رفتن به محتوای اصلی
چرا دین ستیزی؟

چرا دین ستیزی؟

حکمی که د ر پس اجرای خویش وعده قصر و باغهای پر میوه با درختانی که برگ هایش از الماس و یاقوت است و در زیر آن جوی های شیر و عسل روان است و در سایه آن تخت های ردیف شده قرار دارد که در پهلوی هر تخت برای زنباره ها صد ها حور و برای بچه باز ها صد ها غلمان آمادۀ خدمت اند...

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

کابل پرس?: شعار دادن به آزادی بیان کافی نیست! آنچه مهم است عمل و احترام به این اصل است . بسیاری از رسانه های مطرح به دلایل مختلف از ایجاد یک فضای باز که دیدگاه های مختلف و مخالف در آن فرصت ابراز عقیده داشته باشند از آن خود داری مینمایند، کابل پرس همچنان در تلاش است با فرصت دادن به اندیشه های مخالف و مختلف این خلاء ها را در حد توان پر سازد. بدین جهت آنچه در ادامه میخوانید مطلبی از آقای سلیمان راوش است که قرار است آقای میرحسین مهدوی مقیم کانادا در این مباحثه با آقای سلیمان رواش مقیم آلمان شرکت کنند. ما با درک این نکته که تعدادی از خوانندگان با مطالعه این نوع مطالب احساسات شان بر افروخته و ممکن خشمگین شوند و تعدادی خوانندگان دیگر خرسند و مسرور، از شما خواننده ی عزیز دعوت میشود تا از خود شکیبایی و حوصله مندی نشان داده و اجازه بدهید تا این بحث به انجام برسد. کابل پرس از هر نظر مخالف و موافق استقبال کرده و آن را نشر می کند.

دو عنوان

یک:

چرا دین سیتزی؟

دو:

مردم،

یا

ارزان ترین و پرفروش ترین کالائی تجارتی

در دکانِ دکانداران دین و سیاست:

عنوان اول، پرسش است ، چرا دین ستیزی؟ اگر بیدرنگ و فشرده پاسخ دهیم، باید گفت که:
کسی با دین نمی ستیزد ، این دین است که با مردم می ستیزد. هرگاه دین به مثابه پناهگاه معنوی انسان بی چاره و درمانده جایگاهش را حفظ نموده و از موضع خویش به حریم قوانین دنیائی تجاوز نکند، هرگز مورد اهانت قرار نگرفته و با مقاومت علیه خویش مواجه نمی شود. عکس آن به مثابه یک توهم میراثی نسل بشر مورد تقدیس و تکریم قرارمی گیرد. در صورتیکه بتواند موضع خویش را حفظ نموده و از حریم آن موضع به بیرون تجاوز نکند.

اما بدبختانه در طول تاریخ ملاحظه می شود که دین به وسیله اشخاص و افراد ابلیس کیش در تقابل با منافع انسان قرارداده شده است وادیان به رغم آموزه هایشان در مورد وحدت و مهربانی، خود به حیث یکی از عوامل جدائی، تفرقه و جنگ و دشمنی مورد استفاده قرار گرفته است.

بیائید اندکی بر گردیم به گذشته و ببینیم که دین چیست و چگونه و چرا به وجود آمده است. کلمۀ دین را واژه عربي دانسته اند که در لغت به معناي طاعت، جزاء، ملت، مذهب، کيش، آئين، ورع، حساب، پاداش و مکافات آمده است . جمع دين هم اديان استعمال شده است. اولین تقلب در دین از انتساب آن به عرب آغاز می یابد. در حالیکه دین از واژۀ اوستائی "دئنا" مشتق شده است. "دئنا" در اوستا که زبان بلخ کهن است به معنی "وجدان" آمده است. دئنا= دین به موجب اوستا یکی از پنج نیروی اساسی در وجود آدمی به شمار می آید . به همین منظور در گاهنامهء زرتشتی "دین = دئنا" نام بیست وچهارمین روز هر ماه می باشد. گفتیم که دین = دئنا یکی از پنج نیروی اساسی وجود انسان به شمار می آید. در فرهنگ اوستا دین =دئنا را نیروی دوم ذکر نموده نوشته شده است که :

« نیروی دوم دئنا daena نامیده می شود. کلمه دئناء فارسی معمولی که دین باشد و به معنی کیش و آئین مصطلح است از همین کلمهء اوستائی است . اما دئنا = دین در اوستا چه بسیار که به معنی وجدان نیز آمده است. این نیروئی است ربانی که در وجود هر فردی به ودیعه گذارده شده است. دین یا وجدان نیروی ممیزه و راهنمای آدمی است در دوران زندگانی . راه خوب را نشان داده و عمل آنرا تشویق می کند، و راه بد را نیز با تمام زشتی و زیان هایش به آدمی نشان داده و از عمل بدان نهی و بازداشت می کند...» [3]

اما در اسلام دین جزا معنی گردیده است مثلاً در سورهء اول قرآن "فاتحه" آیه چهارم :« مالک يوم الدين» خداوند روز جزا» یا در سورهء الماعون آیهء اول اريت الذي يکذب بالدين » آیا ملاحظه کرده ای کسی را که روز جزا را انکار می کند» معنای دیگر را نیزکه عبارت از طاعت و قبول اسلام می باشد در قرآن ذکر گردیده است در سورۀ آل عمران دین در نزد الله اسلام است.

به هر روی ، باید گفت که دین توهمات ذهن بشر اولیه است که در طول گذشت زمان به اشکال مختلف انکشاف یافته است. افراد و کتله های بشری ساکن در جغرافیای مختلف بنا بر ضرورت های طبیعی و اجتماعی دین هائی برای خود به وجود آورده اند و خدایانِ برای خویش خلق کرده اند. چنانکه آگاهیم انسان های اولیه از مورچه گرفته تا فیل را در ادوار مختلف به مثابه خدا گمان برده و مورد پرستش قرار داده اند. به تدریج با تکامل ذهن انسان خدایان ایشان نیز تکامل پیدا کرده است. تا آنکه مظاهر طبیعت را مانند آفتاب ، مهتاب ، آب و آتش را خدا می پنداشتند. سرانجام ذهن بشربه آن مرحلۀ رشد تکامل می نماید که مظاهر طبیعت را مانند آفتاب "میترا" و مهتاب و نور "آتش" و آب "اناهیتا" و غیره را نخست مظهری از تجلی خدا و سپس فرشتگان خدا قبول نمودند. این بحثی بسیار مفصلی است که این قلم در جلد دوم و سوم کتاب "نام و ننگ یا تولد دوبارۀ خراسان کهن در هزارۀ نو " به آن اشارات لازم نموده ام. پس از ظهور پیغام آور"پیغمبر" خدا ، زرتشت بزرگ خدای واحد و بدون شریک [اهورامزدا] را شناساند و مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت فرمود. قرنهای قرن تا ایلغار و تجاوز اعراب الله پرست دین مردم خراسان زمین ، آئین خدا پرستی بود. اصل خدا پرستی بر بنیاد آئین زرتشتی بر سه بنا استوار بود.

1 -پندار نیک

2 - گفتار نیک

3 - کردار نیک

در حالیکه دین عرب بر پنج بنا تأکید دارد. خواندن کلمۀ شهادت، نماز ، روزه ، ذکات و رفتن به حج. از این پنج بنا چندتای آن نیز تقلید و برداشت از سنت های زرتشتی است. مانند روزه گرفتن ، نماز خواندن کلمۀ شهادت.

در آئین زرتشتی پنج نماز عبارت است از :

1 - نماز بامداد " هاوندگاه"

2 - نماز چاشت "رپیثوین"

3 - نماز عصر "اوزیر"

4 - نماز شام " ائیویسروثر"

5 - نماز شب ، خفتن " اوشهینگاه"

در دین اسلام ، البته بعد از آنکه علمای خراسانی آن را دین ساختند، معمول چنین است که شخص در دم مرگ " کلمۀ شهادت " بر زبان می آورد و اقرار به دین کرده و طلب آمرزش می کند. این سنت از آئین زرتشتی گرفته شده است که آن را به نام "فرورت" می خواندند. ترجمۀ دری این دعا چنین است: با اندیشۀ نیک و گفتار نیک و کردار نیک از هرگونه گناه تنی و روانی که از راه اندیشه یا گفتار با کردار در بارۀ گیتی یا جهان مینوی از من سرزده اندوهگین و پیشمان بوده و توبه "پتت" می کنم.

حج در اسلام بر مبنای تجارت فرض گردیده است . قبل از اسلام کعبه معبد سیصد و شصد بت بود ، و هر بت به قوم و قبیلۀ خاصی تعلق داشت . زهاد از گوشه و کنار جزیرةالعرب به زیارت بت ها می آمدند، این یک عاید سرشار برای اهل مکه به شمار می آمد. وقتی محمد با بصیرتی که داشت توحید اصنام را در وجود یک صنم به نام "الله" وحدت داد. اهل مکه شوریدند و گفتند یگانه منبع عایداتی ما از بین میرود. اما محمد از سوی الله این آیت را به آنهائی که از کساد بازار خویش هراس داشتند قرائت کرد: «ان خفتم عیلة فسوف یغنیکم الله من فضله» یعنی اگر از فقر و کساد بازار نگران هستید الله به صورت دیگری شما را بی نیاز خواهد کرد. سوره توبه آیه 28

بعداً محمد حج را بر مسلمان ها فرض گردانید و تا امروز ملاحظه می شود که بازار عرب ازعایدات حج و حج عمره پررونق است.

در مورد حج پژوهشگران تحقیقات مفصل نموده اند مثلاً از جمله می نویسند:

«حج تحقیقاً برای تأئید و تثبیت عادات قومی عرب مقرر شده است. تمام مناسک حج و عمره، احرام ، لثم حجرالاسود سعی بین صفا و مروه، وقفه در عرفات و رمی و جمره، همگی در دوره جاهلیت متداول بود و تنها بعضی تعدیلات در حج اسلامی نسبت به دوره جاهلیت روی داده است.

اعراب قبل از اسلام هنگام طواف لبیک یا لات، لبیک یا عزی و لبیک یا منات می گفتند و هر قومی بت خود را می خواند. در اسلام اللهم جای بت ها را گرفت و آن عبارت بدین شکل تعدیل شد: لبیک اللهم لبیک.
عرب ها صید را در ماه حج حرام می دانستند، پیغمبر حرمت صید را مخصوص ایام حج و هنگام احرام مقررفرمود. عرب ها گاهی لخت به طواف کعبه می پرداختند، اسلام آن را منع کرد و همان پوشیدن لباس دوخته نشده را مقرر کرد و عرب از خوردن گوشت قربانی اکراه داشت پیغمبر آن را مجاز ساخت.

مشهور است که مسلمانان پس از فتح مکه و بر انداختن اصنام قریش از سعی بیم صفا و مروه اکراه داشتند زیرا قبل از اسلام براین دو کوه دو بت سنگی قرار داشت که حاجیان و زائران دوره جاهلیت سعی بین صفا و مروه را برای نزدیک شدن به آنها و دست کشیدن و بوسیدن آنها کسب تبرک می کردند ولی پیغمبر نه تنها بین صفا و مروه را مجاز کرد بلکه در آیه 158 سورۀ بقره آن را از شعائر الله قرار داد.

شهرستانی در ملل و نحل می نویسد: بسیاری از تکالیف و سنن اسلامی ادامه عادات دوره جاهلیت است که اعراب آن را از یهود گرفته بودند... » [4] اما حج یا گردش گری به منظور کسب علم و تجربه یکی از فرایض مذهب مانی بوده است. ما واجبات آئین مانی را در کتاب سوم " نام و ننگ" به تفصیل شرح داده ایم. اینجا به منظور جلوگیری از اطالۀ کلام از تشریح دوبارهء آن صرف نظر نموده خواننده عزیز را به خواندن آن کتاب دعوت می نمایم .

به هر حال ، اگر بخواهیم مختصر صحبت نمائیم و موضوع را خلاصه تر بسازیم. حقیقت این است که تمام ادیان وقتی تاریخ آنها مطالعه می شود، هر گز ادیان تحمیلی نبوده اند. در میان پنج دین بزرگ جهان که امروز پیروان زیاد دارند نیز فقط تاریخ یهود و اسلام و به ویژه اسلام نشان میدهد که با شمشیر خود را بر مردمان تحمیل نموده و تا به امروز همچنان در پناه شمشیر خود را حفظ می نماید. در حالیکه سایر ادیان بزرگ، مانند آئین زرتشتی ، بودائی ، هندویی و عیسوی خلاف یهودیت و اسلام ، با توضیح ، تفهیم و قناعت حضور داشته و دارند. نه در "گاتها و اوستا " نه در "ریگ ودا " نه در کتب بودائی " تری پاتکه" [سه سبد گل] و نه در انجیل آیتی پیدا نمی گردد که پیروان دیگر مذاهب و ادیان را کافر خوانده باشد و یا آیتی باشد که حکم قتل پیروان دیگر مذاهب را صادر نموده باشد. در حالیکه در اسلام ده ها آیت را شما می خوانید که الله گفته بکشید غیر مؤمنان (غیر مسلمانان) را .در اسلام بر اساس آیت قرآن قتل کردن و کشتار نمودن برای مسلمانان اجباری است . مسلمان باید قتل نماید، اگر ما آیات قرآن را کلام الله بدانیم، در این صورت قتل و کشتار بر مسلمانان فرض است. این فرض در سورهء بقره آیت 216 چنین آمده است:

کتب علیکم القتال و هوکره لکم و عسی ان تکرهوا شیا و هوخیر لکم و عسی ان تحبوا شیا و هو شرلکم والله یعلم و انتم لا تعلمون. یعنی: (کشتار برای شما اجباری است، اگر چه شما از انجام چنین عملی بیزار و رویگردان باشید. شما ممکن است از چیزی نفرت داشته باشید، ولی آن برای شما نیکو باشد و ممکن است شما چیزی را دوست داشته باشید، ولی آن برایتان خوب نباشد. الله آن را می داند و شما نمی دانید) ما از تبصرۀ بیشتر روی این آیت صرف نظر می نمایم ، زیرا همه چیز روشن است. اما گفتنی است که امروز اسلامیست ها در سراسر جهان که مردمان را با ترور ، اعمال انتحاری ، راکت و بم و ماین به قتل میرسانند، و کسانی را مجبور و متقاعد می سازند که بروند و با عمل انتحاری مردمان را به قتل برسانند. اتکای ایشان همین آیت است. اکنون سؤال اینست که نفی این آیت لازم است یانه؟ یا نفی این آیت دین ستیزی است؟ برخی ها استدلال می کنند که باید شأن نزول آیت را در نظر داشت که در کدام زمان و به چه مناسبت این آیت نازل شده است. بسیار خوب ، با آنکه عمل قتل یک عمل وحشیانه است. برای یک لحظه چشم از عقل و خرد می بندیم و می پذیریم که در آن زمان ضرورت بود. اما اکنون چه؟ امروز که امروز است همچنان می کشند و قتل می نمایند، اینهائی که عمل انتحاری می نمایند بر اساس کدام حکم است، نگاه کنید این پسر بچه که دستمال لاالا... به پیشانی بسته و با گفتن الله اکبر سر می برد به ارادهء خود این کاررا انجام می دهد؟.

اگر پاسخ منفی است پس چه کسی و چه وعده وعید او را وادار ساخته است که سر انسانی را با گفتن الله اکبر ببرد . مانند این، صد ها انسان دیگر را که با اعمال انتحاری به قتل می رسانند،آیا بدون مجوز دینی است؟

مسلماً نه ؛ تمام اسناد و مدارک نشان می دهد که در مدارس دینی به ویژه در پاکستان و کشور های عربی آیات قتل و کشتار و غارت و ویرانی تدریس می شود .

این پسر بچه که انگشتان بریدهء یک انسان را در دست های خون آلوده خود گرفته لبخند میزند، شادی او ناشی از چه است؟ مسلماً او از آن شاد است که حکم قرآن را به جا آورده و جنت نصیبش شده است زیرا در قرآن در آیه 12 سورهء انفال حکم می کند که : اذیوحی ربک الی الملئکة انی معکم فثبتوا الذین امنوا سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق واضربوامنهم کل بنان ترجمه: (چنبن بود که رب تو به فرشتگان وحی فرستاد که من با شما هستم، مؤمنان را ثابت قدم دارید، به زودی در دل کافران هراس می افکنم، پس گردنها و سر انگشتان شان را قطع کنید.) برای یک انسان جاهل کافی است که یک آیت از قرآن خوانده شود و او را مجبور به اجرای حکم قرآن نمود. حکمی که د ر پس اجرای خویش وعده قصر و باغهای پر میوه با درختانی که برگ هایش از الماس و یاقوت است و در زیر آن جوی های شیر و عسل روان است و در سایه آن تخت های ردیف شده قرار دارد که در پهلوی هر تخت برای زنباره ها صد ها حور و برای بچه باز ها صد ها غلمان آمادۀ خدمت اند زیرا کسانیکه روی تخت ها لمیده اند، آدم کشته اند ، قتل کرده اند و گلوی مردمان را با کارد بریده اند ، شهرها را ویران کرده اند ، مال و منال مردمان را به غارت برده اند ودر یک کلمه جهاد کرده اند. آنهائی که ادعا دارند که دین اسلام عاری از خشونت است اصلاً اسلام را نمی دانند. تاریخ اسلام را نخوانده اند . باید بدون هر گونه بد بینی گفت که بیشترین جنگها و قتل کشتار ها جنگ فیمابین ادیان بوده است .

به ویژه فیمابین ادیان سامی. انکار هم نمی توان کرد که سایر ادیان نیز وقتی در خط انحراف جهت تأمین منافع گروه ها و اشخاص و افراد کشانده شده است خود به یک امر استبدادی و منفور تبدیل گردیده است . برای مثال همین آئین پاک زرتشتی در زمان ساسانیان، چنان از سوی مغان، گوهرذاتی اش شکسته می شود که مردم نسبت به نفرتی که از آن در پارس داشتند در برابر چند تا عرب جاهل اصلاً مقاومت نمی دارند، بدین امید که از شر مغان ساسانی نجات یابند. بنا بر این هیچ دین را نمی توان یافت که پس از انحراف به استبداد نگرائیده باشد. همه ادیان که بازتاب روابط و ضوابط قرون وسطائی اند در نفس خویش حامل پیامهائی اند که امروز نمی تواند مورد قبول واقع گردد و از سوی دیگر حامل پیامهائی اند که بار خشونت و عادات انسانهای دوران توحش و بربریت را در خویش نهفته دارد. اسلام نیز چنین است . اسلام در نخست و پیش از آنکه به قدرت دست یابد ، گاهی سرود همزیستی و مدارا سر میداد. چنانکه در آیه 256 سوره بقره این مدارا را چنین می خوانیم( لا اکراه فی الدین... )ترجمه آیت( در کار دین اکراه روا نیست؛ چرا که راه از بیراهه به روشنی اشکار شده است؛ پس هر کس که به طاغوت کفر ورزد، و به الله ایمان آورد، به راستی که به تکیه گاه استوار و محکم رسیده است.) اما وقتی به قدرت می رسد و بر سریر سلطنت تکیه می زند دیگر مدارا را روا نمی شمارد و با صدور آیه 113 از سوره توبه فرمان میدهد که : ماکان للنبی والذین امنوا ان یستغفروا للمشرکین ترجمه [ پیغمبر و مؤمنان را با مشرکین مدارائی نیست و آنها را نمی بخشند. ] و در آیه 29 سورۀ توبه پس از به قدرت رسیدن می گوید: قاتلو الذین لایومنون بالله و لا بالیوم الاخر ترجمۀ آیت (بکشید کسانی را که به الله و روز آخرت ایمان نمی آورند) و در آیه 123 سورۀ توبه می گوید: یا ایها الذین امنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار و لبجد وافیکم غلظة ترجمه : (ای گروه مؤمنان بکشید کافران را یکی پس از دیگری( هر که نزدیک تر بیشتر در دسترس است) آنان باید سختگیری و عدم گذشت و ملایمت را در شما احساس کنند.) چنین آیات در قرآن بسیار زیاداست که همه به نام آیات قتال یاد می شوند. گذشته از آن روایات تاریخی از اصحاب و امیرالمؤمنین ها همه دال به استبداد دین اسلام است. کافی است یک مرتبه به این سؤال پاسخ تاریخی متکی به حقیقت داده شود که چگونه مردم سرزمین مجبور شدند که دین خدا پرستی خویش را فراموش نمایند و بیایند اسلام را قبول نمایند. البته این پاسخ را نباید از آنهائی توقع نمود که آیین خدا پرستانه و فرهنگ پر فر و شکوۀ خویش انکار و در تحمیل دین و فرهنگ اعراب مجاهدت می نمایند و هرگز هم از تاریخ آیین و فرهنگ خویش آگاه نبوده و نمی خواهند باشند .

وظیفه و رسالت علمای دین:

با تأسف که ما در کشور خویش به شمار انگشتان دو دست عالم دینی نداریم . اما آن عدۀ محدود که هستند در شرایط فعلی برای نجات جامعه و مردم از استبداد دینی و مذهبی باید که سعی نمایند. سعی این نیست که بخواهند دروغ بگویند که دین اسلام دین خشونت نیست ومبرا از هرگونه نقد و انتقاد است یا اعمالی را که القاعده و یا طالبان و یا سایر گروه های اسلامی انجام می دهند اعمال اسلامی نیست وبا احکام دین منافات دارد. چنین تلاشها باعث می گردد. برای رد آن ادعا ها اسناد و مدارک ارائه گردد، قرآن باز خوانی شود و احدایث و کارکرد های مسلمانان از تاریخها بیرون کشیده شود. عقل سلیم و آنهائی که دارای شعور سیاسی ، اجتماعی و تاریخی اند، منظور علمای دینی و غیر دینی است بسیار به خوبی میدانند که ، چگونه اسلام رشد کرد و هدف از اسلام چه بود و چگونه بر سایر کشور ها تجاوز نمود و چه فجایع و استبداد و ظلم نبود که بر مردم روا نداشتند. انسان آگاه زمانی می خواهد از پدیده ای دفاع نماید، نخست تاریخ تکامل و رواج آن پدیده را مورد بررسی قرار می دهد. بسیار شرم آور خواهد بود که چنان یکی از کسانی که جز کتاب عرب کتاب دیگر نمی خواند به هموطن خود طعنه بزند که : (زور شست عرب را فراموش کرده اید) و یا به امیرالمؤمنینی اعراب بر کشور شان افتخار نماید. چه فرق است میان بیگانگی روس و انگلیس و امریکائی و عرب. بیگانه، بیگانه است. تجاوز تجاوز است چه از سوی عرب باشد چه از سوی عجم. این بحث را در کتاب چهارم "نام و ننگ" به تفصیل خواهید خواند. ننگ و غیرت ملی این نیست که به خاطر دین و مذهب، جامعه و مردم خویش را زبون یک قوم و یا یک گروه مذهبی ساخت. و به خاطر مذهب و دین جهان را به خاک و خون کشاند، چنانکه قرآن در آیه 39 از سوره انفال می گوید : وقتلوهم حتی لاتکون فتنة و یکون الذین کله لله فان انتهوا ان الله بمایعملون بصیر. ترجمه (بکشید تا آنکه فتنه باقی نماند و دین، سراسر دین الهی باشد؛ و اگر دست بر دارند الله به کارو کردارشان بیناست) بنا بر این فرمان بیشتر از پنج ملیارد انسان را باید گردن زد و به قتل رساند. آیا این سزوار است. باید این آیت را به کار بست و اجرا نمود؟ . اگر نیست پس این وظیفه و رسالت علمای دین است که این سلاح مدهش را از دست مافیای دین بگیرند. و اگر نمی گیرند پس شکایت هم نکنند که چرا دین ستیزی می کنید. مردم و کسانیکه به سرنوشت بشریت می اندیشند نمی توانند موافق با این حکم قرآن باشد و یا آن را قبول نمایند. گرچه که الله گفته که شاید قتال برای تان خوشایند نباشد اما انجام دهید که ما این فرمان را نیز نوشتیم. ولی انسان دارای عقل سلیم اگر که قاتل حرفوی نباشد، قبول نمی کند و علیه چنین اوامر به نفع بشریت و آزادی و حیثیت انسان به مبارزه بر می خیزد. امروز شما به چشم سر و به واقعیت ملاحظه می فرمائید که مافیای دین در اشکال و انواع و اسمای مختلف با استفاده از همین آیات و احادیث و روایات دینی علیه بشریت سنگر گرفته اند. چرا سنگر های ضد انسانی آنها را نمی خواهید ویران نمائید. واقعیت های دساتیراسلام نشان میدهد که دین اسلام مستبد ترین ادیان در جهان بوده و است. اثبات این امر در آیه های قرآن موجود است، دردستور های شرعی موجود است و انسانها هر روز با گوشت و پوست خود آیات استبدادی را احساس می نمایند. بیائید مثال های ساده و روزمره را با هم مرور نمائیم:

اگراز میان پنج میلیاردغیر مسلمان عیسویی و یا هندوئی مسلمان شود، عیسویان و دولت های عیسوی و کلیسا و یا معابد بودائی و هندویسم و دولت های شان بدون آنکه خمِ به ابرو بیاورند در شناسنامۀ یک چنین فردی فوراً می نویسند که "مسلمان" و او را به حیث یک تبعۀ مسلمان کشور خود می شناسند با حفظ تمام حقوق شهروندی.

و اگر از میان مسلمانها کسی از دین برگردد ، گذشته از آن که از سوی جامعه بر اساس احکام دین تحریم می شود و از حقوق شهروندی محروم می گردد، فوراً ستونهای دار برپا می شود و حکم حلق آویزشدن فرد بر گشته از دین صادر می گردد. همین اکنون مثلاً هموطنان ما که به دین نیائی خویش" هندویسم" وفادار مانده اند ملاحظ می گردد که به علاوۀ آنکه از بسیاری از حقوق شهروندی محروم اند ، توهین و تحقیر نیز می شوند. . اگر این استبداد دینی نیست پس چیست؟ در جامعه ای که اسلام شمشیر دار است ، به هیچ کس حق داده نمی شود که بر مبانی اسلام اعتراض نماید و یا اسلام را به نقد بگیرد. در حالیکه در جوامع سالم از خدا گرفته تا پیغمبر و دساتیر کلیسا و مذاهب مورد بحث و نقد و ارزیابی قرار می گیرد، از زندگی و کار های شایست و نا شایست ایشان در طول تاریخ تا به امروز داستان و تنقید و تقریظ ها و فلم و درامه ها ساخته می شود. ولی در اسلام جزمدح و ستایش هیچ گونه نقد و بررسی نباید به عمل آید و منقدِ اسلام کافر خوانده می شود و گردنش را باید زد. اگر این استبداد نیست پس چیست؟ اگر به گونۀ فشرده گفته شود آنچه که برانسان بدون قید وشرط فرض اعلام می گردد؛ در واقعیت باید گفت اعلام هر فرضی استبداد است . مانند نماز خواندن ، روزه گرفتن، ذکات دادن به حج رفتن و بسیاری فرایض این چنینی دیگر. در همۀ ادیان دگر ادای عبادات دینی و مذهبی اختیاری می باشد و حتی انکار ازآن هیچگونه تاثیر برشخصیت فرد در جامعه وارد نمی سازد. عکس آن در اسلام حتی اگر "ریش نگذاری و پشم نزدائی" وای به حالت از سوی نماینده های "مالک یوم الدین". ما اگر بخواهیم تمام اوامر و اصول دین را به نقد بکشانیم مسلماً باید چندین کتاب نوشت، اما به "مشت نمونۀ خروار" اکتفاء نمودیم زیرا اگر کسی قدریک سیب را نداند اگر باغی را نیز ببخشی باز هم ناسپاس خواهد بود.

اما جای بسیار تاسف وتألم است که، با وجود آنکه برخی از نخبگان خداباور و فرهنگیان ما دقیقاً دورۀ رنسانس در اروپا را مطالعه نموده و میدانند که باعث و مکمل استبداد، تحمیل احکام شریعت و دین به جای قانون در جامعه بوده، و مبارزه در برابر شریعت یکی از اساسی ترین کار در جهت رسیدن به آزادی و دموکراسی در برابر روشنفکران دینی و غیر دینی به حساب بود. با آنهم اهل دانش و بینش در کشور ما دل به حال جامعۀ خود نمی سوزانند، و به خاطر منافع آنی خود ، خود به تکیه گاه استبداد تبدیل می شوند که دراین صورت باید به صراحت گفت که سخت جامعه فرهنگی بیمار و ناکارآمد داریم. اگر فرهنگیان و نخبگان دین دست به دست هم دهند و تعلق به زبان ، نژاد، قوم و مذهب کیش و ایدیالوژی ها را نادیده انگارند و نخست برای حفظ آزادی و حیثیت انسان در چوکات قانون و ارائه قوانین در زمینه پیکار نمایند بدون شک اگر اروپائیان در یکصد سال توانست کلیسا و پاپ را در جایگاه سزاوارش بنشانند و قانون را به جای دین در جامعه رواج دهند، مردم کشور ما در اثر استعداد و تجارب گرانبهای ملی و بین المللی دوره رنسانس را حداکثر به دودهه تقلیل خواهند بخشید. یگانه راه نجات جامعه ایجاد قانون، حاکمیت قانون، اجرای قانون و پاسداری از قانون در مقابل احکام استبدادی و قرون وسطائی مذهب می باشد. کوتاه کردن دست و افشای مافیای دینی وظیفه هر عنصر آگاه و خداباور است.
اما عنوان دوم:

مردم،
یا
ارزان ترین و پرفروش ترین کالائی تجارتی
در دکانِ دکانداران دین و سیاست:

همانگونه که مافیائی ها و تروریست ها از دین و مذهب به مثابه سلاح در جهت تأمین منافع خویش استفاده می برند، مردم را نیز وسیله قرار داده اند. مردم در دکان، دکانداران دین و سیاست به یکی از پرفروش ترین کالاهای تجارتی تبدیل گردیده است. اینها همانگونه که خود را نمایندۀ دین جلوه میدهند و از سوی خالق حکم بر خلق می رانند. به همین گونه نمایندۀ خلق در برابر خالق، جامعه و جهان نیز می باشند. در جامعه ای که قانون حاکم است و الله در آنجا نماینده و نمایندگی و بانک ندارد. هرگز دیده و شنیده نشده که کسی به نمایندگی از مردم سخن بگوید. مثلاً ادعا نمایند که : ( مردم پلو را خوش ندارد و دال می خواهند که بخورند) تمام کسانی که بر منبر دین و سیاست در کشور هائی که استبداد به جای آزادی و دموکراسی شریعت بجای قانون حاکم است ،منبریان دین و سیاست از سوی مردم سخن می گویند، سخن گفتن از سوی مردم در واقعیت نقض کامل حقوق انسانی جامعه به شمار میرود. فرد حق دارد که نظریات خویش را در تمام عرصه ها چه دین است و چه سیاست و یا فرهنگ برای مردم اظهار نماید. اما حق ندارد که از سوی مردم سخن بگوید. فقط موارد و خواسته هائی از سوی مردم میتواند مطرح گردد که جامعه انسانی به آن نیاز دارد. مثل: مردم آزادی می خواهند، مردم کار می خواهند، مردم عدالت اجتماعی می خواهند، مردم تساوی حقوق شهروندی می خواهند بدون تفاوت های قومی ، دینی ، مذهبی و جنسیتی و امثالهم. هرگاه اظهارات از سوی مردم در محدودۀ دین و یا ایدیالوژی ها مطرح گردد ویا انعکاسی از باور و سلیقه های دینی و ایدیالوژیک شخص یا گروه و جمعیت باشد، این فرد و یا گروه حق ندارد از سوی مردم سخن بگوید باید که از سوی خود و یا گروه و جمعیت خویش سخن براند.

در اینجا سؤال دیگری مطرح می شود و آن اینکه در یک جامعه اسلامی که 99 % آن مسلمان است اگر گفته شود که مردم تطبیق شرعیت اسلامی را میخواهند ، آیا امر خلاف است؟ کاملاً خلاف حقوق اجتماعی است. ما در نخست گفتیم که شریعت با قانون منافات دارد. باید جای شرعیت را قانون بگیرد. شما ملاحظ نمودید که تطبیق شریعت از سوی طالبان ، جامعه را به فاجعه کشاند . و همین اکنون توافق آتش بس میان حکوکت پاکستان و منطقۀ قبایلی سوات ، به شرط تطبیق شریعت از سوی طالبان جامعه جهانی را و حتا حکومت پاکستان را نیز نگران ساخته است. زیرا تطبیق شریعت به معنای زیرپا نمودن تمام حقوق انسانی به شمار می آید. چرا حکوت طالبان منفور و مستبد خوانده می شود. به خاطریکه طالبان یگانه نیروی اجرائی شریعت بوده و است. بنا برین همانگونه که گفته شد هرگاه قانون جای دین و شریعت را نگیرد حق و حقوق انسان ها پایمال می شود.

سؤال دیگر اینست که آیا یک وکیل پارلمان که از سوی مردم انتخاب شده حق دارد که خواسته ها و نظریات خود را از سوی مردم ارائه بدارد؟ باید گفت هیچ یک از وکلای پارلمان ها چه در افغانستان و چه در جهان نماینده مردم نیستند. بلکه نماینده بخشی ازمردم یک جامعه می باشند. اینها در صورتیکه از طرف همان بخش مردم اگر واقعاً انتخاب شده باشند میتوانند اندیشه و نظریات و یا خواسته های همان بخش از مردم را مطرح کنند نه از همۀ مردم جامعه را. حتا ما در کشور هائی که قانون در آنجا حاکمیت دارد ملاحظه می کنیم که رئیس جمهور از سوی مردم سخن نمی گوید بلکه مرام و پلان و پروگرامهای اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی و نظامی خویش را ارائه می دهد و خواستار رأی مردم می شود. اگر مردم با پلانهای او موافق بود برایش رأی اعتماد می دهند. رأی اعتماد هم طوری است که حاوی رأی اکثریت باشد. در صورت اکثریت بودن او مؤظف به کار ریاست جمهوری می شود. با وجود این هم دیده نشده که رئیس جمهور کشور های آزاد از سوی مردم سخن بگوید. زیرا اکثریت مطلق به او رأی نداده اند و پس او نماینده عام وتام مردم نیست و به خود حق نمی دهد که از سوی مردم سخن بگوید مگر در جائی که منافع ملی کشورش در برابر سایر کشور ها مطرح باشد. بناءً کسی می تواند از سوی مردم سخن بگوید که او از سوی تمام جامعه انتخاب شده باشد آیا خنده دار نیست کسانیکه در پشت تلویزونها و رادیوها و منبر ها قرار می گیرند و در امریکا و اروپا هم زندگی می نمایند خواستهای سیاسی و فکری خود را از سوی مردم داخل کشور مطرح می نمایند. اینها باید بیماری خویش را مداوا نمایند.

اما چرا مردم در این مورد ساکت اند و بر نمی خیزند و نمی گویندکه : آغا ما پلو می خواهیم نه دال .
اینجا دو نکته را باید از نظر دور نداشت. یک: بی سوادی و بی خبری مردم. دو : زندانی بودن مردم در زنجیر های استبداد زورمندانی که مارکیت داران دین و سیاست اند و مردم را عمداً در فقر و بی سوادی نگهمیدارند.

پس وظیفه جامعه فرهنگی یک کشور است که قاطعانه به افشای جنایکاران دین و سیاست بپردازند و در پروسه رنسانس کشور خویش نقش بازی نموده و افتخار جاویدانۀ را نصیب خویش بسازند.

گالری عکس

پانویس‌ها:

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

18 دیدگاه
Prince Infidel

چرا دین ستیزی؟

Dorood bar shoma Hamwatane Gerami ! Besyar aAli bod. yaki az Behtarin Nawishta ha dar Kabulpress . Islam is a religion of Horror and Terror.

فرید.م
چرا دین ستیزی؟

سلام و درود بر کارکنان کابل پرس?، باید تشکر کرد از این ابتکار که عقاید حاشیه نشین های دیگر اندیش چون آقای سلیمان رواش پژوهش گر محقق و نویسنده کم نظیر را در این سایت پرآوازه خویش بازتاب میدهید دست همه تان را به گرمی میفشارم .

ناشناس

ما میکشیم اما نه با ان شمشیر !

با عرض سلام خدمت کارمران جان میرهزار و سلیمان راوش

خدمت این( برادر نمی توانم خطاب کنم چون در دین اسلام برادر به شخص مسلمان خطاب می شود ) نویسنده عرض کنم که شما با هنر نوشتاری تان توانسته اید عقاید و نظر هایتان را با اوردن چند آیه شریفه از قران کریم ( ترجمه نه تفسیر) تا اندازه ای بر یک تعداد خواننده های که سطح اگاهی شان کمتر و معلومات کمتر و خوش باوران هستند چیره بیایی ولی باید این را بدانی . وقتی سخن از مذهب و دین در میان میاید باید با سواد عالی و دور از چشم پوشی ها عقایدت را بیان کنی .

شما در نوشته هایتان اوره اید با بروز دین اسلام همیشه با زور شمشیر و قتل و قتال اغاز یافته در صورتی که پیامبر اسلام مدت سه سال را در خفا و با نزدیکان خود دین اسلام را تبلیغ می کرد و بعداز ان هم مدت نو سال انرا بصورت تبلبغات مردم را به دین اسلام دعوت کرد تا اندازه ی که جان خودشان و دیگر مسلمانان در خطر افتاد و تا مجبور به ترک وطن شدن . تا انزمان کی توسط مسلمانان کشته ؟ که نشده .

باز هم دین اسلام دین ملایمت دین ترحم دین صلح طلب است تا شر انداز و خواستار جنگ و خون ریزی .

و در دوران پیامبر اسلام چند جنگی که صورت گرفته ( که تمام شان از انگشتان دست هم کمتر میباشد ) تمامآ توسط دشمنان اسلام اغاز شده و دشمنان مسلمانان برای از بین بردن دین اسلام کوشش کردند و وارد جنگ شده اند . و این که خود شان شکست خورده اند ما نمی توانیم کسی را جنگ طلب پنداریم که فاتح جنگ می شود . ویا کسانیکه در جنگ مغلوب می شوند اغاز گر جنگ نبوده اند .

دین اسلام در مدت 11 سال توانست که تقریبآ تمام عرب را به دین اسلام مشرف نماید و با کمترین زمان امپراطوری های بزگ جهان را از روم گرفته تا فارس به دین اسلام مشرف نمایند . مگر با جنگ می شود اکثریت این کره خاکی را در ضرف چند سال تصرف کرد . و اگر مثال بیاویم امروز امریکا بزگترین قدرت جهانی با نیرو های ناتو که تجمع کثیری از ممالک قدرتمند با در دست داشتن بزگترین منابع مالی و بانک های جهانی و با پیشرفته ترین تجهیزات جنگی مدت هفت سال است که نتوانسته یک حزب القایده را شکست بدهد و یا افغانستان ( یک کشور خاکی و دور از کلبه جهانی ) را بحت تصرف مکمل خود بیارد .

در پیش برد و جهانی شدن دین اسلام از شمشیر انسان دوستی و از شمشیر حق استفاده شده تا از شمشیری که شما برای مسلمانان ترسیم کرده اید .

و اما در باره ایاتی که شما از ان برای گمراه کردن مسلمانان و بویژه دیگر ادیانی که برای انسان دوستی دست همکاری را بطرف این کشور درازکده اند ، میخواهید مسلمانان را از ادرس که خود ساخته اید رهنمایی کنید
برایتان عرض کنم .

اولآ باید شما وقتی به قران پاک رواورده اید به این گفته هم سر خوده باشید که ( قران کلام خداوند است و این کتاب برای یک وقت و برای یک مردم و برای یک زمان نازل نشده است )

پس شما چگونه قضاوت می کنید که در این دین فقط گفته شده ، باید کشت و کشت و کشت

قران پاک را نمی شود با ترجمه ان قضاوت کرد در صورتی که باید کلمه کلمه ان تفسیر شود و با زمان ان روز و این روز مطابقت داده شود .

من نمی گویم در قران ان ایه های شریفه ی را که اورده اید درست نیست ! درست است . ویا ان ایه های شریفه مال ان زمان است و به این زمان ارتباط ندارد چنانچ

صدا...
ما میکشیم اما نه با ان شمشیر !

با عرض سلام خدمت کارمران جان میرهزار و سلیمان راوش

خدمت این( برادر نمی توانم خطاب کنم چون در دین اسلام برادر به شخص مسلمان خطاب می شود ) نویسنده عرض کنم که شما با هنر نوشتاری تان توانسته اید عقاید و نظر هایتان را با اوردن چند آیه شریفه از قران کریم ( ترجمه نه تفسیر) تا اندازه ای بر یک تعداد خواننده های که سطح اگاهی شان کمتر و معلومات کمتر و خوش باوران هستند چیره بیایی ولی باید این را بدانی . وقتی سخن از مذهب و دین در میان میاید باید با سواد عالی و دور از چشم پوشی ها عقایدت را بیان کنی .

شما در نوشته هایتان اورده اید با بروز دین اسلام همیشه با زور شمشیر و قتل و قتال اغاز یافته در صورتی که پیامبر اسلام مدت سه سال را در خفا و با نزدیکان خود دین اسلام را تبلیغ می کرد و بعداز ان هم مدت نو سال انرا بصورت تبلبغات ، مردم را به دین اسلام دعوت کرد تا اندازه ی که جان خودشان و دیگر مسلمانان در خطر افتاد و تا مجبور به ترک وطن شدن . تا انزمان کی توسط مسلمانان کشته ؟ که نشده .

باز هم دین اسلام دین ملایمت دین ترحم دین صلح طلب است تا شر انداز و خواستار جنگ و خون ریزی .

و در دوران پیامبر اسلام چند جنگی که صورت گرفته ( که تمام شان از انگشتان دست هم کمتر میباشد ) تمامآ توسط دشمنان اسلام اغاز شده و دشمنان مسلمانان برای از بین بردن دین اسلام کوشش کردند و وارد جنگ شده اند . و این که خود شان شکست خورده اند ما نمی توانیم کسی را جنگ طلب پنداریم که فاتح جنگ می شود . ویا کسانیکه در جنگ مغلوب می شوند اغاز گر جنگ نبوده اند .

دین اسلام در مدت 11 سال توانست که تقریبآ تمام عرب را به دین اسلام مشرف نماید و با کمترین زمان امپراطوری های بزگ جهان را از روم گرفته تا فارس به دین اسلام مشرف نمایند . مگر با جنگ می شود اکثریت این کره خاکی را در ضرف چند سال تصرف کرد . و اگر مثال بیاویم امروز امریکا بزگترین قدرت جهانی با نیرو های ناتو که تجمع کثیری از ممالک قدرتمند با در دست داشتن بزگترین منابع مالی و بانک های جهانی و با پیشرفته ترین تجهیزات جنگی مدت هفت سال است که نتوانسته یک حزب القایده را شکست بدهد و یا افغانستان ( یک کشور خاکی و دور از کلبه جهانی ) را بحت تصرف مکمل خود بیارد .

در پیش برد و جهانی شدن دین اسلام از شمشیر انسان دوستی و از شمشیر حق استفاده شده تا از شمشیری که شما برای مسلمانان ترسیم کرده اید .

و اما در باره ایاتی که شما از ان برای گمراه کردن مسلمانان و بویژه دیگر ادیانی که برای انسان دوستی دست همکاری را بطرف این کشور درازکده اید و میخواهید مسلمانان را از ادرس که خود ساخته اید رهنمایی کنید
برایتان عرض کنم .

اولآ باید شما وقتی به قران پاک رو اورده اید به این گفته هم سر خوده باشید که ( قران کلام خداوند است و این کتاب برای یک وقت و برای یک مردم و برای یک زمان نازل نشده است )

پس شما چگونه قضاوت می کنید که در این دین فقط گفته شده ، باید کشت و کشت و کشت

قران پاک را نمی شود با ترجمه ان قضاوت کرد در صورتی که باید کلمه کلمه ان تفسیر شود و با زمان ان روز و این روز مطابقت داده شود .

من نمی گویم در قران ان ایه های شریفه ی را که اورده اید درست نیست ! درست است . ویا ان ایه های شریفه مال ان زمان است و به این زمان ارتباط ندارد چنانچه قبلآ هم ذکر کردم قران کریم برای هر زمان و مکان است .

ولی مشکل شما در تفسیر است اگر در قرآن امده که کافران را بکشید . منظور از کشتن صرف کشتن با شمشیر نیست شاید انزمان هدف شمشیر باشد ولی امروز و در عصر که برای خراب کردن خانه شخصی از کلنگ " قلم " استفاده می کنند و برای نابودی اجتماعی و از پاشیدگی مردمی و یا دینی مانند شما از شمشیر قلم استفاده می کنند و نظر به ایه شریفه امروز برماست تا با شمشیر انسان دوستی با شمشیر حق طلبی و با شمشیر راستی کافران ( هدف از کافر کسانی که دین ندارند ویا ادیانی را انتخاب کرده اند که برای دیگران چه که برای خود شان هم مضر است ) را بکشید و کشتن امروز را با کشتن دیروز فرق قایل باشید .

ما میکشیم اما نه با ان شمشیری که شما برای شناخت ما بکار می گیرید بل با شمشیر دانش و علم ، با شمشیر حق طلبی و با شمشیر ترحم وصلح دوستی ...

و بخاطر روشن شدن اذهان مردمی که مشخصاتشان را قبلآ هم ذکر کردم باید بگویم درست است که ما عالم و دانشمند کم داریم و این را بدانید بخاطر همین روشن فکران مانند شما یا نگذاشته اند که براه خود ادامه بدهند ویا مانند شما از بیراحه رفته اند و کسانی که راه درست را رفته اند اندک اند . ویا اگر هم که هستند مانند داکتر علی شریعتی و ... جانیان قدرت طلب در لباس دین و یا توسط دستان بیگانه ها نتوانسته اند جایگاهی داشته باشند .

و برگردیم به روی طالبان و انتحاری ها اینها همان کسانی هستند( مانند شما) که برای شهرت ویا قدرت ویا ثروت در لباس دین تیشه بریشه دین میزنند و نفهم های را مانند شما با ترجمه قران پاک از راه میکشند .

شما خود شاهد هستید این پسر که تابحال عمر قانونی خود را تکمیل نکرده چی میداند از دین و از دنیا ؟

و ماننند شما افراد خدا ناترس برای گمراهی مردم از این ایه های شریفه استفاده نادرست مینمایید

حرف زیاد است و وقت کم ببخشید که نتوانستم در باره این قانون ساخت بنده برای بنده بجای قانون سازنده بجای ساخته شده هم چیز های بنویسم انشاالله اگر وقت بود برای بعد .

ناشناس
ما میکشیم اما نه با ان شمشیر !

شما توجیه کردید اسلام را اما نظر تان را در باره ی آیات متبرکه نگفتید که چنین بی مهابا قتل انسان های مخالف اسلام را صادر کرده است؟

ناشناس
ما میکشیم اما نه با ان شمشیر !

از منطق عالمانه ی شما تشکر. ظاهرا ادبیات فارسی و عربی تان مشکل دارد. خداوند می فرماید که سر ها و انگشت های کافران را ببرید. البته روشن است که با قلم نمی شود سر و انگشت کسی را برید مگر این که در زبان شما به شمشیر قلم می گویند و به سر بریدن نامه نوشتن. از جسارت خود معذرت می خواهم.

يك دوست

چرا دین ستیزی؟

هزار آفرين به جراءت تان آقاي راوش!

بلاخره يك فرد بشردوست پيدا شد كه نقاب از چهره خشن اين مذهب انسان ستيز بردارد.

واقعاّ مردم بيچاره و بيسواد ما براي اين تاجران دين جزء كالاي ارزان اهميت ديگري ندارند.

آقاي راوش، تشكر از شما كه با اين مقاله تان همه حرف هاي در دل نهفتهء مرا نوشتيد.

صد احترام به شما آفاي ميرهزار كه مارا از نظريات آقاي راوش مستفيد ساختيد.

نفیسه " یاری"
چرا دین ستیزی؟

درود واحترام به شخصیت های روشن ضمیرودگراندیشان بادانش چون آقای راوش - دکترمهرآسا- علی میرفطروس - علی دشتی - دکترروشنگر- شجاع الدین شفا- اعظم کم گویان- دکترعلی سیناو..... که باقلم رساوبیان اندیشه های علمی خود به نسل امروزوفردای بشریت خدمت نموده وبنیان دروغ وخرافه پرستی را شجاعانه هدف قرار میدهند. من بحیث یک فردمربوط به جامعه مذهب زده وگرفتاردرافکارجهنمی اعراب بادیه نشین ( افغانستان ) ازمطلب تهیه شده توسط آقای راوش حظ برده ومستفیدگردیدم. مؤفق وادامه کارباشید

آزيتا
چرا دین ستیزی؟

كسي تو را مجبور نساخته كه از اين مذهب والا به گفته ي تو (انسان ستيز )تبعيت نمايي تو مختار استي كه بر اساس عقل و منطقت خر و گاو و...و شايد آتش بپرستي آتش را خدا بنامي و شايد هم عيسي مسيح را خداي خود بداني.آيه قرآن عظيم الشان :(لا اكراه في الدين هيچ گونه اكراه و اجباري در دين نيست .)خداوند متعال به ما چشم و گوش و عقل و .......داده هزاران تذكر مانند تولد و مرگ به اشكال مختلف است كه ما توجيه شويم.مردم بيچاره و بيسواد ما هم خودشان مثل تو و من چشم وگوش و فهم و شعور دارند و همين قدر ميدانند كه چه برشان خوب است و چه بد ونيازي به تو دايه ي مهربان تر از مادر نيست.

یاسمین ( جاغوری )
چرا دین ستیزی؟

آزیتای بسیارعزیز درودبرشما! ایکاش پذیرش دین اسلام اختیاری وبراساس مفاهمه وگفتمان میبود. افسوس وصدافسوس که باسوادان وقلم بدستان جامعه ما بخود زحمت مرور بتاریخ را روانمیدارند، تابه آسانی درمیافتند که این اسلام عزیز نه به اختیاروتمنی مردم؛ آنگونه که دکان داران دین بخوردمردم داده اند! بلکه سوگمندانه بعدازیک تهاجم خونین درگستره بیشترازیکصدسال مردم ساکن درافغانستان را مجبور به قبول ویاپذیرش آیین اسلام نمودند. درطول این مدت قشون متجاوز اسلام مرتکب جنایات بیشماری گردید. به قتل رسانیدن ده هاهزارانسان شامل زن ومرد - پیروجوان -حتی کودکان ، بغارت بردن اموال ودارایی های مردم ، به اسارت درآوردن هزاران زن ومرد وفرستادن آنان به بغداد ( مرکزخلافت اسلامی ) بحیث غلام وکنیز ، تجاوزبه ناموس - شرف وحرمت انسانی مردم که غیرانکارازپذیرش اسلام هیچ تقصیری نداشتند و.... ازنمونه های روشن وغیرقابل انکار درتاریخ صدوراسلام درسرزمین افغانستان- ایران - هند- وحتی درداخل سرزمین های خوداعراب ودیگرنقاط جهان است . بدون شک ومبالغه میتوان گفت که اسلام دین خشونت - خونریزی وتجاوزاست ، نه آنگونه که متولیان امروزی آن شیادانه به آن دین رحمت ومهره بانی نام گذاشته اند. آیه لااکراه فی الدین که امروزه شیادان دینی ما ازآن بهره میجویند ، درسالهای اول فرار محمد به مدینه ساخته شده، درست درآنزمانی که محمدهنوز درمقام دیکتاتور خونریزعرب ارتقا نیافته بود. اگراین آیه وسیله فریب وتزویر نمیبود! مگر عمر- عثمان - ابابکر- علی- معاویه ودیگرخون آشامان عرب ازآن مطلع وباخبرنبودند که درزمان حیات محمدوبعدازمرگ او این همه جنایات وروسیاهی را درتاریخ مرتکب گردیدند . راست خبراینست که اسلام دین مکروفریب است ، آنگونه که درقرآن به خدا نیز مکارترین مکارها میگویند! درشرایط که اسلام ضعیف وناتوان باشد دست آویزشان همین لااکراه فی الدین - لااعبداوماتعبدون- لکم دینکم ولی دین است ، ولی مادامیکه بقدرت میرسندوتوان ونیرومی یابند، آنگاه درستمگری وجنایت پیشه گی روی تمامی جنایت پیشه گان تاریخ را سفید میسازند! آنگونه که درزمان حاضر کارنامه های سیاه جمهوری اسلامی ایران- جمهوری اسلامی پاکستان - عربستان- حکومت اسلامی طالبان ومجاهدین وحکومت اسلامی کنونی افغانستا- حماس - حزب الله جماعت اسلامی مصر- جماعت اسلامی اندونیزیا- گروه اسلامی ابوسیاف درفلپین - جریان اسلامی الجزایروغیره انجام داده ومیدهند. به حکم تاریخ ومنطق انسانیت واصول دموکراسی ، این خردگرایان نیستند که درتقابل بادین قرار دارند، بلکه این دین تمامیت خواه- جاهل- متعصب - عقب گرا- ضدزن - ضدآزادی- وضدانسانی اسلام است که خود را برمردم بزور شمشیرتحویل مینماید. لذاست که علی امام اول شیعیان وخلیفه چهارم اهل سنت ، آشکارا میگوید که ما اعتقادات مان را برشمشیرهای مان حمل میکنیم . برای دریافت ودرک بیشتر ازماهیت اسلام برهرانسان آزاداندیش ومسئول لازم است تا تاریخ آمدن اسلام درافغانستان وبقیه کشورهای همسایه را بدون پیشداوری وغرضهای مذهبی- عقیدتی وازموضع یک انسان سالم مطالعه نموده ودرضمن قرآن رانیز بامتن فارسی آن ویاهرزبانی را که میدانند، بخوانش ومطالعه بگیرند.

توفیق
چرا دین ستیزی؟

خانم جاغوری

نظرات شما محترم اند اما با حقیقت هنوز فاصله دارید. امید در مورد جریان های به اصطلاح اسلامی از صدر اسلام تا به اکنون بیشتر مطالعه کنید. یکجانبه دیدن و یکطرفه قضاوت نمودن دردی را دوا نخواهد کرد.

بنده تمام نهج البلاغه را جستجو کردم اما عبارتی را که شما ادعا نموده اید "(ما اعتقادات مان را برشمشیرهای مان حمل میکنیم)" در آن نیافتم. امید در آینده با مأخذ دقیق بنویسید.

بحث های تاریخی در مورد لشکر کشی های به اصطلاح مسلمین که موجب غارت سرزمین هائ چون افغانستان آنوقت گردید، بسیار طولانیست. تا اندازۀ با شما موافقم که خلفای اول و دوم و سوم مسلمین، سلسله ی سلطنت های اموی و عباسی در این موارد دست داشتند اما ربط دادن این اعمال با احکام قرآن و اسلام نظر شخصئ شماست.

متأسفانه در جریان حکومت سه خلیفۀ اول مسلمین حتی نگذاشتند که احادیث نبوی جمع آوری گردد و این مسئله تا دهه های متمادی عمداً به تأخیر افتاد و بعد ها قتدرتمندان با دستکاری و تحریف احادیث آنها را در اشکال مختلف و به نفع خویش نوشتند. این موضوع ضربۀ بود جدی بر پیکر دین اسلام، تابه حدیکه امروزه بعضیها جنایات خود، اسلاف خود و خلفای اموی و عباسی را بر مبنای احادیث جعلی و تحریف شده توجیه میکنند.

اما مسایل و درگیری های عصر خود ما را که همه شاهد هستیم و نمیتوان با دروغ و حق کُشی مردم را فریب داد. شما بعضی از جریان های تندرو مانند الگاییده و طالبان را نام برده اید و اعمال آنها را بر خاسته از قوانین و احکام دین اسلام دانسته اید.

شما ادعا نموده اید که حکومت های چون سعودی که بنای آن روی مذهبی ساخته شده توسط استعمار بزرگ تاریخ (وهابیت) استوار است. به فکر شما فرامین عجیب و غریب وهابیها عین احکام اسلامی بوده و حرف های آنها منطبق با فرامین الهیست. و باز شما متذکر اسامئ بعضی از کشور هائ شده اید که به نظر شما از شرع اسلامی حمایت و پیروی میکنند. این سخنان شما با آنکه محترم اند، اما همه نظر های شخصی شما هستند و شما نیز به طوریکه از نوشته هایتان بر می آید، بسیار ظاهر بین هستید.

آگاهان میدانند که اکثریت مطلق کشور های اسلامی در حال حاضر مستعمره اند. و از آنجاییکه استعمار گران هیچگاهی نمیخواهند بطور کامل از مستعمره ها خود عقب نشینی نموده و آزادی و استقلال آنها را به رسمیت بشناسند، پس از مسئله تا قرن های متمادی به همین منوال جریان خواهد داشت. مثلاً یکبار به تاریخ معاصر افغانستان از بدو تأسیس آن نظر افکنید و در شرایط کنونی نیز ببینید که اوضاع چگونه است.

سایر کشور ها نیز اینچنین اند. کشور های عربی که اکثریت مطلق را میتوان مستعمره خواند. مثلاً کشور عربستان خود در حال حاضر مستعمره ی است در دست استعمار گران قدیم و جدید و مکتب وهابیت را نیز به همین دلیل ایجاد نمودند تا بتوانند برای قرن های متمادی بر این کشور و دین اسلام حکومت کنند.

حضور نیروهای مسلح غربی را در کشور های بحرین، امارات، کویت، اردن، یمن، عراق، عربستان، و تقریباً اکثریت کشور های اسلامی نشانه ی مستعمره بودن آنهاست. و کشور های افریقایی مسلمان را نیز اگر مطالعه کنید تقریباً همۀ آنها نیز مستعره اند. و کشور هاییکه حکومت آنها بر ضد استعمارگران اند حتماً شورشیان آنها از جانب استعمارگران تمویل و حمایت میگردند، مثلاً سودان. کشور های چون ترکیه نیز به شکل دیگری مستعمره اند یعنیکه در قالب ناتو از فرامین غربیها پیروی میکنند. و بالاخره پاکستان نه یک کشور است و نه هم اسلامی. پاکستان را کسانیکه از نزدیک دیده اند خوب میدانند که این کشور برای حفظ منافع استعمارئ بعضی از کشور ها ساخته شده است و "چیزی که عیان است، چه حاجب به بیان است".

این تجارب را در کشور خود نیز در سه دهه کذشته و در قالب به اصطلاح مجاهدین و طالبان تجربه کرده ایم و بالاخره شاهد حضور مستقیم نیرو های مسلح و به اصطلاح دوست در کشور خود هستیم. عملکرد آنها را نیز شما میبینید و میشنوید. یگانه تفاوتی که اینها با نیرو های سرخ دارند همان "قبالۀ روباه" است که اینان در سازمان های دست ساخته ی خود برای حضور شان در کشور افغانستان خود ساختند و خود امضا نمودند.

سوء استفاده از ادیان سماوی و قوانین بشری در طول تاریخ بشری همواره معمول بوده است و خواهد بود.

نمیخواهم از ایران و کشور های دوستش حمایت نمایم اما همه میدانیم که کوریای شمالی، ایران، سوریه و گروه های چریکئ چون حزب الله و حماس نیز در گیر جنگ نابرابر، مستقیم و غیر مستقیم با همین فروشندگان دیموکراسی میباشند. اینکه کی حق است و کی باطل، بحثیست جداگانه و مفصل که از حوصله این گفتمان به یقین خارج میباشد.

مهم این است که به صفت یک انسان به همدیگر توهین ننموده و از وارد نمودن تهمت و تخریب شخصیت و عقاید دیگران بپرهیزیم. اینرا همه میدانند، اما متأسفانه کمتر به آن عمل میکنند. حتی دوستانیکه خود را روشنفکر میدانند نیز گاهی به مخالفین خود فحش و دشنام میدهند که باعث گیج و مبهوت شدن خوانندگان و شنوندگان میگردند.

بدیهیست که با توهین، فحش دادن و دشنام گفتن نیز مشکل حل نشده و بر عکس زیاد تر میگردد.

امیدوارم در هنگام نوشتن نقد ها و نظر ها از احساسات و عواطف مان بهر نبرده و از زبان عقل و منطق بیشتر بهره بریم.

با احترام

ناشناس
چرا دین ستیزی؟

Yasamin khanom

hal ke bar to jabre neest, beraw wa har chi delat me khwahad ekhteyar kon ok

آزيتا azita
چرا دین ستیزی؟

ياسمين جان جاغوري سلام!شما در نوشته تان اصلا و ابدا جانب انصاف را رعايت نكرده ايد به ياد جمله اي از بزرگان افتادم كه اگر از اين جمله برداشت سوء نشودكه(لا اقل اگر دين نداريد آزاده باشيد)شما دين مبين اسلام را ضد انساني -ضدزن و....دانستيد حال از شما خواهش دارم تا عادلانه قضاوت نماييد!جناب(پرزدنت ترومن)رييس جمهور اسبق ايالات متحده امريكا روز شششم اوت1945 اولين بمب در جهان را به روي شهر (هيروشيما)در جاپان انداخت كه بر اثر اين واقعه يكصدو پنجاه هزار نفر كشته شدند. سه روز بعد بمب ديگر به ناكازاكي انداخته شد.كشته هاي اين حملات هزاران طفل بي گناه و زنان و مردان بيگناه از همه جا بي خبر بودند.اين حمله وحشيانه آيا كار اسلام و مسلمين بود يا كار همان مسيحيت مدرن و مترقي؟
در مقام مقايسه ذكر ميكنم هر گاه پيامبر اسلام (ص)تصميم ميگرفت لشكري را به جنگي روان كندآنها را ميطلبيد و در مقابل خود نشانده و ميفرمود:به نام خداو در راه خدا وبر روش پيامبر او حركت كنيد. به دشمنان خويش خيانت نكنيد انها را مثله ننماييد و با انها مكر نورزيد. پير مرد ضعيف و زن و طفلان را نكشيد.
درختان را قطع ننماييد. هر كس از مسلمين از خرد وكلان توجهي به يكي از مشركين داشته باشد و او را پناه بدهد او در امان است تا كلام خدا بشنود اگر از شما متابعت كرد از برادران ديني شما محسوب مي شود و اگر امتناع كرد او را به منزلگاه خود برسانيد و از خدا استعانت جوييد. حال ياسمين جان سؤال من از شما اين جاست كه آيا دين مبين اسلام كه حتي مسلمين را از قطع كردن درختان منع كرده ضد انساني است يا دين هاي ديگر از جمله مسيحيت كه در تمام جنگهايشان هيچ گونه رحمي به طفلان وزنان و سالخوردگان نشده؟شما در همين جنگي كه جناب پرزدنت جورج دبليو بوش مسيحي در افغانستان ما به راه انداخت حتما نظاره كرده ايد آن طفلاني را كه در دور افتاده ترين مناطق افغانستان با پاهاي برهنه و اوضاع نا مناسب از همه نظر با بمب هاي خوشه اي بدون اين كه از اين دنياي پر از ظلم لذتي ببرند ديار فاني را به مقصد ديار باقي ترك گفتند مگر آن طفلا ن معصوم و بي گناه چه گناهي داشتند كه سزاوار مرگ بودند؟ گناهشان اين بود كه چون اسامه جان كه خود پرورش يافته ي امريكاست در افغانستان مخفي شده و جناب بوش به قيمت جان هزاران طفل و زن و سالخورده ي افغان بايد نوكر فراري اش را بيابد؟
اگر پيامبر ما حضرت محمد(ص) بود به هيچ وجه در جنگ هايش طفلان و زنان و سالخوردگان و بيماران قرباني نمي شدند.
وقتي شما ادعا مي كنيد كه دين اسلام ضد انساني است پس دين مسيحيت كه اين همه خونريزي انسان هاي بي گناه در( افغانستان-عراق-فلسطين در جديد و هيرو شيما - ناكازاكي -ويتنام-جنگ هاي جهاني و...در قديم)را انجام داده است چه است؟ در ضمن از گروپ ها و كشورهايي نام برده ايد كه پرونده سياه دارند. بله من كاملا با اين قسمت از نظرياتتان موافق استم و اين را هم بگويم تمام آن كشورها را كه نام برده ايدو يا آن گروپ هاآن ها فقط نام اسلام را حمل ميكنند شمااز اين نظر اطمينان خاطر داشته باشيد كه اگر پيامبر عدالت حضرت محمد(ص) در قيد حيات مي بودند با شمشير مباركشان اول سر همان ها را ميزدند.در مقام زن دراسلام همين بس كه پيامبر بزرگوار ما هر وقت دختر عزيزشان فاطمه زهرا به ديدارشان مي امد حضرت رسول (ص) تمام قد جلو پايشان ايستاد ميشدند. بماند كه تعصبات جاهليت كه دخترانشان رازنده به گور مي كردند با آمدن اسلام عزيز بود كه برچيده شد.اما اگر مردان افغان تعصبات بيجا نسبت به زنان و دختران دارند هيچ كس نبايد به حساب دين اسلام بگذارد كه كار درستي نيست جرا كه در دين اسلام ملاك زن و مرد -سياه و سفيد- بنده و ازاد-نيست بلكه(ان اكرمكم عندالله اتقيكم)هماناگرامي ترين شما نزد الله با تقواترين شماست پس نتيجه مي گيريم كه:اگر يك زن با تقوا باشد برابر است با يك مرد باتقوا نزد پروردگارمهربان.ياسمين جان اميد كه در قضاوت هايتان هميشه جانب انصاف را رعايت فرماييد حتي اگر به ضررتان باشد.
در ره منزل ليلي كه خطر هاست بسي
شرط اول قدم آنست كه مجنون باشي.
با احترام.

مزاری

چرا دین ستیزی؟

آقای راوش درود بر شما ! این نبشتارتان واقعأ در خور ستایش است . واقعیت های تلخ جامعه ما مظهر نداشتن سواد کافی مذهبی وسیاسی است چی حتی روشنفکران دگر اندیش ما نیز پشت پرده های ابهام و وحشت ، خاموشی گزیده اند . همان فرموده مردمان است که : اگر گویم زبان سوزد واگر خاموش بنشینم مغز استخوان سوزد !

امروز دین اسلام با همۀ خوبی ها و زشتی هایش چنان در تار و پود افراد جامعه نفوذ نموده که از همۀ خواست های انسانی و اجتماعی خود در برابر دین گذشته اند . نباید چشم پوشی کرد که دین اسلام در زمان ظهورش در جامعه خرافاتی و بادیه نشین عرب از برازنده گی های بخصوصی بر خوردار بود که باعث گسترش سریع در کرانه های جزیرۀ عرب گردید . لغو برده گی ، لغو دختر ستیزی ، حقوق شهروندی ، ایجاد بیت المال ، ایجاد صفه ( سوسیال ) برای مستمندان ، حقوق نسبی به زنان ، لغو اپارتیدوغیره از نعماتی بود که هزار و چهار صد سال پیش در زمان حیات پیغمبر در معرض اجرا قرار گرفت . بدون جنگ و زور نمشود به اهداف رسید چی دین باشد و چی غیر دینی . دکتاتوری اسلامی در زمان عمر ، دکتاتوری ناسونالیستی در زمان هتلر ، دکتاتوری پرولتاریا در زمان استالین ، دکتاتوری قانون زمان لیکلین در آ مریکاخود گویای تحکیم قدرت سیاسی در جامعه است . پیغمبر مجبور بود به خاطر قوم خود راهی را سراغ نماید تا منفعت مردم صحرا نشین که از بابت حج نصیب میشدند به رکود مواجه نسازد . امروز رفتن به حج و حاجی شدن تجمل و افتخار است ، ورنه حج بالای کسی فرض است که دارا و مستغنی باشد ، اگرما صاحب عقل سلیم و درایت کامل باشیم . اینکه بعدأ دین را سلاح قرار داده و تا امروز ازآن بهره برداری سیاسی مینمایند و ایات قتال نافذه هزار و چهارصد سال پیش را در قرن اتوم و کمپیوتر به معرض اجرا قرار میدهند ، گله از کی کنیم ؟ از دین یا از مالکان دین و یا از نداشتن فهم و دانش خود ما !

این را قبول دارم که بیشترین آیات قتال در قرآن است ولی جنگ های صلیی را کی راه انداخت ؟ یهودیان تا امروز چی مصیبتی را بنام دین خدا و قوم خدا بالای جهانیان نیاورده اند ؟ سوء استفاده نتها که از اسلام میشود بلکه از تمام ادیان صورت میگیرد ، اما فرق اینست که کی و چگونه ازین اسلحه استفاده میکند . انگریزان و امریکاییان( که همه یهود اند )با تمام دم و دستگاه استخباراتی خود افراطییان مسلمان را تجهیز مینمودند و مینمایند تا موقع تبلیغ شاهدان یهوه و دین عیسویت را آماده بسازند . آیا شما به این واقعیت پی برده اید ؟ تمام احزاب افراطی مصر ، لبنان ، فلسطین ، ایران ، افغانستان ، پاکستان ، هندوستان ، چین ، اندونیزیا ، روسیه ، ازبکستان ، تاجکستان ، ترکیه ، البانیا و غیر و عیره از پول اوپراتیفی دستگاه های استخباراتی انگلیس و امریکا تمویل میشوند ، میدانید بخاطر چی ؟ بخاطریکه جنگ بیفروزند ، اختناق خلق کنند و سطیره خود را تحکیم ببخشند. منظور دین نیست . طالبان و شاهدان یهوه دو برادرند در یک دسترخوان که یکی بنام دین میکشد و دیگری بنام دین گور میکند ، تا وحشت سرا فروزان باشد . اگر کشتن و گردن بریدن ها و مکتب سوزی ها نباشد مردم مکتب میروند ، میآموزند و به حقیقت ها پی می برند .

انسانها موجودات خاکیی اند که نمیتوانند جلو خواهشات نفسانی خود را بگیرند و نمیتوانند ثابت به عهد و پیمان خود باشند در صورتیکه منافع دنیایی شان در میان باشد . اعراب بادیه نشین نتوانستند آن دین محمدی را به پایه اکمال برسانند و انسان خوشبخت را به بشریت تقدیم نمایند ، روسها نتوانستند مکتب سوسیالیزم و جهان کمونیستی فارغ استثمار مارکس را پیاده نمایند ، امریکاییان نتوانستند دموکراسی را به جهانیان عرضه بدارند ، زیرا منفعت شان زیر سوال قرار میگرفت . پس گناه 95 فیصد انسانان کرۀ خاکی چیست که در زیر یوغ این یا آن سیتم به حال فلاکت زنده گی شباروزی خود و فرزندان خود را میگذراند ؟ کی را ملامت بپنداریم ؟ دین را و یا سیاست را و یا انسانان جاه طلب را ؟

تمام ادیان و سیاست ها بر علاوه خوبی ها زشتی ها هم در قبال دارد ، وظیفه و رسالت انسان دانشمند آنست تا راه درست را از خراب تفریق نماید و با تفهیم منطقی در بین توده های خفته در دل خاک رستگاری رابه ایشان پیام آور باشد . پیروز و کامگار باشید .

tareq

چرا دین ستیزی؟

jenabe rawesh ra salam

anche to naweshtaye taza neest, pesh az khodat degar ha sad ha sal peshtar ham een gap ha ra matrah karda bodand, magar sonnat elahi chonan ast ke to wa aan degar ha merwanad magar een deen memanad wa har roz bar payrawanash ezafa meshawad, jaleeb een ast , khob deda shawad ke chi meshawadok

tareq

F.F
چرا دین ستیزی؟

اقای راوش قلم تان رساتر باد. دیگر واقعا وقت ان رسیده که طلسمها شکسته شوند. علت عمده بدبختی ما در دین اسلام نهفته است.پسمانده ترین ممالک جهان ممالک اسلامی اند. عقب مانده ترین وبدبختترین مردم دنیا مسلمانان اند. سوال پیش میاید. چرا؟ اکثر دساتیر و اساسات اسلام دیگر قابلیت زیست ندارند.من کاملا اطمینان دارم که اگر مردم ما مسلمان وکشورما اسلامی نمیبودما به اینهمه بدبختی دچار نمیشدیم.

ناشناس
چرا دین ستیزی؟

کندهاری.

درود گرم و بی بایان بر شما اقای راوش: ولی به جواب صدا باید نوشت که اسلام حتی انتقاد و تحقیق علمی را به مرگ و جزا محکوم میکند . میثال برجسته ان برویز کامبخش عزیز میباشد. محکومیت کامبخش قلب هر انسان اگاه را جریه دار می سازد.
به امید فردای روشن مردم ما.

ناشناس
چرا دین ستیزی؟

آقای صدا فقط به ریش شما باید خندید با این ساده لوحی و بی پایه بودن استلال تان. در یکجا استلال میکنید که قرآن برای زمان خاصی نیست و در همه ادوار قابل تطبیق است و در جای دیگری می فرمایید که این آیه در زمان معینی به خاطر هدف معینی آمده. ببینید ضد و نقیض میگویید اما این شما نیستید که ضدو نقیض میگویید بلکه این غلط فهمی شما از قرآن است.زیرا این قانون برای جامعه خاصی و در شرایط خاصی تدوین شده که بسیار منطق هم داشته. اما لطفا درک کنید که ما در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم و نیازمند به قانونی هستیم که پاسخگوی نیازمندی های حاضر مان باشد.مگر کامبخش چه جرمی را مرتکب شده که بیست سال و بهترین سال های عمر خود را در زندان باید سپری کند ؟ شما که معتقد هستین اسلام آیین زورگویی نیست.. اسلام تا وقتی توان دفاع را نداشت از در صلح و ملایمت با دگران پیش امد مینمود و نمونه واضح ان در بر خورد با یهودیان بعد از هجرت پیغمبر در شهر مدینه است که بعد از توانمند شدن بالای ایشان تجاوز و زنان و اموال انان را به غنیمت گرفتند که یقینا شما بهتر از من میدانید. وگر نه به تاریخ اسلام مراجعه کنید. فرموده اید که تمام مسلمانان جهان داوطلبانه اسلام را پذیرفتند.. شما از تاریخ وطن خود اگاهی دارید ؟ مگر نمیدانید که اجداد ما با اسلام چقدر جنگیدند و چه تلفاتی را متحمل شدند تا بتوانند از آیین زرتشتی شان دفاع نمایند. زیارت گاه هایی را که بنام های تمیم انصار شاه دو شمشیره و عاشقان و عارفان و پاچا صاحب وغیره که شما سر به استان شان می سایید میدانید که کی ها اند ؟ .. اعرابی اند که حین تجاوز غرض پیاده کردن آیین اسلام از جانب نیاکان ما به قتل رسیده اند. ایا این ثوابت کفایت میکند که عقیده تان درین زمینه تغییر کند که اسلام به زور شمشیر آمده ؟ و چه دلیل ساده لوحانهء ارایه کردید که زمان ما را با یکهزارو چهارصد سال پیش قابل مقایسه دانسته و شکست ناپذیری القاعده را میخواهید دلیل امدن صلح امیز اسلام ارایه کنید. شما مگر در عصر حاضر زندگی نمیکنید که از امکانات تکنالوژی بیخبر هستید؟ جانم القاعده و طالبان بازی سیاسیء است که خود این چپاولگران بخاطر اغفال کوته نگرانی چون شما بکار می برد.ورنه اگر بخواهند یکروزه کار را تمام میکنند. مگر شما شاهد شکست القاعده طی چند روز محدود در افغانستان بعد از یازدهم سپتمبر نبودید ؟ و از همه مضحک تر مطرح کردید که طالبان بخاطر شهرت و ثروت و قدرت دست به انتحار میزنند.. اجازه دهید اینبار با شما یکجا به ریش تان بخندیم. کسی که حاضر است از جان خود بگذرد که شیرین ترین هستی اش است برای او ثروت یا قدرت چه اهمیت دارد وقتی خودش دیگر وجود فزیکی ندارد. چرا نمی پذیرید که انها توسط دلالان دین تخدیر شده و داوطلبانه به کام مرگ میروند ؟ و شما آقای مزاری.. من با شما درین زمینه موافق نیستم که فرمودید ما بخاطری با این بحران دچاریم که از داشتن سواد کافی مذهبی برخوردار نیستیم. جای تاءمل است مگر سیاف ربانی و همچنان ملا فضل الرحمن قاضی حسین احمداز اینها بخاطری نام بردم که در قضایای وطن ما دست دارند) و دیگران سواد کافی مذهبی ندارند ؟ مگر در مصر و سعودی هم با سواد مذهبی وجود ندارد که بما مرگ تحفه میفرستند ؟ پس این با سواد مذهب در کجای دنیا است که ما دست به دامنش شویم تا بگذارند نفس راحتس بکشیم. چرا نمی پذیرید که همه سواد مذهبی دارند اما شیوه تطبیق این عقیده همین است. چرا نمی پذیریم که این دین است که مارا دارد به غارت می برد. این دین است که زمینه استفاده دیگران را از ما برای شان تهیه دیده. اگر این معتقدات خرافی نمیبود که بوسیله ان باغ های سرخ و سبز را برای مان نشان میدهند ایا حاضر میشدیم خود را در ملاء عام انفجار داده و سبب قتل ده ها تن دیگر نیز شویم...؟؟؟

آزيتا
چرا دین ستیزی؟

از كجا ميدانين كه آقاي صدا ريش داره كه به ريشش بخنديد هه هه هه!!!

aryan

چرا دین ستیزی؟

آقا عزیز سلیمان .در ارتباط به دین اسلام برداشت ها و چشمدید ها وتجربه ها خویش را چنین مختصر به رشته تحریر گیرم دین اسلام یعنی نفرت .بدبختی.قتل و گشتار .دروغ خیانت . عقب مانده گی. ------- در این هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که طالبان و القاعده مسلمانان واقعی هستند که تمام ثوره های قرآن محمدی را در گفتار و کردار شان صادقانآ عملی و اجرا میکنند.


پیامبر خدا محمد عربی یازده زن داشت و یکی از ایشان هم خورد سال . علتش چی بود. شهوت جسمی و .......
ااااه

مسلمان
چرا دین ستیزی؟

سوره به س نوشته میشه وطندار.

شما ره نمیفامم مه خو خدای خوده شکر میکنم که مسلمان استم. الحمد الله. قصه شیرین حضرت یوسفه ده قران خاندین؟ زندگی ده تصویری که قران جور میکنه چقدر مقبول است.
قصه باغدارانی ره که از خاطر فقیر ها میخایین خپ و چپ حاصلات باغ خوده بگیرن و یعنی به قول امروز (کاپی رایت کنند) و به غریبا و بیچاره ها ده باغ راه نتن خاندین؟ چقه قصه پر از پند است.
خداوند خودش میگه که بر قلب های که قفل زده شده باشه نصیحت فایده نداره.
هان، خدا جان میگه که سر و انگشتان شان را ببرین. ولی از کی ره؟ از کفار ره. از کدام کفار ره؟ از کلشه؟ مه اوقدر معلومات ندارم خو همیقدر میفامم که منظور همین آیه دفاغ از خود مسلمانان است.
وقتی بالای پیامبر (ص) کثافات میریختند، پیامبر جوابشان را به شمشیر نمیداد. خاندین؟ روزی که بالای پیامبر کثافات نیفتاد رفت و علت را جویا شد؟

یک متل ره در خورترکی یاد گرفته بودم که حالی هم مره زیاد مزه میته و او ایست که (ملا ملاست ولی نیمچه ملا کافر است)
حالی اگر نویسنده های بزرگوار ما که فصاحت قلم شان قابل قدر است فکر میکنند که مثلا طالبان مشتی هستند که باید بحیث نمونه از خروار اسلام گرفته شود خو به نظر مه بی انصافی است. گفتنی های خود نویسنده یک مثال بسیار خوب بر اسلام است. ببخشین که حافظیم ضعیف است و نمیتانم جملات را همو قسم که هستند به خاطر بیارم ولی تا جایی که به خاطر دارم نویسند ه محترم اسلام را با دین زرتشت و بعضی ادیان و فرهنگ های دیگر مقایسه کردند که چه خوب کار به جایی کردن. و خداوند هم میگه (انما اکمل ته لکم دینکم) ببخشین اگر تایپ عربی را اشتباه کرده باشم. ولی ترجمه به نظرم این است که امروز دین شما را مکمل ساختیم. قران بر تمام پیامبران تا امروز مهر تصدیق میگذاره. و تمام ادیان آسمانی را به رسمیت میشناسه. یعنی برایتان میگه که همه ادیان از طرف خدا برای بنده گانش است. قبول میکنیم که اسلام نشانه های از ادیان دیگر را دارد. ولی نویسنده محترم. بخاطر نوشتن مقاله تان چند بار آنرا باز نویس کردید و چند بار اصلاح نمودید تا به خور منظور تا موافق باشد. دین خداوندی نیز همگام با سیر تکامل بشر برای بشر آمده است تا آنکه به قول قران در اسلام تکمیل شده است. وقتی اسلام نازل میشود گرفته شده از بهترین های تمام ادیان است. دین کامل است برای بشریت. حالا اگر ما این دین را بخاطر به سر هم زدن استفاده میکنم یا بخاطر ره یاب شدن این انتخاب ما است و اختیار کامل این کار را داریم.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را غذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

بصيربينا

چرا دین ستیزی؟

اقاى راوش شما از خاطر دو كيك بوستين را در اب مياندازيد.من جند نفر ديكرا هم ديدم كه همين سر بريدن طالبان را ديده بود كفر ميكفت.يكبار بطرف مولاناى بزرك ببين به طرف سعدى بيدل حافظ ببين .اكر مشكل در دين ميبود ايا اين بزركان عا شق ان ميبودند.
مى خورو مزهب بسوزان اتش انر كعبه زن ساكن بطخانه باش و مردم ازارى مكن.. اينجا مردم به مفهوم وسيع كلمه كفته شده نه تنها مسلمانه.در مناطق طالبان انها شب بجه بيريش خودرا در بهلوى زن خود ميخوابانند صبح بعد برايش ميكو يند بلاره ددى سرى كت كه.

کلمرغ

چرا دین ستیزی؟

او برادر شما چه کار دارید به دین کسی. مثلا من خودم که در این کشور خراب شده بزرگ شده ام مزه زندگی را نچشیده ام. از گرسنگی گرفته تا هزار کار مشکل را میکنم وسن من هم بیست وپنج سال شده ودر عمر خود هم کدام دختر را تچ نکرده ام وزمانکه یک سیاسر از پهلویم میگزرد سرا پایم از شوق میلرزد. بنا من بسیار علاقمند هستم که زودتر از این دنیا بروم ودر جنت خود را یخ کنم. بنا بهترین را رسیدن به ان استفاده از کمربند انتحاری است.

دستتان خلاص ودر این روزها در شهر این بر وانبر نروید زیرا پلان دارم که خود را منفجر کنم که مقصد گو وروده هایم بالای تان نریزد

hares

چرا دین ستیزی؟

آقای راوش که از چهره تان معلوم میشود یک دائم الخمر استین و معلوم میگردد که این چرندیات را نیز در حالت سکر بیرون کرده اید.

شما کسی استین که فقط نوشتن را آوختین اما مطالعه تان بسیار کم است چون اگر در مورد ظهور دین اسلام و پخش آن به سایر نقاط جهان مطالعه دقیق میداشتین و هم چنان سواد عربی که کاملا ندارین چون احکام قران و اعمال بعضی مسلمان فرق میان شما و یک انسان را دارد بناء بسیار بی مسئولیت مینویسید.

چند نفر نادانیکه به تائید حرفهای شما چیزهای نوشته اند به آن خوش نشوید چون این چرندیات شما نه تنها بالای مسلمانان تاثیری نمگیذارد بل آنها رادر مورد دشمنان دین شان حساستر میسازد هر کلمه از نوشته های شما را که میخوانم عقیده ام به دینم و خدایم بیشتر میگردد و از خدا میخاهم تا شمارا به راه راست هدایت کند. آمین

حميد حقجو
چرا دین ستیزی؟

دين اسلام از آنجا که بی حد و حصر ، بدوی ، ضد بشری و خلاف ناموس انديشه و تامل است ؛ حتا گاه و بيگاه ، مبلغان و متخصصان خود را نيز تکفير و تجريد ميکند ! دين اسلام يک ملعبه است ، بازيچه ايست در دست صاحبان قدرت و مکنت ، بخصوص دولتهای مرتجع ، ضد بشری و ضد تاريخی ! اين دين از آن جا که در دوره خلفا ؛ به زور شمشير پيش رفته و روم و ايران را در اشغال در آورده ؛ هنوز روش اشغالگری دارد ؛ يک محقق نامور ، خمينی و دار ودسته اورا « گروه اشغالگر » خوانده که وقتی بر کشور چيره شدند ؛ با عنعنات و رسوم تمدنی ايرانی سر ستيز برداشتند ؛ حتا صادق خلخالی ميخواست بر مجسمه فردوسی ؛ يورش برد ! علی شريعتی که عمری برای دين اسلام سينه ، چاک کرد ؛ باری از سوی پيروان حکومتگر خمينی مورد لعن و تکفير قرر گرفت! عبدالکريم سروش از پيروان خمينی و ومبلغان اسلام ، نيز اينک مورد بی مهری و اهانت قرار داده ميشود ! طالبان کرام ؛ صبغت الله مجددی ، از متخصصان اسلام را به کفر و ضلالت ، متهم می کنند! پيروان احمد شاه مسعود ، سياف را و پيروان محسنی ؛ کريم خليلی را تخريب و تهديد ميکنند ! هرکس نسخه و قراات خود را از اسلام ؛ درست و صايب می داند و ديگران را نفی ميکند ! کتاب های که آيت الله های ايران به نام ( توضيح ا لمسايل ) نگاشته اند ؛ همه در آداب استنجاء و مقاربت و بول و نجاست و زنبارگی و ...و است و از علوم نو و ديدگاه جديد و تعريف انسان نو ؛ بی بهره و قاصر است . کشتن غير مسلمان در همه جای قرآن سفارش و توصيه شده است ؛ مخالفت با هنر و موسيقی در همه کتب تفسيری ، تاکيد شده است ؛ خلاصه اسلام دينی است که يک مشت جانور پشم آلود با چشمان خون گرفته بر جامعه حاکم اند و يک گودال برای سنگسار مخالفين و يک ريسمان برای اعدام ناباوران به اعمال حاکمان تشنه به خون ، موجود اس و دگر هيچ . با احترام . حميد حقجو

بابک
ستیزه با دین انسان ستیزه

هزاران درود بر شما دوست وبرادر عزیز آقای راوش و دیگر روشنفکران و روشن ضمیران هموطن و همزبان.ازمطالعه نوشته تان لذت بردم.گرچند اکثر بخش های نوشته تان برایم تازه نیست اما قابلیت مطالعه و دقت را داراست.هزاران درود بر انسانهایی که به عوض تقلید و جستجوی مراجع تقلید و پیروی کورکورانه از دساتیر مذهبی و یا فلسفی ،با چشمان باز بجستجوی حقایق میروند.این صفت را صرف یک انسان کنجکاو ،تابو شکن وذکی داراست.انسان شکاکی که هرگز چیزیرا بدون کاوش و تحقیق واثبات نپذیرد.وهر ان هر نظری را که از محک آزمایش پیروز درنیاید بدور افگند و در کاوش راه واقعی باشد.با بررسی های من از ادیان و کتب "الهی " شخصآ به این نظررسیدم که هیچ یک از این کتب (تورات ،مزامیر،اناجیل،قرآن ،اقدس و...) به فرمایش و یا قلم ویا دستوریهوه یا الله ویا بگوان...نوشته نشده است.اصلآ این الله و خدا وغیره خودش مخلوق ذهن و خیالپردازی بشر میباشد.و همه این کتب از اغلاط و تضاد گویی و گفتار و دساتیر غیر علمی وغیر منطقی وغیر اخلاقی پر میباشند. پس هر انسانی که به چنین مطالب در کتب مذهبی بر میخورد آنرا نقد و دیگران را از غلطی آن آگاه سازد، حق طبیعی اش میباشد.با وجود همه مطالب یاد شده ، میخواهم به همه هموطنان یاد آور شوم که دین و دینداری کار و امور شخصی یک فرد است .یعنی هر انسان میتواند با دین و یا فاقد دین و عقاید مذهبی باشد.هیچکس حق ندارد که دین و عقاید خود را بر دیگران تحمیل نماید.و هیچ دادگاه و محکمه حق محاکمه شخصی را به اتهام ترک و قبول دینی مخصوصآ ترک دین استبداد نماید.هر کس حق دارد دساتیر و احکام و فلسفه هر دین را به بررسی و نقد بگیرد و با هر موضوعی که همنظر نمیباشد آنرا بدون هراس اظهار نماید.ادیان همه کهنه و مستعمل شده اند و تاریخ مصرف شان سپری گشته است.دیگر بدرد اجتماعات مدرن و امروزی نمیخورند.باید همه کتب دینی به شمول قران را جمع آوری و در موزیم ها بگذاریم.و فرزندان ما آنها را مثل آثار تاریخی باقیمانده از اعصار جاهلیت اجداد خود برخورد نمایند.اقای راوش من تاآن لحظه در کنار تان ایستاده ام که شما از علم،خرد و عقل پیروی میکنید و از شما دعوت دارم تا یکجا با هم اذهان هموطنان خود را روشن سازیم و آنها را به پیروی از علم ومعرفت تشویق نمائیم.
خرد و خرد گرایی در اخیر کار بر تاریکی و جاهلیت پیروز میگردد.اما خدمت انعده از دوستانی که تنها قران را مجموعهء از خشن ترین احکام و دساتیرمذهبی میدانند به عرض میرسانم که با شناختی که من از تورات دارم ،با جرئت عرض میدارم که تورات ( به شمول اناجیل)کتاب فاسد تر و خشن تر است.و ضمنآ ماخذ اصلی کتاب محمد نیز همین تورات میباشد که محمد با تغیرات آن و با یکجا ساختن فرهنگ اعراب و اندیشه های خودش مجموعه اشعارش را تحت عنوان قرآن سروده وبا آن یک عمر است که بشریت را بدبخت ساخته است.
قابل یاد آوری میدانم که البته همه مدعیان اسلام نه بلکه یک عده میخواهند با هرزه گویی در این سایت مسیر گفتگو را به عوض بررسی علمی احکام دین شان به دشنام گویی و اهانت به دیگران تبدیل نمایند.شما نباید با این تحریکات ناراحت شده و مقابله بالمثل نمائید.بخاطر داشته باشید که خرافات در اذهان تاریک جامیگیرد.اگر اذهان روشن شوند جایی برای خرافات وادیان باقی نخواهد ماند.پس با تشریح علمی هر پدیده، فاصله خردگرایی را از تاریک اندیشی زیاد نمائید.البته این حرکت شماوسایر دانشمندان شروع و آغاز به خاکسپاری اندیشه های کاذبانه پیامبران کاذب و دین استبداد فرهنگ ستیز،زن ستیز و علم ستیز اسلام است.دینی که ستون فقراتش از تنفر بر دیگران آغازمیگردد و با قتل مخالفان خاتمه می یابد.

آذین

چرا دین ستیزی؟

گفتند که موضوع شریعت نه به عقل است / زیرا که شد اسلام به شمشیر مقرر /
جهت تصحیح صحبت آقای « آرین » اسمای زنان محمد را زین الاخبار ( تاریخ گردیزی ) در صفحۀ 107 چنین نگاشته است .
خدیجه ، عایشه ، حفصه ، ام حبیب ، سوده ، ام سکمه ، زینب ، میمونه ، صفیه ، ماریه ، ام الشریک ، خوله ، زینب ، جویره ، شراف ، امیمه ، نشاه ، شنباء ، غزیه ، عمره ... و از آنان 9 فرزند آورد بنام های : القاسم ، عبدالله ، الیب ، الظاهر ، فاطمه ، زینب ، رقیه ، ام کلثوم الاکبر ، ابراهیم .
فرزندان امام علی بن ابی طالب : حسن ، حسین ، محسن ، ام کلثوم ، زینب . که اینان از فاطمه بودند و از زنان دیگر اینان اند : محمد ، عبیدالله ، ابابکر ، عمر ، رقیه ، یحیی ، جعفر ، عباس ، عبدالله ، رمله ، ام الحسن ، ام کلثوم الاصغر ، حمامه، میمونه ، فاطمه ، ام الاکرام ، نفیسه ، ام سلمه ، امامه ، ام ایها . صفحۀ 131 تاریخ گردیزی مؤلف ابوسعید عبدالحی در زمان پادشاهی عبدالرشید ابن مسعود غزنوی بسال 441 هجری نوشته است و بیشتر روایات را از سیره نویسان معتبر مانند محمد بن اسحاق وواقدی و ابن سعد آورده و از آثار تاریخ نویسان عرب استفاده کرده ، بعداً سعید نفیسی تاریخ گردیزی را دوباره نویسی کرده و چاپ اخیر به همت عبدالحی حبیبی به نشر رسیده است .تاریخ طبری در جلد ششم صفحه 2697 تعداد دختران امام علی را 17 نفر و پسران را 14 نفر جمعاً 31 فرزند نام برده است . یاد آور می شوم : هر آنچه قابل نقد نباشد ، به استبداد مبدل می شود . ترور شخصیت ، هیچ کمکی برای زخم های روانی اش دریافت نکرده ، مانند این که زندان را دانشگاه بنامیم . آنانیکه ویرانگر اخلاق باشند ، مسلماً نمی توانند سازندۀ آن باشند . انسانیکه حق فکر کردن دارد ، دشوار میتواند بپذیرد که کرۀ برای روشن کردن شما یا تعین اوقات حج و معاملات این انسان آفریده شده باشد که میبایست تنها چهارونیم میلیارد سال بعد سر و کله آنها در روی زمین پیدا شود .... از جناب آقای راوش و همه روشنگران با شهامت وطنمان سپاسگذارم . دانا نادان را میشناسد زیرا روزگاری خود نادان بوده است . ولی نادان دانا را نمی شناسد زیرا هرگز دانا نبوده است . باری انشتاین گفت : خدا را از راه مذاهب نمیتوان شناخت ، بلکه از راه آموزش و دانش میتوان شناخت و فتوای او نیز در اینمورد اینست که : آیندۀ هر کشور ، هر جامعه ، و هر خانواده ، هر فرد ، و در نهایت آیندۀ جامعه بشری در گرو افسانه ها و اسطوره های اجدادی نیست ، در گرو درجۀ بینش یعنی درجۀ آموزش او است . برای دوستانیکه خارج از کشور اند و مایل اند، آثار « کانون روشنگران ایران » را از وبسایت « کتاب دات کام » دریافت بدارند . www.ketab.com

از جناب « شجاع الدین شفا » : کتاب های « تولدی دیگر » ، « پس از 1400 سال » ، « توضیح المسایل » و از آقای « داکتر روشنگر » کتاب های : « بازشناسی قرآن » و « الله اکبر » و از دانشمند محترم جناب « هوشنگ معین زاده » کتاب های ارزشمند چون : « کمدی خدایان » و « بشارت » و « خیام و آن دروغ دلاویز » . سایر آثار از وبسایت : www.moinzadeh.com میتوانند دستیاب نمایند . آثار این دانشمندان ما را از کج فهمی ژرفی آگاه می کند که نسبت به مفهوم های همچون فردیت و کرامت انسانی و حقوق اساسی انسانی دارد .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 18 نظر

جستجو در کابل پرس