امروز صدها تن از شهریان کابل در اعتراض به اظهارات تنی چند از فاشیست های وطنی دست به راهپیمایی زده و در مقابل شورای ملی تجمع کردند . در پایان این حرکت اعتراض آمیز مدنی قطعنامه ای در 6 ماده صادر شد که بیانگر مطالبات شرکت کنندگان در این راهپیمایی بود .
یکی از این مطالبات مسدود شدن شبکه تلویزیونی ژوندون بود . این مطالبه در فضای مجازی هواخواهان زیادی یافته است و همزمان برخی هم از صدور حکم تعلیق نشرات این شبکه تلویزیونی خبر داده اند .
با اجازه این عده از دوستان ، با چنین مطالبه ای مخالفم ؛ البته با دلایل ذیل :
ژوندون انعکاس دهنده یک منطق سیاسی و فرهنگی در این کشور است . این منطق و باور نباید در خفا به حیات خود دوام دهد ؛ بلکه باید از رهگذر نشراتی اینچنینی آفتابی شده و در معرض نقد و داوری اجتماعی قرار گیرد .
شبکه ای که به نوشته دوست عزیز ما آقای عبید مهدی ، عناد و خصومت خود با عدالت خواهی و برابری طلبی را در عبور بی مبالات از یاد و خاطره ماندلای بزرگ نشان می دهد ، نمی تواند در جهان امروز تهدید و خطری برای ارزشهای انسانی محسوب شود .
اهانت و توهینی که توسط نخبگان ! ژوندون نشین صورت می گیرد ، هرچند لحن گزنده و آزاردهنده دارد اما بیش از آنکه باعث تحقیر مردمان شود ، تف سربالای فاشیزم است .
و نکته آخر اینکه در این سرزمین عده ای با اوهام و باورهای غلط رشد کرده و به آن خو گرفته اند ؛ متأسفانه سیاست های استبدادی که اشاعه دهنده این اوهام بوده اند مانع از آن شده است که مریدان استبداد انسانی بیاندیشند و انسانی رفتار کنند . حال فرصتی فراهم شده است که مالیخولیای خودبرتر بینی و خود بزرگ پنداری ، خودی نشان دهد و با نقد سازنده ، اعوجاج و کژی های آن بر مراد و مریدانش آشکار شود .
با اینکه با بستن و فروکوفتن ژوندون مخالفم ، معتقدم که در برابر ناراستی و کژتابی مفکوره ای که زاینده منطق ژوندون است نباید ساکت و بی پروا بود .
منبع: احمد بهزاد در فیسبوک
نظرات
49 دیدگاهبا بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
سلام بسيار منطقيست،
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
بخش اول سخنان جنرال طاقت درست است. اوکه میگوید افغان=پشتون درست است. ما مردم قدیم کابل همیشه میگوییم اوغان, ده اوغانان, زبان اوغانی, زن اوغان, بچه اوغان, شادی باز اوغان, اوغان دزد, اوغان خر. این واژه های معمول ومتداول کابل است. پس ما که تاجیک یا هزاره یا ترکمن یا اوزبیک یا قرغز یا ایماق یا عرب استیم اوغان شده نمی توانیم . هرکس وناکس که در قانون اساسی نوشته هرکس از افغانستان است افغان است بد کرده وگو خورده. هویت من تاجیک است وهرگز اوغان خر شده نمیتوانم. مثلی که نام احمد ومتولد کابل استم رابه چنارگل متولد کتواز تبدیل کنند شده نمیتوند. هویت ومیراث فرهنگی من محفوظ است کسی آنرا تغییر داده نمیتواند
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
من خودم تماس تلیفونی با علامه استاد پروفیسور یون صاحب داشتم و ایشان فرمودند که عده یی از جواسیس رژیم کثیف اخوندی ایران که در راس ان هزاره های موچی وپنجشیریان پنچرمین قرار دارند کوشش کردند که با بهانه های مختلف جلو حقیقت گویی های این شکمبه خبری را بگیرند که خوشبختانه با درایت کامل پختونها توطیه ضرب در صفر گردید
نجیب پوپل
کارمند سابق وزارت اطلاعات وکلتور
وریس موزیم ملی
ایالت پنسلوانیا
امریکا
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
من نيز با فرمايشات جناب محترم احمد بهزاد كاملا وصد در صد موافقم ، مسدود ساختن ويا به تعليق در آوردن تبيلهء ژوندون به صلاح نيست ، تاريخ بشريت نشان داده است كه هرزمانيكه مجراي خروج باد ها وبخارهاي إنسان هاي عقده ايي ونا متمدن وبي فرهنگ مسدود شود سر ازكانالهاي خطرناك ديگر بيرون مي آورد، وآنگاه عواقب آن خيلي خطرناك است، خصرصا براي قبايل وحشي سليمانكوهي كه قرنها قرباني ظلم وستم حاكمان همتبار خويش بوده اند وهيچ راهي براي خارج ساختن دردها وعقده هاي چركين شان فراهم نشده است، ضرورت به يك كناراب ويا خاك انداز دارند تا اين بادها وبخارهاي گىديدهء شانرا در آن خالي كنند، وازجانب ديگر همهء خلق الله اخلاق وتحمل وپذيري واحساسات حيواني شانرا به چسم سر ديده واز آن درس عبرت بگيرند.
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
تبريك به نجيب جان پوپل كه اسم با مسماي را بالاي تلويزون ژىندون گذاشته اند وآن : شكمبهء خبري ژوندون است،. ما نيز به تقليد از نجيب الله جان اين تلويزون را شبكهء خبري نه بلكه ( شكمبهء خبري) مي نويسيم.
زنده باد كارمندان سابق وزارت اطلاعات وفرهنگ
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
به نجیب پوپل روسی باید گفت که لعنت به او دولت و تفکری که انسان های مثل تو را رییس موزیم و کارمند اطلاعات و فرهنگ ساخته بودند. تو آغا با موچی گفتن هزاره ها و پنچرمین گفتن پنچشیری ها سطح و سواد و عمق جهالت و عقب ماندگی ات را از کاروان تمدن و تفکر بشر به نمایش گذاشتی. حتی پنسلوانیای امریکای نیز تو را اهلی و متمدن و متفکر نساخته است. شما ها هنوز سالها به درس و تعلیم ضرورت دارید تا در مورد مسایل اجتماعی و سیاسی بشکل بی طرفانه، منطقی و علمی اش نظر بدهید.
اگر همسایه های امریکایی ات به کوتاهی و زنگ زدگی فکرت پی ببرند باور کن که به جرم تبعیض و غیره تو را روانه دادگاه خواهند کرد. افسوس که شما ها نیز به زور پول به غرب رسیده اید والا عقل و تفکر تان هنوز چیز بیشتر از قرون وسطا نیست.
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
اگر این نجیب پوپلها به کره ماه هم بروند، آدم نمیشوند. گپهای نجیب اقا هم مثل کانال ژوندون از شکمبه اش میبراید.
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
این اقا دلار های زیادی می گیرد تا مردم و ملیت های افغان را به جان هم دیگر بندازد . گر چه در امریکا زندگی میکند افکار کهنه دارد. فکر میکنید که هرکس به کشور های غرب زندگی کرد ادم میشود ؟
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
ارسالی جناب داکتر سید عبدالله کاظم / شمال کالفورنیا آمریکا
به نجيب جان پوپل جعلي كه يكبار به نويسنده گان پورتال افغان جرمن انلاين نيز توهين نموده اند
نجيب جان!
ازاینکه «واهینامۀ» داکتر صاحب مصداق را خيلي زبونانه وجاهلانه طوطي وار نشخوار ميكنيد واز خود تان هيچ چبزي در مغز تان نداريد وأقوام باهم برادر كشور را از آدرس قومي بجان هم مي اندازيد حق شما است و من سخنی درباره ندارم و لي آنچه از شما گلایه دارم اين است كه شما در يكي از سايت ها بر پورتال افغان جرمن و یک تعداد نویسندگان اتهام «خدمت در جهت اشغال افغانستان …» را بسته اید و علاوه کرده اید که : «اینها پرچمی های امریکائی اند».
شما اگر وجدان سالم دارید، باید از این دو اتهام بی مورد خود از پورتال و از کسانیکه آقای مصداق در نوشته خود نام برده اند، جداً معذرت بخواهید که چند موسفید را که عمرخود را در راه خدمت صادقانه به مردم و وطن چه در وطن و چه در غربت و هجرت گذرانیده و به هیچ یک دار ودسته، تنظیم، حزب، حکومت و کشورهای بیگانه نپیوسته اند و فقط به مردم، به حق و عدالت فکر کرده اند و صدها اثر ، مقاله، مصاحبه را درتوان خود صادقانه به نفع مردم و کشور نوشته و بیان کرده و از هیچ کس جز خدا نترسیده اند و معاش خور هیچ تنظیم و دستگاه نبوده اند، تهمت «پرچمی امریکائی» را بر آنها می بندی. جای خجالت است. رعایت اصول اخلاقی نویسندگی برایم اجازه نمیدهد که دربارۀ بلند پریدن هایت مثل خار هرزه بر سر دیوار فروریخته ای یک تنظیم معلوم الحال و رفتن به دربار یکی از آنها در غارهاي توره بوره سخن بگویم ، زیرا آنچه عیان است ، چه حاجت به بیان است . حضرت بیدل می فرماید:
من از بی قدری خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد با این بالا نشستن ها
این چنین اتهام بستن های بی اساس مشخصۀ کسانی است که طوطی وار چند کلمه را یاد گرفته اند، ولی از علم و تعلیم بی بهره اند.
با بستن تلویزیون ژوندون مخالفم!
یک پشتون حلال زاده در پاکستان پیدا نشد که حق پامال شده ی شان را از پنجابی ها بخواهند و اما در افغانستان بعلت جعلیات تاریخی و نیز بردباری و شکیبایی اقوام غیر پشتون هر روز یکی از این نیمچه باسواد های کون لچ پشتون بالای اقوام زحمتکش دم و دستگاه و غیرت و پشتون والایی نشان می دهند. شما اگر واقعا حق طلب هستید بروید (ما هم با شما ایستاد می شویم) پشتون های آنطرف مرض را از چنگ پنجابی ها نجات دهید. پنجابی ها آنان را به بهانه های مختلف ، مثل مناطق قبایل آزاد و غیره، در قهر عقب ماندگی و جهالت فرهنگی و سیاسی نگهداشته اند و یک پشتون باسواد و نیمچه باسواد مثل یون و افغان مل و آن جنرال بی سواد و گستاخ پیدا نمی شوند که علیه پنجابی ها بگویند. راه حل پیشرفت پشتون ها در متمدن کردن و شدن است که متاسفانه پنجابی ها و حتی پشتون های پنجابی شده (مثل عمران خان دلقک و خود خواه) نیز نمی خواهند آنان متمدن و پیشرفته و باسواد شوند چون منافع شان در عقب نگهداشتن پشتون ها است.
راستی اگر در افغانستان فارسی و تاریخ زبان فارسی نباشد تمامی پشتون ها بی سواد و بی معرفت می مانند چون زبان پشتو متاسفانه پویا نبوده و پشتون ها روشنفکران واقعی بخاطر روشنگری و پیشرفت فرهنگی و معرفتی نداشته اند. بهترین باسواد اینان اشرف غنی است که در غرب غربی و کاسه داغ تر از اش می شود و اما در افغانستان با شف و لنگی بدتر از طالب و سایر خشتک کشال ها.
این سه نفر که در تلویزیون ژوندون چت و پت گفتند شاید یا تاریخ را نمی دانند و یا هم به اشاره پاکستان باصطلاح تحلیل و بررسی می کنند. اینان ضد دمکراسی اند و ضد پلورلیزم و همزیستی. از سویس مثال می آورند و اما نمی دانند که در سویس سه زبان رسمی است و هر کس هر طوری بخواهد زندگی می کنند و از یکی از مستقیم ترین دمکراسی ها در جهان برخوردار اند. شما آغایان که خواهان درج کلمه افغان هستید اول باید ملت سازی از پایین کنید و بعد به شهروند بودن و دولت ملی برسید و بعد می شود که هر کلمه ی را که خوش دارید در تذکره دکر کنید. زمانیکه اقوام بر سر مفاهیم ملی و هویت سازی ملی موافق نیستند باید وارد یک جدال و گفتمان سازنده شوند تا به ما واحد و مفاهیم و اسطوره های واحد و محترم برای همه برسند والا هیچ هزاره ی خوش ندارد که مثلا در بامیان سرک ای بنام گل محمد خان مهمند و یا نادر غدار مسما گردد و همچنان هیچ تاجک راضی نخواهد بود تا مثلا در بدخشان جاده ای بنام عبدالرحمن و یا حتی میرویس خان مسما گردد.
به همین ترتیب هیچ پشتون حاضر نمی شود تا در قندهار یک جاده بنام مسعود و یا هم رابعه بلخی مسما گردد. اینها واقعیت ها اند و باید بشکل مثبت و سازنده اش حل شوند.
این جنرال آغا باید محاکمه شود با آن دو ملا روشنفکر دیگرش. اینان بیشتر به ملا شباهت دارند تا عاقل و روشنفکر به معنی واقع کلمه.