در دوران محرومیت تاریخی چند قرنه ی خود ھزارہ ھا به حدی آلینه گشته اند که در حال حاضر بیشترین تحصیل کردگان و روشن فکران این ملت بدون این که در مورد پیشینه ی تاریخی و زبان خود تحقیق و کنجکاوی کردہ باشند، پیھم اصرار می ورزند که زبان شان فارسی است. در حالیکه از روی منابع تاریخی، جمجمه شناسی و ژنتیکی، این حرف به پایه ی ثبوت رسیدہ است که ھزارہ ھا از نظر نژادی ترک و مغول ھستند. اگر اوضاع را با دید بازتر بررسی نماییم به وضوح دیدہ می شود که ترک و مغول و یا زرد پوستان در ھیچ جای از دنیا فارسی زبان نیستند. تنھا گروہ کوچک از ترک ھای جھان و زرد پوستان، ھزارہ ھا می باشند که خویشتن را فارسی زبان می پندارند ۔
گنجینه ی کلمات زبان ھزارگی و خصوص نام ھای پدیدہ ھای طبیعی و خانوادگی حکایت از این دارد که ھزارہ ھا فارسی زبان نیستند.
زبان شناس پاکستانی پروفیسور شرافت عباس در مورد خصوصیت زبان برای شناخت یک ملت چنین ابراز نظر می نماید:
زبان و گویندگان آن در یک پیوند از ھم ناگسستنی قرار دارند. زبان یک ملت به مثابه آیینه می باشد که در شفافیت آن تاریخ ، رسوم ، عادات فرھنگ ، تمدن ، مذاق و سلیقه ی جمعی آن ملت به وضوح تبلور می گردد. اگر مسئله با دقت بیشتر پی گیری شود تدوین و تبیین تاریخ یک ملت تنھا ازین راہ میسر است. (طلوع فکر شمارہ 8 )
قابل یاد آوری است که تحصیل کردگان و قلم بدستان مردم ھزارہ در ایران و ھزارستان تا ھنوز زبان شان را نشناخته اند و از وجود ھزارگی منکر ھستند اما پروفیسور شرافت عباس ( که زبان مادری اش اردو است و در دانشگاہ ایالت بلوچستان پاکستان استاد فارسی نیز بود) زبان ھزارگی را مورد تحقیق و تدقیق قرار دادہ می نویسد :
در مورد زبان ھزارگی معمولا به این گفته اکتفا می کنند که ھزارگی لھجه ویژہ فارسی می باشد! ولی اگر به اساس بینش فوق این زبان را مورد تدقیق نظر قرار دھیم به این نتیجه خواھیم رسید که مسئله به این ھمه سادگی ھم نیست. یا، ھمانند ساختمان فیزیکی مردم ھزارہ زبان شان ھزارگی نیز رنگ و صبغه مغولی را در خود دارد. ( ھمان)
علاوہ بر پروفیسور شرافت عباس محققان و پژوھش گرانی که ھزارہ ھا را مورد تدقیق قرار دادہ اند ، به اثبات رسانیدہ اند که زبان ھزارہ ھا در گذشته ھا ترکی مغولی بودہ است.
درین مورد تیمور خانوف می نویسد:
عناصر ترکی در زبان ھزارگی بیشتر از عناصر ترکی در زبان تاجیکی می باشد. مخصوصن نامھای علوفه و بوته ھا تقریبن اکثر ترکی ھستند ولی بصورت کلی عناصر تاجیکی ( فارسی و دری) بیشتر از عناصر ترکی در زبان ھزارہ ھا نقش بازی می کردہ است. دلیلش ھم آنست که پیش از حملات چینگیز خان به افغانستان فعلی، مردم تاجیک منطقه ی غور را اشغال نمودہ و به شکل ھمسایه با ھزارہ ھا که بعدا در آنجا رخنه کردہ بودند بود و باش داشتند.
تاجیک ھا اکثریت نفوس شھری مملکت را در بر می گرفتند و اکثر محققین این حقیقت را تایید می نمایند که شروع قرن شانزدہ تاجیک ھا اکثریت ساکنین شھر را تشکیل می دادند در تمام قرون وسطی زبان تاجیکی در شھر ھای ھرات،قندھار، کابل و غزنی زبان مسلط بود.
مردم تاجیک تاثیرات زیادی بر روابط اقتصادی و اجتماعی ملت ھزارہ وارد ساختند که با در نظر داشت پارہ از خصوصیات ملی ھزارہ ھا می توان گفت: آن تاثیرات شامل پیدایش کلتور، فرھنگ و روابط عمدہ ی اقتصادی و اجتماعی در بین ملت ھزارہ بودہ است.
خوانین ھزارہ توانسته بودند طی قرن نوزدہ در بار ھای مشابه در بارھای تاجیک و ایرانی برای خویشتن بسازند. در دربار خان ھا و یا فئودال ھای ھزارہ حتا تا حال حاضر نیز نوشته ھای کلاسیک فارسی قدیمی از قبیل شاھنامه فردوسی، دیوان حافظ شیرازی، آثار سعدی و رودکی مورد استفادہ قرار می گیرد.
در بعضی از آثار و نوشته ھای مربوط به تاریخ ھزارہ ھا موضوع و انکشاف دین اسلام به مشاھدہ رسیدہ است، که به دلچسپی و اھمیت این موضوع در تاریخ ملت ھزارہ اندکی مکث می نمایم. برای ما نیز موضوع مذکور بدان جھت اھمیت دارد که چرا ملت ھزارہ مراسم دینی و روحانی بلکه علاوہ بر اعتقادات دینی، خط و املاء زبان ایرانی و تاجیکی نیز مورد تقلید قرار گرفته اند. (تاریخ ملی ھزارہ ص 39 – 42 )
حسن فولادی یکی از محققان ھزارہ در مورد زبان ھزارہ ھا در کتاب "ھزارہ ھای" خود می نویسد:
یکی او ویژہ گی ھای که ھزارگی را از سایر لھجه ھای فارسی متمایز می سازد وجود الفاظ ترکی است که بطور کلی در لھجه ھای ھراتی و کابلی یافت نمی شود. اما به رغم این تفاوت ، ھزارگی تفاوت دیگر نیز با فارسی دری دارد بخاطر وجود واژہ ھای مغولی است.
باری با یک بررسی کلی می توان گفت تفاوت ھزارگی با فارسی ھمانند تفاوت انگلو رومانی با انگلیسی جیپسی است که در ھر دو زبان بیگانگی فراوان به ویژہ در الفاظ و ھمچنین دوگانگی در ساختار و دستور زبان ھا ھویدا است.
حسن فولادی افزودہ است :
تحقیقات و بررسی ھا نشان می دھد که ھزارہ ھا زبان اصلی شان را تدریجن فراموش کردہ و به مرور اعصار زبان فارسی را به حیث زبان شان اتخاذ کردہ اند. این تحقیقات نمایانگر این است که از قرن سیزدہ تا قرن شانزدہ عدہ ی در این سرزمین (ھزارستان) به زبان مغولی سخن می گفته اند.
حسن فولادی چنین نتیجه گیری می کند:
ھزارہ ھا زبان اصلی شان را در دوران قرن شانزدہ تا نوزدہ فراموش کردہ و در مدت قرون مزبور زبان جدیدی آموخته اند که ھمان فارسی است.
سید عسکر موسوی در مورد زبان ھزارہ ھا نظرش بر این است :
برای تحقیق زبان شناختی در مورد ھزارگی زبان و گویش ھزارہ ھا، دو جنبه باید مد نظر قرار گیرد. اول، رابطه بین گویش ھزارگی و زبان ھای مھمی که بر آن تاثیر گذاسته اند. مانند فارسی، مغولی، و ترکی ، و دامنه تأثیرات ھر کدام از آنھا بر ھزارگی. دوم ویژگی ھای خاص و منشأ گویش ھزارگی. تحقیقات نشان می دھد که ھزارگی گویشی مختلط از فارسی ، مغولی و ترکی با سنت گفتاری مخصوص به خود اما تدوین نشدہ. تا کنون اثری با گویش ھزارگی نوشته نشدہ است. تحصیل کردہ گان، محققان و نویسندگان ھزارہ ھمیشه به فارسی، عربی و اخیرن به زبان ھای اروپایی نوشته اند ، اما ھیچ گاہ به ھزارگی اثری تدوین نکردہ اند. (ھزارہ ھای افغانستان ص 119 )
مورخ و زبان شناس افغانستانی، نجیب مایل ھروی می نویسد :
ترکان را بنگرید که چون بر این منطقه ( ایران و افغانستان کنونی) مسلط شدند، به فرھنگ و زبان فارسی انیس شدند و ھمدم.بسا اینکه فرھنگ و زبان خود را فراموش کردند. آنان نه تنھا حامی شاعران و نویسندگان فارسی زبان بودند که خود نیز به شعر سرایی پرداختند.
مغولان را در نظر آرید که با یاسای چنگیز و با وحشت بی کران بر سر زمین ھای فارسی گویان مسلط شدند. دیری نپایید که با فرھنگ و زبان فارسی مالوف گردیدند و مأنوس، بحدی که دستگاہ تاریخ نگاری براہ انداختند و بزم ھای شان را با قند پارسی شکرین ساختند. اخلاف آنان یعنی تیموریان آنچنان متوجه زبان و فرھنگ فارسی شدند که گاہ آدمی را مردد می سازد که آنان فارسی زبان نبودہ اند؟؟؟( تاریخ و زبان در افغانستان ص 109 )
محقق ھزارہ، طارق مالستانی که 3136 واژہ ھای غیر فارسی در زبان ھزارگی را جمع آوری و تدوین نمودہ است، می نویسد :
محیط زیست و دلبستگی مفرط مردم ھزارہ با فارسی، زمینه ی ریشه دوانی عمیق را فراھم ساخته و کار به جایی رسیدہ که قوم ھزارہ از جمله فارسی زبانان افغانستان محسوب می گردد، ورنه مردم ھزارہ زبان شان مغولی بودہ و فعلن ھم موجود است.( فرھنگ ابدایی ملی ھزارہ ص 2 )
شاہ علی اکبر شھرستانی استاد دانشگاہ کابل در کتاب "قاموس لھجه دری ھزارگی" خود 1488 واژہ ھای ترکی مغولی را جمع آوری و تکثیر نمودہ است. شاہ ولی شفایی چندین ھزار واژہ ھای ترکی مغولی زبان ھزارگی را جمع آوری نمودہ که تا ھنوز نشر نشدہ است. محمد عیسی اورزگانی یکی از محققان پر کار ھزارہ بنام "اوگل" بیشترین کلمات غیر فارسی در زبان ھزارگی را جمع آوری نمودہ که آمادہ چاپ است.
محقق دیگری ھزارہ رمضان سلطانی در حال حاضر در کویته پاکستان بسر می برد و با اکادمی ھزارگی ھمکار می باشد، موصوف حدود دوازدہ ھزار (12000)کلمات غیر فارسی را در زبان ھزارگی جمع آوری نمودہ است که در آیندہ ھای نزدیک توسط اکادمی ھزارگی بچاپ خواھد رسید.
محققانی که تا ھنوز زبان ھزارگی را مورد تدقیق و بررسی قرار دادہ اند، تحقیقات شان در این مورد ابتدایی است و خصوصیات ھمه جانبه ی ھزارگی را بدرستی مورد بررسی قرار دادہ نتوانسته اند. به عنوان مثال حسن فولادی نظرش بر این است که : "باری با یک بررسی کلی می توان گفت تفاوت ھزارگی با فارسی ھمانند تفاوت انگلو رومانی با انگلیسی جیپسی است که در ھر دو زبان بیگانگی فراوان به ویژہ در الفاظ و ھمچنین دوگانگی در ساختار و دستور زبان ھا ھویدا است" اما در جای دیگر می گوید: " ھزارہ ھا زبان اصلی شان را در دوران قرن شانزدہ تا نوزدہ فراموش کردہ و در مدت قرون مزبور زبان جدیدی آموخته اند که ھمان فارسی است"
اگر ھزارہ ھا زبان اصلی شان را کاملن فراموش کردہ باشند پس 12000 و اگر دراین مورد تحقیق جدی صورت بگیرد بیشتر از این ، کلمات غیر فارسی چگونه سرایت کردہ اند؟ قابل یاد آوری است که محققانی که زبان ھزارگی را مورد تدقیق قرار دادہ اند، آنھا فقط عناصر فارسی، تر کی و مغولی را در زبان ھزارگی یاد آور شدہ اند اما گاھی ھم در ذھن شان خطور نکردہ است که در دوران سلطنت کوشانی ھا روابط مردم ھزارستان مدت چھار قرن با ھندی ھا نیز استوار بود. تبلیغ دین بودا در ھزارستان توسط راھب ھای ھندی به زبان سانسکیریت می شد. بعد ازان در قرون وسطی و قرون جدید نیز ھزارہ ھا با مردم شبھه قارہ ھند مناسبات اجتماعی داشته اند که این روابط ، زبان مردم ھزارہ را نیز متأثر ساخت.آواز ھای صامت "ٹ" و " ڈ " و بیشترین آواز ھای مصوت ھزارگی که در زبان فارسی وجود ندارد ، ھمخوانی با آواز ھای مصوت ھند آریايی دارد.
پس در این صورت این امر واضح می گردد که در تشکیل زبان ھزارگی غیر از زبان ھای ترکی ، مغولی و فارسی، زبان سانسکیریت نیز نقش داشته و از ترکیب زبان ھای مزبور زبانی دیگری با ویژگی خاص خود بنام " ھزارگی" عرض وجود کردہ، که این زبان از نظر فونولوژی ، مارفولوژی و سیمانتکس از زبان ھای یاد شدہ کاملن متفاوت است.
این یک فرمول علمی است کہ ازترکیب کردن عناصر چند گانه چیزی متفاتی دیگر را بدست می آوریم. مانند اینکه از ترکیب چند رنگ، یک رنگ متفاوت دیگر به وجود می آید. در مورد زبان ھا نیز این فرمول صدق می کند.یعنی از ترکیب زبان ھای عربی ، فارسی ترکی و ھندی زبان دیگری بنام " اردو" را در حوضه ی زبانی به چشم سر می بینیم.ھمین گونه از یکجا شدن زبان پشتو و پنجابی در شمال پاکستان، زبانی بنام" ھندکو" به وجود آمدہ است. یا صریح تر بگویم که از ترکیب زبان ھای سغدی، سگزی، پھلوی و با چھیل در صد کلمات عربی زبانی بنام فارسی را در پیش رو داریم.
دانشمندان و زبان شناسان، زبان فارسی را از لحاظ اختلافاتی که در آن در سرزمین ھای مختلف وجود دارد، آن را تحت سه عنوان فارسی، دری و تاجیکی مطالعه نمودہ اند. به عنوان مثال زبان شناس دکتور روان فرھادی کتاب دکتورای خود را بنام " زبان گفتار یا تکلم در افغانستان و دری کابلی" به زبان فرانسوی نوشته که به زبان ھای دیگر نیز ترجمه شدہ است.
پس بھتر خواھد بود که در مورد زبان ھا از علم جدید زبان شناسی استفادہ کردہ زبان ھزارگی را نیزاز این دید بر رسی نمودہ برای گسترش آن سعی نماییم
نظرات
27 دیدگاهچگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
علی جان
یک قوم هیچ وقت دو نژادی شده نمیتواند و انچه خودت فرموده ای ( ھزارہ ھا از نظر نژادی ترک و مغول ھستند. ) کاملا نادرست است از گفته شما چنان بر می اید که یعنی هزاره ها از پدر مغول و از مادر ترک هستند و یا بر عکس ، به اغلب شواهد هزاره ها مغول هستند ودر قسمت اینکه چگونه میتوانید هزارگی را یک زبان مستقل قرار دهید ؟ با ید لسان مغولی مروج در منگولیا یا مغولستان را بیاموزید و انرا زبان مستقل تان قرار دهید اما اگر شما لسان دری را به لهجه هزارگی نوشته کرده وانرا زبان هزارگی قلمداد کنید مضحک خواهد بود زیرا اصلا لسان دری است وصرف لهجه های گویشی متکلمین ان مختلف میبا شد که نمیشود انرا به بزعم شما به دری هزارگی دری ایرانی دری تاجکی دسته بندی کرد
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
علی جان بوت هایم با بوت های خلق تاجیک فرق دارد بنا بر ان لسانم میباید متفاوت باشد. ده کجا درخت ها کجا.
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
خوب شد شما خود مغل بودن یا چنگیزی بودن خود را قبول نمودید امید روشن فکران دیگر هم بیایند و چنگیزی بودن را به بابه مزاری هم ربط دهند تا جامعه افغانی بیشتر گند شما را بشناسند.
بر پدر هر چه خر است لعنت
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
بلاخره بعد از تحقیق زیاد فهمیدیم مادر ما هزاره ها ترک، پدر ما مغل، کاکای ما آیغور، مامای ما هندو، عمه ما یهود، خاله ما نصارا، خاله خشوی ما پنجابی، برادر اندر ما از پدر (به دلیل مداخله مذهب شیعه و قبولی متعه) پشتون، خواهر ما (از پدر) ترکمن است. انشاالله مبارک مان باشد این یعنی هزار ره.
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
شما هزاره ها با اينكار تان چي را ميخواهيد ثابت كنيد ؟ برفرض كه هزارگي زبان باشد ، خب اين مثلاً ميشود افتخار براي شما !!!!
و اما يك سوال : در زبان فارسي تاجيكستان واژه هاي روسي و در زبان فارسي ايران واژه هاي فرانسويي بيشتر وارد شده است حالا ميشود زبان فارسي اين دو كشور را زبانهاي جداگانه حساب كرد ؟ و اين را هم بايد گفت كه لهجه مردم تخار و بدخشان از تاجكستان متاثر شده است و واژه هايي در لهجه آن مناطق وجود دارد كه در ساير لهجه هاي زبان فارسي افغانستان وجود ندارد .
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
باسوادان ما ریشه ما را آنقدر به این و آن ارتباط دادند که در آخر نفهمیدیم
که کی هستیم از کجا آمده ایم و به کجا میرویم؟
ایا همیقدر کفایت نمیکند که بگوئیم،
از نژاد انسان
از قوم هزاره و
تبعه کشوری بنام افغانستان هستیم؟
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
تغایی ، والله که راست گفتی . در کتاب ( تمبة الغافلین ) آمده است که « مغولان » ابتدا کشور « ترکیه » را فتح نمودند و هزاران زن ترکی را سوار شده داخل افغانستان گردیدند . آمدند ، کشتند ، سوختند و بردند . لیکن آن زنان حامله را جا گذاشتند تا اطفال دو رگه ای شان را سر فرصت بزایند . کنون این گوساله های دو نسله نمیدانند که مغولی یا ترک اند . زبان فارسی را از روی کوچه و بازار آموختند و امروزه آن لهجه بازاری فارسی را « لسان » هزاره گی مینامند .
لعنة الله علی القوم الجاهلین .
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
به علی اباد
از روی کامنت گذاشتن ات معلوم است که اولاد فاحشه هستی. معلوم است که در گوشه ای کدام کوچه از کدام فاحشه زاده شده ای که به ملیونها نفر به همین سادگی توهین می کنی. دوست ندارم به کدام قوم توهین کنم مگر لعنت به تو و فامیلی که در ان زاده و بزرگ شده ای و لعنت به کل قوم و نسل و نژاد ات. او بی ناموس حرامی مگر این قدر عقل نداری بدانی که نویسنده این مطلب بی سر و پای یک نفر است. تو حرامی بی تربیت به ملیون ها انسان به خاطر یک نفر توهین می کنی.
به ثمینه
او فاحشه
او فاحشه زاده
نویسنده یک نفر است یا کل هزاره ها که تو حرامی پدرلعنت به جای نویسنده به کل یک قوم توهین می کنی؟
به نویسنده مطلب فوق
بس کن ای مطالب احمقانه و بی سر و پایت را او لوده.
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
هزاره ها اول آزمايش دي ان اِ دادند كه مغول نبودشان را ثابت كنند حالا ادعا دارند كه زبان شان مغولي است و زبان فارسي بعداً وارد زبان شان شده است به تاييد دوستي كه كامنت نوشته ، كاري نكنيد كه در آخر نفهميد كي هستيد؟
بعدش خدمت جناب سرمست ؛ كامنت شما خيلي بدتر از كامنت ديگران است . كسي كه عقل و منطق داشته باشد اينگونه جواب نميدهد.
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟
آقاي محترم و مؤدب جناب سرمست !!!!
"از كوزه همان برون تراود كه در اوست " معرف هر كسي سخنان اوست . حرفي ديگري ندارم فقط يك سوال:
مي شود بگوييد كه من چه توهيني به هزاره ها كرده ام .