رفتن به محتوای اصلی
دانشگاهی در آتش نفاق

دانشگاهی در آتش نفاق

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

سیاست های نفاق افگنانهء گروهء مشخص ارگ ریاست جمهوری بریاست آقای کرزی اینبار به سلسلهء مکدرساختن فضای دانشگاه ها وتشدید نفاق های قومی، لسانی ونژادی درمیان محصلین بوسیلهء مطرح کردن نام ها و اصطلاحات رسمی اینبار عمدأ خطرناکترین نقشهء مغرضانهء شانرا باتغیر نام دانشگاهء تعلیم وتربیه به "پوهنتون شهید صلح پروفیسوربرهان الدین ربانی" به منصهء اجرا گذاشته اند. اینبار فضای این دانشگاه که اکنون بنام "شهید صلح پروفیسور استاد برهان الدین ربانی" نامگذاری شده است، ازچند هفته بدینسو قربانی این دسیسهء خرابکارانهء بزرگ است ودرآتش نفاق میسوزد. بنظر میرسدکه آقای کرزی همچنان که استاد شهید برهان الدین ربانی را درزمان زندگی اش ملعبه دست وآلت بازی خود برای پیشبرد سیاستهای خیالبانه یی چون صلح با طالبان ساخته بود، اینبار روح ایشانرا هم درحفره گاهء تنگ و تاریک بنام آرامگاه آرام نمیگذارد وتا زمانیکه نام، حیثیت والقاب اورا مورد پرسش واعتراض گروه های متخاصم قرار نداده وبرباد ندهد، ازپای نمینشیند. تاهنوز که هنوز است، فضای تعلیمی دانشگاهء نامبرده به حالت عادی برنگشته وچندین باراست که محصلین مخالف با تغیرنام این دانشگاه که تازه شورای وزیران به هدایت آقای کرزی اسم ولقب افتخاری "شهید صلح پروفیسور برهان الدین ربانی" را به پیشانی آن آویخته اند، درب ورودی این مرکز تعلیمی را مسدود و روند تعلیمی شان را به رسم اعتراض به تعطیل کشانیده اند. چنان بنظر میرسدکه حالا هم ابقا وهم محو این نام ازتارک این دانشگاه به ضرر حیثیت وآبروی بجا ماندهء استاد فقید وخانوادهء ایشان تمام میشود. زیرا درین جنگ که میان محصلین مخالف وطراحان این نقشه که حالا درارگ ریاست جمهوری نشسته اند، هرجناحی که برنده یا بازنده شود، بازهم لطمه ایست که در درازمدت متوجهء نام، حیثیت وتاریخ استاد فقید میشود. اگرمخالفین پیروز شوند ولوح کلان منقوش با نام استاد را ازدیوار آن دانشگاه به پایین بیاورند، و دانشگاهء شانرا دوباره بنام قبلی ویاهر عنوان دیگر تعویض نمایند، که چه افتضاح بزرگی برای بازماندگان، پیروان ودوستداران استاد بجا میماند که این امر نشاندهندهء میزان نفرت مخالفین وعدم مقبولیت استاد شهید درمیان اکثر مردم و درنهایت پیروزی مخالفین ومغلوبیت پیروان وی خواهد بود. چنانچه درعرف عوام ضرب المثلی داریم که میگویند: سرخر بالا شدن یک عیب وپایین شدن ازان عیب بزرگتر.

واگر مخالفین شکست میخورندو موافقین ودوستداران نام استاد به کمک قوای حاکمه غالب میگردند، طبعأ که کینه، نفرت وانزجار مخالفین ده ها برابر میگردد وتعداد مخالفین روز بروز افزایش مییابد وبعید نیست که درحکومات آینده و در دراز مدت همین مخالفین که شهروندان همین کشوراند، با استفاده ازفرصت بدست آمده این نام ونشان را ازپیشانی این دانشگاه طورفجیعانه یی سرنگون سازند.

بازی بحدی خطرناکست که درهرصورت نام، لقب وحیثیت یک رهبر بزرگ جهادی بوسیلهء ارگ ریاست جمهوری ببازی سیاسی گذاشته شده وهرروزی که بعنوان اعتصاب ومظاهره بر ضد این لوحه ونام میگذرد، معترضین پیامهای منفی چون مخالفت، نفرت واهانت شان را نسبت به شخصیت آن مرحومی وبازماندگان وی بجا میگذارند. معترضین درمخالفت شان با این عنوان یکرشته انتقادات وسؤالاتی را مطرح میکنند ازجمله اینکه:
1 دانشگاه ها باید ازجریان سیاستبازیهای حاکم وموجود شرایط فعلی بدور باشند واستادخود یک شخص مهم درحیات سیاسی کشورما بوده است.

2 نام ولقب افتخاری که بوسیلهء حاتم بخشیهای جناب کرزی به استاد شهید اعطا شده است، برخاسته ازکیسه وکاسهء سرخود آقای کرزی وهمراهان ایشان است، وهیچ مناسبت وارتباطی با وظایف اصلی این دانشگاه ندارد. جناب کرزی قطعأ این حق را ندارند که بمنظورراضی نگهداشتن حلقات خاصی چون دوستداران استاد با سرنوشت تحصیلی وآیندهء هزاران دانشجو ومحصل بازی نمایند ونام ومقام حقیقی این دانشگاه را که باوظایف اصلی آن که همانا تربیت معلم است، تا حدی یک شخص تنزل دهند.

3 برای یک محصل که فارغ این دانشگاه میشود، و وی میخواهد که سند فراغت ودیپلوم خودرا ازانجا بدست آورد نوشتن نام ولقب دور ودرازی چون "پوهنتون شهید صلح پروفیسوربرهان الدین ربانی" روی دیپلوم اش نشاندهندهء نا آراستگی ونارسایی طرح وترتیب درنوشته وناهماهنگی میان اسم ومسما است. خصوصأ اگراین لقب دور ودراز درسندها ودیپلوم های به زبان انگلیسی ترجمه ونوشته گردد، تقریبأ نود فیصد صفحهء دیپلوم را رقم زدن کلمات وسطوراین تحفهء جناب رییس جهمور برایشان پر میکند درحالیکه مفهوم وهدف اساسی رشتهء تعلیمی این دانشگاه را هم نمیرساند. درحالیکه قبلأ با ذکر نام تعلیم وتربیت (ایجوکیشن) هر شخص داخلی وخارجی میتوانست ومیتوانند بفهند که شخص دارای مدرک تحصیلی با عنوان تعلیم وتربیت (ایجوکیشن) دارای چگونه تحصیلات علمی بوده است واصلأ حاجت به توضیح ندارد. درحالیکه یک شخص دارندهء مدرک تحصیلی با نام استاد برای تبیین سند خود درممالک دیگر نخست به توضیح ومعرفی کامل استاد، علت وتأریخچهء نامگذاری وبعد به تشریح وظایف ورشتهء علمی خود ودانشگاهء خود نیاز دارد.

تفاوت میان این دو نام خیلیها واضح وبزرگ است: من ازدانشگاه تعلیم وتربیه فارغ شده ام. با این عبارت هرکس میتواند حدس بزندکه فارغ التحصیل یک دانشگاهء زیر نام تعلیم وتربیت خود یک مربی ومعلم متخصص است. درصورت دوم: من فارغ التحصیل دانشگاهء شهیدصلح پروفیسور برهان الدین ربانی استم!!! یعنی چی؟ این استاد کی واین دانشگاه مصروف آموزش درکدام رشته است، طبابت، مهندسی، طبیعت شناسی ویاچه؟ واضحأ که با این عنوان تعریف اصلی این دانشگاه زیرنام دور ودرازی پنهان ومبهم باقی میماندکه ضرورت به توضیح دارد.

4 هرشخص وهرمحصل میخواهدکه ازمعتبرترین دانشگاه کشورخود ویاهم جهان فارغ گردد و نام ومقام دانشگاه که اودران تحصیل میکند، درقدم اول دارای نام شایسته ومورد اعتبار درمیان مردم باشد.درین ارتباط نام شخصیتهای برازندهء تاریخ که برای همهء آحاد شهروندان یک کشور مورد احترام باشد، قابل قبول است ولی زمانیکه یک شخص درحد فاصل میان هوا خواهان وبدخواهان قرار گرفته وبحث برانگیز میشود، گذاشتن نام همچو افراد مورد مناقشه بالای مراکز عام المنفعه وآنعده تأسیسات که گروه های مختلف فکری ونژادی در آنجاها سروکار دارند، منطقی نیست. بگونهء مثال درهندوستان مراکز آموزشی وعلمی بزرگی بنام: دانشگاه اندرا گاندی، دانشگاه جواهرلعل نهرو وغیره وجود دارد که هیچکسی دران کشور برانها اعتراضی ندارند . زیرا این افراد بوسیلهء هندوها ومسلمانها بحیث شخصیتهای ملی قابل احترام وشخصیت ایشان برای همگان تثبیت شده است.

4 عملأ به تجربه ثابت شده که درافغانستان با تغیرخوردن نظامهای سیاسی نامها واصطلاحات سیاسی دورهء گذشته نیزبه زباله دان تاریخ سپرده شده است. قطعأ این قاعده درمورد استاد نیز درآینده صادق خواهد بود وباتغیرحکومت کرزی به یقین میتوان گفت که هردولت دیگر که درآینده روی کار شود، به اشتهای دل آقای کرزی عمل نمیکند واین نام ولقب را ازتارک این دانشگاه بکلی حذف میکند. حالا سؤال پیدا میشود که درانصورت تکلیف آنعده جوانان که درطول این مدت کوتاه که زیراین عنوان مورد منازعه فارغ میشوند ونام استاد فقید درسندشان رقم میخورد، درمقایسه با شرایط جدید ونام نو برای آن دانشگاه مدرک شان چه جایگاهی خواهد داشت. آیا دیگر آن اسناد ها ومدارک با آن نام سابقه یعنی نام استاد ربانی دراسناد شان رسمیت و اعتبار خواهد داشت یاخیر؟

5 راهبران جهادی که واضحأ ازامکانات مالی ومادی فوق العاده وافری درطول دوران جهاد وهجرت برخوردار بوده اند اگرمیخواهندکه نام ایشان بالای یک مرکز علمی گذاشته شود، میتوانند خود با آنهمه سرمایهء سرشارکه داشته ودارند، دانشگاهی را بنام خود بنا کنند که متأسفانه استاد فقید درطول دوران حیات شان بنابه دلایلی ومشغله های فرعی سیاسی دیگر ازین امرسترگ تقصیر ورزیده اند. حالا که اگراصرار برسر گذاشتن نام ایشان بالای یک دانشگاه است، بازماندگان و پسران ایشان باداشتن سرمایهء سرشار خدا آورده وباد آورده طبعأ که ازعهدهء اینکار بخوبی برمیایند ومیتوانند دانشگاهء را بنام پدرمرحوم شان اعمار نمایند.

این بود خلاصهء ایرادات اعتصابیون که فشردهء آن بیان شد واما برعلاوهء نکات یادشده گفته میشود که درعقب این مظاهرات دست های پشت پرده ومحرکین جناح های مختلف سیاسی مربوط استخبارات کشورهای بیرونی نیزدخیل اند که ازچنین فرصت بدست آمده درراهء بدنام سازی چهره های جهادی ودرزانداختن میان اقوام مختلف افغانستان ونیزتضییع اوقات تعلیمی دانشجویان زیر نام مظاهره تلاشهای مخفیانهء خودرا بخرچ میدهند. واما درین ارتباط بعنوان کلام آخر باید گفت که اعتراضات ومظاهرات دانشجویان به هر نیت وانگیزهء که باشد، چه سیاسی ویاهم غیرسیاسی به هرنحوی دولت بایددر راهء حل وجلوگیرا آن بکوشد تامبادا آتش این فتنهء بزرگ دامنگیر همه نهادهای دیگرتعلیمی شده ومؤسسات تعلیمی ما همهء اوقات گرانبهای شانرا درتعطیلات ایام مظاهره چیان بسرببرند. واین گفتهء بزرگان را هم نباید فراموش نماییم که گفته اند: به مجرد اینکه درب دانشگاهی مسدود میشود، درطرف مقابل درب زندانی گشوده خواهد شد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

25 دیدگاه
پرویز "بهمن"

دانشگاهی در آتش نفاق

من طرح میدهم:
جناب آقای صلاح الدین ربانی پسر استاد باید هم بخاطرخشنودی روح استاد وهم بخاطر ختم این غایله یک دانشگاه جدید خصوصی بنام استاد را اعمار نمایند.
با احترام
پرویز بهمن

ن.ب
دانشگاهی در آتش نفاق

اقاى بهمن اين قابل بركشت نيست.ازين بركشت انقلاب ميشود. درست است كه اكر در اول ولى باز هم فاشيستان قبيله و او غان ملتى ها به طرز ديكرى هياهو بر با ميكردند. ولى اكر اين نام بس شود خيلى خرابى بميان ميايد بايد به هزار نام بس شود.نامهاى بشتونها فاشيست كه كشتند و نابود كردند و ناموس مردم را دزديدند,امروز در لوحه خيابانها مكاتب قرا قصبات ما موجود است كه روح و روان ما را ازار ميدهد ولى ما تحمل كرديم. به جه علت فاشيستك هاى بشتون يك شهيد دست خودشانرا تحمل ندارند . ما از قوم بشتون انتقام به صد ها رهبر و نخبه كان خودرا نكرفته ايم. اينست تعصب قومى كه تو سط او غان ملتى هاى فاشيست و از قوم بشتون دامن زده ميشود.
مرك بر فاشيستان قبيله اين مزدوران مزخرف با كستانى.

نیک اندیش

دانشگاهی در آتش نفاق

درود به نویسنده گرامی ! من هم با بعضی سخنان شما موافق هستم که قبیله گرایان با ترفند های گوناگون میخواهند که ترور شخصیت نمایند ودر نعل بکوبند وهم در میخ ! اما اگر موسیسه ای بنام فلان پشتون نامگزاری میگردد ، سوال بر انگیز نیست ؛ بنام غیر پشتون دنیا را غوغا میگیرد وهزاران یال گردن بر میخیزد ئدست به تظاهرات میزنند ونمی گذارند که نام شخصیتهای دیگر اقوام دراین آب و خاک دیده شود ، زیراکه در اصل اینها این سرزمین را ملک پدری خود میدانند ودیگران را بیگانه ! نویسنده گرامی بجای اینکه بالای چند نامگزاری بی مورد دیگر هم اشاره فرموده باشید ، بازهم ملامت جانب غیر پشتون را نشان داده اید وپشتونها را حق بجانب ! شفا خانه چارصد بستر را چرا دراین روزها بنام یک سردار دیوانه ونا بخرد ظالم که انسانهارا زنده درتنور انداخته بود نامگزاری کردند وهیچ اعتراضی صورت نگرفت ویا جاده نادر پشتون ، بدنام ترین انسان وحشی ومزدور انگریز ویا مکتب امانیه وصدهای دیگر که ختک وصوفی رحمان پاکستانی باشد. ما غیر پشتونها همیشه دسته ای تیشه ی پشتونها بوده ایم که توسط خودمان ریشه هایمان را بریده اند ومی برند. چرا نشود که دانشگاه آموزش وپرورش استاد ربانی نامگذاشت؟ یا که اوجیکشن را بهتر از آموزش وپرورش یافتید؟ ابلهی هم سرحدی دارد واین کار فاشیزم دروازه ایست که بروی همه ملیتهای غیر پشتون بسته خواهد شد وبروی خودشان توسط میرزا قلمان خرد باخته غیر پشتون باز خواهد گردید؛ امید است که درنوشته هایتان دقت نماید وساده لوحانه به قضایا نگاه ندارید که خنده آور است واین هیزمکشی برای فاشیزم بس است وخجالت بار! اگر امروز نام ربانی را حذف کردند ، این را بدان که هزاره وازبیک را هرگز اجازه نخواهند داد که مکتب ابتداییه را هم بنام شخصیتهایشان نام گزاری کنند! عواقب این پا فشاریهای فاشیزم را بعد ها خواهید دید که روی چه هدف شوم چنین کارها را سازمان میدهند وپشت سر این حرکتها همه میدانند که کیها قرار دارند وچه میخواهند واین سرزمین را به کجا سوق خواهند داد.

پرویز "بهمن"
دانشگاهی در آتش نفاق

سلام به خواننده گان کابل پرس? وسلام خاص به آقای نیک اندیش!
آقای نیک اندیش! نظرات شما کاملا بجا ومعقول است ولی هدف نویسنده این مقاله تا جای که من درک کردم این است که زمانیکه شما با مردم لجوج وجاهل روبرو میشوید ومیدانید که اینجا یک توطئه است مجبوراستید که راه بدل کنید.
من جریان تظاهرات دوطرف وتوطئه ها وتهدیدهای بعضی ازاستادان اوغان این دانشگاه را خواندم که برای غیر اوغانها هم تهدید کرده بودند که اگر درمظاهرات شرکت نکنند آنها را با نیرنگهای رنگارنگ ازدانشگاه خارج میکنند. این نویسنده که به قرار اعتراف خودش فارغ همین دانشگاه است درک کرده که مشکل درکجاست وغیر اوغانها تا چه حد ازوحدت وهماهنگی برخوردارند. سخن نویسنده کاملا بجاست که کرزی این کاررا برای خوشنودی روح استاد ربانی نکرده است بلکه بخاطر انتخابات سال آینده میخواهند با همین وسایل آب راگل آلود وماهی دلخواه خودش رابگیرد. بناء درشرایط حاضر من بانویسنده موافقم که با درنظرداشت هماهنگی ضعیف میان هزاره ها وتاجیک وازبیکها بهترهمین است که اگر آقای صلاح الدین ربانی دلش به اولاده وطن وخوشنودی روح پدرش میلان دارد بهترین راه حل همین است که ازین شوربای چرب بگذرد وازین دام توطئه به شکل حکیمانه گذر کند ولی درکل ودر دراز مدت من با نظریات جناب شما موافق هستم. فکرکنم اگر همین قدر سر وصدا بالا شدن هم برای اوغانها ازنظر تبلیغاتی کفایت کرد که فاشیسم درونی شان زیرلباس دموکراسی نقاب ازچهره براندازد . این را نیز تاریخ فراموش نکرده است که همین اوغانها حتی بخاطر تغیرنام لیسه تاریخی بی بی مهرو بنام قیوم وردک حتی لبهایشان راهم تکان نداده اند.
با احترام
رویز بهمن

یکرنگ

دانشگاهی در آتش نفاق

پیشنهاد من ان است که طرفداران شخصیت های اقوام غیر پشتون، برای رهبران محبوب خود چندین دانشگاه و مرکز علمی بسازند تا هم قبیله دهانش بسته شود و هم واقعا برای مردم شان خدمت کرده باشند. مثلا دانشگاه کاتب هزاره که فعلا در کابل فعالیت می کند و یکی از دانشگاههای موفق خصوصی است.
به نظرم که این نامگذاری را کرزی عمدا انجام داده و از طرفی دیگر دفتر ریاست جمهوری برای تظاهرات پول و امکانات می دهد تا نام استاد ربانی را بد کند.

آرین وفا

دانشگاهی در آتش نفاق

سلام به دوستان عزيز
فکر ميکنم اعتراضات خاتمه يافت و لوحه سابق را نسب نمودند ٠ ولي راه بهتر همين بود که پرويز جان در فوق اشاره کرده است ٠

ن.ب

دانشگاهی در آتش نفاق

محترم قارى صاحب اصلا نام تا امروز از طرف دولت كزاشته شده و كسى حق بلوايي و اعطراض را نداشته است. امروز اين عمال با كستان و او غان ملتى ها و كلبد الدينى ها هستن و او ستادان بشتون تبار به تهديد محصلين ميبردازند.ازين رو اين همه ساختكى است. وكر نه بنامهاى قاتلين و شاهان مستبد بشتون كه,جوك بشتونستان, اوت خيل وات بكتياكوت نادر بشتون, بشتون كوتو شفاخانه 400 بستر بنام داود ديوانه زشفاخانه را روسها جور كردند اين جه ربطى بنام دادود ديوانه دشت؟ بس تمام نامهاى كه از بشتونها او غانى و با كستانى كزاشته شده بايد به رايكيرى كزاشته شود.ويا دولت كه تصميم كرفته غير قابل بركشت است اكر محصلى دلش درس نيست برود عقب مزدور كارى. اوستاد ربانى مثال براى همه ماست او براى صلح شهيد شد.در تمام قبيله اين طور يك انسان معقول نكزشته است.قبيله مانند كله سكان تحمل نخبه كان غير بشتون را ندارد. و كرنه ربانى او ستاد دانشكاه بود و رييس جمهور كشور و اولين رييس جمهور كه صلح اميز قدرت را به شخص ديكرى وا كزار شده است و ان رييس جمهور همكار بوده و بيدريغ خدمت كرده است. كرزى بايد به سكان مزخرف قبيله و عمال با كستنانى جواب دندانشكن بدهد. اين كار راى كير ى نيست. كه قوله سر داده اند. يك عده هم به نخشار برداختند كه راست ميكويد...بايد همه رييس جمهور هاى كه اينده ميايند از مثال اوستاد بيروى كنند و موعد شان كه ختم شد با جنك و دندان بر جوكى نجسبند. مانند مرد قدرت را بله انكه در انتخابات برده ,تسليم كنند.در قبيله عادت شده كه بايد از جودن مرده اش را ببرند.

خ.نبیل (مزاری)

دانشگاهی در آتش نفاق

دوستان کابل پرسی درود و ادب تقدیم است . از همان نخستین اقدامی که نام این دانشگاه را تغیر داده اند چال و فریبی در میان بوده و با سواد و چیز فهمی در میان نبوده که به این نیرنگ پی میبرده . این نام ( پوهنتون شهید صلح پروفیسور برهان الدین ربانی ) چی معنی دارد ؟ این دانشگاه مربوط کدام بخش از تخصص است ؟ تخنیکی است ، اجتماعی است ؟ براستی زمانی دانشآموزی سند فراغت حاصل میکرد ازین دانشگاه به چی نامی او میتوانست خود را در وزارت خانه ها معرفی میکرد ؟ او چکاره است و کیست ؟ باید این نازکی از همان نخست روشن نگاری میشد . حال گپ از گپ گذشته و صبوحی شکسته است . منتها طرفداران رهبر جهاد و مقاوت که سالها با دهن کف آلود از غیرت و شهامت سخن میزدند ، کمی بشرمند که نتوانستند لااقل نام رهبر و استاد خود را نگهداری نمایند . این رسوایی و بی آبروی متوجه جمعیت اسلامی و شورای نظار میشود نه ملت و مردم تاجک !!

.....
دانشگاهی در آتش نفاق

خوب ترین فیصله و قضاوت را جناب بهمن صاخب کرده اند باید پسر استاد که ماشا الله پول کافی در اختیار دارند از بیخ و بن بنام پدر اش استاد ربانی فقید اباد نمایند . اگر دانشگاه های ملی و دولتی را بنام هر کی تغیر دهند فردا کسی پیدا خواهد شد که کدام جا و مکان را بنام خان مزاری خان , اودل حق ..............مسما و فتنه ها پر پا خواهند شد . خان

پرویز "بهمن"
دانشگاهی در آتش نفاق

سلام به همهء کابل پرسیان وسلام خاص به دوست عزیز نبیل مزاری!
خیلی خوش شدم که درین روزها بار دیگر پیامهای شمارا جسته وگریخته درپیامخانه می بینم زیرا خیلی وقت بود که ازشما هیچ پیامی درکابل پرس نخوانده بودم.
اما درقسمت نظر شما دربارهء نامگذاری دانشگاه تعلیم وتربیه باید خدمت تان عرض نمایم : اینکه چقدر این نامگزاری میتواند روسیاهی برای اعضای جمعیت اسلامی باشد ویانه درین ستون به نظرمن منصفانه ترین وبیطرفانه ترین منطقی ترین نظریه پیام محترم رحیم سروری می باشد که تمام مشکلات را به نحو حیلی روشن وخلاصه بیان داشته است که بنده هیچ تبصره ای به آن نمی نمایم. امیدوارم که آن پیام را بخوانید
با احترام
پرویز بهمن

شکرا له

دانشگاهی در آتش نفاق

اکتوبر 2001 روز تهاجم به حریم افغانستان، یا
روزنۀ امید به مردم افغانستان در راستای ترقی و پیشرفت؟!!!
درست 11 سال قبل از امروز بعد از واقعۀ 11 سپتمبر2001در هفتم ماه اکتوبر دولت امریکا برهبری جورج
بوش بعد از مطالبات زیاد از طالبان در مورد تسلیم دهی رهبران القائده جواب مثبت نگرفت و بالاخره به جهانیان
اعلان کرد "که ما در جنگ با تروریزم هستیم"، و تصمیم اتخاذ نمود که بالای افغانستان حمله کند و رژیم طالبان را
که توسط امریکا، انگلستان، عربستان و پاکستان سازماندهی و در سال 1996 بقدرت رسیده بودند، سقوط دهند.!!!!
جورج بوش رئیس جمهور امریکا با صدور اعلامیۀ به جهانیان و بلاخص متحدینش، اعلان نمود تا امریکا را در
جنگ با تروریزم همراهی کنند. اضلاع متحده با این اعلامیه پشتیبانی جامعۀ جهانی بشمول روسیه، چین و حتی
ایران آخندی را که از طالبان دل خوش نداشت حاصل نمود و حملات هوائی را اولأ با اشتراک دو متحدش
)انگلستان و استرالیا( بالای افغانستان شروع کرد، که در ظرف مدت زمان محدود رژیم طالبان سقوط و امریکا با
غلامان حلقه بگوش جبهۀ شمال ) که چوکی ریاست جمهوری افغانستان را به عقب خود سرش و در بین کولاب
تاجکستان و ایران در رفت و آمد و بیصبرانه منتظر چنین موقع بودند، تا دوباره قدرت سیاسی کشور را بدست
بگیرند، همان بود که مداحان مسعود ,جنایت کاران KGB و جنایت کاران I.S.I با افتخار زیاد در رکاب قوای امریکائی و بمباردمان طیارات B-52 به کابل داخل شدند.!!!
و اگر امروز هیچ کس از ترس زور و تفنگ اینان در مقابل مداحان مسعود چیزی گفته نمی تواند، فردا به یقین مسعود و مسعودیان را به خاطر ارتکاب جنایات و مزدوری شان به , FCB I:SI، KGB , MOSAD , فرانسه، ایران، هند و غیره محاکمه خواهند کرد. مسعود از آوان جوانی در کنار رهبر و پیشوایش (ربانی) در بغل I.S.I بزرگ شد و برای ویرانی افغانستان آموزش دید. و بعد که به قدرت رسید، کابلیان را با همکاری برادر جهادی (گلبدین) از دم تیغ گذراند و کابل را به شهر ارواح مبدل ساخت. !!! زمانی که طالبان آمدند، به پیشواز شان شتافت و وقتی جواب رد شنید، به "مقاومت" رو آورد و به روسها، تاجیک ها، هندی ها، فرانسوی ها، ایرانی ها وغیره دم جنباند و تا روز مرگش در هماغوشی با دشمنان مردم قرار داشت.!!!
اگر قرار باشد، نقاط مثبت و منفی یک خاین و جنایتکار به معرفی گرفته شود!!!
(( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون د ژورناليزم محصل

رحیم سروری

دانشگاهی در آتش نفاق

مسئله تنها این نیست که نام دانشگاه به نام قبلی برگردد مشکل حل میشود. کرزی با یک تیر دو شکار کرد.
1- پسر استاد ربانی را که نا بخردانه و بدون دست آوردی در سیاست و بازی سیاسی در رکاب کرزی این طرف و آنطرف میرود و پدرش در راه استحکام حاکمیت او سرش را قربانی کرد، خوش بسازد و از او در مشروعیت داخلی و خارجی خود استفاده کند .
2- فاشیست های داخل ارگ به رهبری زلمی هیوادمل، اسماعیل یون و کریم خرم و ............ را دستور میدهد تا اعتراض دانشجویان را در دانشگاه سازمان دهند و نام را نمی پیذیرند. رئیس دانشگاه یا همان پوهنتون تعلیم و تربیه هم یک خلقی باجه زلمی هیواد مل است. این زلمی هیواد مل مغز فاشیست در داخل ارگ کرزی است که تمام این اعمال فاشیستی را رهبری میکند. و باز کرزی بعد از این تحریک و سازماندهی آنگاه به پسر استاد ربانی و جمعیتی ها و تمام تاجک ها بگوید که ببنید من به شما احترام دارم و شریک قدرت میسازم و شخصیت های شما را لقب و افتخار میدهم اما ذهنیت عمومی چگونه است که نام استاد ربانی را در یک دانشگاه نمی پذیرند.
3- وقتی این تثبیت شد که حتی رهبری از میان تاجک ها با وجود عالم دینی و مجاهد بودنش آنهم که برای تحکیم قدرت کرزی و تیم فاشیست او کشته شده حق ندارد از میان صد ها مرکز تعلیمی و تحصیلی نام یکی را به او بگذارند، دیگر این وطن د پشتانه وطن ده. به قول انوارالحق احدی باید هویت ملی پشتونی افغانستان را همه اقلیت های قومی دیگر بپذیرند. معنی اش این است که همان نسخه دوهمه سقاوی تطبیق شود. تاجک تاجکستان بروند، ازبک های ازبکستان و هزاره هم که سه بار گنهکار است: شیعه است و کافر میباشد. هزاره است که آدم حساب نمی شود و فارسی گپ میزند. که دیگر در این وطن اگر باشد هم مثل گذشته جوال باشد. مذهب خود را مخفی انجام دهد. اگر ازبک تاجک هم میباشد خدمتگار، بشقاب چی، آشپز، دریور، کاتب و مامور باشد و زبان رسمی هم فقط یکی آنهم پشتو باشد. این است هویت افغانی که کرزی با زلمی هیواد مل و اسماعیل یون در ذهن شان دارند. دیروز شنیدید که کرزی میگوید ملت دوطرف دیورند؟!
4- در حالی که این نام گذاری هیچ اهمیتی ندارد و هیچ دردی را برای تاجک ها یا افغانستان دوا نمی کند. اما یک تهداب و یک ذهنیت و یک قانون نا نوشته ایجاد می شود. دیگر از تاجک که کلان و سازمانی و حزبی برای حصول حق و برابری نیست. آن همه رهبرانی که هم هستند همه معامله گر ، وطنفروش، خائین، دزد، عیاش، غارتگر و رذیل هستند. پدرامش مصروف فحاشی و شرای خوری است. فهمیش مشغول سگ بازی و اسپ بازی، عبدالله اش زنکه بازی و رذالت دارد، احمد ضیا اش که گوساله ای بیش نیست. پس استاد ربانی که مثل گودی گک بدنبال کرزی میدود .تورن اسماعیل خانش که یک آدم بیعقل و غارتگر است . عطا اش هم که مافیا. حالا تو گویا تاجک که از تاجکی و حق تاجک میگویی با کدام رهبر و حزب و سازمان این حق را می گیری؟
5- اگر این ها که گفتم مثل آدم یک دست و متحد باشند و عقل جمعی را بکار برند و از فساد و خیانت و رذالت دست بکشند، این کرزی و چند فاشیست افغان ملتی چه است که این وطن را پایمال کنند؟ اما بر پدر تمام این فاسد ها لعنت.

ناشناس
دانشگاهی در آتش نفاق

دوستان فعلا اینجا فاشیست گرایی و ارگ گرایی جریان دارد ، بنده اسناد دقیق به دست دارم که یک شب قبل از مظاهره تمام موظفین امنیتی دانشگاه شهید صلح استاد ربانی به امر وزیر داخله اقای پتنگ تبدیل و عساکر با چهره های جدید نمایان شدند ، تا زمانی که این فاشیست های ارگ نشین نابود و سرنگون نشوند این حالت جریان خواهد داشت
نوید
کابل

ناشناس

دانشگاهی در آتش نفاق

این پروفیسور بی عقل که حالا فاشیستان پکول پوش شورای نصوار از آن به عنوان پروفیسور صلح یاد میکنند را که یکی از مسئولین اصلی بربادی و خونریزی دهه نود بوده است را باید مرده اش را به محکمه کشاند، نام این آدمک جنایت کار و خرفت را باید به عنوان خایین ملی درج تاریخ ها کرد، نه پروفیسور صلح سر لوحه پوهنتون!

ناقد

دانشگاهی در آتش نفاق

زنده باد این جوانان با شهامت که با حرکات عدالت خواهی شان طلسم قهرمان سازی کاذب را بزانو در آوردند! یک توصیه دارم به این قاری کور و بی منطق زیر نام عتیق! که تو اگر خود را واقعاً قاری قرآن میدانی پس چگونه کتمان واقعیت میکنی! چرا بالای خون هزاران انسان بی گناه که در دوران این پروپیچور (ربانی) قدرت طلب ریخته شد، پای میگذاری؟!!!!!!!!!!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 25 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس