ملا ربانی که عمر عزیز را صرف عشق چوکی و دالر کرد و چوکی لعنتی هم به او دیر وفادار نماند و در آخر عمر از بس که آتش عشق چوکی تار و پود وجودش را مشتعل کرده بود حتی بسوی چوکی آتشین و خون آلود ریاست شوری عالی صلح دست دراز کرده و بالاخره در شعله های آتش آن بسوخت و آینده و سرنوشت قوم و تبارش را نیز به خطر آتش سوزی وحشت طالبانی مواجهه کرد .
حامد کرزی نیز از جمله همان عاشقان دل سوخته است که گرچه وصال معشوقه را مدیون لطف و کرم مرغ سعادت می باشد ولی برای حفظ و نگهداری آن از هیچ جان نثاری و قربانی دریغ نکرده و حتی وحدت ملی و صلح وسعادت کشورش را نیز فدای حفظ و حراست آن کرده !
اما افسوس و صد افسوس که همه تلاشهای صلح خواهانه ملا ربانی و زاری و تضرع کرزی باعث بهبودی اوضاع نگشته و متنفذین و سر شناسان اقوام درهر گوشه وکنار کشور یکی پس دیگری به کام مرگ رفته و می روند و شانس حراست و نگهداری معشوقه برای محترم کرزی روز بروز دشوار تر شده و خطر از دست دادن آن هر لحظه بیش از پیش موجود است.
روی این ملحوظات و برای جلوگیری از تلفات بیشتر نیروی انسانی در باند کرزی دولت آمریکا لباسهای زرهی که از رشته های کاربنی و صفحه تیتان تشکیل شده و اصلاً بعلت سبک بودن و داشتن مقاومت بالا در مقابل سلاح های گرم و سرد در صنعت هواپیما های نظامی ازآن استفاده می شود برای اشخاص فوق الذکر تدارک دیده که خطر تلفات انسانی بدینوسیله به یقین تقلیل می یابد ولی پوشید ن این لباسها با وجود وزن نسبتاً کم آنها خالی از مشکلات احتمالی نخواهد بود .
از آنجمله می توان از مشکل بیت الخلا و خصوصاً استفاده از آفتابه های آهنی نام برد که صدای اصابت آهن به آهن آنهم اگر در نیمه شب باشد موجب اذیت و آذار دیگران خواهد شد .
سگ های مارشال فهیم نیز از دیدن صاحب شان در آن لباسهای آهنین دچار حیرت و حتی ترس و وحشت شده و بسوی او حمله ور خواهند گشت و مدت را در بر خواهد گرفت تا با آن لباسهای آهنی عادت کنند .
سیاف قانونی و محقق با اطمینان از مقاومت بالای لباسهایشان در مقابل فیر بوت و کلوش ، تفدانی و گلدان در مجلس نمایندگان ازین ببعد بیشتر از قبل از منطق زور بجای زور منطق استفاده برده و به دهان مخالفان مشت آهنین حواله خواهند کردند .
اما امیدواریم که این لباسهای آهنین سودی هم به ملت بیچاره داشته و از مصارف گزاف و کمرشکن تهیه موترهای ضد گلوله ، معاش بادیگارد های بی حساب از بیت المال ملت جلوگیری بعمل آورده و اذیت و آزار مردم را از بابت راهبندان های هر روزه پایان دهد.
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
نظرات
14 دیدگاهبالاخره بعد از قتل ملا ربانی باقیماندگان خطر را جدی پنداشته و در فکر حفاظت جان شدند !
به همه مدافعین ربانی
محترم باقی سمندر
من به صورت مشخص سوالات ذیل را از شما پرسیده واز شما خواستم که به هر سوال مشخص حواب مشخص بدهید:
"1- ایا برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود یکی از عاملین کشتار کابلیان در سک جنگی ها تنظبمی و ملیشه ای بودند و یاخیر؟ زیرا تا کنون خواسته ای ازین موضع فقط با حرافی تیرت را بیاوری. فقط روی نکاتی بحث میکنی که مربوط دوران پرچمی ها و طالبان می شود.
2- آیا ربانی و مسعود توسط آی اس آی تمویل و تجهیز میشدند و یا خیر البته در سال های قبل از سقوط دولت تجیب؟ و در دوران حکومت خود هم از آی اس آی دعوت نکردند تا اردوی را که خود شان پاشان نموده بودند، دوباره بسازد؟
3- آیا برهان الدین و احمد شاه معامله گری های با روس ها، گلبدین، مزاری، دوستم، پرچمی ها و حتی طالبان داشتند و یا خیر؟
4- لطفاً بنوبسد که به صورت مشخص در نوشته من که چنین آغاز می شود : من از نسلی هستم... کدام جمله اش افترا است؟
4- ایا باید جنایت کاران جنگی ، آدم کشان، رهزنان و وطن فروشان محاکمه گردند ویا خیر؟ اگی بلی، دران صورت جایگاه ربانی- مسعود در کجا خواهد بود؟
6- آ یا قتل استاد واسوخت در بدخشان را که استادت با افتخار ازان یاد میکرد، به خاطر داری؟.(مشت نمونه خروار). بدخشانی ها می دانند که استاد واسوخت کی بود و چه گناهی را مرتکب شده بود. اگر به منظور داد خواهی استاد واسوخت هم اگر باشد استاد قاتل ات باید اعدام میگردید.
7- آیا با گفتن " با تمام قوت میکوشم که از جنګ های قومی ومذهبی وپارچه پارچه شدن افغانستان جلو گیری کنم" و ایستادن در کنار یکی کسانیکه خود عامل همچو جنگ ها باشد کار صواب است؟ ربانی و مسعود در کنار گلبدین و مزاری و دوستم و سیاف یکی از عاملین اساس جنگ های قومی در افغانستان نیست؟ مگر قتل عام افشاری ها براه انداختن جنگ قومی نه بود؟
8- بنیاد گرایان بنا بر خصلت خود به همه جنایات، وحشت، استبداد و حتی بی ناموسی خود رنگ وروغن" دین و دین باوری" می زنند، چنانچه سیاف هم جنگ های کابل را اسلامی خواند. و شما هم با همان شیوه می خواهید کشته شدن استادت را رنگ و روغن " دین و دین باوری" بزنید وشهیدش بخوانید. آیا کشته شدن قاتل شهادت است؟ بنا بر تعریف شما امیر حبیب الله، حبیب الله مشهور به بچه سقاو، نادر خان، ترکی، امین، نجیب شهیدان بودند.
9- اکت های ضد اعدام بودن تان هم کاملاً در خدمت جنایت کاران است. زیرا جنایت کاران همه قتلها و اعدام ها و ترور های خودرا نموده اند ولی این بار مردم افغانستان بایدجنایت کاران را محاکمه و اعدام نماید. و شما بر ضد آن قرار میگیرید و حتی اگر یکی از آنها در سگ جنگی های خود هم کشته شود شما با اشک های تان جسدش را می شویید ویا نه؟"
برعلاوه ایکه جواب ندادید باز هم خودرا به درو آن در زدید.من ازین پرسش ها فصد قبولاندن نظرات خودرا بالای شما ندارم. فقط می خواهم از زبان خود شما جامعه روشنفکری غیر آلوده یعنی که نه خود دستان خود آلود دارند و نه هم قلم زن خون ریزان بوده اند] بدانند که شما کسی هستید که خون های کابلیان را از از روی کثیف ربانی می لیسید.
واین جند جمله اخیر تان فکر میکنم برای شناخت هویت فکری کنونی تان یعنی سقوط تا سطح قلم زن جنایت کاران جنگی چون ربانی- مسعود کافی باشد: مینویسید:
"به نظر من برهان الدین ربانی یکی از بنیان ګزاران نهضت جوانان مسلمان بود که با حرکت اخوان المسلمین خود را تعریف میکردند ـ مګر داشتن عقیده دیګر وتفکر سیاسی دیګر تا هنوز هم جرم شمرده میشود؟."
هر کسی که باور به دموکراسی داشته باشد، باید تحمل عقاید مخالف را داشته باشد. داشتن صرف افکار جرم نیست ولی زمانیکه اشخاص دارای این افکار، " شهید سیدال سخندان" را به قتل برسانند( خون سیدال را باقی ها چه ارزان می فروشند)، به روی دختران مکتب تیزاب بپاشند،در مکتب آی اس آی تربیت شوند، در کمپ های نظامی آی اس آی آموزش ببینند( مگر مسعود در کجا آموزش نظامی دید؟)، در دریاف کمک های آی اس آی منزلت دوم را داشته باشتد، دست بوس عبدالله عزام و سایر عربهای سیه دل باشند، مکاتب و کلنیک ها را به آتش بکشند، از شهادت استاد واسوخت ها توسط" بچه های جمعیتی" با افتخار یاد کنند، قاضی حسین احمد و جنرال حمید گل بهترین معلمین شان باشند... و سرانجام یکی از عوامل ویرانی کابل و کشتار 65 هزار کابلی، غارت موزیم ملی و ارشیف ملی، جاده صاف کن طالبان نابکار و وحشی تا رسیده آنها تا دروازه های کابل شوند...مجرم شمرده می و باید مجازات شوند. باز هم برایت می نویسم که نه بدست هکیشان طالبش بلکه بدست توانی مردم.
شما می نویسید:" . ترور نمودن پروفیسور برهان الدین ربانی یک بخش از پیکر جامعه افغانستان ومنطقه را شدیدن متاثر وغمګین ساخته است و عواقب بدی را میتوان هم منتظر بود."
باید گفت کدام" جامعه افغانی" ؟نزد اکثریت جامعه افغانی کشته شدن ربانی را بدست برادران همکیش اش دو توت سیاه هم ارزش ندارد. فقط کسانیکه جیزکی ازین جناین کاران به جیب های شان می ریزد و یا مانند شما مجاهد شده ها از مرگ ننگین ربانی " شدیدن متاثر وغمګین" سازد، کافه ملت منتظر روزی هستند که سایر برادران جمعیتی، سیافی، وحدتی، گلبدینی ، دوستمی و طالبی شان را به کیفر اعمال شان برسنانند.
می نویسید:" من در ۴۶ سال اخیر حوداث سیاسی افغانستان در حاشیه قرار نداشته ام و از اینرو برایم سخت خواهد بود اګر در مورد مخالفین سرسخت خودم واقعیت را وارونه جلوه دهم ووجدان خود را زیر سوال قرار دهم." باقی شمندر این چگونه وجدان است که خون سیدال را به این آسانی و خون کابلیان را رایگان به فاتل شان می بخشی؟
می نوسید: " کجا بودند این مدافعین ۶۵ هزار انسان شهید تا چند روز پیش از شهادت برهان الدین ربانی وچرا هیچ جمله ای ننوشتند ؟ ویکبار در این ده سال آخر یک ورق کاغذ برای به محکمه ای در افغانستان یا اروپا و یا امریکا ننوشتند تا برهان الدین ربانی را به محکمه بکشانند وبوی موقع بدهند که وکیل دفاع داشته باشد و در مورد اتهامات اظهار نظر نماید ـ حالا که پروفیسور برهان الدین به شهادت رسیده است – در غیاب اش وی را به محکمه ذهن خود فرا میخوانند"
باقی سمندر: درین هیچ جای شک نیست که نیروهای آزادی خواه و ملی و دموکراتیک به خاطر آنکه طی سی سال ترور و وحشت خادی_ جهادی ها از هر طرف مورد پیگرد، شکنجه اعدام و ترور قرار گرفتند و هم مسلماً خود اشتباهاتی را مرتکب شدند، یگان تای شان بوسه به بدستان خون آلود جنایت کاران تنظیمی زدند، یک اندازه ضعیف هستند. ولی لحظه ای هم شعار محکمه جنایت کاران جنگی سه دهه اخیر را به شمول استادت ربانی فراموش نه کرده اند. از تمام مراجع ملی و بین المللی خواسار محاکمه آنها شده اند. ولی مراجع دولتی افغانستان چون متشکل از جنایت کاران جنگی بود به عفوه جنایت کاران و همدیگر بخشی پرداختند. همی اکنون کمیته ای از قربانیان جنگ های سه دهه بنام کمیته ای داد خواهان وجود دارد ودرین زمینه داد خواهی میکنند. اینکه امریکا خود همه جنایت کاران را منجمله چون استادت را ازمغاره ها جمع نموده و حاکم بر سرنوشت ملت ما ساخته، هنوز نتایج ملموس به بار نیاورده است. لذاتا بسیج شدن اکثریت مردم به منظور داد خواهی این مبارزه ادامه خواهد یافت.
در اخیر در رابطه با قاتل و مقتول باید بگویم که من در سگ جنگی های تنطیمی جانب هیچ کدامش را نمیگیرم. برای من باز به دوتوت سیاه نمیارزد که ربانی به خاطر صلح با طالبان ( که بدین وسیله می خواستند حلقه شیطانی مستبدین را با اوردن ملا عمر و گلبدین در دولت تکمیل کنند) کشته می شود ویا زنده میماند.
بالاخره بعد از قتل ملا ربانی باقیماندگان خطر را جدی پنداشته و در فکر حفاظت جان شدند !
ترور استادربانی همانند ترور جلال رزمنده توسط قبیله بیفرهنگ سازماندهی شد.
خلقیهاکه بعد از وفات شوروی بیوه شده بودند-در فکر ازدواج مجددبا پاکستان برآمدند. درهمین حال بود که بیوه شوروی بنام شهنوازتنی مخفیانه از و بدوراز چشم دیگررفقای حزبی پرچمی خود بنای نامزدی با آی اس آی را درمشوره با قبیله یا نجیب براه انداخت و نقل نامزدی را تنها به افراد خلقی و برخی پرچمیهای قبیله سالار همچون نجیب توزیع نمود. درهمین حال رفقای پرچمی از این نامزدی مخفیانه آگاه شده و جلوعروسی را گرفتند.نبی عظیمی ودیگر پرچمیهای ضدپاکستانی به جلال رزمنده فرمان دادکه نشودعروس با کودتاه دامادرا -بحیث خانه دامادتحمیل نماید.
زد وخوردشروع شد وعروس به پاکستان فرار نمود واعضای دیگرخانواده عروس بعد از شکست مفتضحانه دوباره ازطرف نجیب به وزارتخانه های دفاع (اسلم وطنجار)وداخله به یک انجینربرق خارج ازمسلک بنام رازمحمدپکتین انتصاب گردیدند.
ازینجابود که جنگ داخلی شروع گردید.
نجیب که ازشگست یک قبیلوی خویش به دردآمده بود بایک توطیه طراحی شده بکعده از ملیشه هارا درهرات بنام تسلیمی یا پیوسته به به اصطلاح مشی مصالحه ملی سازماندهی نموده و جلال رزمنده را مامور ساخت تا آزآنها استقبال نماید /جلال رزمنده همانند استادربانی غافل لز نامردانگیهای گروه وحشی که درطول تاریخ نامردانه ازپشت خنجر میزنند- به استقبال تسلیمها رفت و درهمان هرات با یک توطیه ناجوانمردانه کشته شد و بنای جنگ های داخلی که قبلآ با کودتاه نجیب علیه کارمل به کمک روسها شکال گرفته بود-رنگ تیره تررا گرفت که درنهایت بعد فضای نامطمین بین رفیقای خلقی وپرچمی به اوج خویش رسید ونوبت بعدی جنرال دوستم بود که باید به خاطر عمل سرسختانه اش درمقابل تنی وسرکوبی کودتاه چیان قبیلوی - ازطرف نجیب پاداش مرگ برایش داده میشد- که با تسلیمی دوستم ویا ایتلاف با مسعود وحزب وحدت نجیب را از سر راه برداشتند و اردوی ملیشه یی نجیب با یک حرکت مخالفت گونه دوستم ازهم پاشید و فضای بعدی با داخل شدن مجاهدین به کابل و توزیع سلاح ازطرف ملیشه های به اصطلاح اردوی نجیب به مردم و زمینه سازی بدنام سازی مجاهدین ازطرف خلقیها سلاحکوتها به یغما رفت و همه مسلح شدند و بلاییکه برسر کابلیان آمد مسوول درجه یک آن خلقیها و پرچمیها بوده که بخاطر مخالفتهای داخلی شان وطنرا به بربادی سوق دادند.
گناه ربانی ومسعود
کناه اینها این بود که وقتی به کابل داخل شدند برنامه عفو عمومی را اعلام نمودند و تمامی جنایتکاران را عفونمودند و یکعده ازجنایتکاران طرف آی اس آی و گلبیدین رفتند و یکعده هم بطرف مسعود آمدند ومسلح شدند و آگاهانه جنگها را شعله ور نمودند و امروز هم تبلیغات ضد مسعود یعنی همان شخصی را مینمایند که از خیرات سر او زنده ماندند.
من یکی از افراد خورد ظابط دوران نجیب در محبس پلچرخی را میشناسم که وقتی یک موتر جیب جهادیها درزمان حکومت جهادیها ویرا تعقیب مینمودند-وی درچهاراهی صدارت خود را فوری به صدارت زده و به مشتاق که رییس خاد زمان ربانی بود رسانیده و از وی خواستارکمک شد و مشتاق جهادی از وی حمایت نمود و وی را ازمرگ حتمی نجات داد/ ولی شما نمک حرامها هرگز از کرده هایتان پشیمان نبوده و از آنهاییکه شما را از زیرساتور گلبیدین و آی اس آی نجات دادند -می تازید.
بالاخره بعد از قتل ملا ربانی باقیماندگان خطر را جدی پنداشته و در فکر حفاظت جان شدند !
سلام
نمی دانم منظور این دوست نیمه خادی و نیمه جهادی کی است؟ و خودش کی است؟
بالاخره بعد از قتل ملا ربانی باقیماندگان خطر را جدی پنداشته و در فکر حفاظت جان شدند !
کابل پرس?
قریبارحمن را تلاشی نموده اجازه بده تا در لنگی خود انتحاری نکند
بالاخره بعد از قتل ملا ربانی باقیماندگان خطر را جدی پنداشته و در فکر حفاظت جان شدند !
afareen beshak.
بالاخره بعد از قتل ملا ربانی باقیماندگان خطر را جدی پنداشته و در فکر حفاظت جان شدند !
اگر چه اين جنايت كاران وحشت زده شده به تعداد محافظين خود افزوده اند اما بعد از ملا رباني قرار ذيل نوبت افراد خواهد بود - 1 - ملا سياف 2 - ملا فهيم - 3 - شيخ خلياي - 4 -ملا مجددي - 5 - ملا قانوني - 6 - ملا عطا - 7 - شيخ اصف - 8 - ملا اسماعيل - 9 - شيخ محقق و غيره ...........