رفتن به محتوای اصلی
سپنتا ، دیکتاتور رنگین درهیأت دموکرات ازمکتب فرانکفورت

سپنتا ، دیکتاتور رنگین درهیأت دموکرات ازمکتب فرانکفورت

نويسنده: حسين معين

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

لطفا حوصله داشته باشید که سخنانم را تا آخر بگویم ، بعد قضاوت نمایید. درابتدای سخن ام باید بگویم که خبر رد صلاحیت داکتر رنگین دادفر سپنتا،وزیر خارجه برایم خبری خوش نبود. بردانش وصداقت وتعهد او هیچ شکی ندارم واستادم بوده وهست. ازروزی که داکتر سپنتا ازپارلمان رای اعتماد گرفت تا حال ازوی حمایت کرده ام. به دلایلی که ذکر کردم. این را هم روشن کنم که اوقربانی جناح بندی ها ، گرایش های غیرمنطقی وسوء استفاده های ازصلاحیت پارلمانی اعضای ولسی جرگه گردید. با وجود این دلایل من اورا دیکتاتور می دانم. چرا؟ به این چرا بعدا می پردازم ولی پیش ازآن به ذکر دلایلی که آقای سپنتا چرا رد صلاحیت شد می پردازم.

اول اینکه آقای سپنتا وزیر خارجه به هیچ جناحی وابسته نیست. او نه درجبهه متحد شمال است ، نه مجاهد ،و نه طالب. جایگاه درمیان مردم هم ندارد. صرف درابتدا حمایت رییس جمهورکرزی را باخود داشت که دراین اواخر آن را ازدست داد. هرچند همین بی طرفی او باعث وزیرشدن اش شدولی بعدها به دلیل اینکه او قوم گرا نیست وحتا ضد قوم گرایی است ، سبب برکناری اش گردید. اوبارها قوم گرایی های بعضی جناح ها ازجمله جمعیت اسلامی وطرفداران افراطی انجینیر احمدشاه مسعود را محکوم کرده بود. برای چنین احزاب سخت تمام می شود که ازهمان قوم باشی ولی گرایش به آن قوم نداشته باشی. ازسوی دیگر او کرسی سیاسی کسی را تصرف کرد که خوب می توانست به نفع قوم اش کارکند وتوقعات جناح اش را به درستی برآورده کند.

دوم اینکه آقای سپنتا بارها گفته بود که یکی ازدستاورد های اش این است که دولت پاکستان هیچ وقتی به این پیمانه تحت فشارهای دیپلوماتیک بین المللی قرار نگرفته بود. ازسوی دیگر روابط جمعیت اسلامی و اتحادشمال سابق با دولت ایران ازدیرزمان تا کنون بسیارنزدیک بوده واست. اینکه آقای سپنتا ادعامی کند که دررد صلاحیت او بعضی حلقات خارجی دست داشته است ، شاید اشاره به پاکستان وایران داشته باشد. دردرون اعضای ولسی جرگه طرفداران طالبان وپاکستان هم زیاد اند وهم جمعیت اسلامی که روابط بسیارحسنه با ایران دارد. این دو جناح درولسی جرگه درمورد برکناری سپنتا متحد شده وباعث برکناری وی گردیده است.

سوم اینکه درولسی جرگه درجریان چندماه گذشته دو حرکت انجام شد که سپنتا با هردومورد ابراز مخالفت کرد. یکی درمورد منشور مصالحه ی ملی که همان گروه های درگیرآن منشوررا به تصویب رسانید وسپنتا آن را محکوم نمود. حرکت دوم ، تشکیل جبهه ملی بود که دراین مورد هم سپنتا ابرازمخالفت کرد وگفت که تشکیل این جبهه به مصلحت نظام نیست. ایجاد کنندگان جبهه ی ملی ومنشور مصالحه ی ملی درولسی جرگه اکثریت را تشکیل می دهند. مخالفت سپنتا با هردوی این حرکت ولسی جرگه هم دررد صلاحیت اش ازسوی ولسی جرگه نقش داشته است.

چهارم اینکه آقای سپنتا گاه گاهی سخنانی را ازموقعیت وزیرخارجه دررسانه ها مطرح می کرد که بسیارپوست کنده که خلاف مصالح دولت پنداشته می شود، بود. خودش هم بارها گفته است که زبان اش دیپلوماتیک نیست. چنانچه درچندین کنفرانس خبری اش که خودم حضور داشتم ، درمورد بعضی ازموضوعات می گفت که این نظر شخصی ام است نه نظررسمی وزیرخارجه. سپنتا نمی توانست که چیزی دردل اش بود ، آن را پنهان کند. دردولت کارمی کرد که باید ازموقف دولت سخن می گفت. اما گاهی دولت عملی را مشروع جلوه می دهد که ازنگاه منطقی مشروع نیست. پارادوکس تیوری وعمل باعث می شد که سپنتا جانب دولت را نگیرد.

پنجم اینکه بسیاری ها ازروند اصلاحات اداری دروزارت خارجه ناراضی بودند. البته این نارضایتی ها بیشترازسوی طرفداران وزیرخارجه سابق ، داکتر عبدالله عبدالله مطرح گردیده است. بعضی معتقدند که روند اصلاحات دروزارت خارجه ابتدا بسیارخوب پیش می رفته ولی بعدها این روند آهسته وتوام با چالش های شد که گاهی ازبن بست اصلاحات سخن می گفتند.

حال که سپنتا بنابردلایل بالارد صلاحیت شد، آیا به طور قانونی می تواند که درکرسی اش به عنوان وزیرخارجه باقی بماند؟ من فکر می کنم که دموکراسی مبتنی برقانون اکثریت است. شاید یکی ازنواقص دموکراسی این باشدکه به کمیت رای توجه دارد نه برکیفیت رای. ممکن است که این رای دهندگان ازرای شان استفاده سو نمایند ویا شاید این رای ازسوی یک انسان کم سواد که درک درست ندارد استفاده شود ویا شاید هم رای ها به دلایل غرض آلود استفاده شده باشد؛ ولی قوانین هیچگاه به این توجه ندارد که فلان رای غلط استفاده شده ویا درست.

با این درک وتحلیل ازدموکراسی وقانونمداری، باید به رای اکثریت احترام گذاشت ، هرچند که درپشت این رای اکثریت دست های آلوده ی باشد. دموکراسی ویا اگر صریحتر بگویم ، رای اکثریت نمی تواند که حقایق را به اثبات برساند. ممکن است که حق با یک شخص باشد ولی اکثریت آرا باکسی دیگر. فیلسوفان سیاسی نیزبراین نکته توافق دارندکه رای اکثریت صرف به این دلیل قابل احترام است که رای گیری یک روش تصمیم گیری ورسیدن به یک توافق نسبی دریک موضوع عمومی است. اگرنه شاید بسیاری های محق باشند ولی اکثریت آرا وی را محق نداند.

به این لحاظ ، آقای سپنتا باید با این بازی قانونی موافق باشدوکناربرود. شاید دررد صلاحیت او دست های آلوده ویا به گفته ی خودش دست های خارجی دخالت داشته ؛ ولی همین اکثریت آرا او رد صلاحیت کرده وقانون برکیفیت وپشت پرده آرا نمی پردازد. صرف درقانون اساسی آمده است که دلایل رد صلاحیت صریح ومستقیم باشد واگر پاسخ وزیری قناعت بخش برای وکیلان نباشد، وکیلان می توانند که به او رای عدم اعتماد بدهد. فکر می کنم که آقای سپنتا این قانون را نمی پذیرد وبرکیفیت رای اعتراض دارد. درحالیکه خود سپنتا ازهمین وکیلان رای اعتماد گرفت. اگر آقای سپنتا برمشروعیت ولسی جرگه شک دارد، چرا درگرفتن رای اعتماد، شک نکرد. حال برباقی ماندن اش درکرسی وزارت خارجه ، برخلاف قوانین دموکراتیک پافشاری دارد وراه آقای ربانی رییس جمهور سابق را درحفظ کرسی سیاسی درپیش گرفته است. اگر آقای سپنتا به دموکراسی وقانونمندی معتقد است ، همین مردم ماست وهمین نمایندگانش درولسی جرگه. آرای همین نمایندگان مردم است که آقای سپنتا را وزیرخارجه ساخت واکنون هم همان نمایندگان مردم است که اورا رد صلاحیت می کند. اینکه به چه کیف وکان آرا رد صلاحیت شد، تعلق به قوانین ندارد. چون قانون اکثریت آرا بر دلایل و چگونه گی استفاده آرا هیچ توجه ندارد.

آقای سپنتا وطرفداران اش می خواهندکه خود ونظرخودرا بردیگران تحمیل نمایند. من تحمیل نظررا دیکتاتوری می نامم. دیکتاتور همیشه کسی نیست که شمشیربه دست داشته باشد ومردم را گردن بزند. تحمیل اندیشه ونظر خود دیکتاتوری است وکسی که این عمل را انجام می دهد دیکتاتوراست. آقای سپنتا افتخاردارد که شاگرد مکتب فرانکفورت است. آیامکتب فرانکفورت دیکتاتوری را می پذیرد؟ آقای سپنتا گفته بود که درصورتی که مورد استیضاح قراربگیرد ودلایل اش برای نمایندگان مردم قناعت بخش نباشد ، خود استعفا می دهد. حال نه تنها که دلایلش برای نمایندگان مردم- نه دیگران- قناعت بخش نبوده ؛بلکه رد صلاحیت هم شده ، هنوز به کارش ، به حیث وزیرخارجه ادامه داده است. چه انگیزه ی به جز اقتدارطلبی برای آقای سپنتا می تواند موجود باشد؟ وی استاد علوم سیاسی یکی ازدانشگاه های معتبرآلمان وبه گفته ی خودش ، شاگرد مکتب فرانکفورت است وبرتاروپود دموکراسی آگاه است وسالهای سال این ارزش ها را تدریس نموده است.

ازچه کسی می توان توقع داشت که ازدموکراسی دفاع کند ومنافع اش رافدای تحکیم واستقراریک نظم دموکراتیک همگانی کند. شاید بودن سپنتا دروزارت خارجه به نفع کل کشورباشد وجای اورا ازحیث دانش - نه مدیریت - کسی نتواند پر کند؛ ولی این خواست نباید ازطریق غیردموکراتیک بدست آید.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
غیر پنجشیری غش کرده سفارت

یکی از دوزدان انتصابی در سفارتهای اروپای کاکای کرزی

راست میگی شیرشاه زمان

یکی از همان دزدان تاجیک و پنجشیری کاکای کرزی صاحب است که سالها در چوکی سفارتهای اروپای در زمان حکومت ربانی و وزارت عبدالله تکیه زده بود. دیکتاتور صاحب رنگین اسپنتا لطف کردند ایشان را به سفارت پر چرب تر افغانستان در عربستان سعودی نشاندند.

یکی دیگر از همان دزدان تاجیک و پنجشیری شهزاد ناصر ضیاء نبیره امیر عبدالرحمن خان چنگیز افغانستان است. ایشان هم چندین سال بر سفارت کشور در آلمان تکیه زده بودند.

این دو مشت نمونه خروار است.

شیرشاه زمان
یکی از دوزدان انتصابی در سفارتهای اروپای کاکای کرزی

من هیچگاه مسله تاجک و پنجشیری را در اینجا ذکر نکردم. ولی گفتم که هر چند در زمان عبدالله عبدالله دزدان و چپاولگران دزد معروف مسعود در نمایندگی های دیپلماتیک تقر حاصل کرده بودند ولی با آنهم عبدالله مستقیماً در کشتار مردم در کابل دست نداشت. اینکه برادر و یا کاکای کرزی سفیر شده است من با شما موافقم که هیچ کس حق ندارد چوکی سفارت را به خاطر ارتباطات فامیلی و قومی بدست آورد بلکه به اساس درایت و دانش.

کرزی اگر رئیس جمهور بادرایت میبود و بر مردم خویش اتکا میداشت ، باید هیچگاه حاضر نمیش که مسعود را به حیث قهرمان ملی اعلاه کنند و تلاش میکرد تا جنایتکاران جنگی چون ربانی و قانونی باید به میز محاکمه کشانیده شوند.

غیر پنجشیری غش کرده سفارت
یکی از دوزدان انتصابی در سفارتهای اروپای کاکای کرزی

خفه نشو شیر شاه جان
کرزی صاحب از روز اول به امریکای ها اتکا کرده بود. مسعود قهرمان بود احتیاجی به دادن قهرمانی از طرف کرزی نداشت.
باز هم شما خفه نشوید کرزی دیگر به هیچ یک از مدافعان وطن نشان قهرمانی نمیدهد. راست میگوی این نشانهای کرزی به درد قهرمانهای افغانستان نمیخورد. چون کرزی یک نوکر بیش نیست پس مدالش هم بدرد قاتلین مردم مظلوم افغانستان یعنی همان اربابان کرزی (امریکای ها و انگلیسیها) میخورد.

چون میدانم شما خوشحال میشوید عرض میکنم: جدیدا هروقت امریکای ها و انگلیسی ها مردم قندهار و هلمند را قتل عام میکنند کرزی صاحب آنها را به کاخ ریاست جمهور دعوت و برای شان نشان قهرمانی میدهد.

یک پرشس تا حالا چند صد بار امریکای ها بگفته خود شان اشتباهی مردم جنوب و شرق را بمباران کردند که در نتیجه هر بمباران دها نفر شهید شده؟
بیاید مردم را فدای عقده های خود نکنیم.
شما اگر عقده تاجیک و پنجشیری نداری چرا از کشتار اربابان کرزی صاحب (امریکایها و انگلیسی ها) یاد نمیکنی؟

صفراحمد فهیمی

سپنتا ، دیکتاتور رنگین درهیأت دموکرات ازمکتب فرانکفورت

سلام به دوست عزیز معین
در دنیای امروز مهم نیست که حقیقت چه باشد مهم این است ما چگونه میتوانیم خواسته های خود را حقیقت جلوه دهیم. دموکراسی هم همینطور است. معنی واقعی دموکراسی مهم نیست. مهم این است که این واژه بتواند خواسته استفاده کننده آن را مشروع جلوه دهد.
و در این گیرودار آنچه منافع اقلیت را بیشتر و بهتر تامین کند از نظر من بعنوان یک اقلیت ارزشمند است.

آنلاین : سپنتا دیکتاتور رنگین در هیات دموکرات از مکتب فرانکفورت

ناشناس

سپنتا ، دیکتاتور رنگین درهیأت دموکرات ازمکتب فرانکفورت

قابل توجه آقای معین!

اضهاردلسوزی شمادرقسمت آقای اسپنتاقابل قدراست چراکه اواستادشمابوده.ولی آقای اسپنتااصلآ لیاقت وزارت خارجه رانداشته کسکه مسوولیت خودراوموقف خودرافراموش کرده وکارهای رابکندیاگپ های رابزند که به ضررش باشدوهیچ فایده نداشته باشد.
وقتی کسیکه پایگاه مردمی نداشته باشد" حمایت ریس جمهورنداشته باشد" سابقه سیاسی وجهادی وطالبی نداشته باشد( به اصطلاح مردم آسمان تیرکند وزمین قیر کند و سفانتا وزیرخارجه شود).

کسیکه هیچی ندارد وحتازبان دیپلماتیک نداشته چطورمیتواند وزارت خارچه پبشببرد. بهتراین است فرست به کسی دیگری داده شود.

Basmullah popal
سپنتا ، دیکتاتور رنگین درهیأت دموکرات ازمکتب فرانکفورت

سلام به خوانندگان عزيز.برادر محترمی که مخالف اسپنتا هستيد ايا فرد مجربتری سراغ داريد يا که نظرات تان به اساس ميليت قوم گرای منطقوی سر چشمه ميگيرد. متاسفانه ما مردمی هستيم که هيچ کس قابل قبول ما نيست اگرعاقل و اگر جاهل اگر عالم اگر احمق بگذشته ها نظری بيندازيم با امان الا خان چه کرديم با نادر طرزی چه کرديم؟ ما فقط عالم انتقاد هستيم.BASMULLAH POPAL

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس