حضرت صبغت الله مجددی؛ دریک گفتگوی خیلی مختصر به گزارشگر بی بی سی گفت که خانم وی هیچ علاقه ایی به ظاهرشدن جلو دوربین های تلویزیون ندارد؛ خانم او نه تنها که فرایض را ترک نکرده است؛ بلکه حتی نمیخواهد موارد استحبابی یعنی مواردیکه در اسلام جنبهء الزامی ندارد آنها را ترک نماید. ولی پرسش این است که حضرت صبغت الله مجددی تاچه اندازه به این قول خویش صادق است؟ ایشان این خانم عابدهء شان را؛ درسالهای اقامت سی سالهء شان درکشوری چون دنمارک چگونه توانسته بودند از دید مردان نامحرم آنهم نا مسلمانها دور نگهدارند؟ بگذریم ازاینکه هنگام سفر به امریکا حالا درفرودگاه های بعضی کشورها کمره های با شعاع لایزر نصب گردیده که حتی داخل بدنهای مسافران را نیز به روی اسکرین مانیتورها نشان میدهد. آیا حضرت صاحب صبغت الله مجددی ویاخانم محترمهء شان درچنین اوضاع واحوالی میتوانند که ازخطوط قرمزیکه خود ویا خانم شان برای شان بنام اسلام ترسیم کرده اند عبورننمایند. آیا درکشوری چون دنمارک؛ چهرهء مبارک عجوزهء شان را هیچ مامور کنترول گذرنامه درفرودگاه های بین المللی که عمدتا مسلمان هم نیستند ندیده اند ویا اینکه درهر پوست بازرسی برای خانم حضرت صبغت الله مجددی پولیس های زنانه تعین میگردید؟ همین اکنون که حضرت صاحب با خانم محترمهء شان به کشورهای اروپایی خصوصا دنمارک سفر میکنند چگونه میتوانند عجوزهء شان آن حجاب اسلامی پیامبرگونه را که به آن تظاهر می نمایند مراعات نمایند؟ آیا واقعا حضرت صاحب صبغت الله مجددی راست گفته اند؟
واقعیت مسأله این است که اظهارات حضرت صبغت الله مجددی جز لاف وگزاف وخودنمایی بیش نیست. صبغت الله مجددی ازجمله نخستین رهبران اسلام گرای سنتی افغانستان است که درزمان حاکمیت سردار محمد داوود به کشور شاهی دنمارک پناهنده گی اختیار کرده است. صبغت الله مجددی ازآن زمان تا وقوع کودتای هفتم ثور درکشور دنمارک درشهرکوپنهاگن درشرایطی زنده گی کرده که تعداد مسلمانان درآن وقت خیلی ها اندک بود. کسانیکه در آن زمانها کشور دنمارک را دیده اند خاطرات شان را ازناحیهء قلت گوشتهای حلال وغیره بیاد می آورند. نبود مراکز اسلامی و مشکلات برگزاری مراسم جنازه مطابق آموزه های اسلام نیز درآن سالها درکشورهای اسکاندناوی خصوصا دنمارک ازمشکلاتی بود که درآن سالها مسلمانان به آن مواجه بودند. اما حضرت صبغت الله مجددی با اهل وعیالش توانسته بود که برای خودش وبعضی ازمریدانش یک مرکز اسلامی کوچک را به کمک مالی معمرالقذافی رهبر پان عربیست لیبیا تاسیس کند.اما اینکه وی دیگر مشکلات دینی اش چون خوردن ونوشیدن وسفر وغیره را دراجتماع غیر اسلامی دنمارک چگونه حل می نمود اطلاع دقیق در دست نیست.
آنچه که حضرت صبغت الله مجددی درآن مصاحبه اظهار نمود؛هم ازنظر اسلام وهم ازنظر جامعه شناسی قابل تأمل است.؛ در اسلام تنها درقرآن به زنهای پیامبر امرشده که درخانه های شان قرار بگیرند وزیبایی وزینت شان را به شکل که آنرا قرآن( تبرج جاهلیت اولی) خوانده است به مردم آشکار نسازند. آیه های 31 تا 32 سورهء احزاب درقرآن کریم بصورت واضح وروشن دال براین است که تمام این خطاب ها خاص به زنهای پیامبر است. ولی آنانیکه دراجتماع خواهان کسب مقام ورهبری ازپایگاه اسلام می باشند کوشش دارند که خود را متقی تر ازدیگران جلوه داده ومستوای تقوای خانواده گی شان را به سطح پیامبر اسلام ارتقا دهند. چنین عملی از دیدگاه اسلام جز رئا کاری وتظاهر وعوام فریبی چیز دیگری نمیتواند تلقی گردد. البته درجوامع عقب افتاده ای چون افغانستان که بازار مکاره گی وفریب وبی قانونی وتبعیض های رنگارنگ همیشه پر رونق بوده است موجودیت اشخاصی مانند حضرت صبغت الله مجددی که خانم اش را درخانه به بهانهء تقوا وپرهیزگاری پیامبرانه زندانی نموده است زیاد است ولی کسانیکه درکشورهای اروپایی وامریکا واسترالیا زنده گی کرده اند چنین زنده گی قرون وسطایی را هرگز به خانمهای شان تجویز کرده نمیتوانند. زیرا نه قوانین جاری آن کشورها چنین اجازه ایی را به این اشخاص میدهد که زنهای شان را بکلی از دید مردهای نامحرم نگاه دارند ونه هم خود زنها میتوانند با آگاهی که ازحق وحقوق خویش دراجتماع غرب پیدا میکنند تسلیم خواستهای مردسالارانهء شوهران شان گردند.
اظهارات شاه دخت هندیه
اما اظهارات شاه دخت هندیه دختر شاه امان الله بارکزایی اولین شاه تجدد گرای پشتون تبار نیز قابل تأمل است که دربخش انگلیسی سایت بی بی سی گفته است: برای حل مشکلات زنان افغانستان مردان افغانستان باید باسواد شوند وسطح آموزش مردان باید بلند برود.
خانم هندیه، هرنوع بهبود درسطح زنده گی زنان افغانستان را مرهون باسواد شدن مردان افغانستان میداند؛ باوجودیکه چنین دیدگاهی ازنیات نیک و دلسوزانهء خانم هندیه نشأت کرده است ولی با واقعیتهای جاری جامعه همخوانی ندارد. زیرا خشونت علیه زنان امروز تنها درخانواده های بیسواد افغانستان وجود ندارد بلکه حتی درپیشرفته ترین کشورهای جهان نیزناملایمات روزگار وخشونت علیه زن را میتوان شاهد بود. در افغانستان بارها دیده شده که مردان باسواد وزنان باسواد بیشتر درمعرض خشونتهای خانواده گی قرارگرفته وبسا وصلت ها وپیوندها منجر به جدایی وطلاقهای افتضاح آمیز گردیده است. به نظر ما مشکل زنان افغانستان بازهم به ساختار نا جور دموگرافیک افغانستان برمیگردد. افغانستان کشوریست مربوط اقلیتها. هراقلیت قومی ازخود فرهنگ وزبان وموسیقی وهنر جداگانه دارد؛ درمیان همهء این اقلیتهای قومی وفرهنگی تنها یک اقلیت قومی یعنی ( افغانان) ازجا برخاسته و بازور وجبر وبا درانحصار درآوردن کامل قدرت وحاکمیت نام همهء کشور را نیز بنام خودش رقم زده است. این اقلیت قومی؛ که بیشتر با اخلاق وهنجارهای قبیلوی ماقبل التاریخ خو گرفته در طول حاکمیت دوصدسالهء اش بالای ملیتها وتبارهای دیگر؛ یک سلسله عادات وتقالید خوب دیگران را ازخود کرده ودرعوض یک سلسله جهالت ها وهنجارهای قبیلوی را بدیگران تحفه داده است. مثلا ملیتهای غیر افغان افغانستان آنچه که ازقبایل افغانی آموخته اند؛ <غیرت افغانی؟> است که هرنوع زن ستیزی وقتل های ناموسی را زیر این نام می پوشانند. ولی آنچه قبایل افغان از دیگران درنظام وحاکمیت آموخته اند مدرنیزم و تجدد گرایی وخواندن ونوشتن وشعرسرایی وداستان سرایی وموسیقی بوده است. محمود طرزی؛ درترکیهء عثمانی تحصیل کرد ودرآنجا چشمانش به مظاهر تمدن آشنا گردید ولی زمانیکه خواست؛ تخم افکارتجددگرایانه اش را در زمین شوره زار کشورش بپاشاند با مقاومت هم تباران خودی مواجه گردید. بدون شک اگرکشوری بنام افغانستان وجود نمیداشت وقبایلی چون ( افغانان) به شکل میراثی ومسلسل آن زمام امور را در این کشور چندفرهنگی وچند قومی در اختیار نمیداشتند؛ این کشور بیشتر ازهرکشور دیگر استعداد وزمینه های رشد و پیشرفت را درخویش داشت. بناء با جرأت میتوان گفت که مسألهء زن با مشکلات قومی وفرهنگی ومردمی درافغانستان گره خورده است. اکثریت قریب به اتفاق پشتونها نگاه شان نسبت به زن نگاه قبیله سالارانه است؛ این نگاه قرون وسطایی؛ حتی ملیتهای هزاره وتاجیک وتورک تباررا نیز امروز متاثر ساخته است؛ بسا تورک تباران وتاجیکان وهزاره ها ی افغانستانی امروز گرفتار یک سلسله اوهام وخرافات زن ستیزانه وتفوق طلبانه بالای زنها می باشند که ریشه درهمان رسم ورواج های ناپسند < افغانی> دارد؛ درحالیکه درکشوری چون پاکستان نخستین خلبان زن < سایره بانو> ازتبار همین هزاره ها می باشد؛ درکشورهای چون ازبکستان وتاجکستان زنها امروز پا به پای مردان درعرصه های هنری و ادبی واجتماعی وسیاسی رقابت می نمایند اما در افغانستان همین مردان تاجیک اند که با تاثیر پذیرفتن از هموطنان افغان تبار شان نگاه شان نسبت به زن نگاه تحقیر آمیز است وبنام غیرت وتاموس داری افغانی خانمها ودختران شان را مورد ضرب وشتم قرار میدهند. چنین پندارها وچنین اخلاق وهنجارها هرگز با آموزه های دینی یک مسلمان مدرن سازگاری ندارد.
گردهمآیی های حزب همبستگی درکابل بمناسبت روزجهانی زن.
بخش پشتوی بی بی سی نیز یک تعداد عکس ها را ازگردهمایی های اعتراض آمیز یک سازمان بنام حزب همبستگی درکابل منتشر ساخت که باشعارهای پشتو وانگلیسی وفارسی علیه امریکا وپاکستان وایران مزین گردیده بود. اینکه حزب <همبستگی> ازچه وقت به اینطرف درصحنهء سیاسی افغانستان حضور پیدا کرده معلومات دقیق ندارم ولی ازشعارهای ظاهری آن طوری معلوم میشود که تعدادی ازخانم ها وآقایون سازمان < راوا> باید درپشت این صحنه سازی ها قرار داشته باشند و چنین تشکیلی را در زیرسایهء اداره ایکه خود آنرا نامشروع و دموکراسی تحمیل شده ازجانب امریکا میدانند بوجود آورند. شاید درجهان کمتر سازمان سیاسی را نظیر سازمان < همبستگی> پیدا کرد که ازیکطرف به نامشروع بودن نظام باورمند باشد وازطرف دیگر اعضای آن برای گرفتن مجوز وثبت و راجستر نمودن سازمان شان در دفاتر وزارت عدلیهء همان نظام سرگردان باشند. پرسش این است که چرا چنین تناقض در رفتار وگفتار این چنین سازمانی وجود دارد؟
شاید آسان ترین جوابی که بتوان به آن داد که قبیله سالاران پشتون در افغانستان میخواهند که با استفاده از رنج ومرارت زنها یکبار دیگر رهبری موج نارضایتی ها وخشم مردم را بدست گیرند ویکبار دیگر خشم ونارضایتی مردم را به سود اهداف قومی وتباری خویش کانالیزه نمایند. زیرا تاجایکه ازمقالات ومضامین نویسنده گان مربوط ملیتهای غیر افغان درسایتهای اینترنتی دیده میشود ملیتهای غیر افغان درشرایط حاضر جز به تقسیم قدرت ومنابع ثروت درمیان همهء گروه های قومی این کشور به شکل عادلانهء آن به هیچ چیز دیگری قناعت ندارند که چنین خواستی حتی در جلسهء ( مادرید) دراسپانیا بصورت واضح وروشن خودنمایی کرد. به نظر ما سردادن شعارهای ضد امریکایی وضد پاکستانی وضد ایرانی ازطرف سازمانهای مجهول الهویه ایی چون همستگی جز دام های شیطانی و ترفندهای کهنهء استعماری انگلیس مأبانه بخاطر انحراف اذهان از اصل مشکلات قومی وایتنکی افغانستان چیز دیگری بوده نمیتواند. طوریکه دربالا عرض شد مشکلات زنان افغانستان جدا ازمشکلات ساختاری دموگرافیک وقومی افغانستان بوده نمیتواند. بارها دیده شده که بیشترین زنهای باسواد پشتون باوجود شناخت کافی ازماهیت فاشیستی و زن ستیزانهء گروه < طالبان> بازهم آنها را بخاطر اشتراکات قبیلوی وقومی هزار مرتبه نسبت به حکومتهای دموکراتیک و متمدنی که درآن تبارها وتیره های غیر افغانی درقدرت باشند ترجیح میدهند که یک نمونهء آن خانم عالیه راوی اکبر بود که بعداز نقد آخرین چرندنامه اش که توسط این قلم درکابل پرس صورت گرفت دیگر دست به قلم وکاغذ نبرده است. بهمین ترتیب درزمان حاکمیت وحشت ودهشت طالبانی بارها دیده شده که یک نماینده یا سخنگوی طالبان طی مصاحبه های رادیویی با خبرنگاران وروزنامه نگاران؛ ترجیح داده تا با یک زن پشتون تبار به زبان پشتو مصاحبه نماید تا با یک مرد غیر پشتون. حالا همین شعارهای که طالبان وگلبدینی ها وقومگرایان پشتون از آدرس های دیگر سر داده بودند همان شعارها را با رنگ وشمایل دیگر حزبی بنام < همبستگی> زمزمه میکندد تا ازین طریق در افکار واندیشه های مردم تاثیر بگذارد
بناء ازنظر ما یگانه راه حل مشکلات کنونی افغانستان درقدم نخست این است که نام ( افغانستان) که نام قومی است تغیر کند؛ زیرا این نام در زبان انگلیسی با یک نوع سگ نیز گره خورده است. این نام توهین آشکار به ملیتهای غیر افغانی بشمار میرود.درقدم دوم ساختار نظام ازشکل متمرکز وقهقرایی کنونی آن به ساختار غیر متمرکز چه به شکل فدرالی ویا جمهوریتهای خودمختار باید در رأس اولویتهای کاری مقامات سازمان ملل متحد قرارگیرد. تا وقتیکه نام افغانستان یعنی نام "سگ" بالای باشنده گان شریف این میهن به شمول ملت شریف پشتون گره خورده باشد هیچکسی در این کشور زنده گی آبرو مند نخواهند داشت. بیائید که این نام را به زباله دان تاریخ بسپاریم وبیشتر ازین خود ونسل های آیندهء خویش را درانظار جهانیان تحقیر ننمائیم.
نظرات
20 دیدگاهاستفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
دیروز سخنرانی حامد کرزای را در گرامیداشت روز جهانی زن نگاه می کردم.نخست این که سخن تازه ای از حقوق زنان نشنیدم و همچنین ایشان می کوشید تا جایی که می تواند واژگان فارسی به کار نبرد حتی به جای کشورهای خلیج فارس می گفت ممالک خلیج؟کسی از خبرنگاران و زنان نپرسید که از کدام خلیج سخن می گویید؟
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
اقای بهمن, نوسنده محترم , سازمان های جیدید که همه روز در کابل قد علم می کند و نمی دانم که بودجه انها را کی و از کجا پرداخته می شود .و حز ب جدید که بنام حزب همبستگی یاد نموده اید به نظر شما موافق هستم که سازمان راوا ,پشت این جنبش قرار دارد و ان سازمان قدرت مند است و پول های کلان و بودجه خوب هم دارد و چک های سفید هم زیاد دارد , اما صرف شعار دیگر کاری ندارد بخاطر پول های که مصرف می کند باید در دید قرار داشته باشند ونه ؟؟ .
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
بهمن: " بیائید که این نام را به زباله دان تاریخ بسپاریم "، طوریکه رهبر محبوبم ببرک جان و حزبش به زباله دان تاریخ سپرده شد.
اگر زن بهمن با دیگران برود، حتماّ پشتون ها مقصر اند.
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
سايت کابل پرس? بسيار سايت زيبا با مطالب دلچسپ بود ولي بعد از سال 2010 به شخصيت ها اقوام مذاهب و عقايد ديگران تحت شعار بيان ازادي توهين ميشود .
اقاي بهمن لباسي کلتوري و فرهنگي افغانها همين است که مي بينيد و اين لباس که وقار هر افغان هست مربوط تمام اقوام کشور ميشود. چون بزکشي که بازي ملي ما هست اين لباس نيز لباس ملي وعنعوي ما هست.
حال شما لطف نموده و از لباس کلتوري و فرهنگي شخص شما عکس ايرا نشر کنيد تا همه بدانند که کۀ فرهنگي تر و با کلتور است.
فرهنگ تاجکان اين نيست که ديگران را تحقير و توهين کند بلکه فرهنگ تاجک اين است تا علميت ، شخصيت و داناي خويش را از راه ادب و عرفان به هموطنان و جهان برسانند.
تشکر
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
دوست عزیز آرین!
به پاسخ جناب عالی باید به عرض برسد که این لباس قبیلوی ما قبل تاریخ افاغنه برغیر افغانها نیز تحمیل گردیده است . سلطهء افغانها برکشوری که فعلا نامش را افغانستان می نامند تاثیرات فرهنگی حتی درپوشاک وهنر طرز لباس پوشیدن وعقلانیت مردم نیز نموده است. آنچه که شما غیرت وشهامت افغانی نام برده اید در دنیای معاصر آنرا زن ستیزی وجهالت مینامند. سلطهءدوصد سالهء افغانها برغیر افغانها رشد فرهنگ غیر افغانها را به رکود مواجه ساخته است.
با احترام
پرویز بهمن
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
بدبختانه درافغانستان همه ای آنانکه از موجودیت تعصب ، انحصارطلبی ، عظمت وبرتری طلبی و....... مینالد به نحوی خود به آن آفت ها مصاب اند . بگونه مثال همین آقای بهمن که حتی پوشیدن یکدست لباس دربدن یک دختر را نماد تبارگرایی وانحصار طلبی میداند وکوچکترین حرکت مثبت وانسانی را ازجانب پشتون ها برنمی تابد ! خود بطرز وحشتناکی درگرداب قوم وقبیله بازی غرق است . به راستی تعصب نگاه وملاحظات انسانی درقبال مسایل ورویدادها را از آدم میگیرد ونقد را بربستر بغض وتشنج فکری میخواباند ، ورنه آقای بهمن ما که با این شدت کاسه وکوزه را برسر قوم پشتون میشکند و تجلیل از روز بین المللی زن را تلاش در راستای انحصار قدرت سیاسی می پندارد !! چگونه است که بصورت خیلی مختصر وگذرا هم که شده از حرم سرا وبرده گان جنسی محقق سخن بمیان نمیآورد ؟ درحالیکه با عجوزه ویا سیاه سر سوم این ستم گر عدالت مدار مصاحبه ای نیز ازطریق بی بی سی صورت گرفته بود . برای یک لحظه با آقای بهمن همصدا میشوم و هرآنچه پشتون ومربوط به این قوم است را سیاه ویرانگر وغیر مفید می پنداریم ! ولی پرسش من ازایشان اینست که با داشتن قوم وتبار ویا ارکان رهبری چون احمد شاه مسعود که ازشدت تعصب حتی ظاهر شدن خانم اش نزد برادران اش را برنمی تابید ! میشود به یک افغانستان متجدد ، با سیستم وقاعده انسان محور دست یافت ؟
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
دوست عزیز عارف جان!
اعتراض شما را درخلال همین مقاله جواب داده ام ولی شما متاسفانه خودتان را بی خبر انداخته وعمدا به کوچه حسن چپ پرسه میزنید ورنه اگر با اعصاب آرام به این جملات دقیق می شدید حاجت به اینقدر دشنام نویسی نداشتید لطفا بخوانید:
(به نظر ما مشکل زنان افغانستان بازهم به ساختار نا جور دموگرافیک افغانستان برمیگردد. افغانستان کشوریست مربوط اقلیتها. هراقلیت قومی ازخود فرهنگ وزبان وموسیقی وهنر جداگانه دارد؛ درمیان همهء این اقلیتهای قومی وفرهنگی تنها یک اقلیت قومی یعنی ( افغانان) ازجا برخاسته و بازور وجبر وبا درانحصار درآوردن کامل قدرت وحاکمیت نام همهء کشور را نیز بنام خودش رقم زده است. این اقلیت قومی؛ که بیشتر با اخلاق وهنجارهای قبیلوی ماقبل التاریخ خو گرفته در طول حاکمیت دوصدسالهء اش بالای ملیتها وتبارهای دیگر؛ یک سلسله عادات وتقالید خوب دیگران را ازخود کرده ودرعوض یک سلسله جهالت ها وهنجارهای قبیلوی را بدیگران تحفه داده است. مثلا ملیتهای غیر افغان افغانستان آنچه که ازقبایل افغانی آموخته اند؛ <غیرت افغانی؟> است که هرنوع زن ستیزی وقتل های ناموسی را زیر این نام می پوشانند. ولی آنچه قبایل افغان از دیگران درنظام وحاکمیت آموخته اند مدرنیزم و تجدد گرایی وخواندن ونوشتن وشعرسرایی وداستان سرایی وموسیقی بوده است.)بناء موارد اعتراضی تان بالای هریک محمد محقق وزنده یاد احمدشاه مسعود قهرمان نیز شامل این قاعده می
گردد.
با احترام
پرویز بهمن
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
RAWA marg bar tu wa hamianat
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
اقاي عارف لطفا با شخص که طرز کلامش بيش از يک ....... نيست نبايد بحث نمود .
شخصي شما(پرویز "بهمن") مادۀ چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان مي گويد. (حاکميت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقيم يا توسط نمايندگان خود آن را اعمال میکند .ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادى که تابعيت افغانستان را دارا باشند. ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون ، تاجيک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، بلوچ ، پشه يی، نورستانی ، ايماق ، عرب، قرغيز، قزلباش ، گوجر، براهوى و ساير اقوام میباشد. بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق میشود. هيچ فردى از افراد ملت از تابعيت افغانستان محروم نمیگردد. امور مربوط به تابعيت و پناهندگی توسط قانون تنظيم میگردد)
شما صحبت از کدام ملیتهای غیر افغان ميزنيد؟؟ به نظرم ديوانه شده ايد.
انچه را که جناب عالي از غيرت افغاني به تعبيرنادرست گرفته ايد (هرنوع زن ستیزی وقتل های ناموسی)ومختص به يک قبيله يا قوم نموده ايد نظر تعصب اميز شخصي شما است.
در حقيقت غيرت افغانی را می توان در قالب شهامت، دليری، بيگانه ستيزی و جنگ طلبی عليه مهاجمان تعريف کرد.
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
دوست عزیز جواد!
چه بخواهی بامن وارد بحث شوی ویانه ولی من اعتراضات توخالی شما را بی پاسخ نمیگذارم خاصا ازچیزی بنام قانون اساسی یاد آوری کرده اید وازآن دستاویزی برای تحمیق خواننده گان استفاده برده اید
همین قانون اساسی که ازآن نقل قول کرده ایی مورد قبول بخش بزرگی ازپشتونهای جنوب نیست. منطورم طالبان وگلبدین اند که بهترازشما سمبول های شهامت ومردانگی وافغانیت خودشان را میدانند. عجب انسان بی حیایی هستی از اقوامی بنام افغان نام برده ایی که پدر امان الله یعنی امیر حبیب الله افغان ازآنها هرشب یک دختر جوان را بنام « کنیز» غیر افغان که گویا ازصحنهء حرب به غنیمت گرفته شده وطی مینمود. ازنورستانی که قبلا کافرستان نام داشت حالا جناب عالی افغان درست کرده ایی ازهزاره ایکه سالها برده وکنیز بوده است.
عزیزم! این قوانین جابرانه که به زور وجبر قدرت های استعماری؛ میخواهید مردم را «افغان» بنامید ولی درصحنهء عمل حتی معین بودن یکی ازآنها را دریک وزارت قابل تحمل نمیدانید زبان شان را قابل تحمل نمیدانید دیگر این نوع « افغان» بودن بدرد کدام حصهء بدن تان میخورد؟ میخواهید مردم تا ابد کورکورانه ازقوانین قبیلوی شما پیروی کنند وخودشان را « افغان» بنامند؟
درحالیکه افغان وافغانیت درزبان انگیسی همانا «سگ شکاری» است که حالا یکتعداد افاغنه با افتخار زنجیر وقلادهء آنرا به گردن آویخته اند و با افتخار مانند آقای قیس کبیر سردبیر پورتال افغان جرمن در دفاع ازین نام توهین آمیز دایرة المعارف های حیوان شناسی را تاكنون ورق ورق كرده تا توجیهی برای این رسوایی تاریخی بیابد ولی موفق نگردیده است. اگر جنابعالی خیلی علاقه مند استید که « افغان» باقی بمانید اختیار دارید ولی دیگران که هیچ علاقه ایی به این نام تحقیر آمیز ندارند آنها را وا دار نسازید که خودشان را سگ بنامند. بار دیگر این افتخارات افغانی را ازاحمدشاه ابدالی تا حبیب الله بارکزای زنباره وتا سردار داوود دیوانه برایتان تبریک میگویم.
با احترام
پرویز بهمن
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
زنده باد بهمن عزیز کوشش بکو تا این پشاتین اولاد شیاطین را احلی بسازی.
درود به روح پاک مقدس ببرک کارمل عزیز .
موفق با شی بهمن عزیز.
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
اقاي بهمن !
مرا با فرومايه گان چون شما بحثي نيست به خاطر که افغان حقيقي هيچ وقت خر ثاني شده نميتواند. ولي چند جملۀ را ميخواهم به عرض برسانم.
با وجود دانش سرشار ادبی٬ به همبستگی افغانان باور و احترام ندارید. آن کشوری که مردم آنرا شما به داشتن دو هویت نا متجانس (افغان و افغانستانی) تشویق میکنید. استفادۀ این ترکیب توسط یک بی سواد افغان اشتباه است٬ و دوم یک جرم بزرگ فرهنگی است.هر افغان هم میداند که این هیولای که شما آنرا قبول کرده و میپرورانید از چشمۀ احساسات منفی قومی آب میخورد. و چیزی که امروز مردم رنجدیدۀ افغان ضرورت دارد این هیولا نه بلکه ارزش های والای انسانی و باور قوی ملی است که ما را در مقابل اختلافات و نابسامانی های غیر قابل انکار جامعۀ افغانی با شیوۀ پسندیده و هوشیارانه کمک و راهنمایی کند.
حقیقت همان است که معاش خوران ایران که به هر شکل و شمائلی از بالا رتبه گان قهرمان، مارشال، عالم دین، عضو کابینه، وکیل در ولسی جرگه و مشرانو جرگه، اعضای مطبوعات افغانی تا جیره گیران خاک آلود، متاسفانه در تار و پود جامعۀ افغانی موجود هستند. این نوکران بی خاصیت که از حب وطن و وفاداری به آرمان های ملی حرفی نشنیده اند، در عوض همه به هر سویه ایکه هستند، تفرقه، شقاق و نفاق اندازی را بین اقوام شریف افغانستان به هدایت باداران آخندی شان خوب آموخته و عملی مینمایند.
آیا از مؤسسه ایکه مریضان را تداوی مینماید باید منطقاً به اسم بنای اولین آن در مملکت، یعنی « شفاخانه» که در سر تا سر افغانستان عزیز مروج است، نامبرد و یا به هدایت مطبوعاتیان ایرانی پرست، با کلمه ایکه معنی معکوس را افاده مینماید، آنرا « بیمارستان» نامید...... یعنی جایی که آدم معالجه نگردیده، بلکه باید بیمار گردد؟؟
استفادهء ابزاری فاشیستان پشتون ازهشتم مارچ
این کفتار پیر خودش در خارج از پول سوسیال به زندگی نفرت بار خود ادامه میته، اما در بین مردم ستمدیده این کشور زهر مار میپاشه. این کثیف در طول زندگی منفورش چقدر جامه تبدیل میکنه. گاهی نوکر کارمل روسی، گاهی نوکر قهرمان اخوانی و گاهی نوکر آخوند ایرانی میشه. تو گوئی در هر ماموریتش فقط وظیفه گرفته که مردم ستمدیده افغانستان را به جان هم بیندازه.
لعنت خدا به تو مکروب بی پدر و بی وطن!