رفتن به محتوای اصلی
در کنار این شهامت و اعتراف صادقانه

در کنار این شهامت و اعتراف صادقانه

تاملی برنوشتهء مسعود قیام

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

سایت کابل پرس مقاله ای از مسعود قیام خبرنگار تلویزون طلوع را منتشر کرده است که درآن آقای قیام به عنوان یک پشتون به پس منظر تاریخی بحران افغانستان پرداخته و رفتار ونگرش حاکمیت وگروه های پشتون را عامل سیاه بختی مردم افغانستان دانسته است.

آقای قیام نوشته است که اگر هزاره ها، تاجیک ها وازبک ها دریک جغرافیای سیاسی مشترک با پشتونها قرار نمیداشتند، شاید امروز ازتکامل وتوسعه ی اجتماعی خیلی مدرن برخوردار بوده وگرفتار این همه مصائیب نمیبودند. آقای قیام به رقابت های خونین خاندان سدوزایی ومحمد زایی اشاره کرده و آن را ازجمله عوامل مصیبت های مردم افغانستان دانسته است. درحقیقت آقای قیام واقعیت های تلخ تاریخی این سرزمین را باشهامت تمام به اعتراف نشسته است. برای اولین باراست که یک روشنفکر پشتون تبار ازحصار علایق قومی و وابستگیهای قبایلی بیرون آمده و به عنوان یک پشتون جنایت های تسلسل استبداد و مصیبت آفرینیهای حاکمیت های قوم مرکز را بستر بحران موجود افغانستان میداند.

شهامت و شجاعت آقای قیام برای محکوم نمودن فاشیزم افغانی ازآن جهت ارزشمند است که خود به عنوان یک پشتون ولی فارغ ازتعلقات وگرایشات قومی به نقش وسهم نیاکان خود در ترویج عصبیت ها وتفرق قومی می پردازد و آنان را محکوم می نماید. این نوع نگرش نسبت به پس منظرتاریخی سیاه بختیهای مردم افغانستان حرکت جدیدی است که امید های تازه ی را برای فردای بهتر بر می افروزد. درحقیقیت ریشه های خیلی از ناملایمات سیاسی واجتماعی افغانستان درهمین واقعیت گره خورده اند که آقای قیام به آن اعتراف نموده ونیاکان خودرا مسئول آن میداند. آقای قیام گروه های پشتون وطرز رفتار و تفکر آنها را موانع عمده در مسیر تامین امنیت وبرقراری صلح درافغانستان میداند ونظام موجود را که خاستگاه واکثریت پشتونی دارد مسئول ازدست رفتن فرصت های مردم افغانستان معرفی می کند. شهامت اخلاقی آقای مسعود میتواند الگوی آموزنده برای سایر کسانی باشند که برای تقدیس جنایات فاشیزم افغانی کتاب می نویسند وتاریخ وهویت جعل می نمایند.

این نوع قضاوت درمورد سهم حاکمیت های پشتون تبار در بحران افغانستان درنوع خود بی نظیر میباشد. درحالیکه حلقات متعددی با طرزتفکر ورفتار فاشیستی درحال جعل افتخارات می باشند، ظهور نویسندگان و روشنفکرانی مانند آقای دستگیر خروتی و مسعود قیام درتعاملات سیاسی ـ اجتماعی افغانستان تحول جدید وارزشمند دانسته میشود. تبلیغ و ترویج این طرز تفکر می تواند گره های کوری را ازمشکل مردم افغانستان بازنموده و درنهایت زمینه های زندگی صلح آمیز را فراهم نماید. بدون تردید ریشه های بدبختی مردم افغانستان درهمین واقعیت تلخ گره خورده است که تاهنوز کسی شهامت اعتراف به آن را برخود هموار نتوانسته است. اما آقای قیام وقتیکه حصار علایق قومی را می شکند وگروه های پشتون را مسئول ترویج ترور وتریاک میداند، درحقیقیت شهامتی است که تاهنوز کسی باچنین وابستگی قومی درمعرض نمایش قرار نداده است. به رغم این شهامتی که آقای قیام به نمایش گذاشته است، ملت شریف پشتون خود نیز ازقربانیان رفتار فاشیزم افغانی بوده اند که مانند سایر مردم افغانستان محرومیت کشیده اند و ستم دیده اند. به نظرمن سهیم دانستن تمام مردم شریف پشون را درجنایات استبداد باهیچ منطق سالم قابل قضاوت نمیباشد.

اما درکناراین شهامت واعتراف صادقانه، درک ودریافت آقای قیام، ازمبارزات و آرمانهای عادلانهء شهید احمدشاه مسعود و شهید استاد عبدالعلی مزاری کاملا وارونه و متاثر ازهمین نگرش فاشیستی می باشد که او برای کوبیدن آن قلم فرسایی کرده است. ازچشم انداز این قلم، قرار دادن شهید مسعود وشهید مزاری درکنار جنایت کاران تاریخ برانداز وفرهنگ سوز این سرزمین، گناه نابخشودنی و کتمان خواسته های برحق بخشی اعظمی ازمردم این سرزمین می باشد که شهید مسعود وشهید مزاری این خواسته های انسانی را تمثیل می نمودند. شهید مسعود وشهید مزاری ازیک بستر کاملا متفاوت تاریخی باسایرکسانی که آقای قیام ازآنها نام برده اند، وارد تعاملات سیاسی افغانستان گردیده اند. شناخت این بستر مستلزم شناخت تاریخ محرومیت وحقارت اقوام غیر پشتون و قتل عام آنها توسط کسانی اند که آقای قیام آنها را مسبب سیاه بختی مردم افغانستان دانسته اند. همانگونه که اشاره شد، آقای قیام شهامت بیدریغ به خرچ داده است اما نتوانسته است که خودرا به جای فردی از اقوام غیر پشتون قرار بدهد که به جرم وابستگی قومی وزبانی تحقیر شده است، اهانت شده است، قتل عام شده است وبه اسارت کشیده شده است. آقای قیام نتوانسته است که خود را به جای یک تاجیک شمالی ویا یک هزاره ارزگان قرار بدهد که تمام هستی شان به دستور استبداد به تاراج رفته است وخودشان با سرنیزه های سپاه جهل تکه تکه شده اند. آقای قیام نتوانسته است که خودش را به جای یک هموطن ازبک قرار بدهد که زمینهایش به ناقلین سرحدی سپرده شده است.

هرگاه آقای قیام میتوانست که برای یک لحظه ای از چشم یک تاجیک شمالی، هزاره ارزگان و ازبک ترکستان، به جنایات استبداد می نگریست، شهید مسعود وشهید مزاری را در ردیف جنایت کاران قرار نمیداد. مسعود ومزاری ممثل آرزوهای برباد رفته ی محروم ترین ومصیبت رسیده ترین قشر جامعه افغانستان بودند که قبل ازهمه چیز، برای تامین عدالت اجتماعی جنگیدند و جان سپردند. به همین دلیل قرار دادن شهید مسعود وشهید مزاری در دردیف جنایت کاران تاریخ سوز وفرهنگ ستیز، اهانت به میلیونها انسانی اند که ستم تاریخی را دراین سرزمین باگوشت واستخوان شان تجربه کرده اند. شهید مسعود وشهید مزاری کسانی نبودند که برای علایق شخصی جنگیده باشند، بلکه مسعود ومزاری آرزوها وآرمانهای ملیت های محروم وستم دیده ی افغانستان را درتعاملات سیاسی تمثیل می نمودند. شهید مسعود وشهید مزاری به عنوان رهبران نیرومند مردم خود، درپای هیچ قرارداد ننگینی امضا نکرده اند وعزت وشرافت مردم شان را درپای هیچ بیگانه ی برزمین نریخته اند. مقاومت مسعود دربرابر روسها ویورش طالبان والقاعده برگ زرینی درتاریخ مقاومت مردم افغانستان میباشد که بی تفاوت گذشتن ازکنار آن اهانت به خون کسانی است که برای پاسداری ازنوامیس مردم این سرزمین جان باخته اند. بنابراین چه خوب است که آقای قیام درکناراین شهامت، برای لحظه ی درجای یک تاجیک شمالی ویک هزاره ء ارزگان نیز بنشیند وبدون دقت به بسترتاریخی که مسعود ومزاری را وارد تعاملات سیاسی افغانستان کرده اند به قضاوت ننشیند.

نیاکان من محور جدال در افغانستان

اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت...

سه شنبه 2 دسامبر 2008, نويسنده: مسعود قیام

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
سیف الله صافی

کدام مبارزات و ارمانهای عادلانه مسعود؟!

نخست سلام و احترامات قلبی خویش را خدمت دست اندرکاران سایت وزین کابل پرس? و باقی خوانندگان محترم تقدیم می دارم و از اینکه سایت کابل پرس نظر هموطنان را درج میکند بسیار سپاسگزارم.
بعد حضور محترمه فرشته حضرتی سلام و احترامات قلبی خویش را تقدیم میدارم و از اینکه فرشته حضرتی یک خانم فرهنگی و فعال است و همیشه در سایت ها مقاله می دهد بس جای افتخار و خوشحالی است چون در جامعه قبالی و سنتی و مردسالاری جای قلم زدن برای طبقه نسوان نیست و برای بعضی ها بسیار گران تمام میشود که این از دیدگاه تنگ نظرانه همان ها است.
نظر حق طبیعی هر انسان است و از اینکه فرشته حضرتی به این خودباوری رسیده است که زن ها هم میتواند نه تنها پا به پای مردها بلکه عاطفی تر و سازنده تر از مرد ها حرکت کند و این برای جامعه افغانستان و نسل اینده یک امیدواری است و نظری که درباره مسعود قیام داده بودید عالی بود اما یک چیز را باید به عرض محترمه فرشته حضرتی برسانم و ان اینکه شما از احمد شاه مسعود به عنوان قهرمان ملی یاد کرده بودید و از شما که یک خانم روشن فکر و فعال استید این انتظار میرفت که باید این شهامت را داشته باشید که از جنایت های مسعود فاشیست هم میگفتید ولی متاسفانه که شما از مبارزات و ارمانهای عادلانه مسعود نام بردید. کدام مبارزات عادلانه ی مسعود!؟
مسعودی که در دوره تجاورز شوروی پیمان صلح را با شوروی ها امضا کردند و در دره پنجشیر لم داده بود و در برج دو و نیم هزار میل اسلحه سنگین از پاکستان دریافت میکرد و تمام لاجور پنجشیر را که حق طبیعی ملت افغانستان بود قاچاق کرده و فروخت و لی این فاشیست نژاد گرا در دوره شوروی در دره پنجشیر فعالیتش قاچاق معدن افغانستان بود در حالیکه دیگر اقلیت های افغانستان با تمام جان و دل با دشمنان مردم افغانستان می جنگید و این فاشیست از دره پنجشیر نظاره گر بود پس محترمه خانم حضرتی کدام مبارزات عادلانه این فاشیست؟
بعد از پیروزی مجاهدین توسط نیروهای برادران ازبک و هزاره از دره پنجشیر در کابل اسکوت شدند و این فاشیست را شیر پنجشیر و روباه کابل نامید (!)این فاشیست شورای نظار برای ربانی در پاکستان پیغام میدهد که شما در پاکستان یک دولت تشکیل بدهید من اینجا هستم. و توافق نامه جاگل سراج که توسط اقلیتهای محروم امضا شده بود که در افغانستان دیگر قدرت در انحصار یک قوم نباشد ولی این فاشیست که به قدرت تکیه زد همه را زیر پا گذاشت. این ربانی قصاب افشار وقتیکه در دوره حکومت خودخوانده اش عازم عربستان سعودی میشود و سلف زاده اش (دوستم) را به بستر خوابش فرا میخواند وقتیکه دوستم از فرمانش سرپیچی میکند بر علیه برادران ازبک اعلان جهاد میدهد مگر این از جهالت و بی سوادی این جاهلان قرن بیستم نیست که بر علیه ملت خودش اعلان جهاد میدهد با کدام دلیل؟
محترمه خانم حضرتی این فاشیست های شورای نظار و این قصاب افشار ربانی، چهار برج دوره حکومت قانونی اش بود اما وقتیکه به قدرت تکیه زد چوکی ریاست جمهوری افغانستان را به کونش چسب شش قلو زد پس سبب پیدایش طالبان و جنگ های ناخواسته مگر این فاشیست ها نبودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به مراتب جنایت این فاشیست ها از پشتون ها بیشتر بود.
فرشته حضرتی! مگر شما از طریق رسانه ها نشنیده اید که همین فاشیست ها هشت هزار طفل و پیرمرد و پیرزن و ملت افغانستان را در نزدیکی کاخ خود قتل عام کردند. در کجای دنیا شنیده یا دیده اید که کسی عربده بکشد که من تشنه به خون انسانم ولی این فاشیست ها عربده کشیدند که من تشنه به خون این مردمم!!! پس بفهمید که این فاشیست ها، خون اشام این مردم هستند و تنها از طریق محترم سبقط الله مجددی این جنایت قتل عام و کشتار محکوم شد که از طریق بی بی سی اعلام شد و امیر فاشیست شما اسماعیل خان مگر خانه های مردم ساکن در هرات را سر مردم هرات خراب نمیکرد؟
پس این فاشیست ها روی پشتونها را سفید کردند با جنایت شان !!!!!!
محترمه خانم حضرتی امیدوارم که این شهامت را داشته باشد که این واقعیت ها را هم بپذیرید.با احترام

ستایش علی

در کنار این شهامت و اعتراف صادقانه

اشرف جان سلام
با سپاس از یادداشت تان، بعرض برسانم که لازم نبود تشویش هویت نویسنده را داشته باشید، هزاره بودن و نبودن ستایش علی، اینکه شما این اسم را شنیده اید یانه موضوع بحث نیست. آنچه مهم و قابل توجه است پیام آن متن کوتاه است که من از آن حرف میزنم. توجه بیغرضانه ای شما را دوباره به آن پام ارزو می کنم.

آنچه شما فرموده اید من موافقم، تاریخ از داشتن آن همه پیامهای عبدالرحمان خان در سینهء خود، که شما کاملآه بحق به آن اشاره داشته اید، بهان پیمانه میشرمد که کوه تلوزیون از افشار. کوه تلوزیون قادر نیست بروی افشار نگاه کند. توجه دارید که چه میگویم؟

restam
در کنار این شهامت و اعتراف صادقانه

صاقی زويه :مسعود اين دليری را داشت که با مزدوران پاکستان بجنگند. .انکس که بر ضد مردوران پاکستان جنگيد واز شرافت اين مردم در برابر فرزندان احمدشاه ابدالي اين بچه بيريش نادراقشار دفاع کرد مسعود بود.ملا عمر دختران اوغانستان را به زور به پاکستانيها واعراب ميداد مگر شما صافی ها واه واه ميکرديد واز غيرت اوغانی ياد ميکرديد!مسعود مردی بود که به زور تسليم نميشد ام شما صافی ها وزی ها به جز نوکری کاری نداريد.قيام شهامت کرد تا انچه را شما غيرت اوغانی ميدانيد مايه شرم وسر افگندگی بداند.شما پاکستانی هستيد ..

hamid

در کنار این شهامت و اعتراف صادقانه

فرشته جان حضرتی !
تو هميشه ازتجزيه وجدايی ميگويی ونوشته ميکنی . آيا يگانه راه حل همين تجزيه است . انسانهای دنيای ديگر ازگذشته خود آموختند وزندگی خود را ساختند ولی ما به فکر آن هستيم چگونه جدايی وتفرقه را بوجود آوريم . اين راه حل نيست . ما ازبودن پاکستان درهمسايگی خود در طول تاريخ شکايت داشته ايم . ولی نتوانستيم آنرا حل نمائيم . پس چگونه ميتوانيم با تجزيه افغانستان به اقوام ومليت ها بازهم درپهلوی يکديگر قرار خواهيم داشت وحتی دشمنی ها چاق تر وقوی تر خواهد شد. بيا ئيد راه انسانی وهمزيستی مسالمت آميز را پيشنهاد کنيم ومانند گل های رنگارنگ که زنت باغ اند زندگی نمائيم . بلی اين ساده تر ، آسان تر وانسانی تر نسبت به انديشيد ن به تجزيه خواهد بود .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس