السلام علیکم و رحمت الله و برکاة !
پیروزی در لغو کنسرت شفیق مرید را به همه برادران مسلمان از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض کرده ، این شکست مفتضح را به مریدان شفیق مرید تسلیت گفته و از خداوند متعال برایشان طلب هدایت به راه نیک و صراط مستقیم میکنم !
خداوند را سپاسگذارم که دشمنان اسلام را جاهل و نادان خلق کرده ، این غربی ها که در جهالت و نادانی فقط شاخ و دم کم دارند ولی بدبختانه که مسلمانان غرب زده جاهل تر از آنها بوده که بی مهابا نیمخورده ایشان را نشخوار کرده میگویند
" مــوســیقی غــذای روح اســت ".
دانشمند بزرگ جهان اسلام ابو علی سینا هزار سال پیش گفته بود که روح آدمی چیزیست مانند بخار آب که هنگام مردن انسان از دهان و بینی میت به هوا تصاعد کرده و به آسمان میرود ولی این جاهلان کور دل امروز هم همین را نمیدانند و میخواهند به بخار آب غذا بدهند !
برادران مومن !
موسیقی غذای روح نیست بلکه موسیقی طنین آواز شیطان است که از گمراهی و بیراهی مسلمانان به وجد آمده و نعره مستانه سر میدهد.
موسیقی نه تنها باعث بیراهی و گمراهی انسانها میگردد که بر علاوه موسیقی احساس شرم و حیا ، عفت و پاکدامنی ، غیرت و مردانگی را از بین برده و انسان را بی غیرت ، نامرد و بی تفاوت در مسائل ننگ و ناموس بار می آورد .
برای اثبات این مدعا کافیست شما را به یاد حملات دلیرانه لشکریان اسلام در نیویارک ، لندن ، مادرید و بومبی بیاندازم که برداران مسلمان تان بدون داشتن توپ و تانک ولی مسلح با سلاح غیرت و مردانگی هزاران کافر بی ایمان اعم از زن و مرد و پیر و جوان را به جهنم فرستادند ولی آنها که در اثر شنیدن موسیقی غیرت و مردانگی شان را از دست داده اند در مقابل هیچ کاری نتوانستند انجام دهند و از فرط سستی و بی غیرتی حتی بعد از آن حوادث خونبارهم داکتران و انجنیران شان را برای کمک در کشور های اسلامی می فرستند ، بی غیرتی که شاخ و دم ندارد !
تحقیقات جدید در جامعه الازهر مصر نشان داده که شنیدن زیاد موسیقی قوت مردانگی را در مردان تضعیف کرده و حتی آن را از بین می برد از همین رو در لوحه های داکتران یونانی در پاکستان همیش چنین اعلانات به نظر میخورد :
" بادی اور خونی بواسیر کا علاج ، کمزوری اور نامردی کا علاج "
چون پاکستانی ها هم هندوهای مسلمان مشرب اند که مانند برادر بزرگ شان خیلی به موسیقی و ساز و سرنی علاقمند هستند و ازین رو دچار امراض کمزوری و نامردی میگردند.
گذشته از آن اگر نگاهی به کشور های اسلامی و غیر اسلامی انداخته و نفوس آنها را با هم مقایسه کنیم به حقانیت این ادعا پی خواهیم برد ، در کشور های اسلامی کمتر فامیلی را سراغ داریم که ده طفل نداشته باشد ولی در ممالک غربی کمتر فامیلی را می توان یافت که بیشتز از دو طفل داشته باشد این خود دلیل روشنی بر مدعای ماست که موسیقی برعلاوه مضرات دیگر به یقین نیروی مردانگی و در نتیجه تولید مثل را به شدت تضعیف میکند.
ای برادران مسلمان اگر میخواهید که لشکر اسلام تضعیف نشده و روزی مسلمانان به زور تولید مثل شان باز هم جهان را تسخیر کرده و به کافران و مخالفان نشان دهد که یک نان چند فطیر است پس از موسیقی و ساز و سرود دوری کنید در غیر آن درین دنیا خوار و ذلیل بوده و در آخرت هم اسفل من النار جایگاه تان خواهد بود !
والسلام علیکم جمیع المسلمین و لعنت الله علی الالقوم کافرین
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
نظرات
17 دیدگاهاعــلان جهــاد علــیه موســیقی
طنز روز شمس الحق حقانی,
آيا شما مى توانيد کدام سندى درمورد ادعاى تان بيان نمايد که اين دانشمند درکدام سال درکدام کتاب و يا رساله خود ودرکدام برگ رساله خود چنين جمله جالب نگاريده و يا گپيده است.
"دانشمند بزرگ جهان اسلام ابو علی سینا هزار سال پیش گفته بود که روح آدمی چیزیست مانند بخار آب که هنگام مردن انسان از دهان و بینی میت به هوا تصاعد کرده و به آسمان میرود " .
اگراين جمله طنز روز است مورد پسخند و لبخند مى باشد چون پسر"سينا" درجمله دانشمندانه خود ازغارهاى ديگرانسان چيزى نه گفته به گونه نمونه د و چشم ودوغارديگر, چون اگر روح آدمی چیزیست مانند بخار پس مى بايست اين بخارازغارمناسب تر مرده مى برآمد. بدون صفر هندى سيستم ديسيمال بدون اعداد هندى الفباى موسيقى برپايه يک برچند 1/1,1/4 1/8
, 3/4 نوتهاى موسيقى وتنگ وتالهاى گوناگون و بلاخره دانش هرمونى بدون پسرسنيا تکامل نمى کرد.
موسيقى ساز و سرود باعث کمزوری و نامردی درهند نگرديده .اين کشور يک مليارد و سه صد مليون شهروند دارد . درکشورهاى غربى پاريسر وسرپوشهاى پوقانه اى وابزارهاى زاهدان بند وبادارشدن وجود دارد. چه کنى که آنقدر جمعيت که دست اش نزد پيروان غير مسلمان دراز باشد. خاک به سر آن موسيقى ناله وفرياد که بدون هرمونى بلند خواندن را و زدن قوى را بالاى اسباب موسيقى موسيقى مى نامدند.
دراين زمينه من با اعلام جهاد عليه هواهوى افراطگرايان افغان و فارسى زبانان - اين مخالفان قسمخورده مولاناى بلخ و روم
موافق ام که عقده و بخارخود را ازغارهاى مناسب بيرون درآرند و دهن وزبان خود را براى عبادت پرورد گارباز کنند ونه عليه موسيقى وسرود.ادبياتى را نمى شناسم که بدون سرود و آهنگ وموسيقى شعر باشد.
درکشورهاى که موسيقى وساز و سرود اند جنگ و انتحار واختفاف و آدمکشى و فساد به ندرت و در کشور فغان وخرافات رويداد هر روزاست. آثارسينا (درخت سينا آشيانه سى مرغ بود) درزبانهاى اروپايى برگردان شد که بدون آن ماشين بخاراختراع نمى شد اپندسى عمليات نمى شد وغيره وهرمونى درمرکزموسيقى علمى قرارنمى گرفت. از رودکى تا به شاعرامروزفارسى گو سرودهاىنگاريده شده مردمان فارسى گوى توران چه درافسانه وچه درآستانه چه در سمرقند و بخارا وچه در هرات و کابل
وچه در شهر دل و آگره سرود نوشتند و ابزارموسيقى با تار و بى تار آفريدند.
نمونه ازچند کتاب وى 1- «دانشنامه علائی» و «رگشناسی» (رساله نبض)
2- کتاب المجموع
3- کتاب الحاصل و المحصول در بیست جلد
4- کتاب البرّ و الاثم
5- کتاب شفا در هجده جلد
6 کتاب القانون فی الطب، در هجده جلد
ابن سينا و دانش موسيقى!
موسيقى و حساب
موسيقى و حساب باهم ديگر پيوند دارند بزرگترين رياضى دانان همزمان دردانش آهنگ وصدا وهماهنگى وشعر و قوانين ريتم و تال و تاک و ونظم و قافيه و آوزهاى فرد وقافيه شناسى آشنايى داشتند ويا خود اساس گذاربودند وازاين نظريات موسيقى وآهنگ در نظم خود, براى ابيات واشعارخودبکاربردند . خوارزمى که اعداد هندى را به عرب برد پدر"لوگاريتم" است که از نام الخوارزمى ماننده شده. خود پسر سينا, ابوالوفا محمد بوزجانی , خیام, نصیر الدین طوسی, غیاثالدین جمشید کاشانی وديگران رياضى دانان حوزه فرهنگى و پارسى زبانى ما ازمنطق موسيقى آگاهى داشتند. بدون اين بزرگان الفباى رياضى و الفباى موسيقى به گيتى داده نمى شد. صفرهندى واعداد هندى ازمرکز خوارزم به عرب برده شد.
اگراين جمله طنز روز است مورد پسخند و لبخند مى باشد چون پسر"سينا" درجمله دانشمندانه خود ازغارهاى ديگرانسان چيزى نه گفته به گونه نمونه د و چشم ودوغارديگر, چون اگر روح آدمی چیزیست مانند بخار پس مى بايست اين بخارازغارمناسب تر مرده مى برآمد رياضى ومنطق و منطق و موسيقى باهم پيوند ناگسستنى دارند.
درپايان همين بس است که گفته شود نظريات ودانشهاى در بخشهاى رياضى و فلسفه پزشکى بزرگان اسلامى راممالک غربى گرفتند وبه کشورهاى اسلامى و يا مسلمانها ويا بهترمسلمان نمايان فقط خرافات اش را بخشيدند!!!???!!!
موسیقی در آثار ابوعلی سینا
گرفته شده از تارنماى اي برگ
http://baharyeh.blogfa.com/post/35/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7
" ابن سینا در سه فقره از آثار خود راجع به موسیقی به تفصیل صحبت کرده است. مهمتر از همه اینها فصلی است که در کتاب شفا راجع به موسیقی دارد. این رساله با عنوان "الفن الثامن من کتاب الشفاء و هوالموسیقی" است. این فن شامل شش مقاله است و هر مقاله مشتمل بر چند فصل، به این ترتیب:
1- صوت ، 2- ابعاد ، 3- اجناس ، 4- جموع و انتقال ، 5- ایقاع و 6- تالیف
در دیباچه کتاب "نجات" نیز ضمن ذکر فهرست فصول کتاب بعد از فصل "علوم الریاضیه" از فصلی با عنوان "کتاب الموسیقی للشیخ الرئیس ابوعلی بن سینا من جمله کتاب نجات" نام می برد، ولی در اغلب نسخ کتاب ذکر شده این فصل دیده نمی شود. این فصل در کتاب نجات تقسیم بندی نشده است ولی مطالبی که شرح داده بطور کلی عبارت است از:
1- صوت ، 2- ابعاد ، 3- اجناس ، 4- جموع و ایقاع و انتقال آلات موسیقی از قبیل چنگ، طنبور و ... 5- مزمار و پرده بندی برربط و 6- تالبف الاحان.
همچنین در "دانشنامه علایی" که به زبان فارسی برای علاء الدوله نوشته شده است فصلی در ارتباط با موسیقی مشاهده می شود. بعضی عقیده دارند که نظر به شباهتی که بین فصل موسیقی در "دانشنامه علایی" و کتاب "نجات" موجود است، احتمال دارد که فصل موسیقی در دانشنامه علایی بعد از مرگ ابن سینا توسط شاگردانش به عبدالله جوزجانی نوشته شده باشد.
در "رساله فی تقاسیم الحکمه" نیز فصل کوچکی راجع به موسیقی و تعریف اصطلاحات مربوط به آن دیده می شود. بنا به قول ابن ابی اصیبعه، ابن سینا رساله دیگری نیز بنام "مدخل الی صناعت الموسیقی" نوشته است.
برداشت از اقلیدس؟
برخی از مورخان بر این عقیده هستند که آثار ابن سینا در زمینه موسیقی، ترجمه ای است از نوشته های اقلیدس ولی در مقابل، بسیاری دیگر از تاریخ نویسان و محققان این نظریه را قبول ندارند زیرا در متن این رسالات ذکری در این خصوص دیده نمی شود و خیلی عجیب بنظر می آید که شخصی مانند ابن سینا با همت و وسعت نظر فوق العاده ای که داشته است از ذکر این مطلب خودداری کند.
مقدمات هارمونی
... ابن سینا در کتاب "شفا" خود به مسئله "ترکیب و تالیف و تضعیف" اشاره می کند و آن عبارت است از تمهیدی که نوازندگان برای ازدیاد تاثیر موسیقی بکار می برند. مقصود از ترکیب این است که ما یک صوت را با صوت چهارم یا پنجم آن تواماً بنوازیم. بی مورد نیست که در اینجا در خصوص تاثیر این عمل در تحول موسیقی غرب و پیدایش فن ارغنون (ارگانوم) و علوم کنترپوآن و هارمونی صحبت کنیم.
در واقع مقدمه پیدایش هارمونی همین ترکیب اصوات یا organum یا ارغنون است و چنانچه اشاره شد بدون شک از مشرق زمین شروع شده است. زیرا اولاً از قرن ششم تا نهم میلادی در کشورهای متمدن اروپا هیچ کتابی راجع به موسیقی نظری انتشار نیافته است و از طرف دیگر در شهر قرطبه (Cordoba) در اسپانیا که دارالعلم غرب و از مراکز مهم ترویج علوم و فلسفه اسلامی بوده، در مدارس موسیقی "فن ارغنون" تدریس می شده است.
ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که یکی از مشاهیر علمای موسیقی ایران بنام زیریاب یا زریاب فارسی ("ابوالحسن علی ابن نافع") موسس مدرسه موسیقی قرطبه بوده است.
ارغنون یا ارک و یا همان ارگ امروزی
ابن سینا در باره "ارک" یا ارعنون فقط اشاره مختصری در کتاب شفا می کند و این هم شاید از این جهت بوده که این ساز تا آنجایی که تحقیق شده است ابتدا در نواحی آسیای صغیر ساخته شده است. علمای جهان اسلام که راجع به آلات موسیقی رسالاتی نوشته اند همیشه اسم هر سازی را با محل اصلی آن معرفی و ذکر می کرده اند و چنانچه ملاحظه می شود در قصه هزار و یک شب نیز این قانون بکار رفته است.
مثلاً عود حیلیقی (عود دمشق) یا چنگ عجم یا قانون مصری ، نی تاتاری و ... به همین علت هرگاه که راجع به ارگ مطلبی نوشته اند آنرا به بیزانس یا یونان نسبت داده اند. به همین علت شاید بتوان حدس زد که این ساز از اختراعات مردم آسیای صغیر باشد.
به هر حال ابن سینا در کتاب "شفا" راجع به ارگ می گوید: "بعضی اوقات سازهایی ساخته می شود که در آن می دمند و از جمله آنها سازی است که اصلش از بیزانس و معروف به ارگ است". همچنین در کتاب دیگری بنام "رساله فی الحکمه" که منسوب به وی است آمده است: "از جمله ابتکارات خارق العاده در عالم موسیقی ایجاد سازهای ترکیبی مثل ارکان (اورگانوم) و نظار آن است."
قسمتی از فصل پرده بندی کتاب شفا
"آلات موسیقی را اقسامی است. از جمله سازهایی که دارای تار و دستان (پرده) و آنها را با مضراب می نوازند، مثل بربط و طنبور. ولی مشهورتر و متداولتر از همه، همان بربط است و اگر سازی بهتر از این وجود داشته باشد، مسلماً نوازندگان از آن بی اطلاع هستند. بنابراین لازم است که ما در باره ساختمان و نسبت بین پرده های آن صحبت کنیم. توضیح راجع به سازهای دیگر را به اشخاص دیگر واگذار می کنیم که بعد از اطلاع به شرح آنها بپردازند."
"بنابراین می گوییم که عود (بربط) سازی است که بین مشطه و انف (جای گوشی ها) آن به فاصله یک چهارم طول یک سیم پرده ای بسته باشند برای انگشت خنصر. بنابراین بین مطلق (دست باز) و خنصر فاصله چهارم یعنی نسبت چهار به سه (4/3) است. سپس طول سیم را به نه قسمت تقسیم کرده و یک نهم آنرا از انف جدا کرده پرده ای می بندیم که سبابه می نامیم و بن مطلق و سبابه که معادل هشت به نه است را فاصله طنینی (یک پرده) گوییم ..."
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
درگوش خر چهل یاسین که فایده ندارد به همین دلیل که ما قرآن وحدیث دلیل پیش کش میکنیم وجناب محترم شما از الفبای موسیقی.....ترا خدا اگر مسلمان هستی این قدر تشریح وتوضیح که درباره موسیقی والات ان داده اید...ازقرآن هم میدانی به یکی چارم حصه این یانی؟
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
زهر مار هم در بعضی مواقع دوا است پس باید همیشه زهر خورد؟ خوردن زهر در حالت غیر از مریضی شاید درست نباشد.
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
جالب این است که مشت از انسانهای ناقص الخلقه با آنکه از کوچکترین نعمت سواد بر خوردار نیستند، ولی از قرآن و حدیث حرف میزنند! در حالیکه از خواندن و نوشتن عاجز اند پس چه رسد به تعبیر ارشادات قرآن!
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
موسيقى درجهان جز دانش, فرهنگ و هنر و جز برنامه آموزشى دربسيارى کشورها و بويژه درکشورهاى اسلامى مى باشد. و چارصد ميليون مسلمان درهند موسيقى را بخشى از زندگى و عبادت خود نموده است. هرسال به روز تولد و مرگ ناصرخسرو دهلوى که پدراش از توران زمين خاک امروزى بنام افغانستان بود مردم هندو ومسلمان هند دراين مراسم در جوار پيربابا اشتراک مى کنند.
امروز براى پيشبرد مغز و ذکاوت موسيقى چيزى ضرورى ايست. ناراحتى روانى و دلخورى با موسيقى دورمى شود. در درمانهاى افسردگى هاى ناشى از فرار و جنگتشنج و خشونت و تجاوز ووو موسيقى درمانى در پهلوى روانپزشکى وعبادت و نماز اهميت کسب نموده است.
واما در سرزمين من که سرزمين سرودهاى گاهتها وسرود هاى ريگويدا وسرودهاى ازرودکى تا به جامى و از اقبال تا به عشقرى و خليلى و باخترى يا نى نى ويا دى دى ايست که اين خودافراط گرايى ايست. زمينه آمدن طالبان را خودمان فراهم نموديم. باموسقيى روح وجسم انسان پاک مى شود. درهنگام عرق و ريختن اشک زهر و جود بيرون مى شود. رقص و رامشگرى وآهنگ را امروزدانشمندان تاکيد مى نمايند. پيرخرابات هزارسال پيش گفته بود اولين کسيکه ازخرابات نام گرفته بود سنايى غزنوى بود.
موسيقى عليه عبادت نيست . فحش و فساد با موسيقى ودين سروکارندارد. اگرنه بايست درکشورهاى مانند عربستان هرگز فساد وفحش نمى بود!
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
جناب مجاهد
اگر جهان را به تو وا گذارند تو با این تفسیری که از اسلام ارائه می کنی، شاید به جهنم تبدیلش کنی
در اسلامیکه تو تعریف می کنی همدیگر پذیری، احترام به عقاید دیگران، دست کم انسان شناختن دیگران، تسامح، تساحل و سیاست و اقتصاد قذغن است، پس تو می مانی و یک شمشیر و منکر
حجت منکر همین باشد که من غیر این ظاهر نمی بینم وطن
ورنه ای جناب مجاهد چرا یک جمله برای نفرین دهشت افگنی و کشتار مردم بیگناه بدست طالبان نمی نویسی، یا از خیر "کنتم خیر امة" گذشته یی! طالب آشپز را در لوگر به جرم همکاری به دولت کفری سر میبرد، کودک نه ساله را در هلمند تیر باران می کند که دین در خطر است، بیایید از ملاهای که از کرزی پول می گیرند بپرسید که آیا این همه مباح الدم خواندن ها صبغه یی دینی هم دارد یا سر کلافه جای دیگر است.
اعــلان جهــاد علــیه موســیقی
همه یی جوانان به دلیل افزایش بی سابقه یی مهریه، مصارف شیرینی خوری، هوتل، تخت جمعی ازدواج نمیتوانند و این یک مایه فساد اخلاقی در کشور است کسانیکه مرجعیت دارند در این خصوص چیزی به گفتن ندارند تنها موسیقی است که اسباب فساد فراهم می کند؟!
صاحبان مرجعیت حرفی در مورد شراب خواری ندارند که حکم صریح فاجتنبواه دارد اما در موسیقی زبانشان از ناف دراز تر است
صاحبان مرجعیت حرفی در مورد اعتیاد ندارند که حیات انسانی را به خطر می اندازد اما در مورد موسیقی
وای از دست این اسلام و ملای فرمایشی