رفتن به محتوای اصلی
چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

نوارانی در حیات راوا قبل از آنکه با شمشیر غرب حرام شود با دالر اش ذبح شد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

اشاره: آنچه در ادامه می آيد، نوشته ای ست که به نام جمشيد ، توسط آقای فريدون رسولی ( يکی دو نوشته از ايشان در کابل پرس? به نشر رسيده)، فرستاده شده است. کابل پرس برای احترام به آزادی بيان اين نوشته را به نشر می رساند اما ذکر اين نکته لازم است که در اين نوشته که بوضوح سردرگم بودن آن مشخص می باشد، توهينی آشکار به آقای نورانی (هر عقيده و نظری که می خواهد داشته باشد) شده است. کابل پرس ضمن پوزش از آقای نورانی و خوانندگان بدليل انتشار اين نوشته، معتقد است که نمی توان با سرکوب و سانسور رفتار کرد و اولين گام برای درمان اجازه دادن به فرافکنی آنان است.

ذکر اين نکته نيز لازم است که آنچه نویسنده ی نوشته ی پايين ادعا می کند که نورانی، مهدی نيک آيين و رستم شجاع يک شخص می باشند، درست نيست. /سردبير

چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

نویسنده: جمشید

اساسا مبارزه سیاسی آنهم در کشور شغالی شده مثل افغانستان با یک نه که با هزار و یک مشکل روبرو است. در کنار این، مبارزین افغانستان هم فرشته های نیستند که از اجتماع ماورای بشر به مردم ما هدیه شده و فطرت پاکطینت داشته باشند. آنها از میان بافت اجتماعی فئودالیته و عقب مانده برخاستند و خود را با علم انقلاب مسلح نمودند که سایر ملل دنیا سالهاست حد اقل با این نظام کهن وداع کرده اند . مطالعه تاریخ سیاسی احزاب پیشرو و مبارز دنیا بازتاب از رفتن و آمدن های پی در پی است اما نه با خیانت وجنایات که سخیف ترین اشخاص، تاریخ مبارزین سیاسی ما را بیرنگ میکند. نورانی مثال زنده این بحث است. چنانچه سالهای تجاوز روس و مقاومت مردم ما با سال که آقای نورانی به اوج " آگاهی" رسید و تخم کاشته شده حرام اش سر زد و جوانه کرد ، فاصله است سه ساله و دره است عمیق که با خون هزاران مبارز انقلابی گلگون است. من به بود نورانی گپی ندارم و آنرا نه از بعد یک فرد(نورانی) بلکه با مطالعه سازمان سیاسی که از هیچ پاغر و دردی ساخت نه نورانی به بررسی باید گرفت حالانکه شدنش به نورانی امروز( نورانی: نمک حرام وجدان باخته، رقاص خاد، ابلیس نفرین شده یاوه سرا ن = نمک حرام ، و = وجدان باخته ، ر = رقاص خاد ، ا = ابلیس ، ن = نفرین شده ، ی = یاوه سرا ) اندکی تامل دارد. تولد نورانی در میان حوزه های روشنفکری همزمان با میلاد نشریه روزگاران بود. روزگاران با نشر پاره از حقایق به زودی میان مطبوعات کشور جا باز کرد و خود را به عنوان یگانه صدای آزاد و طلایه دار دموکراسی برحق مطرح ساخت. با مطالعه روزگاران در آنزمان شاید برداشت کلی همین باشد که این "یل بزرگ شعر و ادب" به تنهایی و با ابتکارات شخصی نمیتوانست پشیزی از پیش برد تا دیگران چشم و گوشش را باز نمیکرد. با آن هم گاهگاهی چنان در ورطه خود پرستی و تحلیل یک جانبه و مطلق مانند حفیظ منصور غوطه میزد که کلیشه حنیف اتمر را با مضمون " خوشآیند وحدت ملی ساز" سرود ملی حبیب رفیع آزین روزگاران مینمود. با وجود این همه کمبودات عمده ؛ عظمت مقطعی روزگاران شخصیت ضعیف و بیمارگونه ای "بنیادگرای چپ" ما را که هزار بار حس بزرگ منشی را در خود پرورانده بود ، سخت فشرد و خورد و خمیر کرد. او در بیرون مورد استقبال گرم مردم و خوانندگان قرار میگرفت در حالیکه در داخل با بیرحمی تمام بر کمبوداتش برخورد میشد. تفاوت این دو را نتوانست به شیوه علمی حل سازد و جهت نورانی شدنش بر شخصیت عادی وسیاسی که اصلاح ایده لوژیک را بهمراه داشت؛ غلبه کرد . دیگر نتوانست بنویسد. ابتدا "ترقی" نوشت بعدا "پیشرو" و حالا تنها چیزی مینویسد که عقده های سی ساله روانی رهبریت است. داستان این نامرد شاید همه را به یاد انور خواجه رهبر حزب کار آلبانی اندازد که سالهای سال پیرو خط مائو رهبر کبیر خلق چین بود اما زمانیکه جو رویزینیسم بر جهان حاکم گشت و مائو دیگر در جهان نبود به نقد از او پرداخت و نوارانی نه پس از مرگ بلکه در حیات راوا قبل از آنکه با شمشیر غرب حرام شود با دالر اش ذبح شد( نخست مهدی نیک آیین سپس رستم شجاع و معلوم نیست بعد ها به چه عوض میشود و چه نام و نقابی بر رخ میکشد) و خون ناپاکش در جویبار ارتداد یکجا با خون "استادان" چون "استاد" واصف باختری،" شرق شناس و مولانا شناس"استاد" نگارگر، کاندید اکادمیسین داکتر اکرم عثمان، "استاد" رهنورد زریاب،"استاد" پرتونادری،"بنیاد گذار پوستمودرنیسم افغانستان"داکتر سمیع جان حامد ، بیرنگ کوهدامنی، "شهید" قهار عاصی و کامران جان میر هزار که طالع و بخت اش درین ایام خوب گل کرده است روان گشت.

سرکرده های"راوا" و "پاپی گک" ظاهر شاه!

مغالطه کاری و بی ربط گویی از روش های خاص کار شما سرکرده های سازمان پوشالی راوا می باشد

شنبه 17 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


در جواب به جاسوسنامه ای از عدنان/ راوا

نویسنده: رستم شجاع

يكشنبه 11 مه 2008


رستم شجاع/ نورانی و شنیعترین فحاشی اش به "راوا"

آیا ممکن است سازمانی که حتی در کره زمین موجود نباشد ولی بازهم بتواند اینقدر وسیع خود را در دنیا مطرح سازد؟

شنبه 10 مه 2008, نويسنده: عدنان ظ


سرابی به نام "راوا"

نويسنده: رستم شجاع

دو شنبه 14 آوريل 2008


درماندگی "راوا" در پاسخ گفتن به ما

شما سرکرده های سازمان پوشالی «راوا» به درماندگی رقتباری گرفتار شده اید

شنبه 10 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


" راوا " و شعار دیموکراسی !

کم ترین نافرمانی از اوامر سرکرده ها باعث اخراج دایمی و نفرین شدن یک عضو می شود

يكشنبه 4 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


"راوا" بايد حساب پول ها را بدهد!

پول برای مردم و به نام مردم افغانستان است نه برای مصرف شخصی سرکرده های راوا و خوش گذرانی آنها

پنج شنبه 1 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


فاجعه ء ننگین هفت ثور درس عبرتی به راوایی ها!

که اگر قدرت داشته باشند خلقی ، پرچمی ، جهادی و طالبی همه از یاد مردم برود

سه شنبه 29 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


شرمک "راوا" از شعله ای بودن!

سوال از سرکرده های راوا این است که چرا خودشان از شعله ای بودن خود می شرمند ؟

چهار شنبه 23 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


"راوا" رو در روی امریکا!

گزافه گویی محمود گودرزی در باره ء راوا

دو شنبه 21 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


راوا هم کشمش بی چوبک نیست!

سرکرده های راوا هیچ وقت نگفته اند نظر شان در مورد ترور خوب ترین کادرهای انقلابی سازمان رهایی از طرف جناح داکتر فیض و کشور کمال و امین میوند چیست؟

جمعه 18 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
ناشناس

چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

آقاي کامران مي‌شود که يک سوالم را جواب بدهي؟

چندي خودت در مقاله‌ات عليه راوا چيزي مشابه اين نوشته بودي که نوراني با خاينان يکجا شده و به هوتل‌ها ميرود. اين به اين معني است که يکجا شدن با خاينان يعني خود خاين شدن.

امروز خودت از نشر اين مقاله از نوراني پوزش مي‌خواهي. آيا به نظر خودت، خواستن پوزش از دوست خاين، خود يک خيانت نيست؟؟؟؟؟؟

خادم مومنی
چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟ ضد و نقیض گویی میرهزار

پاسخت را من میدهم:

میرهزار در مخالفتش با راوا از کدام اصول و تفکر خاصی پیروی نمیکند بنا استقرار فکری ندارد و در ضدیتش با راوا ضد و نقیض گویی میکند. او سوراخ میپالد که عیبی بیابد و بعد آنرا به راوا منتسب ساخته از آن استفاده تبلیغاتی علیه راوا نماید. وقتی لحن و استدلال وی در برابر راوا را ببینیم طوری درک میکنیم که وی راوا را جدی ترین دشمن افغانستان و مردمش دانسته که با برچیده شدنش مشکل افغانستان هم حل میگردد! در مجموع در نوشته های میرهزار، به این حد کینه توزانه و بدبینانه در مقابل هیچ جنایتکار و ستمکار دیگر افغانستان وی ننوشته است.

لیستی از شش نفر را قطار کرده (اخیرا کشف تازه کرده و لیستش به هفت نفر ارتقا یافت و خانم صفیه صدیقی نیز علاوه شد!!) و هر لحظه تکرار میکند که اینها را راوا چیزی نگفته، اما به صدها خاین و جانی دیگری که تنها راواست که میپردازد و رسوای شان چشمش کور است.

میرهزار از یکسو راوا را "اپوزیسیون نه چندان نیرومند" می‌نامند و از جانب دیگر به خلیلزاد و کرزی و تیمش آنرا پیوند میدهد، اگر وی واقعا راوا را نوکر امریکا و خلیلزاد و در مجموع حکام افغانستان میداند، پس از کجا اپوزیسیون شد؟ یا شاید معنی اپوزیسیون را نمیداند!

وی هرآنچه را که علیه راوا از پیام گذاران در مقالات کابل پرس? بدستش میرسد حقیقت پنداشته و فوری آنرا در لیست انتقاداتش از راوا علاوه میکند، وی هنوز به این درک نرسیده که در افغانستان تهمت و بهتان زدن امری عادیست و بدون دلیل و مدرک کافی اگر بخواهیم هر اتهامی را وارد بدانیم حال ما زار است.

میرهزار هیچگاهی هم جواب روشن نداد که در لیست جانیان خودش چرا هم قبیله‌ای های خودش را شامل نساخته بود؟؟ و اینرا هم نمی‌نویسد که چرا در برابر رژیم آخند های خونخوار ایرانی موضعگیری جدی و قاطع ندارد بلکه انتشار چند خبر در سایت کابل پرس را دلیلی میاورد که گویا مقابل ایران و فاشیزم و خیانتش به مردم افغانستان موضع گرفته است، اخباری که ممکن ایرنا و مطبوعات ایرانی نیز آنرا انتشار دهند.

اگر کابل پرس در برابر رژیم ایران موضعگیری جدی و شفاف میداشت، مثل هزاران سایت دیگر در ایران فیلتر میشد، درحالیکه طوری به نظر میرسد که بیش از هفتاد فیصد بینندگان سایت کابل پرس از ایران اند و هیچگونه مشکلی از این ناحیه ندارد.

طالب کاکو
کاریک روزنامه نگار جسجو گری وپالیدن حقایق است نه چیزدیگر

آقای خادم مومنی !

شمادرقسمت از پیام تان در باره میرهزار چنین ارشاد میفرمایئد:

.

او سوراخ میپالد که عیبی بیابد و بعد آنرا به راوا منتسب ساخته از آن استفاده تبلیغاتی علیه راوا نماید

اگر شما خائن نیستید چرا از پالیدن یک ژورنالیست هراس دارید؟

چرا هرجستجوگری نام سوراخ پالیدن میدهید؟

منصور بیکزاد

راوا خود را هر چه بیشتر بی آب کرد

نوشته ی جمشید نام به خوبی ثابت می سازد که راوا برای زدن حریفان خود به اتهامات ناجوانمردانه و زبان لچکانه توسل می جوید. جالب این است که نویسنده اراجیف بالا بعد از بیرون ریختن عقده های درونی اش در مقابل نورانی، کار خستگی ناپذیر در روزگاران را به کدام مخلوق ناشناس بدخوی ربط می دهد که می آمد و دیگران را ارشاد می کرد!!! عجبا! وقتی نورانی مدیر مسوول روزگاران بود، هر هفته و در هشت صفحه چاپ می شد، و از همان "جمع" تنها واسع یک مقاله برای روزگاران می نوشت، نه شخ بروت های دیگر که خود را رهبر می نامند. به مجردی که واسع نام آمد، هر هفته چاپ به دو هفته و هشت صفحه به چهار صفحه تبدیل شد و بعد از چندی هم که واسع تک و تنها ماند، مسئله مالی بهانه قرار داده شد و روزگاران بسته شد. چرا مخلوق ناشناس به انجنیر صاحب واسع کمک نمی کرد و چرا به خاطر اعلان اردوی ملی در روزگاران، از گوش هایش نگرفت؟؟؟
و این "جمع" واقعاً وقیح و حقیر که تاب دیدن سواد، کار، فعالیت، خستگی ناپذیری، تعهد، پشتکار، خلاقیت و دلگرمی نورانی را ندارند و همیشه خود را "مشعلدار مبارزه"، "تنها سازمان مبارز" و فلان و به همان دانسته اند، باید بر نورانی بتازند که از پول نان خود به چاپ پیشرو مبادرت می ورزد و به جوانان آگاهی می دهد (در حالی که خود شان از بهترین نوع امکانات برخوردار بوده، نان شان آماده و هیچگاه برای پیدا کردن آن عرق نریخته اند. خدا خانم خلیلزاد را زنده داشته باشد). رهبران راوا که زنان شان را به ماشین چوچه کشی مبدل کرده و در تخریب شخصیت و بستن اتهامات به دیگران گوی سبقت از همه می ربایند، تحمل دیدن چنین کاری را ندارند و با هزار حرامزادگی تلاش می کنند شخصیت چنین افراد را در اذهان بزنند. و عجیب تر این است که راوا از آدرس های نامعلوم با نام های مجهول (گاه با نام محمود، گاه عدنان، عاصم سیف، پویانپور و اکنون جمشید) به ترور شخصیت نورانی رو آورده و او را "روشنفکر مفلوک" نام می دهد، غافل از اینکه فلاکت خود راوا چنان آفتابی و روشن است که نوشتن کتاب خانم سرجاسوسی برای راوا از جمله افتخارات راوا است و تقدیرنامه هایی را که از کنگره امریکا و کشورهای دیگر گرفته، به رخ دیگران می کشد و به آن افتخار می کند!!! فرستادن اطفال به امریکا را نیز از شاهکارهایش می داند! اگر فرستادن اطفال پروژه نباشد و پول نداشته باشد، ده ها طفل چه که یک طفل هم به امریکا یا اروپا نخواهد رفت. و برای اینکه در این پروژه دل برخی از ناآگاهان را به دست آورده باشد، از ولایت های مختلف، اطفال مختلف را به خارج فرستاده است (به زعم خود شان وحدت ملی! را حفظ کرده اند)!
راوا اگر با ده ها نام مجهول بنویسد، ماهیت همان ماهیت منقلب راوایی بعد از میناست. چه محمود بنویسد، چه عدنان، عاصم سیف، پویانپور یا جمشید نام. هیچ تفاوتی نمی کند. همه از یک آخور آب می خورند و همه با اشاره یک فرد نوشته می کنند و همه یک وظیفه را دنبال می کنند: ترور شخصیت نورانی. ذکر یک نکته را لازم می دانم که راوا یا محمود آقا کور خوانده است. نورانی نه واصف باختری است، نه فاروق فارانی و نه ده ها گریخته و به اصطلاح شما "...زوک" است که برای شما عرصه را اینقدر زود خالی کند. شما هر چه اتهام در بوجی دشنام دارید، بیرون بریزید. اتهامات کثیف شما نورانی را در مبارزه اش بیش از پیش مستحکمتر خواهد ساخت و دروغگویی های شما را هرچه آفتابی تر.

عبیداله
خاک ده سر کل تان = کل تان اولاد های سازمان رهایی هستید

ما نه از راوایش خیر دیدیم نه از نورانی‌اش. کل شان علف های هرزه یک بوستان هستند.

مادر کل شان "سازمان رهایی افغانستان" است که میخواهد افغانستان را باز کمونیستی و نوع مائوئیستی آن بسازد. نورانی نام تمام عمرش را منحیث عضو ارشد این سازمان سپری کرده و حال هم بصورت تاکتیکی وارد کار علنی شده و ظاهرا خود را جدا از این جمع وانمود میسازد اما خودش زمانی اعتراف کرد که "بنیادگرای چپ" است.

نورانی که در کلید گروپ نبش زده اما برای سازمان رهایی کار میکند و میکوشد که جوانان را به دامن کمونیزمش شکار کند. اخیرا شنیده ام که سازمان تازه‌ای نیز ساخته که رهبری اش همان رهبری سازمان رهایی است اما با نام متفاوت.

ادریس

چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

آقای میرهزار! در افشاگری افرادسیاسی و سازمان های سیاسی ضد بنیادگرای و امپریالیزم تحولی در عرصه جاسوسی است نه در ژورنالیزم. گرم نگهداشتن بحثها میان طرفداران راوا و نورانی فقط آب در آسیاب آمریکا ریختن است وشما بسیار موفق هستید.منتظر باشید.... که از طرف CIA بامدال های جاسوسی قدردانی خواهید شذ.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس