رفتن به محتوای اصلی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

معلم صاحب عطا پیش از آنكه به دلخوشی دوستان ایرانی خود اقدام بكند، میباییست یكبار به سرحدات صلاحیت یك والی نظری افگنده و لایحه وظایف یك والی را مطالعه مینمود كه آیا از چنین صلاحیتی برخوردار است كه حاتم بخشی كرده و از كیسه خوجه انعام ها بدهد !!!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

مسلم است كه كشور های همسایه ویا غیر همسایه هریك به نوبه خود منافع سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در افغانستان تعقیب مینمایند و هیچگاهی منفعت و آبادی افغانستان برای شان جالب نبوده و نخواهد بود. این یك روال عادی و قبول شده مناسبات دیپلوماسی است.

اما در طول سه دهه اخیر جنگ و ویرانی، این موضوع به وضاحت تام عیان گردید كه پاكستان و ایران دشمنان منافع خلق افغانستان بوده و در تمام بدبختی های افغانستان نقش تعیین كننده را بازی نموده اند.

این دو مملكت با استفاده از خلای یك سیستم پاسخگو در تنظیم مناسبات حیاتی جامعه افغانستان و فقدان یك دولت دلسوز در كشور توانستند كه به خوبی در رگ و پود ادارات دولتی نفوذ نموده و “منقورت” (1)های خود را در سطوح مختلف اعم از والی ها و وزرآ، سیستم قضائی و سارنوالی، تقنینیه و استخبارات گماشته اند تا این نوكران حلقه به گوش قبل از همه در مورد منافع حامیان خارجی خویش باندیشند تا به منفعت مردم افغانستان.

این كشور ها برای تربیه منقورت های خود، از مشتركات زبانی، نژادی و مذهبی بهره مند شده و به این منظور تا كه توانستند نفاق قومی، زبانی و مذهبی را در بین مردم افغانستان شعله ور نمودند. مگر در خصوص ایران، علاوه باید نمود كه حتی از بكار گیری كثیف ترین پالیسی نژادپرستانه نیز پرهیز نكرده و مردم جامعه افغانستان را به آریائی و غیر آریائی تقسیم نموده و بستر مناسبی را برای تربیه جاسوسان خود هموار نموده است.

در جریان تطبیق عملی پروژه ها، گاه و بیگاه پرده از چهره اشخاص معامله گر برداشته شده و وابستگی ایشان به این ویا آن دولت افشا میگردد، اما ایشان احتمالآ بیخبر از دریده شدن پرده ستر شان هستند و به مانند مرغ “ستراوس” سر خود را به ریگ فرو میبرند به عنوان اینكه دیگران آنها را نمی بیند، درحالیكه بدنه عظیم ایشان منظرگاه خاص و عام است.

پوشیده نیست كه تعدادی از رجال دولتی در سطح های مختلف توسط كشور های ذیدخل قضیه افغانستان و به خصوص از جانب دولت های ایران و پاكستان استخدام گردیده و برای ایجاد بستر مناسب برای نفوذ بیشتر این كشور ها زمینه سازی نموده و به رقابت میپردازند، گویی كه افغانستان دیگر صاحب ندارد. همانطوریكه دریافت سیستماتیك پول نقد توسط آقای حامد كرزی از ایرانی ها افشآ گردیده و فلم مستند اقراری جناب رئیس جمهور افغانستان مورد تماشای عموم قرار گرفت. این رسوایی تمام عیار دیگر گماشته شدگان را جرئت بخشید تا منافع مردم افغانستان را بی طول مورد معامله قرار بدهند. خود سری ها به حدی رسیده است كه قانون و مقررات كشور حتی به شكل فورمولیته و ظاهری هم در نظر گرفته نمیشود.

از قرار گزارش منابع مختلف خبری، آخرین خبر در مورد خودسری ها و قانون ستیزی جناب معلم عطا والی “غیرمسئول مقتدر” ولایت بلخ اینست كه تصمیم گرفته است، یكی از جاده های مزار شریف را بنام كارمند های سفارت ایران كه در زمان طالبان و به توسط طالبان به جرم جاسوسی سر بریده شده بودند، نامگذاری نماید. بدون آنكه صلاحیت چنین كاری را داشته باشد. فكر میشود كه گویا معلم عطا یك جیوه باغ خود را برای كسی تهفه میدهد. و شاید هم گمان میكند كه یك ولایت مال شخصی یك والی است !!!

با شنیدن این خبر مضحك، به فكر واقعه نامگذاری یكی از جاده های مركزی شهر میمنه از طرف عبدالحق شفق والی فاریاب بنام عبدالحق شفق والی فاریاب شدم كه آنهم بدون آنكه از اصول، قانون و مقررات این گپ ها آگاهی داشته باشد، با چاپلوسی چندتا منفعت جو محلی و تآیید مدیریت اطلاعات و كلتور شهر كه آنهم زیردست والی است، جاده را بنام خود مسمی نمود كه خوشبختانه با رسوایی تمام وبا خواست مردم لوحه ها پایان كشیده شده و جاده بنام “توركستان جاده سی” مسمی گردید.

البته كه در تاریخ مثال های زیاد است كه بنام شخصیت های شایسته در زمان حیات او اماكن نامگذاری شده ویا هیكل آن در حیات او تراشیده شده است كه دیگران آنرا در حق او شایسته دانستند، نه اینكه هر كس بنام خود تقدیرنامه بنویسد.

به هر حالت نامگذاری اماكن یك مملكت بنام جاسوسان كشوریكه باعث تباهی مردم آن گردیده است و پروسه مداخلات و دشمنی و تباه گری آن كشور ادامه یافته و روزبروز قوت میگیرد، بی سابقه میباشد.

معلم صاحب عطا پیش از آنكه به دلخوشی دوستان ایرانی خود اقدام بكند، میباییست یكبار به سرحدات صلاحیت یك والی نظری افگنده و لایحه وظایف یك والی را مطالعه مینمود كه آیا از چنین صلاحیتی برخوردار است كه حاتم بخشی كرده و از كیسه خوجه انعام ها بدهد !!!

حاتم بخشی معلم صاحب عطا محمد درحالی صورت میگیرد كه دشمنان مردم افغانستان بنام طالب و القاعده، هنوز با سلاح های روس-ایرانی برعلیه مردم می جنگند، هنوز كمك های وسیع مالی دولت ایران را دریافت میكنند. شاید این حاتم بخشی والی بلخ در جواب آن نوع پروری ؟ ایران باشد كه در نتیجه آن شهروندان افغانستان به بدترین شكل آن توهین، تحقیر، آزار، اذیت، شكنجه و جوقه جوقه در زندان ها فرستاده میشوند به جرم آنكه مهاجر اند و وطن شان ویران گشته است و یكی از مسببین ویرانی هم خود ایران میباشد. آخرین خبر ( 18 - 08 - 2012 ) از مداخله بی شرمانه ایران در امور افغانستان اینست كه چند نفر از انتحار كنندگان در ولایت نیمروز دستگیر گردیدند كه از قول مسئولین امنیتی افغانستان همه شهروندان ایرانی هستند. سیاست نژادپرستانه ایران در مقابل افغانی ها و به خصوص هزاره ها، روی ادولف هیتلر را سفید كرد. ایران در حالیكه مشتركات فرهنگی، زبانی و مذهبی را روپوش پالیسی نژادپرستانه خود قرار داده و در داخل افغانستان برای تفرقه اندازی در بین اقوام و مذاهب بكار میبرد، اما در داخل ایران با پررویی تمام به توهین و تحقیر نژادپرستانه استخوان سوز مردم افغانستان دست میآزد.

دیری نگذشته است و خوانندگان گرامی به خوبی بیاد دارند كه تعدادی از شهر های ایران برای مهاجرین افغانی ممنوع الورود اعلام گردیده و برای مردم ایران هوشدار داده شد كه اگر به تطبیق این پالیسی شرم آور همكاری نكنند، مجازات خواهند شد. خلص معنی همچون پالیسی دوگانه اینست كه ایران بنام “افغانی كثیف” ورود مردم ما را به شهر های ایران ممنوع و قطغن اعلان میكند و از افغانستان میخواهد تا الاغ آنرا در خانه پادشاه بسته كنند.

درین اوضاع و احوال كه مردم افغانستان به آتش خصومت ورزی ممالك همسایه و به خصوص ایران و پاكستان میسوزند، و آقای معلم عطا به روی ملحوظات مرموز در زیر پای دشمنان قسم خورده مردم افغانستان قالین ابریشمی هموار میكند، این روش نوكرمنشانه بیانگر دشمنی جناب معلم عطا با مردم افغانستان است. اگر جناب معلم عطا وجدان خود را قاضی اعمال خود نكند، آن روز بعید نیست كه دوسیه این حاتم بخشی ها در محكمه حقبین خلق افغانستان كشانیده شده و مرتكبین آن، زنده ویا مرده مجازات گردند.

و من الله التوفیق

(1) “منقورت” بنابر داستان چنگیز آیتماتوف نویسنده قرقز عبارت از آن غلام حلقه به گوش است كه دیگر از هویت خود بیگانه و مفهوم حیات خود را خدمت به بادارش تعریف میكند

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

47 دیدگاه
میرزایی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

داکتر گرامی درود بر شما! هر که را دردی رسد ناچار گوید وای وای ! در سرزمین زیست مینماییم که بافت تاریخیش پیچیده است ، قرارمعلوم دراین بافت تار وپود همیشه باهم این پیچ را بوجود آورده است که به یقین همین ملت تورک وتاجیک ویا تورکتباران و پارسی زبانان بوده اند؛ گاهی باهم جنگیده اند وگاهی هم در روند ساختن تاریخ وفرهنگ با همت والا همگرا بوده اند! تاریخ گواه بر اینست که فردوسی جهانش را به سه بخش حصه میکند ودراین سه بخش سه پسر فریدون حصه دار میشوند؛ ایرج ، تور وسلم وما از سلم بگذریم وایرج وتور را نشانه بگیریم خواهیم دید که چه پیوندهای داشته اند ودو برادر نورمال است که گاهی باهم قهر باشند وگاهی آشتی ! تاریخ با بن این دو نفر چرخ میخورد ومسایل سیاسی اندک ورنجش بیهوده افراد واشخاص نام نهاد را معتبر و دگر گون کننده روابط تاریخی وفرهنگی نباید قرار داد، تاریخ نشان داده است که این دو ملت کمتر از دیگران باهم جفا کرده اند ویکدیگرشان را از پشت خنجر زده اند؛ همینکه یک امپراتور تورکتبار با هزاران مشقت در جهت رشد فر هنگ وزبان همیارش کوشیده است ، نشان دهنده آنست که جفای در میان نبوده واین دلالان کم دانش ویا وابسته هستند که با تاسف مایه دوری این ملت ، نه قوم شده اند وبا نا سزا گویی نا بخردانه وبی مسوولیتانه هیزمکش بیگانه شده اند! گیله من از شما روی این اصل است که میتوانستید با زبان نرمتر ودر عین حال برنده تر سخنانهای خویش را بیان میکردید وواژه خایین را اینقدر ساده وپیش پا افتاده به یک شخصی که شاید در حق شما شخصآ کدام بدی نکرده باشد ، روا نمیدانستید وانتقاد علمی خویش را با دلایل محکم می فرمودید وراه برون رفت را نیز گوشزد میکردید ، هیچکس نه خفه میشد ونه جای گیله باقی میماند؛ پیراهن عثمان قرار دادن یک اشتباه ونا فهمی یک قضیه حقوقی از نگاه دانش وقضاوت شما با چنین شد ومد هر خواننده را دچار سوء ظن قرار میدهد که عقده مندی قبلی ای در نظر بوده ونویسنده خواسته است از این باریکی سوی استفاده نماید! بهر صورت من هم شاید در بعضی مسایل احساساتی شده باشم وبیشتر احساسات مرا نظریات نظر دهنده های مغرض در بر گرفته است ، تا اینکه نوشته ای شما من طور فشرده پاسخ به همه گفته های نظر دهنده ها داده ام واگر جای که شما را آزرده ساخته باشد واز عجله کار گرفته باشم واشتباه گونه باشد ، معذرت میخواهم واز هرنوع نقد راستین وبدون غرض ومرض شما خشنود میشوم واین نقد است که راستی را قوت میبخشد ومارا بسوی همگرایی واقعی میکشاند. سعادتمند باشید. ودر باره مسایل به نژاد آریایی باید گفت که از نظر من وتاریخ چنین ملت وجود داشته واین ملت از اقوام گوناگون بوده اند ومجموع همه ای آنهارا ملت آریایی میگفتند که تورکتباران شاید از بر جسته ترین آن ملت باشند وواژه ایر ویا آریا برای سرزمین گفته میشده وآنهای که دراین ایر وایریا زیسته اند آریایی بوده اند ومفهوم بر تری جویانه ویا نجیب بودن این واژه را بر یک قوم خاص هیچگاه نمی پذیرم واینرا کسانی گفته اند که از مفهوم این واژه بیخبر بوده اند ویا هوای برتری جوی داشته اند که از لحاظ ریشه ای تاریخی کاملن نادرست است! من همه باشنده گان این سرزمین را که تاریخ کهن دارند وداشته اند آریایی بوده اند وآریا سرزمین است ، نه نژاد ویا قوم ! امید است که دوستان این موضوع را دقت فرمایند.

ناشناس

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

اگر شما بدانید دولت رافضی چگونه دولتی است انگاه با ان بسیار محتاط برخورد خواهید کرد. او بیچاره عطا هم همین کار ره کرده تا مگر روزی عطا بشنود که عمر ان نظام به پایان خود رسید.
ولی افرین به تحمل مقامات فرهنگی ولایتی بلخ که این وضعیت نه چندان خوب را تحمل مینمایند. ولی شورای ولایتی و بخصوص ان ریس موردنی ان به هیچ نمی ارزند و فقط فکر میکنند لشکر عطا اند و بس.

وصال

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

من نمی دانم شما گردانندگان سایت به کدام مفکوره واعتقادی پایبند هستید.از محتوای سایت شما اینگونه بداشت کردم که مخالف ایران هستید همچنان مخالف پاکستان ، دم از هزاره می زنید اما در متن هزاره ها حاضر نیستید.گمان می کنم در اروپا جایتان خوش است.یادتان نرود روزگاری نچندان دور،پوست سر ما هزاره های را وطنمان جدامی کردند.قتل ما مردم واجب وناموسمان برای عده ای حلال بود.اگر بخواهید خاطرات بسیار است اما با همت همین کشور که شما علیه آن همیش گپ می زنید.مردم ما اکنون آزاد هستند.وصال

سروش

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

سلام به همه
کشور ما درین سی و دو سال اخیر شاهد بی مانند ترین انسان کشی ها، استبدادها، ستمگری ها، وطن فروشی ها، غارتگری ها، بی ناموسی ها... بوده است. قاتلین، جباران، وظن فوشان، بی ناموسان... که برخاسته از اقوام چشتون، تاجیک، هزاره، ازبک... بوده، از هیچ نوع دنائت، وحشی گری، پستی... در حق مردم مظلوم ما اعم از پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک... فروگذاشت نه نموده اند.
ترکی و امین پشتون یک دست با منصور هاشمی تاجیک، کریم میثاق هزاره، شرعی جوزجانی ازبک... مردم ما را به خصوص تحصیل کرده ها و چیز فهمان جامعه ما را چنان سلاخی کرد که استبداد مستبد ترین ها نیز در برابر آن رنگ باخت.
بعداً ببرک تاجیک همدست با نجیب و گلاب زوی پشتون، کشمند هزاره و دوستم ازبک... تحت فرمان ویک جا با باران روسی خود هشتاد درصد قرا و قصبات کشور به ویرانه تبدیل نموده و ملیون ها انسان این سرزمین را اعم از پشتون، تاجیک، ازبک، هزاره... شهید، معلول و آواره ساخت.
تنظیم های جهادی ساخت پشاور و ایران هریک از آنها آنقدر که به قوم و منطقه خود ستم روا داشتند، به مناطق و اقوام دیگر کمتر اسیب رساندند. طور نمونه: مجروح، الفت، داکتر لودین، جنرال کتوازی... که همه پشتون بودند توسط گلبدین پشتون ترور شدند. صدها قومندان و سر گروپ گلبدین توسط سایر قومندانان وی به قتل رسیدند.
تنها در پنجشیر در یک شب 35 تا 40 نفر پنجشیری تحصیل کرده که قبل از آمدن مسعود به پنجشیر مناطق شانرا از لوث مزدوران روسی پاک کرده بودند، توسط مسعود کشته شدند.
اولین تفنگ بردار بر ضد نوکران روسی در مناطق هزاره جان یعنی سید جگرن توسط مزاری و باندش به چنان حال و روز رسید که مجبور شد از دولت کمک بخواهد. هزاران نمونه دیگر را مبتوان ارایه کرد ولی نه فرصت آن است و نه هم این ستون نظرخواهی حوصله آنرا دارد و نه هم ضرورت آن می رود.
چگونه شد که بعد از سقوط نجیب به یکبارگی تنظیم های سیه دل و مزدور جهادی ماسک های قومی را به رخ بکشند؟ آنها متوجه ای نکته شدند که دگر تحت نام جهاد نمیشود کتله عظیم از مردم را به دنبال خود کشید. آنها به پیش کشیدن شعار های قومی و براه انداختن جنگ های قومی خواستند تا به حاکمیت ویا قدرت ننگین خود ادامه بدهند. درین میان مردم عوام ما کمتر ولی با سوادان ما بیشتر تحت تاثیر آنها قرار گرفته به قلم زنان بی مزد و حقیر تنظیمهای جهادی و ملیشه ای تبدیل شدند.. اگر انسان وجدان خودرا قاضی گرداند، آیا سیاف و گلبدین و ملا عمر... و یا ربانی و مسعود و عطا و عبدالله... ویا مزاری و محقق و خلیلی ... ویا دوستم و مالک و ....که جنایات، آدم کشی ها، غارت های دارایی های عامه و دولتی آنها را نا دیده گرفته و صرف به خاطر پشتون بودن و یا تاجیک بودن ویا هزاره بودن و یا ازبک بودن از کسانی به دفاع بخیزند که سلول سلول وجود شان از قتل یک هموطن ما حکایت می کند.
ما در بین اقوام خود واقعاً انسانهای داریم که باید به آن افتخار کرد. جنبش مشروطیت ما سران رهبران ملی ما در جنگ های ضد انگلیسی از اقوام مختلف کشور ما در کنار هم بودند. مردم شریف و قابل افتخار ما در بین همه اقوام از سر و مال و فرزند خود تیر شدند و متجاوزین را راندند من از آقای میزایی می پرسم که آیا خوب است که به میر مسجدی خان کهدامنی ها و مجید کلکانی ها افتخار کرد و یا به حبیب الله و مسعود و ربانی.... مگر حبیب الله چه افتخاری را به تاجیک ها نصیب گردانیده است؟ عبدالخالق با کشتن نادر افتخار ملی کشور ما شد ولی ننگ نیست که محقق را رهبر خود بنامیم؟

دره ایی
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

آقای سروش!
من ندانستم که این رقم سی تا چهل نفرکشته شده گان پنجشیری را که همه شان مردان باسواد وتحصیلکرده بودند وپنجشیررا قبل ازمسعود ازلوث روسها پاک کرده بودند از‍ کجادر آورده اید؟
درآنزمان تا جاییکه من بیاد دارم یک پهلوان احمد جان به جرم ارتباطش با نجیب گاو وگرفتن اسلحه ازدولت زندانی شد که بعدها در اثر بمباردمان طیاره های روسی بالای اسیران ازبین رفت ولی این چهل نفر دیگررا که حتی قبل از ورود مسعود به درهء پنجشیر ؛ پنجشیررا از لوث عساکر روسی آزاد کرده باشند تاهنوز کسی درپنجشیر نمی شناسد میتوانید که یک چند نفرشان را نام ببرید؟
ازمیان افرادی که مربوط گروپهای غیر جمعیتی تاهنوز زنده اند یکی هم خود قاضی موسی هستی است که ازرفقای پهلوان احمدجان بود ولی بخاطر ارتباط همجنسگرایی ولواطت با یک پسر ازسیدخیل گلبهارگرفتار گردید ولی قبل ازاینکه مورد محاکمه قرار گیرد از پنجشیر فرار کرده وحالا درکانادا تشریف دارد. یک نفر دیگررا هم برایت ازهمان مبارزان غیر جمعیتی آدرس میدهم که اگر میخواستی از وی درین باره معلومات بگیری میتوانی باوی ارتباط برقرار سازی وآن بصیر بدروز نام دارد که برادر حفیظ آهنگر پور می باشد که در وقت وزمانش هم ستمی بود هم شعله ایی هم اخوانی وهم خادیست وهم هرچیز دیگر.

میرزایی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

دوست گرامی سروش سخنان شما همه درست است ومن هم به همه آزادگان وسر بداران راه راستی ومبارزین میهن خواه باور دارم وبه همه شان افتخار میکنم ، ولی این را هم باید بدانید که تاثیر کار حبیب الله کلکانی در شکستن قدرت قبیله وحکومات موروثی خیلی ها با اهمیت بوده وکودتای ثور با آنکه از مصایب زیادی برخوردار بود ، برای بار دوم سیستم قبیله وی را بگورستان تاریخ سپرد وجنگهای جهادی نیز اقوام را قوت وباورمندی بخشید که دراین سرزمین اقلیت نیستند وبرابر آنهای اند که سالها خودرا اکثریت جازده بودند واگر این حوادث رخ نمیداد ، سالهای سال قبیله گرایان سایه خدا ومردمان این سرزمین رعیت باقی میماندند! در تاریخ چند دهه با تاسف که بسیاری چیزهارا کذب کرده اند واز هیچ هر چیز ساخته اند وبرای ما ملالیها تصویر کرده اند وجنگ خیبر وفاتحین عجیب وغریب ! اگر مقاومت وجود میداشت پای انگریزها به شمالی وکابل هرگز نمیکشید وتا امروز انگریزها وارثین این ملالیهارا برادر زاده فکر نمیکردند وباورمندیشان تا این حد نمیبود که امر.ز شاهد آنیم ! همه شخصیتها جای خود را دارند ولی آنهای که مقاومت نمودند وفرهنگ وزبان و آزادی وآزادگی را رقم زدند ، برای کسی پنهان نیست. نتیجه کار ببرک را شما از یک نفر خلقی وگلبدینی ویا اوغان ملتی بپرسید. شش سال حکومت استاد ربانی گوشها واندیشه های همه اقوام را باز ساخت وخود شناسی را تقویه کرد تا حق خویش را با شهامت بخواهند ودیگر شهروندی درجه پایین نباشند، طرح حل مسله میلی مرحوم طاهر بدخشی ثابت ساخت که این شخص آدم عادی نبوده است واز هر تیوری دان دنیا آدم شناستر بوده است ومسله اقوام ومیلی را در جهان بهتر از دیگران درک کرده بود وامروز نتیجه اش را ما می بینیم ! در کدام دوره از تاریخ شما آگاهی دارید که حکومت در افغانستان تشکیل شده باشد وبندی سیاسی نداشته باشد؟ آزادگان چنین بوده اند که از اندیشه وآزادی بیان وبیان آزادی هراس ندارند ودانش را قدر ودانشمند را ارج میگذارند. در جنگ شاید نا ملایمتی بوده باشد وکشتن وکشته دادن است وجامعه عقب مانده وایدیولوژی زده وتا حدی دین زده چنین مصیبتهارا داراست! امید است بیشتر دقت فرماید.

ناشناس
حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

اگر مرجله دوم ثور نمی امد کشتمند و دوستم بلوچ خان ترکن خان...... برکشیده نمی شدند امین و ترکی قبر همه بلخصوص اقلیت ها هزاره و ازبک ترکمن قزاق ........ را کنده بودند...
باز هم اگر پرچمی ها جلو تنی جلوه قوم و قبیله گرایی نجیب را نمی گرفتند امروز سیاف گلبدین و خالص............ زبان همه را اوغانی میساختند .
سگ فارسی زبان و پرچمی بر خوب اوغان شرف دارد.

داکتر حبیب قویاش تالقانی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

سلام به خوانندگان گرامی و بدین وسیله عید را بتمامی هموطنان عزیز خویش از صمیم قلب تبریک عرض میدارم إآقای پرویز خان بهمن إاز کدام آزادی ومردانگی خویش جلوه از قماش بچه گانه زده ونگفتی که در طول 2000سال زیر کدامین امپراتور وشاه ها وشهنشاه که ،کلآ خارج از محیط آریایی خود ساخته وبافته تان ،بگونه برده زندگی نموده اید وامروز میآیی ومیآید که سخن از آزادی ومردانگی زده ودیگران را چون روبا صفتانه به دایره توهین محکوم میکنید.،در طول تاریخ شمارا به مار زیر آستین تشبه داد واین ویژه گیهای است که ،تا این دم ،از یک سو دم میتکانی ،از سوی دیگر دم میزنید واز سوی دیگر زهر میپراگنید.تاریخ معاصر درکشور این ادعا را با جبین گشاده میپذیردإ

داکتر حبیب قویاش تالقانی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

آقای میرزایی سلام إبه صفت یک روشنفکر از ماجراجوی یک شخص ،شخصیکه عامل ویرانی 100 ها مکاتب در بلخ بوده وهزاران انسان را به بهانه لا دین به دم رگبار بسته است ،دفاع مینمایی .وقتیکه جنایت تاجیک را کسی بدون چالش به نقد کشد؛آنگاه عقل انسانی از مغزتان میپرد وجایش را توهین گفتن وچرنده گوی پر نموده وبی خیال از کنار جاده حقیقت به دیده پنهان عبور مینماید ؛عجباإإ شما ،ماجراجوی قوماندان عطا را از دیدگاه حقوقی به بحث گیر وتا اینکه به میرزا قلمی بپردازی.شما تاکنون قادر نستید که ،علم را از افسانه واسطوره تفیک داده وجانب علم وحقیقت را گرفته باشید.شما وسایرین که همیشه میرزاقلمی نموده واز طریق واژه ها به چپ وراست نقد فاقد مدرک ومنبع علمی پرداخته وسخن را صفت شمشیر در آورده وروزی نیست که درگلوی دیگران "غیر تاجیک"فرو نمبرید وشما بصفت روشنفکر ان قلابی کمی وکاستی دیگران دیده وزیر نقد میکشید واما ،جنایت شورای نظار وجمعیت اسلامی را طی 30 اخیر مرتکیب شده ،یک حرف هم نمیزنید وهرجند فکر میشود که ، این همه جنایت شورای نظار وجمعیت اسلامی از نظر دید شما ،شهکاری ؛خدمت و.....إتوجیه میشود.امیدوارم درباره نیز توجه تان بوده باشدإ

سر دار

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

سلام هم وطن كمي خجا لت بيكشيد اين روز روز نيست شما ه در بعث ها هي غير ي منطقي ميپر دا زيد رزي
دو ستي هم كاري است ما شماه فيلن دو شمن مشترك داريم تو ترك با دشاه خير است از بؤ دم بؤ دم عر ف نه زن از أستم أستم بيگو در جيب خو د چند داري از قبل ا گر بيگو ي هم او لاد آدهم و هوا است از امروز بيگو عزيزم كي فلن در اين وطن براي تو كس رسميت قا يل نيست

میرزایی

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

دوست گرامی داکتر قویاش درود بر شما ! توصیه بزرگوارانه ای شمارا خواندم ، سپاس که مرا متوجه بعضی مسایل نموده اید ، اما شما هم بایست بدانید که با سایتهای فاشیستی همنوا ، نباید همنوا باشیم؛ زمانیکه کرزی فاشیست ، زنرال دوستم را خایین میلی گفت ، بسیاری از روشنفکران غیر تبار دوستم با قلم وسخن از ژنرال دوستم دفاع معنوی وسیاسی کردند وسخنان جانب مقابل را محکوم نمودند. در چنین شرایط که هر روز بالای شخصیتهای غیر اوغان توطییه جریان دارد وگلبدین ودار ودسته اش دندان تیز کرده درکمین نشسته اند تا جایشان را بگیرند واین ابادانیهارا دو باره به ویرانی مبدل سازند ، آیا شما لازم میدانید که یک روشنفکر ازبیک همنوای همنوا باشد؟ در زمان جهاد هیچکس منکر نیست که جنایت صورت نگرفته باشد، اما کسی را بیاد دارید که فرشته بوده باشد؟ یک نفری که جنایت نکرده باشد را برای من معرفی بدارید تا من هم قناعت نمایم ، ولی جنایتکاران تا هنوز خون میخورند وخون می ریزند وسر میبرند وجان میگیرند! بازهم جانب که شمارا بسوز آورده است حد اقل امروز انسانی فکر میکند ودم از حقوق وبازسازی واندیشه پردازی میزند؛ شما یک دفعه در مزار شریف بروید وخود با وجدان رسا قضاوت نماید که استاد اعطا از ایامیکه استاندار این شهر شده است ، بازهم جنایت کرده ویا شهر سازی وتامین حقوق شهروندی؟ آخر با عقده ودشمنیهای دوره جهاد نمیشود زندگی کرد، اقای دوستم واعطا محمد روزی باهم جنگیده اند وبا تلفات چشمگیر از شهر وزادگاهش بیرونش کردند وامروز بخواهی یا نخواهی این حس بدبینی در درون جانبین با تسف احساس میشود ومن میخواهم که روشنفکران راستین نباید که آله ای دست این ویا آن قرار بگیرند ودر بین دو ملت تاریخدار وتاریخساز جدایی وواگرایی خلق نمایند، تا فلان کس را خوش ساخته باشند! آخر انسانها در تغییر اند وما نباید که تا آخر با دید یک جانبه به قضایا نگاه بداریم ! مگر استاد ضیا والدین در بلغاریا نگفت که روزی در شمالی سر معلم بوده ومکتب را که خودش بینا کرده بود ، در زمان جهاد بدست خودش به آتش کشیده است ؛ تحت تبلیغ پاکستان وای ایس ای ! ولی آنروز خودش گفت که بعدها دانسته اند که پاکستان روی چه منظور چنین دساتیر صادر میکرده است ! بی تجربگی وسیاست خام در وطن ما چنین مصایب را بار آورده بود واین همگانی بود با تسف ! اینکه استاداعطا امروز با تغییر بنیادی می آید وفرهنگ سازی میکند وبا پول شخصیش دیوار فرهنگی میسازد تا مردم بیخ وبن تاریخشان را در روی دیوار بلند با خط درشت ببینند وبدانند که کیستند، کار بداست ؟ ویا پارکهای بی نظیر توسط تاجران وبا تشویق ایشان اعمار شده تا نماد شهر زیباتر گردد مفید است ویا مضر؟ بازهم روشنفکر با قلم درجهت بدنامی چنین فرزندان براید ویا تشویقگر باشد؟ آقای دوستم زمان از روشنفکران ومردم کابل در مزار شریف حمایه وقدردانی کرد ، آیا از فکر آنها خواهد رفت؟ هر کار نیک سازنده است وامروز که جهادی دیروز میخواهد سازندگی کند وموفق هم است ، دستش را بگیریم ومانعش شویم ویا یاریش نماییم؟ لازم است که کمی واقع بین بود! درست گفته اید که علم از افسانه جداست ولی تاریخ با پشتیوانه کتاب ونویسنده گان حد اقل هزار ساله ای ما وشما داریم ، در دنیا به فکر من کم مردم وکم کشوری است که داشته باشد. به نظر من این تاجیکها بودند که در تول تاریخ حد اقل از خود هم دفاع نکرده اند وهیچگاه اهمیت واهلیتشان را به روی دیگران نکشیده اند ودر افغانستان شما نگاه بدارید که در کدام جای ومکان است که نام پشتنو وختک ومتک را ندیده باشید ویا بانک پشتنو را آشنا نباشید ولی تاجیک احتیاج به معرفی نداشته وندارد! اما امروز شاید لازم باشد تا حد اقل از خود دفاع کنند ودر برابر اتهامات نا جوانمردانه چپ نشینند! شاید جمعیت وشورای نطار بسیار کارهای نا جایز ونا شایست کرده باشند وآنهم در ایام جهادشان که بیشتر در بین همین تاجیکان شاید کشته باشند وویرانی کرده باشند که افراد واشخاص معلوم الحالشان درچنین جنایات دست داشته بودند واین هم محصول همان شرایط بود وعقب ماندگی ونا خود آگاهی ونا خود شناسی که جامعه وحاکمان قبیلوی مسببش بودند نقش بارز داشت ونه تنها جمعیت وشورای نظار ، بلکه بدتر ووحشیانتر از اینها شاید بودند کسانیکه تا هنوز نمیخواهند دست از جنایت بکشند وبه جنایتشان ادامه میدهند، این هم محصول نا بسامانی وسیستم بدوی است که دامنگیر همه باشندگان شده است . چه باید کرد؟ همه را به قتل باید آورد؟ در شرایطی که جنایت همگانی بوده باشد ، کار بهتر آنست که از پی اصلاح کوشید ونه از پی انتقام ! باز آنهای که خود اصلاح شده اند ودست به شهکاری میزنند را بجای ملامت ، تشویق کرد تا دیگران هم به شوق آیند ودست از تبهکاری بکشند. به امید آنروز ولی یک مطلب را پیشنهاد میکنم که در شرایط امروزی لازم نیست که واژه دانش را ویژه شخص معین قرار داد وکسی که علاقه داشته باشد وبجوید بسیار چیزهارا در خواهد یافت و شما هم مانند داکتر رویین صاحب خود بلند بین وکوتاه بین دیگران نباشید. زیرا که استاد رویین را دیدید که هدف پیشرویش بود وبه همان خاطر دیگران را فدای رسیدن به کرسی دلخواهش کرد! موفق باشید.

وطن دوست

حاتم بخشی والی مزار، بیانگر وابستگی او با دولت ایران است

نامگذاری جاده کشور بنام اتباع یک کشور خیانت بزرگ ملیست! عطا باید هرچه عاجل بپای میز محاکمه کشانده شود.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 47 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس