چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟ - Kabul Press رفتن به محتوای اصلی
چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

در دوران محرومیت تاریخی چند قرنه ی خود ھزارہ ھا به حدی آلینه گشته اند که در حال حاضر بیشترین تحصیل کردگان و روشن فکران این ملت بدون این که در مورد پیشینه ی تاریخی و زبان خود تحقیق و کنجکاوی کردہ باشند، پیھم اصرار می ورزند که زبان شان فارسی است. در حالیکه از روی منابع تاریخی، جمجمه شناسی و ژنتیکی، این حرف به پایه ی ثبوت رسیدہ است که ھزارہ ھا از نظر نژادی ترک و مغول ھستند. اگر اوضاع را با دید بازتر بررسی نماییم به وضوح دیدہ می شود که ترک و مغول و یا زرد پوستان در ھیچ جای از دنیا فارسی زبان نیستند. تنھا گروہ کوچک از ترک ھای جھان و زرد پوستان، ھزارہ ھا می باشند که خویشتن را فارسی زبان می پندارند ۔

گنجینه ی کلمات زبان ھزارگی و خصوص نام ھای پدیدہ ھای طبیعی و خانوادگی حکایت از این دارد که ھزارہ ھا فارسی زبان نیستند.

زبان شناس پاکستانی پروفیسور شرافت عباس در مورد خصوصیت زبان برای شناخت یک ملت چنین ابراز نظر می نماید:

زبان و گویندگان آن در یک پیوند از ھم ناگسستنی قرار دارند. زبان یک ملت به مثابه آیینه می باشد که در شفافیت آن تاریخ ، رسوم ، عادات فرھنگ ، تمدن ، مذاق و سلیقه ی جمعی آن ملت به وضوح تبلور می گردد. اگر مسئله با دقت بیشتر پی گیری شود تدوین و تبیین تاریخ یک ملت تنھا ازین راہ میسر است. (طلوع فکر شمارہ 8 )

قابل یاد آوری است که تحصیل کردگان و قلم بدستان مردم ھزارہ در ایران و ھزارستان تا ھنوز زبان شان را نشناخته اند و از وجود ھزارگی منکر ھستند اما پروفیسور شرافت عباس ( که زبان مادری اش اردو است و در دانشگاہ ایالت بلوچستان پاکستان استاد فارسی نیز بود) زبان ھزارگی را مورد تحقیق و تدقیق قرار دادہ می نویسد :

در مورد زبان ھزارگی معمولا به این گفته اکتفا می کنند که ھزارگی لھجه ویژہ فارسی می باشد! ولی اگر به اساس بینش فوق این زبان را مورد تدقیق نظر قرار دھیم به این نتیجه خواھیم رسید که مسئله به این ھمه سادگی ھم نیست. یا، ھمانند ساختمان فیزیکی مردم ھزارہ زبان شان ھزارگی نیز رنگ و صبغه مغولی را در خود دارد. ( ھمان)
علاوہ بر پروفیسور شرافت عباس محققان و پژوھش گرانی که ھزارہ ھا را مورد تدقیق قرار دادہ اند ، به اثبات رسانیدہ اند که ‍زبان ھزارہ ھا در گذشته ھا ترکی مغولی بودہ است.
درین مورد تیمور خانوف می نویسد:

عناصر ترکی در زبان ھزارگی بیشتر از عناصر ترکی در زبان تاجیکی می باشد. مخصوصن نامھای علوفه و بوته ھا تقریبن اکثر ترکی ھستند ولی بصورت کلی عناصر تاجیکی ( فارسی و دری) بیشتر از عناصر ترکی در زبان ھزارہ ھا نقش بازی می کردہ است. دلیلش ھم آنست که پیش از حملات چینگیز خان به افغانستان فعلی، مردم تاجیک منطقه ی غور را اشغال نمودہ و به شکل ھمسایه با ھزارہ ھا که بعدا در آنجا رخنه کردہ بودند بود و باش داشتند.

تاجیک ھا اکثریت نفوس شھری مملکت را در بر می گرفتند و اکثر محققین این حقیقت را تایید می نمایند که شروع قرن شانزدہ تاجیک ھا اکثریت ساکنین شھر را تشکیل می دادند در تمام قرون وسطی ‍زبان تاجیکی در شھر ھای ھرات،قندھار، کابل و غزنی زبان مسلط بود.

مردم تاجیک تاثیرات زیادی بر روابط اقتصادی و اجتماعی ملت ھزارہ وارد ساختند که با در نظر داشت پارہ از خصوصیات ملی ھزارہ ھا می توان گفت: آن تاثیرات شامل پیدایش کلتور، فرھنگ و روابط عمدہ ی اقتصادی و اجتماعی در بین ملت ھزارہ بودہ است.
خوانین ھزارہ توانسته بودند طی قرن نوزدہ در بار ھای مشابه در بارھای تاجیک و ایرانی برای خویشتن بسازند. در دربار خان ھا و یا فئودال ھای ھزارہ حتا تا حال حاضر نیز نوشته ھای کلاسیک فارسی قدیمی از قبیل شاھنامه فردوسی، دیوان حافظ شیرازی، آثار سعدی و رودکی مورد استفادہ قرار می گیرد.

در بعضی از آثار و نوشته ھای مربوط به تاریخ ھزارہ ھا موضوع و انکشاف دین اسلام به مشاھدہ رسیدہ است، که به دلچسپی و اھمیت این موضوع در تاریخ ملت ھزارہ اندکی مکث می نمایم. برای ما نیز موضوع مذکور بدان جھت اھمیت دارد که چرا ملت ھزارہ مراسم دینی و روحانی بلکه علاوہ بر اعتقادات دینی، خط و املاء زبان ایرانی و تاجیکی نیز مورد تقلید قرار گرفته اند. (تاریخ ملی ھزارہ ص 39 – 42 )

حسن فولادی یکی از محققان ھزارہ در مورد زبان ھزارہ ھا در کتاب "ھزارہ ھای" خود می نویسد:

یکی او ویژہ گی ھای که ھزارگی را از سایر لھجه ھای فارسی متمایز می سازد وجود الفاظ ترکی است که بطور کلی در لھجه ھای ھراتی و کابلی یافت نمی شود. اما به رغم این تفاوت ، ھزارگی تفاوت دیگر نیز با فارسی دری دارد بخاطر وجود واژہ ھای مغولی است.
باری با یک بررسی کلی می توان گفت تفاوت ھزارگی با فارسی ھمانند تفاوت انگلو رومانی با انگلیسی جیپسی است که در ھر دو زبان بیگانگی فراوان به ویژہ در الفاظ و ھمچنین دوگانگی در ساختار و دستور زبان ھا ھویدا است.

حسن فولادی افزودہ است :
تحقیقات و بررسی ھا نشان می دھد که ھزارہ ھا زبان اصلی شان را تدریجن فراموش کردہ و به مرور اعصار ‍زبان فارسی را به حیث زبان شان اتخاذ کردہ اند. این تحقیقات نمایانگر این است که از قرن سیزدہ تا قرن شانزدہ عدہ ی در این سر‍زمین (ھزارستان) به زبان مغولی سخن می گفته اند.
حسن فولادی چنین نتیجه گیری می کند:
ھزارہ ھا زبان اصلی شان را در دوران قرن شانزدہ تا نوزدہ فراموش کردہ و در مدت قرون مزبور زبان جدیدی آموخته اند که ھمان فارسی است.
سید عسکر موسوی در مورد زبان ھزارہ ھا نظرش بر این است :
برای تحقیق زبان شناختی در مورد ھزارگی زبان و گویش ھزارہ ھا، دو جنبه باید مد نظر قرار گیرد. اول، رابطه بین گویش ھزارگی و زبان ھای مھمی که بر آن تاثیر گذاسته اند. مانند فارسی، مغولی، و ترکی ، و دامنه تأثیرات ھر کدام از آنھا بر ھزارگی. دوم ویژگی ھای خاص و منشأ گویش ھزارگی. تحقیقات نشان می دھد که ھزارگی گویشی مختلط از فارسی ، مغولی و ترکی با سنت گفتاری مخصوص به خود اما تدوین نشدہ. تا کنون اثری با گویش ھزارگی نوشته نشدہ است‏. تحصیل کردہ گان، محققان و نویسندگان ھزارہ ھمیشه به فارسی، عربی و اخیرن به زبان ھای اروپایی نوشته اند ، اما ھیچ گاہ به ھزارگی اثری تدوین نکردہ اند. (ھزارہ ھای افغانستان ص 119 )

مورخ و زبان شناس افغانستانی، نجیب مایل ھروی می نویسد :
ترکان را بنگرید که چون بر این منطقه ( ایران و افغانستان کنونی) مسلط شدند، به فرھنگ و زبان فارسی انیس شدند و ھمدم.بسا اینکه فرھنگ و زبان خود را فراموش کردند. آنان نه تنھا حامی شاعران و نویسندگان فارسی زبان بودند که خود نیز به شعر سرایی پرداختند.
مغولان را در نظر آرید که با یاسای چنگیز و با وحشت بی کران بر سر زمین ھای فارسی گویان مسلط شدند. دیری نپایید که با فرھنگ و زبان فارسی مالوف گردیدند و مأنوس، بحدی که دستگاہ تاریخ نگاری براہ انداختند و بزم ھای شان را با قند پارسی شکرین ساختند. اخلاف آنان یعنی تیموریان آنچنان متوجه زبان و فرھنگ فارسی شدند که گاہ آدمی را مردد می سازد که آنان فارسی ‍زبان نبودہ اند؟؟؟( تاریخ و زبان در افغانستان ص 109 )
محقق ھزارہ، طارق مالستانی که 3136 واژہ ھای غیر فارسی در زبان ھزارگی را جمع آوری و تدوین نمودہ است، می نویسد :

محیط زیست و دلبستگی مفرط مردم ھزارہ با فارسی، زمینه ی ریشه دوانی عمیق را فراھم ساخته و کار به جایی رسیدہ که قوم ھزارہ از جمله فارسی زبانان افغانستان محسوب می گردد، ورنه مردم ھزارہ زبان شان مغولی بودہ و فعلن ھم موجود است.( فرھنگ ابدایی ملی ھزارہ ص 2 )

شاہ علی اکبر شھرستانی استاد دانشگاہ کابل در کتاب "قاموس لھجه دری ھزارگی" خود 1488 واژہ ھای ترکی مغولی را جمع آوری و تکثیر نمودہ است. شاہ ولی شفایی چندین ھزار واژہ ھای ترکی مغولی زبان ھزارگی را جمع آوری نمودہ که تا ھنوز نشر نشدہ است. محمد عیسی اورزگانی یکی از محققان پر کار ھزارہ بنام "اوگل" بیشترین کلمات غیر فارسی در زبان ھزارگی را جمع آوری نمودہ که آمادہ چاپ است.
محقق دیگری ھزارہ رمضان سلطانی در حال حاضر در کویته پاکستان بسر می برد و با اکادمی ھزارگی ھمکار می باشد، موصوف حدود دوازدہ ھزار (12000)کلمات غیر فارسی را در زبان ھزارگی جمع آوری نمودہ است که در آیندہ ھای نزدیک توسط اکادمی ھزارگی بچاپ خواھد رسید.
محققانی که تا ھنوز زبان ھزارگی را مورد تدقیق و بررسی قرار دادہ اند، تحقیقات شان در این مورد ابتدایی است و خصوصیات ھمه جانبه ی ھزارگی را بدرستی مورد بررسی قرار دادہ نتوانسته اند. به عنوان مثال حسن فولادی نظرش بر این است که : "باری با یک بررسی کلی می توان گفت تفاوت ھزارگی با فارسی ھمانند تفاوت انگلو رومانی با انگلیسی جیپسی است که در ھر دو زبان بیگانگی فراوان به ویژہ در الفاظ و ھمچنین دوگانگی در ساختار و دستور زبان ھا ھویدا است" اما در جای دیگر می گوید: " ھزارہ ھا زبان اصلی شان را در دوران قرن شانزدہ تا نوزدہ فراموش کردہ و در مدت قرون مزبور زبان جدیدی آموخته اند که ھمان فارسی است"
اگر ھزارہ ھا زبان اصلی شان را کاملن فراموش کردہ باشند پس 12000 و اگر دراین مورد تحقیق جدی صورت بگیرد بیشتر از این ، کلمات غیر فارسی چگونه سرایت کردہ اند؟ قابل یاد آوری است که محققانی که زبان ھزارگی را مورد تدقیق قرار دادہ اند، آنھا فقط عناصر فارسی، تر کی و مغولی را در زبان ھزارگی یاد آور شدہ اند اما گاھی ھم در ذھن شان خطور نکردہ است که در دوران سلطنت کوشانی ھا روابط مردم ھزارستان مدت چھار قرن با ھندی ھا نیز استوار بود. تبلیغ دین بودا در ھزارستان توسط راھب ھای ھندی به زبان سانسکیریت می شد. بعد ازان در قرون وسطی و قرون جدید نیز ھزارہ ھا با مردم شبھه قارہ ھند مناسبات اجتماعی داشته اند که این روابط ، زبان مردم ھزارہ را نیز متأثر ساخت.آواز ھای صامت "ٹ" و " ڈ " و بیشترین آواز ھای مصوت ھزارگی که در زبان فارسی وجود ندارد ، ھمخوانی با آواز ھای مصوت ھند آریايی دارد.

پس در این صورت این امر واضح می گردد که در تشکیل زبان ھزارگی غیر از زبان ھای ترکی ، مغولی و فارسی، زبان سانسکیریت نیز نقش داشته و از ترکیب زبان ھای مزبور زبانی دیگری با ویژگی خاص خود بنام " ھزارگی" عرض وجود کردہ، که این ‍زبان از نظر فونولوژی ، مارفولوژی و سیمانتکس از زبان ھای یاد شدہ کاملن متفاوت است.
این یک فرمول علمی است کہ ازترکیب کردن عناصر چند گانه چیزی متفاتی دیگر را بدست می آوریم. مانند اینکه از ترکیب چند رنگ، یک رنگ متفاوت دیگر به وجود می آید. در مورد زبان ھا نیز این فرمول صدق می کند.یعنی از ترکیب زبان ھای عربی ، فارسی ترکی و ھندی زبان دیگری بنام " اردو" را در حوضه ی زبانی به چشم سر می بینیم.ھمین گونه از یکجا شدن ‍زبان پشتو و پنجابی در شمال پاکستان، زبانی بنام" ھندکو" به وجود آمدہ است. یا صریح تر بگویم که از ترکیب زبان ھای سغدی، سگزی، پھلوی و با چھیل در صد کلمات عربی زبانی بنام فارسی را در پیش رو داریم.
دانشمندان و زبان شناسان، زبان فارسی را از لحاظ اختلافاتی که در آن در سرزمین ھای مختلف وجود دارد، آن را تحت سه عنوان فارسی، دری و تاجیکی مطالعه نمودہ اند. به عنوان مثال زبان شناس دکتور روان فرھادی کتاب دکتورای خود را بنام " زبان گفتار یا تکلم در افغانستان و دری کابلی" به زبان فرانسوی نوشته که به زبان ھای دیگر نیز ترجمه شدہ است.
پس بھتر خواھد بود که در مورد زبان ھا از علم جدید زبان شناسی استفادہ کردہ زبان ھزارگی را نیزاز این دید بر رسی نمودہ برای گسترش آن سعی نماییم

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

27 دیدگاه
Ali

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

سلام

من خودم هزاره هستم و به آن‌ افتخار می‌کنم. ولی اهمقانه است اگر لهجه هزارگی راا ‌یک لسان بگوییم. از گفتار پاکستانی‌ها نقل قول کردن جهالت نویسنده راا نشان میدهد. پاکستان دایم در صدد بی‌ اتفاقی در افغانستان بوده و انسان‌های ساده لهو مانند شما فرب آنرا خورده و به نوشتن چنین مضمون مسخره انگیز مپردازید.

من به علی‌ جان نورانی دوست نادان مشوره میدهم که اول از همه تعریف لسان راا یاد بگیرد ta
کاپی کردن از دشمنان سوگند خورد افغانستان.

پاکستان به کهمک پشتون‌ها و هتاهزار‌ها و هر کس میخواهد افغانستان را نابود سازد.

Ali

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

وقتیکه هزاره‌ها ازظلم عبدالرحمن فراری پاکستان شدند.پاکستانی‌ها هزاره‌های افغانستان راا به نام نواسه‌های چنگز به غیرت آورده و به جنگ در مقابل هند از آنها استفاده میکردند.و از سالهای ۱۳۵۲ رادیو به لهجه هزارگی ساختنند تا مردم بد بخت و جاهل هزاره را بر ضدّ داود خان استفاده نمایند.اگر مردم بیسواد ما فریب پاکستانی‌ها را میخورند میتوان آنها را درک کرد ولی افسوس به تو جوان که هم باسواد هستی‌ و هم نادان.و با نوشتن چنین مزخرفات باعث تمسخر هموطنان, مردم بچاره هزاره را میسازی. هنوز بسیار جوان هستی‌ برای اتفاق و برادری و دوستی بنویس!!! برادر تان علی‌ حسین

ارمان

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

شما ضد مردم هزاره ايد وبايد از مردم شريف زحمت کش ودانا دوست يا گيريد. گفتن مغلى به هزاره ها کدام عيب وضررى ندارد. انسانيت با مغل بودن وپارسى بودن تمام نمى شود. شما خان زاده هاى پشتون ناتوانى و نادانى خود رادرپشت اين همه پيامهاى ضدبشرى پت مى کنيد. پشتون ها از بازماننده گان احمد خان ابدالي ( درانى) ا ستند. هزاره ها کلمه خان و سردار ندارند . ولي عزت دارند!!!!

خان را خو شما بختونها از چنگيز به ميراث گرفته ايد. هزاره به تمام مردمان هزارستان گفته مى شود. واين مردم از هزاران سال درهمين ديار و سرزمين ازلوگر تا غور واز کنداهار تا به سمنگان زندگى مى کردند و مى کنند. شما پشتون هاى فارسى زبان شخصيت وهويت تان گدوود شده . گدوود
پارسى است ولى همين بزرگان ما ( ابن سينا و البيرونى و الخوارزمى........) ترت به تازى نوشتند.
بدون هزاره در بين هندوکش وهماليا فرهنگ گنداهارا ويا فرهند دره ويا وادى هند ساخته نمى شد. آيا پيکره هاى بتهاى باميان را خانهاى دو طرفه پشتون ساختند ونگهدارى کردند ويا هزارهها?????

تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

ناشناس

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

بنده دانشجوي زبان و ادبيات دري هستم . برايم بسيار جالب بود وقتي خواندم هزارگي مادر زبان فارسي است (؟) چند سال بعد شايد گفته شود هزارگي مادر بيشتر زبانهاي دنيااست . دوست عزيز جناب محمد، اين را همه دانشجويان زبان و ادبيات فارسي ميدانند كه كلمات اوستايي در لهجه هزارگي وجود دارد علت آنهم دور بودن و ارتباط نداشتن با شهرها و كلمات جديد است. مناطق هزاره نشين محاط با كوه ها است و همين باعث شده كه واژه هاي قديمي در لهجه ي هزارگي زنده بماند و از آنها استفاده شود .
وقتي عده اي بر همه ي داشته هاي گذشته خط بطلان ميكشند وًآن را تقلبي و ساختگي ميخوانند آنهم بخاطر كسب هويت و افتخار براي خودشان چرا بايد به صحت حرفهاي شان باور كرد در حاليكه سند معتبر و قانع كننده ندارند و گاهي هم حرفهاي ضد و نقيض و چند گانه ميزنند . نويسنده اي مقاله ادعا دارد كه اصل به قول خودش زبان هزارگي زبان مغولي و تركي است و واژه هاي اين دو زبان در لهجه هزارگي زياد است و دوستي ديگري ادعاي جالبتر دارد و آنهم اينكه " هزارگي مادر زبان فارسي است "
به نظر بنده بهتر است براداران هزاره ي ما ابتدا با خود شان بنشينند و به يك نظر و توافق بر سر نژاد و زبان شان برسند سپس اين موضوعات را به همگان در ميان بگذارند.

ناشناس

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

دشمن دانا بلندت ميكند
بر زمينت ميزند نادان دوست

دشمن دانا كه غم جان بود
بهتر از ان دوست كه نادان بود

Ali

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

سلام دوستان عزیز.

فکر میکنم همین قدر بس است. اگر در خانه کس است ‌یک حرف بس است. ان جوان ناشر نظریات ISI پاکستان است. لطفا این ویدیو را تماشا کنید.
SFayar

آنلاین : http://sfayar.com

Ali

چگونه می توانیم ھزارگی را یک زبان مستقل قرار دھیم؟

سلام دوستان عزیز.

سلام دوستان عزیز.

فکر میکنم همین قدر بس است. اگر در خانه کس است ‌یک حرف بس است. ان جوان ناشر نظریات ISI پاکستان است.
در یوتوب sfayar در باره اشرف غنی احمدزی تماشا کنید.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 27 نظر

جستجو در کابل پرس