کابل پرس?: گلبدین حکمتیار از رهبران اشغالگر افغان در تازه ترین پیام خود به هزاره ها تاخته و مستقیم آن ها را به نسل کشی، کوچ اجباری و غصب زمین های شان تهدید کرده است. در این پیام که به زبان پشتو در سایت رسمی وی آمده، بر دروغ هایی تاکید شده که در بیش از یک قرن حاکمان افغان با اشغال سرزمین های غیر افغانستان ساخته و پرداخته اند. او در این پیام هزاره ها را اقلیتی می داند که در ولایاتی همچون دایکندی جمعیتی کمتر از اولسوالی های جنوبی دارد و در عین حال بخش های مختلف مانند اقتصاد، بانک ها، شرکت ها، وسایل مخابراتی، موسسات نشراتی و رسانه های تصویری و صوتی در اختیار آنان است. حکمتیار می گوید همه ادارات و اختیارات ملکی و نظاامی هزاره جات ، به هزاره ها سپرده شده ، والی های، فرماندهان، مامورین ملکی، مسولان امنیتی، مکاتب، دانشگاه ها، استادان، قاضیان ... در دست هزاره ها است و بدون شیعه کسی دیگری به چشم نمی خورد.
گلبدین حکمتیار در بخش دیگری از پیام خود گفته است که گروه تحت الحمایه آمریکایی ها کوچی ها را تحریک کرده که همه زمین های پشتون ها را غصب کنند، آنها را نگذارند که به مناطق شان بروند و زمین های شان را تصاحب کنند، کوچیان را نمی گذارند که به چراگاه های شان بروند، از طرف نیروهای امنیتی آنها بر کوچیان حملات انجام می شود و از منطقه کشیده می شوند، نیروهای ویژه امریکایی از همین هزاره ها ساخته شده بود که جنایات وحشیانه آنها در میدان وردک همه دنیا را به لرزه آورد و کرزی را مجبور کرد که باید بگوید که تا یک هفته کوچی از منطقه خارج شوند و به وزارت دفاع امر کرد که آنها را خلع سلاح کند.
این گفته های حکمتیار در حالی در سایت رسمی وی نشر شده که همه ی شواهد و اسناد مخالف آن را ثابت می کند. با توجه به جنایات گسترده ی گلبدن حکمتیار و گروه های شریک وی همچون طالبان و نیز بیش از دو قرن جنایات سیستماتیک حکومت های اشغالگر افغان (نسل کشی، برده داری، کوچ اجباری، غصب زمین و ..)که از همیشه از کوچی ها به عنوان سربازان خود استفاده کرده اند، گفته های حکمتیار تهدید آشکار مردم هزاره به نسل کشی و کوچ اجباری محسوب می شود.
نظرات
107 دیدگاهگلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
جناب فاروق خان دگروال،
تشکر از اینکه ماهیت کثیف این فاحشه ی سیاسی و مزدور را اینگونه افشا ساختید. ایکاش درینمورد بیشتر تفصیل میدادید چون نسل جوان از سابقه ی مفعول آنچنانیکه باید، اطلاع ندارد. نصف کادر های وطنفروش این کنچنی، مانند کریم خر م، پاروک وردگ، امر دوودزی، امین ارسلا، روف ابراهیمی، مسلمیار وغیره سگ و سگور همین حالا در حلقه ی کرزی از دسترخوان امریکا استخوان میجوند، و خودش با دریوزگی به سرزمین پدری -پاکستان- لمیده و می جفد. در زیر عنوانی دیگر در مورد این کنچنی، یک آقایی بیشتر افشا گری کرده و جزییات کرد های کچالو را بیان داشته که قابل خواندن است.
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
جناب داوود مهمند پیروهرچه که هستید،! از پاچۀ کسی گرفتی که همیشه از کتاب های خود تان مستند و بادلیل صحبت میکند ومرد نیستید که باخودش حرف بزنید اینجا پشت سرش حرف مزنید و کلیپ هایش را ادیت میکنید ؛ واقعاً که نامردی هم حدی دارد.
در کلیپ الله یاری خوب فهمیده میشود که صدای گوز از پشت سر خودت شنیده میشود ؛ لذا خوب بیاد بیاور که در آنموقع !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!،
البته چیزها ی نوشته بودم که باز ادب حکم کرد که به معرض دید عموم نگذارم و پاک کردم !!! اما اگر دوباره تو ویا هرکسی دیگری که پای مدافعان حق اهلبیت علیهم السلام
را وسط بکشید وتوهین کنید بامن طرف هستید.
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
خلیل غالی گمراه وپیرو شیطان!
حساب اهل بیت پیامبر با عقده ایی های تریاکنوش ایرانی ونوکران زرخرید شان مانند تو که بنام شیعه گری مجموعه ایی از مزخزفات ضد اسلام وضد قرآن را درست کرده اند وآن را با گرایشات فاشیستی هزاره گی شان مخلوط کرده اند کاملا جدا است. آن علامهء گوزی شما که آداب مناظره وبحث را اصلا یاد ندارد و در کدام پس کوچهء شهر کویته از کدام پدر ومادر صیغه ایی تولد یافته ، درهمان ویدیو کلیپ بادش بطور طبیعی رفته است واین ننگ تاریخی را شما هرگز از سر تان پس کرده نمیتوانید، آن ویدیو کلیپ دومی را هم دیده ام که شما ویا یکی از طرفداران این ملعون بی ادب صدای گوز الله یاری را ایدیت کرده وتنها حرکت برخاستن اورا گذاشته است ولی موفق نشده است چون برخلاف واقع است، ضرب المثل فارسی این است که بعداز گوز زدن چهار زانو نشستن هیج فایده ایی ندارد.
اگر شما ویا آن علامه گوزی تان بخاطر حق جستجو گری میکنید ومیخواهید حق را دریابید ؛ درقدم اول پرده های تعصب مذهبی وقومی تان را از چشمان تان پس کنید، درقدم دوم آداب مناظره را یاد بگیرید، درقدم سوم به آنچه می نویسید باید ایمان وباور کامل داشته باشید.
متاسفانه شما وهمفکران وهم مذهبان تان تا کنون ازچنین صفاتی برخوردارنیستید، درشهر لاهور پاکستان یک منطقه مشهور است بنام هیرا منده ایی، که آنرا مرده گاوخانهء رسمی پاکستان می نامند. اکثر دختران وزنان تن فروش این مارکیت مربوط مذهب شیعه می باشند. این زنها خود میگویند که تنها درماه محرم کار وبار شان را به تعویق می اندازند وچادر ودولاق پوشیده و به حسینیه ها وتکیه ها رفته ازگناهان شان آمرزش می طلبند وبه آخوندها وعمامه سیاه ها پول پرداخت میکنند تا گناهان شان آمرزیده شود، آیا خودت بحیث یک شیعه ازچنین عمل شرم وخجالت نمی کشی؟ آیا زمانیکه آخوندهای مذهب تان فحشا ومنکرات را درمیان هم مذهبان تان حلال وجایز میداند وبنام صیغه از قحبه وزنان تن فروش وجوهات شرعی وخمس جمع میکند خودت بحیث یک شیعه خجالت نمی کشی؟ من تعجب میکنم ازکدام مزخرفات شیعه برایت بگویم؟ ازخلط ساختن فرهنگ مجوسی وآتش پرستی ایرانی با اسلام با تو شکایت کنم ویا ازخلط ساختن هندویزم و سیکیزم وفحشای هندی با اسلام از عصر سلاطین مغول؟
تو اگر واقع خودت پیرو قرآن و اهل بیت پیامبر میدانی صرف همین را خودت برای ما وسایر خواننده ها با نص قرآن واحادیث صیحیح ثابت کن که پیامبر و اولاد پیامبر مردم را در یک ماه محرم وحتی چهل روز را به سینه زنی وقمه زنی تشویق کرده باشد؟ یازده ما را برای عمل تن فروشی به زنان اجازه داده باشد ولی یک ماه را برای شان جهت توبه وبازگشت موقتی باز نگهداشته باشد ؟
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
خلیل جان بیائید خودتان را ازگمراهی نجات داده وازین خرافات بنام اهل بیت پیامبر اسلام خودتان را بیرون سازید ، آنچه را که شما وعلامهء گوزی تان برای مردم بیچار و بی خبر از دین میدهید جز یک سلسله اراجیف و خرافات جیز دیگری نیست که نه از آن پیامبر خبر دارد ونه هم آل پیامبر بیائید ازین گمراهی ها خودتان را بیرون بکشید.
اگر دقیق وبدون تعصب به اصل وریشهء تشیع نگاه کنید این مذهب جز یک سلسله خرافات وقبر پرستی وشخصیت پرستی چیزی بیش نیست. اساس وبنیاد این مذهب براساس عقده وکینه و تقیه استوار است تقیه دربرابر آنچه که آنها ایشان را دشمنان علی میدانند. شما مسؤولیت تان بحیث یک هزارهء افغان آن بود که باید مردم هزاره را ازقید خرافات وقبر پرستی آزاد سازید. نه اینکه ازقید یک آخوند پارسی می رهانید وبه دامان یک آخوند مفت خور دیگر می اندازید.
سراسر این مقاله افکار فاشیسی درنقطهء مقابل چنگیز پهلوان است، اگر چنگیز پهلوان خواسته به یک شکل عقده های حقارت خویش را با جعل وتزویر بیان کند خودت به نحو دیگری خواسته ایی که عقده هایت را درنقطهء مقابل وی خالی کنی.
زمان آن فرا رسیده که رونشنفکران هزاره برای بیدار نمودن هزاره ها قلم بزنند وآنهارا بفهمانند که پیروی ازیک مذهب عقده مند و منحرفی چون تشیع امروزی دراصل، خود گمراهی است. بسیاری چیزهای که بنام تشیع وعلی درمیان شیعه ها وهزاره ها رواج دارد نه علی از آن خبردارد ونه هم حسین ونه حضرت بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها. بیائید مردم را ازین حقارتها و پستی ها نجات دهید.
هزاره هارا ازمزدوری ونوکرمنشی وایران پرستی وبیگانه پروری به سوی افغانیت واسلامیت حقیقی دعوت کنید. به هزاره گان بهفمانید که پشتونها دشمن شما نیستند بلکه نسبت به ایرانیها باشما قرابت ها ومشترکات زیادی دارند. هرقدر زورگوئی ها وبدماشی های علی مراری گونه دربرابر پشتونها افزایش یابد به همان اندازه هزاره ها هم درافغاننستان وهم درایران تحقیر میشوند وهمه چیز را ازدست میدهند. عقلانیت وعدل این نیست که هزاره ها بحیث یک اقلیت مذهبی وقومی هم درخاک خود ودر وطن خود علیه مردم خود بجنگید و لوای بغاوت را به بهانه های مختلف بلند کند وزمینه های نابودی خویش را خود فراهم کند وهم درکشوربیگانه ای چون ایران امروزی، بحیث مهمان بالای سفره میزبان بشاشد واز آنها حق طلب کند که اری ما را همسان خودتان بپندارید واولادهای مارا شامل دانشگاه های تان بسازید مرحبا به این پرروئی وچشم سفیدی که شما دارید. ایرانیها به شما کارت دعوت نفرستاده اند تا آنجا بروید بلکه خودتان روی عقده های آزمندانه و غیر ملی وخیانت های که به وطن و وطنداران تان دراینجا مرتکب میشوید زمینه فرار خویش را به آنجا مساعد ساخته اید چرا از ایرانیها گله وشکایت دارید؟ این شما هستید که نیروی کار ارزان را به ایرانیها فراهم ساخته اید و خود و اولادتان را برده ساخته اید. این شما هستید که زمینهء دست داری آخوندهای ایرانی را به افغانستان مساعد ساخته اید. کدام عقل سلیم حکم میکند که درکشوریکه شما را پناه داده است لوای اعتراض را بلند کنید.
حال اگر ایران جعلی است یا حقیقی بالاخره همین محدوده جغرافیوی را که آنها درآن زنده گی میکنند و بهترازمن وتو حاکمیت مستقل خویش را دارند میباشد آنجا هزاره ها جز اینکه مزدوری کنند وحق تحصیل را در دانشگاه ها هم نداشته باشند دیگر چه کاری ازدست شان ساخته است؟ ازهمه مضحک تر و مسخره این است که هزاره های که یک عمر با ذلت وخواری در پستوهای خانه های آخوندها خدمت میکنند تا از علم دین چیزی بیاموزند اما بغداز فراگیری علوم شیعی وخرافات بازهم اذن واجازهء اجتهاد و دادن فتوا را بعداز فراغت ازحوزهء قم ندارند. هیهات من الذله!!
اما درافغانستان برای شما پشتونها درطول تاریخ ، همه چیزرا مساعد ساخته بود بسا علمای دینی شما به نجف رفتند آموختند ودوباره بوطن عودت کردند منحیث علمای مذهبی درجامعهء افغان پذیرفته شدند چرا شما اینقدر نمک حرام شدید تا کشورخویش را ویران کنید وبه غلامی وبرده گی اخوندهای فارس گردن نهید. آیا کدام عالم سنی به آیت الله محسنی گفته است که تو حق فتوا واجتهاد نداری؟ اختلاف شما با محسنی چنیست؟ مگر او شیعه نیست؟ بالاخره شما ازین مذهب شیعه چه میخواهید درست کنید مگر میخواهید بگوئید که علی علیه االسلام هم هزاره بود یا باید هزاره باشد؟ این دیگر مسخره گی آشکار است نه دین است نه مذهب ونه هم عقل ونه هم عدل .
امروز پشتونها شما را ازخود میدانند درتمام فاکولته ها وپوهنتونها امروز هزاره های با استعداد مشغول درس وتعلیم بوده اند وهستند پس چه چیز میان ما وشما ناتقسیم مانده است که باهم بجنگیم وفریب کشورهای طماع وجنگ افروز را بخوریم؟ چرا من وتو این قدر قوت وامکانات را پیدا نکنیم تا خاک های از دست رفتهء افغانیه را چون مشهد وشیراز و خراسان بدست نیاوریم و ایران را که نام اصلی وتاریخی افغانستان کنونی است آنرا دوباره ضم خاک تاریخی آن کنیم؟ ولوای میرویس خان هوتکی وشاه اشرف هوتکی را دراصفهان شیراز به اهتزار در آوریم؟ ومردم مظلوم ودربند فارس را ازظلم وجفای آخوندهای فارسیست نجات دهیم
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
درین پیام میخواهم چند حرفی راجع به صفویها که بنیانگذار خزافات شیعه گی در ایران محسوب میشوند با خلیل جان وسایر خواننده گان کابل پرس? داشته باشم
صفویان از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی هستند. یکی از فرزندان شیخ صفی الدین بنام اوزون حسن با کاترینا دختر امپراتور روم ازدواج میکند و به این ترتیب پیوند خانوادگی صفوی ها با خانواده امپراتور روم شرقی اساس گذاشته میشود. بعد ها اوزون حسن و کاترینا که از مسیحییان ترابزون میباشد[3] صاحب دختری بنام مارتا میشوند که مادر شاه اسماعیل صفوی است. قابل تذکر است که پدر کلان مارتا در جنگ های عثمانی ها بقتل رسیده بود و کاترینا این عقده را به دختر خود یعنی مارتا که همسر شیخ حیدر و مادر اسماعیل صفوی بود منتقل نمود.
شیخ حیدر پدر اسماعیل صفوی که از شیعیان زیدی بود به مریدان تاتار خود که همان قزلباشان بودند فتوای را صادر نمود که در آن گفته شده بود: "جهاد با اهل سنت یک واجب شرعی است و غارت اموال و اسیر کردن و فروختن زنان و فرزندان آنها ثواب عظیم دارد[4]". او با این فتوای خود مرتکب جنایات نا بخشودنی و طغیان خشم مردم گردید تا اینکه سلطان یعقوب ، شیخ حیدر را بخاطر فرو نشاندن خشم مردم بقتل رسانیده و همسر و فرزندان او را به شیراز تبعید مینماید. حملات ترک ها و دشمنی های که با خانواده مارتا از جانب دولت های عثمانی و ایران صورت گرفته بود ، اسماعیل صفوی را نسبت به سنیان سخت عقده مند ساخت. قزلباشان تاتار که از مریدان شیخ حیدر پدر اسماعیل صفوی بشمار می آمدند بعد از تبعید مارتا و فرزندان او، اسماعیل را در هفت سالگی به لاهیجان بردند و در منزل کارکیا میرزا علی که از بقایای شیعیان زیدی طبرستان بود پنهان کردند. اسماعیل صفوی با عقده های که از جانب مادر و تلقیناتی که از جانب قزلباشان در ذهنش پرورش داده شد، آهسته اهسته به یک عنصر ضد اهل سنت مبدل گردید تا اینکه بعد از بقدرت رسیدن، مردم ایران را که اکثریت مطلق شان در طی هزار سال قبل از دوره صفویان، از اهل سنت و جماعت بشمار می آمدند جبراً وادار به تغیر مذهب شان کرد و آنانی را که از پذیرفتن خواسته هایش سر باز میزدند همه را از دم تیغ میگذرانید. او جملاتی را در اذان اضافه نموده و سب خلفای راشدین و اصحاب پیغمبر(ص) را ترویج نمود و از همین جهت است که عده از تاریخ نگاران حرکت صفوی ها را یک حرکت فاشیستی می نامند. ملا صدرا و دکتر ذبیح الله صفا از فرهنگ ستیزی صفویان مذمت نموده اند چون صفوی ها زبان ترکی را جانشین زبان شیرین فارسی نمودند و اکثریت علما ، شعرا و دانشمندان ایرانی را که از اهل سنت بودند یا کشتند و یا اینکه عرصه را چنان بر ایشان تنگ نمودند که مجبور به ترک کشور گردیده و در کشور ها ی دور و نزدیک از جمله هند متوطن گردیدند. در آن زمان زبان فارسی در امپراتوری عثمانی زبان سیاست و ادب شمرده میشد
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
شریعتی بر این باور است که نهضت صفوی بر دو اصل مذهب شیعی و ملیت ایرانی بنا شده که این مسئله باعث تجرید ایران از امت بزرگ اسلامی و امپراطوری عثمانی گردیده است. صفوی ها مسئله مذهب شیعی و ملیت ایرانی را چنان در هم جوش داده اند که بقول شریعتی تشیع ملی بوجود آمده و همه چیز را عوض کرده است. شریعتی در این زمینه میگوید: " و آن گاه خیلی چیز ها عوض شد و حتی تاریخ ! و این است که می بینیم شهر بانو دختر یزد گرد ، پادشاه ساسانی ، میشود همسر امام حسین؛ برای اینکه فرزندان امام حسین که نه امام شیعی هستند، با ذریه ی ساسانیان پیوند خورند ، آن گاه امامتی تازه تشکیل میشود؛ امامتی که در آن (نور محمدی) با (فره ایزدی) ترکیب میشوند و ذریه ی رسول با تبار ساسانی در صلب امامت شیعی پیوند میخورد و خاندان ساسانی که به دست عمر نابود شدند ، از طریق شهر بانو وارد " اهل بیت " پیغمبر اسلام میشوند و در نسل ائمه ادامه می یابند و موعود آخرالزمان اسلام نیز که از نوادگان ساسانی می شود با ملیت ایرانی خویشاوند می گردد و بدین گونه است که ملیت و مذهب این چنین هشیارانه جوش میخورند و تشیع بر پایه های قومی و نژادی سوار میشود و قدرت صفویه بر این دو بنیاد استوار مر گردد [6] " .
شریعتی در مورد رسم و رواج های که بنام مذهب شیعه از دوران صفوی ها آغاز گردیده چنین مینویسد: " یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد و شخصیتی به اسم وزیر امور روضه خوانی ، ماموریت یافت تا در این زمینه دست بکار شود. این وزیر امور روضه خوانی ، اولین تحفه های غرب را در قرن 16 و 17 به ایران سوغات آورد و این اولین تماس فرهنگی ایران است با غرب[7]" .
حرف های شریعتی در مورد تحفه های غرب به سفر وزیر روضه خوانی صفوی ها به اروپا اشاره دارد که وزیر مذکور با تقلید از مراسم عزا داری مسیحیان، رسم ورواج های ایشان را که عبارت از زنجیر زنی، قمه زنی ، نوحه خوانی، روضه خوانی، استفاده از تکه های سیاه برای عزا داری، و مسایل دیگری میباشد شامل مذهبی بنام تشیع صفوی نموده است که با تشیع علوی در تضاد قرار دارد. شریعتی در این باره چنین مینویسد: "وزیر امور روضه خوانی و تعزیه داری رفت به اروپای شرقی(که در آن هنگام صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آن ها داشتند) و درباره مراسم دینی و تشریفاتی مذهبی آن جا تحقیق کرد، مطالعه کرد و بسیاری از آن سنت ها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت، و برگزاری و نقل مصیبت های مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعائر و ابزار ها و وسایل خاص این مراسم و دکور ها ی ویژه محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در اینجا به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرم ها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی اروپایی، محتوای شیعی ایرانی بخشیدند بطوریکه ناگهان در ایران سمبل ها و مراسم و مظاهر کاملا ً تازه ای که هرگز نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام و نه در مذهب شیعی، بوجود آمد. مراسمی از نوع تعزیه گردانی،شبیه سازی، نعش و علم و کتل سازی و پرده داری و شمایل کشی و معرکه گیری و قفل بندی و زنجیر زنی و تیغ زنی و موزیک و سنج زنی و تعزیه خوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبت خوانی" و "نوحه سرائی جمعی" ... که همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هر کس با آن آشنا است، به سادگی تشخیص می دهد که تقلید است..............................قفل زنی و سینه زنی و زنجیرزنی و تیغ زنی حتی هم اکنون، به همین شکل در لورد”Lourdes” سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزارمی شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی این اعمال محکوم است و علمای حقیقی اسلامی نه تنها آن را تایید نکرده اند که جداً مخا لفند و این نمایش ها را بر خلاف موازین علمی شرع می دانند ولی همواره و همه ساله در این دو سه قرن انجام می شده و این در عین حال که شگفت انگیز است روشن کننده این است که این مراسم ابتکار سیاست بوده است نه روحانیت واقعی و نشان می دهد که این تظاهرات پرشور و سازمان یافته و بسیار نیرومند، با اینکه صد در صد مذهبی و شیعی است و به نام امام و خاندان پیغمبر و ولایت علی و عشق مذهبی انجام می شود مورد تایید علمای شیعی نیست و حتی علما غالباً در برابر آن ناچار" تقیه " می کرده اند و از مخالفت علنی و جدی خودداری می نموده اند و این روشن می کند که مصالح سیاسی و قدرت حکومت بوده است که این مراسم و اعمال و شعائر را بر علما تحمیل کرده است و گردانندگان آن نیز خود به این امر بیش و کم واقفند که عالم و فقیه واقعی شیعی آن ها را تایید نمی کند ولی بنام اینکه: این، کار عشق است، کار شرع نیست، خود را از قید فتوای عالم رها میکرده اند ؛ چنان که در پاسخ عالمی که به یکی از همین سر حلقه ها گفته بود این اعمال با موازین شرع نمی خواند گفته بود: " آقا یازده ماه از سال را ما به حرف های شما گوش میدهیم و این یک ماه را شما به حرف ما گوش کنید. این کار مستحب و مکروه و حلال و حرام نیست. جنون محبت علی و عشق حسین است. عاشورا ما را دیوانه میکند ، خونمان را به جوش می آورد دلمان مان میخواهد خود مان را آتش بزنیم دستگاه امام حسین از دستگاه خدا سوا است، اگر خدا ما را به گناه عشق حسین به جهنم ببرد، با شوق و شکر خود ما رادر آتش می اندازیم ، بگذار ما را بسوزد..." این گونه استدلال و احساسات ، پیدا است که با منطق عقلی و عقلائی اسلام و تشیع علمی ارتباطی ندارد ................... این مراسم غالباً به روشنی با سنت ها و حتی احکام شرعی منافات دارد . حرمتی که مسلمان و شیعه برای ائمه و خاندان پیغمبر و امام قائل است ، پیدا است و در عین حال در شبیه ها ؛ یک نره مرد نتراشیده ، سکینه می شود یا زینب ، و در صحنه ظاهر میشود، یا موسیقی که علما آن همه با کراهت و حرمت تلقی می کنند، در شبیه و تعزیه حفظ شده است و پیدا است که از مسیحیت آمده است. شبیه و تعزیه و نعش تقلید کورکورانه از مراسم" میسترهای هفتگانه Sept Mysteres" و" میراکل Miracles" و نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود و دیگر قضایا است................... نوحه های دسته جمعی درست یادآور" کور "های کلیسا است و پرده های سیاه که به شکل خاصی بر سر در تکیه ها و پایه ها و کتیبه ها آویخته می شود و غالبا ً اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده بی کم و کاست از پرده های کلیسا در مراسم تقلید شده و شمایل گردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده می شود،پرتره سازی های مسیحی است حتی اسلوب نقاشی ها همان است، در حالیکه صورت سازی در مذهب ما مکروه است، حتی نوری که به صورت یک هاله گرد سر ائمه و اهل بیت دیده می شود درست تقلیدی است و شاید با فره ایزدی و فروع یزدانی در ایران باستان توجیه شده است ..................این مراسم و تشریفات رسمی و مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرم های تقلیدی از عزاداری و مصیبت خوانی و شبیه سازی مسیحیت اروپایی است، و حتی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحی ها جلو دسته ها می برند، صفویه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلو دسته ها راه می برند و همه می بینند که شاخصه نمایان هر دسته سینه زنی همین صلیب یعنی جریده(عَلم) است. و در عین حال در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی هم که آنرا می سازند و حمل می کنند نمی دانند برای چه چنین می کنند؟ اما، با اینکه این جریده در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمی کند، همه شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریده اش وابسته است، دعواها سر جریده است، ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازه ایمان و شور دینی یک دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده اش بستگی دارد، جریده نه تنها از نظر شکل همان صلیب است، بلکه از نظر لفظ هم همان صلیب است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده چون کلمه"جریده" نه در فارسی و نه در عربی با این شکل هیچ مفهومی ندارد، دکور ها و پوشش ها و پرده هایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیسا های کاتولیک وجود دارد و همه می بینند، با همان شکل به ایران آمد، و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشده بود، ساختمان های خاص این امور بنا شد بنام تکیه
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
بابر خان چقدر نادان و احمق هستی پاکستان و ایران اوتن فروشی های شانرا بگذار بجای خودش از نغمه و بخت زمینه وعزیزه اوغان و از مردمان شریف چرخ اولش بنام توست. ..........صحبت کن.
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
محترم مسلی زوی ! یا بابر شلمبی خور !!!مردم شمالی و پنجشیر بد ,مردم تاجک همه بد , ازبک بد ,هزاره بد همه وطن فروش معفول وست تنها اوغان خر گل سر سبد , ناموس دار ,وطن پرست , شمشیر زن.. اینک مثل نجیب گاو یکی غالی دیگری صفوی دیگری را این و ان عنوان کردن!!
ما در باره جنس لطیف صوات , پشاور ؛ ختک, قندهار لغمان ,جلال اباد ,تگاو محمد زایی چیز های شنیده ایم بعضی مطالب را خود زنان اوغانها از شینوار رپورت دادند .
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
جناب داود مهمند
آیالازم بود که این همه فحاشی وتوهین میکردید؟
برایت متأسفم ، واز خوانندگان من معذرت میخواهم.
ودیگراینکه لازم نیست به حرفهای حکمتیاربها بدهید.
گلبدین حکمتیار، هزاره ها را مستقیم به نسل کشی و کوچ اجباری تهدید کرد
دبیر کل کنفرانس "بین الافغانی" مالدیو:
مشکلات افغانستان با وابستگی و اشغال بیگانگان حل نمی شود
حزب اسلامی در انتخابات تحت کنترل امریکا شرکت نمی کند
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ اسد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۲
مشکلات افغانستان با وابستگی و اشغال بیگانگان حل نمی شود
همایون جریر با بیان اینکه حزب اسلامی از بدو تاسیس تاکنون همواره بر روند انتقال قدرت از مجرای انتخابات تاکید داشته، خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی وضعیت برای انتخابات عادلانه و منصفانه در کشور آماده نیست.
وی تصریح کرد: حزب اسلامی در انتخاباتی که تحت کنترل امریکا باشد ، اشتراک نمی کند.
به گزارش خبرگزاری آوا، همایون جریر، دبیر کل کنفرانس "بین الافغانی" مالدیو در جمع کثیری از هواداران حزب اسلامی در تالار قائم تهران پایتخت ایران، ضمن قرائت پیام گلبدین حکمتیار؛ رهبر این حزب به مناسبت عید سعید فطر، به سوالات جمع حاضر پاسخ داد.
گلبدین حکمتیار در این پیام تصریح کرده است: امریکا و متحدانش در تلاشند تا افغانستان را تجزیه کنند از این رو قصد دارند با ایجاد نظام فدرالی نفاق را در میان مردم ایجاد نمایند.
در ادامه این پیام خاطر نشان شده است، امریکا و وابستگانش به دنبال تجزیهی اکثر کشورهای اسلامی از جمله؛ مصر، لیبی، سودان وسوریه می باشد.چنانکه شاهد هستیم مدتی است، امریکا در سوریه جنگ به راه انداخته و در فکر تجزیه و شقاق آنجا است.
حکمتیار در ادامه این پیام خطاب به امریکا و مزدورانش تصریح کرده است، استعمار جهانی آگاه باشد که افغانستان کشوری متحد و یکپارچه است و این درطول تاریخ ثابت شده است که هیچ برنامهی شیطانی نمیتواند آنرا به سوی تجزیه بکشاند.
وی، برنامهی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را فریب و حیله ای بزرگ از سوی خارجی ها خواند و گفت: برنامه ای که از سوی امریکاییها مبنی بر خروج نیروهایشان از کشور اعلام شده، فریبی بیش نیست، چرا که آنها می خواهند پس از این موعد در افغانستان باقی بمانند.
در ادامه این نشست که به مناسبت عید سعید فطر صورت گرفته بود، همایون جریر از فرماندهان جهادی و داماد گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی به سوالات جمع حاضر پاسخ گفت که از نظر می گذرد.
دبیر کل کنفرانس "بین الافغانی" مالدیو با اشاره به جهاد و مقاومت های حزب اسلامی در برابر نیروهای ناتو و خارجی، گفت: این حزب یک حزب افغان شمول است، به طوریکه از تمام اقوام کشور از جمله هزاره ها، پشتونها، تاجیکها، ازبکها و نورستانیها عضو آن می باشند.
وی در خصوص شرکت حزب اسلامی در انتخاب ریاست جمهوری، تصریح کرد: حزب اسلامی از بدو تاسیس تاکنون همواره بر روند انتقال قدرت از مجرای انتخابات تاکید داشته و دارد.
این کارشناس سیاسی افزود: در شرایط فعلی وضعیت برای انتخابات عادلانه و منصفانه در کشور آماده نیست و حزب اسلامی در انتخاباتی که تحت کنترل امریکایی ها باشد، اشتراک نمی کند.
وی در رابطه با مخالفت حزب اسلامی با دولت افغانستان گفت:" از آنجاییکه دولت وقت قرارداد استراتژیک با امریکا را منعقد کرده، حزب اسلامی، دولت فعلی را بی کفایت و ضعیف می داند و معتقد است که دولت کنونی صلاحیت مذاکره در رابطه با حل مشکلات افغانستان را ندارد".
دبیر کل کنفرانس "بین الافغانی" مالدیو در پاسخ به این سوال که موضع حزب اسلامی بعد از ۲۰۱۴ که قرار است نیروهای ناتو از افغانستان خارج شوند، چیست؟ گفت: نیروهای خارجی بعد از ۲۰۱۴ نه تنها از افغانستان خارج نمی شوند، بلکه با یک ترفند جدید وارد میدان خواهندشد. در اینصورت حزب اسلامی بعد از ۲۰۱۴ نیز همچنان برجهاد و مبارزه علیه نیروهای اشغالگرتاکید می کند.
وی ضمن تاکید برخروج نیروهای خارجی و بیگانگان از کشور، تصریح کرد: کشورما هیچگاه با حضور بیگانگان و اجانب به استقلال و سربلندی نخواهد رسید و آنهایی که میگویند مشکلات افغانستان با وابستگی و اشغال بیگانگان حل می شود، کاملاَ در اشتباهند زیرا با حضور آنها روز به روز بر مشکلات و ناامنی های موجود در کشور افزوده شده است.
وی یاد آور شد: کشت مواد مخدر پس از حضور نیروهای خارجی رشد روز افزون داشته است.
این فرد جهادی ضمن تاکید بر وحدت و یکپارچگی مذاهب شیعه و سنی گفت: حزب اسلامی مذهب شیعه را یکی از مذاهب بر حق میداند و افغانستان را خانه مشترک شیعه وسنی اعلام می کند.
جریر یک بار دیگر بر تقویت اراده و ایمان مردم افغانستان و اتحاد و یکپارچگی آنان در دفاع از کشور و سرزمینشان تاکید کرد و گفت: همهی ما باید در رابطه با سرنوشت خود و کشورمان احساس مسئولیت نمائیم و همواره دست در دست هم دهیم و برای آزادی کشور خویش جهاد کنیم.
مهمند توآدم بیکاره ومریض روانی!
اینهم مصاحبه داماد حکمتیار که فعلا مهمان ملا های کثیف وجنایت کار وفاشیست ایرانی است تا بازهم از آنجا برای ملا حکمتیار خیر وخیرات ایرانی ها را جمع کند.ارباب دروغ گو وسادیست ات از یک سو هزاره ها را به مزدوری برای ایران متهم می کند واز سوی دیگر خودش به خوردن چتلی های اهدایی فاشیست های قدرت طلب ایرانی مشغول است.باز هم می گم تف بر این شرفی که ندارید.