رفتن به محتوای اصلی
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

ازدیرزمانی به اینطرف میخواستم دربارهء عملکردهای خائینانه باند جمعیت ربانی ومسعود دراروپا وامریکا چیزهای بنویسم ولی هرباری که قلم را میگرفتم نمیدانستم که ازکجا شروع کنم وبه کجا ختم کنم. زیرا خیانتهای جمعیت ربانی ومسعود چه در دوران جهاد وچه هم درجنگهای تنظیمی وچه هم بعدازاستقرار نظام طالبان وچه حالا درافغانستان ،اروپا وامریکا بحدی زیاد است که مورخان ودانشمندانی چون ابوالفضل بیهقی ویا فیض محمد کاتب را میطلبد تا از درون ، اسرارکشف ناشدهء جنایات این گروه را به مردم افشا سازند. کسیکه درعمق قضایا داخل بوده و میخواهد ازدرون، رازهای قبلا کشف ناشده را درکتابهای قطوری بگنجاند طبعا باید وقت کافی برای چنین کاری داشته باشد که متاسفانه به افراد مشغول وسرگردانی چون این قلم شکسته که ازبام تا شام درغم نفقه اهل وعیال باشد وبه شکل آماتور گاه گاهی چیزهایرا بنگارد هرگزمقدورنیست که این جنایات جسیم ونفاق افگنانه جمعیت های شورای نظاری وربانی را برملاسازد.

درین روزها شخصیت نهایت ارجمند فرهنگی وشناخته شدهء کشورما محترمحبیب الرحمن الفت که ازاخلاف اصداق مرحوم گلپاچا الفت یکی ازچند ستاره درخشان فرهنگ وادب زبان پشتو درافغانستان واز اساسگذران جنبش ملی گرایی وخودشناسی هویتی درافغانستان میباشند یک نامهء کوتاه به گوربز عطاخیل درسایت کابل پرس ارسال نمود که اصولا نباید می نمود زیرا درسایت آزاد کابل پرس? کسانی هم هستند که از آدرس های معلوم ومشخص خیلی شدیدتر ازگوربز وامثال او به مسایل قومی دامن زده وبعضی های دیگر حتی به عقاید مردم بصورت علنی تاخت وتاز مینمایند. برای جناب الفت لازم نبود که بی مهابا افراد خیالی دیگری را هدف قرار داده وبه لاطائلات گوربز جواب بگوید. طبعا ازاینکه ویس ناصری سردبیرشورای نظاری سایت به اصطلاح آزمون ملی پایش درین قضیه دخیل است معلوم است که وی کسان دیگری را به جناب محترم الفت آدرس داده وبنام حافظ قرآن ومحدث وپناهنده رنگ وروغن نموده است که هیچکدام این نشانی ها دربارهء گوربز صدق نمیکند. گوربزهم که شرایط را برای خویش مساعد یافته قبل ازاینکه هفته اولتیماتوم جناب الفت تمام شود چون ازطرف ویس ناصری قبلا درجریان قرار داشته با اطمئنان خاطر اولین پیامگذار در پایان مقاله قرار گرفته و از جناب الفت خواسته است که اگر او کاسهء خشمش را بالای هرکی میخواهد بشکند خالی ازخیر نخواهد بود واو تماشاگر صحنه خواهد بود. این موضوع مرا بیاد همان منافقت ها وجنگ اندازیها وشرافگنی های جمعیتی ها درولایات پروان وکاپیسا وسایر ولایات شمال انداخت که چگونه این گروه بخاطر بسط وتوسعه حاکمیت تنظیمی خویش به جنگاندن وفتنه انگیزی بین گروپهای مختلف مجاهدین شب وروز نقشه کشی میکردند.

با خواندن نامه ای جناب الفت و واکنش خونسردانه ومسخره آمیز گوربز دانستم که جمعیتی ها بار دیگر خواهان راه اندازی کدام درامه شده اند. آنها میخواستند که جناب الفت را که ازشخصیت های معروف علمی کشورما درآلمان است به آلهء بازی خویش تبدیل نموده وباکسانیکه هرگز درین ماجرا داخل نیستند به جنگ بیندازند ویا اینکه با این الهء جدید کسانیکه قبلا ازباند جمعیت بریده اند آنها بدون موجب مورد مجازات قرارگیرند. زیرا طوریکه عرض شد جمعیتی ها تفرقه اندازی ونفاق افگنی را ازبزرگان خویش به ارث برده اند. رهبران جمعیت منجمله مسعود وربانی درطول حیات خویش ازین حربه استفاده نموده ودرجبهات مجاهدین از مقوله ای " تفرقه بینداز وحکومت کن" بهره ها برده اند. چه سرهای که درین درگیریهای تنظیمی ازبین نرفت وچه انسانهای ساده دلیکه بخاطر دفاع ازمسعود وربانی جانهای شیرین خویش را درمقابل برادران همدین وهم مذهب خویش قربان نکردند.

مقاله جناب الفت را درهردوسایت مرور کردم. یک مضمون در دوسایت با ایزاد ودستکاری که عمق جنایتکاری ودغل بازی یک سردبیرسایت بی مسوولیت وفروخته شده را هویدا میسازد. ویس جان ناصری مقاله ای جناب الفت را که بتاریخ 29/9/2010 درپورتال افغان جرمن انلاین نشرشده است وبه او نیز درعین تاریخ ارسال شده است بعد از دوهفته تاخیر به نشرسپرده وپیشاپیش مقاله ازجناب حبیب الرحمن الفت ازبابت تاخیردرنشرمقاله معذرت خواهی نموده است. درحالیکه درطول اینقدر مدت ویس ناصری مقاله را به گوربز ایمیل کرده ومنتظر نوشتن یک واکنش دیوانه وار درسطح کابل پرس بوده است بعدازاینکه گوربز به لاطائلات خویش درکابل پرس شروع کرده اکنون ویس ناصری با اطمئنان کامل مقاله را درسایت خویش به نشرمی سپارد.
البته طوریکه قبلا عرض کردم جمعیتی ها بخاطررسیدن به هدف به هرخباثت ودنائت وپستی دست میزنند. این گروه به هیچ معیار شرعی وانسانی اخلاقی و طنی پایبندی ندارد. چنان دیده شده است که یک جمعیتی بخاطربدست آوردن پول وثروت وجاه حتی برادر خویش را بدنام ساخته است ویا دربسا موارد بخون برادرتنی اش نیزتشنه بوده است. این گروه با افکار ظاهرا اسلامی ودینی وارد صحنهء سیاست افغانستان شده است اما در واقع عملکرد این گروه با پیروان ماکیاول هیچ فرق وتفاوتی ندارد. برهان الدین ربانی ازقرآن وحدیث ساعت ها میتواند صحبت کند اما بخاطرپول ودارائی کسب زعامت وقدرت حتی از ناموس خویش هم تیراست. رسوائی های فامیلی درخاندان برهان الدین ربانی بحدی ننگین است که قلم ازبیان آن عاجز است. او که حالا عهده دار ریاست شورای صلح شده است بدون شرم ازخد وآزرمی ازمخلوق او زماینکه پشت میزخطابه قرار میگیرد فکر میکند که دیگران نه اسلام را می فهمنند ونه ازقران چیزی میدانند ونه هم ازتاریخ اسلام آگاهی دارند. او خیلی بر خویشتن خویش می بالد که بحیث یک پیرفلک زده فرتوت درنقش شیطان هنوزهم تارهای عنکبوتی ومافیائی تنظیم مردهء خویش را در دست دارد. اگر سخن را کوتاه کرده واز استادان به شاگران وآنهم درسطح اروپا بپردازیم دراولین نگاه ویس ناصری بحیث یک چهرهء نفاق افگن وشرارت پیشه وشهرت طلب درنظرما خودنمائی میکند که باهمان اوصاف واخلاق استادان خویش عیارشده است وهیچ قرقی با بزرگان خویش ندارد. او درنقش پای مسعود وربانی چنان متین واستوار کام نهاده است که حتی ازخود واصل ونسب خویش نیز فرارکرده است. او که خود پشتون است اما به ریش خاندان خویش شاشیده است وکوشش دارد که همچو مار داخل آستین درمیان پشتونها انها را به باد مسخره گرفته وهرپشتون باعزت را فدای شهرت وقدرت طلبی تنظیمی وجمعیتی خود سازد.

این چهره های ظاهرا فیشنی وقشنگ زمانی حقیقت باطنی شان آشکار میشود که برسرمنافع مادی مانند حیوانات وحشی بجان هم می افتند ویکدیگررا لعنت ونفرین میکنند. خوجه بشیر انصاری که خودرا نابغهء دهر میداند بارها با ویس ناصر کلاویز شده است اما خیلی زود یکدیگررا برادر خوانده وازهمدیگرمعذرت خواهی کرده اند. شاید این کاردرمکتب جمعیت به اصطلاح اسلامی عیب شمرده نشود اما اگراینها ادعای اسلامیت دارند هرمسلمانی از داشتن چنین اخلاق بیزار است ، مسلمان برحسب حکم خدا هیچ وقتی برآبرو وعزت مسلمان دیگر بدون موجب شرعی وعقلی تعرض نمیکند.ریختن آبروی یک مسلمان ازنظرپیامبر به مثابه قتل او است. ولی این گروه هروقتی که بخواهند بالای یکدیگر تعرض میکنند وهرزمانیکه بخواهند صلح وآشتی راه می اندازند

چنانچه تذکر رفت اینها بخاطر تقسیم پولهای باد آورده وسهمیه های که برهان الدین ربانی به سایت های مختلف اختصاص میدهد گاه گاهی باهم گلاویز میشوند. درآغازین روزهای بازگشائی سایت بد فوکس(آزمون ملی) نامه ای ازقوی کوشان سردبیر هفته نامه( امید) که ویس را برادر خوانده بود وازمهمان نوازیهایش درآلمان قدر دانی کرده بود زینت بخش صحفه ای اول سایت اش بود. اما دیری نپائید که قوی کوشان به عوض نامهء اولی یک نامهء دیگررا به ویس ناصری فرستاد و از اوخواست که آن نامه را ازصفحهء اول بردارد برای اینکه او اصلا هیچ سنخیتی با ویس ناصری ندارد.
روزدیگر درسایت سرنوشت قوی کوشان مضمون دیگری اندرباب ویس ناصری نوشت واظهارنمود که ویس سه عقده حقارت در دل دارد:عقده ای یتیمی، عقده ای بیسوادی، وعقده نرسیدن به قدرت.

ازآن زمان ببعد ویس ناصری که میخواست خارج ازدایرهء شیطانی جمعیتی ها بچرد بخود آمد وباردیگر به پای بوسی نماینده ربانی درسفارت افغانستان دربرلین شتافت. فضل رحمان فاضل که پسرخالهء برهان الدین ربانی است به ویس ناصری این دلقک همیشگی اش وظایف سنگینتری بدوشش گذاشت که باید آنهارا اجرا کند.
اولین کار ایجاد نفاق وبی اعتمادی ودرهم شکستن اتحاد تیم نوسینده گان پورتال افغان جرمن انلاین که اکثریت آنها مخالف برهان الدین ربانی وسیاسیت های او بودند بشمارمیرفت.

ویس ناصری توانست که ازعهدهء این کاربخوبی برآید. با پیدا کردن نمرات تیلفون شبانه با هرعضو این تیم صحبت های غمازانه را راه اندازی نمود که فلانی برضد فلانی است فلان زیرنام مستعار برضد فلانی چنان نوشته است. آن مستعار دیگر مربوط فلانی است تا اینکه او توانست فضای بی اعتمادی را هرچه بیشترچاق وچاقترسازد ویک بخشی ازنویسنده گان روی ملحوظات سیاسی ازبخش دیگر فاصله گرفته وهر بد وبیراه که بود برضد یکدیگر نوشتند.
درقدم بعدی ویس ناصری توانست که درپوست نبیل مسکینیار خودرا داخل کند. اورا زیر تاثیر کلام ملیح خویش قرار داده وزیر نام جهاد ومجاهد وغیره افکار مسکینیار را به اطراف دیگری منحرف سازد. تا اینکه حرکت اصلاح که نبیل مسکینیار آنرا سر وسامان داد با نفاق افگنی میان آصف وردک وهاشمیان ومسکینیار توسط ویس ناصری خبیث ازمیان رفت.

حالا این بیسواد که قدرت نوشتن یک خط عادی را ندارد ادعای ژورنالیستی دارد وسایت مزخرف اش را محل جمع آوری اطلاعات برای جمعیت ساخته وقبل ازآنکه مضامین به بیننده ها تقدیم گردد به برهان الدین رباننی وگوربز وفاضل میرسد وآنها اند که برایش زمان ووقت نشریک مقاله را تعین میکنند

شبیر « کاکر»

شبیر « کاکر»

فارغ ليسه مجاهد در پشاور واسلاميك ينورستي در اسلام آباد

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

19 دیدگاه
afaq

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

محترم کاکر !
مقاله تان زير بنايی از واقعيت ملموس دارد! ويس ناصری ، نه فرهنگی است نه رسانه دار، بلکه يک طرار است. او هر گز به اسلام عقيده ندارد اما خود را گاه جمعيتی ميخواند و اگر اخبار ، طلوع دوباره حکمتيار« پررنگ » شود ، خود را از هواداران ديرينه« حزب اسلامی» ميداند.
برای پيشبرد منافع اش به اين ضرب المثل قديمی ، عمل ميکند:
( از برای منفعت ، کون خران ، بايد ليسيد !)
يک نمونه کوچک از هزاران منافقت ويس ناصری ، معامله ايست مضحک که با خانم لينا روبه حيدری ( نطاق بخش دری صدای امريکا )انجام داده است.لينا روزبه دختری هراتی است که از استعدادی خوب در گويندگی اما از ضريب هوشی متوسط و استعداد پايين تر از متوسط در شاعری و و نوشتار برخوردار است !
اما اين دختر خانم به شدت ، شهرت طلب است ، بيشتر از همگنان اش مثل خانم زينت نور يا فريبا آتش!
آقای ناصری ، ماه هاست به اين خانم گوينده القابی مانند شاعره شهير و توانا و پر احساس و گوينده بی بديل ... داده ، و عکس و شعر اورا از بالای صفحه وبسايت اش بر نميدارد !
با همين ترفند ها، خانم روزبه نيز مسوولين صدای امريکارا قناعت داده تا گاه و گداری ، با ويس ناصری به عنوان کارشناس سياسی ( !؟) مصاحبه شود .
حد سواد و دانش و منطق خانم روزبه را از همان واپسين شعر نو شان در « آزمون ملی»(!) ميتوان حدس زد :
از فرط بی پناهی/
به کشورت پناه آوردم/
کودکی بودم که پایم با خاکت آشنا گشت/
جوانیم را در کشورت گم کردم/
زبانم را بفراموشی سپردم/
"تشکر"هایم به "مرسی" /
و "نان چاشت" ام به "نهار" مبدل گشت/
شاعرم حافظ گردید و /
از قابلی وچتنی و چای سبز/
به زرشک پلو/
و طعم شور خیار /
و چای معطر سیاه/
در پیاله های کمر باریک/
با قند خشتی در کنار /
عادت نمودم/
در کشورت/
بهترین و بدترین لحظه های زندگی را/
به تجربه نشستم/
پسرم در خاک تو چشم گشود و رضا نامیدمش /

خانم کمسواد را به بين که از خمينی آدمکش و شکنجه و خلخالی و
ناراحت نيست ، اما از اينکه [ اجبارا!] حافظ را به شاعری قبول کرده ناراحت است!

Roshan
چند پیشنهاد دوستانه به اقای کاکر جهت درخشان شدن اینده ایشان

اقای کاکر. من مطلب تان را خواندم وباید گفت که باید به حالتان گریست. من قسمکه گفتم عضویت جمعیت اسلامی ویا شورای نظار را ندارم و هدفم دفاع از انها نیست زیرا قسمکه گفتم انها هواخواه ها ونویسنده های دارند که به جواب شما بپردازند ولی میخواهم که بعضی نکات را به شما گوشزد کنم زیرا دیده میشود که شما تازه مقاله نویسی را اغاز کرده اید:

اول: از نوشته شما بر می اید که شما کدام خصومت فامیلی ویا شاید ناموسی با شخصی بنام ناصری داشته باشید. اگر چنین است عوض این همه چتیات نویسی کدام ملا امام را خواسته ناصری را داماد خود بسازید تا هم لکه ننگ از فامیل شما دور گشته باشد وهم شما دوستی که به گفته شما انقدر به شورای نظار نزدیک است را منحیث داماد داشته باشید تا یک لنگ تان در اوغان ملت ولنگ دیگرتان در شورای نظار باز گردد نان تان در روغن واب تان در فریزر باشد

دوم: علت دشمنی شما را با استاد ربانی ندانستم. از تهمت های که به ایشان بسته اید (البته بدون سند ودلیل- اگر قرار باشد که گفته های شما معیار قرار بگیرد شاید صد ها نفر پیدا شود که شمارا متهم به دلال جنسی بودن کنند البته بدون ارایه اسناد. ایا شما از ما انتظار دارید که گفته های انها را بپذیریم؟) نشان میدهد که شاید شما عین مشکل را که با اقای ویس ناصری دارید شاید با استاد ربانی ویا کدام سلاح بدوش جمعیت اسلامی داشته باشید. از ریش سفید استاد معلوم میشود که شایدایشان این توانایی را نداشته باشند که باردیگر به سفره عقد بشینند بنا بهتر است که فرزندان ایشان را که نام خدا خوب بند وبازو دارند را به محکمه بکشانید تا دامادی شما را قبول کنند.

دراینصورت باور کنید که نان تان بازهم چربتر خواهد گردید انشاالله

بااحترام

Roshan
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

افاق جان: صرف نظر از گفته های تان که با ان موافق نیستم باور کنید که این شعر را که خواندم گریانم گرفت!

به نظرم یک چند صبای شعرای این کشور نزد حضرت عالی شعر سرودن را بخوانند. شما بفرمایید یک پارچه شعر تان را بگزارید تا ما هم بخوانیم ونقد کنیم. اگر شعر سرودن را بلدنیستی پس بکدام شهامت بالای شعر دیگران انتقاد میکنی؟ عاجل کدام شعرت را اینجا بگزار!

تنویر-
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

اگر یک کار خوب ویس ناصری کرده همان واقعیت در مورد خانم روزبه است که واقعا ً دخت افغان و انسان خیلی شریف و وطنپرست است که شما با بیشرمی نسبت کدام دلیل و عقده شخصی هیچ چیز دیگر جمعیتی ها را نه بلکه این خانم والا گهر را هدف شوم تان قرار داده اید که نه با جمعیتی ها ارتباط دارد و نه با کدام گروه جنگ طلب و جنایتکار .

شرم بر شما

zalmay
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

آقای آفاق! کاملا واقعی نوشته ايد. آقای ويس ناصری، بايد يک « بنگاه معاملات املاک يا = ری يل استت ميداشت زيرا در کلاهبرداری و حرامزادگی کمتر از عمر خطاب آمر تلويزيون افغان نيست!
من يک نويسنده را می شناسم که معمولا مطالب دينی می نويسد و آدمی است معتدل و ميانه رو؛ ايشان تلفنی بمن گفت در رابطه به شعر توهين آميز« بينی بريده » شريف سعيدی ، هرچه مطلب به دست ويس ناصری ميرسد ، به سطل باطله می اندازد و از اشاعه آن ابا ميورزد، زيرا شنيده است که شريف سعيدی دوست نزديک سياهسنگ و اکرم عثمان است! برای ويس ناصری، اسلام و دفاع از اسلام « پشم» است!
وی منتظر است که فردا داکتر اکرم عثمان سفير يا وزير شود «حق» ناصری نيز محفوظ باشد!
نامه تهديد آميز ناصری به نبيل غمين مسکين يار و انتقاد از تلويزيون مسکين يار، در دوسال پيش و طلب باج خواهی ، نمونه اعلای سفاهت ناصری است بخصوص وقتی خلق الله ديدند که مسکين يار و ناصری چند هفته پس ازين رويداد، در يک محفل فرهنگی ، روی همديگر را ميبوسند و به ريش ديگران ميخندند !
خلاصه ويس ناصری، بدتر ازان است که شما نوشته ايد .

شبیر "کاکر"
واین هم جواب کاکر

پیامگذار نهایت ارجمند وگرانقدر عزیز جناب روشن صاحب!

ازاینکه چند دقیقه وقت تانرا صرف سیاه مشقی های نمودید وارزش آنرا به آن بخشیدید که چند کلمه ای را خواه برخاسته ازهرنیتی که باشد برایم اهدا کردید نهایت ممنون وسپاسگزار.

خدمت جنابعالی تان عرض کنم که من اگرنویسنده تازه کارمی بودم باید ازآزادی سایت کابل پرس? استفاده سوء نموده وقلم را به عقده گشائی ودشنام زنی علیه شما ویا هرومخالف دیگر بکارمی بردم که حاشا وکلا.
من بدون عکس العمل بالمثل ازشما فقط یک پرسش را میکنم که اگرشما خودرا درجای من قرار دهید وکس دیگری این کلمات را درمقابل شما استعمال کند چه احساسی برای تان دست میدهد؟

ثانیا اینکه شما علت نوشتهء بنده را حمل برکدام دشمنی شخصی با ناصری نموده اید که درین باره نیز راه خطا را پیش گرفته اید. اگرمن دشمن شخصی داشته باشم پس این دو پیامگذاردیگر که با اسناد معتبرترازمن وارد سخنگاه شده اند چی؟ آیا آنها هم دشمنی شخصی دارند؟

سلیمان
از طرف یک شورای نظاری و جمعیتی به آقای کاکر

شبیر کاکر محترم!

سلام بر شما. نوشتهء تان را با اذعان به این امر شروع نموده اید که شما نویسندهء آماتور هستید، و برای افشا سازی اسرار کشف ناشدهء جنایات این گروه (جمعیت و شورای نظار) مورخان و دانمشندانی چون بیهقی و کاتب، و کسی که در عمق قضایا داخل بوده و از درون رازهای قبلاً کشف ناشده آنها را بر ملا سازد لازم است.

شما که نه نویسندهء واقعی هستید، و نه وقت و حوصلهء کار تحقیقی و پژوهشی را دارید، و نه از اسرار درون این سازمانها آگاهی دارید، ادعاهایی را مطرح نموده اید که می طلبد شخصی مطلع دست به چنین اظهار نظرهایی بزند، نه یک نویسندهء آماتور که صبح برای کسب روزی به وظیفه می رود، و شب هنگام و آخر هفته وقت خویش را یا با فامیل یا به خواندن چند مقالهء غیر علمی و غیر تحقیقی در این سایت و آن سایت می گذراند.

حتما با من موافق هستید که نوشته های دست اول، که حاصل کار فکری نویسنده است، در صورتی اعتبار دارد که متکی به منابعی معتبر باشد. در غیر آن هر اظهار نظری، در حکم سخن ثقه نیست. البته اظهار نظر در مورد ویس ناصری نیز، و این ماجرای اخیری که شما به آن پرداخته اید نیز همین گونه است. یا شما از اسرار پشت پرده آگاهی دارید، و به آن اخبار دسترسی دارید و با اشراف به این مسایل کسی را متهم می کنید، یا اینکه تحلیل و نظر شخصی خود شما است و بیشتر از اینکه بر آمده از وثوقیت موضوع باشد، ناشی از تصورات شما است که در قالب این مقاله مسایلی را به کسی یا کسانی وصله می کنید که صادق بودن آنها هنوز حتی با معیار های نویسندهء آماتور هم قابل اطمینان نیست.

بنا بر آنچه که گفتم، نظر من این است که شما اول برای اینکه هم به شعور خواننده گان و هم به شخصیت افراد حقیقی و حقوقی که اتهاماتی را به آنها متوجه نموده اید توهین نکرده باشید، صادق یا کاذب بودن نظریات خود را ثابت بسازید و بعد می شود پذیرفت که شما واقعاً این مسایل را برای عقده گشایی و دشنام زنی به هر مخالفی مطرح نمی فرمایید.
با خواندن جواب شما به آقای روشن سوالی در ذهن من پیدا شد، وقتی شما وارد مسایل خانوادگی کسی می شوید و به خود این اجازه را می دهید که در آن مورد اظهار نظر نمایید، لابد کاری غیر اخلاقی نموده اید، و همچنان من نمی دانم شما با چه ابزار و کار تحقیقی که بشود آن را ثابت نمود پی برده اید که مثلاً فلانی "خود فروخته " است؟ شما به حساب بانکی آن افراد دسترسی دارید که دیده اید آنها از ربانی پول گرفته اند؟

یا وقتی پولهای آقای ربانی با بوجی نزد آنها می رسید و سر آن جنگ می کردند شما در آن صحنه حاضر بودید؟ یا این اتهام را هم همانند هر اتهام دیگری از روی غیظ بیان فرموده اید؟

از آنجایی که فرموده اید "جمعیتی ها بخاطررسیدن به هدف به هرخباثت ودنائت وپستی دست میزنند. این گروه به هیچ معیار شرعی وانسانی اخلاقی و طنی پایبندی ندارد." و در ادامه گفته اید" مسلمان برحسب حکم خدا هیچ وقتی برآبرو وعزت مسلمان دیگر بدون موجب شرعی وعقلی تعرض نمیکند.ریختن آبروی یک مسلمان ازنظرپیامبر به مثابه قتل او است."

بسیار عالی، می شود بفرمایید این نوشتهء شما از نظر دست زدن به آنچه جمعیتی ها را به آن متصف نموده اید، و از نظر موجب عقلی و شرعی در کجا قرار دارد؟ شاید این نوشته را به قول بیهقی هنگام "جنبیدن صفرا" نوشته اید، بهتر است نوشتهء خود را مخصوصاً از نظر اتهامی که به عملکرد مخالفین خود و رویهء آنها می زنید بسنجید، و اگر در آن چیزی از عدم عقده گشایی، دشنام، اتهام زدن به دیگر مسلمانان، و ... یافتید ما را هم خبر کنید تا برای شما دعای خیر کنیم و برای جمعیتی ها و شورای نظاری های دروغگو صدها نفرین بفرستیم.

و من الله توفیق

شبیر "کاکر"
به آقایی سلیمان

سلیمان عزیز!

آفتاب را بدو انگشت پنهان کردن کاریست محال . وبهمین ترتیب کج بحثی نمودنها بخاطر بر دفاع از دوستان هم تنظیم کاریست خطا. هرچند که حق جناب عالی بحیث وکیل مدافع این گروه هزارچهره درسطح کابل پرس? محفوظ است. اما این بندهء بیچاره طوریکه درابتدار عرض نمودم وقت کافی بخاطر ادامه مناظره را ندارم هرچند ازکلمه کلمه مقاله ای خویش درمقابل هرکسی که معترض باشد دفاع میکنم.

محترم!

طوریکه آگاه هستید نویسندهء اماتور ومسلکی فرقش این است که نویسندهء مسلکی درمقابل کار خویش مزد میگیرد وازهمان مسلکش امرار معاش میکند. اما نویسندهء آماتور چنین نیست. شاید بعداز ماه ها تاکسی رانی ویا هوتل چلانی ودکانداری سری به سایتها بزند وبالاخره مجبور شود بخاطر ادای دین واحساس موسوولیت وجدانی که دارد چیزهایرا بطور درهم وبرهم اما واقعی به خواننده ارائه کند.

آری عزیزم!

من به رموز داخلی واسرار نا مکشوف عملکرد جمعیت وشورایی نظار درحد خودم آگاهی دارم درغیرآن این ادعای توخالی را نمیکردم اما طوریکه عرض کردم من وقت کافی برای نوشتن خاطرات خویش ندارم هرچند تصمیم این موضوع هیچگاهی از ذهنم بیرون نشده است که چشمدید های خویم را با اطلاعات موثق که دارم روزی به بیرون بکشم.

شما این نوشتهء مختصربنده را ازنظر وثوقیت دست کم گرفته اید بخاطریکه من حساب بانکی ناصری را ندارم ویا شاهد عینی برسرتقسیم غنایم نبوده ام لذا ازنظر شما این مقاله دشمنانه است و درحالت جنیدن صفرا نگاشته شده است . این برداشت شما است. اما طوریکه من عرض کردم درلحظهء کنونی آنچنان سند معتبریکه شما خواهان استید باید منتظر بمانید تا اطمنان تان حاصل شود. اما همین رژووس مطالب که من جسته وگریخته به خواننده گان عرض کرده ام با تاکید گفته میتوانم که دلالت به خود فروخته گی ویس ناصری دارد.

چه حق دارد یک سردبیر سایت دراصل مضمون یک نویسنده کلمه دلخواه خودرا اضافه کند؟ چرا تا وقتیکه مضمون دیوانه وار گوربز درکابل پرس نشر نشد وی آنرا در طاقچه خانه ای خویش نگاه داشته بود؟ چرا ویس ناصری بمضامین ومقالات خلاف شورای نظار اجازهء نشرنمی دهد؟

باقی موضوعات را به فرصت دیر موکول میکنیم اما. بطور خلاصه عرض میکنیم که داخل شدن به حریم خانواده گی کسیکه خودرا رهبر می تراشد وبرای دیگران خودرا اسوة ونمونه ساخته است تا مردم عادی فرق دارد. کسیکه فلان دخترخویش را که قبلا مخطوبه کس دیگری باشد وحتی نکاحش نیز عقد گردیده باشد به کس دیگری نمیدهد واگر درین مورد نیز خواهان سند هستید از آقای احمد ضیا مسعود بپرسید که خانم تان قبلا مخطوبه کی بود؟ یک رهبریکه خودرا یک سر و گردن ازدیگران بالا میگیرد در عمل وعملکرد خود چگونه باید باشد تا مقلدانش نیز همان شکل رفتار کنند. باقی مسایل را به فرصت دیگر یاهو اگر جای غلطی املائی باشد شما عفو کنید که بیشترازین حوصله دوباره خواندن نیست

سلیمان
به آقای کاکر

کاکر محترم!

قیاس پنهان کردن آفتاب با دو انگشت، و اتهام زدن به افرادی که مدرکی بر علیه آنها هنوز ارائه نکرده اید، قیاس مع الفارق است. بنا بر این هنوز پرسهای من بی پاسخ هستند، اما در مورد دختر برهان الدین ربانی و مسایلی که مطرح کرده اید، از نظر شرع، متهم کردن هر کسی به امری-بدون موقعیت توجه به موقعیت اجتماعی وی، در صورتی که متکی به اسناد ثقه نباشد، نا روا و حرام است.حتی در شرع حکمش حد زدن است. اگر به خاطر موقعیت ربانی، می گویید که هر سخنی در مورد وی روا است، باید توجیه شرعی یا قانونی برای آن داشته باشید. اما در مورد مخبوطه بودن دختر ربانی، و اتهام هایی از این قبیل، لابد نکاح خط وی نیز نزد شما موجود است و یا شما جز شاهدین نکاح دختر وی بوده اید و یا ملایی که عقد را خوانده است که چنین با ضرس قاطع سخن می گویید، در غیر آن شرعاً ابراز این سخنان در مورد هر فردی، حتی اگر دختر ربانی باشد، برای یک مومنی که از وثوق چنین خبری اطمینان ندارد جایز نیست. موضوع شرع به کنار، اتهام زدن به افراد، حتی در دنیای مدرن، تابع اخلاقیات است. بیشتر کوشش می شود در اختلافات سیاسی، یا فکری، حوزهء خصوصی افراد محترم شمرده شود، و از پرداختن به مسایل خانواده گی، حذر می شود، با آن هم، به قول شما ماکیاول مشرب ها، که هدف برایشان وسیله را توجیه می کند، تا زمانی که پرداختن به این مسایل به نفع آنها باشد، از هیچ افترا و دروغی در حق حریف خود دریغ نمی کنند.

در مورد عدم وثوق روایت های شما، تا زمانی که مدرکی ارائه نکنید نظر شخصی در خواستن مدرک، بر عدم ارائه مدرک و انتظار داشتن از خواننده که آن را باور کند می چربد. لذا نظر شخصی، تا زمانی که مدرک ارائه نشود، عملاً بطلان نظریهء شما را تقویت می کند. لاید انتظار ندارید که به این دلیل:" اما همین رژووس مطالب که من جسته وگریخته به خواننده گان عرض کرده ام با تاکید گفته میتوانم که دلالت به خود فروخته گی ویس ناصری دارد." سخن شما را عین حقیقت بدانیم؟ اگر چنین است، من هم می توانم مقالهء همانند مقالهء شما بنویسم و شما را متهم به مسایلی کنم و دلیل ام هم همان باشد که شما آورده اید. آیا سخن من باطل است، یا مدرکی هم برای آن سخنان لازم است؟ ممکن نظر شخصی من و اعتقاد شخصی من همان باشد، اما اینکه من انتظار داشته باشم دیگران، بی دلیل و برهان و مدرک، به گل روی من سخنان مرا باور کنند، و آن را عین مدرک و سند بپندارند، باید خللی در دماغ من یا خواننده گان باشد که حرف مرا دربست بپذیرند. از همین روی، برای هر نویسنده ای لازم است، سخن از روی مسولیت بگوید، و به خاطر دشمنی اش با فلان حزب و فلان قوم، به افترا و توهین روی نیاورد، و حق دیگران را محترم بشمارد، و آبروی انسانها را مهم بداند. شما در نوشتهء تان ظرفداران جمعیت و شورای نظار را متهم به مسایلی کردید، البته بدون مدرک و بیان قرینهء آن اتهامات، اما در همان مقاله خودتان به بد ترین شکل به موضوعی پرداخته اید که نقد ساده است به آقای ناصری. البته یادم رفت که بگویم شما علم غیب هم دارید، چون رفتار ناصری و حتی زوایای پنهان افکار وی را نیز گزارش داده اید.

Roshan
به جواب K KKکر

سلام K KKکر. خوشحال هستم که این را درک کردی که تهمت ناروا بستن چقدر دردناک است به کسی که یک مطلب را درمورد خود میخواند. قسمکه گفتم من شخصی بنام ناصری را نمیشناسم ولی حدس میزنم که وی کسی باشد مانند یک خر دیگر قبیله بنام عصمت قانع که دست هایش به راش بیل های بیت الخلا کشی میماند ووی کسی بود که چهارده سال تمام تف دانی استاد ربانی را شپ میکرد ولی بعد از اینکه نتوانست به نان ونوایی برسد امروز وی مخالف ربانی است ودر صف افغان ملت مصروف دایره زنی وگدر غاره اجاره خوانی است. ایا شما فکر نمیکند که عصمت قانع هم در زمره ستون پنجم شورای نظار وجمعیت باشد؟ لطفا معلومات ارایه کنید؟ ولی لطفا عقاید شخصی وکینه های خصوصی خود را با کسی دیگر رنگ وبوی یک مقاله پژوهشی ندهید. ببینید اکثریت پیام گذاران در اینجا نوشته شما را فاقد ارزش های اکادمیک دانسته وشما را متهم به چتیات نویسی میکنند یا شما مانند غول تنویره چنین فکر میکنید که تمام پیام گذارها یکی هستند؟

قسمکه گفتم شما کاکر و ویس نام ناصری هستند و قبیله کاکر و ناصری یک زمانی خر وگاو وشتر های خود را یکجای در کوه های سلیمان میچراندند و در تقسیم پشم و پشقل وسرگین چهار پایان خود کدام مشکلی نداشتند نمیدانم چرا شما امروز باهم مصروف شاخ جنگی هستید. لطفا مشران قومی را قسمکه کرزی جمع کرد در یک لویه جرگه جمع کنید تا بین شما صلح کنند. ولی باور کنید که سخت مشتاق هستم تا درمورد عصمت قانع (= اجنت جمعیت) که در هنگام نشه پارلمان را به طبیله تشبیه کرده بود ولی خودش هم در پوست ادم بودن گذاره نکرد وخود را کاندید پارلمان کرد که 39 رای از تمام کابل برد از شما چیزی بخوانم

شبیر "کاکر"
به وکیل مدافع شورای نظاربدنام ورسوا وهزارچهره

آقای سلیمان !

من تاکید دارم که نوشته ام درحدیکه لازم است مستند است وصحسح. ولی بالای شما بحیث وکیل مدافع جانیان وجنایت کاران شورای نظاری قسمیکه دراول خودرا معرفی کردید واجب نیست که نظرات مرا قبول کنید .

جانیان شورای نظاری که حالا مانند سگ به پیکر نیم جان ملت افغانستان چسپیده اند وهیچ شرمی ازخدا ورسول او ندارند همین ادعای شمارا برزبان میرانند قدرت دولتی هم در دست دارند و احدی را مجال آن نیست که بگوید بالای چشم شما ابرو است درچنین فضای مختنق آنها میگوید که ما فرشته های نجات هستیم که مردم را ازشر طا لبان رهانیدیم آنها میگویند که ما جنایتکاران جنگی نیستیم ما مردم افشاررا قتل عام نکرده ایم جنگهای تنظیمی ما همه بخاطر خدا بوده ما بخاطر قدرت باهم نجنگیده ایم و افراد ما مانند محراب مستان پولهای شرکت آریانا را چور نکرد وخودرا مخفی نساخت. صدیق چکری هم پولهای حاجیان وزارت اوقاف را هم دزدی نکرده است وحالا ازگیر پولیس بین المللی هم پنهان نیست. فرشتهء حضرتی که تا دیروز نان خوردن خودرا نداشت وازسبب تنگدستی باشوهر قبلی اش وداع گفت بحیث گلوی جنایتکاران ازبرکت مارشال بینی که حالا با پول بازی میکند وحتی نزدیکترین یاران شورای نظاری اش هم ازش فاصله گرفته ادعای حقانیت دارد ومانند شما میگوید که سند ومدرک را باید ارائه کنید تا مرا محکمه کنید. او ادعا دارد حالا سفرهای لنبان ومصر وهند نه ازمارشال بلکه ازپول بابه کلانهایش میباشد که انجام میدهد . این افراد همه مانند شما ادعای مماثل وشبیه دارند. پایه منطقی اعمال شان همین استدلالهایشما است که چون سند نیست ما هرچه دل مان میخواهد میکنیم وهیچکس حق افشای جنایات مارا بدون سند ندارد. خیلی عالی ومعقول میفرمائید. این جانیان اصرار دارند که در قاچاق انسانها ازافغانستان به اروپا سر وکار ندارن. وهیچ آبی از آب تکان نخورده است.

واقعا شما راست میگوید من وامثال من که اسناد درین زمینه ها نداریم نباید این موضوعات را بنویسم. ما باید تاحد قذف شلاق های شرعی برهان الدین ربانی را بربدن خویش بخوریم . چون اتهام بسته ایم چون سند موجود نیست. حالا قناعت دادن این نوع مجرمان که هم در داخل وهم درخارج تارهای عنکبوتی شانرا باهم تنیده باشند برای افراد بیچاره ای مثل من که بجز کابل رس دیگر مرجع ندارد وآنهم حتی فونکشن های لینک آن ازطرف اقای میرهزار قطع شده باشد محال است که برایت اسناد تهیه کنم. پس من ازنظربرداشت شرعی که خودت ازاسلام وحقوق غرب داری باید نگویم که تو هستید منافق هستید زیر نام اسلام خدا وجهاد وقرآن تجارت میکنید هرگاه رسوائی های فامیلی تان به معرض دید همگان قرار گیرد واویلا راه می اندازید که مدرک نیست ومتهم ساختن کسی بدون مدرک دراسلام جرم است.

اما من میدانم که آیا این حدیث پیامبر که فرموده است " اذکرو ا الفاجر لکی یجذرالناس من شره" درست است و بدون شک شما آقای سلیمان اعتراف دارید که شما محدث نیستید ودرحد شیخ البانی وحتی شیخ قرضاوی هم علم ندارید پس این حدیث پیامبرگرانقدر درست است ومن به آن عمل مینکنم که فاجررا به اجتماع معرفی کنید تا مردم ازشر او درامان باشند. رسوا ساختن ربانی ومسعود نه تنها اینکه شامل مسایل حقوقی که شما ازنظر اسلام وحقوق غرب مطرح کرده اید نمیشود بلکه یک وجیبه شرعی ومسوولیت وجدانی هرافغان است که این گروه هزار چهره را تا جای که میتواند بمردم معرفی کند.. زیرا اینها تجار دین وجهاد وقرآن واسلام اند. اینها حتی بدون مدرک وسند باید به مردم معرفی شوند. زر اندوزی ها خانه خریدنهای دبی وکانادا زنده گی شاهانهء پسران ربانی درقاهره وکانادا وتمام این رذالتهای اخلاقی به سند ومدرک ضرورت ندارد. اینها ازجنیس مردم عادی مسلمان نیستند تا حریم شخصی آنها مورد کنجکاوی قرار نگیرد ومطبوعات درمورد جنایتها ورسوائی های فامیلی شان سکوت اختیار کند.

سلیمان جان!

اگر بالیم قهرنشوی اجازه بده که کمی باهم خودمانی صحبت کنیم :خودت نزدم چنان معلوم میشوی که همان پولهای که باید درتاکسی رانی بدست بیاوری حالا فاضل ویا ناصری برایت معادل آنرا وعده داده اند که اینچنین وقت اضافه را برای چرند نویسی اختصاص داده ای وهرجا که نام ازحفیظ منصور مریض روانی وغیره خائینان بمیان می آید سرو کله خودت بنام( سلیمان) پیدا میشود وخواهان مناظرهئ میشوی.

اگر خیلی مشتاق دیدن سند ومدرک درمورد باند جنایتکار وهزارچهره ای شورای نظارهستی برو یک سفر به کشورآبائی ات بکن وسند بدست بیاور من جوابهای مستند را درمقالات آینده بصورت مستند ومستقل ارائه میکنم

واسلام

سلیمان
به آقای شبیر کاکر

کاکر محترم!

پیام چدید شما، لون اصیلی داشت. یعنی به جهان فکری شما بسیار نزدیک بود. هم در به کار بردن کلمات رکیک، و هم در منطق گریزی. برای همین شما خود تعیین کنید در چه سویهء با شما بحث باید نمود؟

چنین به نظر می آید که شما به بحث و تبادل نظر آشنایی ندارید. "تاکید" شما بر درست و صحیح بودن نوشتهء تان، در حالیکه فقط بر فرضیه های ذهنی خود شما استوار است، اعتبار ندارد. و در خانه نشستن و آثار میر عبدالرحیم ... را خواندن، به معنای کشف رموز تاریخی و زوایای پنهان جریانات در کشور نیست.

شما بر اساس مخالفت هایی که با افراد یا گروه ها دارید، نظریهء را در ذهن خود خلق نموده اید، بعد برای ثبوت آن نظریه، در نوشتهء تان مقدار متنابعی کلمات رکیک، نا سزا و دشنام به کار برده و تصور می کنید هر مقدار دوز این کلمات زیاد باشد، میزان اعتبار نظریهء شما بیشتر می شود! باور بفرمایید این از اعتبار خود شما می کاهد.

ببینید دوست عزیز، ما باید یاد بگیریم به حقوق مخالفین خود احترام بگذاریم. مخالفت شما با کسانی، مساوی است با مخالت کسانی دیگر با شما. وقتی در یک جامعه، هر کسی به طور مطلق فکر کند که حق فقط با وی است، و دیگران "سگ" و "جنایت کار" و "خود فروخته" و ... هستند، شما خود سیمای آن جامعه را می توانید تصور کنید که چگونه خواهد بود.

برای همین خداوند می فرماید:

"يا أيّها الّذين ءامنوا اجتنبوا كثيراً من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لا تجسّسوا و لا يغتب بعضكم بعضاً" و "و من يكسب خطيئة أو إثماً ثمّ يرم به بريئاً فقد احتمل بهتاناً و إثماً مبيناً"

خلیفهء دوم، عمر بن خطاب (رض) برای کسانی که در منابر به دیگران تهمت می زدند حد تعیین کرد. این ها از حهت یاد آوری است، چون شما زیاد ادعای شریعت و مومن بودن دارید، خوب است که متوجه باشید اعمالتان چقدر دیندارانه است.

اما شورای نظار و جمعیت را باید از روی دشمنانش نقد نمود. رویارویی با ارتش شوروی و حزب دموکراتیک خلق، رویارویی با حزب اسلامی، رویا رویی با پاکستان، رویارویی با حزب وحدت و ایران و جنبش ملی اسلامی شمال، و رویارویی با طالبان و القاعده. شورای نظار و جمعیت هیچگاه با مردم در گیر نبوده است. در جنگهای کابل هم یک طرف جمعیت و شورای نظار با تعداددی از احزاب خرد و ریزه دیگر بوده است و در طرف دیگر، تمام آنهایی که در بالا نام گرفته شد، و مخالفین اش هم از همین دسته ها و یا چند گروه دیگر هستند. شما هم به یکی از این دسته ها تعلق دارید، وضع خود را مشخص کنید تا با هم کمی بحث نماییم. در عین اینکه افراد همهء این احزاب متعلق به افغانستان که نام گرفته شد محترمند، اما همه به شمول جمعیت و شورای نظار قابل نقد می باشند.

khan
کور خود بینا مردم

هر که ادعا دارد که عالم بی تعصب و خالی از سو وخطاست اما در عمل !!!!

– ((جانیان شورای نظاری که حالا مانند سگ به پیکر نیم جان ملت افغانستان چسپیده اند وهیچ شرمی ازخدا ورسول او ندارند..)) حرف دفاع فلان شورا مطرح نیست وجدانا باید از خود پرسید که تنها شورای نظار و شمال .... که نسبت غیر اوغانی دارند اینگونه بوده اند و هستند یا گروه ها و شورا های دیگری هم وجود داشتو دارد ..

– ((انها میگویند که ما جنایتکاران جنگی نیستیم ما مردم افشاررا قتل عام نکرده ایم جنگهای تنظیمی ما همه بخاطر خدا بوده ما بخاطر قدرت باهم نجنگیده ایم و افراد ما مانند محراب مستان پولهای شرکت آریانا را چور نکرد وخودرا مخفی نساخت. صدیق چکری هم پولهای حاجیان وزارت اوقاف را هم دزدی نکرده است وحالا ازگیر پولیس بین المللی هم پنهان نیست)).

اگر بدون تعصب دنبال محکه جنایتکاران قضیه افشار و کابل هستیم پس چرا کشتار محکوم ترین ملیت تاریخ کشور مانرا (هزاره ها) را در زمان طالبان در بامیان مزار یگاولنگ غزنه ارزگان که از فاجعه افشار کمتر نبوده است را گشتار انان را بوسیله کوچی ....و کشتار زنان ومردان دند شمالی و شمال را فراموش میکنیم ..

اگر محراب مستان دزدی کرد فرار کرد .. همه ووهمه در حاکمیت شر و فساد قبیله وی کرزی بوده و از هوایی دگر زینت کرزی پرواز وپرار نموده اند چرا انزمان که در پست ریاست وزارت لمیده و مصروف دزدی و غارت بودند گرفتار ومحکه نشد ند چیزی که در یک جامعه و نظام عام شده باشد به قانون و عرف و عادت مبدل میشود توجه به برادران خواهر زاده کاکاها و تربران کرزی خان بکنید امریکا خود بخاطر مالیه ندان چند سال برادر کرزی دوسیه جنایی تشکیل داده وپول نقد او را که در بانک های امریکایی ذخیره شده است را ده ملیون دالر در ظرف پنج سال اعلام کرده اند بگذریم از قصر های شان در کابل قندهار و دوبی و شرکت ها در کابل شمال و قندهار ...اما اوغان ساکن اطراف کابل چکری که جرم اصلی اش قرار گرفتن در پهلوی غیر اوغان (ربانی ) است شاید یک لک یا یکمیلون دالر را غارت نموده باشد بدبختانه ما همین یک یک را می بینیم ولی ان ده ملیون را نه..

کسانی کور خود بینامردم اند !!!اگر دزد یست فرقی ندارد کم یا زیاد اوغان و غیر اوغان همه باید محکمه روس سیاه و پول اختلاس و غارت شده با جریمه از انان گرفته وبه کیسه ملت دوباره واریز شود نه اینکه اوغان معافیت داشته باشند و غیر اوغان به سوراخ ها پنهان .... اگر دولت دولت باشد کسی فرار کرده نمی تواند نه لندن پاکستان و نه محراب ,سهراب و چکری ...... ملاعمر و لادن اند که به سوراخ ها داخل شده باشند وجهان انان را پیدا نتواند !!!!! هر زمانیکه اداره فاسد کرزی اگر که بخواهند !!! پولیس انتر پل از گوش دزدان فراری گرفته و تسلیم "ملا تره خیل دزد و راهیگر و ریس دزد اش کرزی " خواهند نمود ولی از بخت بد که اداره کرزی چنین تقاضا را نکرده و شعار داده و ازاینگونه قضایا استفاده و بد نام سازی سیاسی کرده اند تا تطبیق قانون و عدالت .

وزیر ها و مقامات جهادی و غیر جهادی دوملیته و یک ملیته همه وهمه قصر های در دشت طیاره سابقه جوار شهر نو درست کرده اند و ملیون ها دالر تنها کار ساختمانی انها هزینه داشته است ...حتا رفیق اتمر لنگ ما نیز قصری وگلخانه کبابخانه ی برایش درست نموده است .

محمد زایی ها از اروپا و امریکا دریک سفر های کوتا مدت بکابل خانه و زمین خود وملت را در کابل پغمان جلال اباد هرات قندهار .... همه و همه امر کرزی و دستخط بابای ملت و دامااش فروخته حتا مالیه فروش انرا نیز تحویل نکرده ودوباره فرار کردند ... کار انان بجای رسیده بود که جا ها مکان و زمین بی صاحب ملت را از نام فلان فرد فوت شده شان که نه وکیل و نه وصی شان بودند لیلام نمودند که فغان دختر امان اله خان در پاریس نیز بلند شد حتا قصر های در داخل بگفته تره کی بابا خانه خلق را نیز فروختند .......اسناد این ها در بلدیه های ومحاکم نواحی کابل و ولایات موجود است ..

– انوارالحق احدی کوچی بی همه چیز که زن دومش دختر گیلانی صاحب نیز به جیب های خالی اش اعتراف کرده است نیز صاحب قصر ها و ملیون ها دالر فامیل مجددی خیل و گیلانی خیل , سیاف خیل و احمد شاه احمدزی شهید راه امریکا "عبدالحق با برادرانش" والی صاحب جلال اباد ..... از سرمایه داران مشهور اوغانستان قرار گرفته اند .

– ایات قران کریم واحادیث پیامبر بزرگ ما دورویه گی , دورغ به دیگران را دیدن خود را ندیدن طرف مقابل را نیز برای ما گوشزد نموده است ...کار بجایی رسیده است که ایات و حدیث را نیز به نفع تبلیغات خود و قبیله ما استفاده سیاسی مینامیم .

– نظر این حقیر !!! دزد اختلاس گر بیت المال هر که باشد از گروه هر حزب هر ملیت در حال و دوره شاهی دوره تر ه کی تا نجیب دوره مجاهدین در کابل و پاکستان و ایران همه باید پای میز قاضی با وجدان حاضر شوند بیت المال حق یتیم وگدا های شهر کابل و ولایات از انان اخذ و به خزانه ملت تادیه فرق نمی کند یک لک اوغانی یا یک ملیون دالر باشد یا زمین و خانه غصب شده ..

شیخ اصف محسنی شعری گفته بود .

کسانی هستند که خود شان دزد و کسانی هم پدرشان دزد بوده اند..

...یا خودش دزد بود یا پدراش ......

شبیر "کاکر"
تقدیم به ملاصاحب سلیمان

سلیمان آغا!

والله آفرینت بخدا بلا میکنی با آیات قرآن اینگونه بازی کردن واقعا کمال میخواهد.. اجتناب ازظن وبدگمانی وآنهم درحق ربانی ومسعود که جنانات شان اظهرمن الشمس است واقعا کارهمان انسانهایست که دین را خیلی ارزان درمقابل دنیا فروخته اند. منع تجسس آنهم درقسمت ربانی مسعود واه واه بیخی استدلال محکم کردی . برأئت دادن ربانی ومسعود ومقصرخواندن معترضین ومظلومین که ازمنافقت این گروه بیداد میکنند واقعا جرئت وشهامت میخواهد که انسان تمام ایمان و وجدان خودرا زیر پا کند وخیلی آرام وخونسرد درمقابل دیگران مردم را به خاموشی وسکوت دعوت کند واقعا نمیدانم چه بگویم.

همین قدر دانستم که واقعا ویس جان پولی را که باید درتاکسی رانی کمائی میکردید دو چند آنرا برایتان وعده داده است که اینگونه خونسرد وآرام مردم را به سکوت دعوت نموده وآننانرا متهم به مطلق گرائی وعصاب خرابی میکنید واقعا من به این کمال شما آفرین میگویم.

اما بدان ای انسان خیلی خوب!

اگرحضرت عمر مردم را به بهتان زنی درمنبر هوشدارداده بود و حد فذف را بالایش جاری میکرد آیا این قیاس شما که قبلا قیاس مع الفارق را استعمال کرده بودید قیاس معر الفارق را خودتان استعمال نکرده اید. حضرت عمر کجا واستاد ربانی کجا. من وتو کجا وتقوای سلف صالح درکجا. آیا تو با این مثال آوردن ها خجالت نمیکشی که ربانی را با عمر مقایسه میکنید

آیا حضرت عمبر مطلبش همین بود که کسی بنام اسلام بالایتان حاکم شد وخیانت کرد وپول بیت المال را به بانکهای خارج انتقال داد شما نباید او را درمنبر بدون سند افشا کنید؟ آیا مقصد تو ملا سلیمان همین است؟

والله اگر نزدیک من می بودی بخدا قسم است که با استفاده ازین کلام ملیح واستفاده ازین آیات مبارک قرآن درغیر موضع آن والله چنان شلاق کاری ات میکردم که از آلله گفتن میماندی.

زیرا عامل تمام بدبختی های این ملت همین شما نیمچه ملاهای فریب کار استید که بدون هیچ گونه شرم وحیا ازخدا ورسول او آیات قرآن را درغیرموضع آن به نفع حکام و امرای خویش مورد استفاده قرارمیدهید..

تو که ازحضرت عمر یاد میکنی چرا این قولش را نیز یاد نمیکنی که بعداز انتخاب شدنش بحیث خلیفه مسلمین او از رعایا پرسد که این مردم اگر از خط خدا ورسول او عدول کنم عکس العمل شما شما دربرابر من چه خواهد بود؟

مردی ازبین مجلس با شمشیر بران خویش برخاست و گفت ای پسر خطاب تورا با این شمشیر درراخ خدا راست میسازیم.

عمرشکر خدارا بجا آورد وگفت تا وقتیکه مانند شما اشخاص دربین امت باشد پسرخطاب هلاک نمیشود..

آری!

من این توقع را ازهیچ کسی ندارم که دوران عمررا درعصرکنونی بتواند احیا کند. زنده گی امروزی با تمام مشکلاتش بازنده گی دوران حضرت عمر فرق دارد ولی اسناس واصولیکه آنها برای امت گذاشته اند همانا عدل وداد وقسط است نه چیز دیگر.

آیا ربانی حد اقل برای یک روز هم اعضای منحوس جمعیت خودرا گفته است که شما حق پرسان وتفتیش اعمال من را دارید اگر ازراه خدا بیراه شدم شما مرا به راه راست دوباره بازگردانید.

خودت که اینقدر خونسرد و آرام ازبرائت ربانی ومسعود صحبت میکنی وقول حضرت عمررا مبنی برشلاق زدن کسیکه درمنبر به کسی تهمت میزند می نویسنی جز اینکه احساسات مردم بیشتر جریحه داربسازی دیگر هیچ کاری از دستت پوره نیست.

تو قبلا درباره یک دیوانه به نام حفیظ منصور با جناب تنویر چندین پیام را رد وبدل کردی وحالا دربارهء ربانی ومسعود و ویس ناصری آیا ذره خوف خدا درضمیرت موجود است؟

شبیر "کاکر"
به خاىيستك پرچمی گک

او خادیستک!

تو دیگر کسی نیستی که مردم ترا وپیامهای بی سر وته تورا ندانند. تو همان خادیست شوروی پرست قاتل هزاران انسان بیگناه این سرزمین هستی که حالا درغارهای نا کجا آباد پنهان شده ای. تو آنقدر جنایتکار معلوم الحال هستی که حتی جردت گرفتن پیشوند و پسوند نام خودرا هم نداری. اما این را بدان که هرچه کنی ازمحاسبه پروردگار فرارکرده نمیتوانی.

گیرم که چند روزی خودرا زیر نام "خان" درکابل پرس پنهان کردی اما درروز بازخواست درحضور هژده هزاز جنس مخلوق پروردگار ازآدم گرفته تا حشرات ونبات چه جوابی درباره جنایاتت خواهی داشت؟

چه جوابی خواهی داشت که بکدامین گناه وطن را به روس فروختی وحالا با افتخار از استادان روسی ات یاد میکنی.

او خادیستک!

شرم باد ازهمتم که من با تو پیذام رد وبدل کنم. والله می شرممم که باتو حد اقل مخاطب باشم. تو به آن اندازه ننگین هستی که خودت به حجم کثافتت تا کنون پی نبرده ای.

مزاری
به خاديستك ها و پرچمی گک ها !

آقای کاکر ! وقتی نمی توانید استدلال منطقی و انسانی در مقابل بگفتۀ خود تان خاديستك ها و پرچمی گک ها نمائید چرا به توهین و تحقیر رو میآورید ؟ سگ همان خاديستك ها و پرچمی گک ها بهتر از آنهایی است که بدروغ و اتهام میخواهند خاک به چشم مردم زنند و ماکیان خود را کلنگی جلوه دهند !

سلیمان
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار/ به آقای شبیر کاکر

کاکر محترم!

باز هم می بینم صفرای شما جنبیده است، و به قول عین القضات"سخنها می گویید بیخود" که آدمی را حیران می کند. این نوشته های شما را که می بینم باز به یاد سخنی پخته از وی می افتم که در جواب دوستی می گوید"با تو چه توان گفت، تو را هنوز بوی شیر از دهان آید"!

شما از خواندن و درک یک متن چند خطی عاجز هستید. یکبار دیگر پیامهای مرا بخوانید. من قصد ندارم شما را عصبانی بسازم، و حتی در نوشته های قبلی ام اشاره به اعصاب خرابی شما هم نکرده ام، و فقط با توجه به لحن نوشتهء شما، گمانم این بود که آن را در حالت قهر نوشته اید، و اگر خدای نا کرده اعصاب خراب هستید، که از این جمله شما چنین امری استنباط می شود"والله اگر نزدیک من می بودی بخدا قسم است که با استفاده ازین کلام ملیح واستفاده ازین آیات مبارک قرآن درغیر موضع آن والله چنان شلاق کاری ات میکردم که از آلله گفتن میماندی." به شما توصیه می کنم خونسردی خود را حفظ کنید، به سلامتی شما ضرر دارد.

شما نه تنها به ضد مواضع اصیل دین روانه هستید، بلکه تصورتان این است که همهء این کارهای "خیر" را به خاطر خداوند انجام می دهید. در اینکه شما غیرت دینی دارید، و دغدغهء حقیقت و بیان حقایق، من شکی ندارم. اما متاسفانه مثل شما، به خوارج می ماند، و تصور می کنید که ساحت سیاست هم، همچون اعتقاد به خداوند توحیدی است. یک طرف حق است، که نماینده اش شما هستید، و یک طرف باطل است، که ما هستیم. دوست عزیز، دعوای ما، دعوای دین نیست، هر کدام از ما دیندار هستیم، بهتر است از دین برای دعوای سیاسی خود هزینه نکنیم، و اگر هم می کنیم، به طور احسن نماییم.

شما به کسانی چیزهایی را منتسب می کنید. از نظر همان دینی که من و تو پیرو آن هستیم، اتهام زدن به افراد، بدون مدرک مسجل، نا روا و حرام است. آن آیات هم در مذمت تهمت زدن و تجسس بی مورد در امور شخصی مردم، برای سلامتی اجتماع و حفظ حقوق فردی نازل شده است. در غیر آن هر کسی مثل شما، می توانست کسی را که با وی مخالف است، "سگ" و " خود فروخته" و .... خطاب کند، و اگر قدرت هم می داشت، به جای استفاده از مغز، به قول حفیظ منصور از "جمجمه"اش استفاده می کرد و جای مخالفینش هم یا زیر خاک بود، و یا زندان.

نوع اندیشهء که شما دارید، منحط و غیر انسانی و متعلق به جوامع جاهلی و بدوی است. 1400 سال پیش، اسلام برای از بین بردن رسم ورسوم جاهلی آمد. اما گویا بعضی از مومنان، هنوز عصر جاهلیه نبریده اند!

دل پری شما از شورای نظار هم از عدم آگاهی است. و اگر فروپاشی ساختار قدرت، موجب انباشت این همه کینه از شورای نظار و جمعیت در وجود شما شده است، باید به اطلاع شما برسانم، فروپاشی روابط نا برابر و ستمگرانهء قدرت اگر کار شورای نظار باشد، و شورای نظار بنیاد های نظم قدیم را از هم پاشانده باشد، باید آن را جز کارنامه های نیک در تاریخ کشور بدانیم. از برکات آن نسلهای آتی بهره خواهند برد، و مناسبات انسانی تری را پی خواهند ریخت.

khan
به کاکر غلجی خیمه نشین !!

ملا کاکر اوش وان قبیله یا خیمه دار نامی انان !!

من مسایل را در باره کاکر خروتی تره خیل ... مطرح کردم باید قبل از همه بجواب ان میپرداختی !!!

امدیم به وطن فروشی ما به روس ها !!قبل از ما تر ه کی امین خلقی های سور و زرغون به تابوت ها به جوار مقبره لینن و استالین انتقال ورهبران ما از کشتارگاه جلاد زمانه خروتی امین قهرمان سپیده دم انقلاب به چک سلواکیا پناهنده و تبعید شده بودند مسکو در مشوره به خلقی های مهمان ودوست شان از روی ناگذیری چونکه رهبر و شخصیت چون کارمل در بین انان پیدا نتوانستند(گذشته امین وترهکی وپشتونجار ...برای شان ثابت بود) مجبورا به کارمل رجوع نمودند هیچ فردی در جهان سویالیزم از هیچ کشور ادعا خرید و فروش اوغانستان را نکرده اند جز پاکستان و غلامان انان موضوع پکت سویالیزم و هم پیمان شدن مطرح بود نه خرید و فروش اگر ما وطن فروش به روس ها بودیم و هستیم !!بگفته بادیگارد رهبر ما اقا نجیب اله خان کسانی وطن را به شصت هفتاد کشور کافر ازجمله اسراییل فروخته بودند نمونه ان همین غژدی لویه جرگه کرزی خان و دارو دسته اوغانملتی امریکایی ....شان همچنان خروتی های شما خیل های شما اوغانستان را به فرزند نامشروع انگریز ها فروختند و تا حال از شر شان خلاصی نداریم ( ملا عمر و گلبیدین ..)حال خودت قضاوت کن که کی ها وطن فروش هستند ما یا شما دیگران یا قبیله هنوز دیورند و گندمگ شاه شجاع عبدالرحمان ... را یاد نکرده ام .

من الی ششماه حکومت طالبان بکابل بودم حال هم همیشه سفر های بدانجا دارم اسناد وسوانح هر یکی ما بدفاتر خاد موجود است مدال و نشان وترفیع که گرفته ایم به سوانح ما ذکر شده است ....

ما در هر زمانی حاضر هستیم از اعمال و کردار گذشته خود دفاع کنم!! مگر حریق کننده مکتب انفجار دهند پل وپلچک قطع کننده لین های برق دستبرد کنندگان به قافله مواد اولیه ضرورت ملت استفاده کننده گان استنگر بلوپایب سکر بیست چهل .... گرفتار کردن و به میز محاکمه کشانیدن انان جرم است !!! مگر انان را به مثل عبدالحق قهرمانی دادند انصاف است... اگر هزار بار زنده شویم باز هم از طبیق قانون در زمان ما دفاع خواهم کرد زندگی یکبار است اگر سر را در راه هدف ولا خود نثار بکنیم چه بهتر !!! ما عدالت اجتماعی مشارکت اقوام رسیدگی به مردم مظلوم و غریب کارکنان دولت را .... از همه خوبتر پیش بردیم درست است که از خلاع و نواقص خالی نبودیم ادعا هم نداریم نواقص خود را می پذیریم حاضر هستم تا به پای به محکمه کشانیدن خود پیش برویم ....

حتا بزرگانی از صف مخالیفندیروزی ما قسمت زیادی از کار کرد های ما را تائید کردند چون موسی توانا حضرت مجددی مزاری احمد شاه مسعود کرزی ..... زمانیکه کابل چور چپاول شده بود هم خونی هایت ....اخترعبدالرحمن به وزارت امنیت دستور انحلال خاد و اردو را صادر میکردند مجددی و ربانی خلاء نبود ما را حس کردند به خواست ما ریس استخبارات پاکستان را از وزارت امنیت بیرون دوباره کار مندان باقی مانده از گذشته را بوظایف شان گماریدن .....درجای مسعود اعتراف کرد که ما در یک چوکات تربیه شده ایم دستور پذیر هستیم به قانون ومقرارات گردن می نیهم ....

گفتن اینها به بت پرست چون تو که عاشق بت تان کاکر هستید به ان میماند که پیش کله ...... چونکه تو شب روز بت ات را در مقابلت گذاشته و به تماشا ان مشغول هستی وقت کافی برای درک و مرور و قضاوت درست نداری ...شرم باد به وطن فروشان قبیله و بت پرستان انان ................

farid

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

سلام
به گفته شاعر خود تان [مونژ پختانه یو پختو زموژ نشان دی]
فقط نزد شما پختونوالی اهمیت دارد، همه مسایل را با این اندیشه
طرح میکنید.
سعدی چه میگوید
بنی ادم اعضای یک دیگر اند که درافرینش زیک جوهرند
ما دم از انسان میزنیم شما از پختونوالی

تنویر-

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

آقایان محترم زلمی و کاکر

لطفا ً این آقا زیر نام آفاق را برای توهین به دختر با غرور افغان لینا روزبه نکوهش کنید.

صحبت او مشابه به نوشته های پنجابی بچه گوربز و نامهای دیگر او است که هر شخصیت وطن را که برای منافع افغانستان حتی حرفی میزنند مورد هدف شوم شان قرار میدهد . این اگر بشر دوست باشد ، اسپنتا ، ملالی جویا یا پشتون باشد یا غیر پشتون.

این شخصیت کشی جز از مسلک کثیف زاده های است که آنچه را که دشمنان افغانستان بخصوص پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان به حلقوم کثیف شان داده است نشخوار میکنند.

dedaban
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

خانم روزبه يک شاعر نمای شهرت طلب کمسواد است و شهرت طلبی ، به حدی ديوانه اش را کرده که خيال ميکند ، وقتی به ايران رفته ، لسان دری (!) او که به فارسی تبديل شده، قيامت کبرا شده !
او از اينکه متوجه شده ، در ايران به کچالو ، ميگويند سيب زمينی، پس لاجرم دری افغانی و فارسی ايرانی، دو زبان متفاوت است؛ چشم بد دور، چه کشفيات مشعشعی خانم روزبه انجام دادند!
از همين بيسوادی ها و هرزه گويی های ايشان ، هم ويس ناصری استفاده سوء ميکند هم چرند نامه ی افغان جرمن آنلاين و هم سايت خاديست های مجاهد نما يعنی خاوران و جاودان واين وآن!
خانم روزبه خود را ، زبان و مليت خود را توهين ميکند تا فاشيست ها و ماکياوليست ها از او خوش شوند و برای او القابی ميان تهی همچون « دخت افغان» « دخت احمد شاه بابا» و « دخت با غرور» و دخت ميوند اهداء کنند !
و پاچه گيرانی مثل تنوير و مرده شويان ديگر از پشت ديوار انترنت به هواداری اين دخت افغان !!! ناگهان پاچه مردم را به دندان گيرند.
از نوشته شخصی به نام سليمان متعجب شدم. آيا برای غارتگری ها و حيف و ميل های زمان ربانی و شورای نظار بايد سند ارائه کرد ! آيا برای کشته شدن ۶۵ هزار جمعيت کابل در جنگهای تنظيمی هم سند ميخواهيد ، آخر بيادر، مردم افغانستان، بيست و چندمليون نفر هم غارتگری های تنظيم هارا بياد دارند هم آدمکشی اينان را!

سلیمان
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

دیده بان محترم

اینکه گفته شود 65 هزار نفر در جنگ بین شورای نظار و گروه های مخالف کشته شدند سخنی است درست، اما اینکه شورای نظار 65 هزار نفر را در کابل کشته باشد، کمی تامل لازم دارد. من قصد تطهیر شورای نظار و جمعیت را ندارم، گرچه اولی در اوایل حکومت مجاهدین منحل شد، و دومی هنوز فعالیت رسمی دارد، اما لازم دیدم از آنجایی که آقای کاکر، برای دفاع از مسایلی دست به قلم برده است، وی را متوجه خطای نهفته در نوشته اش نمایم، و خوب است که ما مسول سخنان خود باشیم و برای اتهامات خود دلیل و برهان هم اقامه کنیم. اما اینکه من بیایم و شما را متهم کنم که از فلانی پول می گیرید و یا"خود فروخته هستید" یا مسایل خانواده گی شما را به میان بکشم، و مدرکی هم برای این اتهام خود نداشته باشم، و دم از شرع و مسلمانی هم بزنم به گمانم چیزی باید در این بین بلنگد. سوال من از آقای کاکر بیشتر در مورد اتهاماتی است که به افراد می زنند، و اتهام به احزاب و گروه ها، مقولهء دیگر است.

صالح
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

یگانه تقصیر خانم روزبه این است که از کشور خود و از مردم رنجدیده خود در کشور ملا های نابکار یاد کرده است.

این دیده بان و آفاق که همان یک شخص اند بدون شک از اینکه این زن میهن پرست در قلب های میلیونها هموطن من جاه دارد حسادت میورزند یا در خدمت همان ملا های نابکار میباشد.

چشم حسود کور

Roshan
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

تنویر:

درررررررررت!

صالح

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

فراموش کردم که بگویم این آقای سلیمان هم دل و گرده دارد که با چنین افتخار از شورای نظاری بودن و جمعیتی بودن خویش چنین با افتخار یاد میکند.

مگر شما کدام شورای نظاری را دیده اید که چشم سفید نباشد ؟

بلی من اشتباه کردم. او باید با افتخار سنگ شورای نظار را به سینه بزند.

سلیمان
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

صالح محترم

راستگویی صفتی نکوست. بر خلاف مصلحت هایی که بسیاری ترجیح می دهند تعلق خاطر سیاسی خود را نگویند، من دلیلی برای پنهان کردن آن ندارم. با این اضافه که هردو جریان مذکور، با وجود نبود یکی از آنها، همچنان پر قدرت در عرصهء عمومی حضور دارند، و اگر نگویم میلیونها نفر لا اقل صدها هزار نفر، با اطمینان و افتخار خود را متعلق به آن می دانند، و از من اگر تعلقی است، از گذشته است، و اگر اعتقادی است، به افراد نیست، بلکه به آرمانها است. مهمتر از تعلق سیاسی افراد، اهمیت مواضع آنها به عنوان یک فرد است. تعلق خاطر به حزب یا گروه سیاسی یا قومی نباید ما را از پذیرفتن سخن حق باز دارد. یک طالب، ممکن مواضع سیاسی اش برای ما پسندیده نباشد، اما اگر طالبی بیاید اعلام کند که طالب است و از همان منظر وارد گفتگویی عقلانی شود، یا افغان ملتی و ...باید آن را به فال نیک گرفت و استقبال نمود.

صالح
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

آغا جان

اگر طالبی بیاید و اعلام کند که طالب است ما به او هم میگویم که بد کردی.

نه کل مانه نه کدو خاک در سر هر دو

طالب هم خیانت ، جنایت کرد ، کشت و ویران کرد، جمعیتی و شورای نظاری به عین شکل.

اینکه به چه تعداد افراد از آنها دفاع میکند نباید محک خوبی آنها باشد. از نازی های المان هم هزاران نفر دفاع میکردند و تا حالا هم میکنند ولی بشریت آنها را به حیث سیاه ترین جانی های جهان میشناسند.

شما اگر واقعاً میخواهید دارای صفت نیک شوید پس از به حیث یک انسان از جنایات شورای نظار و جمعیت از مردم افغانستان معذرت بخواهید.

و سلام

سلیمان
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

خوب وقتی طالبی افکاری مثل شما داشته باشد عین سخنان شما را به شما می گوید. و این تسلسل ادامه پیدا می کند، و از این نوع افکار حاصلی بدست آمدنی نیست.

صالح
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

شورای نظاری محابانه نوشته اید

سهراب سپهر
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

صالح جان!

همانطوریکه که گفتید در جمع شورای نظار کسی پیدا نمیشود که چشم سفید نباشد، میخواهم بگویم که در پادهء شما نیز کسی پیدا نمیشود که "صالح" باشد ؟ چون از گلهء شما و اهل صالح بودن از محالات است!

دیگر اینکه شما نیز خیلی غول مآبانه مینویسید و الحق که شورای نظاری نوشتن بهتر از غول مآبانه نوشتن است!

تنویر-

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

بلی همینکه یک افغان از منافع افغانستان دفاع کرد یا ثریا بها این مبتلا به تکلیف روانی و یا ثریا بها در زیر چادریبا نام نام گوربز ، خان، دریادلی ، مزاری .... پیدا شده او را مانند ملالی جویا و بشردوست دیوانه خطاب میکنند و با مانند اسپنتا برایش قواله پشتون بودن جور میکنند. این غده های سرطانی که از سنگ و چوب افغانستان و افغان نفرت دارند و انشاالله این نفرت آنها را به دوزخ ابدی خواهد رساند از هیچ عمل حیوانی برای شخصیت کشی در افغانستان رو گردان نیستند.

از همه اولتر در این شخصیت کشی دشمن درجه یک مردم ما یعنی پنجابی های کثیف و بوینا چتلستان ذیدخل اند هرچند نباید آخوند های حیوان صفت ایران را هم نباید از یاد برد.

Watanwal
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

lina rozbih yak MOTA Shaher e ast ke ba naam e sher ko* sher mega. wali har kas ke goft ke to da Sher e Dari chatali khod ra kardi baz megoyad ke to ba ma hasadat mekuni. kho mesazad ke ba rai lina jan laqab e Malika e Chatyat ra dad

صالح
ویس ناصری و لینا روزبه آماج مقاصد ناروا و شوم

تنویر جان

این دیده درا در آفاق شاید کدام عقده شخصی با خانم گرانقدر روزبه داشته باشند، یا هم به علت اینکه به او در صدای امریکا وقت صحبت نداده و یا شاید هم از دوران مکتب با او رقابت داشته و یا از اینکه خانم روزبه هم زیبا است، هم زیبا مینویسد و هم زیبا میسراید و زیبا صحبت میکند این حسود لعنت شده را آزرده باشد ....

میبینید که از آزادی بیان هم میشود خوب استفاده کرد و هم مانند این دیده درا مانند یک بزدل سیده دل.

من اصلا ندانستم که همین آقای کاکر چرا همه را گذاشته بر ضد یک روشنفکر بی آزار که مورچه را هم نکشته قلم بدست گرفته و اینقدر وقت ضایع کرده است؟ مگر این خود نشانه دشمنی ها و خصومت های شخصی نیست که با استفاده از آزادی که کابل پرس? داده در انترنیت بیان میشود ؟

مگر در بین این همه گرگان شورای نظاری و جمعیت آدمکش کم بود که دنبال این بیچاره روشنفکر ناصری را گرفته اند و او را با کلمات رکیک خطاب کرده اند ؟

من فکر میکنم زیر کاسه نیم کاسه ای است و این داد و بیدا در مورد ناصری نه برای شورای نظار بودن او است بلکه به خاطر دلایل دیگر است که به گمان این حقیر سر پاه تقصیر خصومت های شخصی بیشتر از آن به مشام میرسد

و در رابط با شعر خانم روزبه باید گفت که او از تشکر به مرسی که اصلا کلمه دری - پارسی نیست و کچالو به سیب زمینی و غیره منظور شاعرانه داشته و فقط خواسته بگوید که هر چند افغانی در ملک آخوند های نابکار هر چیز آن جامعه را قبول کرده و به هر چه گردن نهاده و بدترین و شاقه ترین کار ها را برای میزبان ایرانی خود انجام داده ولی باز هم از گزند ایرانی سست مشرب در امان نبوده است.

تنویر-
ویس ناصری و لینا روزبه آماج مقاصد ناروا و شوم

آقای محترم صالح

من آنچه را که شما نوشته اید و آنچه را که آقای محترم کاکر نوشته اند یکبار دیگر خواندم و به صورت مختصر سایت آزمون ملی آقای ناصری را هم مرور کردم. هر چند من اعتراف میکنم که این مرور مختصر شاید کافی نباشد ولی حد اقل یک تصویر عمومی از وضعیت برایم فراهم کرد که نتیجتا به اجازه شما نکات ذیل را میخواهم عرض کنم:

– من با شما موافق هستم که ویس ناصری اگر شورای نظاری هم است در سایت خود نه چیزی بر ضد افغانستان مینویسد و اجازه میدهد و نه در مورد کدام افغان وطنپرست.

این خود نشاندهنده این است که ادعای آقای کاکر مبنی بر روابط پشت پرده او با فرد مجهول الهویه چون گوربز عطا خیل از واقعیت دور است.

گوربز عطا خیل و زیر چندین نام دیگر در همین کابل پرس? بر ضد افغانستان و هر چه مربوط به افغانستان و افغان است مینویسد و تضاد های قومی و ملی را دامن میزند که فقط و فقط یک جاسوس و چوچه سگ پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان این کار را بر اساس پالیسی پنجابی ها میتواند انجام دهد.

چیزی که من تا حالا از آقای ناصری نشنیده ام.

– گوربز عطا خیل و اشخاصی چون ثریا بها که از سالیان متمادی مبتلا به مرض مزمن روانی است تمام تلاش و قوت شانرا برای دامن زدن به دشمنی بین اقوام غیر پشتون با پشتون انجام داده و با این کار میخواهند نفرت در مقابل پشتونها را چنان زیاد کنند که پشتونها هم بالمقابل بر علیه غیر پشتونها بنویسند.

این باز هم پالیسی پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان است که فکر میکنند اگر پشتونها خود را در مقابل غیر پشتونها در یابند راه دیگری به جز به توسل به کمک چتلستان نخواهند داشت( امید این آرزو را با نابودی دولت مصنوعی چتلستان به گور ببرند)

باز هم این مسله را نه من از ویس ناصری شنیده ام و نه در سایت او حتی یک مقاله ی را در این راستا در یافتم.

نظر من باز هم همان است که پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان با استخدام چند قوم پرست مریض میخواهد در سایت های افغانی مسایل قومی و لسانی را دامن زده و بخصوص اقوام غیر پشتون افغان را بر ضد پشتونهای افغانستان بر انگیزند. این چند فروخته شده ی مریض بعداً زیر چندین نام از عطا خیل تا دریادلی ، خان، سهراب، مزاری ، روشن، گردیزی ، خان اصلی و غیره و غیره در سایت های افغانی بوی کثیف شانرا پخش میکنند.

شبیر "کاکر"
خدمت جناب صالح

محترم صالح سلام!

اجازه دهید قبل ازآنکه شما مرا متهم به دشمنی شخصی با ویس ناصری کنید من شما را به دوستی با ویس ناصری متهم کنم.

شما ازیکطرف داد و وایلا براه انداخته اید که شورای نظار وجمعیت جز مشتی از دزدان و اوباشان وقطاع الطریقان وخانئنان و وطنفروشان چیز دیگری نیست. اما ازطرف دیگر یک عضو برجستهء این گروه منفور وخاین را که درمکتب شیطانی برهان الدین تربیه شده اورا یک موسیچهء بی آزار خوانده اید. من ازین تناقض سر درنیاوردم.

شاید درینجا طرفداران شورای دزدان حق داشته باشند که بالای شما انتقاد کنند. جنایت تنها این نیست که درجنگهای کابل کسی اشتراک کرده باشد وبعد به اروپا وامریکا مهاجر شده باشد. ویس ناصری ازجمله افراد در رده های بالائی باند جمعیت قرار دارد وزمانیکه فاضل پسر خاله ربانی درسفارت کارمیکرد طوریکه درمقاله ام تاکید کرده ام ناصری ازپای بوسان وی روزانه آنجا حاضری میداد ودستورمیگرفت. من نمیدانم که شما دربین این دزدان ورهزنان چرا فرق قایل میشوید وآنهم بدون یک پشتوانهء منطقی.

اگر ویس کدام مرد عادی بیسواد ازکدام ده وقریه افغانستان بوده که باند جمعیت را نمی شناخته ونا آگاهانه سر به آخور جمعیت فرو برده شاید که شما برحق باشیید. اما این آقا درمکتب ربانی رشد وتربیه یافته است. چگونه شما حاضید که بدلایل که من نمیدانم از وی دفاع نموده وبقیه مردم شورای نظاری را محکوم می کنید؟

همین اکنون یک مقاله دیگرم دربارهء دزد دیگر جمعیتی درراه است آیا آنجاهم شما عین قضاوت را میکنید که من با آن دزد دشمنی شخصی دارم؟ بدا بحال تان اگز اینچنین باشید!

صالح

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

کمیته دفاع از ملالی جویا |

شایعه در مورد پناهندگی جویا به کانادا دروغ محض است

جویا هیچگاهی در هیچ کشوری تقاضای پناهندگی ننموده و نخواهد نمود

کمیته دفاع از ملالی جویا، ٢١ میزان ١٣٨٩ – ١٣ اکتوبر ٢٠١٠

خبرگزاری پژواک و تعدادی از مطبوعات افغانستان به نقل از امان الله پیمان نایب دوم ولسی جرگه گزارش دادند که چهار زن عضو پارلمان افغانستان به کشورهای غربی پناهنده شده اند. وی از ملالی جویا نیز از جمله غیرحاضران دایمی پارلمان که در کانادا پناهندگی گرفته نام برده است.

"کمیته دفاع از ملالی جویا" این اظهارات پارلمان افغانستان در مورد جویا را که از زبان آقای پیمان بیان شده اند دروغ محض و توطئه خوانده شدیدا تقبیح میکند.

ادامه مطلب
http://www.malalaijoya.com/dcmj/

trader

کا کا کر .

صالح صاحب !
ملالی به کانادا ( بای فریند ) دارد .

شبیر جانه !

دا ( کا کا کر ) سه بلا دی .

Karim
کا کا کر . پاسخ احمق ها سکوت است

trader

در مورد نوشته های لچکانه ات بزرگان گفته اند که بهترین پاسخ به احمق ها سکوت است،

پس سکوت!

trader

لینا روزبه .

لینا روز به به یک خانواده مهاجر افغان که در مشهد بسیار سالهای درازی زنده گی کرده بودند چشم به دنیا گشود . او یک افغان بود و است و همیشه خواهد بود . زوق ادبی دارد و هیچگاه پای خوده به بوت سعدی و حافظ هم نکرده و مثل سیاه سنگ و یا مامون نیست که دنباله رو باشد . هرچه که ده توبره داره همرای افغانها به دسترخوان میمانه . از ملالی جویا و ثریا بها بسیار فرق داره . یک زنده گی بسیار بی الایش و صمیمی و افغانی را همیشه گذشتانده است . بعدا مجبوراء از پاکستان به غرب مهاجر شده است . شما تشویق کنید لینا را . ما مانند لینا هزاران دختر و پسر با بهترین استعداد ها در خاک ایران داریم که توهین ملاه ها و اخوند ها میشوند . لینا با همان جسه کم زور و نحیف خود در مقابل بزرگترین دشمنان افغانستان مانند احمدی نژاد و اخوند های امریکایی و اروپایی ایستاده است و علماء و عملاء از مردم خود دفاع نموده است . به رادیوی امریکا برای شنواندن صدای افغانها به دنیا کار میکند .

Roshan
لینا روزبه .

کسانی که به افراد با ایمان نسبت زنا داده‌اند در دنیا و آخرت ملعون خواهند بود و به عذاب سخت معذب خواهند شد» (سوره نور - ۲۳)

تریدر تو پستی را به جای کشانیده یی که یک خانم متاهل را متهم به بای فرند داشتن میکنی. اگر مسلمان هستی (که امیدوار هستم از زمره انهای که مصروف دشنام دادن به مقدسات اسلامی هستند نباشی) به تاسی از ترجمه فوق همین حالا توبه کن. من نمیدانم چتور وجدانت این اجازه را میدهد که همزمان از دفاع کردن یک خانم یک تهمت ناروا را به یک خانم پاکدامن دیگر بزنی. ملالی جویا اگر دیوانه باشد شکی نیست ولی در پاک دامنی اش هیچ شک وشبه یی وجود ندارد. امیدوار هستم که خرفهم شده باشی

trader
سوره 23 و دبنگ های اسلامی .

روشن خان سوره 23 را بان به جایش . دنبال او سوره ها برو که از نه نه تو کشت زار های اسلامی درست نموده اند . . و یا از سوره های بخوان برای مردم که نه نه تو را یک خایه شتر هم اهمیت نداده اند . از شاشه شتر یاد کو که پیغمبر اگر گرده درد میشد انرا مینوشید و سر میکشید . من حد اقل احترام به مقدسات دیگر هموطن دارم ولی تو ولد ذنا از جایکه میدانی که خدا یکی از چهره های خدا معاف کننده است از نگاه اسلامی میخواهی با مادر خودت زنا کنی و بعداء از خدا معافی بگیری شما اولاد های مادر زنای اسلام هستید . که نه از دنیا شده اید و نه از اخرت . در دنیا مرده گاوی محمد و عمر و عثمان و بالخره عثامه ین لادین و ملاعمر را میکنید و در اخرت گوه فرشته و ملایک و اعضای دفتر خدای موهوم را میخورید . شبیر کاکر زورش به اسپ نمیرسه به پالان اسپ میزنه .

Roshan
سنجش افراد توسط تریدر مطابق معیارات اعضای خانواده خودش

تریدر بچو. ناحق نگفته اند که پختانه نسل گم شده یهود هستند. من از نوشته های فاشیستی ات که گوساله پرستی پختانه را صبغه تاریخی داده بودی اصلیت تورا درک کرده بودم. حتی اگر بی دین هم باشی بازهم در قانون بیدینی ها هم اگر بالای کسی اتهام بسته کنی وانرا به ثبوت نرسانی باز هم در مقعدت چوب خشک را میزنند. از نوشته هایت درک کردم که تو از تهمت زدن بالای مادرت هم روادار نیستی. معلوم میشود که ملالی جویا را مانند خواهر ومادرت که بای فرند دارند فکر کرده یی. بچیم هرکسی مانند خواهر ومادرت نمیشوند که بای فرند داشته باشند.

من با مفکوره سیاسی خانم ملالی جویا مخالف ولی در پاک دامن بودنش ایمان کامل دارم. اگر معیار برای قهرمان بودن برای تو فاحشه بودن است پس باید اعضای فامیلت قهرمانان باشند.

Watanwal

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

Lina Rozbih’s main problem is the fact that before she knows on something - she endlessly talk on it and quickly take a pen and writes bullshit or a so called poetry. She is maried to an UGLY and ignorant man named Haidary who came to Afghanistan Embassy in Washington through personal connection with Syed Tayeb Jawad. They DEFAMED Afghan Embassy in the world. I hope President Karzai and Dr Zalmay Rasool try this stupid man for his role in defaming Afghan Embassy in America

فواد لامع
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

این پیام را من فواد لامع گذاشته بودم و معذرت میخواهم از دروغ هایم، به نسبت خصومت های من و خانم من شایسته سعادت من این پیام را نوشتم ولی به خطای خود پی بردم

فواد لامع
ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

i apolgize for watanwal comment. thiz is fawad lameh comment and i apologize for it
watanwal=fawad lame

آصف سرپلی

ویس ناصری چهره ای مکار وستون پنجم شورای نظار

سلام وطندارا كابل برس را واز كدم أمي مطلبه يافتوم ويس جان ناصري يك شخصيتي فرهنكي و زحمت كش و وطندوست است و تا حالي خيانتيشه ما نديديم بيجا بيجا سر مردوم غيبت نكنين كنا داره / اكر خدمت كرده نميتانين لا اقل برو باكند هم نكنين / سايتيش شايدي خدمت هايش است / شايد جوابيمه خانده نتانوم بخشيش باشه يك خوده نشان دادم كه زنده استوم / تشكرات/

trader
سرپلی و زیارت سر پل .

سر پلی .. بایانی صاحب تنها هستند و مزاری شروع به دعا خواندن بر سر قبر اق مراد و مقیم بای رفته است . میگن که بچه مقیم بای شاروالی مزار است . حق دارند . . بر مزار بسیار خدمت کردند . در سالهای گذشته یر مسله مالیات یک دفعه مردم مزار همرای نایب الحکومه پرماج جنگ کرده بودند . شاید تو بتوانی بگی که در او جنگ رهبر اینها کی بود ؟ همین حاجی مقیم بای نبود ؟ بهر حال دختر پرماچ گریخت همرای یک بچه قضل باش به نام ازمر و حالی به امریکا هستند و باید پیر شده باشند و مزار مانده و مزاری .

مزاری
سرپلی و زیارت سر پل . / خدمت آقای trader !

آقای trader ! حاجی صاحب آصف خان سرپلی دوست این حقیر فقیر اند . گرچی با ایشان روی بعضی فروعات می پیچیم ولی روی همرفته ایشان انسان با دل و قلم بدستی اند که برایشان احترام قایلم . کوشش کنید از نوشتن دشنام و تحقیر در پیام های خود جلوگیری کنید . دوست ارجمندم آقای بابک فرموده بودند که ناسزا و توهین نوشتن ماهیت ، مقدار و وقار پیام را میکاهد ، الحق که ایشان راست و حقیقت فرموده بودند .

آقای trader ! بایانی صاحب تنها نیستند با ایشان تمام دوستانی اند که میخواهند با سلاح قلم ، دانش ، تجربه و ابتکار عمل جلو هرگونه امتیاز طلبی خودکامه گی و افسار گریختگی فاشیستانی را که مربوط به هر قوم و قبیلۀ که باشند بگیرند . بایانی صاحب وطن و سرزمین خویش را واقعأ دوست دارند که مانند شمع و چراغی ، میخواهند بدیگران روشنایی ببخشند ولی بیخبرند خود در تاریکی ایستاده اند . اگر یکی دوباری با امثال خان شبیرخان کاکر پیام رد و بدل نمایند متیقین هستم به اشتباه خود پی خواهند برد .

اما درقسمت بزرگان آزادۀ سرزمینم که پوز پره ماچ ، گل مامد مومند و جمعه اسک را بخاک مالیده اند احتیاط داشته باشید که پایتان از محوطۀ مربوطه درازتر نکنید ، ورنه آنگاه حق شکایت ندارید . فقط یک پیشنهاد است .

بلی مزار است و مزاریان ، بلخ است و بلخیان که منم ورنه هیچ در هیچم دراین خم و پیچ !

مشورۀ دوستانه ام را بیاد داشته باشید !!!!!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 19 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس