگر حمايت هم نمايند، نظر شخصى شان خواهد بود،اما وى منافع ملى را قربان منافع حزبى نخواهد کرد!
فرهاد عظيمى رئيس شوراى ولايتى بلخ نيز با اظهارات مسوولين جنبش مخالفت کرده، گفت که هيچ رهبر و تنظيمى، بخاطر منافع شخصى و سياسى خود نمى تواند که از نام ولايات شمال به نفع خود استفاده نمايد.
والى بلخ، در گذشته يکى از قوماندانهاى جهادى جمعيت اسلامى بود که بعداً به حيث قوماندان فرقۀ ٧ در شمال تعيين شد. جنرال عبدالرشيد دوستم در آنوقت قوماندان فرقۀ ٨ در شمال بود.
به اثر درگيرى هاى که درزمان حکومت مجاهدين، بين طرفداران اين دو شخص در ولايات شمال رُخ داد، شمار زياد مردم کشته ،مجروح و خساره مند گرديدند

خ . نبیل مزاری
به کبیر و عطا مامد نور!!

دوستان عزیز درود . قوماندان عطامامد فرزند نورمامد گدامدار که در زمان حاکمیت داود دیوانه خط مفلسی داد و به پاکستان گریخت ، نماینده و رهبر منتخب وسخن گوی مردم ولایت بلخ و باشنده گان شمال اوغانستان نیست و هرگز هم نخواهد بود که از نام مردم شمال سخن بگوید . ملا عطا گفته : به کسی در شمال اجازه نمى دهد که با سخنان خود، حکومت مرکزى را تهديد نمايد که از آن بوى تجزيه و حکومت فدرال به مشام برسد!

اقای عطا مامد ! ببخشید شما سرپیاز ، کون پیاز و کجای پیازید که شما مردم را اجازه نمی دهید سخنی بر ضد حکومت مزدور مرکزی بزنند ؟ چند روزی اگر زحمت نمی شود نزد مهرآئین رئیس دفتر تان شاگرد شوید تا به شما بیآموزاند مردم چیست ، ملت چی را گویند ، تجزیه چیست و فدرال چی را گویند ! ریش تراشیدن معنی اینرا نمی دهد که مردم شمال شما را رهبر و پیشوای خویش کرده باشند و هر چی از دهن تان برآید لبیک گویند . خاموشی مردمان بلخ و شمال پیش درگاه شما از ترس شما و ترس فدا مامد برادر بزرگوار شماست که بی شاهد و محکمه به طریقه صحرایی ترور و اعدام مینماید . در غیر صورت شما را زیر تف غرق خواهند کرد اگر روزش برسد . آیا نزد شما گاهی سروده سرایان بلخ بامی این شعر حافظ شیرین سخن را نخوانده اند که می فرماید :

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند ++ نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ++ کلاه داری و آیین سروری داند

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن ++ که دوست خود روش بنده پروری داند

هزار نکته باریکتر ز مو این جاست ++ نه هر که سر ( ریش ) بتراشد قلندری داند

این شما نبودید که گویا شهر پدری خود را نخستین بار زیر آتش راکت های کور بستید ؟ این شما و دزدان کوهی شما نبودند که زیر قوانده شما به تظاهرچینان بی سلاح مزاری و گویا همشهریان شما مسلسل و رگبار گشودند و کشتند ؟ وقتی شما مجاهد فی سبیل الله بودید پس این قصر های مرمرین و ملیونها دالر سرمایه را از کجا در کیسۀ نامیمون خویش ریختید ؟ پدر شما که خط مفلسی داده بود !

شما با جنرال دوستم دشمنید ولی از ترس بزبان نمی آورید ، اگر جوانان نمی دانند ما آن زمانی که شما علیه دوستم جهاد کردید ، در گذرمارمل زنده گی میکردیم و خوب هم بیاد داریم که شما بخاطر گرفتن قدرت از جنبش ، سر ناسازگاری برداشتید و باشنده گان گذر های مارمل ، چتگری ، سرخانقاه ، پنجشیر ، شادیان ، یولمرب و در مجموع شمال شهرمزار را زیر سم ستوران ملیشه ازبک رسول پهلوان انداختید و خود با چند دزد غنیمت گیر اسلامی تان ، مردانه و مجاهد وار گریختید و به کوه ها و بعدأ به پاکستان فرار نمودید . حال شما مینویسید که : من با دوستم مخالفت ندارم !! لعنت خدا به دروغ گو !! یاد تان هست که چند سالی پیش گفته بودید که : سگ طالبان بهتر از دوستم است ! یا اینکه مانند مرغ چاق و فربه شده اید و آنچی برون ریخت کرده بودید فراموش کرده اید . باور داشته باشید مردم آن سخنان نا میمون شما هرگز فراموش نکرده و نمی کنند .

باز چی راست و درست میگوئید که :( ولايات شمال ، شمال ديروزى نيست که هرکه به نفع شخصى خود در آنجا معامله نمايد . ) آیا این شما و علم سیاه کله خور لنگر خانه نبود که جبهه غرب مزار ، عزیز آباد را با طالبان معامله نمودید و با گرفتن شاید ملیون ها دالر ، هزاره های وحدتی بیچاره بامیانی را از پشت خنجر زدید و مانند همیشه مردم شهر را اینبار زیر سم ستوران چار تایره طالبان رها نمودید و گریختید ؟ آن زمان آیا منفعت شخصی کی معامله شد آقای بچه مفلس ؟

بلی درست فرمودید که شمال ، شمال دیروزه نیست که باورمند به چند دزدی مانند شما باشند ، ولی در شرایط امروز باشنده گان شمال شمای دزد را ترجیع داده اند نسبت به جمعه خان همدرد و چند قبایلی دیگری که به زور پاکستان و انگلیس قدرت را بدست دارند . وگر این ترفند و نیرنگ اوغان و اوغانوالی نباشد ، اطمینان داشته باشید که فرزندان شما در دوبی آموزش خواهند دید و هرگز از ترس تف مردم در پارک تکت دار پدری شان در کارته خالد بن ولید چکر نخواهند زد .

شما از برهان الدین ربانی و مارشال قسیم یاد نموده اید که با جبهه ملی نیستند . برهان الدین ربانی از دیار فنا به عقبا رفته و پسر ارشد شان مشغول دیپلوماسی و تجارت پول های خدا داده پدری شان در دوبی و دوشنبه استند . مارشال تان هم پنج رای مثبت در ملک پدری اش پنچشیر دارد . اگر این تاجکان تاجک فروش با شما باشند یا نه هیچ تأثیری به تصمیم نهایی مردم و سرنوشت سرزمین ما ندارید . میدانید شما مزدور دبل عبدالله دورگه هستید و هرچی دبل عبدالله دورگه قندهاری بگوید مانند موش خرما سر دوپا می ایستید و کله می شورانید و شما از خود نه قدرت عمل دارید و نه هم درایت و استعداد رهبری به غیر از فخر فروشی و زراندوزی .

فرهاد عظیمی ، پسرمنشی عظیم قبلأ رئیس شورای ولایتی بلخ ، علم سیاه تازی کله خورلنگر خانه ، غضنفر ازبک ، صیفره نیازی فاحشه جهادی وو همه مزدبگیر و نوکر عطامامد هستند که به زور و پول والی بلخ وکیل مردم شدند نه به زور و رای مردم . اگر بچه منشی عظیم گویی میخورند معنی آنرا ندارد که سخن مردم را گفته اند ایشان مانند گدی کوکی اند و آماده به نان خوردن به قیمت روز .

همشهری های عزیزم ، بلخیان آزاده ! طرف سخنم با شماست . نسل عطامامد نور از قبایل ناقل لوگری است که لباس میش پوشیده خود را در جمع گوسپندان زده . شما یکبار متوجه شوید که هشتاد فیصد آمرین و قوماندان نظامی قطعات و دوایر دولتی ولایت بلخ اوغان اند و بعد منظوری عطا مامد اشغال وظیفه نموده اند . اگر چند تعمیر در شهر مزارشریف اباد شده پول ، همت و نیروی شما عزیزانم بوده نه ابتکار والی بلخ . هیچ کار بنیادی که بتواند ما و شما را از گرسنه گی و بی سرنوشتی آینده برهاند در بلخ صورت نگرفته است . نه برقی ، نه آبی ، نه کارخانۀ و نه مکتب و آموزشگاهی . امسال ده سال میشود که ما و شما به سر امواج مانند حباب خانه کرده ایم و لحظه امکان آن میرود که عطامامد ما را بار دیگر به طالبان وحشی بفروشد و با بردران و آل و عیالش به سرزمین تازی های دین فروش بگریزد و عیش مسلمانی نماید .

اگر میخواهید به سرنوشت آینده خود حاکم باشید و تصمیم نهایی را شما بگیرید ، در شرایط امروز متحد شوید و از روی مجبوریت و ناچاری با جبهه ملی همکار و همنوا شوید . دوستم ، محقق و ضیا مسعود دشمن مردم شمال و مزار نیستند و اگر دشمن شما باشد فقط همین بچه نورمامد مفلس است . شاید دوستان مرا سرزنش نمایند که تو بر ضد عطا مامد مزاری نوشته میکنی ولی وجیبه و رسالت من تاجکتبار و بلخی که اجدادم هزاران سال بلخ را آباد نمودند و ام البادش ساختند همین است که آنچی در بطن این مار افعی خوش خط و خال و مردم فروش تازی پرست میدانم ، بنویسم و دوستان عزیزم را آگاهی بدهم ، با وجودیکه گاهی مزارشریف میروم به واقعیت میترسم . شاید روزی شما متوجه این نکته های باریک شوید و امیدوارم آنروز دیر نشده باشد . باور داشته باشید این عبدالله قنداری و عطامامد شما را به بسیار قیمت کم به طالب و پاکستان میفروشند و باز با ترفند و نیرنگ شما را زیر همان قمچین طالب خواهد انداخت و ریش ماندن و سنت کنترول نمودن مردم را در شهر و کوچه ها مروج خواهند ساخت .

نادر

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

آقای باکر میگوید " رادیکالیسم اسلامی طالبان توسط پاکستان به مقاصد سیاسی به افغانستان آورده شده است "
ایشان عمداّ فراموش میکنند که بگوید، که پروژه طالبان را پاکستان به کمک مالی و سیاسی امریکا براه انداخت و تقویه کرد. پاکستان تا حال یکی از مهم ترین همپیمانان امریکا در منطقه ست.
ایشان عمداّ نمیگویند، که در سالهای امارت طالبان در حالیکه مردم افغانستان توسط این وحشی ها ترور میشد، دولت امریکا رهبران طالبان را در رابطه به پایپ لاین نفت تاپی به واشنگتن دعوت میکرد و با هم جلسه میکردند.

اگر از گذشته بگذریم، همین حالا این دولت خود آقای باکر است که برای طالبان در قطر دفتر میگشاید، نام های این فاتلان ملت افغانستان را از لست ها خط میزند و صد میلیون دالر برای انتقال فامیل های رهبران طالب به قطر اختصاص میدهد.

آقای باکر می گوید" حکومت فعلی افغانستان نمایندگی مردم افغانستان را کرده نمی تواند و تنها نماینده ی پروسه ای ست که حامد کرزی آن را پیش می برد..... سیستم غیر فدرال فعلی به حامد کرزی نقش یک دیکتاتور را در کشورش می دهد".

از ایشان باید سوال میشد، که این کرزی را کی به قدرت رسانید؟ چرا امریکا با مصرف میلیون ها دالر درین ده سال این حکومت فاسد را تقویه کرد و زنده نگهداشت؟ چرا سیستم ریاستی را جاگزین کرد، تا به کرزی دستنشانده خود اختیارات عام وتام بدهد؟
حالا که قرارداد های پایگاه های نظامی شانرا از لویه جرگه غیر قانونی گذشتاندند (هزینه این لویه جرگه را نیز دولت آقای باکر پرداخت)، حالا که تاریخ مصرف کرزی برایشان کهنه شده است، میخواهند، بازیگران دیگری را تحت عنوان فدرالی به صحنه بیاورند.
آیا جناب باکر نمیداند، که رئسای آینده فدرال ها چه کسانی خواهند بود؟ آیا نمیداند، که اینها در طول زندگی نگبتبار شان هرگز به مردم افغانستان خدمت نکرده اند، که در رژیم فدرالی خدمت بکنند؟
یا این بار دولت آقای باکر پروژه جدیدی برای مردم مظلوم ما سردست دارد، که در جنوب طالبان گردن بُر و متحجر را و در شمال قاتلان 65 هزار کابلی را به قدرت برساند؟
بعد برای دولت آقای باکر، معامله کردن با دستنشانده هایش درهر فدرال آسانتر خواهد بود. بعد اگر کسی از فرمان شان سرکشی کرد، پرونده های جنایات شانرا به رُخ شان خواهد کشید.

شبیر کاکر
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

این مصاحبه کاملا جعلی است ورنه کامران میرهزار اصل مصاحبه را که به زبان انگلیسی باشد باید اینجا میگذاشت تا مردم آزادانه قضاوت میکردند. این کارها خلاف نورم های ژوزنالیزم است

نور
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

آ قا ی نا د ر سلام
د ر زما ن جها د مرد م افغانستان برعلیه تجا وز شوروی وقت ، ا مریکا ، مجا هد ین افغانستان را کمک ما لی وسیا سی کرد ه است ، نه طا لبا ن نوکرپا کستا ن را . قا تل 65 هزار کا بلی که به همه معلوم ا ست ، را کت با را ن
گلب الد ین به نام بی مسما حکمتیا ر ا ز نا قلین پشتون د شت ا رچی ا ست .
من نوشته آ قا ی نبیل مزا ری را تأ اید و تصد یق مینما یم با ا حترا م

نوربلخی
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

آقای نادر سلام .
نوشته شما تحریک آمیزوشیطنت ا ست به این دلایل بربعضی جواب ارایه میگرد د .
1 پروژه طالبان توسط پشتون های ( آ ی ا س آی ) پاکستان به وجود آمده کمک مالی آن ازچانب سعودی ، کمک
سیاسی ونظامی وتربیه وحمیه آن ها ازجانب پشتون های حکومت پاکستان صورت گرفته ومیگیرد ، نه امریکا .
2 _ حامدکرزی توسط زلمی خلیل زاد براساس تعصب قوم گرا یی ، معرفی وحمایه وبر افغانستان تعمیل گردیده
زلمی خلیل زاد ا ز موقعیت خود سوی استفاده کرده است .
3 _ قاتل 65 هزار کابلی رهبران شمال نبوده ، بلکه راکت باران های گلب الدین نام حکمتیار ازناقلین پشتون سرحد
دیورن بود همه شاهدان امروزموجود اند .
4 _ د ر صورت به میان آمدن سیستم پارلمانی یا فد رالی ، رییس یا رهبر ووالی ها همه انتخابی میباشند .والسلام

سیما

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

فدرالیسم لازمه یک کشور چند قومی است و هر کس که با آن مخالفت کند دشمن مردم و اقوام کشور است. در صورت برقراری نظام فدرالیسم برادران پشتون دلشان اگر طالبان را می خواهند (تاحال چنین خواسته اند) به طالبان رو کنند. اگر صلح و آرامی و دنیای متمدن میخواهند به طالبان نه گفته و اولاد خود را از طالبان جدا میکنند. تا وقتیکه پشتونها احترام به حقوق دیگر اقوام را یادنگیرند فقط فدرالیسم میتواند جوابگوی نیازهای ما باشد.

میرعبدالرحیم عزیز

توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -1- میرعبدالرحیم عزیز

تبصره: درین اواخر نیروهای خاین به کشور بار دیگر موضوع تجزیۀ افغانستان را مطرح کرده اند. بازیگران این جریان خاینانه افراد و یا گروه هائی اند که خود و یا رهبران آن زمان شان در سال 1366 هجری- شمسی هم در صدد تجزیۀ افغانستان بودند. اگر در آن وقت سوسیال امپریالیسم شوروی در تبانی با نجیب واحمد شاه مسعود افغانستان را بسوی پارچه شدن می کشاندند، امروز امپریالیسم امریکا در تبانی با حامد کرزی و گروه ائتلاف شمال (ضیاء مسعود، عبدالله عبدالله، قانونی؛ دوستم، محقق و دیگران) چنین توطئه را به راه انداخته اند. ازینرو لازم دیده شد که مضمون محترم داکتر حسن شرق را که در ماه اپریل سال 2009 به ارتباط تجزیه افغانستان در سال 1366 تحریر شده بود، بار دیگر از نظر هموطنان عزیز گشتانده و یادآور گردیم که چطور خاینین از هر قماشی اند، در کمین بربادی افغانستان نشسته اند. توطئه های استعماری ضد حاکمیت ملی و تمامیت خاک افغانستان هر چند گاهی بوسیلۀ استعمار و عمال آنها به خورد مردم داده می شود تا ملت ما را را مورد آزمایش قرار دهند. اما هر زمانی که استعمار و عمال آنها با مقاومت نیرو ها ملی گرا مواجه میگردند، موقتاٌ دست به عقب نشینی می زنند. هم مینهان ما آگاه باشند که در دام نیرو های استعمار و عمال داخلی آنها نیافتند.
تجويز تجزيۀ افغانستان به شمال و جنوب

در سال 1366 هجری- شمی

آرزوى هر نويسنده با ابراز نظرياتش، در مسائل ملى و بين المللى، جلب توجه و ستايش مردم است اما شفافيت قضايا در كتاب تأسيس و تخريب اولين جمهورى افغانستان به روشنى قرار دادن مردم به جريان وقايع كشورشان است، نه جلب توجه، و نه ستايش مردم از نويسنده ای آن.

از آنرو در تجزيه و تحليل چنين روندى خواهى نخواهى چهره هائى بى پرده شده اند و كارنامه هاى تحت مشاجره و بحث قرار گرفته اند كه در انتقال مسكوكات تاريخى افغانستان در اتحّاد جماهير شوروى، در تجويز تجزيۀ افغانستان به شمال و جنوب و در تحريف طرح نمانيده سرمنشى ملل متحد در تشكيل حكومت مورد قبول مردم، و بسا اعمال ناشايست ديگر منافع مردم افغانستان را در مقابل منافع ديگران ناديده مى گرفتند و زير پا مى كردند

بناً تعداد زيادى از جستجوگران حوادث پيشآمده، با شنيدن افشاى چنين عناصر بى عرضه، با دلچسپى خارق العاده ای در جستجوى كتاب تأسيس و تخريب اولين جمهورى افغانستان مى شوند.

در كنار آن مفسرين كارنامه هاى داكتر نجيب الله دست به تحريف متن كتاب و جعل هويت نويسنده آن مى زنند و سخن هاى نامستندى را بدون هيچ مدرك و دست آويزى، به توجيه دو سه تن از دار و دستۀ خويش به اصطلاح رفقا، بالاى هم مى چينند و به هر در و دروازه اى كه مى رسند، مى نويسند و بهر كنج كنارى كه مى روند داد مى زنند كه؛ حسن شرق وابسته به شوروى ها بود.

و از جانب ديگر بسيارى از تحليل گران وقايع كشور، علاقه مند آن شده اند تا شفافيت بيشترى روى قضايائى مانند دستبرد به آثار باستانى، تجويز تجزيۀ كشور و تحريف طرح نماينده ملل در ختم جنگ هاى افغانستان انداخته شود.

بناً بدون توقف روى ادعاهاى نامستند و مبتذل برمى گرديم به متن كتاب كه در آنجا گپ بالاى سابقه داشتن و نداشتن با شوروى ها نيست بلكه در آنجا پرس و پال بر سر اين است كه چرا و براى چه؟ به ارزش يك ميليارد دالر طلاى ذخيرۀ د افغانستان بانك، جمع آثار باستانى طلا تپه، تنگاتنگ با خروج عساكر شوروى از افغانستان، با ناديده گرفتن همه مقررات كشور به اختيار بانك هاى شوروى گذاشته مى شدند.

در آن كتاب موضوع اصلى و عمده، تجويز افغانستان به شمال و جنوب مطابق خواست زمامداران شوروى توسط بردگان شوروى در افغانستان است. و گفتگو بر سر آن است كه چگونه در سال 1366 هـ - ش. چنين عملى منحوس نامطلوب و ضد منافع ملى و تماميت ارضى افغانستان عملاً پا به عرصه وجود مى گذارد؟

در آن كتاب قصه بر سر آن است كه چرا و براى چه؟ طرح معقول و سازندۀ نمايندۀ سرمنشى ملل متحد در انتقال قدرت از ح د خ به مردم افغانستان را تحريف كرده اند؟

نه اينكه رفيق فلانى از زبان رفيق فلانى، پشت بام خاله كوكو به رفيق فلانى قصه مى كرد كه حسن شرق همراه با ستمى ها به كمك ايران به اشارۀ شوروى ها به ضد حكومت مخالف شوروى و مردمى مرحوم داكتر نجيب الله كودتاه مى كرد. عجب! آنهم به روزهائى كه بيش از شصت هزار عساكر شوروى جهت حمايت ح د خ هنوز در افغانستان حضور داشت.

در واقع حساسيت و بى موازنه شدن مفسرين كارنامه ها، از افشاى سه موضوع كه در همان روزهاى اول صدارت به آن مواجه شده بودم سرچشمه مى گيرد.

1- انتقال طلاى مسكوك ذخيره د افغانستان بانك در اتحاديه جماهير شوروى

با گذشت چهار روز از تقررم (6 جوزا 1367 هـ ش) به حيث صدراعظم، با تلاش هاى زياد نتوانسته بودم به استثناى سه نفر از دوستانم سید امان الدين امين و داكتر نعمت الله پژواك و عبدالغفار فراهى، اشخاصى را كه حداقل به مردم شناخته شده و غير حزبى باشند به عضویّت در كابينه جذب نمايم زيرا اكثر آنانى كه سرش به تنش مى ارزيد از ائتلاف و همكارى تحت قيادت داكتر نجيب الله در آن روزها سر باز مى زدند.

بناءً طرف هاى شام دهم جواز، به ياد روزهائى كه ما اعتبارى داشتيم و مردم به ما اعتمادى، بالاى چوكى صدارت چمباتمه زده و پينكى مى رفتم كه خانه سامان صدارت آمد و گفت؛

«داكتر محمد كبير وزير ماليه حكومت كشتمند به شما كار دارد » با شناخت و سابقه اى كه با او داشتم به گرمى او را پذيرفتم در حاليكه سراسيمه مى نمود، گفت:

«طلاى ذخيرۀ د افغانستان بانك باربندى شده و آماده انتقال از طريق فضا به اتحاديه جماهير شوروى است. »

با شنيدن اين خبر با خود گفتم؛ ماشااللّه چشم بد دور، عجب صدارتى و عجب صلاحيتى، رفقا به فكر ربودن بانك اند و جناب به فكر تشكيل كابينه به آنان؟

واقعاً خبرى بود دردناك، تأسّف آور و خلاف انتظار برايم، زيرا در حاليكه هيچ يك از اشخاص شناخته شده و سابقه دار حاضر به قبول صدارت تحت زعامت داكتر نجيب الله نشده بودند من براى تحكيم دوبارۀ حكومت مركزى و تلاش براى ختم جنگ و آشتى ملى از صميم قلب همكارى با اوشان را پذيرفته بودم.

متقابلاً جناب شان بدون توجه و اطلاع حكومت، ذخائر طلا را، آنهم به روزهائى كه مردم خواهان تاوان جنگ از شوروى بودند به شوروى انتقال مى دادند و بدينوسيله لكه ننگى رفيقانه را به پيشانى ام تاپه مى زدند.

بناً با سپاس و احترام، از اعتماد و همكارى داكتر محمد كبير تشكر نمودم، در حاليكه در پاداش چنين خدمتى به مردم افغانستان و حفظ آبرويم سزاوار دست بوسيدن بود، روى او را بوسيدم و خواهش نمودم تا همكارى را با حكومت من بپذيرند. او با محبت پذيرفت. سپس به وى گفتم تا زمانى كه فرمان تقرر شما به حيث رئيس د افغانستان بانك صادر گردد، مواظب امور د افغانستان بانك باشيد.

با وجودى كه از شنيدن گفته هايش سرم دور مى زد، به يادم آمد كه غلام حسين جوينى زمانى كه رئيس د افغانستان بانك بود برايم قصه مى كرد كه؛ در سال 1362 هـ ش آل خيموف رئيس بانك مركزى اتحاد جماهير شوروى، از من دعوت نموده بود تا دربارۀ معاملات دو جانبه اى بانكى در مسكو با هم مذاكره نمائيم. در آخرين روزهاى دعوت كه واقعاً دعوتى فوق العاده و بى سابقه بود برايم گفت: «تمام دارائى هاى ايران را در آمريكا حكومت آمريكا مصادر كرده اند، شما هم يك مقدار طلا در بانك نيويارك داريد، براى اينكه از مصادرۀ آن توسط آمريكا جلوگيرى شود بهترست آنرا به بانك هاى شوروى انتقال دهيد. »

برايش گفتم؛ «متأسّفانه حكومت افغانستان از بانك ها و حكومت آمريكا و بعضى از كشورهاى اروپائى مقروض هست و همين كه در انتقال طلا از امريكا به اتحاد جماهير شوروى اقدام كنيم آنها قروض خود را مطالبه خواهند كرد. در آن صورت به ما چيزى نخواهد ماند كه در كشور شما انتقال داده شود » او با تشکر از اظهاراتم به موضوع خاتمه داد.

بناً بعد از بازگشت به كابل به خدمت كشتمند صاحب رئيس شوراى وزيران جريان مذاكرات خود را با رئيس بانك مركزى شوروى خصوصاً دربارۀ انتقال طلاى ذخيرۀ افغانستان در بانك نيويارك به اتحاد جماهير شوروى به عرض رسانيدم جناب كشتمند گفته هايم را تائيد كردند.

از آنجائى كه سيّد امان الدين امين در حكومت سلطان على كشتمند معاون شوراى وزيران صدارت در امور اقتصادى و بانك ها بود موضوع طلاى ذخيره د افغانستان بانك را از وى پرسيدم.

او گفت: داكتر محمد بصیر رنجبر عضو كميتۀ مركزى جناح پرچم ح د خ كه به حيث رئيس د افغانستان بانك به رتبه وزير اجراى وظيفه مى كرد توسط ورقه عرضى درخواست منظورى انتقال طلاى ذخيرۀ د افغانستان را به بانك تجارت خارجى اتحاد جماهير شوروى نمود تا بانك مذكور طلاى متذكره را در بازارهاى جهانى بفروشند و اسعار و مفاد سالانه آنرا بنام د افغانستان بانك ذخيره نمايند .

برايش گفتم كه قسمت زياد طلاى ذخيره د افغانستان بانك طلاى مسكوك اند و فروش آن به وزن خلاف منطق و غيرقابل قبول مى باشد. بهرحال من به فروش طلاى مذكور موافقت ندارم و بهتر است از ارائه چنين پيشنهادى به شوراى وزيران صدارت صرفنظر نمائيد.

رنجبر صاحب گفت كه در زمينه مذاكرات دوام دارى با بانك تجارت خارجى اتحاد شوروى انجام شده است و آنها حاضر گرديده اند كه در فروش آن به بازارهاى بين المللى اقدام و عوايد اسعارى را در يك حساب ديپوزيت به مفاد نزد خويش نگه دارند.

براى رنجبر صاحب گفتم كه اگر قرار باشد طلا به فروش برسد، چرا از طريق اتحاد شوروى صورت گرفته و زمينۀ تبليغات منفى را مساعد ساخت؟ در حالى كه فروش آن از طريق بانك هاى آمريكائى و اروپائى طرف معامله د افغانستان نيز مطلوب و ميسّر است.

بهر صورت حالا موضوع فروش طلا را فراموش نمائيد.

موضوع عدم موافقه خويش را دربارۀ انتقال طلا به اتحاد شوروى خدمت جناب كشتمند صاحب به عرض رسانيدم، اوشان نظر مرا تأئيد كردند.

اما به روزهائى كه آوازۀ تقرر شما به حيث صدراعظم سر زبان ها افتاده بود يكى از كارمندان آرشيف ورقه عرضى را آورد كه دربارۀ انتقال طلاى ذخيرۀ د افغانستان بانك به بانك خارجى اتحاد جماهير شوروى جهت فروش بود و به امضاء كشتمند صاحب رسيده بود و برايم گفت امضاء شما در ورقه فراموش شده، لطفاً امضاء نمائيد، زيرا مروج بود كه ورقه هاى عرض روى مسائل اقتصادى اول از طرف معاون صدراعظم در امور اقتصادى و سپس از جانب رئيس شوراى وزيران امضاء مى گرديد.

به مأمور آرشيف صدارت گفتم؛ چون به فروش طلا توسط بانك خارجى اتحاد شوروى موافقت نداشتم بناً فهميده ورقه عرض را امضاء نكردم، با وجود آن ورقه عرض به احكام داكتر نجيب الله رئيس جمهور جهت انتقال طلا به اتحاد جماهير شوروى مزيّن مى شود.

در گيرو دارى چنين ماجرائى با داشتن القاب بالا بلند صدارت، واقعاً احساس درمانده گى و تنهايى مى كردم زيرا از عدم موافقه سيّد امان الدين امين و گفته هاى غلام حسين جوينى بر مى آمد كه در اين معامله پاى معامله گران شوروى در ميان است و اين دنبالۀ همان ماجرائى است كه آل خيموف از جوينى انتظار داشت، ور نه امكان آن وجود نداشت كه رئيس د افغانستان بانك با همه معلوماتى كه دربارۀ تجارت و قراردهاى بين المللى داشت بجاى كسب موافقۀ شوراى عالى د افغانستان بانك و تصميم مجلس وزراء كه آنهم در چنين معامله مهمى ايجاب فيصله شوراى ملى را مى نمود تنها به اخذ هدايت رئيس جمهور در انتقال سكه هاى تاريخى و خشت و ميله هاى طلا به اتحاد شوروى مبادرت مى كرد. با وجود آن خدا گفته تليفونى به اطلاع رئيس جمهور رسانيدم كه؛

طلاى ذخيرۀ د افغانستان بانك را بدون اينكه مرا خبر كنند به اتحاد جماهير شوروى انتقال مى دهند.

در بازگشتاندن آن توجۀ جدى حضور شما را انتظار دارم. فرمودند؛ اين معامله قبل از تقرر شما صورت گرفته است و به شما ارتباط ندارد.

عرض كردم؛ بدبختانه انتقال آن به روزهاى تقررم تصادف مى كند كه هنوز جهت كسب رأى اعتماد به شوراى ملى نرفته ام و در صورت صدور آن جرئت رفتن به ولسى جرگه و پرس پال وكلا را ندارم.

فرمودند؛ اختيار به شماست هر طوريكه لازم مى دانيد عمل كنيد و تليفون قطع شد.

میرعبدالرحیم عزیز
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -2- میرعبدالرحیم عزیز

سپس به آمر امنيتى ميدان هوائى كابل گفته شد كه از انتقال محموله هاى د افغانستان بانك به اتحاد جماهير شوروى جداً جلوگيرى نمايد. او گفت؛ امروز جهت انتقال آورده بودند اما در اثر خرابى هوا، طياره شوروى در ميدان نشسته نتوانست و دوباره آنها را به بانك برده اند. بهر صورت مانع انتقال آنها شويد و ضمناً به د افغانستان بانك هدايت داده شد تا همين فردا (11 جوزا 1367) موضوع را به عرض رياست جمهورى برسانند و هرچه زودتر صندوق هاى طلا را بجاى اولى آنها جابجا كنند.

رياست جمهورى به روز 14 جوزا كاپى ورقه عرض بانك را كه حاوى احكام رئيس جمهور بود به صدارت ارسال داشتند.

تاريخ انشاء و احكام در ورقه عرض گواه آن است كه مبادرت در انتقال و اجبار در بازگشت طلا به روزهاى مقررى ام به حيث صدراعظم تصادف مى كند كه رئيس د افغانستان بانك صلاحیت و حق نوشتن ورقۀ عرض را به نسبت اينكه او عضو كابينه اى بود كه سقوط كرده بود، نداشت، ولى با زير پا كردن مقررات با حملات غيرواقعى و فرار از واقعيت جهت گمراهى خوانندگان ورقه عرض را مى نويسد و به امضاى رئيس جمهور جهت معطلى فروش طلا مى رساند.

بهرصورت خوشبختانه نه طلاى ذخيرۀ د افغانستان بانك، بازگشت نده شد و سكه هاى طلا در اثر همكارى داكتر محمد كبير دوباره در صندوق هاى فولادين جابجا گرديدند.

2- افسانه سكه هاى تاريخى طلا و فروس تولَكِى آن

به استناد اسناد بجا مانده در خزانه دارى كل، با سقوط سلطنت اعليحضرت امان اللّه خان و آمد و رفت حبيب اللّه كلكانى به حيث پادشاه و بازگشت سپه سالار نادر خان به كابل، دار و ندار خزانه ها، حتى دوائر دولتى از جانب طرفداران و مخالفين آنان به يغما برده شده بود و به روزهاى اول صدارت محمد هاشم خان خزانه هاى دولت از بى پولى مثل دُهل لالا گل دنگ دنگ مى كرد. ناگفته نماند كه در آن سال ها پول مروج هم در افغانستان سكه هاى طلا، نقره و مس بود كه بنام شاهان افغانستان، بخارا، روسيه، ايران، هند، انگلستان و بعضى از كشورهاى دور و نزديك ديگر سالها سال قبل ضرب شده بود و بين مردم داد و ستد مى گرديد.

محمد هاشم خان صدراعظم بعد از ترويج نوت هاى كاغذى، به اصطلاح آن روزه، كاغذ به مردم مى داد و از مردم عوض ماليات، طلا و نقره جمع آورى مى كرد و ضمناً از اسعار خارجى به دست آمده از اموال صادراتى در بازار نيويارك طلا مى خريد و به حيث پشتوانه بانك، ذخيره مى نمود.

ولى مردم در كوچه و بازار وى را متهم به جمع آورى طلا براى بازماندگانش مى كردند. با كمال تأسف و شرماندگى از آنجمله خودم ( در اتحاديه محصلين 1329 هـ ش .) نادانسته به گفته ديگران به وى ناسزا گفته بودم.

حال آنكه جناب شان شش تن و هفت صد كيلو گرام از آن جمله پنج تن سكه هاى تاريخى طلا را در خزانۀ د افغانستان بانك و يك ميليون و چهارصد هزار اونس طلا در بانك نيويارك مجموعاً به ارزش دو ميليارد دالر براى مردم افغانستان ذخيره كرده بود، و به جزء دارايى بيت المال تا روزى كه مسئول صدارت بودم، موجود بود.

در زمان صدارت محمد داود، نظر محمد خان رئيس عمومى خزائن پيشنهاد كرده بود كه؛ پنج تن طلاى مسكوك به وزن قيد دفتر ست حالآنكه از نقطه نظر سوابق تاريخى داراى قيمت بالاتر از طلاى مروجه است و احتمال تعويض طلاى مسكوك به غيرمسكوك وجود دارد. بناً از طرف صدارت هيئتى به شمول نظر محمد خان و صوفى عبدالحميد رئيس سكوك و مورخين نامور كشور احمد على كهزاد و پوهاند عبدالحى حبيبى و چند باستان شناس متأسفانه اسامى شان فراموش شده است جهت تفكيك و قيمت گذارى طلاى مسكوك از غير مسكوك در خزائن د افغانستان مقرر گرديدند.

هيئت موصوف هر گرام طلاى مسكوك را نظر به قدامت تاريخى آنها ده گرام طلاى مروج قيمت گذارى مى كنند و به جمع خزانه داران بانك طلاى مسكوك به وزن پنج تن، اما به ارزش پنجاه تن طلا مروج قيد مى شود تا بدينوسيله از تعويض طلاى مسكوك به طلاى مروجه و سوى استفاده از ان جلوگيرى به عمل آيد.

هيئت مذكور با كاركنان خزانه دارى كل، طلاى مسكوك هر كشور را بنام شاهان همان كشور از هم تفريق و وزن مى كنند و در خريطه هاى مخصوص لاك و مهر و تحويل خزانه داران مى نمايند و براى حافظت بيشتر و جلوگيرى از دستبرد به آنها وزارت ماليه از كمپنى اونيماك آلمان صندوق هاى بزرگ فولادين داراى قفل هاى مخصوص خريدارى و سكه جات را در آنها جابه جا مى كنند.

از جمله هيئت فوق الذكر پوهاند عبدالحى حبيبى در صفحه 288 د افغانستان تاريخى پيش ليك اثر با ارزش شان در 1352 هـ ش نوشته اند كه؛ مقدار طلاى مسكوك ذخيرۀ افغانستان بانك پنج تن و يكصد و هشتاد كيلو و ششصد و پنجاه گرام اند.

داكتر محمد كبير بعد از تقرير به حيث رئيس د افغانستان بانك در مجلس وزرا گزارشى را كه دربارۀ طلاى ذخيره د افغانستان بانك تهيه كرده بود مى خواند و ضمناً گفت:

«آثار باستانى طلا تپه در صندوق هاى سر باز به كنار صندوق هاى طلاى آماده به صدور بدون هيچ سند و مدركى گذاشته شده است .»

وزرا از شنيدن اين موضوع شگفت آور كه واقعاً همه را شگفت زده كرده بود هيئتى را مركب از داكتر نعمت الله پژواك منشى مجلس وزراء غلام فاروق يعقوبى وزير امنيت دولتى خاد، محمد خان جلالر وزير تجارت، سلطان حسين وزير پلان، حميداللّه طرزى وزير ماليه و داكتر محمّد كبير رئيس د افغانستان بانك را مقرر نمودند تا موضوع را تحقيق و نتيجه را به مجلس وزراء ارائه كنند.

هيئت موصوف بعد از روزها تدقيق و تحقيق به مجلس وزراء گزارش دادند كه؛

«با كمال تأسّف آثار باستانى طلا تپه مربوط موزيم كابل بدون اسناد از موزيم خارج و در خزانه آورده شده بود ما آنچه موجود بود دسته بندى و به دفاتر خزانه ثبت و بحضور داشت خزانه دار در صندوق هاى مخصوص بانك لاك و مهر و تحويل خزانه دار نموديم. »

آثار باستانى طلا تپه كه گاه و بيگاه به نمايش گذاشته مى شود همان هائى اند كه حكومت انتقالى مانع صدور آنها به شوروى گرديد و به حضور داشت شش نفر از وزراء با ديگر سكه هاى طلا تحويل خزانه دار بانك مى شود.

درباره باز بودن صندوق ها و از بين بردن اسناد نظريه اين بود كه احتمالاً بعد از منع صدور به اتحاد شوروى، مالى بى صاحب و بى سند گفته اند و صندوق ها را باز كرده اند و…

اما كى و براى چه؟ متأسفانه در اثر عدم همكارى و حمايت از اشخاص مظنون، در چند ماه صدارتم موضوع به نفع مظنونين سر در گم و بى نتيجه و پا در هوا مى ماند.

هنوز گفت و شنودى انتقال بى موجب ذخيرۀ د افغانستان بانك و شك و ترديدهاى به اين و آن، درباره باز كردن صندوق هاى آثار باستانى ادامه داشت. هنوز به اصطلاح عرق پاى هيئت وزرائى كه سكه هاى تاريخى و آثار باستانى طلا تپه را جابجا كرده بودند نه خشكيده بود و هنوز قفل صندوق هائى كه داشته هاى خود را دوباره يافته بود شورك مى خورد كه سر و صداى دستبردى ديگرى باز هم به بزرگ ترين ثروت ملى كشور بالا مى گيرد كه گويا اشخاص با صلاحيّتى بى مسؤلیت، در آخرين روزهاى زعامت داكتر نجيب اللّه، با ارزش ترين آثار تاريخى را، بدون توجه به قيد و جمع مأمورين از خزائن د افغانستان بانك و موزيم كابل خارج مى كنند.

پيوست به همين روزها گروهى هم تبليغاتى را به راه انداخته بودند كه؛ صندوق هاى لاك و مهر شدۀ توسط آنانى كه پاسپورت سياسى دارند از رياست جمهورى به سفارت افغانستان در دهلى انتقال داده مى شود.

خوشبختانه در اين اواخر تعبير و تفسيرى طرفداران و مفسرين كارنامه هاى داكتر نجيب الله برخلاف ادعاى مخالفين شان مبين آن است كه رئيس جمهور براى اينكه آثار باستانى كه معرّف تاريخ كهن سرزمين مقدّس افغان ها است از دستبرد غارتگران و دزدان و قاچاق بران حرفوى در امان مانده باشند، شخصاً آنها را مخفى مى كنند و قسمتى را در اطاق مخصوصى كه باز و بسته كردن آن منحصر به شخص رئيس جمهور مى باشد، انتقال مى دهند.

ناگفته نماند كه چنين اطاق منحصر به فردى و يا چنين مخفى گاهى جهت حفاظت اموال دولتى در اسلاف و اخلاف رياست جمهورى سابقه نداشته اند بناً ابتكار شخص مرحوم داكتر نجيب الله در حفظ و حراست اموال ملى به شكل بى سابقه آن دخيل مى باشد چنانچه، طرفداران مرحوم داكتر نجيب اللّه نوشته اند كه:

قبل از بسته شدن موزيم كابل نسبت حملات راكتى مجاهدين، او داكتر نجيب اللّه همۀ آثار باستانى طلا تپه را بايد مى نويشتند قسماً آثار طلا تپه را، زيرا قبلاً قسمت عمدۀ آنها را شش نفر وزير در صندوق هاى فولادين قفل زده بودند تحت نظر مستقيم خودش به زير خانه بانك مركزى، جائيكه طلاى مملكت محفوظ است منتقل و در اطاق مخصوصى كه تنها رئيس جمهور صلاحيت باز كردن آنرا دارد، قرار مى دهند.

به ادامۀ آن مى نويسند:

«بلى ميراث كبير افغان ها و ثروت بزرگ آنها، از دستبرد دزدان، و غارتگران بيرحم و قاچاق بران حرفوى نجات يافته، آنهم به شهامت و هوشيارى يك شخص و يك رئيس جمهور، داكتور نجيب اللّه، او كه آخرين روزهاى حاكميتش بود. ماجراى انتقال سكه هاى تاريخ و آثار باستانى طلا تپه در اتحاد شوروى مصادف با اولين هفته هاى حاكميت شان بود و در لحظات سقوط دولت و حزبش قرار داشت به فكر نجات بزرگ ترين ثروت ملى كشور مى افتد و آنرا با هوشيارى كامل مخفى مى كنند و نجات مى دهند. »

ادعاى طرفداران و مفسرين كارنامه هاى مرحوم رئيس جمهور دلالت به آن دارد كه رفقا از محل مخفى گاه و اطاق مخصوصى كه صلاحیت باز كردن آن متعلق به شخص رئيس جمهور بوده است مطلع اند و براى اينكه خداى نخواسته خدمات رئيس جمهور در اثر تبليغات دشمنان شان خدشه دار نشده باشد، بهتر است رفقا احساس مسؤلیت رفيقانه كرده و محل مخفى گاه و اطاق مخصوص را به اطلاع مردم خويش برسانند تا؛

میرعبدالرحیم عزیز
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -3- میرعبدالرحیم عزیز

سيه رو شود هر كه در او غش باشد

و در غير آن مردم به گفته و چشم ديد آنانى صحّه خواهند گذاشت كه در صفحات 4.3 و 4.4 چاپ اول و در صفحات 466 و 467 چاپ دوم تأسيس و تخريب اولين جمهورى افغانستان چاپ شده است.

3- تجويز تجزيۀ افغانستان به شمال و جنوب

سوانح نگاران و مفسرين كارنامه هاى داكتر نجيب الله رئيس جمهور، توضيح و تفسيرى را كه در تجويز تجزيۀ افغانستان به شمال و جنوب در كتاب تأسيس و تخريب اولين جمهورى افغانستان داده شده است مردود شمرده و مى نگارند كه واقعيّت اين است كه دكتور نجيب الله برعكس ادعاى دروغين حسن شرق، مخالف تشكيل حكومت شمال به مثابه بديل حكومت مركزى و مخالف به تحكيم مواضع احمد شاه مسعود در ساحات وسيع از ولايت شمال بود و اين اقدامات را پلانى در راستاى سياست هاى مسكو جهت تأمين و تضمين مصونیت سر حدات اتحاد شوروى و مغاير منافع ملى كشور مى خواند. او معتقد بود كه تعميل اين پلان در نهايت به تجزيۀ افغانستان منتج مى گردد.

بعداً موصوف داكتر نجيب اللّه با قاطعيت در يك جلسه هيئت اجرائيه ح د خ توأم با عصبانيّت ادامه داد؛ رفقا، دقيق و با مسؤليت مى گويم كه اين پلان، پلان تجزيۀ افغانستان است و من حاضر نيستم مسئوليت تاريخى آن را به عهده بگيرم. از همين حالا اگر كدامتان حاضر هستيد بسم الله، اما در صورت موافقت شما من حاضر هستم از تمام مقام ها استعفاء بدهم. ختم.

ما هم باور داريم كه مرحوم داكتر نجيب الله با فهم و دانشى كه داشتند بخوبى مى دانست كه تعميل پلان تشكيل حكومت خودمختار ولايت شمال هندوكش در نهايت به تجزيۀ افغانستان منتج مى گردد.

بناً جانِ مطلب و سئوال در اينجاست كه چرا جناب شان شخصاً در پياده كردن چنين طرحى كه به فرموده خودشان منافع شوروى و تجزيهٌ افغانستان را در برداشت در سال 1366 هـ ش بعد از رسيدن به مقام رياست جمهورى به آن اقدام مى كنند؟

و داكتر نجيب اللّه مسير عضو كميته اى مركزى ح د خ از جناح پرچم كه خود يكى از ستمى هاى تجزيۀ طلب بود به فرمان مبارك خويش به حيث كفيل صدراعظم 9 ولايت شمال هندوكش با 17 نفر اعضاى كابينۀ آن مقرر مى نمايند؟

و به ولايات 9 گانه شمال كشور مزار شريف، بدخشان، تخار، كندز، بغلان، شبرغان، سرپل، ميمنه و باميان هدايت مى دهند تا بجاى حكومت مركزى از اوامر حكومت خودمختار شمال پيروى نمايند .

مصيبت بارتر اينكه؛ به فرمان رياست جمهورى سمت شمال با قواى نيرومند نظامى، مجهز با جديدترين اسلحه قرار ذيل تقويه و تحكيم مى شود.

1. فرقه قومى اوزبك ها تحت قوماندانى دگر جنرال دوستم عضو كميتهٌ مركزى ح د خ.

2. فرقه قومى مردم اسماعيليه به قوندانى جنرال سيد جعفر نواسه سيد كيان.

3. يك غند قومى از درى زبان ها در ولايت تازه تشكيل شده «سر پل» .

4. يك غند از پشتو زبان ها در ولايت بلخ مزار شريف.

5. قول اردوى سمت شمال به قوماندانى دگر جنرال جمعه آخك و معاونت دگر جنرال منوكى منگل اعضاى كميته مركزى ح د خ.

6. قرارداد مخفيانه حفاظت سالنگ جنوبى به قوماندانى يكى از قوماندان هاى جمعيت اسلامى.

قواى گفته شده، داراى قطعات هوايى دافع هوا و چند غند زرهدار كه ممثل يك اردوى مستقل اند با حكومت شمال هندوكش ضميمه شده بود.

با تشكيلات ملكى و نظامى در سمت شمال، داكتر نجيب اللّه حق بجانب بودند كه در يك جلسه رفقا فرموده بودند كه رفقا؛ دقيق و با مسئوليت مى گويم كه اين پلان، پلانِ تجزيهٌ افغانستان است.

بهرصورت هنوز شش ماه از حكومت خودمختار در مزار شريف و يا بفرموده مرحوم داكتر نجيب اللّه شهيد «پلان تجزيۀ افغانستان» نگذشته بود كه؛ به حيث صدراعظم قرعه فال بنام من بيچاره زدند.

قبولى صدارات در آن روزها لكه اى بود كه با مرگ هم زدوده نمى شد، ولى من به اميد اينكه تشكيلات منحوس شمال كشور واژگون گردد با همه بدنامى هايش آن را پذيرفتم.

و بايستى بعد از تشكيل كابينه جهت اخذ رأى اعتماد به ولسى جرگه مى رفتم.

ولسى جرگه اى كه اكثريت اعضاى آن گماشته گان دولت و تحت نظر مستقيم خادى ها پا به عرصه وجود گذاشته بود، و زيرِ سلطۀ پنج عضو دفتر سياسى ح د خ صالح محمد زيرى، غلام دستگير پنجشيرى، ميرصاحب كاروال، نياز محمد مؤمند و نجم الدين الدين كاويانى و چندين عضو ديگر كميته مركزى ح د خ كه به حيث وكيل در ولسى جرگه آورده شده بودند تشكيل جلسه مى دادند، حاضر شدم و خط مشى حكومت را كه رئيس جمهور توسط سر مشاور خويش فرستاده بود مى خواندم و استدعا مى كردم تا حكومت شمال افغانستان را بحيث يك واحد ادارى خودمختار به تصويب برسانند.

در چنين فضاى خفقان آورى كه پشت انسان از ديدنِ آن مى لرزيد هر چه بادا باد دل به دريا زدم، و آنچه را كه در خط مشى حكومت جديد كه مبين تحكيم حكومت مركزى و در واقع نفى خودمختارى ها بود و بجاى خط مشى يا هدايت رياست جمهورى رقم زده و چاپ كرده بودم به اعضاى ولسى جرگه توزيع، و بنام خداوند بزرگ و سربلندى و وحدت مردم و يكپارچگى افغانستان شروع به خواندن كردم.

هنوز بيانيۀ ادامه داشت كه به سخن هاى نامأنوس و گفته هاى تهديدآميز نجم الدين كاويانى عضو دفتر سياسى ح د خ و وكيل در ولسى جرگه و هياهوى چند ستمى ديگر كه ناديده گرفتن حكومت خودمختار شمال را در خط مشى حكومت خيانت ملى و مرا مسبب خيانت مى خواندند، مواجه شدم.

در ختم بيانيه منتظر آن بودم كه وكلاى ولسى جرگه خصوصاً نمايندگان ح د خ از دادن رأى اعتماد خوددارى خواهند كرد.

ولى برعكس آنچه پنداشته بودم با وجود داد و فرياد كاويانى و هاى و هوى ستمى ها اكثريت كامل وكلا چه حزبى و چه غير حزبى، به يكپارچگى افغانستان و تحكيم حكومت مركزى رأى اعتماد دادند.

ولى باز هم تجزيه طلبان با ناديده گرفتن فيصله ولسى جرگه، هم زمان با استعفاى صدراعظم در جدى 1367 هـ ش با موافقه رئيس جمهور مرحوم داكتر نجيب الله، جنرال گروموف قوماندان اردوى متجاوز شوروى در افغانستان، قرارداد نامطلوب و معاهدۀ ننگينى را تحت نام ولايت تاجيكان در شمال هند و كش كه بارها ننگين تر از معاهدۀ گندمك و خط ديورند است با يكى از قوماندانى هاى جمعيت اسلامى امضاء مى كند.

اما ولسى جرگه براى اينكه موضوع ولايت تاجيكان بين وكلا تفرقه و جنجالى را ايجاد نكند از حضور صدراعظم جديد در ولسى جرگه جهت اخذ رأى اعتماد تاختم، مأموريت شان معذرت مى خواهند.

بناً بياد بود آن روزها، دست آن وكلاى شريف و نجيب ولسى جرگه را مى بوسم كه با قبول هر نوع مخاطره، طرح تجويز تجزيهٌ افغانستان را به شمال و جنوب مردانه وار نپذيرفتند.

تفو به مردم حق ناشناس باد كه داد بقيمت خم و خمخانه خلد و كوثر خويش

( محمد طاهر هاتف)

توضيح و تفسير بيشتر در كتاب تأسيس و تخريب اولين جمهورى افغانستان

4. تحريف طرح نمايندۀ سرمنشى ملل متحّد از انتقال قدرت در تقسيم قدرت

مفسرين كارنامه هاى مرحوم داكتر نجيب الله رئيس جمهور، با گذشت بيست سال از زمامدارى شان هنوز هم به جمله انتقال قدرت به غير از خودشان به ناباورى مى نگرند و آنرا نوعى اهانت به ح د خ و رياست جمهورى مى پندارند و مى نويسند.

كه ادعاى داكتر شرق مبنى بر اينكه گويا رئيس جمهور (داكتر نجيب الله) حين توظيف اش به تشكيل حكومت به او گفته بود؛ «اين حكومت، حكومتى است انتقالى كه در مرحله اول تقسيم قدرت و در قدم دوم انتقال قدرت از ح د خ به اشخاص غير حزبى را در بردارد. » ادعائى است كاملاً دروغ.

حال آنكه اگر مقدر مى بود كه افتخارى به آن دوره نسبت داده مى شد، همانا پايبندى به تعهد بود نه انكار از آن و توافق در انتقال قدرت مطابق پيشنهاد كوردو ويز نماينده ملل متحّد از ح د خ به اشخاص غيروابسته بود نه تلاش بيهوده براى مشاركت مجاهدين در قدرت با ح د خ گويا خدا نخواسته بود كه؛ آن يك هم نشد ميّسر و سوداى خام شد.

كوردو ويز معاون سر منشى ملل متحد به دورۀ مأموريتش در افغانستان، نه تنها با جناح هاى درگير در جنگ افغانستان و كشورهاى ذيدخل گفتگوهائى داشتند، بلكه با بسيارى از اشخاص با تجربه و صاحب نفوذ كشور هم ديد و وآديد مى كردند.

میرعبدالرحیم عزیز
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -3- میرعبدالرحیم عزیز

در نهايت او به اين نتيجه رسيده بود كه توأم با برآمدن عساكر شوروى، حكومت به اشخاص انتقال داده شود كه در جناح هاى درگير در جنگ وابسته نبوده باشند تا به همكارى سازمان ملل انتخابات را جهت انتخاب حكومت مورد قبول مردم داير نمايند.

بناً وى سى نفر از اشخاص تعليم يافته و با دانش را كه واقعاً در جنگ افغانستان ميان جناح هاى درگير در جنگ بى طرف مانده بودند، در نظر مى گيرند و در تلاش مى شود تا رضايت جناح هاى متخاصم را در انتقال قدرت از ح د خ به آنها جلب نمايند.

از آنجائى كه تطبيق چنين پيشنهادى سقوط زعامت ح د خ را در برداشت غربى ها خاموشى اختيار مى كنند و اما شوروى ها و حكومت كابل در عين زمانى كه بالاى تعويض بعضى از اشخاص مورد نظر كوردو ويز با اشخاص مورد توجه خويش چنه مى زدند، جهت گمراهى مردم روش كمونيستى ح د خ را هم چپ و رو مى كردند و با خط و خال اضافى چهرۀ اسلامى مى دادند و در ضمن رئيس جمهور را وادار مى كنند تا ولايت شمال هندوكش را به حيث حكومت خودمختار شمال افغانستان از پيكر حكومت مركزى جهت انتقال حكومت از كابل به مزار شريف جدا نمايند و به روزهائى كه طرح تجزيۀ خاموشانه و بدون سر و صدا مراحل خود را مى پيمود، سر و صداهاى انتقال قدرت از ح د خ به اشخاص بى طرف و با نفوذ جهت تحت الشعاع قرار دادن طرح كوردو ويز سر به فلك مى كشد و با تعدادى از اشخاص شناخته شده و سابقه دار در داخل و خارج از كشور آرزوى مذاكره و تفاهم را مى كنند.

داكتر نجيب الله هم يكى دو بار در اوائل سال 1367 هـ ش در بيانيه هايش گفت كه؛ حاضر است براى ختم جنگ و آشتى ملى در صورت توافق از قدرت كناره گيرى نمايد.

اما هيچ كس به شمول مرحوم داكتر محمد يوسف و داكتر عبدالصمد حامد و بسا از شخصيت هاى شناخته ديگر به همكارى چه، كه حتى به گفتگو هم حاضر نشدند.

در چنين روز و روزگارى كه نمايندگان عاليقدر رياست جمهورى در خارج و جارچى هاى داخلى در داخل افغانستان از پيدا كردن صدراعظم درمانده و ناتوان شده بودند قرعه فال بنام من بيچاره زدند.

و هنوز ماهى از وظيفه ام به صدارت نگذشته بود كه كوردو ويز جهت پا به پا كردن پيشنهادش به كابل مى آيد و مرا هم ملاقات مى كند.

او گفت: «پيشنهادى را براى انتقال قدرت از حكومت كابل به اشخاص بيطرف به تنظيمى هاى مقيم پشاور و رياست جمهورى ارائه كردم تا حكومت جديد با همكارى سازمان ملل جهت انتخاب حكومت مورد قبول مردم افغانستان، رأى گيرى عمومى را به راه اندازند. »

متأسفانه تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران، در سقوط حكومت داكتر نجيب الله و حزب وى كمر بسته اند تا به صلح و ختم جنگ و حكومت كابل سر تقسيم قدرت به آنان و آشتى ملى مى انديشند تا ترك قدرت.

به او گفتم «دوام جنگ و يا سقوط حكومت داكتر نجيب الله و حزب وى راه حل قضيه نيست و اشتراك مجاهدين در قدرت با رهبران ح د خ خواب و خيالى بيش نيست. »

او نام نويس سى نفر از اشخاص مورد نظرش را به من داد تا موافقه و يا عدم موافقه مرا درك نمايند. علاوه بر اينكه اشخاص مورد نظرشان تأئيد گرديد تعدادى از اشخاص معروف و نيكو نام كشور مانند داكتر محمد يوسف، داكتر عبدالصمد حامد، عبدالله ملك يار، محمد عزيز نعيم، داكتر على احمد پوپل، داكتر محمد اكرم، سيّد شمس الدين مجروح و چند شخصيت ديگر هم به اوشان معرفى گرديد.

كوردو ويز گفت: اشخاص گفته شده را تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران نمى پذيرند و خود آنان با زعامت موجود افغانستان حاضر به همكارى نيستند.

بناً خدمت شان گفته شد؛ با اينكه اشخاص مورد نظر شما داراى تحصيلات عالى و مردمان نيكوكارى هستند طوريكه خود مشاهده نموديد، قبولاندن آنان بالاى داوطلبان قدرت كار سهل و ساده نيست.

اگر واقعاً سازمان ملل متحد خواهان ختم جنگ در افغانستان هست بايد حكومتى را با پاى هاى وسيع از اشخاص دانشمند و بيطرف تشكيل دهند تا همزمان با خروج عساكر شوروى تحت نظر نمايندگان سازمان ملل انتخابات سرتاسرى را در افغانستان براى انتخاب حكومت مورد قبول مردم دائر نمايند.

به شرطى كه نه به رهبران تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران، و نه به رهبرى ح د خ اجازه داده شود تا در انتخابات، به شمول حكومت من اشتراك نمايند.

كوردو ويز گفت: «نظريات شما خيلى شفاف و سازنده است و بايد جداً روى آن كار شود. »

متأسفانه تعويض غيرمترقبه كوردو ويز با شخص ضعيف النفسى مانند بينان سيوان تلاش هاى وى را به تعويق مى اندازد و فعاليت هاى رياست جمهورى جهت اغواى مردم زير نام حكومت ائتلافى يا تفاهم بين الافغانى با بعضى از شخصيت ها در داخل و خارج از سر گرفته مى شود اما باز هم هيچ شخصى از اشخاص معروف كشور حاضر به همكارى نمى شود و بدينسان طرح تفاهم بين الافغانى يا آشتى ملى يك لنگه مى شود، با وجود لنگش آشتى ملى جهت گمراهى مردم رياست جمهورى پا در ميانى اعليحضرت محمد ظاهر شاه، پادشاه سابق افغانستان را ميان مردم تبليغ و ترويج مى كنند.

زيرا در آن سال ها فجايع عساكر شوروى، جهت تحميل و تثبيت زعامت ح د خ در افغانستان و وابسته گى و سوى استفاده تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران، مقام معنوى و محبوبيّت شاه سابق را نزد مردم بيش از حد تصور بالا برده بود

بناءً جهت بهره بردارى از محبوبيّت شاه از حضورشان تكرار در تكرار درخواست مى كردند تا به كابل بازگردند و اولادهايش رهبرى ح د خ و مجاهدين را بهم آشتى دهند.

با وجودى كه چنين آشتى و تفاهمى از تصور مردم افغانستان به استثناى چند مشاور و دو سه نفر از نزديكان رئيس جمهور به دور بود، با آنهم اعليحضرت ابلاغ كردند حاضرم به افغانستان باز گردم به شرطى كه لويه جرگه دربارۀ آمدنم تصميم بگيرند.

ولى از دائر شدن لويه جرگه از ترس اينكه مبادا شاه را به حيث رئيس دولت انتخاب كنند طفره مى روند. در حاليكه مى شد تحت زعامت شاه سابق به حيث رئيس دولت با تشكيل حكومتى ائتلافى با پاى هاى وسيع بدون اشتراك رهبران ح د خ و سران تنظيمى ها انتخابات عمومى را زير نظر ناظرين ملل متحد جهت انتخاب حكومت مورد قبول مردم افغانستان دائر نمود.
واقعاً اگر صداقت و دلسوزى و ترحمى به حال مردم افغانستان موجود مى بود تطبيق پيشنهاد كوردو ويز و خصوصاً پذيرش خواسته هاى شاه امكان آن را داشت تا در پياده كردن طرح ملل متحد براى ختم جنگ و تشكيل حكومت مورد قبول مردم قدمى مؤثر برداشته مى شد.

آنهم به روزهائى كه اردوى افغانستان و قطعات مسلح وزارت داخله و امنیت دولتى تقريباً از هم پاشانده نشده بود و از نظام دولتى روى هم رفته با كمى تعديلات مى شد بخوبى استفاده كرد و در شهرهاى بزرگ آرامش و زندگى نسبى برقرار بود و با حضور نيمى از قطعات شوروى خطرى ح د خ را تهديد نمى كرد.

ولى بدبختانه پافشارى بالاى خيال پلوى اشتراك مجاهدين در قدرت با رهبران ح د خ و تشكيل واهى حكومت با پايه هاى وسيع همراه با رهبران ح د خ و سران تنظيمى كه منافع و بقاى حكومت رفقا را در بر داشت مانع از آن گرديد تا نظريات معقول شاه سابق عملى گردد و يا پيشنهاد سازندۀ كوردو ويز در عمل پياده شود.

متأسفانه حضور شاهانه هم بهر دليلى كه نزدشان بود از محبوبیت خداداد و اعتماد و علاقۀ دوبارۀ مردم و زمينۀ مساعد شده به وى نتوانستند براى رفع بدبختى هاى مردمان وطنش در آن روزها عملاً استفاده نمايند.

با وجود نارضايتى رياست جمهورى از توافق با كوردو ويز باز هم زمانى كه به حيث رئيس هيئت افغانى، در جلسۀ سالانۀ (1367 هـ ش ) اسامبله عمومى ملل متحد در نيويارك اشتراك نمودم دركنفرانس مطبوعاتى مقرر سازمان ملل به جواب خبرنگاران بدون كم و كاست، آنچه به كوردو ويز در كابل گفته شده بود تكرار گرديد كه؛ مردم افغانستان به زعامت رهبران ح د خ و سران تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران علافه و اعتماد ندارند بناً تأمين صلح و ختم جنگ در افغانستان، ايجاب حكومت منتخب مردمى را تحت نظر نماينده گان سازمان ملل متحد با حذف رهبران ح د خ و سران تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران و حكومت انتقالى را مى كند.

با اينكه موضع فوق از مصاحبه در نشريات افغانستان حذف گرديد اما كوردو ويز معاون سر منشى ملل متحد در كتاب خويش تحت عنوان «واقعات پشت پردۀ افغانستان» در صفحه 380 مى نويسد:

اطلاعات پى در پى بدست بود كه عنقريب داكتر نجيب اللّه عوض مى شود. هنگامى كه نخست وزير افغانستان «شرق» در جلسۀ سالانه اسامبله عمومى تعيين گرديد. افواهات گسترده حاكى بود كه شوروى در نظر دارد موصوف را بحيث ميانجى تعيين و پشتيبانى كنند

ولى گفتار پوست كندۀ وى حسن شرق كه مردم افغانستان نه به حزب سر اقتدار دموكراتيك خلق و نه به رهبران مجاهدين قائل به كدام اعتماد هستند باعث شگفت عميق همه گان گرديد. ختم.

نشر و پخش مصاحبه در مطبوعات گستردۀ جهانى باعث ناآرامى رياست جمهورى در كابل و سران تنظيمى ها در پشاور مى گردد بناءً يكى مرا شاخ مى زند و ديگرى لگدكوب مى كند.

لگدكوبى مصادف به روزهايى بود كه دشمنان مردم افغانستان جهت بهره بردارى از سران تنظيمى ها مقام معنوى و روحانيّت دروغين آنان را در لفافه الفاظ، با تبليغات پى گير و ناگسسته در رسانه هاى جهانى بين مردم تا جايى بالا برده بودند كه اگر خداى نخواسته كسى مى گفت كه ريش حضرت استاد به نافش نمى رسد و يا نعوذ و بالله لنگوتۀ جناب شان از دستار فلان خليفه اسلام يك انچ كوتاه ترست وى را تكفير و سر به نيست مى كردند.

و چون در تير رس تنظيمى ها نبودم توسط پيروان تخدير كرده خويش، كه هر كلمهۀ آنان را تفسيرى از الهامات آسمانى مى پنداشتند مرا بنام بى خدا و نوكر روس سر زبان ها مى اندازند، و بهر كنج و كنارى كه مى رسيدند داد مى زدند كه حسن شرق به بندگان برگزيدۀ خدا و نماينده هاى خاص انبياء اهانت كرده اند و عكس العمل رياست جمهورى را مفسرين افكار و كارنامه ها مرحوم داكتر نجيب الله چنين نشر و پخش كرده اند كه؛ گفته هاى صدراعظم در سازمان ملل باعث آن شد تا بر طرف و در خانه اش تحت نظارت گرفته شود.

میرعبدالرحیم عزیز
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- میرعبدالرحیم عزیز

ملاقات با بينان سيوان نمانيده سرمنشى ملل متحد

شفافیت و صراحت در گفتار كوردو ويز زمانى كه با وى ملاقات داشتم مبين آن بود كه حكومت من چه ائتلافى و چه انتقالى، حكومتى نيست كه كاملاً از اشخاص بيطرف تشكيل شده باشد، حال آنكه وى خواهان تشكيل حكومتى بود خارج از سران ح د خ و تنظيمى هاى مقيم پشاور و ايران و در نهايت آنچه را كه مردم آرزو دارد نه به انتصاب رياست جمهورى و نه به ميل تنظيمى ها.

بعضى ها به اين باور بودند كه تعويض غيرمنتظره كوردو ويز با بينان سيوان ثمره اى فشار شوروى ها بالاى سر منشى ملل متحد بوده چنانچه تعبيرات بينان سيوان از پيشنهاد كوردو ويز حين گفتگو با من همان خواسته اى بود كه رياست جمهورى در نظر داشت، يعنى حكومت از سى نفرى تشكيل گردد كه هر دو جناح درگير در جنگ به آن صحه گذاشته باشند.

بناً وى با زير پا كردن طرح كوردو ويز هم از طرفداران رياست جمهورى و هم از جانبداران تنظيمى ها درخواست نموده بود تا سى نفر از اشخاص قابل اعتماد را براى تشكيل حكومت برگزينند او در نظر داشت بعد از نظرخواهى از هر دو طرف سى نفرى را برگزينند كه بيشترين اشخاص آنان را معرفى كرده باشند.

پرسيدم؛ آيا جوانب درگير دربارۀ پيشنهاد شما چه نظر دارند؟

گفت رياست جمهورى افغانستان موافقت كامل دارند اما مجاهدين اشتراك در قدرت را با ح د خ نمى پذيرند.

او خواهش نمود تا منهم سى نفر را به وى معرفى كنم، براى اينكه دست خالى از اطاقم خارج نشده باشد، سى نفرى را به وى معرفى كردم كه مانند رقاصه ها به دُهل سيوان برقصند.

زمانى كه نام نويس اشخاص متذكره را به خواهش عبدالغفار فراهى به وى ارائه كردم با تعجب پرسيد: عجيب اشخاصى و عجيب تر اينكه سه نفر از يك خانواده، دو برادر و يك برادر زاده و يكى از ديگرى رسواتر!

قصداً نخواستم وى را به جريان صحبت آقاى سيوان كه به نظرم پايان مصالحه و تشديد جنگ قدرت بود بگذارم، زيرا وى وزارت عودت كنندگان را به اميّدى پذيرفته بود كه در پايان جنگ و بازگشت هموطنانش خصوصاً از پاكستان و ايران به آنان همدردى و خدمتى كرده باشد.

اما بينان سيوان بدون اينكه مجاهدين به خواهش وى ترتيب اثر دهد، چند سالى بيچاره بالا و پائين دويد تا اينكه او از تحريف طرح كوردو ويز و داكتر نجيب الله از بيانيه دادن و پافشارى بالاى تقسيم قدرت با مجاهدين و دعوت از كلبى و مقصود در بازگشت به وطن خسته و بيچاره شدند.

و با استفاده از شعر حافظ:

سخندانى و خوش خوانى نمى ورزند در شيراز بيا حافظ كه ما خود را به شهر ديگر اندازيم

هر دوى آنان به اتفاق همديگر احتمالاً به امید پياده كردن پيشنهادهاى شان براى صلح به سرزمين ديگر و به مردمان ديگر، شبانه عزم سفر مى كنند.

ولى از كم طالعى آنان و بدبختى مصالحه، تنى چند از فرزندان ناخلف وطن و دشمنان صلح و آشتى ملى مانع از سفرشان مى گردند و جناب شان كه از ديدار رفقاى چند پهلو و صد چهره و از بيانيه هاى بى شنونده دلگير شده بود به اين گفته كه رو پس نكرد هر كه ازين خاكدان گذشت.

بجاى رياست جمهورى در دفتر ملل متحد پناه مى برند و پناهنده مى شوند.

بعضى ها جلوگيرى از سفر اوشان را كودتاى ضد مصالحه ملى و تقسيم قدرت با مجاهدين و تخريب طرح پنج فقره اى بينان سيوان نماينده سرمنشى ملل متحد تعبير و تفسير هم مى كنند. واللّه اعلم باالصواب

ناشناس
میرعبدالرحیم عزیز چاقوی طالبان را تیز می کند

میرعبدالرحیم عزیز چاقوی طالبان را تیز می کند. همین

ناشناس
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- میرعبدالرحیم عزیز

استاد میرعبدالرحیم عزیز خیر است تجزیه شود. شما پختونستان خود را جور کده انتحاری منتحاری خود را به سمت پاکستان روان کنید. ما از شما حمایه میکنیم.

خ . نبیل مزاری
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- به آقای میرعبدالرحیم عزیز

آقای میرعبدالرحیم عزیز ! نخست اینکه تاتای پاپای نخستین و اولین پرواز بی همراهان شما را از حجره زنجیرک دار و چمبر پیچ "اوغان جرمن جرمن" به اسمان نیلوگون و بی انتهای کابل پرس مبارک باد می گویم . یک موضوع را برایتان باید یاد آور شوم که نوشتن مضمون و پیام نگاشتنن در کابل پرس دل شیر و شهپر عنقا میخواهد . درین جا زور منطق و استدلال است نه سلیقه ، خواست و لزوم دید مدیر سایت . دروازه تالارگفتمان کابل پرس از برکت یک هزاره قامت افراشته و سربلند بروی همگان باز است و درین خانه مجازی همه بدون در نظرداشت علایق شخصی ، پیوند های مذهبی و سلیقه های فردی سیاسی میتوانند داخل شوند و گاهی خوب و هم گاهی خراب دیدگاه خود را بنویسند ، شما ناراحت نشوید که مردم زشت و بی ادبانه مینویسند . اگر درین سایت رام گشتید جالب میشود .

در قسمت نوشته اقای شرق باید خدمت تان بنویسم که : آیا شما کتابی را بنام "کرباس پوشهای برهنه پا" خوانده اید ؟ اگر خوانده اید و باز این خاطرات زمان صدارت شانرا به دید خواننده گان بالغ کابل پرس داده اید ، فکر کنم شما دو هدف دارید :

1- طعنه به رُخ هزاره های که اینک استقامت جداگانۀ غیر از روش حسن را برگزیده اند ، بوسیله نوشتار و خاطره های گویا وطنپرستانۀ یک هزارۀ اوغان بنام حسن شرق ،

2- حقانیت بخشیدن ادعای مزدورانی که علیه جبهه ملی تبلیغات دروغین دارند .

اگر کتاب "کرباس پوشهای برهنه پا" را نخوانده اید لطف بفرمائید و فقط همان چند سطری را که جناب شرق ، کتاب شانرا به ایشان هدیه نموده اند بخوانید و بعدازآن این خاطرات را به محتویات کتاب مقایسه نمائید . اگر آن سطور را نخوانده اید لطف بفرمائید و بخوانید : بسم الله الرحمن الرحیم ( اگر تو این‌ نقش‌ چكه‌های‌ فرو لغزیدۀ خون‌ دیدگانم‌ را بپذیری‌، بتوای‌ مجاهد برهنه‌ پای‌ راه‌ آزادی‌ ، بتو ای‌ مجاهد صحرانورد كوه‌ نشین‌، بتوای‌ كرباسپوش‌ ناترس‌ كه‌ جان‌ دادی‌ و جهانی‌ را از طلسم‌ كمونیزم‌ برهانیدی‌ ، اهدا میكنم‌ ! )

مزه کردید ، اینک دوباره پیام تانرا بخوانید که این مرد فرسوده نوکر مآب چقدر دروغ گفته . همانگونه که از صدراعظم وقت فکر کنم هاشم جلاد باشد درین خاطره خود معذرت خواسته ، باور داشته باشید فردا از همتباران هزاره خود بیشرمانه و با سر افگنده از نوشتن این خاطرات خود معذرت خواهد خواست .

آقای عزیز ! درین محوطه بلی گویان کم پیدا میشود ، امید اگر بار دیگر میخواستید چیزی درین جا بنویسید کوشش کنید دیدگاه ها و نظریات خودتانرا بنویسید ، شما که نام خدا نویسنده پورتال فخیمی استید !!

Sadid
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- به آقای میرعبدالرحیم عزیز

سلام به آقای نبیل مزاری!

آقای مزاری از فحوای پیام کوبندهء شما من چنان درک کردم که حسن شرق هزاره باشد

 درحالیکه وی هزاره نیست وی از یهودیان آذربایجان شوروی سابق است که درسالهای جنگ دوم جهانی

 به افغانستان مهاجر شده است تعداد دیگری ازفامیلهای وی درسوریه امروزی نیز سکونت دارند

خ . نبیل مزاری
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- به آقای میرعبدالرحیم عزیز

آقای سدید سپاس از رهنمایی تان . بخدا تا امروز می پنداشتم که این حسن شرق چند بغله شش رخ نُه گرد هزاره است . همان روزیکه کتاب کرباس پوشهایش را خواندم ، آقای شرق آنقدر خود را مظلوم و فقیر جا زده بود که فکر کردم صد درصد هزاره است . از یهود بودنش امروز خبر شدم ، سپاس فراوان دوست ارجمند .

ناشناس
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -1- میرعبدالرحیم عزیز

میر رحیم نا عزیز . شما اوغان ها کون تان را اتش میگیره که دگه اقوام خواهان حقوق حقه ومسلم شان شوند . تو فکر میکنی که با دروغ و نوشته جعل ات مردم را فریب داده واز حقیقت به اصطلاح گول میزنی , چرا از جنایات خیانت وطنفرشی اوغانها و مداخله پدران پاکستانی ات حتی حرفی ننوشته ی

ناشناس
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- به آقای میرعبدالرحیم عزیز

وی از تخلصش نفامیدی که خر اس . شرق یانی ولایات اوغانی قبایلی

نور
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- میرعبدالرحیم عزیز

آ قا ی میر عبد الرحیم عزیز سلام .
آ قا ی عزیز ، شما د ا نش فرق بین سیستم فد را لی ، و تجزیه را ند ا نسته ا ید چون سوا د ند ا شته ا ید ،
مرد م بومی یعنی غیر پشتون افغانستان ، د ولت فد را لی میخوا هند که وا لی ها ، شهرد ا ری ها ا نتخئا بی
با شند تا مرد م بومی هرولایت برای ا مرارمعاش کا ر پید ا کنند . چون شما حکومت قبیله گرا فقط برای قوم
وقبیله خود خد مت میکنید 80 تا 90 د ر صد کا رمند ا ن د ولتی افغانستان ازپشتون های د و طرف سرحد
دیورند میگمارید ، برای مردم بومی کا ر نیست ، شما نظرتنگ ها نمیخواهید مردم بومی شامل کارباشند ، شما قوم گرا ها همه را به خود میخواهید حیا ازمردم ، ترس ازخدا ندارید .
آقای عزیز. با سیستم فد رالی افغانستان تجزیه نمیشود ، اگرشما نافهمی ومخالفت کردید با فد را لیزم ، د ر آ ن صورت ، شما تجزیه افغانستان را به راه مباندازید .
رحمت الله بد خشی شا ید نا م مستعا ر با شد ا و هم ازبی د ا نشی نوشته است . مسعود نام به چالبازی وفریب
دادن استاد معلوم میشود ومن الله توفیق

ناشناس
توطئه برای تجزیۀ افغانستان در حال تکوین است -5- به آقای میرعبدالرحیم عزیز

برادر عزیز نبیل مزاری ! نوشته هایتان شیرن است همیشه از خواندن انها لذت میبرم , توفیق مزید تانرا خواهانم

ناشناس

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

میر عبدالرحیم عزیز!
خاین خودت خاین مادرت که قسم تو اولاد لوده بدنیا آورده بی ناموس چرا اینقدر از تجزیه میترسید.
بگذار که اوغانستان به ده قسمت تجزیه شود ولی مردمش با عزت زندگی کنند. همیشه اوغان است که ضد فدرالی است چراکه خوشش شان آمده که مفت خوری کنند کوس فروشی کنند.
اقوام غیر پشتون از دست شما به فغان آمده و هر روز بالای شما نفرت میفرستند.
شما را باید به همان دالخور های پاکستانی وگذار کرد به حساب شما همان پنجابی خوب بلد است

پروانی

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

وطن داران عزیز وقت آن رسیده است که هر کس سر نوشت خود را خودش تعین کند

سیستم فدرالی برون رفت از بحران فعلی میباشد

زنده باد فدرالی
مرگ بر دولت ریاستی ستون پنجم
زنده باد فدرالی
مرگ بر دولت امارتی طالبان
زنده باد فدرالی
مرده باد دولت ریاستی

برادران تاجیگ ، هزاره ، ازبگ مقاومت مقاومت مقاومت از طرح رهبران جبهه ملی حمایت نمائید که گوز دولت فاسد حامد کرزی رفته .
دولت تحت ریاست حامد کرزی توانای رهبری ملت مجاهد افغانستان را ندارد .
حال وقت آن رسیده است که دولت های مستقیل فدرالی بی سازیم تا از شر وحشیان در امان باشیم
قلم به دستان تاجگ هزاره از بگ حمایت تانرا از فدرالی شدن اعلام نمائید

عبدالله شمالیوال

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

څو، چې په نړۍ کې یو افغان وي------ تل به دا افغانستان وي- تل به دا افغانستان وي
پښتانه، چې ونه غواړي په افغانستان کې نه نظام بدلېدای شي او نه هم څوک جرات کولای شي دغه هېواد نجزیه کړي. ۴۲ هېوادونه، چې په دې سلګونو زره ځواکونو پنځه طالبان نه شي ماتولای، ستاسې یو رورا باکر به په فدرالي نظام کې له تاسې سره څه مرسته وکړي؟ خوار شﺉ، کله خامو، لا په دې ماشومانه فکرونو.

ذکی پروانی

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

فکر نمی کنم با این منطق تان آینده افغانستان را رقم بزنید. مشکل افغانستان نوع نظام نیست، مشکل افغانستان نبود تحمل در برابر افراد ملیت های دیگر است. تاجیک ها به هیچ وجه دشمن پشتون ها نیستند و کسانی که به نماینده گی از تاجیک ها این کار را می کند، آله دست دیگران استند. پشتون، تاجیک، ازبیک و هزاره و... همه برادران استند و گوخوری چند تن این ملیت ها را از هم جدا کرده نمی توانند. بربادباد دشمنان افغانستان و وحدت افغانستان. زنده باد میهن دوستان افغان زمین.

حاجى درويش
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

درست كه تاجيكها دشمن بشتونها نيستند ولى بر عكسش ؟

حیدر زاده

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

عطامحمد نور یکی از پیشتازان جهاد و خار چشم محقق و دوستم و باندهای جنایتکار شان است. اگر استاد نور نمی بود عزت و ابروی مزارشریف بدست کثیفان باندهای محقق و دوستم اوباش پایمال می شد. زنده باد عطامحمد نور، خدمتکار مردم بلخ و مزار شریف.

ناشناس
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

عطا محمد نور همان سگی است که طالبان را به جنرال صاحب دوستم بهتر میداند. این سگ خانه زاد اوغانهااست و کارش مافیا و مافیا بازی است.

رووف فاریابی

دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

حیدرزاده لوده، تاجیک لوده- اگر جناب جنرال دوستم نمی بد طالب ها خواهر و مادر تان را ......عطامحمد نور خاین نوکر کرزی و دولت وی است. خدمتی به مردم مزار شریف نکرده است، مال و ثروت مردم را به ولجه گرفته است. خدمت وی این است که شهرک های بلخ را تصاحب کند و باندهای مافیایی خود را تقویت نماید. لوده احمق

امیرشهسوار
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

جناب فاریابی از کجا دانستی که حیدری تاجیک است ؟؟؟؟ ماو شما را برای همین اوغون ها چپنکی میگویند. از نام های تاجیکی استفاده می کنند علیه ازبک از نام ازبکی استفاده می کنند علیه تاجیک و از نام هزاره استفاده علیه دیگران . حال برای من هم مشکل که بدانم شما فاریابی هم اوغو نباشید و جنگ جنگ ناخنک را براه نه انداخته باشید .
چیزی را که من میدانم و اعلان میدارم همه شما عزیزان باور داشته باشید 99 درصد تاجیک ها از طرح فدرالی پشتیبانی می کنند. 99 درصد تاجیک ها نام افغانستان را نام تحمیلی ،جعلی یک شینگ اسرایلی بالای اقوام سرزمین ما از پشتون گیرفته تا ازبک ،تاجیک و هزاره میدانند. 99 درصد میدانند که نام های آریانا، ایران شرقی خراسان در میان اقوام سرزمین ما حساسیت بر انگیز شده اند قوم پشتون خود را با خراسان بیگانه میداند. از نام خراسان بدش میاید . اقوام هزاره و ازبک از نام آریانا و اریایی خوشحال به نظر نمی رسند . بدین لهاظ من 99 درصد فکر می کنم با باختران هیچ کس مخالف نیست و یک نام تاریخی است نویسنده های یونانی ،بلجیمی سرزمینی را در اثارشان به ثبت رسانیده اند که در همین جغرافیای سرزمین به میراث رسیده ی ما موقعیتش است ، بنام بکتریا-باکترین و یا باختران یاد شده است . چیزی را که می خواهم باز هم تاکید کنم این است که باید زرنگ بود و هوشیار، منافقان و تفرقه اندازان را باید شناخت .
به پیش به سوی همبستگی ازبک ،هزاره ،تاجیک، پشه ی ، پشتون ،بلوچ ،قزقیز و غیره وغیره
به پیش بسوی ساختار نظام دموکراتیک فدرال مستحکم با مرکزیت قوی با ساختار فدرالهای جغرافیای ، اقتصادی و قومی (فدرال مورد نظر ما سه محور ساختاری دارد اقتصادی، قومی وجغرافیای)
به پیش به سوی رقابت ها سیالی های سالم میان فدرالهای کشور واحد و دوست داشتنی ما جمهوری فدرال باختران به پیش به سوی آبادی ،عمران ،امنیت ،صلح ،صفا ،برادری و خواهری
نا بود باد قوم پرستی،برتری خواهی ،بیگانه پرستی ،غلامی ؛ دست نشاندگی ، غلامی و جیب خرچی گیری
امیر شهسوار

نور
دانا روهرا باکر عضو ارشد کنگرس آمریکا در گفتگو با کابل پرس: تیم کرزی توسط آی. اس. آی اداره می شود و از گفتگوی فراگیر درباره فدرالیسم هراس دارد!

داناروهراباکر
من فکرمیکنم رحمت الله بدخشی ، رووف فاریابی ، وامثالهم ، تاجیک یا تورک نیستند ، تورک وتاجیک ها اشخاص
بافرهنگ میباشند ، به بی اد بی تربیه نشده هستند هیچگاه با د شنام جواب نمیدهند ، این چال بازوفتنه ا نگیز ا ز جا نب بعضی قوم گرا یا ن
هستند که با نام مستعار میخواهند بین مسلمانان فتنه ا ندازند وحکومت کنند که د ر این د و صد سا ل اخیرچنین شده است . باید مردمان غیرپشتون هشیارباشند ، احساساتی نباشند ، با ا تفا ق باشند . خیرو برکا ت الله شامل ا تحاد
یک د لی بود ن ا ست . ولسلام

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 46 نظر

جستجو در کابل پرس