سیاست های نفاق افگنانهء گروهء مشخص ارگ ریاست جمهوری بریاست آقای کرزی اینبار به سلسلهء مکدرساختن فضای دانشگاه ها وتشدید نفاق های قومی، لسانی ونژادی درمیان محصلین بوسیلهء مطرح کردن نام ها و اصطلاحات رسمی اینبار عمدأ خطرناکترین نقشهء مغرضانهء شانرا باتغیر نام دانشگاهء تعلیم وتربیه به "پوهنتون شهید صلح پروفیسوربرهان الدین ربانی" به منصهء اجرا گذاشته اند. اینبار فضای این دانشگاه که اکنون بنام "شهید صلح پروفیسور استاد برهان الدین ربانی" نامگذاری شده است، ازچند هفته بدینسو قربانی این دسیسهء خرابکارانهء بزرگ است ودرآتش نفاق میسوزد. بنظر میرسدکه آقای کرزی همچنان که استاد شهید برهان الدین ربانی را درزمان زندگی اش ملعبه دست وآلت بازی خود برای پیشبرد سیاستهای خیالبانه یی چون صلح با طالبان ساخته بود، اینبار روح ایشانرا هم درحفره گاهء تنگ و تاریک بنام آرامگاه آرام نمیگذارد وتا زمانیکه نام، حیثیت والقاب اورا مورد پرسش واعتراض گروه های متخاصم قرار نداده وبرباد ندهد، ازپای نمینشیند. تاهنوز که هنوز است، فضای تعلیمی دانشگاهء نامبرده به حالت عادی برنگشته وچندین باراست که محصلین مخالف با تغیرنام این دانشگاه که تازه شورای وزیران به هدایت آقای کرزی اسم ولقب افتخاری "شهید صلح پروفیسور برهان الدین ربانی" را به پیشانی آن آویخته اند، درب ورودی این مرکز تعلیمی را مسدود و روند تعلیمی شان را به رسم اعتراض به تعطیل کشانیده اند. چنان بنظر میرسدکه حالا هم ابقا وهم محو این نام ازتارک این دانشگاه به ضرر حیثیت وآبروی بجا ماندهء استاد فقید وخانوادهء ایشان تمام میشود. زیرا درین جنگ که میان محصلین مخالف وطراحان این نقشه که حالا درارگ ریاست جمهوری نشسته اند، هرجناحی که برنده یا بازنده شود، بازهم لطمه ایست که در درازمدت متوجهء نام، حیثیت وتاریخ استاد فقید میشود. اگرمخالفین پیروز شوند ولوح کلان منقوش با نام استاد را ازدیوار آن دانشگاه به پایین بیاورند، و دانشگاهء شانرا دوباره بنام قبلی ویاهر عنوان دیگر تعویض نمایند، که چه افتضاح بزرگی برای بازماندگان، پیروان ودوستداران استاد بجا میماند که این امر نشاندهندهء میزان نفرت مخالفین وعدم مقبولیت استاد شهید درمیان اکثر مردم و درنهایت پیروزی مخالفین ومغلوبیت پیروان وی خواهد بود. چنانچه درعرف عوام ضرب المثلی داریم که میگویند: سرخر بالا شدن یک عیب وپایین شدن ازان عیب بزرگتر.
واگر مخالفین شکست میخورندو موافقین ودوستداران نام استاد به کمک قوای حاکمه غالب میگردند، طبعأ که کینه، نفرت وانزجار مخالفین ده ها برابر میگردد وتعداد مخالفین روز بروز افزایش مییابد وبعید نیست که درحکومات آینده و در دراز مدت همین مخالفین که شهروندان همین کشوراند، با استفاده ازفرصت بدست آمده این نام ونشان را ازپیشانی این دانشگاه طورفجیعانه یی سرنگون سازند.
بازی بحدی خطرناکست که درهرصورت نام، لقب وحیثیت یک رهبر بزرگ جهادی بوسیلهء ارگ ریاست جمهوری ببازی سیاسی گذاشته شده وهرروزی که بعنوان اعتصاب ومظاهره بر ضد این لوحه ونام میگذرد، معترضین پیامهای منفی چون مخالفت، نفرت واهانت شان را نسبت به شخصیت آن مرحومی وبازماندگان وی بجا میگذارند. معترضین درمخالفت شان با این عنوان یکرشته انتقادات وسؤالاتی را مطرح میکنند ازجمله اینکه:
1 دانشگاه ها باید ازجریان سیاستبازیهای حاکم وموجود شرایط فعلی بدور باشند واستادخود یک شخص مهم درحیات سیاسی کشورما بوده است.
2 نام ولقب افتخاری که بوسیلهء حاتم بخشیهای جناب کرزی به استاد شهید اعطا شده است، برخاسته ازکیسه وکاسهء سرخود آقای کرزی وهمراهان ایشان است، وهیچ مناسبت وارتباطی با وظایف اصلی این دانشگاه ندارد. جناب کرزی قطعأ این حق را ندارند که بمنظورراضی نگهداشتن حلقات خاصی چون دوستداران استاد با سرنوشت تحصیلی وآیندهء هزاران دانشجو ومحصل بازی نمایند ونام ومقام حقیقی این دانشگاه را که باوظایف اصلی آن که همانا تربیت معلم است، تا حدی یک شخص تنزل دهند.
3 برای یک محصل که فارغ این دانشگاه میشود، و وی میخواهد که سند فراغت ودیپلوم خودرا ازانجا بدست آورد نوشتن نام ولقب دور ودرازی چون "پوهنتون شهید صلح پروفیسوربرهان الدین ربانی" روی دیپلوم اش نشاندهندهء نا آراستگی ونارسایی طرح وترتیب درنوشته وناهماهنگی میان اسم ومسما است. خصوصأ اگراین لقب دور ودراز درسندها ودیپلوم های به زبان انگلیسی ترجمه ونوشته گردد، تقریبأ نود فیصد صفحهء دیپلوم را رقم زدن کلمات وسطوراین تحفهء جناب رییس جهمور برایشان پر میکند درحالیکه مفهوم وهدف اساسی رشتهء تعلیمی این دانشگاه را هم نمیرساند. درحالیکه قبلأ با ذکر نام تعلیم وتربیت (ایجوکیشن) هر شخص داخلی وخارجی میتوانست ومیتوانند بفهند که شخص دارای مدرک تحصیلی با عنوان تعلیم وتربیت (ایجوکیشن) دارای چگونه تحصیلات علمی بوده است واصلأ حاجت به توضیح ندارد. درحالیکه یک شخص دارندهء مدرک تحصیلی با نام استاد برای تبیین سند خود درممالک دیگر نخست به توضیح ومعرفی کامل استاد، علت وتأریخچهء نامگذاری وبعد به تشریح وظایف ورشتهء علمی خود ودانشگاهء خود نیاز دارد.
تفاوت میان این دو نام خیلیها واضح وبزرگ است: من ازدانشگاه تعلیم وتربیه فارغ شده ام. با این عبارت هرکس میتواند حدس بزندکه فارغ التحصیل یک دانشگاهء زیر نام تعلیم وتربیت خود یک مربی ومعلم متخصص است. درصورت دوم: من فارغ التحصیل دانشگاهء شهیدصلح پروفیسور برهان الدین ربانی استم!!! یعنی چی؟ این استاد کی واین دانشگاه مصروف آموزش درکدام رشته است، طبابت، مهندسی، طبیعت شناسی ویاچه؟ واضحأ که با این عنوان تعریف اصلی این دانشگاه زیرنام دور ودرازی پنهان ومبهم باقی میماندکه ضرورت به توضیح دارد.
4 هرشخص وهرمحصل میخواهدکه ازمعتبرترین دانشگاه کشورخود ویاهم جهان فارغ گردد و نام ومقام دانشگاه که اودران تحصیل میکند، درقدم اول دارای نام شایسته ومورد اعتبار درمیان مردم باشد.درین ارتباط نام شخصیتهای برازندهء تاریخ که برای همهء آحاد شهروندان یک کشور مورد احترام باشد، قابل قبول است ولی زمانیکه یک شخص درحد فاصل میان هوا خواهان وبدخواهان قرار گرفته وبحث برانگیز میشود، گذاشتن نام همچو افراد مورد مناقشه بالای مراکز عام المنفعه وآنعده تأسیسات که گروه های مختلف فکری ونژادی در آنجاها سروکار دارند، منطقی نیست. بگونهء مثال درهندوستان مراکز آموزشی وعلمی بزرگی بنام: دانشگاه اندرا گاندی، دانشگاه جواهرلعل نهرو وغیره وجود دارد که هیچکسی دران کشور برانها اعتراضی ندارند . زیرا این افراد بوسیلهء هندوها ومسلمانها بحیث شخصیتهای ملی قابل احترام وشخصیت ایشان برای همگان تثبیت شده است.
4 عملأ به تجربه ثابت شده که درافغانستان با تغیرخوردن نظامهای سیاسی نامها واصطلاحات سیاسی دورهء گذشته نیزبه زباله دان تاریخ سپرده شده است. قطعأ این قاعده درمورد استاد نیز درآینده صادق خواهد بود وباتغیرحکومت کرزی به یقین میتوان گفت که هردولت دیگر که درآینده روی کار شود، به اشتهای دل آقای کرزی عمل نمیکند واین نام ولقب را ازتارک این دانشگاه بکلی حذف میکند. حالا سؤال پیدا میشود که درانصورت تکلیف آنعده جوانان که درطول این مدت کوتاه که زیراین عنوان مورد منازعه فارغ میشوند ونام استاد فقید درسندشان رقم میخورد، درمقایسه با شرایط جدید ونام نو برای آن دانشگاه مدرک شان چه جایگاهی خواهد داشت. آیا دیگر آن اسناد ها ومدارک با آن نام سابقه یعنی نام استاد ربانی دراسناد شان رسمیت و اعتبار خواهد داشت یاخیر؟
5 راهبران جهادی که واضحأ ازامکانات مالی ومادی فوق العاده وافری درطول دوران جهاد وهجرت برخوردار بوده اند اگرمیخواهندکه نام ایشان بالای یک مرکز علمی گذاشته شود، میتوانند خود با آنهمه سرمایهء سرشارکه داشته ودارند، دانشگاهی را بنام خود بنا کنند که متأسفانه استاد فقید درطول دوران حیات شان بنابه دلایلی ومشغله های فرعی سیاسی دیگر ازین امرسترگ تقصیر ورزیده اند. حالا که اگراصرار برسر گذاشتن نام ایشان بالای یک دانشگاه است، بازماندگان و پسران ایشان باداشتن سرمایهء سرشار خدا آورده وباد آورده طبعأ که ازعهدهء اینکار بخوبی برمیایند ومیتوانند دانشگاهء را بنام پدرمرحوم شان اعمار نمایند.
این بود خلاصهء ایرادات اعتصابیون که فشردهء آن بیان شد واما برعلاوهء نکات یادشده گفته میشود که درعقب این مظاهرات دست های پشت پرده ومحرکین جناح های مختلف سیاسی مربوط استخبارات کشورهای بیرونی نیزدخیل اند که ازچنین فرصت بدست آمده درراهء بدنام سازی چهره های جهادی ودرزانداختن میان اقوام مختلف افغانستان ونیزتضییع اوقات تعلیمی دانشجویان زیر نام مظاهره تلاشهای مخفیانهء خودرا بخرچ میدهند. واما درین ارتباط بعنوان کلام آخر باید گفت که اعتراضات ومظاهرات دانشجویان به هر نیت وانگیزهء که باشد، چه سیاسی ویاهم غیرسیاسی به هرنحوی دولت بایددر راهء حل وجلوگیرا آن بکوشد تامبادا آتش این فتنهء بزرگ دامنگیر همه نهادهای دیگرتعلیمی شده ومؤسسات تعلیمی ما همهء اوقات گرانبهای شانرا درتعطیلات ایام مظاهره چیان بسرببرند. واین گفتهء بزرگان را هم نباید فراموش نماییم که گفته اند: به مجرد اینکه درب دانشگاهی مسدود میشود، درطرف مقابل درب زندانی گشوده خواهد شد.
نظرات
25 دیدگاهدانشگاهی در آتش نفاق
چند سال قبل در یکی از ولایات دورافتاده و فراموش شده وطنم، اعضای ریاست معارف و چند تن از ریشسفیدان منطقه جلسه ای را برای نامگذاری یک مکتب نوساخت دائر کرده بودند. تقریباّ تمام حاضرین مجلس موافق بودند، که این مکتب بنام یکی از قوماندان های مشهورجبهه ضد روسی که توسط نوکران خلقی/پرچمی شان شهید شده بود، نامگذاری شود.
اما فقط یک پیرمردِ که تمام وقت خاموش بود، نوبت صحبت را گرفت. صدای پُرازغم او را تا هنوز فراموش نمیکنم، که گفت: " پسرم بیست ساله بود و در جبههِ که همین قوماندان رهبری میکرد، برای استقلال وطن ما شهید شد". فقط همین را گفت و پس خاموش شد.
اعضای جلسه نام این مکتب را "استقلال" گذاشتند. فعلاّ درین مکتب دوهزار دختر درس میخواند.
اینکه کرزی یک مداری یا شعبده باز خیلی ماهر است، جای شک نیست، اما سوال درین است که دیگران چرا اینقدر کوَدَن اند، که فریب این نوکر امریکائی را میخورند ( گرچه من به این باور نیستم، که اینها فریب کرزی را میخورند). اما گیریم، که اینها واقعاّ کوَدَن تشریف دارند، نه اینکه برای کسب مقام و دالراندوزی با کرزی معامله میکنند، پس برماست که دست از دامان رهبران کوَدَن برداریم و خود را یکبار دیگر قربانی خواسته های شخصی (نه ملی ) اینها نکنیم. زیرا رهبران کوَدَن (یا دالراندوز) به درد مردم افغانستان نمیخورند.
دانشگاهی در آتش نفاق
ربانی که حالا یک عده ای گلوپاره میکنند ومذکوررابه نام استاد پروفیسور برهان الدین ربانی شهید صلح !!!متصف میسازند ,یک قاتل ,جنایت کار ودکانداردین بود که وطن راویران ,کابل زیبا را درکشمکش باقاتل دیگری (گلب الدین بی حکمت )به ویرانه به خاک وخون کشانید ,فرزندان بیشمار مردم افغانستان به خصوص ملیت تاجک رابه جنگ تهیج ,بسیج ونابودشان نمود ,فرزندان وخویشان خودش در,کشورهای امن وآبادخارجی ازجمله دوبی وکانادا وسایرکشورها غرق زندگی پراز عیش ونوش اند وپسر ارشدش حالا شده است مسند نشین پدر .
خوب طرفداران این پروفیسورجنگ ,یک سوال ساده وابتدایی ازشما :
آ ن هزاران فرزندان انسانهای عادی وخوش باورایکه (فرزندان شان زیرقومانده این خاین می جنگیدند)سالهاست که زیرخاک خاک شدند ,اماصلاح الدین ربانی, فرزند نام آور!!! شهید صلح که درزمان جنگ وجهاد درغرب هم تحصیل اش رانمود وهم عیش وعیاشی اش شد وحالا شده ریس !!! چه توجیه ای دارید وباکدام وجدان ؟
ربانی رایکجا باهمه جنگسالاران باید محاکمه نمود اگرچه که اووبساازجنگشعاران دین فروش دیگر به دیارعدم رفته باشند هم.
دانشگاهی در آتش نفاق
همه جوانان ایکه دربرابر نام گذاری این موسسه تحصیلی به نام سیاه این جانی خبیث ایستادگی نمودند قابل قدراند !
ربانی وسران مجاهدین باید به جرم نابودی وطن,قتل عام های بی شمار,تخریب ونابودی مکاتب وآموزش,راهگیری وباجگیری ودرکل به جرم علیه بشریت محاکمه وآویزان شوند ,به هرقوم وملیت ایکه تعلق داشته باشند .
دانشگاهی در آتش نفاق
نویسنده محترم قاری صاحب ساکت! مقاله ای زیبا شمارا تحت نام دانشگاه در آتش نفاق مطالعه کردم ، اولتر ازهمه میخواهم از شما تشکر کنم که تحلیل زیبایی را در این زمینه ارایه داشتید که واقعآ درد دل خواننده را بیان میکرد. باور من این است بهتر بود نام یکی از دانشگاه های ولایت بدخشان را به نام استاد فقید مسمی میکردیم زیرا در هر دوره از تحولات در افغانستان این نام همیشه حیات میداشت ، نمونه خوب چهارراهی شهیداستاد مزاری و میدان شهید مزاری واقع پل سوخته کابل است،که تفریبأ عموم ساکنین آنجا ازجمله دوستداران شهید مزاری است. اگر این میدان در یکی از میدان های شهر کابل مثلآ در خیرخانه و یا کارته نو.... اعمار میشد ، با اندک تحول آثاری از آن نبود، زیرا شهید مزاری برای مردم خودش یک فهرمان است و همچنان که دوستم برای مردمش و به همین شکل شهید مسعود برای قومش( این یک واقعیت جامعه مااست مرا ببخشید !!) واقعیت مطلب اینست که شهید مزاری در بین قومش به اشباع رسیده است و اگر تحولات دست خوش این کشور شودمردم که دران ساحه زنندگی میکنند، به کسی دیگر اجازه نخواهند داد تا این میدان وچهارراهی را به نام کسی د دیگری مسمی کنند. خلاصه مطلب ، من با نظر نویسنده موافق بوده و پیشنهاد می نمایم تا یکی از داشگاه های بدخشان رابه نام استاد مسمی کنند تا از یکطرف بقای نام حفظ میشدو ازطرف دیگرزادگاه استاد ارتباط مطلب را منطقی تر میساخت. پس نامگذاری جاده ها، مکاتب، دانشگاه ها بانام اشخاص سیاستمداردرجامعهء افغانستان باید درهمان ساحات صورت گیرد که دوستداران ایشان باندازه کافی موجود و خود مردم درنگهداری آنها کوشش نمایندنه درمناطق متنازع فیه.
تشکر
محبی
دانشگاهی در آتش نفاق
قاری صاحب عتیق الله ساکت! مطلب شما قابل تائيد من است و همچنان ایرادات ونکات که برای آیندهء محصلین ودانشجویان قابل مکث واندیشه است واقعأ مطالبی است که باید روی آن دولت غورنماید. براستی یک محصل با دیپلوم که نودفیصد صفحهء آنرا لقب دور ودراز استاد ربانی با آنهمه جزر ومدش پرنموده باشد، چه میتوانند بکنند. همچنان با آقای محبی موافقم که گذاشتن نامهای اشخاص سیاسی بالای مؤسسات، نهادها، سرکها وجاده ها باید درمناطق صورت گیردکه درهمانجاهاپیروان ودوستداران ایشان زیاد است وخود مردم درحفظ ونگهداشت اینچنین بنیادها سعی بخرچ میدهند همانند چهارراهی شهید استاد مزاری درپل سوختهء دست برچی که آنجا اکثرمردم ازجمله شایقین وپیروان استاد اند. بنا درمناطق جنجال برانگیزمثل کابل که اقوام مختلف باهم زتدگی میکنند، دولت باید خیلیها محتاطانه عمل کند. دراخیر ازفحش نویسی افراد سبک مغزکه اصلا بافرهنگ نقد ونظرادبی آشنایی ندارند، وبیجا صفحات رسانه های فرهنگی وتارنماهای وزین مثل کابل
رس را مملو مینمایند، هم متاسفم وازجناب گردانندهء این تارنما آقای میرهزار خواهشمندم که سخنان بیهوده وکوچه ای بعضی ازافراد مخل وبی سروپارا که زیرنام های مستعار چون "ناقد" مینویسند حذف کنند. با احترام آتیلا سدید
دانشگاهی در آتش نفاق
shma ha ba sare ham bekobeed ta aan dozde sewomm beyayad
dar een keshware ba name afghanistan man yak fard ra ham nameshenasam ke tarafe tayeed hamaye mellat bashad
ok
دانشگاهی در آتش نفاق
به همه همدیاران گرامی سلام و مانده نباشید گفته و نظر خویش را به ارتباط نوشته بالا چنین ابراز میدارم که ،نام گذاری موسسه ای اکادمیک ودانشگاه بنام شخصیت های سیاسی چندان در خور شرایط موجود نبوده ونیست.واما ،این تغییر نام ونام گذاری ها بنام های شخصیت های علمی وجهان شمول چون مولوی بلخی ،بیدل ،ناصر خسرو ،بیرونی ،سینای بلخی وده ها اشخاص که نتنها مردم ما به آن ها افتخار میکنند ،بلکه بشریت به آن ها مباهات داشته واحترام مینماند،کاملآ قابل قبول ودر خور درک وستایش است .
نام گذاری دانشگاه زبان وادبیات از سوی ارک تحت رهبری کرزی خان یک عمل ترفند وچالش اهریمنی بیش نیست.
و وطنداران با درک از ترفند ونیرنگ های شیطان مایه کرزی که در اصل وماهیت ایجاد تفرقه وشقاق در بین مردم بومی را بیان وببار میآورد ،کرنش نشان نداده و با درک از واقعیت های تاریخی صفوف خویش را فشرده ساخته وآماده مقاومت و مبارزه علیه باند های انحصارگر قبیلوی وجنایت پیشه گان طالبی باشند.
دانشگاهی در آتش نفاق
اگرواقعگرا باشیم مرحوم استاد ربانی بآن مرتبه ومقامی قطعأ وهرگز نبوده اندکه حالا مانام ایشان را بالای مؤسسات تعلمیم با شمولیت صدهادانشجوی منسوب به اقوام مختلف بگذاریم. شما یکبار سروتهء زندگی جناب مرحوم را مطالعه کنید، پس ازشهادت مسعود وی اصلأ بحدی کوچک وحقیر شدکه تا مرتبت ملالی جویا، وصبرینا ثاقب دختران تن فروش که درپارلمان جای گرفته بودند، همردیف شد. یعنی ازاوج عزت به حضیض ذلت سرنگون گردید. تازمانیکه مسعود زنده بود، ربانی هرچه داشت ازبرکت وی داشت.ولی بعدازوی اصلأ ربانی خود دچارسردرگمی شده وراه را گم کرده بود. ازهمینرو وی چنانچه نویسنده بیان داشته همچو کودک ومانند آلت بازی برای سیاستبازان ارگ ریاست جمهوری قرارگرفت. به گمان بنده وی ضرورت به رهبربزرگی مانند مسعود داشت که همواره برای وی راه را نشان میداد واورا برای ثبات فرا میخواند. چنانچه دیدیم درنبود مسعود بودکه دیگرربانی وهواخواهانش حکومت را دودسته وبدون هیچ مقاومتی برای کرزی تقدیم کردند. وبعدازان ربانی درفقدان برنامه بسرمیبرد تاجاییکه درردیف ملالی جویا مینشست وهرروز ناسزاگوییهای ویرا برضد مجاهدان، جهاد و رهبران جهادی میشنید وتوهین میشد. حتی گاهی ازترس اهانتهای وی وافراد مماثل وی ازحضور درپارلمان اجتناب میکردو غیابت های طولانی داشت. ازهمینرو دردور دوم که چندان ازپارلمان دل خوش نداشت، ازمبارزه پارلمانی خودرا کناره گرفت ولی بازهم هوای داخل شدن دریک موقف تشریفاتی را داشت تااینکه پیشنهاد کرزی را که همانا وظیفهء خنده آوری ریاست کمیسیون صلح را پذیرفت وسرخودرا بباد داد. حالا دیده میشود که صلاح الدین ربانی پسر وی هنوز هم ازبریدن کلهء گرک به اصطلاح پند نگرفته وبرسرهمان مرکب دیوانهء پدرش سوار است واز بانکیمون و سایرمقامات بلندپایه ملل متحد میخاهد که سران طالبان را ازفهرست سیاه حذف کنند.
دانشگاهی در آتش نفاق
سلام به آقای پرویز بهمن!!!!!
واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد!!!!!
ولی نصیحت من بشما این است که اگر واقعا دانشجوی دانشکدهء روزنامه نگاری تشریف دارید ازهمین حالا رفتن به پای خودرا تمرین کنید )))
لطف نمایند, نظر مناسب تا نرا قرار اظهارات دانشمند ان kabulpress را نیز بنویسید امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم!!!
شکرا له رحمانزی
با احترام
((اظهارات دانشمند ان kabulpres))
خرویز، بهمن خرمن!!!!!!!!
آیا خودت چیزی بنام وجدان داری؟ آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟ آیا خودت حیا داری؟ بدون شک که از صفات بالا برخوردار نیستی! زیرا خودت همه چیز را فدایی ببرک، مسعود و دها قاتل، جنایتکار و جنګ سالار نموده ای. ای کاشکی این همه را بخاطر خود از دست میدادی، شاید دردی نمی داشت، ولی وقتی انسان مانند خودت برای کسانیکه منفور هستند همه چیز را از دست میدهد فاجعه آور است. برخیز از خواب برادر! در مورد خود صحبت کن، از خود بګو و از خود قصه کن. بخاطر یک چند نفر مرده و شرمنده تاریخ خود را خراب خراب کردی
سلام به دوستا ن!!!!!!!
از اشخاصی مانند بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد.
((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام)))))!!!
پرویز بهمن !!!
!یا خودت چیزی بنام وجدان داری؟
آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟ آیا خودت حیا داری؟ بدون شک که از صفات بالا برخوردار نیستی!!!!
بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است نه قربانی!!!!
جالب است این همه اطلاعات و تصاویر خصوصی از گردهم آیی اوغان های سلیمان کوهی(به گفته فاشیست های فارسی پرست) را پرویز بهمن چگونه بدست می آورد؟ شاید کدام بوی فیریند کندهاری داشته باشد! و یا نکند زن پرویز بهمن در برمنگهام مشغول کار خیر با کرد و سیاه پوست است و بهمن مانند سگ ولگرد در سویدن چکر میزند!!!!
اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد به نظر من انسانهای مانند سیستانی و بهمن دو روی یک سِکه اند
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و پرستش ببرک کارمل و احمد شاه مسعود !!!!!!
اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد درررررررررررررر!!!!!!
سلام بهمن!!!!
اینجانب با اغا نادر صد در صد مافق هستم. اگر به خدا گرفتن سیستانی باید انتحار کند . بهمن جان باید خود را قبل از سیستانی انتحارکند. قبلأ خدا بهمن کارمل وطنفرش بود و حالا مسعود جنایتکار است. اگر انتحار میکنید وشکو که مردم بی کناه را شهید نکنی. انتحارت را در بین فهیم بینی کته، احمد ضیا خلمی، عبدالله بی ریش، قانونی معفول، عطا بی دین بکنید که از این خر ها هم بی غم شویم .
فکرکنم خودت بدتر,منفورترومریض ترازهرکسی دیگری تشریف دارید پس عجله کنید درانتحارتان تابووگند کمترشود!
رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
آقای پرویز بهمن!!!!!!!
فکر ميکنم شما رابطه نزديک با مرحوم مسعود داريد ٠ از مرجع موثق با خبر شدیم که مسعود در وقت وزارت دفاع به کاتب ضرورت داشت و شما(آقای پرویز بهمن) در وقت رسمي کاتب ودر اوقات غير رسمي روابط جنسي با ايشان برقرار ميکرديد٠
امروز همه مردم اوغان را هم ميشناسد و پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست مثل شما راهم ٠با نشر چنين مطالب که باعث تفرقه ميليت ها ميشود هيچ حاصل نخواهيد کرد چون شما مفعول بيش چيزی نيستيد٠
نوکران و دستنشانده های استعمار تا چه اندازه درعوام فریبی باهم شباهت دارند.
یگی لُنگی به سر میزند و دیگری چپن به تن میکند.
پرویز جان بیشتر بنویس، از لجنزار خون و تعفن!!!
بیشتر بنویس، از جنایات خدایانت، تا مردم چهره های واقعی این شیاطینِ را که تو میپرستی، خوبتر بشناسد.
بیشتر بنویس، از خیانت و جنایتِ که خدایانت به حق جوانان ساده و فریب خورده این میهن روا داشتند.
بیشتر بنویس، از تزویر، مَکر و هیله رهبرانت (ببخش، خدایانت).
این بهترین خدمتِ ست،که ناخود آگاه (یا عمداّ ؟؟) انجام میدهی، به همه کسانیکه قربانی قدرت طلبی خدایان تو شده اند.
به امید افشاگری بیشترِ از لنجزار خون و خیانت.
سر خودرا زير ريك بت كردى ولى عقبت در ميدان است.
ازاخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد به نظر من انسانهای مانند سیستانی و بهمن دو روی یک سِکه اند
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و پرستش ببرک کارمل و احمد شاه مسعود !!!
اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد درررررررررررررر!!!!!
آقای پرویز بهمن!!!!!
فکر ميکنم شما رابطه نزديک با مرحوم مسعود داريد ٠ از مرجع موثق با خبر شدیم که مسعود در وقت وزارت دفاع به کاتب ضرورت داشت و شما(آقای پرویز بهمن) در وقت رسمي کاتب ودر اوقات غير رسمي روابط جنسي با ايشان برقرار ميکرديد٠
امروز همه مردم اوغان را هم ميشناسد و پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست مثل شما راهم ٠با نشر چنين مطالب که باعث تفرقه ميليت ها ميشود هيچ حاصل نخواهيد کرد چون شما مفعول بيش چيزی نيستيد٠
نوکران و دستنشانده های استعمار تا چه اندازه درعوام فریبی باهم شباهت دارند.
یگی لُنگی به سر میزند و دیگری چپن به تن میکند.
پرویز جان بیشتر بنویس، از لجنزار خون و تعفن!
بیشتر بنویس، از جنایات خدایانت، تا مردم چهره های واقعی این شیاطینِ را که تو میپرستی، خوبتر بشناسد.
بیشتر بنویس، از خیانت و جنایتِ که خدایانت به حق جوانان ساده و فریب خورده این میهن روا داشتند.
بیشتر بنویس، از تزویر، مَکر و هیله رهبرانت (ببخش، خدایانت).
این بهترین خدمتِ ست،که ناخود آگاه (یا عمداّ ؟؟) انجام میدهی، به همه کسانیکه قربانی قدرت طلبی خدایان تو شده اند.
به امید افشاگری بیشترِ از لنجزار خون و خیانت.
سر خودرا زير ريك بت كردى ولى عقبت در ميدان است.
از شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد که
کابل پرس? را این اولادای سقو تریبون مورده گوی شورای نصوار جور کده و این بهمنک مفعول بچه هر چه دزد و قاتل آدم کش است را قهرمان میتراشد. از نظر این مفعولک هر که پنچرمین است قهرمان است.
کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست
پرویز بهمن بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, نادر نوین پنچرمين ، تلخان خور دیروز و نو یسنده فاشیست قبیله گرای امروز!!!!!!!!
رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
پرویز بهمن مردیکه از گذشت روزگار و تجاوز جنسی هیچ نیاموخته است !!!!
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!!!!!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی !!!!!!!!
درجوابت که مراگردپا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پا گرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)
اما خودت با این پیامت یکبار دیگر ثابت ساختی که انسان معقول نیستی، بلکه تبعیض قومی و نژادی چشمانت را کور کرده است و دنیا را در تونل تاریک قومپرستی فقط سیاه و سفید میبینی. به امید روزیکه رنگ های زیبای دیگر را نیز دیده بتوانی شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد که ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام)))
کابل پرس را این اولادای سقو تریبون مورده گوی شورای نصوار جور کده و این بهمنک مفعول بچه هر چه دزد و قاتل آدم کش است را قهرمان میتراشد. از نظر این مفعولک هر که پنچرمین است قهرمان است.
کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست
پرویز بهمن بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, نادر نوین پنچرمين ، تلخان خور دیروز و نو یسنده فاشیست قبیله گرای امروز!!!!!!!!
رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
پرویز بهمن مردیکه از گذشت روزگار و تجاوز جنسی هیچ نیاموخته است !!!!
ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
مفعول را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی !!!!!!!!
درجوابت که مراگرد پا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پا گرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)
اما خودت با این پیامت یکبار دیگر ثابت ساختی که انسان معقول نیستی، بلکه تبعیض قومی و نژادی چشمانت را کور کرده است و دنیا را در تونل تاریک قومپرستی فقط سیاه و سفید میبینی. به امید روزیکه رنگ های زیبای دیگر را نیز دیده بتوانی!!!)))
دانشمند ان kabulpres
دانشگاهی در آتش نفاق
برهان الدین ربانی یک تاجیک بود شما خوب می فهمید که یک تاجیک هیجوقت صادقانه برای وطن ما افغانها کار نخواهد کرد بحران الدین هم حالا خطر جنگ سالاری اش کم شد اما بعد از مردنش بازهم مردم از دست نامش راحت نیستند. پوهنتون باید به نام کدام شخصیت افغان باشد نه یک تاجیک بنام بحران الدین ربانی
دانشگاهی در آتش نفاق
عبدالقدوس افغان خواه ، کورمتعصب جاهل اینقدرهم انسان متعصب میباشد ؟؟؟ اول اینکه خراسان ملک تورک ، تاجیک
و هزاره بوده نه افغان ، افغان درین ملک خراسان که نام آن را تقلبی افغانستان گداشته اند اشغالگراست ، نه متوطن اصل