رفتن به محتوای اصلی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

معلم صاحب عطا پیش از آنكه به دلخوشی دوستان ایرانی خود اقدام بكند، میباییست یكبار به سرحدات صلاحیت یك والی نظری افگنده و لایحه وظایف یك والی را مطالعه مینمود كه آیا از چنین صلاحیتی برخوردار است كه حاتم بخشی كرده و از كیسه خوجه انعام ها بدهد !!!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

مسلم است كه كشور های همسایه ویا غیر همسایه هریك به نوبه خود منافع سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در افغانستان تعقیب مینمایند و هیچگاهی منفعت و آبادی افغانستان برای شان جالب نبوده و نخواهد بود. این یك روال عادی و قبول شده مناسبات دیپلوماسی است.

اما در طول سه دهه اخیر جنگ و ویرانی، این موضوع به وضاحت تام عیان گردید كه پاكستان و ایران دشمنان منافع خلق افغانستان بوده و در تمام بدبختی های افغانستان نقش تعیین كننده را بازی نموده اند.

این دو مملكت با استفاده از خلای یك سیستم پاسخگو در تنظیم مناسبات حیاتی جامعه افغانستان و فقدان یك دولت دلسوز در كشور توانستند كه به خوبی در رگ و پود ادارات دولتی نفوذ نموده و “منقورت” (1)های خود را در سطوح مختلف اعم از والی ها و وزرآ، سیستم قضائی و سارنوالی، تقنینیه و استخبارات گماشته اند تا این نوكران حلقه به گوش قبل از همه در مورد منافع حامیان خارجی خویش باندیشند تا به منفعت مردم افغانستان.

این كشور ها برای تربیه منقورت های خود، از مشتركات زبانی، نژادی و مذهبی بهره مند شده و به این منظور تا كه توانستند نفاق قومی، زبانی و مذهبی را در بین مردم افغانستان شعله ور نمودند. مگر در خصوص ایران، علاوه باید نمود كه حتی از بكار گیری كثیف ترین پالیسی نژادپرستانه نیز پرهیز نكرده و مردم جامعه افغانستان را به آریائی و غیر آریائی تقسیم نموده و بستر مناسبی را برای تربیه جاسوسان خود هموار نموده است.

در جریان تطبیق عملی پروژه ها، گاه و بیگاه پرده از چهره اشخاص معامله گر برداشته شده و وابستگی ایشان به این ویا آن دولت افشا میگردد، اما ایشان احتمالآ بیخبر از دریده شدن پرده ستر شان هستند و به مانند مرغ “ستراوس” سر خود را به ریگ فرو میبرند به عنوان اینكه دیگران آنها را نمی بیند، درحالیكه بدنه عظیم ایشان منظرگاه خاص و عام است.

پوشیده نیست كه تعدادی از رجال دولتی در سطح های مختلف توسط كشور های ذیدخل قضیه افغانستان و به خصوص از جانب دولت های ایران و پاكستان استخدام گردیده و برای ایجاد بستر مناسب برای نفوذ بیشتر این كشور ها زمینه سازی نموده و به رقابت میپردازند، گویی كه افغانستان دیگر صاحب ندارد. همانطوریكه دریافت سیستماتیك پول نقد توسط آقای حامد كرزی از ایرانی ها افشآ گردیده و فلم مستند اقراری جناب رئیس جمهور افغانستان مورد تماشای عموم قرار گرفت. این رسوایی تمام عیار دیگر گماشته شدگان را جرئت بخشید تا منافع مردم افغانستان را بی طول مورد معامله قرار بدهند. خود سری ها به حدی رسیده است كه قانون و مقررات كشور حتی به شكل فورمولیته و ظاهری هم در نظر گرفته نمیشود.

از قرار گزارش منابع مختلف خبری، آخرین خبر در مورد خودسری ها و قانون ستیزی جناب معلم عطا والی “غیرمسئول مقتدر” ولایت بلخ اینست كه تصمیم گرفته است، یكی از جاده های مزار شریف را بنام كارمند های سفارت ایران كه در زمان طالبان و به توسط طالبان به جرم جاسوسی سر بریده شده بودند، نامگذاری نماید. بدون آنكه صلاحیت چنین كاری را داشته باشد. فكر میشود كه گویا معلم عطا یك جیوه باغ خود را برای كسی تهفه میدهد. و شاید هم گمان میكند كه یك ولایت مال شخصی یك والی است !!!

با شنیدن این خبر مضحك، به فكر واقعه نامگذاری یكی از جاده های مركزی شهر میمنه از طرف عبدالحق شفق والی فاریاب بنام عبدالحق شفق والی فاریاب شدم كه آنهم بدون آنكه از اصول، قانون و مقررات این گپ ها آگاهی داشته باشد، با چاپلوسی چندتا منفعت جو محلی و تآیید مدیریت اطلاعات و كلتور شهر كه آنهم زیردست والی است، جاده را بنام خود مسمی نمود كه خوشبختانه با رسوایی تمام وبا خواست مردم لوحه ها پایان كشیده شده و جاده بنام “توركستان جاده سی” مسمی گردید.

البته كه در تاریخ مثال های زیاد است كه بنام شخصیت های شایسته در زمان حیات او اماكن نامگذاری شده ویا هیكل آن در حیات او تراشیده شده است كه دیگران آنرا در حق او شایسته دانستند، نه اینكه هر كس بنام خود تقدیرنامه بنویسد.

به هر حالت نامگذاری اماكن یك مملكت بنام جاسوسان كشوریكه باعث تباهی مردم آن گردیده است و پروسه مداخلات و دشمنی و تباه گری آن كشور ادامه یافته و روزبروز قوت میگیرد، بی سابقه میباشد.

معلم صاحب عطا پیش از آنكه به دلخوشی دوستان ایرانی خود اقدام بكند، میباییست یكبار به سرحدات صلاحیت یك والی نظری افگنده و لایحه وظایف یك والی را مطالعه مینمود كه آیا از چنین صلاحیتی برخوردار است كه حاتم بخشی كرده و از كیسه خوجه انعام ها بدهد !!!

حاتم بخشی معلم صاحب عطا محمد درحالی صورت میگیرد كه دشمنان مردم افغانستان بنام طالب و القاعده، هنوز با سلاح های روس-ایرانی برعلیه مردم می جنگند، هنوز كمك های وسیع مالی دولت ایران را دریافت میكنند. شاید این حاتم بخشی والی بلخ در جواب آن نوع پروری ؟ ایران باشد كه در نتیجه آن شهروندان افغانستان به بدترین شكل آن توهین، تحقیر، آزار، اذیت، شكنجه و جوقه جوقه در زندان ها فرستاده میشوند به جرم آنكه مهاجر اند و وطن شان ویران گشته است و یكی از مسببین ویرانی هم خود ایران میباشد. آخرین خبر ( 18 - 08 - 2012 ) از مداخله بی شرمانه ایران در امور افغانستان اینست كه چند نفر از انتحار كنندگان در ولایت نیمروز دستگیر گردیدند كه از قول مسئولین امنیتی افغانستان همه شهروندان ایرانی هستند. سیاست نژادپرستانه ایران در مقابل افغانی ها و به خصوص هزاره ها، روی ادولف هیتلر را سفید كرد. ایران در حالیكه مشتركات فرهنگی، زبانی و مذهبی را روپوش پالیسی نژادپرستانه خود قرار داده و در داخل افغانستان برای تفرقه اندازی در بین اقوام و مذاهب بكار میبرد، اما در داخل ایران با پررویی تمام به توهین و تحقیر نژادپرستانه استخوان سوز مردم افغانستان دست میآزد.

دیری نگذشته است و خوانندگان گرامی به خوبی بیاد دارند كه تعدادی از شهر های ایران برای مهاجرین افغانی ممنوع الورود اعلام گردیده و برای مردم ایران هوشدار داده شد كه اگر به تطبیق این پالیسی شرم آور همكاری نكنند، مجازات خواهند شد. خلص معنی همچون پالیسی دوگانه اینست كه ایران بنام “افغانی كثیف” ورود مردم ما را به شهر های ایران ممنوع و قطغن اعلان میكند و از افغانستان میخواهد تا الاغ آنرا در خانه پادشاه بسته كنند.

درین اوضاع و احوال كه مردم افغانستان به آتش خصومت ورزی ممالك همسایه و به خصوص ایران و پاكستان میسوزند، و آقای معلم عطا به روی ملحوظات مرموز در زیر پای دشمنان قسم خورده مردم افغانستان قالین ابریشمی هموار میكند، این روش نوكرمنشانه بیانگر دشمنی جناب معلم عطا با مردم افغانستان است. اگر جناب معلم عطا وجدان خود را قاضی اعمال خود نكند، آن روز بعید نیست كه دوسیه این حاتم بخشی ها در محكمه حقبین خلق افغانستان كشانیده شده و مرتكبین آن، زنده ویا مرده مجازات گردند.

و من الله التوفیق

(1) “منقورت” بنابر داستان چنگیز آیتماتوف نویسنده قرقز عبارت از آن غلام حلقه به گوش است كه دیگر از هویت خود بیگانه و مفهوم حیات خود را خدمت به بادارش تعریف میكند

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

47 دیدگاه
khalid

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

Oh khoda-ya chera ma een qadar jahel asteem.

میرزایی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

دوست گرامی بیخدا درود بر شما ! منظور من از پارسی ستیزی کسانی هستند که در نظریات بالا یکسره بر شاهنامه ایکه در معرفی بن وبیخ تاریخی آنها هم از ارزشمندی فراوان بر خوردار است وبدون درک وتعمق بر شاهنامه وفردوسی بزرگ تاخته اند واین انگیزه را اقای فاریابی است برای چنین افراد میدهد وبالاخره واگرایی را در بین اقوام که سالها باهم زیسته اند به میان می آورد. من هم در نقد فسبوک ام بر این امر که نام ابومسلم خراسانی حذف وبجایش نام از دیپلوماتهای ایران بر قرار شود را اشتباه نا بخشودنی گفته ام ولی باورم اینست که برای ابومسلم خراسانی استاد اعطا شاید جاده بزرگتری را که ارزش ابومسلم را بیشتر به معرفی بگیرد را ختمن درنظر دارد ودر بلخ ابومسلم خراسانی بایست که از جایگاه رفیع برخوردار باشد ودر مرکزی ترین این شهر نامش به چشم همه بخورد. منظور من از این قدم گزاری در پای فاشیزم یک نوع سر افگندگی تاریخی است وچیزی را که نماینده قندهار ویا زابل در کابل به زبان آوردند ، آقای فاریابی در قلم بیان فرمودند، این همان زمان را میرساند که اقوام ستمکش وستمگر نا خود آگاه دست بدست هم دادند ودر از بین بردن حبیب الله خان کلکانی نقش بازی کردند و بالاخره نادرخان سر همشان را زیر خاک نمود واین بار هم شاید آقای فاریابی با این کارش نوع آوری نماید وجای عزا محمد نور را به یکی از جمعه اسکهای دیگر مبدل سازد ومزار شریف را اصحاب حزب اسلامی واوغان ملتان تصاحب نمایند وآنروز خیزک ومیزک فایده نداشته باشد وحد اقل مانند اعطامحمد نور که امروز تاریخ وریشه های تاریخی اقوام را در بلخ سر فرازانه بلند کرده است ، دیگر مبدل به وحشیترین روز خواهد گردید واقای فاریابی آرام وآسوده بخوابد.

ناشناس
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

من نیز ضمن اینکه حذف نام شخصیت تاریخی وجهانی ابومسلم خراسانی را توسط هر مقام رسمی وغیر رسمی که صورت بگیرد محکوم میکنم ولی دلایل آقای میرزایی را در رد غوغای آقای همت فاریابی خیلی منطقی ومستدل یافتم. آقای همت فاریابی خیلی درین مقاله اش نام شخصیت گرانقدر آقای استاد عطا را خیلی لچکانه وبازاری یاد کرده اند که درحقیقت نشان دادند که ایشان در کم زنی وتحقیر مخالفان شان روی اشخاصی چون مطیع الله عابد وعبدالباری جهانی و مرادزی صاحب را سفید کرده اند. بدا بحال تان آقای فاریابی !
با احترام
پرویز بهمن

میرزایی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

یا اینکه اقای هنگام ده در کجا ودرختان در کجا نگاه بدارید که در چه چسپیده اید واقای بیخدا هم با تسف که بر این چرندیات بافی یارانش یک واژه هم نثار نمیدارد واز مغالطات نا جوانمردانه این دوستانش چیزی نمیگوید وقضاوت نمیدارد.

khalid

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

Beradar-e geramee Mirzayee,
Bale man ham ban hameen nazar hastam. Medaneed ma nabayad ba een gofta-ha arzesh qayeel shaweem agar een kar ra nakonem manand yakh dar zer-e aftab suzan aab meshawad wa dar zamin madfuun megardad. Een goftahay-e na baja wa-louw hamdan ya souhan tahrer shuda-and arzesh-e een qadar bahs- ra nadarad. Agar naweesenda een matlab az khodash razee ast begzareem ke ho khoshbakht bashad wa-lou agar ba nadani khod bawar nadard.

ناشناس

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

همت فاریابی. یا دیوانه ای فارسی ستیز در فکر ترکی و اوزبکی نباش...هزاره ها هم از درماندهگی تاریخی خود را تورک زدند..اگر شما واقعا به تورک بودنتان افتخار دارید....همی کابل پرس را ه اوزبکی نوشته کنید...اگر در یکسال 2 تفر به کابل پرس سری زد. مگر من انسان نباشم. لاکن شما ها مردمانی خیلی بی فرهنگ هستید...نمک می خورید،«مکدان می شکنید...اگر همین مبارزه ای شبا روزی تاجیک ها نباشد...شما تورک ها توان ایسادهگی یک روزه هم در مقابل اوغان ها را ندارید... ما تاجیک ها شهادت می دهیم. تا حامعه اوغانی. انسانی شود..در مدت یک سال چند چهره ای مقاومت از تاجیک ترور شد؟ ولی شما متعصب های بی فرهنگ در فکر تورک و تورکتباری ماندید......لعنت فرهنگی به بی فرهنگان.

ناشناس
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

Eein jawabe dashname shoma ast
چند سخن با نویسنده مقاله "اتحاد تاجیکان نیاز حیاتی"
عصمت الله نوابی از مزارشریف
دشنام نامه یی را تحت عنوان "اتحاد تاجیکان نیاز حیاتی" در سایت کوکچه پرس مطالعه کردم و از پُر رویی نویسنده آن شگفت زده شدم.
.....................
آقای نویسنده این دشنام نامه!
باور کنید که شما و همفکران شما مجبور میسازید تا دیگران بدون درنظرداشت همه ملحوظات، واقعیت های تاریخی را با همه تلخی های او برای شما بازگو کند.
در باره زبان فارسی ویا به گفته شما پارسی که گویا شما دیگران را آموختید! باید گفت که از قرار ضرب المثل عامیانه وطنی که میگوید (برای اینکه زمین ات خوب سیراب شود، یا دهنه آب رو زمین ات نشیب باشد ویا کاکایت میراب باشد). شما هم میدانید که در گذشته جهانی شدن زبان فارسی بزور به اصطلاح کاکایتان و مربوط به تخت و بخت ترک ها بود و هر جا که قلمرو آنها بود و در همانجا فارسی رواج و رسمیت داشت. دربار آنها مملو از شعرای پارسی گو بود، به دربار همان صاحبقران که شما تاجیکها آنرا آدم کرده اید!!!، بیش از ۵۰۰ مداح پارسی گو معاش مستمری میگرفت. ابولقاسم فردوسی سرمداح دربار سلطان محمود غزنوی بود که به خاطر کلاه برداری مورد خشم سلطان غزنه قرار گرفت و بعداز نوشتن توبه نامه، مزد خود را نه به زر بلکه به سیم بدست آورد و با ندامت از نوشتن شهنامه، به نوشتن یوسف زلیخا پرداخت. ظهیرالدین محمد بابر نواده همان صاحبقران که بقول تان شما آنرا آدم کرده بودید!!!، زبان فارسی را به هند مروج ساخت و خود به زبان فارسی شعر میگفت.
افغانستان امروزی، آسیای میانه، نیم قاره هند، آسیای صغیر، ایران و عراق و دیگر قلمرو های امپراطوری های ترک به زبان فارسی صحبت میکردند، اما میدانید که با اضمحلال امپراطوری ترک ها، گلیم زبان فارسی نیز جمع شده و امروز گویندگان آن صرفاً به ایران، نیم افغانستان و تاجیکستان که یک قشلاق کلان در بین دو کوه است، منحصر گردید. پس گویندگان این زبان محدود به یک و نیم دولت میباشد.
شما! به جای آنکه دیگران را دشنام دهید، باید به روی این تراژیدی قرن به ارتباط زبان فارسی تعمق میکردید و مقاله مینوشتید و ذهن دیگران را روشن میکردید که امروز با دسیسه توزیع تذکره الکترونیکی، زبان پارسی شما از رسمیت سند مهم که شناسنامه تابعیت است، بدور انداخته شده و سند تابعیت با ثبت کلمه افغان برای همگان و به دو زبان انگلیسی و پشتو توزیع میگردد. و تلاشها وجود دارد که گلیم زبان پارسی از افغانستان هم برچیده شود. بناً شما به جای آنکه دیگران را آدم بسازید، کوشش کنید تا همین آدم بودن خود را که زبان تان جز آنست حفظ کنید.
ایشان همچنان فرمودند که (این ما بوده ایم که با حضور پررنگ زبان وفرهنگ ما مدنیت، امنیت و شگوفایی بوده است و هرزمانی که از صحنه برون رفته ایم، سرزمین ما و شهرهای ساخته شده بدست ما به ویرانی گراییده است...). مگر ایشان نگفتند که کدام مدنیت و شهر ها!!!؟؟؟
ایکاش که ازین خواب غفلت بیدار میشدید و به جای خیال پلو واقعاً شهکاری هاییکه در گذشته انجام ندادید، امروز انجام میدادید.
بغیر از اینکه خود ها را با افسانه های دروغین رستم و داستان شهنامه و تاریخ من دراوردی و نژادپرستی آریائسم سنجاق مینمائید و با سو استفاده از زبان فارسی که محصول عنایت ترک ها بوده، به افتخارات آنها بواسطه ایران شجره و قباله میکشید.
حالا برای اینکه شما نویسنده دشنام نامه و امثال شما در آینده سنجیده سخن بگوئید و هیچ کسی را بی موجب توهین نکنید و دشنام ندهید، چند مورد از تاریخ را بی پرده بیان میکنم و از دوستان با شرافت و عزیز تاجیک خود آرزومندم که بیان این واقعیت های تاریخی را ابراز خصم تلقی نکنند.
نویسنده دشنام نامه ادعا کرده است که گویا تاجیکها بابا ها را هم آدم ساختند، واضح است که هدف شان احمد شاه ابدالی و اسلاف او است. شما میدانید که نظر به تاریخ غبار و دیگر اسناد معتبر تاریخی، بعداز مرگ نادر قُلی افشار (البته که شمایان جاییکه مفاد تان باشد آنرا نادرشاه خراسانی) قلمداد میکنید، و نمیدانم که آنرا نیز شما تاجیکان آدم کرده اید ویا از اول نادر افشار آدم بود!!! به همه حال احمد خان ابدالی، توسط نیرو های ابدالی، ازبک و غلجائی به قدرت آورده شد که در آغاز در دولت او نمایندگان همه اقوام حضور داشتند و افغانیزه سازی دولت به تدریج صورت گرفت. و به خاطر پیشبرد اداره امور دولتی احمد خان ابدالی کمیت کثیری از مآمورین دولت نادر افشار وارد افغانستان شده و به اداره امور دولتداری گماشته شدند که آنها عبارت از قزلباشهای افشار هستند که میرزا های اصلی در افغانستان از همین مردم است.
اگر هدف نویسنده دشنام نامه از "آدم کردن بابا" پیشبرد امور دولتی ابدالی ها و اسلاف او توسط قزلباشهای افشار باشد، پس آنها هیچ نسبتی نه از لحاظ مذهبی و نه از لحاظ اتنیکی با تاجیکها دارند. زبان اصلی آنها نیز ترکی و زبان عارضی آنها فارسی میباشد، و یکسال قبل مقاله یی هم تحت
عنوان (پیدایش جنبش پان ترکستی در بین هزاره ها و قزلباشها) از جانب شمایان نشر شد
.
در ایران که افراد مثل شما پیرو خط شوونیستی و نژادپرستی او هستید و او را برادر کلان آریائی نژاد خود تلقی میکنید، میدانید که سیستم سیاسی
و نظامی آن بدست همین آذربایجانی ها، ترکمن ها و بعضاً یهودها و ارمنی ها اداره میگردد. مسلماً این نیز برعکس ادعای شماست
.
تاجیکستان که شما بیشترین نزدیکی خونی با آنها دارید، یکی از عقبمانده ترین جمهوریت های آسیای میانه به حساب میآید و برای تعیین هر رئیس جمهور آن ، تاشکند و مسکو نقش اساسی را بازی میکند و همانطوریکه میدانید، پیشوای شما امام علی رحمانوف با حمایت مستقیم اسلام کریموف به قدرت آورده شد اما بعداً تحت تاثیر مداخلات و اغواگری های ایران به عهد و پیمان خود نسبت به تاشکند وفا نکرد اما خسارات اقتصادی عهد شکنی رحمانوف را خلق مظلوم تاجیک بدوش میکشند. قسمیکه میبینیم این موضوع نیز برخلاف ادعای شماست که تاجیک ها دیگران را آدم کرده
باشند.
آقای نویسنده دشنام نامه! بیائید جوانمردانه، بدون پنهان کاری و بدون ماجراجوئی، نظری به واقعیت های تاریخی به خاطر روشن کردن ادعا های خود بزرگ بینی مریضگونه شما می افگنیم، تا دریابیم که در پهلوی آدم ساختن!!! ها، دیگر چه دستآورد ها دارید؟!
در تاریخ افغانستان تاجیکها سه بار به ریاست قدرت سیاسی رسیدند
:
۱- حبیب الله کلکانی مشهور به بچه سقاو ( جنوری - اکتوبر ۱۹۲۹) ؛
حبیب الله کلکانی یا بچه سقا را غلام محمد غبار تاریخ نویس مشهور افغانستان چنین معرفی میدارد:
او مرد بیسواد، ماجراجو و در ایام خدمت عسکری گاهی دست به دزدی میزد..... در کاپیسا دسته از دزدان را تشکیل کرد و خود در رأس آن قرار گرفت. شخص حبیب الله طبعاً از اداره یک کشور نی بلکه از اداره حسابی یک قریه هم عاجز بود. (صفحه ۸۱۵ و ۸۱۶ جلد ۱ تاریخ غبار
.)
۲- ببرک کارمل ششم جدی ۱۳۵۸ هجری، رقص کنان تحت موزیک قوای اشغالگر شوروی، مملکت را تسلیم روسها کرد و خبر سقوط حفیظ الله امین و به قدرت آمدن خود را هنوز در افغانستان نرسیده و از رادیوی ازبکستان اعلام کرد.؛ تغییر هویت داد و در تذکره خود قوم خود را پشتون نوشت درحالیکه برادرش محمود بریالی تاجیک ماند. گویند که ببرک کارمل روی شاه شجاع را در تاریخ سپید کرد.
۳- برهان الدین ربانی بعداز تکمیل میعاد تعیین شده ریاست جمهوری صبغت الله مجددی، قدرت را بدست گرفت، چشید که مزه دار است، بعداً آنرا غصب کرد. چون ظرفیت، توانایی، اهلیت و کفایت دولتمداری قانونی را نداشت، جنگ های تنظیمی را به حمایت احمدشاه مسعود به اقوام دیگر بخصوص هزاره ها تحمیل کرد و از زخم افشار تاهنوز خون می چکد.
ربانی حالا علمبردار معامله با طالبان است و به خاطر پول و قدرت حاضر است که از همه چیز بگذرد. بیائید آخرین گفته ننگین و شرم آور او را
در مورد معامله با طالبان یکبار به خاطر بیاوریم:
استاد ربانی: "بهترین صحنه عمرم مذاکره با طالبان و فیض حضور با ملا عمر، روح نواز بود. ای کاش! باز تکرار می کنم. آی کاش! پنج سال تمام را در جبهه مقاومت ضایع تلف نمی کردم." برگرفته شده از سایت خاوران، عنوان مطلب ( ایــن همــه را تــاریــخ بــه حــافظـــه خــواهـــد داشت
).
قسمیکه دیده میشود این سه پادشاهی هم که شما گذراندید، برعکس آن ادعای شماست که دیگران را آدم کرده باشید.
آقای نویسنده دشنام نامه! این مثالها به مثابه مشتی از نمونه خروار، گپ من نیست بلکه مواردی از واقعیت های تاریخی است که من به گونه مثال برایتان بازگو کردم تا شما و همفکران شما متوجه شوید و به ناحق هیچ خلقی را توهین و تحقیر نکنید.
در آخر مشوره دوستانه من برای شما اینست که به صفت یک روشنفکر تاجیک، تحقیقاتی را برای تثبیت هویت تاریخی تاجیکها انجام بدهید که این خدمت بزرگ برای تاجیکان و دیگر علاقمندان خواهد بود. چون ما میدانیم که در لغتنامه های معروف و دایرت المعارف های بزرگ جهان تعریف هویتی تاجیکها قناعت بخش و دقیق ارایه نگردیده است و درین سردرگمی تعریف های مختلف از قوم تاجیک، بی اساس بودن تیوری نژاد آریائی از یکجانب و اعلان نتیجه تحقیقات کمسیون ژن شناسی علمای غربی تحت رهبری عالم فرانسوی که یکسال قبل در بی بی سی نشر شد و میگوید که (دی ان آ) خلق تاجیک آسیای میانه با (دی ان آ) اقوام ترک نژاد آسیای میانه یکی میباشد، از جانب دیگر، مسئله را پیچیده ساخته است.
اگر شما به جای اینهمه ماجراجویی ها و دشنام دادن ها ، دست به تحقیقات وسیع بیازید و هویت تاریخی تاجیکها را تثبت کنید، و دیگران را آگاهی دهید، بزرگترین خدمت به تبار خود و دیگر اقوام کرده اید.
بار دیگر به نویسنده دشنام نامه و همفکران شان یاددهانی میکنم که دامن زدن به خصومت قومی در بین اقوام افغانستان یک روش شیطانی بوده، نه تنها بزرگترین خیانت بلکه جنایت نابخشودنی در حق اقوام میباشد.
به امید آنکه عقل سالم رهنمای عمل ما و شما باشد
با احترام

ناشناس
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

آقا ویا خانم بینام سلام برشما!
پیام شما را نیز همچو پیامهای علمی دانشمند گرامی آقای میرزایی خیلی دقیق وعلمی یافتم. ولی ذکر این نکته لازمی است که بقایای حزب خلق چه زرغونی وچه هم حفیظ الله امینی درمیان ترک تباران وهزاره ها مانند همت فاریابی عبدالحکیم شرعی جوزجانی وآقای عوض نبی زاده وجنرال خدایداد با غیر پشتونهای که در احزاب جهادی مثل حزب گلبدین تنظیم بودند دو روی یک سکه اند.فرض مثال همین شهید عبدالعلی مزاری را درنظر بگیرید که در ابتدای جهاد درپاکستان عضویت حزب گلبدین را دارا بود وبعدها زمانیکه احزاب جهادی به دسته های مختلف تقسیم شدند او سازمان نصر را پایه گذاری ‍کرد. این ذوات محترم چه مرده وچه زنده هنوز هم از اتحاد سه ملیت تاجیک وترک وهزاره خوش شان نمی آید. درمیان تاجکان رفیق دستگیر پنجشیری نیز هنوز هم هوای ظهور امام مهدی را درنقش زنده یاد نورمحمد تره کی نابغهء شرق درخواب می بیند. بهمین ترتیب احزاب اسلامگرای سنی مذهب نیز از وجود اینگونه افراد خالی نیست. منظورم آقای وحید مژده وامثالهم است که حکومت اسلامی منهای رهبریت پشتون را ناقص میداند.
به نظر من این اشخاص وافراد که سالها در ذلت وپایبوسی رهبران قبیله خو گرفته اند وعادت کرده اند حالا ذلیل بودن وخوار بودن درتار وپود این افراد عجین شده است. اینها بمثابهء برده های اند که هیچگاهی طعم آزادی واستقلال را نچشیده اند هر زمانیکه کوچکترین افق امیدی برای اتحاد این سه ملیت بوجود آید همین قماش افراد به بهانه های مختلف از آخورهای شان سر بیرون می آورند.
من چنانچه بارها گفته ام پیروی ‍کورکورانه ازین دلالهای قومی آینده را برای همه تاریک می سازد راه حل این است که این اشخاص وافراد را دریک جزیرهء جداگانه باهم زندانی سازید که خودشان با خودشان تصفیهء حساب نمایند. من با اشرف غنی احمدزی با تمام مخالفتی که با افکار وعقاید قرون وسطایی وی دارم درین نکته کاملا موافق هستم که بسیاری از افرادی که بنام ملیتهای افغانستان خودشان را جا زده اند درحقیقت نه نماینده واقعی آنها بلکه دلالان وتیکه داران قومی اند.
بناء این اشخاص را معذور دارید که چگونه می نویسند کی ها را بی خریطه مورد حمله قرار میدهند ازچه زبانی دربرابر خودی ها استفاده میکنند چقدر سویهء علمی واخلاقی شانرا به نمایش گذاشته اند تمام این مسایل را تنها خواننده های بادرک با گوشت وپوست شان لمس میکنند.
با احترام
پرویز بهمن

ناشناس
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

پاچه گیر بایان .
باز نوشته کسی را دزدیده اید , پاچه گیر فاشیست خون اوغانها را یهود ها امتحان وتجزیه و ثابت نمودند که بیشترینه یهود تشریف دارید زمانیکه یهودی هستید پس "سامی" و ناقل میباشید , قسمتی دیگری تان هم خونی های پنجابی ها واقوام هندی که اثار تثبیت مشترکات تان در قیافه رفتار و گفتار و کردار و باقی شئون زندگی تان کاملا برملا مشهود است ! در هر دو صورت نافل و غاصب و ظالم ثابت شده اید !
ما هر گز خون و نژاد و زبان .. خود را بر تر و بهتر از دیگران عنوان نکرده ایم ما خواهان حقوق برابر به تمام ملیت ها بلخصوص مظلومین تاریخ هزاره ازبک و ترکمن ... که بزرگترین زجیر جباران ناقل اوغانی را متقبل شده اند هستیم در این را مبارزه شبانه روزی و روشنگری خود را ادامه خواهیم داد و چار تا فاشیست قبیلوی زن فروش تریاک کار مانع ما شده نمی توانند . خان

Farhad

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

این بحث های احساساتی نه تنها که فایده نداراد، بلکه بسیار مضر است. اگر سو تفاهم های بوجود میاید باید با هوشیاری حل شود. من مطمین هستم که اوغانها ازین آب آلوده ماهی میگیرند

khalid

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

Omid ke een goftay-e Farhad jan waqehan molaheza-ye akhir bashad. Chun eshan dorost farmuda-and. Begzarem ta gofata-haye aqaye nawisenda een matlab-e bala dar aftam manand yakh aab shawad. Beayeed ke awal ensan basheem wa bahdan Tajik-o Hazara-o- Pashtun.....
Man motasefana dastrasee ba alfbay-e Farsi nadaram warna bahes dard-e sar azizan nameshodam.

nadem

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

دولت فاشیست ایران هر گز به فکر مردم افغانستان نیست چند روز قبل در ولایت نمروز سه ایرانی دست گیر شد . خدا به سران ما کم شعور سیاسی بدهد . افغانها درایران یک تومان ارزش ندارد . نباید بنام دیپلمات ایرانی خیابان نامگذاری شود . جاغوری

فرشید

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

عمل نابخردانه ی عطای نور در خط فکری عرب پرستی وایران نوکری ودر ضدیت با قهرمان های ضد استیلای عرب در کشور ما صورت گرفته است زیرا رژیم ایران با مظاهر فرهنگ پیش از عرب در ایران و منطقه ضدیت داشته و آرزو دارند تمام نشانه ها و آثار ضد سیطره ی فرهنگی عرب هارا در ایران ، افغانستان و تاجیکستان از میان بردارند. این رژیم حتا تلاش کرده و می کند تا مردم ایران نام نوزاد های خودرا به عربی انتحاب کنند . عطای نور این عنصر تاجیک فریب با محا سبات خاص خود گویا برای روز مبادا روی رژیم آخوندی ایران سرمایه گذاری کرده تا اگرفردا باز هم چپه گرمکی پیش آمد حمایت رژیم کثیف ایران را با خود دا شته باشد . برای کسانی که اینگونه تا جران خون را نماینده ی یک قوم دانسته و عملکرد های معامله گرانه آن هارا در هماهنگی با منافع این یا آن قوم ارزیابی می کنند؛ متاسف باید بود . در ضمن باید متوجه بود که گرم ساختن تنور تعصب میان تاجیکان وتورکتباران فقط به سود دشمنان مشترک هردو تمام می شود .

panjshiri

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

دکتر صاحب ،چشم بخیل کور!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 47 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس